ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 19 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 275
  1. #16
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:196c3d1058]
    پرنده بی پرنده
    عنوان: سُرنگ*ِ خالی*
    [/SIZE]

    زیر پُل* یه* مردِ لاغر ، رو زمین*ِ خیس* نشسته*
    کنارِ یه* تَل*ِ آتیش* ، با چشای* نیمه* بسته*
    اون* کیه* ؟ کسی* که* هرگز زندگی* رُ نشناخته*
    همه*ی* ستاره*هاش*ُ به* شبای* کهنه* باخته*
    اون* کیه* ؟ یه* مرد خسته* ، مردِ غمگین*ِ تکیده*
    کسی* زیرِ پُل*ِ این* شهر گریه*ی* اون*ُ ندیده*
    با فروش* هر یه* بسته* تو خودش* شکسته* صدبار
    مثل* اون* شعرِ قدیمی* ، هر دریچه*ش* شده* دیوار
    نقطه* چین*ِ روی* رگ*هاش* ، جانشین*ِ حرف*ِ مرگه*
    نقطه*های* زنده*گی* نیست* ، جای* سوزن*ِ سُرَنگه*
    کی* میدونه* ؟ کی* میدونه* ؟ رمقی* براش* نمونده*
    شعله*ی* حادثه* اونم* مث*ِ مُشتریش* سوزونده*
    خیره* شدن* به* شعله*ها چشمای* مات*ِ نیمه* باز
    یه* مشتری* پول* نداره* ، میگه*: «من*ُ یه* بار بساز ! »
    انگاری* گریه* می*کنه* مردِ سیاه*ِ آس*ُ پاس*
    هق* هقش*ُ نمی*شنویم* گریه*ی* مُرده* بی*صداس*
    مردِ لاغر پیش*ِ آتیش* خوابای* کهنه* می*بینه*
    سارا دخترِ سه* ساله*ش* توی* خواب* پیشش* می*شینه*
    می*گه*: «بابا تو کجایی* ؟ تنها موندیم* توی* خونه*
    هی* می*گم* بابا کجا رفت* ؟ اما هیشکی* نمی*دونه*
    مادرم* آرزوهاش*ُ می*ریزه* رو دارِ قالی*
    بی* تو قالی* رنگ* نداره* ، بابا جون* ! جای* تو خالی* ! »
    مردِ لاغر یه* کمربند می*پیچه* به* دورِ بازوش*
    آمپول*ِ هوا تو دستش* ، می*شکنه* طلسم*ِ جادوش*
    نقطه* چین*ِ روی* رگ*هاش* ، دیگه* هم* معنی*ِ مرگه*
    خط*ُ خال*ِ زنده*گی* نیست* ، جای* آخرین* سُرنگه*
    مشتری* جیباش*ُ گشته* ، همه* بسته*هاش*ُ بُرده*
    مردِ لاغر زیرِ اون* پُل* ، با سُرَنگ*ِ خالی* مُرده*...
  2. #17
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض



    عکس یغما گلرویی و مرحوم قیصر امین پور



    عکس یغما گلرویی و مرحوم حسین پناهی
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  3. #18
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    حميد جان ! از توجه و فعاليت شايسته ت درين تاپيك ممنونم ولي خواهشا تو نوشتن به قول خودت عنوان ترانه ها دقت كن و براي درشت كردن تيتر بالاي ترانه ها پيشنهاد ميدم تمرين كافي داشته باشي تا انقدر كدهاي مربوطه تو متن ديده نشه! :!: همينطور براي انتخاب رنگ متن ٬ تا اونجا كه ممكنه فقط از رنگهاي تيره استفاده كن تا هم قابل رويت تر باشن و هم باعث خستگي و آزار چشم نشه.
    -ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ
    مهدي جان ! شماهم قرار بود بمن خبر تاييد ايجاد تاپيك بيوگرافي شاعران قديم و جديدو بدي تا اونو براي علاقمندان درين بخش قرار بدم و ديگه دسترسي براي اعضا هم راحت تر بشه.چون الان خيلي ازين بيوگرافي ها در لابلاي صفحات جاگرفته و مشخص نيست دقيقا كدوم صفحه.اما بهرحال از بيوگرافي استاد يغماي عزيزم ٬ بينهايت سپاسگزارم.
    -ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ
    همگي دوستان عزيزي كه در بخشهاي مختلف اشعار زحمت ميكشن ٬ خسته نباشن.
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  4. #19
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    انصافا عجب هنري داره ! اين ترانه رو نخوني از دستت رفته !!! :wink: :D

    [SIZE=3:6b76f185c1]نام ترانه : "لغت* نامه*"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده"[/SIZE]


    (((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))) ))))))))))

    تو لغت* نامه* نوشتن* که* سیاه* یعنی* سیاهی*
    که* سفید یعنی* دُرُستی* ، ساده*گی* یعنی* تباهی*
    تو لغت* نامه* نوشتن* ، که* کلَک* یعنی* یه* قایق*
    یا گرسنگی* مساویس* با فراموشی*ِ عاشق*
    ما کلَک* خوردیم*ُ دیدیم* که* کلَک* همون* فریبه*
    از همینه* که* حقیقت* توی* گوش*ِ ما غریبه*
    حقیقت* تنها یه* حرف*ِ تو لغت*نامه*ی* باریک*
    که* دیگه* رنگی* نداره* توی* اون* کتاب*ِ تاریک*

    مارو گول* زدن* ترانه* ! واژه*هاشون* اَلَکی* بود
    معنی*ِ شادی*ُ لبخند ، گریه*ی* یواشکی* بود
    مث*ِ رعدُ برق* که* اول* ، برق*ُ بعد از اون* صدا بود
    ما ولی* گوش* نمی*کردیم* ، رعدُ برق* تو گوش*ِ ما بود

    تو لغت* نامه* نوشتن* که* سگ*ُ گربه* رفیقن*
    ننوشتن* چن* تا آدم* از یه* سقفم* بی*نصیبن*
    تو لغت* نامه* نوشتن* ستاره* یه* سنگ*ِ سرده*
    این* لغت* نامه* رُ افسوس* چشمای* ما دوره* کرده*
    چاره*ی* ما یه* کتابه* ، یه* لغت*نامه*ی* تازه*
    می*رسیم* به* حرف*ِ آخر ، نگو این* جاده* درازه*
    تو لغت*نامه*ی* تازه* پُرِ واژه*های* بِکره*
    هر یه* واژه*ش* یه* تَلَنگُر واسه* بیداری*ِ فکره*

    ما رُ گول* زدن* ترانه* ! واژه*هاشون* اَلَکی* بود
    معنی*ِ شادی*ُ لبخند ، گریه*ی* یواشکی* بود
    مث*ِ رعدُ برق* که* اول* ، برق*ُ بعد از اون* صدا بود
    ما ولی* گوش* نمی*کردیم* ، رعدُ برق* تو گوش*ِ ما بود
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  5. #20
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:c80498c057]نام ترانه : "مادر بزرگ كجايي ؟"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده"[/SIZE]





    مادربزرگ* ! کجایی* ؟ سیب*ِ طلاتو خوردن* !
    چِل*گیس*ِ قصه*هاتو اونورِ ابرا بُردن*
    ماه* پیشونی* ، ستاره* به* چارقدش* ندوخته*
    سیاوش*ِ ترانه* میون*ِ شعله* سوخته*
    خروس*ِ سَر بُریده* ، خورشیدُ جا گذاشته*
    مرغک*ِ نوک* حنایی* تخم*ِ طلا نذاشته*
    جنگل*ِ سبز جادو سیب*ِ گلاب* نداره*
    حوض*ِ بلورِ قصه* یه* قطره* آب* نداره*

    دیوِ سفیدِ قصه*ها یه* سَر هزار تا گوش* داره*
    دیوارِ این* ترانه*ها گربه* نداره* موش* داره*
    یه* گربه* توی* کوچه*ها میوکنون* داد می*زنه*:
    آسّه* برین* ، آسّه* بیاین* که* شاخ*ِ گربه* نشکنه*

    مادربزرگ* ! کبوتر ، کجای* آسمون* مُرد
    بادبادکای* ما رُ کدوم* نسیم*ِ بَد بُرد ؟
    قلعه*ی* قصه*ها کو ؟ جام*ِ جهان*نما کو ؟
    تو آینه*ها شکستیم* ، سنگ*ِ صبورِ ما کو ؟
    از پریای* خسته* نام*ُ نشون* نمونده*
    قوس*ِ قشنگ*ِ رنگی* تو آسمون* نمونده*
    کاش* توی* دست*ِ رؤیا مدادِ رنگی* داشتیم*
    تو تیرکمون*ِ آواز حرفای* سنگی* داشتیم*

    دیوِ سفیدِ قصه*ها یه* سَر هزار تا گوش* داره*
    دیوارِ این* ترانه*ها گربه* نداره* موش* داره*
    یه* گربه* توی* کوچه*ها میوکنون* داد می*زنه*:
    آسّه* برین* ، آسّه* بیاین* که* شاخ*ِ گربه* نشکنه*
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  6. #21
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:e8d2ab212e]از كتاب : "پرنده بي پرنده"

    نام ترانه : "باغ وحش"[/SIZE]


    تو گلوش شكسته فرياد ، خيلي وقته رفته از ياد
    شير باوقار جنگل ، پشت ميله هاي فولاد
    روي يالاي بلندش ، سايه ي مرگش نشسته
    نا نداره كه بغره شير پر غرور خسته
    خسته از دوري چشمه ، خسته از اين قفس تنگ
    غربت جنگل ريخته تو دو تا چشم عسل رنگ
    نمي دونه چرا اينجا همه ميله ها بلندن
    آدماي پرهياهو به سكوت اون مي خندن

    شير پير باغ وحش شهر ما
    يه ماهه هيچي نخورده آدما
    نعره كن ! شير قشنگم! چرا بي صدا نشستي ؟
    نعره سر كن تا بدونن كه هنوز تو زنده هستي !
    نكنه غرور جنگل تو دلت نمونده باشه !
    نكنه سكوت اينجا صدات رو سوزونده باشه !
    ياد اين آدما بنداز كه تو اون شير بزرگي !
    حريف صد تا پلنگي ، حريف يه گله گرگي !
    نعره كن ! شير قشنگم ! چرا بي صدا نشستي ؟
    حالا كه موقع خواب نيست ، واسه چي چشمات رو بستي ؟

    شير پير باغ وحش شهر ما
    ديگه دق كرده و مرده آدما !■
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  7. #22
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    از كتاب : [SIZE=3:c474d7f3ce]"پرنده بي پرنده"[/SIZE]

    نام شعر : [SIZE=3:c474d7f3ce]"جشن گريه" [/SIZE]



    [SIZE=3:c474d7f3ce]دل اين عاشق خسته باز كبابه گل من
    تو رو داشتن واسه اون مثل سرابه گل من
    عشق تو ابر پر از بارون و آبه گل من
    شعراي من همه از دوري و غم قصه مي گن
    حرف تو حرفاي خوب تو كتابه گل من
    وقتي از عاشقي و چشماي تو حرف مي زنم
    همه ي حرفاي من يه شعر نابه گل من

    مي خوام امشب توي جشن گريه مهمونت كنم
    غزلام رو خط به خط قربون چشمونت كنم
    مثل عكس خود من داد مي زني تو آينه هام
    نمي تونم ديگه از هيچ كسي پنهونت كنم

    بي تو اين ترانه ها اسير هق هق منن
    مثل عكس آسمون كه توي قابع گل من
    دل من كفتر خسته س روي برج انتظار
    عشق تو اون ور ابرا يه عقابه گل من
    بي تو اين دنياي بد ارزش موندن نداره
    بي تو عمر من مث عمر حبابه گل من
    ديگه بايد برم و چشمات رو تو خواب ببينم
    شب كه از نيمه گذشت ، موقع خوابه گل من

    مي خوام امشب توي جشن گريه مهمونت كنم
    غزلام رو خط به خط قربون چشمونت كنم
    مثل عكس خود من داد مي زني تو آينه هام
    نمي تونم ديگه از هيچ كسي پنهونت كنم [/SIZE]■
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  8. #23
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:fd4f6547d0]از كتاب : " پرنده بي پرنده "

    نام شعر : " آجرپز "
    [/SIZE]

    [SIZE=3:fd4f6547d0]فرقون حاك رو بردار ! هيشكي نمونه بيكار !
    قانون اينجا اينه ، قبل خروسا بيدار !
    بايد هميشه دود كنه ، دودكش كوره پز خونه
    هر كسي كم كاري كنه ، اضافه كاري مهمونه

    آجرپز كوچيك ما ، هش تا خزون رو ديده بود
    جاي گچ و تخته سياه به خاك رس رسيده بود
    قالباي چهارتتايي تو دست اون ، جا نمي شد
    مثل ستاره دختري تو دنيا پيدا نمي شد
    جز يه مادربزرگ پير همدم ديگه يي نداشت
    از سر صب تا بوق سگ ، آجر تو كوره ها مي ذاشت
    شبا توي آلونكش رؤياهاي قشنگ مي ديد
    خواب كلاس مدره ، خواب توپ سه رنگ مي ديد
    اما صبا تو گوش او صداي آدم بده بود
    به جاي زنگ مدره ، دوباره اون عربده بود :

    بايد هميشه دودكنه دودكش كوره پز خونه
    هر كسي كم كاري كنه اضافه كاري مهمونه

    يه روز سرد ، تنگه غروب ، گريه امانش رو بريد
    قصه ي ناتموم اون ، به برگ آخرش رسيد
    خسته بود از آجر و خاك ، خسته بود از خواب دروغ
    كارگر قشنگ ما ، حسابي غمگين شده بود
    اون قالب چهارتايي انگاري سنگين شده بود
    وقتي مي خواس آجرا رو تو كوره جا سازي كنه
    حس كرد يكي هولش مي ده مي خواد با اون بازي كنه
    گريه چشاش رو بسته بود آجر و پيش پاش نديد
    تو كوره افتاد و يه نور تا آسمون تتق كشيد

    ستاره رفته آسمون با دود كوره پزخونه
    اضافه كاري نداره ، از چش دنيا پنهونه
    مادربزرگ! بگير بخواب ! چه وقت بي قراريه ؟
    امشب منتظر نباش ! شايد اضافه كاريه !
    آي ! آدما ! گوش نكنين ! قصه ي ما كركريه !
    تو خونه راحت بخوابين! ديوارتون آجريه ![/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  9. #24
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    سلام
    طبق گفته آقا رضا باید مثل لیست فهرست اشعار رو بزاریم :


    [SIZE=3:d6362f4937]از كتاب : " پرنده بي پرنده "

    نام شعر : " 02 سايه ي ستاره "[/SIZE]


    [SIZE=3:d6362f4937]شبا تو تمام شهر دو تا دريچه روشنه
    يكي چلچراغ توست ، اون يكي فانوس منه
    ما مث دو تا ستاره مي درخشيم توي شب
    نبض سرخ نفسم تنها واسه تو مي زنه

    ما دوتا پولك نوريم رو يه ترمه ي سياه
    يه گذر با دو تا فانوس ، يه شبيم با دو تا ماه
    نكنه يه شب ستاره ي تو روشن نباشه
    نكنه يه وقت من رو جا بذاري تو نيمه راه
    نكنه پنجره ت رو يكي ببنده ! نازنين !
    نكنه چشمكت رو بدزدن از شب زمين !
    بي تو من جايي ندارم تو تموم آسمون !
    بي تو من سايه ي يك ستاره ام ! فقط همين

    بين اين دو تا دريچه يه پل از ترانه هاس
    جاده ي روشن بيداري عاشقانه هاس
    بين آواز من و دل تو فاصه نيست
    تپش ترانه ها رها از اين بهانه هاس

    اين دو تا ستاره سرچشمه ي آواز منن
    مث دونه هاي الماس توي شب برق مي زنن
    چلچراغ عشق ما هيچ شبي خاموش نمي شه
    حتي ما اگه نباشيم اين چراغا روشنن

    نكنه پنجره ت رو يكي ببنده ! نازنين!
    نكنه چشمكت رو بدزدن از شب زمين !
    بي تو من جايي ندارم تو تموم آسمون !
    بي تو من سايه ي يك ستاره ام ! فقط همين !
    [/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  10. #25
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    نام كتاب: پرنده بی پرنده
    نام ترانه: کودکی*


    یادمه* بادبادکامون* یادمه*
    خنده*ی* عروسکامون* یادمه*
    هنوزم* یادم* میاد تنگه* غروب*
    قصه*ی* سوارِ زین*ِ نقره*کوب*
    دستای* حنایی*ِ مادربزرگ*
    قصه*ی* رُستم*ُ دیو ، بره* وُ گرگ*
    عصای* پدربزرگ* باصفا
    چرخش*ِ ذغال*ِ قلیون* تو هوا
    بهترین* جایزه* یک* کلوچه* بود
    همه*ی* دنیای* ما یه* کوچه* بود

    یادمه* وسعت*ِ پاک*ِ کوچه*ها
    دل* دل*ِ شنیدن*ِ صدای* پا
    یادمه* امتحان* همیشه* سخت*
    اندازه* گرفتن*ِ عمرِ درخت*
    گل*ِ سرخ*ِ پَرپَرِ لای* کتاب*
    قد کشیدن* تو ترانه*های* ناب*
    وحشت*ِ ترکه*ی* مرطوب*ِ انار
    دیوارِ مدرسه* وُ فکرِ فرار
    فصل*ِ آسمونی*ِ یکی* شدن*
    فصل*ِ بی* دووم*ِ خوشبختی*ِ من*

    تکیه* گاه*ِ بی* گناه*ِ گریه*ها ! تو کجا رفتی* ؟ کجا رفتی* ؟ کجا ؟
    بی* تو همسایه*ی* سایه*ها شدم* ، تن* سپردم* به* شکست*ِ بی*صدا
    بیا همبازی*ِ خوب*ِ کودکی* ، دوباره* بچه* می*شیم* یواشکی*
    اگه* حرفی* واسه* خندیدن* نبود ، تا ته*ِ دنیا می*خندیم* اَلَکی*...
  11. #26
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:ccaf547cca]نام كتاب: پرنده بی پرنده
    نام ترانه: سهم*ِ ما [/SIZE]

    تو شهرِ قصه* هیچ*کسی* من* رُ برای* من* نخواست*
    هیشکی* لباس*ِ فکرش*ُ رنگ*ِ صدای* من* نخواست*
    دغدغه*ی* آدَمکا دغدغه*های* من* نبود
    جز تو کسی* منتظرِ صدای* پای* من* نبود

    گلکم* ! حرف*ِ دلم* رُ کسی* غیرِ تو نفهمید
    کسی* راه*ِ شهرِ عشق*ُ از ستاره*ها نپرسید
    دست*ِ تو چترِ صدا رُ رو سرِ ترانه* وا کرد
    بغض*ِ تو عطرِ غزل* رُ رو سکوت*ِ واژه* پاشید

    تخته* سیاه*ِ روزگار جا واسه* نقاشی* نداشت*
    سهم*ِ ما از زندگی* رُ بیرون*ِ قصه* جاگذاشت*
    کبوترِ سفیدِ عشق* از روی* بوم*ِ ما پرید
    دستای* بی* صدای* ما به* سیب*ِ جادو نرسید

    گلکم* ! حرف*ِ دلم* رُ کسی* غیرِ تو نفهمید
    کسی* راه*ِ شهر عشق*ُ از ستاره*ها نپرسید
    دست*ِ تو چترِ صدا رُ رو سرِ ترانه* وا کرد
    بغض*ِ تو عطرِ غزل* رُ رو سکوت*ِ واژه* پاشید
  12. #27
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:e7fbf02a91]نام كتاب: پرنده بی پرنده

    نام ترانه: بیا بازی* رُ ببازیم* [/SIZE]

    با تواَم* بی*بی*ِ برفی* ! تو سماع*ِ هر ترانه* !
    تو یه* مرهم*ِ عزیزی* واسه* زخم*ِ تازیانه*
    با تواَم* بی*بی*ِ برفی* ! توی* بیداری*ُ رؤیا
    هم* ته*ِ جادة* دیروز ، هم* نوک*ِ قله*ی* فردا
    با تواَم* بی*بی*ِ برفی* ! من* کنارتم* همیشه* !
    مثه* ساحل* پیش*ِ دریا ، واسه* ساقه* مثه* ریشه* !

    بی* بی*ِ برفی*ِ من* ! آب* نشو !
    با طلسم*ِ سایه*ها خواب* نشو !
    من* یه* عکسم* توی* قاب*ِ گریه*ها
    تو دیگه* زندونی*ِ قاب* نشو !

    تازه* شو ! بی*بی*ِ برفی* ! چترِ آفتابیت*ُ واکن* !
    خاطره*های* قشنگ*ُ از تو قصه*مون* سَوا کن* !
    تازه* شو ! بی*بی*ِ برفی* ! ای* غزلواژه* عاشق* !
    یه* سرودِ تازه* سرکن* از سکوت*ِ این* دقایق*
    بیا با بغض* قدیمی* ، واژه*های* نو بسازیم*
    وقتی* این* سکوت* بَرَنده*س* ، بیا بازی* رُ ببازیم*

    بی*بی*ِ برفی*ِ من* ! آب* نشو !
    با طلسم*ِ سایه*ها خواب* نشو !
    من* یه* عکسم* توی* قاب*ِ گریه*ها
    تو دیگه* زندونی*ِ قاب* نشو !
  13. #28
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:6a9f13e068]نام كتاب: پرنده بی پرنده

    نام ترانه: دخترِ کفش* کتونی* [/SIZE]

    شب*ِ جون* دادن*ِ فانوس* ، شب*ِ سردِ پایتخته* ،
    با تواَم* ! شهرِ قدیمی* ! کوچه*هات* چه* بی*درخته* !
    بگو پسکوچه*هات* امشب* ، چن* تا مرگ*ِ تازه* دیدن* ؟
    آدمات* چن* تا ملافه* رو سرِ مُرده* کشیدن* ؟
    چَن* تا دختر روی* جدول* راه* می*رن* با پای* خسته* ؟
    دستای* سیاه*ِ این* شب* چشم*ِ چن* تا شون*ُ بسته* ؟
    چَن*تاشون* تنهای* تنها توی* پسکوچه*ها موندن* ؟
    چَن*تاشون* تو این* دقیقه* غزل*ِ آخرُ خوندن* ؟

    دختر کفش* کتونی* ! اگه* بخوای* می*تونی*،
    ترانه*ی* امیدُ همنفسم* بخونی* !

    همه* چشماشون*ُ بستن* ، اما تو باید بدونی* ،
    با تواَم* ! دخترِ تنها ! کوچه* گردِ کفش* کتونی* !
    بگو امشب* توی* این* شهر چَن* نفر سقفی* ندارن* ؟
    چن* تا کوچه* بی*چراغن* ؟ چَن* تا باغچه* بی*بهارن* ؟
    بگو چَن* تا مردِ کولی* بچه*هاشون*ُ فروختن* ؟
    چن* تا مادر توی* شعله* مثل*ِ پروانه*ها سوختن* ؟
    توی* غربت*ِ نگاهت* ، یه* ترانه* لونه* کرده* !
    می*دونم* برق*ِ ستاره* به* شب*ِ ما برمی*گرده* !

    دخترِ کفش* کتونی* ! اگه* بخوای* می*تونی* ،
    ترانه*ی* امیدُ همنفسم* بخونی* !
  14. #29
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:ea5ab9e3d7]نام كتاب: پرنده بی پرنده

    نام ترانه: آوازِ فراری* [/SIZE]

    دخترک* ! من*ُ قایم* کن* توی* غربت*ِ نگاهت*
    دخترک* ! از پا میفتم* بی* حضورِ تکیه* گاهت*
    دخترک* ! من*ُ قایم* کن* ! پَس* پُشت*ِ این* ترانه*
    میون*ِ حروف*ِ سرخ*ِ واژه*های* عاشقانه*
    دخترک* ! من*ُ قایم* کن* پُشت*ِ پرده*های* رؤیا
    توی* این* کویرِ مُرده* ، دلت*ُ بزن* به* دریا

    اسم*ِ شب*ِ نگاهت*ُ ، آینه* دار ! به* من* بگو !
    بی* تو به* صُب* نمی*کشم* تنها یه* بار به* من* بگو !
    بگو کجای* پیرهنت* یه* جون* پناه*ِ ایمنه*
    مسیرِ جون* پناهت*ُ وقت*ِ فرار به* من* بگو !

    دخترک* ! زخمی*ِ تیغم* ! پیرهنم* به* رنگ*ِ خونه*
    نگا کن* ! سایه* به* سایه*م* ، برق*ِ دشنه*ی* جنونه*
    خون* توی* رگام* نمونده* رنگ*ِ رخساره* پَریده*
    مَرهَمِت* رُ مرحمت* کن* واسه* این* زخم*ِ دَریده*
    دخترک* ! بمون* کنارم* ! من*ُ اینجا جا نذاری* !
    میون*ِ این* همه* دشنه* تنم*ُ تنها نذاری*

    اسم*ِ شب*ِ نگاهت*ُ ، آینه* دار ! به* من* بگو !
    بی* تو صُب* نمی*کشم* تنها یه* بار به* من* بگو !
    بگو کجای* پیرهنت* یه* جون* پناه*ِ ایمنه*
    مسیرِ جون* پناهت*ُ وقت*ِ فرار به* من* بگو !
  15. #30
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:c1b9bb7dc8]از كتاب : " پرنده بي پرنده "

    نام شعر : " 06 يه ترانه هس تو قلبم "[/SIZE]


    [SIZE=3:c1b9bb7dc8]يه ترانه هس تو قلبم كه هنوز نخونده مونده
    فكر خوندن يه حرفش همه عمرم رو سوزونده
    تا حالا هر چي كه داشتم ، سر خوندنش گذاشتم
    صد دفه شكستم اما رو ترانه پا نذاشتم
    اگه اون ترانه باشه ، هيچ دلي تيره نمي شه
    ديگه هيچ نگاه خيسي به افق خيره نمي شه
    وقتي اون شعر رو بخونم پرده ها رو مي سوزونم
    دستا رو به سيب سرخ باغ قصه مي رسونم

    اي نفس ! تا ته جاده ي صدا حوصله كن !
    اون ترانه رو تا فردا با خودت زمزمه كن !

    اي ترانه ي مقدس ! مقصد پاك سفر باش !
    از تو قلب بي قرارم پر بگير ! معجزه گر باش !
    ببين آغوش اميدم رو به تصوير تو بازه
    گوش بده ! حتي خيالت واسه من ترانه سازه
    بيا تا قالي كهنه دوباره به گل بشينه
    بيا تا چشماي خيسم اين شكفتن رو ببينه
    بيا تا صدا سكوت كهنه رو نكرده باور
    بيا تا اين دل خسته نزده بيه سيم آخر

    اي نفس ! تا ته جاده ي صدا حوصله كن !
    اون ترانه رو تا فردا با خودت زمزمه كن ! ■
    [/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
صفحه 2 از 19 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 275

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •