ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 47
  1. #1
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    Flower 23 32 業 اشعار اردلان سرفراز 業


    اردلان سرفراز در سال ۱۳۲۹ در شهر داراب واقع در استان فارس دیده به جهان گشود.

    او فرزند ارشد خانواده بود و مادرش نیز در شعر دستی داشت.

    شروع زندگی شاعرانه اردلان در سال اول دبیرستان در مدرسه امیر کبیر و با تشویق معلمی

    به نام دانشمند بود. او به پیشنهاد پسرعموی مادرش (حسین سرفراز، شاعر و روزنامه نگار

    معروف آن زمان) برای گذران زندگی با رادیو ایران و ارکستر جوانان کار خود را به عنوان ترانه سرا آغاز کرد.

    پس از یک سال به دلایلی رادیو ایران را ترک کرد. اما سرفراز ترانه سرودن را به شکل حرفه ای آغاز کرد

    ویرایش توسط MELINA : 2013.12.04 در ساعت 12:20
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. #2
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    پیش فرض


    آی عشق



    عشق به شکل پرواز پرنده س
    عشق ، خواب یه آهوی رمنده س

    من ، زائری تشنه ، زیر باران
    عشق ، چشمه آبی اما کشنده س


    من ، می میرم
    از این آب مسموم


    اما اونکه مرده از عشق ، تا قیامت ، هر لحظه زنده س
    من ، می میرم از این آب مسموم
    مرگ عاشق عین بودن ،اوج پرواز یه پرنده س


    تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
    دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار
    صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار


    برای زنده بودن ، دلیل آخرینم باش
    منم من بذر فریاد ، خاک خوب سرزمینم باش
    طلوع صادق عصیان من ، بیداری ام باش


    عشق ، گذشتن از مرز وجوده
    مرگ ، آغاز راه قصه بوده
    من ، راهی شدم نگو که زوده

    اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
    ن راهی شدم نگو که زوده
    اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #3
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    پیش فرض


    بوی موهات زیر بارون - صدای بارون

    ترانه سرا: اردلان سرفراز

    خواننده: ستار

    بوی موهات زیر بارون
    بوی گندم زار نمناک
    بوی سبزه زار خیس
    بوی خیس تن خاک

    جاده های مهربونی
    رگای آبی دستات
    غم بارون غروب
    ته چشمات تو صدات
    قلب تو شهر گل یاس
    دست تو بازار خوبی
    اشک تو بارون روی
    مرمر دیوار خوبی
    ای گِل آلوده گُل من
    ای تن آلوده دل پاک
    دل تو قبله این دل
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    بوی موهات زیر بارون
    بوی گندم زار نمناک
    بوی شوره زار خیس
    بوی خیس تن خاک

    یاد بارون و تن تو
    یاد بارون و تن خاک
    بوی گُل تو شوره زار
    بوی خیس تن خاک
    همیشه صدای بارون
    صدای پای تو بوده
    هم دم تنهاییام
    قصه های تو بوده
    وقتی که بارون می باره
    تو رو یاد من می یاره
    یاد گلبرگای خیس
    روی خاک شوره زاره
    ای گل آلوده گل من
    ای تنا لوده دل پاک
    دل تو قبله این دل
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  4. #4
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,094
    23,765
    29,946

    پیش فرض

    از ريشه تاهميشه قسمت اول

    ترانه ي آغاز


    در من هزار حرف نگفته
    هزار درد نهفته
    هزاران هزار دريا هر لحظه در تپيدن و طغيانند
    در من هزار آهوي تشنه
    در خشکسال دشت پريشانند
    در من پرندگان مهاجر
    ترانه هاي سفر را
    در باغ هاي سوخته مي خوانند
    با من که در بهار خزانم قصه هاي فراواني ست
    با من که زخم هاي فراواني
    بر گرده ام به طعنه دهان باز کرده اند
    هر قصه يک ترانه
    هر ترانه خاطره اي ديگر
    هر عشق يک ترانه ي بيدار است
    در خامشي حضورم ، حرف مرا بفهم
    يا براي عشق ، زباني تازه پيدا کن
    تا درد مشترک
    زبان مشترکمان باشد
    حرف مرا بفهم و مرابشنو
    اين من نه ، آن من ديگر
    آنکس که پنجره ي چشم هاي من او را
    کهنه ترين قاب است
    از پشت پنجره ي زندان
    حرف مرا بفهم
    که فرياد تمامي زندانيان
    در تمامي اعصار است
    در گير و دار قتل عام کبوترها
    در سوگ شاخه هاي تکه تکه ي زيتون
    وقتي که از دل جوان ترين جوانه هاي عاشق باغ ماه
    بر مسلخ هميشگي انسان
    در لحظه ي شکفتن فرياد
    باران سرخي از ستاره سرازير است
    آن سان که هر ستاره دليل شرمساري خورشيد هاي بسياري
    از برآمدنشان است
    تو گريه مي کني
    از عمق آشناي جنگل چشمانت
    از عمق جنگلي که در آن پاييز ، در غروب به بغض نشسته
    باران بي دريغ اشک تو مي بارد
    تا عطر خيس جنگل پاييز
    در من هواي گريه برانگيزد
    آنگاه از چشم ذهن من
    شعري بسان گريه فرو ريزد
    من شعر مي نويسم
    تو با ترانه هاي عاشق من ، عاشق
    تو با ترانه هاي تشنه ي من دريا
    بر پنج خط ساز سفر ، زخمه مي شوي
    تو گريه مي کني
    تو لحظه هاي شعر مرا ، در خويش تجربه کرده
    يعني مرا در بدترين و بهترين دقايق بودن تکرار مي کني
    يا با ترانآهاي من بر لب
    به رويا رويي جلادان به مسلخ خويش مي شتابي
    يعني که با مني
    ديروز
    امروز
    تا هنوز و هميشه
    آيا زبان متشرک اين نيست ؟
    آن زبان تازه که مي گفتم ؟
    آيا زبان مشترک اين نيست ؟

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  5. #5
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,094
    23,765
    29,946

    پیش فرض

    اردلان سرفراز » از ریشه تا همیشه »
    دریغ



    به دادم برس ای اشک
    دلم خیلی گرفته
    نگو از دوری کی
    نپرس از چی گرفته
    منو دریغ یک خوب
    به ویرونی کشونده
    عزیزمه تا وقتی
    نفس تو سینه مونده
    تو این تنهایی تلخ
    من و یک عالمه یاد
    نشسته روبرویم
    کسی که رفته بر باد
    کسی ک ه عاشقانه
    به عشقش پشت پا زد
    برای بودن من
    به خود رنگ فنا زد
    چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن
    برای اون که سایه س همیشه رو سر من
    کسی
    که وقت رفتن
    دوباره عاشقم کرد
    منو آباد کرد و
    خودش ویرون شد از درد
    بدادم برس ای اشک
    دلم خیلی گرفته
    نگو از دوری کی
    نپرس از چی گرفته
    به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم
    با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم
    هنوز سالار خونه س پناه منه دستاش
    سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفس هاش
    به دادم برس ای اشم

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  6. #6
    فرنوش
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    kashan
    نوشته ها
    2,353
    1,752
    765

    پیش فرض

    نیرنگ

    به من اونكه بدي آموخت تو بودي
    تو بودي ،* تو بودي
    منو آتيش زد و خود سوخت تو بودي
    تو بودي ،* تو بودي
    اون كه با تير به زهر آلوده ي
    عشق
    دل و ديده به هم دوخت تو بودي
    اون كه با شعبده بازي به نيرنگ
    لب فرياد منو دوخت تو بودي
    به من اونكه بدي آموخت تو بودي
    تو بودي تو بودي
    منو آتيش زده و خود سوخت تو بودي
    آخر اين قصه ي ما از خود ما از ابتدا پيدا بود
    نيرنگ بود ريا بود
    دشمن ما از خود ما هر
    لحظه بين ما بود
    از ما بود ،* با ما بود
    تو منو به بازي تلخي كشوندي
    كه ندونسته به انتها رسوندي
    من به خواب تو ، تو جادو شده ي خواب
    دشمن ما رو سر سفره نشوندي
    اون كه دل به قصه ها باخت تو بودي
    تو بودي ، تو بودي
    خنمونو روي آب ساخت تو بودي
    تو بودي ،* تو بودي
    آخر اين قصه ي ما ، از خود ما از ابتدا پيدا بود
    نيرنگ بود ، رويا بود
    دشمن ما از خود ما هر لحظه بين ما بود
    تو بودي ،* تو بودي


    دردهایم هر روز حمام میگیرند...
    انگار نه انگار که مهمانند
    خیلى پررو شده اند!
  7. #7
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض




    دوستان عزیز برای ارسال اشعار اردلان سرفراز به فهرست و نکات زیر دقت کنید

    ارسال های شما حتما بر اساس فهرست تنظیم شده و به ترتیب باشد.
    پست ها رو با قالب بندی، جدا کننده ی متن و رنگ ها زیباتر و چشم نواز تر کنید.
    اشعاری که علامت خورده اند و زنگ متفاوت دارند، ارسال شده اند. لطفا اشعار بی علامت را ارسال کنید.
    قوانین کلی بخش اشعار و فروم سایت کوچولو را رعایت کنید.






    فهرست دفاتر اشعار اردلان سرفراز

    از ریشه تا همیشه(در حال ارسال)
    سال صفر


    علاوه بر این اردلان سرفراز مجموعه ی پراکنده ی ترانه هایی رو هم دارند که به طور کامل در وبسایت ایشون فهرست شده.
    بعد از اتمام دفاتر اشعار چاپ شده، به سراغ آن ها می رویم.
    از دفتر"از ریشه تا همیشه" شروع می کنیم و به ترتیب اشعار را ارسال می کنیم.






    لیست اشعار دفتر"از ریشه تا همیشه"
    بر اساس فهرست بندی آوای آزاد





    ترانه ی آغاز#
    غریب آشنا#
    من و تو #

    قصه ی شهر سکوت
    دو پنجره
    برج
    مستی
    جاده
    غزل
    بهت
    دو راهی
    اسم تو
    دستای تو
    چشم من
    اون منم
    غروبا قشنگن
    اجاق
    گنجشک های خونه
    مرداب
    کولی
    کیه کیه
    همزاد
    عاشقانه
    مسخ - اینه ها
    سفر
    کوه
    شقایق
    صدای بارون
    قلندر
    گل ناز پرپر من
    دلتنگی
    پرنده
    سوغات
    عسل
    ای عشق
    خسته ام

    دریغ #
    بت شکن
    عروسک - مترسک
    میراث
    عقی
    گمشده
    گلایه
    کویر
    نیمه ی گمشده ی من
    نخل
    شکایت
    حادثه
    طلاق
    باغ بارون زده
    سال 2000
    پرسش
    مرهم
    بیا بنویسیم
    معراج
    هم صدا
    آواز
    سرزمین من
    دشمن
    خاک خسته
    تقدیر
    حیرت
    گره کور
    ولایت
    راز همیشگی شدن
    زندگی
    نیرنگ
    آرزو
    نازنین
    گریز
    حادثه
    بهانه
    شانه هایت
    دلسوخته
    آهای مردم دنیا
    نیایش
    مهمان یک شبه
    گرفتار
    اینه
    هزار و یک شب
    سهم من
    پریچه
    دلبر
    عشق من
    ای آنکه
    ستاره ی دنباله دار
    خواب
    پیاله
    ای یار بگو
    آبی
    به بچه هامون چی بگیم
    بنویس
    برای دیدن تو ، از حادثه ها گذشتم
    جهان سوم
    محتاج
    خبر تازه
    منزل به منزل
    آشفته بازار
    آخرین سوار
    لهجه ی دریا
    تاریخ
    ساقی
    ترانه ی آخر


    پیشاپیش از همکاری همه ی کوچولوهای نازنین یک دنیا سپاس گزاریم.

    ویرایش توسط love-kh : 2013.07.03 در ساعت 03:28
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  8. #8
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,656

    پیش فرض


    χ غَــ ــریب آشِـــنـــا





    تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
    تو با اسب سفید مهربونی اومدی

    تو از دشت های دور وجاده های پر غبار
    برای هم صدایی هم زبونی اومدی


    تو از راه می رسی ، پر از گرد و غبار
    تمومه انتظار ، می اید همرات بهار

    چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
    چه خوبه پاک کنم ، غبار رو از تنت

    غریب آشنا ، دوست دارم بیا
    منو همرات ببر ، به شهر قصه ها


    بگیر دست منو ، تو اون دستا
    چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم

    بمونم منتظر تا برگردی پیشم
    تو زندونم با تو ، من آزادام

    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  9. #9
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,656

    پیش فرض


    χ مَــن و تـــو





    من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره
    همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره


    نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه
    چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

    من و تو
    من و تو
    من و تــــو

    هم صدای بی صداییم ،
    با هم و از هم جداییم

    خسته از این قصه هاییم ،

    هم صدای بی صداییم

    نشستیم خیلی شب ها
    قصه گفتیم از قدیما

    یه عمره وعده ها
    افتاده از امشب به فردا

    تمام وعده ها رو دادیم
    و حرفا رو گفتیم

    دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

    من و تو
    من و تو
    من و تـــو

    هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم
    خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

    گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه
    دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه


    گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن
    اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

    من و تو ،
    من و تو ،
    من و تو ،
    من و تـــــو

    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  10. #10
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,221
    10,637
    26,313

    پیش فرض


    قصه ی شهر سکوت






    روزی دل من که تهی بود و غریب

    از شهر سکوت به دیار تو رسید

    در شهر صدا که پر از زمزمه بود

    تنها دل من قصه ی مهر تو شنید

    چشم تو مرا به شب خاطره برد

    در سینه دلم از تو و یاد تو تپید

    در سینه ی سردم ، این شهر سکوت

    دیوار سکوت به صدای تو شکست

    شد شهر هیاهو ، این سینه ی من

    فریاد دلم به لبانم بنشست

    خورشید منی ،* منم آن بوته ی دشت

    من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور

    دریای منی ، منم آن قایق خرد

    با خود(ناگه) تو مرا می بری تا ساحل دور

    کنون(اکنون) تو مرا همه شوری و صدا

    کنون(اکنون) تو مرا همه نوری و امید

    در باغ دلم بنشین بار دگر

    ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید







    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #11
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,656

    پیش فرض


    χ دو پَـــنجـــره







    توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن


    دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکیشون من


    دیوار از سنگ سیاهه

    سنگ سرد و سخت خارا


    زده قفل بی صدایی

    به لبای خسته ی ما


    نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوار


    همه ی عشق من و توقصه هست قصه ی دیدار ، آه


    همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو


    با همین تلخی گذشته شب و روزهای من و تو


    راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده

    تنها پیوند من و تودست مهربون باده


    ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریم

    واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم می میریم ، آه


    کاشکی این دیوار خراب شه

    من و تو با هم بمیریم توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم

    شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه


    میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه

    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  12. #12
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض


    نام شعر: برج
    دفتر: از ریشه تا همیشه


    با دریغی سنگین
    شعر آمیخته با حسرت یک خاطره را
    قصه حادثه ی برج و کبوتر را
    یک بار دیگر می خوانم
    ای پرنده ی مهاجر ای مسافر
    ای مسافر من ، ای رفته به معراج
    تو به اندازه ی قدرت پریدن
    تو به اندازه ی دل بریدن از خاک
    عزیزی
    زیر این گنبد نیلی ، زیر این چرخ کبود
    توی یک صحرای دور ، یه برج پیر و کهنه بود
    یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
    از افق ، کبوتری تا برج کهنه پر گشود
    خسته و گمشده از اون ور صحرا می اومد
    باد پراشو می شکست بارون بهش سیلی می زد
    برج تنها سرپناه خستگی شد
    مهربونیش مرهم شکستگی شد
    اما این حادثه ی برج و کبوتر
    قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
    آخر این قصه رو ... تو می دونی .... تو می دونستی
    من نمی تونم برم .... تو می تونی .... تو می تونستی
    باد و بارون که تموم شد ، اون پرنده پر کشید
    التماس و اشتیاقو تو چشم برج ندید
    عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
    بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید
    ای پرنده ی من ای مسافر من
    من همون پوسیده ی تنها نشینم
    هجرت تو هر چه بود معراج تو بود
    اما من اسیر مرداب زمینم
    راز پرواز و فقط تو می دونی ... تو می دونستی
    نمی تونم بپرم .... تو می تونی .... تو می تونستی
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  13. #13
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,221
    10,637
    26,313

    پیش فرض


    مستـــی






    مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

    غم با من زاده شده منو رها نمی کنه

    منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه

    شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد

    توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد

    من غمای کهنمو ور می دارم که توی میخونه ها جا بذارم

    می بینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز می خونه

    مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

    غم با من زاده شده منو رها نمی کنه

    منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه

    گرمی مستی میاد توی رگ های تنم

    می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم

    کی میاد به حرفای من گوش بده

    آخه من غریبه هستم با همه

    یکی آشنا میاد به چشم من

    ولی از بخت بدم اونم غمه

    مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

    غم با من زاده شده منو رها نمی کنه

    خسته از هر چی که بود

    خسته از هر چی که هست

    راه می افتم که برم

    مثل هر شب مست مست

    باز دلم مثل همیشه خالیه

    باز دلم گریه ی تنهایی می خواد

    بر می گردم تا ببینم کسی نیست

    می بینم غم داره دنبالم میاد

    مستی ام درد منو

    دیگه دوا نمی کنه

    غم با من زاده شده منو رها نمی کنه

    منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه

    منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه








    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  14. #14
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,094
    23,765
    29,946

    پیش فرض

    جـاده

    خدا گریه ی مسافر رو ندید

    دل نبست به هیچ کس و دل نبرید

    آدم رو برای دوری از دیار

    جاده رو برایغربت آفرید

    جاده اسم منو فریاد می زنه

    میگه امروز روز دل بریدنه

    کولهباری که پر از خاطره هاس

    روی شونه های لرزون منه

    از تموم آدمای خوب و بد

    از تموم قصه های خوب و بد

    چی برام مونده به جز یه خاطره

    نقش گنگی توغبار پنجره

    جاده آغوششو وا کرده و رام

    منتظر مونده که من باهاش بیام

    قصهی تلخ خداحافظی رو

    می خونم با اینکه بسته هست لبام

    پشت سر گذاشتن خاطره ها

    همه ی عشق ها و دلبستگی ها

    خیلی سخته ولی چاره ندارم

    جاده

    فریاد میزنه

    بیا

    پشت سر گذاشتن خاطره ها

    همه ی عشق ها و دل بستگی ها

    خیلیسخته ولی چاره ندارم

    جاده

    فریاد می زنه

    بیا






    لیست اشعار دفتر"از ریشه تا همیشه"
    بر اساس فهرست بندی آوای آزاد




    ترانه ی آغاز#
    غریب آشنا#
    من و تو #
    قصه ی شهر سکوت#
    دو پنجره#
    برج#
    مستی#

    جاده#
    غزل
    بهت
    دو راهی
    اسم تو
    دستای تو
    چشم من
    اون منم
    غروبا قشنگن
    اجاق
    گنجشک های خونه
    مرداب
    کولی
    کیه کیه
    همزاد
    عاشقانه
    مسخ - اینه ها
    سفر
    کوه
    شقایق
    صدای بارون
    قلندر
    گل ناز پرپر من
    دلتنگی
    پرنده
    سوغات
    عسل
    ای عشق
    خسته ام
    دریغ #
    بت شکن
    عروسک - مترسک
    میراث
    عقی
    گمشده
    گلایه
    کویر
    نیمه ی گمشده ی من
    نخل
    شکایت
    حادثه
    طلاق
    باغ بارون زده
    پرسش
    مرهم
    بیا بنویسیم
    معراج
    هم صدا
    آواز
    سرزمین من
    دشمن
    خاک خسته
    تقدیر
    حیرت
    گره کور
    ولایت
    راز همیشگی شدن
    زندگی
    نیرنگ#
    آرزو
    نازنین
    گریز
    حادثه
    بهانه
    شانه هایت
    دلسوخته
    آهای مردم دنیا
    نیایش
    مهمان یک شبه
    گرفتار
    اینه
    هزار و یک شب
    سهم من
    پریچه
    دلبر
    عشق من
    ای آنکه
    ستاره ی دنباله دار
    خواب
    پیاله
    ای یار بگو
    آبی
    به بچه هامون چی بگیم
    بنویس
    برای دیدن تو ، از حادثه ها گذشتم
    جهان سوم
    محتاج
    خبر تازه
    منزل به منزل
    آشفته بازار
    آخرین سوار
    لهجه ی دریا
    تاریخ
    ساقی
    ترانه ی آخر
    سال 2000

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  15. #15
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض



    ..•نام شعر: غزل •..


    •.. دفتر:از ریشه تا همیشه ..•




    انگار با من از همه کس آشناتری
    از هر صدای خوب برایم صداتری

    ایینه ای به پاکی سر چشمه ی یقین
    با اینکه روبروی منی و مکدری

    تو عطر هر سپیده و نجوای هر نسیم
    تو انتهای هر ره و آن سوی هر دری

    لالای پر نوازش باران نم نمی
    خاک مرا به خواب گل یاس(سرخ) می بری

    انگار با من از همه کس آشناتری
    از هر صدا خوب برایم صداتری

    درهای ناگشوده ی معنای هر غروب
    مفهوم سر به مهر طلوع مکرری

    هم روح لحظه های شکوفایی و طلوع
    هم روح لحظه های گل یاس پرپری

    از تو اگر که بگذرم ، از خود گذشته ام
    هرگز گمان نمی برم از من ، تو بگذری

    انگار با من از همه کس آشناتری
    از هر صدای خوب برایم صداتری

    من غرقه ی تمامی غرقاب های مرگ
    تو لحظه ی عزیز رسیدن به بندری

    من چیره می شوم به هراس غریب مرگ
    از تو مراست وعده ی میلاد دیگری

    از تو اگر که بگذرم از خود گذشته ام
    هرگز گمان نمی برم از من تو بگذری

    انگار با من از همه کس آشناتری
    از هر صدای خوب برایم صداتری


    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 47

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •