ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 29 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 423
  1. #16
    sahelearamesh

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    17
    0
    1

    پیش فرض

    از عشق روي تو جانا شبم منور است.
    از دوري دو چشم تو قلبم مکسر است.
    بسيار گفته ايم و شنيديم حرف عشق.
    ليکن شنيدن از زبان تو يک جور ديگر است.
    ديشب به ياد چشم مست تو فالي دلم گرفت.
    گويا ز هجز زوي تو قلبي مکدر است.
    "باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است.
    شمشاد خانه پرور من از که کمتر است."
    انگار حافظ هم از دل ما بيخبر نبود.
    زيرا که وصف تو در شعرش مصور است.
    چان را اگر که نبازيم به راه عشق.
    بايد که شک نمود به آنچه مقدر است.
    عشق یعنی تو مرا می دانی
    من به صد حوصله می آیم باز.
  2. #17
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    تو سرزمين همه فوتبال دوستان

    يه تيم از همه سره كه اسمش هست ميلان

    مهاجم دوست داشتنيش كاكا بيست و دو

    يه توپ بنداز جلوش و بهش بگو بدو

    طرفدارايه ميلان همه روسونلييان

    همه پرشور براي قهرماني تيمشون ميلان

    آنجلوتي كه سكان ميلان در دست داره

    به خودش ميباله كه يه قهرمان مثل ميلان داره

    همه به فكر غاپيدن بكس ميلان

    ولي همه متحد تا پاي جون براي ميلان

    Bkas
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  3. #18
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    خدايا من بيكسم

    ولي بدون فقط تو هستي همه كسم

    خدايا من رو ببخش كه تو قفس هوسم

    من و رها نكن كه بتونتم پر بكشم از قفسم

    قفسي كه اگه رها نشم ميگيره نفسم

    خدايا من و ببخش كه تويي تنها هم نفسم

    تويه تنهايها ميگيره دلم اگه نباشي هم نواي نفسم
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  4. #19
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    قاصدک
    زکجا مي آيي
    و از که خبر آوردي
    از دياري که ندانم جايش
    از رفيقي که ندانم نامش
    ز چه بي تاب شدي
    از چه بر باد شدي
    خبرت را واگو
    خبر از يار مني که در ديار بي مني است آوردي
    خبر از ياري که به غربت دارم آوردي ؟
    يا که از غربت يارم خبري آوردي؟
    نکند لؤلؤ تر از مژگانش چيده
    تا تو با ناز و نوازش به منش باز آري
    يا که شايد گيسوانش را باد رقصانده
    و تو از عطر دل انگيز زلفش خبري آوردي
    شايدم از ستاره ي چشمانش چشمکي دزديدي
    تا که از ياد مبرم آن دو خورشيد درخشانش را
    هان : فهميدم . نکند غنچه ي لبانش بشکفته
    و تو از مرورايد درونش خبري آوردي
    يا که شايد مژگانش را باز قطره اي ترکرده
    و تو از سر درونش خبري آوردي
    باز گو هر چه مي داني بگو قصه غصه و غربت واگو
    قصه رنج و مضلت واگو ليک از يار عزيزم خبر تلخ مگو
    قاصدک خبرت را دادي من که مي دانم چيست
    مي دانم روز وصال نزديک است
    ولي اکنون خبري مي دهمت
    خبري خوش که به يارم گويي و مباد که به غيرش گويي
    برو اي قاصدکم و از من خبري ده که دلش شاد کني
    نکند قصه غصه هايم را پيش او واگويي
    نکند خبر از درد و غمي بي پايان که درونم را سخت آزارد ببري
    نکند قطره اي اشک بر رخسار چون ماهش جاري کني
    که نتوانم ديدن نتوانم تاب آوردن
    تنها مي خواهم خبر از صحت من ببري
    خبر از عشقي که به دل دارم ببري
    او خودش مي داند تو بگو تا باز هم شنود
    او خودش راز دلم را خوب مي داند ليک
    به تو هم ميگويم تا که تکرار کني در گوشش
    گو به او که مباد يک روزم ، بي تو
    حتي لحظه ي جان دادن با تو هستم ، با تو



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  5. #20
    kaka22
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2007
    محل سکونت
    خونه خودمون ديگه
    نوشته ها
    412
    0
    12

    پیش فرض

    داش هسين دست مرسيت واقعا درد نكنه

    :P :P :P :P :P :P :P


    only milan
    22kaka22
  6. #21
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    من ندانم که چرا اینگونه مهو چشمان تو ام
    من فقط میدانم تا ابد به تماشای تو ام



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  7. #22
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    چرا با من چنين نامهرباني بايدت يارا
    چرا با من که جز عشق تو هيچ بر اين دل خونين ننشاندم
    من آن بودم که در روز غمت ، بوسه بر رخسار ماهت مي نشاندم
    من آن هستم که در تنهايي و خلوت ، غير از عشق تو هيچ از رب نمي خواهم
    مگر جز اين که من غمخوار تو بودم
    مگر جز اين که من دلدار تو بودم
    چرا اينگونه بازي بايدت با من
    منه خسته دل رنجور و افسرده
    منه خونين دل مجنون و پژمرده
    مني که تا ابد جز داغ تو بر دل نخواهم داشت
    به يادت مي نويسم اينچنين تا صبح
    همان صبحي که خورشيدش به روي تو لبخند خواهد زد
    مرا درياب کز دوري تو نخواهم ديد صبحم را
    نخواهم ديد لبخند قشنگ خورشيد بر رخسارت را
    مرا درياب



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  8. #23
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    سلام و بيكران درود بر دلهاي زلال و پاك "كوچولو"ييتون !
    الحق كه بااين حضورتون و ترنم هاي زيباي دلهاي بي غل و غش و چهارفصل تون ٬ من يكي رو غافلگير كرديد !!! :P :oops: :D
    بقول اخوان ثالث (ره) :
    دمتان گرم و سرتان خوش باد (البته تغييرش دادما ! نرين پشت سرم بگيد اين رضا ..! :wink: )
    اما بي تعارف ٬ اصلا انتظارش رو نداشتم كه انقدر باسخاوت ٬ ما و باقي اعضاي پراحساس "كوچولو" رو مهمون بزم دلهاي آسمونيتون كنيد.
    از تك تكتون ممنونم .
    دوست خوبم : sana2001 دستت درد نكنه و خسته نباشيد بايد گفت بهت و تبريك ميگم بهت بابت ؛ كرامت و سخاوت و جسارت احساس زيباتون.
    دست شما هم درد نكنه : sahelearamesh كه باقلم زيبات بخش شعر رو پر از عطر زيباي احساستون كرديد.
    و همچنين دوست عزيز خودم : جناب Bkas يا همون ؛ داش حسين عزيز ٬ كه با تكست هاي زيباي رپ !!! :oops: خودش ٬ دوستداران اين نوع خاص نوشتاري رو بي بهره نگذاشتن و ايشالا به همين زوديها اين متنهارو با صداي هنرمندانه خودت بشنويم و جدا آرزوي موفقيت تك تكتون رو در همه زمينه ها از خودآوند مهربونم درخواست دارم.
    اگر اسم بچه هاي ديگرو نياوردم هيچ ربطي به خوب و بدي اشعارشون نداره ٬ فقط فرصتم كمه و نتونستم از مطالب قشنگشون بازديد كنم و اين كوتاهي و جسارت بنده رو به بزرگواري خودتون عفو كنيد. چون قاعدتا بعنوان مدير اين بخش بايد تك تك آثار شمارو بازديد كنم و اين مدت اخير رو خيلي كم كاري كردم و همينجا از همه دوستانم عذر ميخوام.
    راستي بچه ها ! اگر دقت كنيد ٬ نام تاپيك "تراوشات اهالی کوچولو" هستش و اصلا منظور ما دقيقا شعر نبوده و ميتونيد از آثار زيباتون ٬ در ساير قالبهاي ادبي استفاده كنيد. واضح ترش اين ميشه كه ؛ مناجات ٬ الهي نامه ٬ شطحيات ٬ شعر سپيد و .. هم شامل اين دسته بندي تاپيك هست و از عزيزانيكه درين موضوعات خاص ٬ مطلبي بقلم خودشون دارند ٬ تقاضا دارم مارو از محضرشون محروم نگذارن.
    خوب .. خيلي طولاني شد ديگه.
    ياحق
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  9. #24
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    با اجازه بزرگترهاي مجلس ٬ منم ميخواستم جسارت كنم ٬ اگر اجازه ميديد :x :

    [SIZE=3:6999cd8e31]::: بنام فاتح دژ بی نگاهبان محصور در آتش یادمان پر شررش :::[/SIZE]*
    سلام به زادگاه مطهر اشک و آه تازه بیدار گشته ام ؛ "كوچولوا"!
    سلام به همرهان پاک و بی نظیر جاده ناهموار غلیان دل ریشم ،
    سلامم به حضور آئینه وارتان که چه عزتی به درهم شکستنم بخشیدید ؛
    سلامی به طولای سبز "ترانه" نثار "كوچولو"ايهاي عزيزم !
    اینبارم بی واهمه زدم به دریا این دل آسمونیمو ، تا باور کدری از نیمه راهی بودنم بجا نمونه !

    **
    (((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))) )))))))))

    [SIZE=3:6999cd8e31]"رفتن" از "افسانه" با مرکب "شعر"[/SIZE]

    باید از اینجا رفت ،
    نه فقط از اینجا ؛
    -که ازین رفتن بی حرکت و از هرچه سکون باید رفت-
    حرفم از رفتن از "اینجا" نیست ،
    هرکجا "اینجا" نیست .
    آنچه اینجا به میان است ،
    ز درون پیدا نیست !
    رفتن از قالب عشق و رفتن از شط عبور ؛
    گرازین دو بتوانی رفتن ، رفتنت معنا نیست !

    * * *
    صحبتم رفتن از هجرت بی معرفتی است ،
    به درون باید رفت ، شاید ؛
    -از درون باید رفت !
    من که خود گفته خود نابلدم پس چه کنم ؟
    "رفتن" من به کجاست ؟
    : - اینکه "این" بودم و "آن" یک بشوم ؟!
    - اینکه سرمایه عمرم برود تا بروم ؟!
    - اینکه "افسانه" رفتن بشود همره من تا بروم ؟!
    - یا که اصلا بگذارید ، بگویم که دلم خواست کجاها بروم ...
    (شاید این خواستنم خواست که آخر بروم !؟)

    * * *
    : من به یک دهکده در دورترین نقطه دور ،
    ته آن جاده که از روز ازل ، اول بود !
    [پیش دهقان صبور ،
    مردی از جنس غرور ،
    که دل غمزده اش گهگاهی ،
    میکند یاد ز ایام سرور ،
    و درین بی مهری دلش از هرچه بلاخیزی دور]
    و درآن دهکده یک کلبه کوچک ، پر نور ،
    پر از احساس ، ز شور ،
    من به آن کلبه می اندیشم هنگام عبور ،
    به گواهی دلم ، یک نفر آنجا هست ،
    پر از "اشعار شعور".

    * * *
    حال این شعر ز چیست ؟
    شور شاعر ز کجاست ؟
    اصلا آن شاعر کیست ؟
    نسبتم با او چیست ؟
    یا دگر ...

    - ناگهان یک آوا ، میرسد از نزدیک :
    " تو چه خواهی گفتن ؟!
    سر صحبت با کیست ؟!
    اهل "رفتن" هستی ؟!
    دیگر "افسانه" ز چیست ؟!"-
    مثل اینکه ناگاه ،
    میخوری سیلی محکم از باد ،
    من به خود می آیم ! ..؟..!
    بین "افسانه" و "شعر" و "رفتن" ؛
    چون پری آویزان !
    برگ زردی ریزان !
    که نسیم سردی ، که نه بالا ببرد ، نه زمینش بزند ؛
    ماندم و ماندن من طول کشید ..
    ولی انگار ازین فاصله میترسم من !
    - دوقدم مانده به خاک ،
    - سالها تا افلاک ...
    ؛ این یکی میدانم ،
    دوقدم تا به عقب رفتن را راهی نیست !
    (بارها تجربه کردم ، هنری در آن نیست !!)
    پس به وجدان شعورم گویم :
    ["شعر" از آن تو هست ،
    تا که "افسانه" تو زنده شود ؛
    با "رفتن"!]

    * * *
    میروم تا که به افلاک سلامی بکنم ،
    من در افلاک "خود"م را بینم ،
    (بین جمع خودمان میماند ؟؟؟)
    "خودآ" را بینم ...
    بروم پس بروم زود ،
    .."خودآ" آنجائی ؟؟؟

    * * *
    گر به افلاک رسم ، خواهم خواند
    همه را خواهم خواند
    آری ، آری ، "شعر" هم خواهم خواند
    چونکه او بامن ماند ، تا مرا اینجا راند ...

    * * *
    "شعر" یعنی :
    به احساس خدائی "رفتن"
    "رفتن" اینک یعنی :
    به "خود" آغشته شدن ،
    به زمان و به مکان طعنه زدن ،
    به دهان مهر زدن ، به درون نعره زدن.
    "رفتن" اکنون یعنی :
    قافیه باختن و دربدری !
    پس به امید خدا ؛
    من رفتم ....
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  10. #25
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    عمو رضي دمت گرم خيلي خوشحال شدم كه از تكست هاي من خوشت اومده! خيلي با حالي داداش
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  11. #26
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    كوير

    امروز بيكس ميگه واستون از كوير

    از كوير داغ و خشك و فقير

    كويري كه مثل حسين بي كس

    گرمه گرمه ولي گرماش واسه عشقشه

    خيلي دلش ميخواد بهش برسه

    ولي كوير تو دستاي خورشيد اسيره

    اگه كمكش نكنيد حتما ميميره

    اخه غم عشق واقعي همينه

    كوير چشمش به دنباله شماست تا بتونه

    با غمه عشقش پا برجا بمونه
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  12. #27
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,778
    16,055
    20,258

    پیش فرض

    مرسي دوستان...
    اول جا داره از تستهاي زيبا و سريع حسين از تقدير كنم و بعدش از شعرهاي واقعا زيبايsana2001 ...

    منتظر اشعار ديگر دوستان هم هستيما :wink:
  13. #28
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:5212563d36]به نام آنکه تا نگاهش میکنم ؛
    نمی دانم شرم حضورش یا عشق وفورش ، گونه های دلم را میگدازد ![/SIZE]

    --------------------------------------------------------------------------
    تقدیم به : او که سرودن را دوباره در من رویاند..

    [SIZE=3:5212563d36]"نوای دوباره از جانم"[/SIZE]

    تبرک گشته ای یارا ! که امشب عاشقی "جانم!"
    بزرگی کن ، زمن بگذر، که از کرده پشیمانم

    مرا در حسرتِ احساسِ سرمستی بجا مگذار؛
    که من،از عشق بازیها ، شود زنده دل و جانم

    دمی که تو شوی خنده ، به یاد خنده دلبر؛
    بدان من هم،همان لحظه، سراپا شاد و خندانم

    دمی دیگر شود خنده به پایان ، نوبت اشک است
    کزان چشمان عاشق کش، که میگرید ؛ چه گریانم

    ازین وصلت "تو" و "او" مست و "شب"مست و "خدا"سرمست
    چه خواهی دیگر ٬ آن راگو ، خداوندت دهد ، دانم!

    برای گفتن شعرت ؛ اگر احساس خواهی تو
    بگو ! لب ترکن ای یارا! که هم ابرم ، و بارانم

    اگر شعرم شده مقبول ، وگر زین "مست" خشنودی
    پس از این آخرین مصرع ، فقط یکبار گو :"جانم!"

    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  14. #29
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    مي توان با ياد تو خوش بود و زيست
    مي توان در رويا به تو انديشيد و زيست
    يا که شايد در خيال و خواب باشد ديدنت
    ليک باشد ، لذت است اين با تو زيست
    من تو را خواهم چه در رويا چه خواب
    چه خيال است و چه ياد است و سراب
    هر چه باشد با تو باشم روز و شب
    با تو باشم در تمام لحظه هاي خوب و ناب
    من تو را خواهم همي در لحظه لحظه زندگي
    کس ندارد جز تو در قلبم همی جاي زندگي



    ممنون از لطف عمو رضا و آقا سعید :x
    خوشحالم که خوشتون اومد ، ایراداشم به بزرگی خودتون ببخشید :D



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  15. #30
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    من در اين ظلمت شب و در اين کنج اتاق
    به تو مي انديشم به تو که پاک تر از خاطره اي
    و تو را مي خوانم ، که بماني با من ، که بيايي با من
    تا به سر منزل تنهايي من
    تو اگر باز آيي به سرا پرده ي عشق
    مي شود اين دل من چون خورشيد ، پر زنور اميد
    کاش ميشد که چنين لحظه خوبي را ديد
    يا فقط يک لحظه با تمام ديده
    به تماشاي تو بود
    تو اگر باز آيي
    ميشود دوزخ دنيا بر من ، چون گلستاني سرد
    کاش ميشد که تو باشي اينجا
    که تو باشي با من
    که بماند يادم در وجودت باقي
    کاش ميشد که چنين لحظه خوبي را ديد
    با تو هستم باتو
    باز هم ميگويم که تورا مي خواهم
    که تو را مي جويم
    دوستت دارم اي تمام خوبي ، اي همه زيبايي



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

صفحه 2 از 29 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 423

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •