ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 11 نخست 1234567 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 161
  1. #16
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض





    گرچه شب تاریک است



    دل قوی دار ،



    سحر نزدیک است

    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. #17
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    در شبان غم تنهایی خویش



    عابد چشم سخنگوی توام



    من در این تاریکی



    من در این تیره شب جانفرسا



    زائر ظلمت گیسوی توام...


    ...


    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  3. #18
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    من ندانم كه كيم

    من فقط مي دانم

    كه تويي شاه بيت غزل زندگي ام ...
    ...
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  4. #19
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    وای باران! باران!


    شیشه ی پنجره را باران شست


    از دل من اما.....


    چه کسی نقشه تو را می شوید؟...


    اسمان سربی رنگ


    من درون قفس سرد اتاق دلتنگ...


    میپرد مرغ نگاهم تا دور


    وای باران


    باران


    پر مرغان نگاهم را شست...
    ویرایش توسط neginalmas : 2011.07.06 در ساعت 17:29
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  5. #20
    fafa_www2000
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    520
    9
    215

    پیش فرض

    پنداشت او قلم
    در دستهای مرتعشش
    باری عصای حضرت موساست
    می گفت
    اگر رها کنمش اژدها شود
    ماران و موری های
    این ساحران رانده وامانده را
    فرو بلعد
    می گفت
    وز هیبت قلم
    فرعون اگر به تخت نلرزد
    دیگر جهان ما به چه ارزد ؟
    بر کرسی قضا و قدر
    قاضی
    بنشسته با شکوه خدایان تندخو
    تمثیل روزگار قیامت
    انگشت اتهام گرفته به سوی او
    برخیز
    از اتهام خود اینک دفاع کن
    این آخرین دفاع
    پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
    می گفت
    امان دهید
    تا آخرین سپیده
    تا آخرین طلوع زندگیم را
    نظاره گر شوم
    پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود
    بر گرد گردنش اثری از طناب بود
    و چشمهای بسته او غرق آب بود
    در پای چوب دار
    هنگام احتضار
    از صد گره گرهی نیز وا نشد
    موسی نبود او
    دردستهای او قلمش اژدها نشد


    در سرزمین هرز سر شاخه های سبز نمیروید _دشت ها الودست در لجنزار گل لاله نخواهد رویید _مگر چه بود محبت که سنگ سنگش را به سر زدم با شوق؟! _گیرم که اب رفته به جوی باز اید با ابروی رفته چه باید کرد؟! _ما روزهای معرکه را در خواب بوده ایم _گاهی سکوت واجه ی گویایی ست .یک اسب شیهه میکشد و سر نوشت ما تغییر میکند. امشب صفای گریه من سیلاب ابرهای بهاران است این گریه نیست ریزش باران است. من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر میخیزند اشنایی با شور؟ و جدایی با درد؟ و نشستن در بهت فراموشی_یا غرق غرور؟من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خیشتنی... ارزو میکردم که تو خواننده ی شعرم باشی _راستی شعر مرا میخوانی؟ در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم _میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
    ماها یادمون میره...
  6. #21
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    دل من در دل شب
    خواب پروانه شدن می بیند
    مهر در صبح دمان داس به دست
    خرمن خواب مرا می چیند
    از گریبان تو صبح صادق
    می گشاید پر و بال
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  7. #22
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    مرا با سوز جان بگذار و بگذر
    اسیر و ناتوان بگذار و بگذر
    چو شمعی سوختم از اتش عشق
    مرا اتش یه جان بگذار و بگذر
    دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
    بر این دل هم نشان بگذار و بگذر
    مرا با یک جهان اندوه جان سوز
    تو ای نامهربان بگذار و بگذر
    دو چشمی را که مفتون رخت بود
    کنون گهر نشان بگذار و بگذر
    در افتادم به گرداب غم عشق
    مرا در این میان بگذارو بگذر
    به او گفتم:حمید از عشق فرسود
    به من گفتا:جهان بگذار و بگذر
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  8. #23
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    دشتها آلوده ست !

    در لجنزار گل لاله نخواهد رویید

    در هوای عفن آواز پرستو به چه كارت آید؟


    فكر نان باید كرد

    و هوایی كه در آن

    نفسی تازه كنیم


    گل گندم خوب است

    گل خوبی زیباست

    ای دریغا كه همه مزرعه دلها را

    علف هرزه كین پوشانده ست


    هیچكس فكر نكرد

    كه در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

    و همه مردم شهر

    بانگ برداشته اند

    كه چرا سیمان نیست ! ؟

    و كسی فكر نكرد

    كه چرا ایمان نیست ! ؟

    و زمانی شده است

    كه به غیر از انسان

    هیچ چیز ارزان نیست....

    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  9. #24
    sarina1111
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    تــــویــــ قــــلبـــشــــ !!!
    نوشته ها
    13,528
    5,880
    5,691

    پیش فرض

    من خوب می دونم که اون هیچ وقت این شعر ها رو نمی خونه ،اما این دلیل هیچ چیز نیست ، من برایش می نویسم .....

    آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی

    راستی شعر مرا می خوانی؟

    نه ،دریغا هرگز

    باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

    کاشکی شعر رما می خواندی!!!!

    بی تو من چیستم؟

    ابر اندوه

    بی تو سر گردانتر

    از پژواکم

    در کوه

    حمید مصدق





    تقصیر از ما نیست…
    بعضیا خودشون دلشون میخواد "یادگاری" باشن پشت در مستراح عمومی!!!

  10. #25
    sarina1111
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    تــــویــــ قــــلبـــشــــ !!!
    نوشته ها
    13,528
    5,880
    5,691

    پیش فرض

    آه میبینم ، میبینم
    تو به انداره تنهایی من خوشبتی
    من به اندازه زیبایی تو غمگینم
    چه امید عبثی
    من چه دارم که ترا در خور؟
    _هیچ
    من چه دارم که سزاوار تو؟
    _هیچ

    تو همه هستی من ، هستی من
    تو همه زندگی من هستی
    تو چه داری ؟
    _همه چیز
    تو چه کم داری؟
    _هیچ



    حمید مصدق
    تقصیر از ما نیست…
    بعضیا خودشون دلشون میخواد "یادگاری" باشن پشت در مستراح عمومی!!!

  11. #26
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    ماه من غصه چرا !؟!
    تو مرا داري و من
    هر شب و روز ،
    آرزويم ، همه خوشبختي توست !
    ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
    کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...
    ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد
    يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست،
    با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
    وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
    او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد
    نشانم مي داد ...
    او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،
    غرق شادي باشد ....
    ماه من !
    غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
    معني خوشبختي ،
    بودن اندوه است ...!
    اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
    چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند
    همه را با هم و با عشق بچين ...
    ولي از ياد مبر،
    پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا
    و در آن باز کسي مي خواند ،
    که خدا هست ، خدا هست
    و چرا غصه ؟ چرا !؟!
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  12. #27
    sarina1111
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    تــــویــــ قــــلبـــشــــ !!!
    نوشته ها
    13,528
    5,880
    5,691

    پیش فرض

    حمید مصدق , خرداد 1343 :

    تو به من خندیدی و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز،
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
    که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت






    تقصیر از ما نیست…
    بعضیا خودشون دلشون میخواد "یادگاری" باشن پشت در مستراح عمومی!!!

  13. #28
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    بی تو احساس من از زندگی بی بنیاد

    و اندر این دوره بیدادگریها هر دم

    كاستن

    كاهیدن

    كاهش جانم

    كم كم ...
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  14. #29
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    باز كن پنجره را ...
    تو اگر بازكنی پنجره را
    من نشان خواهم داد
    به تو زیبایی را
    بگذار از زیور و آراستگی
    من تو را با خود تا خانه ی خود خواهم برد
    كه در آن شوكت پیراستگی
    چه صفایی دارد
    آری از سادگیش
    چون تراویدن مهتاب به شب
    مهر از آن می بارد
    باز كن پنجره را
    من تو را خواهم برد
    به سر رود خروشان حیات
    آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز
    بهتر آنست كه غفلت نكنیم از آغاز
    باز كن پنجره را
    صبح دمید
    چه شبی بود و چه فرخنده شبی
    آن شب دور كه چون خواب خوش از دیده پرید
    كودك قلب من این قصه ی شاد
    از لبان تو شنید :
    ”زندگی رویا نیست
    زندگی زیبایی ست
    می توان
    بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
    می توان در دل این مزرعه ی خشك و تهی بذری ریخت
    می توان
    از میان فاصله ها را برداشت
    دل من با دل تو
    هر دو بیزار از این فاصله هاست “
    قصه ی شیرینی ست
    كودك چشم من از قصه ی تو می خوابد
    قصه ی نغز تو از غصه تهی ست
    باز هم قصه بگو
    تا به آرامش دل
    سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
    گل به گل ، سنگ به سنگ این دشت
    یادگاران توأند....


    "حمید مصدق"
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  15. #30
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    پنداشتی چون كوه ،کوهِ خامش دمسردم؟


    بی درد ، سنگِ ساكتِ بی دردم ؟


    نی :


    قله ام،


    بلند ترین قله ی غرور


    اینك درون سینه ی من التهابهاست


    هرگز گمان مبر،


    شد خاطرات تلخ فراموشم


    هر چند


    به مانند كوه، ساكت و سردم


    _لیك


    آتشفشان مرده ی خاموشم.




    :::: حمید مصدق ::::
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
صفحه 2 از 11 نخست 1234567 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 161

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •