ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 19 نخست 1234567813 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 275
  1. #31
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:6a46b37efe]نام كتاب: پرنده بی پرنده
    نام ترانه: نقطه* چین*ِ وحشت* [/SIZE]

    [SIZE=3:6a46b37efe]جون* بگیر ای* من*ِ مُرده* ! بگو کی* حقت*ُ خورده* ؟
    بگو کی* واژه*ی* عشق*ُ از دل*ِ حافظه* بُرده* ؟
    چه* کسی* سایه*ی* سنگی* کشیده* رو تن*ِ مهتاب* ؟
    من* چشام*ُ جا گذاشتم* توی* رخوت*ِ کدوم* خواب* ؟
    من*ُ بسپار به* ترانه* ، به* یه* آواز ، به* یه* فریاد
    کاری* کن* قاصدکامون* گُم* نشن* تو کوچه*ی* باد
    نذار از صدا بیفتم* تو سکوت*ِ بی*مروّت*
    همیشه* یه* دنیا حرف*ِ پُشت*ِ نقطه*چین*ِ وحشت*

    خسته* نشو ! سایه* نشین* ! تا ته*ِ شب* حوصله* کن* !
    بغض* همین* حقیقت*ُ واژه* به* واژه* گریه* کن* !

    من* رو قله*های* آواز سکوت*ُ چلّه* نشستم*
    لحظه*ی* شرم*ِ حقیقت* جای* آینه*ها شکستم*
    توی* زمهریرِ قصه* از تب*ِ یه* واژه* سوختم*
    یه* دهن*بندِ طلائی* برای* ترانه* دوختم*
    آخه* رسم*ِ نفسم* نیست* اول*ِ حنجره* مُردن*
    سَرِ پیچ*ِ هَر ترانه* ، تن* به* لال*بازی* سپردن*
    کارِ همسایه*ها اینه* ، پا به* پایی* با زمانه*
    پُشت*ِ پا زدن* به* رویا ، یا خیانت* به* ترانه*

    خسته* نشو ! سایه* نشین* ! تا ته*ِ شب* حوصله* کن* !
    بغض*ِ همین* حقیقت*ُ واژه* به* واژه* گریه* کن* !
    [/SIZE]
  2. #32
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:c0d5e081b9]نام كتاب: پرنده بی پرنده

    نام ترانه: چی* بخونم*؟ [/SIZE]

    [SIZE=3:c0d5e081b9]چی* بخونم* وقتی* چشمام* از حضورِ گریه* خیسه* ؟
    وقتی* هیچکس* نمی*تونه* غصه*هام*ُ بنویسه* !
    چی* بخونم* وقتی* قلبت* من*ُ از تو قصه* رونده* ؟
    وقتی* که* به* جز یه* سایه* کسی* پیش*ِ من* نمونده* !
    چی* بخونم* وقتی* فریاد با سکوت* فرقی* نداره* ؟
    وقتی* هیچکس* نمی*تونه* تو رُ پیش*ِ من* بیاره* !

    شب*ِ بی* نفسی* ، شب*ِ بلندِ تنهایی* !
    تو که* همنفسی* ، بگو کجای* دنیایی* ؟
    شب*ِ گریه*ی* من* ، شب*ِ سیاه*ِ بیداری* !
    غم*ِ رفتن*ِ تو ، شده* یه* دشنه*ی* کاری* !

    چی* بگم* وقتی* ترانه* بی*تو جلوه*یی* نداره* ؟
    وقتی* آواز من*ُ تنها توی* کوچه* جا میذاره* !
    وقتی* توی* آسمونم* چشمک*ِ ستاره*ای* نیست* !
    وقتی* که* برای* بغضم* جُز شکستن* چاره*ای* نیست* !
    چی* بخونم* وقتی* هیچکس* من*ُ از خودم* ندزدید !
    وقتی* غربت*ِ صدام*ُ کسی* غیرِ تو نفهمید !

    شب*ِ بی* نفسی* ، شب*ِ بلندِ تنهایی* !
    تو که* همنفسی* ، بگو کجای* دنیایی* ؟
    شب*ِ گریه*ی* من* ، شب*ِ سیاه*ِ بیداری* !
    غم*ِ رفتن*ِ تو ، شده* یه* دشنه*ی* کاری* !
    [/SIZE]
  3. #33
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:ad5051181e]نام ترانه: پرنده بی پرنده
    نام كتاب: نام* و ننگ* [/SIZE]


    [SIZE=3:ad5051181e]تشنه*ترین* ترانه* ساز ، تو شهرِ سایه*ها منم*
    اما توی* ترانه*هام* دریا رُ فریاد می*زنم*
    بغض*ِ هزار تا حنجره* تو سیم*ِ گیتارِ منه*
    هر نفسم* به* این* سکوت* ، هزار تا خنجر می*زنه*
    ترانه*ها زبانه* زد ، دَر رُ سکوت*ِ نارفیق* !
    خشک*ُ تَر آتیشش* می*گیرن* تو هُرم*ِ شب*ْ سوزِ حریق* !

    آی* روزگارِ سنگی* ! ما نام*ُ ننگ* نخواستیم* !
    ماهی*ِ سرخمون*ُ شام*ِ نهنگ* نخواستیم* !
    خوب* می*دونیم* که* عمرِ پروانه*ها یه* روزه*
    ما عمرِ نوح*ُ توی* پیله*ی* تنگ* نخواستیم* !

    من* آخرین* حادثه*ام* تو این* سکوت*ِ یکنواخت*
    اون* کسی* که* تو هق* هقش* به* گریه* قافیه* نباخت*
    اما برای* تو کی*اَم* ؟ یه* تک* درخت* توی* کویر
    رو قله*ی* ترانه*ها ، اما تو بندِ تن* اسیر
    یه* انعکاس* از یه* سکوت* ، به* چلچله* توی* خزون*
    یه* بادبادک* بدون*ِ نَخ* ، گم* شده* توی* آسمون*

    آی* روزگارِ سنگی* ! ما نام*ُ ننگ* نخواستیم* !
    ماهی*ِ سرخمون*ُ شام*ِ نهنگ* نخواستیم* !
    خوب* می*دونیم* که* عمرِ پروانه*ها یه* روزه*
    ما عمرِ نوح*ُ توی* پیله*ی* تنگ* نخواستیم* !
    [/SIZE]
  4. #34
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:7467acfa47]نام ترانه : "نقاب"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    هی بازیگر ! گریه نکن ! ما همه مون مثل همیم !
    صبحا که از خواب پا می شیم نقاب به صورت می زنیم !
    یکی معلم می شه و یکی می شه خونه به دوش !
    یکی ترانه ساز می شه ، یکی می شه غزل فروش !
    یکی رئیس کارخونه ،* یکی یه قاتل شرور !
    یکی وکیل ،*یکی وزیر ، یکی گدا ، یکی سپور !
    کهنه نقاب زنده گی تا شب رو صورتای ماس !
    گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس !


    ■ ■ ■ ■ ■

    هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب !
    از رو نوشته حرف نزن ، رهاشو از پیله ی خواب !
    نقشه ی یه دریچه رو رو میله ی قفس بکش !
    برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش !


    ■ ■ ■ ■ ■

    کاشکی می شد تو زنده گی ما خودمون باشیم و بس !
    تنها برای یک نگاه ، حتی برای یک نفس !
    تا کی به جای خود ما نقاب ما حرف بزنه ؟
    تا کی سکوت رو رج زدن ، نقش نمایش منه ؟
    ای نمایشنامه نویس ! نقش من رو به من بده !
    نقش جدال آخر تن به تن رو به من بده !
    می خوام همین ترانه رو رو صحنه فریاد بزنم !
    نقابم رو پاره کنم ، جای خودم داد بزنم !


    ■ ■ ■ ■ ■

    هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
    از رو نوشته حرف نزن ، رها شو از پیله ی خواب
    نقشه ی یه دریچه رو ٬ رو میله ی قفس بکش
    برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش ..
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  5. #35
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:b05988cab3]نام كتاب: پرنده بی پرنده
    نام ترانه: می*دونم* [/SIZE]

    می*دونم* که* یک* نفر هست* زیرِ این* گنبدِ سنگی*
    که* میاد رو آسمونم* می*کشه* یه* قوس*ِ رنگی*
    اون*که* از تبارِ دریا ، اون*که* از نسل*ِ ستاره*س*
    وقتی* باشه* هر دقیقه* یه* تولدِ دوباره*س*
    اون* که* آینه*ی* اتاقم* از حضورش* بی*نصیبه*
    توی* آینه* من* نشستم* اما من* با من* غریبه*

    فرصتی* نمونده*ای* عشق* ! این* صدا صدای* مرگه*
    آخرین* فصل*ِ جوانه* ، فصل*ِ جون* دادن*ِ برگه*
    از تو قصه*ها طلوع* کن* تاغروب*ِ من* بمیره*
    زیر خاکسترِ سردم* ، شعله*ی* تو جون* بگیره*

    یکی* باید اینجا باشه* که* من*ُ بدزده* از من*
    با من* از خودم* خودی*تر ، بین*ِ تن* باشه* وُ پیرهن*
    یکی* باید این* جا باشد که* شب*ُ کم* کنه* از روز
    روزِ تازه*یی* بیاره* جای* این* روزِ غزلسوز
    یکی* باید اینجا باشه* ، اونی* که* مثل*ِ کسی* نیست*
    وقت*ِ سردادن*ِ آواز مثل*ِ اون* همنفسی* نیست*

    فرصتی* نمونده*ای* عشق* ! این* صدا صدای* مرگه*
    آخرین* فصل*ِ جوانه* ، فصل*ِ جون* دادن*ِ برگه*
    از تو قصه*ها طلوع* کن* تا غروب* من* بمیره*
    زیرِ خاکسترِ سردم* ، شعله*ی* تو جون* بگیره*

  6. #36
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:e063bfeda9]نام ترانه : "شهر خواب"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    تشنه ها تو هرم صحرای عطش ٬ خواب چشمه ی زلال رو می بینن
    اونا که سیبای سرخ رو می خورن ، خواب میوه های کال می بینن

    آنتن زنگ زده روی پشت بوم ، خواب پای یه کبوتر می بینه
    هر کی بیشتر توی قصه می شکنه ، همیشه خوابای بهتر می بینه

    اما من که خواب تو رو دیدم و بس ، خواب تو ای تو هوای هر نفس !
    مثل او عقاب پیری که هنوز ، خواب پرواز می بینه تو قفس !

    خواب تو یه خواب ناب تازه بود ، رؤیای پک زلال مخملی
    خواب هفت سالگی ستاره ها ، فصل سرسبز کلاس اولی


    آخ ! چه ساده همترانه می شدیم تو کلاس بی هراس لحظه ها
    آرزوها چه هم اندازه بودن ، دنیا جا می شد میون مشت ما

    صدای خنده هامون قد می کشید ،*وقت گرگم به هوا تو کوچه ها
    دستامون دوباره عادل می شدن وقت قسمت شدن کلوچه ها

    کاش می شد همیشه بچگی کنیم کاش می شد دوباره همصدا بشیم
    خورشید از چهار طرف بتابه و ما ها از سایه هامون جدا بشیم

    می دونم نمی شه اما چاره نیست ، وعده گاهمون بازم خواب منه
    توی آسمون تنهایی من ،* همیشه خورشید رؤیا روشنه

    دوس دارم تو شهر خوابم بمونم ، آخه ساده تر می شه ستاره چید !
    می شه آواز زلال بودن از سکوت ترد لحظه ها شنید !


    اما باز صدای زنگ زنده گی خواب رو از چشمای خسته ام می گیره !
    فصل ناتموم کودکی من ، تو دلم مثل یه فانوس می میره !


    واقعا يغما يه دونست !
    واقعا ... :wink:
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  7. #37
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض


    [SIZE=3:9b8e3756fa]پرنده بی پرنده

    نام ترانه: تمام*ِ من*
    [/SIZE]

    [SIZE=3:9b8e3756fa] تو کوچه*های* بی*چراغ* شب* تا سحر سوت* می*زنم*
    پنجره*ها که* وا می*شن* قایم* می*شم* تو پیرهنم*
    می*گذرم* از چشمکای* چراغ*ِ چهارراه*ِ سکوت*
    از توی* صندوقای* پُست* صدای* گریه* می*شنوم*

    اتاقک*ِ این* تلفن* ، یه* جا واسه* قایم* شدن*
    دگمه*هاش*ُ فشار می*دم* ، آی* تلفن* زنگی* بزن* !
    این* تلفن* زنگ* نداره* ، خطّای* اون* یک* طرفه*س*
    دُرُس* مثه* قصه*ی* ما ، نازِ تو وُ دل* دل*ِ من*

    من* یه* کبوتر دَم*ِ تیغ* ، تو آخرین* جرعه*ی* آب*
    من* نمی*خوام* عکسی* باشم* اسیرِ چارچوب*ِ یه* قاب*
    یکی* بیاد حنجره*ش*ُ واکنه* رو به* شعرِ من*
    یکی* بیاد از صورت*ِ ترانه* برداره* نقاب*

    نبض*ِ آوازُ گرفتم* امااین* تمام*ِ من* نیست*
    دارم* از خودم* می*ترسم* این* ترانه* رام*ِ من* نیست*
    دستم*ُ بگیر تو دستت* نذار از نفس* بیفتم*
    به* خدا خدانگهدار جواب*ِ سلام*ِ من* نیست*
    [/SIZE]
  8. #38
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:1428c08750]پرنده بی پرنده
    نام ترانه: غریبه*ی* قدیمی*
    [/SIZE]


    من*ُ با ترانه* بشناس* ، ای* ستاره*ی* غزلپوش* !
    این* من*ِ مُرده*ی* سردُ ، زنده* کن* تو هُرم*ِ آغوش*
    تلخی*ِ هزار تا گریه* توی* لرزش* صدامه*
    اما نقش*ِ یه* تبسم* همیشه* روی* لبامه*
    با نقاب*ِ این* تبسم* صورتم* رُ می*پوشونم*
    با چش*ِ بسته* می*بینم* ، با لب*ِ بسته* می*خونم*

    گم* شده* راه*ِ کودکی* ، اون* دل*ِ صاف*ِ من* کجاست* ؟
    دستای* پاک*ُ عاشق*ِ ترانه*باف*ِ من* کجاست* ؟
    من* که* به* زخم* دشنه*ها ، مرهم*ِ بوسه* می*زدم*
    دشنه* شدم* ، دشنه* شدم* ، بگو غلاف*ِ من* کجاست* ؟

    ای* غریبه*ی* قدیمی* ! من*ُ با ترانه* بشناس*
    صفحه*ی* بعدی* سفیده* ، آخرِ قصه* همین*جاس*
    نگا ! کن* یه* مردِ گریون* ، پشت*ِ پرده*ی* نقابه*
    من* میون*ِ ابرا نیستم* ، کبوتر تو چاه* می*خوابه*
    من*ُ بشناس* تا بفهمم* توی* آینه*ها کی*اَم* من* ؟
    یه* اجاق*ِ سردِ خاموش* ، یا یه* چلچراغ*ِ روشن* ؟

    گم* شده* راه*ِ کودکی* ، اون* دل*ِ صاف*ِ من* کجاست* ؟
    دستای* پاک*ُ عاشق*ِ ترانه*باف*ِ من* کجاست* ؟
    من* که* به* زخم* دشنه*ها ، مرهم*ِ بوسه* می*زدم*
    دشنه* شدم* ، دشنه* شدم* ، بگو غلاف*ِ من* کجاست* ؟

  9. #39
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:253eb30b0e]نام ترانه : "بامن باش"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    امشب* انگار خون*ِ تازه*یی* تو رگ*های* منه*
    یکی* از عمق*ِ سکوتم* داره* فریاد می*زنه*
    من*ُ از جاده* نترسون* نگو که* فاصله*مون*
    صدتا کفش* سُربی*ُ صدتا عصای* آهنه*

    تو سَرَم* افتاده* امشب* هوس*ِ قدم* زدن*
    رَد شدن* از دل*ِ آتیش* تو یه* چش* به* هم* زدن*
    پا به* پای* سیم*ِ گیتار خوندن* از گذشته*ها
    توی* هوای* روشن*ُ پاک*ِ ترانه* دَم* زدن*

    نازنین* ! فقط* توی* همین* نفس* با من* باش* !
    بگو هستی* که* بِرُمبه* این* قفس* ، با من* باش* !
    گوش* بده* نبض*ِ ترانه* تنها با تو می*زنه*
    بی*بی*ِ ترانه*هام* تویی*ُ بَس* ، با من* باش* !

    بیا امشب* از حصارِ هر بهانه* رَد بشیم*
    لهجه*ی* ناب*ُ زلال*ِ این* شب*ُ بَلَد بشیم*
    ما دوتا رودخونه*ییم* تو دریا می*رسیم* به* هم* ،
    نکنه* طعمه*ی* دیوارای* سردِ سَد بشیم*

    ولی* انگار که* دارم* من* با خودم* حرف* می*زنم*
    جُز صدای* نفسم* هیچ* صدایی* نمی*شنوم*
    نگا کن* ! فقط* یه* سایه* پا به* پای* من* میاد
    سایه* فریاد می*زنه*: تنها رفیق*ِ تو منم* !

    نازنین* ! فقط* توی* همین* نفس* با من* باش* !
    بگو هستی* که* برُمبه* این* قفس* ، با من* باش* !
    گوش* بده* نبض*ِ ترانه* تنها با تو می*زنه*
    بی*بی*ِ ترانه*هام* تویی*ُ بَس* ، با من* باش* !
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  10. #40
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:8b0267f6a2]نام ترانه : "چهارراه*"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    بی*بی*ِ چراغ* قرمز ! دخترِ بچه* به* پُشت* !
    دودِ اسفندِ تو رُ ترس* کدوم* ستاره* کشت* ؟
    فالای* حافظ*ت*ُ بادِ کدوم* بهونه* بُرد ؟
    سیب*ِ سرخت*ُ کدوم* سایه*ی* سربُریده* خورد ؟
    گُل*ِ یخ* شاخه*یی* چنده* ؟ گل*ِ بی*برگ*ُ بهار !
    چشمای* خیست*ُ بستی* به* کدوم* جاده*ی* تار ؟
    برو اسفندت*ُ دود کن* سرِ چارراه*ِ شلوغ* !
    تا شاید وابشن* این* چشمای* کورِ بی*فروغ* !
    چشم*ِ آدمایی* که* حتا یه* خوابم* ندیدن*
    فکر بچه*هایی* نیستن* که* تو کارتُن* خوابیدن*
    اونا که* از اول*ِ هستی* به* ماتم* می*شینن*
    وقت*ِ بارون* زیرِ پُل* خواب*ِ یه* کرسی* می*بینن*


    ((((()))))

    اسفندِ دونه* دونه* ، گریه* نکن* شبونه*
    شهرِ قشنگ*ِ رؤیا ، مقصدِ قصه*مونه*


    ((((()))))

    آخرش* یکی* میاد گل*هات*ُ یکجا می*خره*
    تو رُ ترک*ِ اسب*ِ نور به* شهرِ رؤیا می*بَره*
    اون*جا که* آدماش*ُ نمی*شه* با سکه* خرید
    می*شه* با بال*ِ صدا تا اوج*ِ قله*ها پرید
    اون*جا هیچکس* نمی*خوابه* زیرِ سقف*ِ سردِ پُل*
    درِ جعبه*های* جادو وا می*شه* به* نام*ِ گل*
    اون*جا فال*ِ عاشقا یه* فال*ِ سبزُ روشنه*
    هر یه* قرص*ِ نون*ِ جو سهم*ِ هزار تا دهنه*
    برو اسفندت*ُ دود کن* سرِ چارراه*ِ شلوغ*
    تا شاید وابشن* این* چشمای* کورِ بی*فروغ*


    ((((()))))

    اسفندِ دونه* دونه* ، گریه* نکن* شبونه*
    شهرِ قشنگ*ِ رؤیا ، مقصدِ قصه*مونه*


    ((((()))))
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  11. #41
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:0c3b9316ec]نام ترانه : "آفتابی*"

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    راهی* نمونده* ، نازنین* ! باید به* دریا بزنیم* !
    باید از این* خواب*ِ بلند ، یه* پُل* به* رؤیا بزنیم* !
    راهی* نمونده* نازنین* ! راه*ِ ستاره* سَد شده* !
    تو امتحان*ِ سادگی* ، قلب*ِ من*ُ تو رَد شده* !
    راهی* نمونده* باید از بغض*ِ ترانه* بگذریم* !
    غصه* نخور ! ما دوتا از سایه*ها آفتابی*تریم* !
    راهی* نمونده* ، رفتنت* آخرِ قصه*ی* منه* !
    اما چراغ*ِ یادِ تو ، تو شب*ِ قصه* روشنه* !

    خاتون*ِ خط* خورده*ی* من* ! نبض*ِ غزل* رُ زنده* کن* !
    دوباره* تو بازی*ِ دل* ، بغض*ِ من*ُ برَنده* کن* !
    خاتون*ِ خط* خورده*ی* من* ! اوج*ِ صدای* من* کجاست* ؟
    حروف*ِ پاک* اسم*ِ تو ، کجای* این* ترانه*هاس* ؟
    با هم* کلیدِ نقره* رُ تو کوچه* پیدا می*کنیم* !
    واژه*ی* زنده*گی* رُ با ترانه* معنا می*کنیم* !
    خاطره*های* خفته* رُ دوباره* بیدار می*کنیم* !
    عشق*ُ تو هر ترانه*یی* صد دفه* تکرار می*کنیم* !

    هنوزم* نبض*ِ غزل* نبض*ِ قدمهای* منه* !
    هنوزم* قلب*ِ ترانه* توی* سینه*م* می*زنه* !
    نازنین* ! خسته* نشو ! تو آینه* می*رسیم* به* هم* ،
    طپش*ِ ترانه*ها فاصله*ها رُ می*شکنه* !

    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  12. #42
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:0aec3ad4cd]نام ترانه : "پل*ِ عابرِ پیاده* "

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]


    (*)/0(*) ^ (*)/0(*)

    روی* جدول*ِ شکسته* ، یه* پسربچه* نشسته*
    گُلای* سُرخ*ُ گرفته* توی* انگشتای* خسته*
    تو چشاش* ستاره* مُرده* ، سه* روزه* هیچی* نخورده*
    سر رسیدن*ِ بهارُ کسی* یادش* نیاورده*
    «ـ آقایون* ! خانوما ! گُل* !
    سهم*ِ منم* از آدما ! گُل* ! »


    ■ ■ ■ ■ ■

    آدما تو فکرِ عیدن* ، فکرِ یه* ماهی* سفیدن*
    اونا از تو ماشیناشون* ، هیچ* صدایی* نشنیدن*
    دیگه* شب* از راه* رسیده* ، غنچه*ی* غروب*ُ چیده*
    از پسر بچه*ی* خسته* هیچکسی* گُل* نخریده*
    پُل*ِ عابرِ پیاده* تنها جای* اَمن*ِ خوابه*
    رو لب*ِ اون* پسر اما یه* سوال*ِ بی*جوابه*:
    «ـ ای* خدا چرا نمی*شه* این* گُلا یه* لُقمه* نون* شه* ؟
    جای* خواب*ِ من* تو ابرا ، روی* بام*ِ آسمون* شه* ؟ »


    ■ ■ ■ ■ ■

    پسرک* ! موقع* خوابه* ، وقت* یه* رؤیای* نابه* !
    فردا که* بیدارشی* از خواب* ، عیدی*ِ تو یه* جوابه* !
    صُب* شده* اونورِ شیشه* ، پسرک* بیدار نمی*شه*
    انگاری* تموم*ِ عمرش* توی* خواب* بوده* همیشه*
    گُلا پژمُرده* وُ پَرپَر ، روی* پُل* ریخته* کنارش*
    خیره* موندن* به* خیابون* اون* چشای* بی*قرارش*
    هنوزم* رو پُل* خوابیده* ، با چشای* باز تو بارون*
    تو مرخصی*ِ عیده* ، پاسبون* این* خیابون*...
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  13. #43
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    [SIZE=3:281ecdf43f]پرنده بی پرنده

    نام ترانه: جمعه* بازار
    [/SIZE]


    پنجره* بی* چراغه* ، رو آنتنا کلاغه*
    هنوز تو شهرِ قصه* ، بازارِ دشنه* داغه*
    بارون*ِ ریشه* ریشه* مُش* می*زنه* به* شیشه*
    میگه* نگاه* خورشید مال*ِ منه* همیشه*
    خورشیدِ گیس* بُریده* پاشنه*شو وَرکشیده*
    قیچی*ِ تیزِ بارون* موی* طلاشو چیده*
    شاپرکی* که* سوخته* ، چشم*ُ به* شعله* دوخته*
    شاعرِ نون* نخورده* ، ترانه*ش*ُ فروخته*

    از سرِ پُل* تا توپخونه* ، نبض*ِ غزل* هراسونه*
    تو گردش*ِ عقربه*ها ، لحظه* کشی* فراوونه*

    ترانه*ها دروغن* ، شعله*ها بی* فروغن*
    هنوز تو جمعه* بازار قصابیا شلوغن*
    گریه* نکن* ! ستاره* ! قَد می*کشم* دوباره*
    پُشت*ِ سرِ ترانه* گریه* شگون* نداره*
    ترانه* ! دَس* نگه* دار ! گوش* داره* موش*ِ دیوار
    چراغ*ِ این* تقاطع* همیشه* سُرخه* انگار
    خورشیدِ مو طلایی* ! کجایی* ؟ آی* ! کجایی* ؟
    بزن* به* سیم*ِ آواز ! تویی* که* خوش* صدایی* !

    از سر پُل* تا توپخونه* ، نبض*ِ غزل* هراسونه*
    تو گردش*ِ عقربه*ها ، لحظه* کشی* فراوونه*
  14. #44
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:4b8e820886]نام ترانه : "نمايش "

    از كتاب : "پرنده بي پرنده" [/SIZE]



    [SIZE=3:4b8e820886](*)/0(*) ^ (*)/0(*)[/SIZE]



    [SIZE=3:4b8e820886]آدما ! بگین* بدونم* ، چرا عمرِ شب* بلنده* ؟

    چرا خورشید درِ نورو ٬ روی* باغچه*مون* می*بنده* ؟

    سیب*ِ باغ*ِ قصه* کال*ِ ، بازیگر رو پرده* لاله

    تو سکوت*ِ این* نمایش* ٬ نمره*ی* ترانه* چنده* ؟[/SIZE]



    ■ ■ ■ ■ ■


    [SIZE=3:4b8e820886] آدما ! به* جای* دیدن* ، ما فقط* تخمه* شکستیم* !

    چشمامونو*ُ وا گذاشتیم* ، درِ مغزامونو*ُ بستیم* !

    قهرمان*ِ قصه* ، خسته* ، دادکشید با لب*ِ بسته*:

    «آدمی* مونده* تو قصه* ؟» ، ما نگفتیم* که* ؛ ما هستیم* ![/SIZE]


    ■ ■ ■ ■ ■


    [SIZE=3:4b8e820886] آدما ! تو این* نمایش* ، نقش*ِ ما فقط* نگاهه* !

    سوزن*ِ ریزِ حقیقت* ٬ میون*ِ انبارِ کاهه* !

    کوره*راه*ِ بی*ستاره* ، راه* به* هیچ* جایی* نداره*،

    ما نمی*رسیم* به* مقصد ، دیگه* این* آخرِ راهه* ![/SIZE]


    ■ ■ ■ ■ ■


    [SIZE=3:4b8e820886]آدما ! شاید یه* روزی* ، آخرِ یه* فیلم* تازه*،

    برسیم* بالای* تقویم* ، اونجا که* روزا درازه* !

    آسمون*ِ اونجا صافه* ، دشنه*هاش* توی* غلافه*،

    اونجا قهرمان*ِ فیلمم* ، مث*ِ ما ترانه* سازه* ![/SIZE]


    ■ ■ ■ ■ ■


    [SIZE=3:4b8e820886]کپ* نکنین* اگه* قُرُق* بایه* پشه* شکسته* شه* !

    اگه* یه* وقت* ، میون* فیلم* ، پرده* صحنه* بسته* شه* !

    کپ* نکنین* اگه* به* عشق* ، یه* نمره*ی* رَدی* بِدَن* !

    جایزه*ی* نوبل*و به* ، پزشک* احمدی* بِدَن !!!* [/SIZE]


    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  15. #45
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:76e8764071]عنوان :ستاره[/SIZE]


    [SIZE=3:76e8764071]از کتاب : پرنده بی پرنده[/SIZE]


    [SIZE=3:76e8764071]دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
    دوباره اين دل ديوونه واسه ت دلتنگه
    وقت از تو خوندن ستاره ي ترانه ها!
    اسم تو براي من قشنگترين آهنگه

    بي تو يك پرنده ي اسير بي پروازم
    با تو اما مي رسم به قله ي آوازم
    اگه تا آخر اين ترانه با من باشي ،
    واسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم

    با يه چشمك دوباره من رو زنده كن ستاره
    نذار از نفس بيفتم ، تويي تنها راه چاره
    آي ستاره ! آي ستاره ! بي تو شب نوري نداره
    اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

    توي كه عشقم رو از نگاه من مي خوني
    تويي كه تو تپش ترانه هام پنهوني
    تويي كه همنفس هميشه ي آوازي
    تويي كه آخر قصه ي من رو مي دوني

    اگه كوچه ي صدام يه كوچه ي باريكه
    اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريكه
    مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من
    لحظه ي يكي شدن تو آينه ها نزديكه

    با يه چشمك دوباره من رو زنده كن ستاره
    نذار از نفس بيفتم ، تويي تنها راه چاره
    آي ستاره ! آي ستاره ! بي تو شب نوري نداره
    اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره[/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
صفحه 3 از 19 نخست 1234567813 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 275

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •