ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 5 12345 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 70
  1. #1
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    Flower 23 32 業 اشـعــار مهــنـــآز آذرنــیــآ 業 +دفتر بانوی تـقـدیر+

    نخستین مجموعه ی اشعار مهناز آذر نیا در سال های 42 تا 49

    با نام های (( بچه های خوش باور آفریقا )) و (( خفقان )) سروده شد

    که به دلیل محتوای تند و سیاسی در محاق سانسور آن دوران افتاد و اجازه ی انتشار نیافت.

    در پی سال هایی که از پی آمد با نام های مستعار (( شاعر بی کتاب )) (( م.آ )) و (( آزاده )) اشعار خود را در نشریات به چاپ رسانید.

    اما با توجه به جو احتناق حاکم بر آن زمان از چاپ دو مجموعه اشعار در قالب (( دو بیتی ها )) و (( رباعیات )) صرف نظر کرد و گوشه ی انزوا گزید.

    و از این پس سالیان طولانی برای دل خود شعر سرود و نقاشی کرد. گفتنی است که آذرنیا نقاش با استعدادی نیز هست و برخی از تابلوهای او جوایز جهانی را ربود است.



    بانوی تقدیر:

    بانوی تقدیر با رویکرد و نگاهی اجتماعی، به ویژه از نگاه زنانه، کار او را رنگ و بویی تازه می بخشد
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:14
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  2. #2
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    پیش فرض



    شعر اول:

    در سلامت سبز سلام تو!

    در سیمگون ترین سیاره

    که سایه ی تو

    در سازه ی سینه ای

    می نوازد

    سال های سرخ سیاه بختی را

    در آن ساکت ثانیه ها

    که سپیدارهای خاطره

    سبب ساز سخات و سوزش اند

    من، من ساده می رم

    می روم تا کمند بادها

    تا نفس های گره خورده شب

    تا آنجا

    که سمند تیز پای انجماد

    فریاد سحوری را

    ساکن می کند

    در خلوت سراب

    و سحر

    با سروش سارها

    به سفر می بَرد

    خواب سپید سُهره ها را

    من سراسیمه در باد

    و راه ندارم

    به سرای ساحره ها

    می گویم: سلام! سلام ای سرو سلیمانی!

    نگین انگشترم نیست در دست

    سرِ بی سلامت

    خواب ستاره نمی بیند

    من آواره کدام ساحل بی سالارم!

    من

    سلام سبز سرنوشت سیاه بختانم

    کدامین سرای

    کدامین سلام؟
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  3. #3
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    پیش فرض

    شعر دوم

    من فریاد مشترکم با شما!


    ترس از ما جدا نمی شود

    ما، ترس را خانه می بریم

    بعضی ها

    بعد از مرگشان

    قهرمان می شوند

    آنان که درد کاشتند

    افسوس بر جای نهادند

    تو هیچ گاه بی بهانه گریسته ای؟

    در خیابان ها

    آدم ها

    با نفرت راه می روند

    ترس توی صدای ما راه می رود

    گاهی روی سر انگشتان ما

    و گاهی

    پشت پلک هامان، می غلتد

    من چشم هایی دیدم روی پیشانی

    از حدقه آن

    شرارت مرگ می جوشید

    ترس از ما جدا نمی شود

    ترس از ما جدا نمی شود

    ما ترس را به خانه می بریم
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  4. #4
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    پیش فرض

    شعر سوم

    من فریاد مشترکم با شما!


    در این سرزمین اهورایی

    عشق مرده است

    و مردم

    در انگار حقیت اند

    مردم من، با اختناق و تازیانه، رفیق اند

    و فقر رو دلهره

    دو خواهر عبوس اند

    نشسته مقابل هم

    من قصه ی دلم

    فاش می کنم

    تاریخ نگاران

    کتاب های قطور می نویسند

    با تصاویر واژگونه

    سایه ها نیز

    سر در پی هم دارند

    تلخی و تیرگی

    با پلشتی، روی شانه های آن

    راه می رود

    آنان

    در پی یک زندگی نیمه تاریک اند

    برای فرار از دشمن

    مهاجرت ناگزیر است

    از زندگی ناگریز به مرگی ناگریز

    من فریاد مشترکم با شما!

    مرا گریه کنید!





    تصویر جنازه های یخ زده، و لهیده

    پشت آن سوی دیوار ها

    و کرکس ها

    که به صورتشان تُک زده اند

    امید فرار از قفس مرگ را

    به تاخیر می اندازد

    به یاس مبدل

    آدم های شهر باروت

    از خود می گریزند

    بین گریز ما و ماندن

    منتهی به مرگ

    و ماندن مرگ، ارجحیت دارد!
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  5. #5
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    پیش فرض

    شعر چهارم

    من فریاد مشترکم با شما!



    کشتار بی انتها

    و همه چیز در تکرار مداوم تاریخ

    دانه هایی که

    در درون متراکم می شوند

    در فصلی دیگر

    رشد می کندد

    و می ترکند

    و پوست خود را

    به دور می اندازند

    من فریاد مشترکم با شما!

    مرا گریه کنید

    چه کسی بعد از مرگش قهرمان می شود؟

    چه کسی
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  6. #6
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,661

    پیش فرض

    شعر پنجم


    در حافظه شهر




    شهر من!

    در آستانه چشمان تو، ایستاده ام

    قلب گرسنه ام

    ترا فریاد می زند

    و بغض تو را

    می طپد

    : های جاده های ابریمین انباشته از عطر شقایق ها

    : های پنجره های گشوده از روشنایی صبح گاهان

    : های زندانیان در بند همیشه عاشق

    چشمانم

    طراوت

    قلب هاتان می بوید

    برهنگی روح شما

    اسارت جانم را

    پنهان می کند

    شهر من!

    در جاودانگی قصه هایت

    در تلاطم جسرت هایت

    تنها نشسته ای

    جان چهان، منوّر کرده ای

    می دانم که سر فراز خواهی ماند
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  7. #7
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,082
    23,737
    29,910

    پیش فرض

    شعر ششم


    نمایش





    پشت همین دیوار های خیس

    کنار همان تفکرات کبود

    و همان مردمان خسته

    که پیوسته

    می مُردند و می مُردند دمادم

    آن دست های نامحدود

    در توجه اذهان قریب

    و حس مخفی حقارت

    و بال بال زدن انسان

    و گام هایی مانده در زنجیر، ترس و فریاد

    و آن آسمان آبی

    آبی

    آبی

    که هموراه در گرسنه گی کرکس ها یگانه می شد

    و هنجار خوشبختی دخترکان نارس

    در گِرد باد حراج

    در گرو خیابان های شلوغ

    صورتک های رنگارنگ

    با تن متعفن مردان گرسنه

    و دست مزد های یک شبه

    هیهات!

    از صبوری

    در می چکد!

    کدام پرنده؟

    کدام آسمان تو را می برد تا دور ها؟

    ای درفش پر تلاطم!

    بادها ترا می نوازند

    فریادها تورا می ستایند

    و عاشقان، ترا می گریند، ا درفش خونین!


    من با اجازه تینا جان فهرست شعرهای این کتاب رو قرار میدم که اگه کسی خواست کمک کنه
    براش پیدا کردن شعر ها راحت تر باشه


    1.در سلامت سبز سلام تو!

    2.من فریاد مشترکم با شما!
    3.من فریاد مشترکم با شما!
    4.من فریاد مشترکم با شما!
    5.در حافظه شهر
    6.نمایش
    7.در معبر جادو
    8.پشت دیوار زمان
    9.نامش آرزو بود!
    10.پرده ی آخر
    11.در میان ستیز
    12.قدرت
    13.میان فرسنگ های عقربه
    14.در محور سکوت
    15.شاهدان عشق
    16.در سراشیب فرود
    17.بر صخره ها نوشتیم
    18.در بیداری رویش!
    19.پشت قفل های بسته!
    20.فاصله ها در گام های طپش
    21.بهار
    22.در نزهت عشق
    23.در سقف تنهایی
    24.در سکوت بی راهه ها
    25.در لکنت ترس
    26.آزادی
    27.جست جوئی در راه
    28.سپید تر از سپید!
    29.بانوی تقدیر!
    30.در انجماد زمستان ها می روی...!
    31.قصه ی جنون
    32.انگاشت شکست ناپذیری!
    33.آزادی
    34.تنهایی...
    35.خانه خاموش است
    36.در آوای زندگی!( پیش کش احمد شاملو )
    37.در آوای زندگی!
    38.از فرسنگ ها دور!
    39.کسی در این فراز...
    40.خواب اسکلت ها
    41.آمیخته به دشنام!
    42.آقای هیتلر!
    43.دختر و تازیانه!
    44.پرندگان مهاجر!
    45.با ریسمان عشق آویختن!
    46.با ریسمان عشق آویختن!
    47.پنجره ای گشوده در حسرت!
    48.پنجره ای گشوده در حسرت!
    49.خواب ستاره ها
    50.آسودگی
    51.سفره های خالی
    52.همان مرد مسافر!
    53.پرنده
    54.سرما
    55.جنگ
    56.واحد1
    57.واحد2
    58.واحد3
    59.عاشقانه
    60.در نیمه راه خاطره ها
    61.صلح پایدار
    62.ساعت انفجار
    63.در خسته گی از بیداری...
    64.وقتی که زمان می پیچاند...
    65.در طلوع عشق...
    66.جست جویی در راه...
    67.همراه تو می آیم...
    68.هم دلی ها...
    69.در شولای سپیده در فلق...
    70.در بلندای نیلگون...

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  8. #8
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,082
    23,737
    29,910

    پیش فرض

    شعر هفتم

    در معبر جادو




    از ژرفای ستاره ها ی نقره گون می گوئی

    از عمق فَلس های ماهیان سیمگون


    شب را


    آشفته می کنی


    و هجای سحر


    بغض آلود می شود، به کرشمه ای


    کاووش


    در ابتدای چرخ کرده ای


    به فریبی، خویشتن فریفته ای


    ناهنجاری را


    به تکامل، تفسیر می کنی


    و ابعاد هستی را


    با این همه خطوط واژگونه آغشته


    به شوکران اتفاق، آمیخته ای


    تقدیر تو را می برد


    اما


    جانت، آمیخته به طلسم جادوست


    جالیز دستانت


    در جهنم جادو جاریست


    در جستجوی کدام جان


    بیدار نشسته ای صبور؟


    می روی، بی آنکه خواسته باشی.



    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  9. #9
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    کاش عزیزان اسم دفتر شعر رو هم ذکر می کردند که ما هم توی پستامون بنویسیم از چه دفتر هست.
    اگر اشتباه نکنم اسم دفتر باید "بانوی تقدیر" باشه.




    8-پشت دیوار زمان





    پیله ها، بی قراری ها تنیده
    و نادانسته ها
    در باروم نفس می زندد
    و بال هایی
    که دمادم می رقصاند

    عمر بی شباهت
    و این زلال مانده در خاطره ها
    بی شکیب می گذرد
    قطار وحشت
    دسته دسته می برد مردمان عاصی
    از کمند سراسیمه ی زندگی
    و من هنوز سر خوشم به عطر بوسه های کودکانه ام

    آن سوی روزگاران
    : پای کوبان قصه عق می خواندم بر جانشان
    حال من و این تبسم خاموش
    کنار صدای ممتد بوق ها و فریادها
    و مردمانی خسته و بیمار
    که نوبت به نوبت دور می شوند

    در سراشیب مرگ
    زندگی، کنار پرچین غصه ها
    : خون های دامه بسته کنار دیوارها
    مردان الفیونی و سرنگ
    و مرگ، مرگ، مرگ
    دست شفا نیست

    بوی غربت در تو استحاله می شود
    شناسنامه های باطله در گذر باد گم می شوند




    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  10. #10
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,219
    10,636
    26,315

    پیش فرض


    شعر نهم


    " نامش آرزو بود "





    جستجو کن دست هائی که

    عاشقانه

    نوشتند ترا

    و روزهاي دیرینه اي

    که در خطوط معوج بادها

    پرسه می زد

    شمایلت ناخشنود

    و آوازت نگونسار

    از تو پرسیدم نامت چیست؟ گفتی: ارزو

    !هیچ گاه منور بوده اي، یگانه؟

    از بن شاخه ها

    تا تیر خلاص، بر بال آن کبوتر

    همیشه گریزي در رهایی

    ترا

    بیادگار نوشتم از روزگارانی دور

    که قامت در خجالت خاك می نشاند

    اینگونه زیستی، خط خورده و خاموش

    دور از همه ي حقیقت ها

    حالا دست هاي تو

    این سوي خرمن خستگی ها

    فرود است در اندوه من

    در مردمک صدف هاي این حلزون پیچ در پیچ

    از تماشا

    باز می گردي

    و در این خالی سرد

    با این اشیاء ناهمگون

    این خاکستر پاشیده بر خواب ها

    این اتاق سرد

    می خواهی باز هم

    بگویی از قصه ها

    که جان

    در جالیز جادو

    جاوید است؟

    و سال هاي خنده

    که مرده اند در خواب زمستانی خرس هاي خاکستري؟

    حالا چشم تو

    جام جهان نماي جراحت هاست

    من مدام در تو

    خسته می شوم، جلاد..







    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #11
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,219
    10,636
    26,315

    پیش فرض


    شعر دهم


    " پرده ی آخر "






    و مادری در آن سوی میدان

    می خواند: دژخیم! ماه مرا دزدیدی؟

    حالا من با تو

    و سلاح در دست تو

    فریاد در بازوان من

    و زلال گریه در تو

    باد هم

    زوزه کشان و زهرآلود

    در زبَر زخم ها، می گذرد

    از زنگار زاویه ی زمان

    نقش این آه

    می ماند در دفتر سپید ایام






    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #12
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض


    ..•نام شعر : در میان ستیز •..


    •..از دفتر: بانوی تقدیر ..•



    سرود سپید آتشی است...
    _ در سراسیمگی تن سهراب
    به دسیسه های نابخردان
    بنمایه ی کهن
    فرادید آورد
    و رخسایه
    در کوره ی ورهرام
    که_از سر انگشتان سلحشور جوان
    بزداید کلید واژه ی مهر
    که در کاربرد شناسه ها، مدفون مانده
    و رستم پیل تن
    پلنگینه پوش نبرد
    در مرگامگی واقعه - به میدان می ستیزد ساه دل
    با تیغ جرار، جغدان
    که خنجر سرخ گونه -
    است در دست جادوگر و هم -
    واگویه ی تلخ بغض
    از تارو پود شمایل مرگ
    ناهمگون است
    در فرادید اشگ
    مجال گفتن نیست
    عمر عبوس
    بر بام لحظه های خاموش
    در فرودست.با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  13. #13
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    نام شعر: قدرت
    از دفتر: بانوی تقدیر



    زورمندان و زرمندان
    زرادخانه ها را می سازند
    و جهان اسطوره
    در تمامی اعصار
    خود را بالا می کشد و می گستراند
    و آدمی هم
    در دغدغه ی مرگ می رود
    زورمندان، زرادخانه ها را خالی می کنند
    کتاب کودک امروز
    سطر نخست اش حکایت تلخ فرداست
    خاک را می نماید سفال
    بی هیچ نشانه ای
    آنان که
    پلک در الفاظ عشق خواباندند
    با حسرت
    رفتند
    و کثرت اندوهشان
    پوزخندی بود
    بر چرخ نیلوفری.
    و باد
    و تازیانه
    و شب
    و درفشی که آرام ارام می رود بالا
    و هق هق کودکی
    در گهواره ی خورشید
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  14. #14
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,219
    10,636
    26,315

    پیش فرض


    نام شعر:
    میان فرسنگ های عقربه


    از دفتر: بانوی تقدیر





    در اشارت

    نابسوده ترین اتفاق

    ستارگان مکنده

    امواج را

    منور می برند

    میان سخره و باد

    از غربال هر آوازی

    قصه ای می چکد

    و دلی

    فرو می ریزد

    اسطوره تندیس مرگ

    بر رُخسایه عاشقان

    حجاب می زند

    و رودخانه ها

    می برند

    عطش رویا را

    در خواب چلچله ها

    و تو میمانی

    تا خروس خوان شقایق و صنوبر

    حالا فصل پر پر شدن

    و آوازی که

    در امتداد نفس های ترس

    فرو می رود.


    جلاد می گریزد

    و صبح سپید

    زندگی را می سراید..







    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. #15
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    :..• نام شعر: در محور سکوت •..:

    ...• از دفتر: بانوی تقدیر •...




    دستی نبوده تا بگشاید گره
    از پلک های فلق
    تا انتهای خلاء
    آواره ی تبار آیینه دار پریشانی ام
    دست مرگ
    می برد تلاوت آیات دل
    و در تدفین بغض فرو بسته ابر
    با طعن گزش تا زیانه ها
    در محور سکوت شبانه ها
    کجاوه زمان
    با خود می برد امتداد طپش های در خون نشسته را
    و در خواب انجماد ستاره ها
    فرو می برد پولک ماه
    و لاشه ها، کفن خاطره ها می شوند
    باد همچنان می پیچد در خود
    هیچ کسی در این فراز
    تو را به یاد ندارد
    و تو
    در چرخش فریاد هایت فرودی بر خاک!
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
صفحه 1 از 5 12345 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 70

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •