ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 29 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 423
  1. #1
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    Flower 23 32 تراوشات ؛ اهالی "کوچولو"

    [SIZE=3:8fb264160f]. : . : . به نام ویرانگر اساس تنهائی در ظلمات بی کسی . : . : . [/SIZE]

    [SIZE=3:8fb264160f]سلام بر سوارانِ رخشِ خوش اقبال و رهوارِ سرزمینِ صمیمی "کوچولو" !
    امید دارم که همواره بی وقفه شادمان و دل خوش باشید.
    اما لابلای اینهمه زرق و برق دلنواز اشعار زیبا و پرطمطراق ادبیات و هنر ناب فارسیان ، این بخش رو خودم به شخصه واقعا لازم می دیدم ، کمااینکه در فرم سابق اين بخش ، تاپيكها با اسما و شکلهای غیر منسجم و پراکنده بوده ، ولی اینبار خیلی محکمتر و باحوصله تر قدم خودمون رو برای عرضه هنر و ادبیات نگارشی و بیان زیبای احساسات عزیزانی که عضو "کوچولو"ی پرگوهر هستند ، برمیداریم.(به حکم و خواست و توکل و یاری "خودآی عاشق و مهربان".انشاءلا)

    در اولین گام و در حضور شما صاحبدلان و اساتید خوب و محترمم جسارت کرده و با غزلی از خودم این دفتر نو را باز میکنیم. از همگی دوستان و اعضای خوب "کوچولو" عاجزانه در خواست دارم که عنایت ویژه خودشون رو مبذول کنند و دریچه های ناگشوده یا ندیده ذهن خلاق و حساس و پراز شعور خود رو بروی دلها و چشمان مشتاق خود و دیگر عزیزانمون بگشایند تا ازین موهبت خودادادی و هنر رهاگردان افکار وعصبیتهای روزمره ، بهره کافی و بهتر ببریم.

    وای ! چقدر ادبی و لفظ قلم حرف زدم !!! جدا سخته ها !


    - تذکر 1: اما یک مطلب رو بی تعارف باید بگم که ؛ اگر لطف کردین و خواستین مارو از هنرمندی هاتون بهره مند کنید و اشعار یا متنهای اینچنینی رو در سایت قرار بدید ، حتی الامکان سعی کنید اونهایی رو استفاده کنید که از بابت فنی و کلامی ، از قالبهای مرسوم یا قواعد ادبی بهره لازم رو برده اند.
    دیگه نیازی به توضیح بیشتر نیست و راستش روم نمیشه که جور دیگه بگم !!! :wink:
    معلومه خوب گرفتین مطلب رو :D


    - تذکر 2: دوستانیکه آثار بقیه رو بعنوان مخاطب بازدید میکنند و البته به نکته خاصی که هم برای نویسنده اثر و هم برای بقیه بازدید کنندگان و علاقمندان ، مهم و قابل توجه هست رو سعی کنند به بهترین شکل و روشن تریم وجه ، اون نکته رو متذکر بشوند تا اینطوری به رشد همه جانبه گروهی کمک کرده باشند.

    - تذکر 3: عزیزانی که اثر خودشون رو (شعر یا متن ادبی) برای بازدید میگذارن تو فروم ، این نکته رو بخاطر داشته باشند که ما با تذکرات و انتقادات و اظهار نظرهای بجا و نابجای افراد دیگه ، میتونیم به معایب و کمی و کاستی کارمون پی ببریم و هم اینکه نظرات مختلف ، نشانگر این مطلب هست که ؛ مطلب مورد نظر قابل ملاحظه بوده و توجه دیگران رو به خودش جلب کرده ! پس اگر از انتقاد ترس یا اکراهی داریم ، بهتره در پایان مطلب این موضوع ذکر شود که : دوستان نظر ندهید !!! که گمون نمیکنم کسی همچین عقیده ای داشته باشه.
    بسم اله :
    [/SIZE]
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:17
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  2. #2
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    تقدیم به :
    زندگی دوباره ام , که اینبار و این گونه تولدم نه از شکم مادر و نه از تلاش شبانه پدرم ! ٬ که نطفه ام اینبار درست در بطن و آغوش سیاه و زشت "تنهایی" بسته شد !!!!!


    (((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))) )))))))))

    "[SIZE=3:21c9645ec7]آخرین مرثیه ، اولین ترانه[/SIZE]"

    در این عیش خوش عشاق اگر چه لب فرو بستم
    ولی باور بداریدم که من از بود " او " مستم

    من از مه روی شیرینم , فقط خال رخش دیدم
    نمیدانم چه شد بر من؟ که ناگه از درون جستم!

    برون از عالم خاکی , دمی با " او " نشستم من
    زدم پیمانه ای با " او " بشد دل , از کف و دستم

    بگفتا دلبر طناز :"دلت از من چه خواهد؟ گو ! "
    بگفتم:"باش و با من مان,که هردم با تو من هستم"

    ز مشک گیسوی یارم شدم مدهوش و دیوانه
    ازین دیوانگی شادم زهر چه غیر بگسستم

    هوای خوابم از سر شد , بیا تا صبح دلداری
    که من از توشه چشمت زبهر راه بربستم

    چون آندم سرخوش ازعشقت, زدم پیمانه ها برهم
    ولی من زانکه بد مستم ! زدم پیمانه بشکستم !!!

    چوازخواب خوش وصلت برون گشتم به وقت صبح
    زدل آهی برون جست و ... , دوباره چشم را بستم.
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  3. #3
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    ديگر نبار اي آسمان ، من جاي تو خواهم گريست
    گر هم بباري باز هم ، همپاي تو خواهم گريست
    اين غم چه بد ميسوزدم تنهاييم را ياد کن
    من هم به ياد مرغک تنهاي تو خواهم گريست
    فرياد کن بر مردمان آواي خود آغاز کن
    من همچنان از غربت آواي تو خواهم گريست
    همچون کبوتر بچه اي کز از آشيانه پر کشيد
    تا لحظه پرپر شدن بر پاي تو خواهم گريست
    زيباي من باور بکن من عاشقت هستم هنوز
    در دل هميشه بر رخ زيباي تو خواهم گريست
    گر يار من هستي بمان ، ور نه برو با رهروان
    من هم همينجا تا شوم درياي تو خواهم گريست



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  4. #4
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    دم ظهر آسمان آبیست
    و خورشید آتشی همواره سوزان تر
    و قلب عاشق فرهاد گرم و داغ از این آتش
    و اما ... آتش خونین دل شیرین
    نشسته در کنار آشیان کفتری غمگین
    ولیکن آشیان خالیست
    و آن کفتر دگر در آسمان کوچکش خوشحال و شادان نیست
    از آن شب...؟
    آن شب سرسخت طوفانی
    که یارش در میان خاک و خون غلطید
    و آن صیاد...!
    آن صیاد سنگین دل...
    که آن شب جفت تنهای کبوتر را به به صحرا دید
    و قلب یار بیچاره به تیغ کین به خون تابید
    از آن شب این کبوتر هم دلش لرزید...!
    غروب است آسمان سرخ است
    و خورشید جهان افروز در خواب است
    و قلب عاشق فرهاد...هنوز آتشگهی دیرین و پابرجاست
    و شیرین همچنان تنهاست
    نشسته در کناره آشیان کفتری غمگین
    ولیکن آشیان خالیست...



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  5. #5
    sahelearamesh

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    17
    0
    1

    پیش فرض

    اولين غم من باز آخرين نگاهت بود.
    در شروع تنهايي جاي پاي راهت بود.
    اولين صداي تو اولين اميدم بود.
    آخرين سخنهايم اولين پيامت بود.
    بي تو جان من اينجا غرق بي وفايي شد.
    آخرين غزلهاشان ذر شروع گامت بود.
    در غروب اميدم در غروب چشمانت
    در طلوع دلتنگي اولين کلامت بود.
    در سراسر بودن در تمام روئيدن
    نقطه اميد من در ميان نامت بود.
    بعد رفتنت نور اين ستاره ها خشکيد.
    جام ماهتاب شايد نام نقره فامت بود.
    عشق یعنی تو مرا می دانی
    من به صد حوصله می آیم باز.
  6. #6
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    سلام دوستان خوبم .
    افتخار بزرگم اينه كه بين كساني حضور دارم كه وجودشون پراز هنر و نور عشق و محبت بي كران ٬ همچو درياهاست.
    زنده باشين و هميشه دلهاتون پر از اينهمه ترانه عشق باشه.
    منتظر بقيه در افشانيهاي اهالي كوچولو هستيما ! :wink:
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  7. #7
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,768
    15,811
    20,201

    پیش فرض

    جدا فكر نميكردم شاعران به اين خوبي در سايت داشته باشيم...
    بي نهايت شعرهايتان زيبا بود...
    وفعا لذت بردم...

    همين الان يك تصميم گرفتم...
    هر چند وقت يك بار برترين شعر هاي اعضا را در پستي در صفحه اصلي با نام خودشان قرار ميدهم تا همه اعضا از خواندن آن لذت ببرند :wink:
  8. #8
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    هزاران شخس در ره رسيدن به چشمانت جان خود را زدست داداند
    تو اگر عاشق كشي منرا بكش ولي بگزار زديدار چشمانت بميرم نازنينم
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  9. #9
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    من در این ظلمت شب و در این کنج اتاق
    به تو می اندیشم به تو که پاک تر از خاطره ای



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  10. #10
    Bkas
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    233
    0
    2

    پیش فرض

    من در تاريكيه شب يلدا به بلنديه گيسوانه تو مي انديشم
    ار داغ دوريه تو تا به صبح دريادريا اشك ميريزم....
    بغيشو فردا مينويسم
    بیکس فقط خدا هست همه کس
  11. #11
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    خودآرو باز شاكرم از حضور زلالتون ..
    حسين جان ! سلام عزيز ٬
    بااينكه مدتيه از ما و با ماهستي و از وجودت بيرون از سايت ٬ براي همه دوستانت پر از سرزندگي و طراوت و مباهاته ٬
    اما جاداره اينجا و در ميان حضور تعداد بمراتب بيشتر و صميمانه تر اعضاي بي نظير
    [SIZE=3:a0e1e8db86]"كوچولو"[/SIZE]
    بهت خوش آمد بگم و اميدوارم بمانند اوقات خوشي كه بيرون از اينجا باهم بوديم و سرشار از لحظه هاي خاطره انگيز بوده ٬ تو محيط سايت نيز ٬
    زيباترين دمهاي گرم رو درين محفل پاك و دوستانه باهم هم نفس باشيم؛


    [SIZE=3:a0e1e8db86]" ياعلي "[/SIZE]
    7878787878787878787878
    و اما بابت شعر يا شعر گونه اي (كه بيشتر شبيه به همان تكست هاي موسيقي رپ هست !) كه در اين تاپيك گذاشتيد ٬

    نقل قول نوشته اصلی توسط Bkas
    هزاران شخس در ره رسيدن به چشمانت جان خود را زدست داداند
    تو اگر عاشق كشي منرا بكش ولي بگزار زديدار چشمانت بميرم نازنينم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Bkas
    من در تاريكيه شب يلدا به بلنديه گيسوانه تو مي انديشم
    ار داغ دوريه تو تا به صبح دريادريا اشك ميريزم....
    بغيشو فردا مينويسم
    بايد خدمتت عرض كنم كه ضمن احترام به احساست و نوع بيانش كه خود گوياي روح ظريف و تواناي تو هست ٬ اين رو بايد اضافه كنم
    كه حداقل خودت براي اين ابراز احساساتت احترام بيشتري قايل شو و بادقت و كمترين اشتباه تايپي اونارو در اين تاپيك قرار بده تا
    بقيه دوستاني كه اونهارو مطالعه ميكنند و محبت ميكنند تا تورو در انتقال بهتر مطالبت بر روي صفحه كاغذ و بعد اينجا ٬ با انتقاد فني و
    هم شخصي خودشون راهنماييت بكنند ٬ بي ميل و بي رغبت نشوند.
    پس لطفا خودت اول اين دقت رو انجام بده تا توجه دوستانت نيز بيشتر باشه. ديگه تكرار نشه
    :wink:
    موفق باشي دوست خوبم. :oops:
    ياحق
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  12. #12
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    " بنام او که ؛ بر بلندای من صدایم میکند "

    تقدیم به : خاتون و ملکه اقلیمِ سبزِ مهربانیم !
    "خوب من" ! امیدوارم هرجا هستی ، مثل همیشه و مثل هنوز ، خوب باشی


    +0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0 +

    رها ، اما گرفتار رهائی

    دلیلش را نمیدانم که این بار مصیبت را توانم تا کجا بردن؟
    که خود میدانم این بار گران غم ، چه میباشد ؛
    ولی ، جهل من از آنست کاین غم تا کجا با من بپیماید ؟
    ***************
    خداوندا !
    دلم سوزد که خود میدانی این بار گران غم ،
    (-که صد بخشش کنی آنرا ، یکش ویران کند ؛
    جان و دل آنکس میگوید :
    "من عاشق هستم و بارم گران اندوه"-)
    مرا غم نیست ! ،
    چون آشیانم از ازل غم بود و خواهد بود
    [تا بودم شود نابود]
    تو خود گفتی مرا ؛
    یاری کنی و غمگساری ،
    در پسین اوقات بی حالی و بیماری و بیجانی ؛
    وحال اکنون
    که من بی حالم و بیمارم و بی جان.
    مرا این حال ، از تو میشود آغاز!
    -یادت هست ؟!-
    :- از آن روزی که قلبی پر سخاوت
    -در نما اما!-
    دلم بگرفت و برد و کرد بیمارش
    -با نام تو شد اما!-
    مرا سر در گمی در آن سنین کودکی ویران و شیدا کرد
    دلیلش را که پرسیدم ؛
    با قدری تعلل ، با زبانی الکن و مبهم جوابم داد :
    "تو میدانی که عاشق گشته ای؟!...
    آنهم ز جنس خوب و اعلایش ؟،
    -با یاد خدا اما!-
    پس ؛ دیگر مپرس از من ،
    چرا بیتاب و بی خوابی و بیماری ؟!..."
    چشم گفتم...
    دلیلش را نفهمیدم ،
    ولی دیگر نپرسیدم !
    چون که دیگر او خدایم بود .....!
    -ندائی میدهد آواز بر دل که می گوید : که یادت هست!!!-
    ***************
    از آن ایام خوب و ظاهرا سرخوش
    دلی مانده ؛ سیه چرده ، خمیده ، لاغر و ناخوش!
    تو میدانی خداوندا !
    چه ها برمن گذشت و دم نیاوردم ..
    سپاست را ادا کردم
    ندارم منت و دانم
    که بیشش را قضا کردم !
    (تو خود بگذر)
    خداوندا !
    زمن بگذر،
    به حالم التفاتی کن ،
    مرا از این حصار تنگ ،
    رهایم کن ! ، رهایم کن !
    مرا در این شب ظلمانی تنها
    صدایم کن ! ، صدایم کن !


    *( وباز غرق گرداب تقدیر خود بنوشته ، در انتظار تنهائی ، دلخوش "ایام وصل")

    +0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0+0
    * : توضيحات پاياني هر متن يا شعرها ٬ فقط بيان حال و احساس شخصي من ٬ در زمان نگارش آن مطلب ميباشد و لزوما احساس حال و الآن بنده نميباشد.
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  13. #13
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    من ندانم به کجا خواهم رفت
    من ندانم ز چه اينجا را ترک خواهم کرد
    من ندانم که چرا هيچ کس با من نيست
    که چرا هيچکس به سراغ من دل خسته نمي آيد باز
    هيچکس حاضر نيست لحظه اي با من تنها ، سخني گويد
    من نميدانم از چه روي مرا ديوانه خطاب ميدارند
    يا چرا هر کجا مي بينند ، تير خنده نثار قلب مجروحم مي دارند
    آخر به کدامين گناه ناکرده بايد مجازات شوم
    کاش يک لحظه فقط گوش ميدادند حرف مرا
    يا فقط يک بار مرا مجنون نمي ناميدند
    شايد گناهم اين است که در اين کنج اتاق
    خلوتي دارم با خود و خدا
    شعر ميگويم از روي نياز
    حرف هايم را با شعر به معبود ميگويم باز با گريه و آه
    نکند آزاد کردن کبوتر هاي دل مرده قفس گناه من است
    يا ديدن ماه در حوض حياط
    هرچه هست بايد رفت ، رفت و نماند
    که اگر وا مانم باز هم خنجر کين به دلم خواهند زد
    باز هم مرا خواهند خواند ديوانه
    چه کنم پاي سفر ندارم ليک بايد رفت
    گر بمانه نفسم ميگيرد، قلبم مي ميرد ، روحم مي سوزد
    به کجا بايد رفت ؟ با کدامين توشه؟
    تنها ميدانم در توشه من عشق هست ، نور هست
    و خدا هرجا باشم در قلب من است
    و همين ما را بس که به يادش باشيم
    ما که رفتيم ولي
    گاه گاهي اگر در خود مرا ياد کرديد
    از خود بپرسيد
    [SIZE=3:ce6c474e31]که چرا تنها ماند [/SIZE]
    [SIZE=3:ce6c474e31] که چرا تنها رفت [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  14. #14
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    کاش ميشد تا دمي آسوده بود
    روزگاري را کمي راحت ستود
    کاش ميشد مردمان عاشق بُدن
    با دلان خويش راحت تر بُدن
    کاش مي شد يک دم از غم وارهيد
    در ميان مردمان رفت و رسيد
    کاش ميشد لحظه هاي ناب داشت
    يک دل آزاده و هم شاد داشت
    کاش ميشد تا در اين آشفته بازار زمان
    لحظه لحظه زندگی باشد میان مردمان



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  15. #15
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    به او بگویید دوستش دارم

    با صدایی آهسته

    اهسته تر از صدای پرهای پروانه


    با صدایی بلند

    بلندتر از صدای پرواز کبوتران عشق

    به او بگویید دوستش دارم

    با هیچ صدایی چون فریاد دوستت دارم نیازی به

    صدای بلند یا کوتاه ندارد


    فریاد دوستت دارم را با تپش یک قلب

    نیز می توان به گوش تمام جهانیان رساند


    پس صدای قلب مرا بشنو

    ای عشق من ای زندگی من و ای همنفسم

    بگذار بی هیچ شرمی بگویم دوستت دارم...!
صفحه 1 از 29 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 423

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •