ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10
  1. #1
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    New22 : ₪۞اشــعـآر فـآضـل نـظــری₪۞

    سلام

    اینم شاعر جدید

    زیبا

    اسمش

    فاضل نظری

    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  2. #2
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,093
    23,765
    29,944

    پیش فرض

    گریه های امپراطور

    " فاضل نظری"

    86 صفحه

    38 قطعه شعر

    **********************


    فصلی در نکوهش عشق
    بیم فرو ریختن


    بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست

    آه! بی تاب شدن عادت کم حوصوله هاست

    مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

    در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

    آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

    «بال» وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

    بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

    مثل شهری که بر روی گسل زلزله هاست

    باز میپرسمت از مسئله دوری عشق

    و سکوت تو جواب همه مسئله هاست

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  3. #3
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    و این هم غزل استاد فاضل نظری :
    وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند
    زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند
    ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب
    وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند
    سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
    جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟
    یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
    تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند
    هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست
    خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند
    مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام
    ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟
    فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
    بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  4. #4
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    طلسم

    در گذر از عاشقان رسيد به فالم
    دست مرا خواند و گريه كرد به حالم

    روز ازل هم گريست آن ملك مست
    نامه تقدير را كه بست به بالم

    مثل اناري كه از درخت بيفتد
    در هيجان رسيدن به كمالم

    هر رگ من رد يك ترك به تنم شد
    منتظر يك اشاره است سفالم

    بيشه شيران شرزه بود دو چشمش
    كاش به سويش نرفته بود غزالم

    هر كه جگرگوشه داشت خون به جگر شد
    در جگرم آتش است از كه بنالم
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  5. #5
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    دلباخته

    اي صورت پهلو به تبدل زده! اي رنگ
    من با تو به دل يكدله كردن، تو به نيرنگ

    گر شور به دريا زدنت نيست از اين پس
    بيهوده نكوبم سر سودازده بر سنگ

    با من سر پيمانت اگر نيست نيايم
    چون سايه به دنبال تو فرسنگ به فرسنگ

    من رستم و سهراب تو! اين جنگ چه جنگي است
    گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ

    يك روز دو دلباخته بوديم من و تو!
    اكنون تو ز من دل*زده*اي! من ز تو دلتنگ
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  6. #6
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    زيارت

    مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
    از جادة سه*شنبه شب قم شروع شد

    آيينه خيره شد به من و من به* آيينه
    آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد

    خورشيد ذره*بين به تماشاي من گرفت
    آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد

    وقتي نسيم آه من از شيشه*ها گذشت
    بي*تابي مزارع گندم شروع شد

    موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
    دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

    از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
    از ربناي ركعت دوم شروع شد

    در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
    تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد

    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  7. #7
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,093
    23,765
    29,944

    پیش فرض

    گریه های امپراطور
    شعر دوم



    نگرانی

    در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
    اصلا ً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

    یک قطره آبم که در اندیشه دریا

    افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

    یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

    این کوزه ترک خورد!چه جای نگرانی است

    من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

    خاموش مکن آتش افروخته ام را

    بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  8. #8
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

    که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

    لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
    هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

    با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
    هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

    هر کسی در دل من جای خودش را دارد
    جانشین تو در این سینه خداوند نشد

    خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
    عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
    شعر از :آقای فاضل نظری
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  9. #9
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    حاصل عقل

    به نسیمی همة راه به هم می*ریزد
    کی دل سنگ تو را آه به هم می*ریزد

    سنگ در برکه می*اندازم و می**پندارم
    با همین سنگ زدن، ماه به هم می*ریزد

    عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
    گاه می*ماند و ناگاه به هم می*ریزد

    آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
    عشق یک لحظه کوتاه به هم می*ریزد

    آه، یک روز همین آه تو را می*گیرد
    گاه یک کوه به یک کاه به هم می*ریزد





    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  10. #10
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    دیر و دور


    بعد از این بگذار قلب بی*قراری بشکند
    گل نمی*روید، چه غم گر شاخساری بشکند

    باید این آیینه را برق نگاهی می*شکست
    پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

    گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه*ام
    صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

    شانه*هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
    تخته*سنگی زیر پای آبشاری بشکند

    کاروان غنچه*های سرخ، روزی می*رسد
    قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند


    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •