ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 15 از 16 نخست ... 510111213141516 آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 228
  1. #211
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    " رستاخیـــــز "

    دفــتـــر : تـرانـه هـای کـوچـک غـربـت



    من تمامی ی مرده گان بودم:
    مرده ی پرنده گانی که می خوانند
    و خاموش اند،
    مرده ی زیباترین جانوران
    برخاک و در آب،
    مرده ی آدمیان همه
    از بد و خوب.

    من آن جا بودم
    در گذشته
    بی سرود.
    با من رازی نبود
    نه تبسمی
    نه حسرتی.

    به مهر
    مرا
    بی گاه
    در خواب دیدی
    و با تو
    بیدارشدم.


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  2. #212
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,474
    6,732
    4,905

    پیش فرض




    دوستان عزیز برای ارسال اشعار احمد شاملو به نکات زیر دقت کنید


    نام مجموعه های این شاعر :

    آهن ها و احساس#
    قطع نامه#
    هوای تازه#
    باغ آیینه#
    آیدا در آیینه#
    آیدا:درخت و خنجر و خاطره#
    ققنوس در باران#
    مرثیه های خاک#
    شکفتن در مه#
    لحظه ها و همیشه#
    ابراهیم در آتش #
    دشنه در دیس #
    ترانه های کوچک غربت( در حال ارسال )
    مدایح بی صله
    در آستانه
    حدیث بی قراری ماهان





    دفتاری که علامت زده شده اند(#) یا اشعاری که با صورتی روشن نوشته شده اند، یک بار ارسال شده . اشعار
    بی علامتِ دفتر مربوطه را به ترتیب از بالا ارسال کنید.

    لطفا پست های خود را وسط قرار دهید.از ارسال اشعار خارج از ترتیب خودداری کنید.
    پست های ارسالی را با تغییرات رنگ و فونت و تزیینات جانبی ، جذاب کنید.
    لذا حتما نام شعر در در ابتدای ارسال خود ذکر کنید.
    ترجیحا به خاطر پراکندگی اشعار ، از سایت رسمی شاملو ، شعر نو و یا آوای آزاد استقاده کنید.






    دوستان فهرست اشعار این دفعه بر حسب شـعـر نـو قرار گرفته است.

    برای راحتی بیشتر کار از همین منبع استفاده کنید.


    اشعار دفتر "ترانه های کوچک غربت"

    بچه های اعماق #
    مترسک #
    هجرانی #
    هجرانی #
    هجرانی #
    هجرانی #
    هجرانی #
    ترانه کوچک #
    آخر بازی #
    هجرانی #
    صبح #
    در این بن بست #
    عاشقانه #
    ترانه ی همسفران #
    خطابه ی آسان در امید #
    شبانه #
    رستاخیز #
    در لحظه #
    عاشقانه #
    شبانه #


    ویرایش توسط Fereshte : 2014.06.14 در ساعت 10:27 دلیل: به روز رسانی


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  3. 1
  4. #213
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    " در لحظـ ـــه "

    دفــتـــر : تـرانـه هـای کـوچـک غـربـت



    به تو دست می سایم و جهان را در می یابم

    به تو می اندیشم

    و زمان را لمس می کنم

    معلق و بی انتها

    عریان

    می وزم،می بارم،می تابم

    آسمان ام

    ستارگان و زمین

    وگندم عطر آگینی که دانه می بندد

    رقصان

    در جان سبز خویش

    از تو عبور می کنم

    چنان که تندری از شب

    می درخشم

    و فرو می ریزم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #214
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض


    " عاشقــ ـــانه "

    دفــتـــر : تـرانـه هـای کـوچـک غـربـت







    بيتوته یِ کوتاهی ست جهان
    در فاصله یِ گناه و دوزخ
    خورشيد
    هم چون دشنامی برمی آيد
    و روز
    شرمساری یِ جبران ناپذيری ست.
    آه
    پيش از آن که در اشک غرقه شوم
    چيزی بگوی
    درخت،
    جهلِ معصيت بارِ نياکان است
    و نسيم
    وسوسه يی ست نابه کار.
    مهتابِ پاييزی
    کفری ست که جهان را می آلايد.
    چيزی بگوی
    پيش از آن که در اشک غرقه شوم
    چيزی بگوی
    هر دريچه یِ نغز
    بر چشم اندازِ عقوبتی می گشايد.
    عشق
    رطوبتِ چندش انگيزِ پلشتی ست
    و آسمان
    سرپناهی
    تا به خاک بنشينی و
    بر سرنوشتِ خويش
    گريه سازکنی.
    آه
    پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی،
    هرچه باشد
    چشمه ها
    از تابوت می جوشند
    و سوگ وارانِ ژوليده آبرویِ جهان اند.
    عصمت به آينه مفروش
    که فاجران نيازمندتران اند.
    خامُش منشين
    خدا را
    پيش از آن که در اشک غرقه شوم
    از عشق
    چيزی بگوی!


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  6. #215
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض


    " شبــ ـــآنه "

    دفــتـــر : تـرانـه هـای کـوچـک غـربـت



    میان خورشید های همیشه

    زیبائی تو

    لنگری ست -

    خورشیدی که

    از سپیده دم همه ستارگان

    بی نیازم می کند

    نگاهت

    شکست ستمگری ست -

    نگاهی که عریانی روح مرا

    از مهر

    جامه ئی کرد

    بدان سان که کنونم

    شب بی روزن هرگز

    چنان نماید

    که کنایتی طنز آلود بوده است

    و چشمانت با من گفتند

    که فردا

    روز دیگری ست -

    آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است!

    وینک مهر تو:

    نبرد افزاری

    تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم


    ***

    آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم

    به جز عزیمت نابهنگامم گزیری نبود

    چنین انگاشته بودم

    ایدا فسخ عزیمت جاودانه بود


    ***

    میان آفتاب های همیشه

    زیبائی تو

    لنگری ست -

    نگاهت شکست ستمگری ست -

    و چشمانت با من گفتند

    که فردا

    روز دیگری ست


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #216
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,474
    6,732
    4,905

    پیش فرض





    دوستان عزیز برای ارسال اشعار احمد شاملو به نکات زیر دقت کنید


    نام مجموعه های این شاعر :

    آهن ها و احساس#
    قطع نامه#
    هوای تازه#
    باغ آیینه#
    آیدا در آیینه#
    آیدا:درخت و خنجر و خاطره#
    ققنوس در باران#
    مرثیه های خاک#
    شکفتن در مه#
    لحظه ها و همیشه#
    ابراهیم در آتش #
    دشنه در دیس #
    ترانه های کوچک غربت #

    مدایح بی صله (در حال ارسال)
    در آستانه
    حدیث بی قراری ماهان





    دفتاری که علامت زده شده اند(#) یا اشعاری که با صورتی روشن نوشته شده اند، یک بار ارسال شده . اشعار
    بی علامتِ دفتر مربوطه را به ترتیب از بالا ارسال کنید.

    لطفا پست های خود را وسط قرار دهید.از ارسال اشعار خارج از ترتیب خودداری کنید.
    پست های ارسالی را با تغییرات رنگ و فونت و تزیینات جانبی ، جذاب کنید.
    لذا حتما نام شعر در در ابتدای ارسال خود ذکر کنید.
    ترجیحا به خاطر پراکندگی اشعار ، از سایت رسمی شاملو ، شعر نو و یا آوای آزاد استقاده کنید.






    دوستان فهرست اشعار این دفعه بر حسب شـعـر نـو قرار گرفته است.

    برای راحتی بیشتر کار از همین منبع استفاده کنید.


    اشعار دفتر "مـدایـح بـی صـلـه"

    پاییز سن هوزه #
    شیهه و سم ضربه #
    چشم های دیوار #
    توازی ردِّ ممتدِّ #
    تِک تِک ناگزیر را برمشمار ...#
    ای کاش آب بودم ...#
    حوای دیگر#
    پرتوی که می تابد از کجاست؟ #
    یک مایه در دو مقام #
    نلسن ماندلا
    سرود آوارگان
    دوستت می دارم بی آنکه بخواهمت
    شبانه
    ترانه ی اندوهبار سه حماسه
    سرود قدیمی قحط سالی
    در کوچه آشتی کنان

    ترجمان فاجعه
    شب ِ غوک
    جانی پر از زخم
    مرد ِ مصلوب


    تنها اگر دمی
    بسوده ترین کلام است دوست داشتن
    ترانه ی اشک و آفتاب
    بوتیمار
    کجا بود آن جهان
    کویری
    سپیده دم
    کریه اکنون
    با "برونی یفسکی" شاعر لهستانی
    غمم مدد نکرد
    بهتان مگوی
    این صدا
    شبانه
    پس آنگاه زمین
    سلاخی می گریست
    همیشه همان
    دست زی دست نمی رسد
    تو باعث شده ای
    جخ امروز از مادر نزاده ام
    سحر به بانگ زحمت و جنون
    اندیشیدن
    در جدال با خاموشی
    نمی خواستم
    نمی توانم زیبا نباشم
    جهان را که آفرید
    پیغام
    من همدست ِ توده ام
    خواب آلوده هنوز
    میان کتاب ها گشتم
    و چون نوبت ملاحان ...
    روزنامه انقلابی






    ویرایش توسط Fereshte : 2020.05.04 در ساعت 18:16 دلیل: به روز رسانی


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  8. 2
  9. #217
    Mahta
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,336
    10,765
    26,407

    پیش فرض


    نام شعر:
    پاییز سن هوزه

    از دفتر:مـدایـح بـی صـلـه





    برای منیژه قوامی

    [آیدا با حیرت گفت: ــ درختِ لیموتُرش را
    ببین که این وقتِ سال غرقِ شکوفه شده!
    مگر پاییز نیست؟]

    گرما و سرما در تعادلِ محض است و
    همه چیزی در خاموشیِ مطلق
    تا هیچ چیز پارسنگِ همسنگیِ کفهها نشود
    و شاهینَکِ میزان
    به وسواسِ تمام
    لحظاتِ شباروزی کامل را
    دادگرانه
    میانِ روز و شبی که یکی در گذر است و یکی در راه
    تقسیم کند
    و اکنون
    زمینِ مادر
    در مدارش
    سَبُکپای
    از دروازهی پاییز
    میگذرد.



    پگاه
    چون چشم میگشایم
    عطرِ شکوفههای چترِ بیادعای لیموی تُرش
    یورتِ همسایگان را
    بهناز
    با هم پیوسته است.

    آنگاه در مییابم
    به یقین
    که ماه نیز
    شبِ دوش
    میباید
    بَدرِ تمام
    بوده باشد!



    کنارِ جهانِ مهربان
    به مورمورِ اغواگرِ برکه مینگرم،
    چشم بر هم مینهم
    و برانگیخته از بلوغی رخوتناک
    به دعوتِ مقاومتناپذیرِ آب
    محتاطانه
    به سایهی سوزانِ اندامش
    انگشت
    فرومیبرم.

    احساسِ عمیقِ مشارکت.



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. 1
  11. #218
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,181
    9,200
    8,196

    پیش فرض

    نام شعر: شیهه و سم ضربه

    از دفتر: مـدایـح بـی صـلـه



    شیهه و سم ضربه .


    چهار سمند سرخوش


    در شیب علف چر رو در رو :


    دوردست تاریخ


    در فاصله ی یک سنگ انداز .
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  12. #219
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,181
    9,200
    8,196

    پیش فرض

    نام شعر: چشم های دیوار

    از دفتر: مـدایـح بـی صـلـه




    چشم های دیوار چشم های دریچه چشم های در

    چشم هایِ آب چشم های نسیم چشم های کوه

    چشم های خیر و چشم های شر

    چشم های ریجه و رَخت و پَخت

    چشمِ دریا و چشمِ ماهی

    چشم های درخت

    چشم های برگ و ریشه


    چشم های برکه و نیزار


    چشمِ سنگ و چشم های شیشه


    چشمِ رشک


    چشم های نگرانی


    چشم های اشک


    بُهت زده در ما می نگرند


    نه از آنرو که تو را دوست می دارم من


    از آنرو که ما


    جهان را دوست می داریم.


    ۱۱ آذرِ ۱۳۶۸
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  13. #220
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,181
    9,200
    8,196

    پیش فرض

    نام شعر: توازی ردِّ ممتدِّ ...

    از دفتر: مـدایـح بـی صـلـه




    توازیِ ردِّ ممتّدِ دو چرخِ یکی گردونه
    در علفزار...



    جز بازگشت به چه می انجامد
    راهی که پیموده ام؟
    به کجا؟
    سامانش کدام رُباطِ بی سامانی ست
    با نهالِ خُشکی کَج مَج
    کنارِ آبدانی تشنه، انباشته به آخال
    درازگوشی سوده پُشت در ابری از مگس
    و کجاوه یی درهم شکسته؟ ــ:

    کجاست باراندازِ این تلاشِ به جان خریده به نقدِ تمامتِ عمر؟
    کدام است دست آوردِ این همه راه؟ ــ:
    کَرگوشان را
    به چاووشی
    ترانه یی خواندن
    و کوران را
    به ره آورد
    عروسکانی رنگین از کولبارِ وصله بروصله برآوردن؟
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  14. #221
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض

    تِک*تِکِ ناگزیر را برمشمار…

    از دفتر: مـدایـح بـی صـلـه




    کی با فنای تن ز تو کس دور می*شود؟
    شمع از گُداختن همگی نور می*شود
    حفیظ اصفهانی

    تِک*تِکِ ناگزیر را برمشمار که مهره*های شمرده
    نیم*شمرده به جام می*ریزد

    به سکوتِ رامشگری گوش*دار که واقعه*یی چنان پُرملاط را حکایت می*کند به صیغه*ی ماضی
    که قائمه*های حقیقتی سرشار بود
    گرچه چندین پُرخار.



    به غیاب اندیشه مکن
    گَشت و مَشتِ بی*تاب و قرارِ این نگاه را دریاب
    نگرانِ اندیشناکی* فردای تو
    به صیغه*ی حال.
    نه
    به غیابِ من منگر که هرگز حضوری به*کمال نیز نبوده*ام،
    به طنینِ آوایی گوش*دار که
    تنها
    به کوکِ زیر و بَمِ موسیقایی نامِ توست
    اسماءِ طلسماتِ حرفاحرفِ نامِ تو را می*داند
    و از ژرفاهای ظلمات تا پَشَنگِ شعشعه*ی الماس*گونِ تاجِ بلندِ آخرین خورشید
    تو را
    تو را
    تو را
    همچنان تو را
    می*خواند.



    ۲۱ آبانِ ۱۳۶۸


    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  15. #222
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    ای کاش آب بودم...
    از دفتر: مـدایـح بـی صـلـه


    //////////////////////////////////

    به مفتون امینی
    وسواسِ مهربانِ شعر
    ای کاش آب بودم
    گر می شد آن باشی که خود می خواهی. ــ
    آدمی بودن
    حسرتا!
    مشکلی ست در مرزِ ناممکن. نمی بینی؟
    ای کاش آب بودم ــ به خود می گویم ــ
    نهالی نازک به درختی گَشن رساندن را
    (ــ تا به زخمِ تبر بر خاک اش افکنند
    در آتش سوختن را؟)
    یا نشای سستِ کاجی را سرسبزی جاودانه بخشیدن
    (ــ از آن پیش تر که صلیبی ش آلوده کنند
    به لخته لخته ی خونی بی حاصل؟)
    یا به سیراب کردنِ لب تشنه یی
    رضایتِ خاطری احساس کردن
    (ــ حتا اگرش به زانو نشانده اند
    در میدانی جوشان از آفتاب و عربده
    تا به شمشیری گردنش بزنند؟
    حیرت ات را بر نمی انگیزد
    قابیلِ برادرِ خود شدن
    یا جلادِ دیگراندیشان؟
    یا درختی بالیده نابالیده را
    حتا
    هیمه یی انگاشتن بی جان؟)

    می دانم می دانم می دانم
    با اینهمه کاش ای کاش آب می بودم
    گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است.
    آه
    کاش هنوز
    به بی خبری
    قطره یی بودم پاک
    از نَم باری
    به کوهپایه یی
    نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بی داد
    سرگشته موجِ بی مایه یی.



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  16. #223
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,181
    9,200
    8,196

    پیش فرض

    نام شعر: حوای دیگر

    از دفتر:مـدایـح بـی صـلـه





    می شناسی ــ به خود می گویم ــ
    همان ام من که تو را ساخته ام تو را…
    بسی پیش از آنکه خدا را تنهایی آدمکش بر سرِ رحم آرد:


    بسی پیش از آن که جانِ آدم را
    پوک ترین استخوانِ تنش همدمی شود بُرَنده
    جامه به سیب و گندم بَردَرنده
    از راه دربَرنده
    یا آزادکننده به گردنکشی. ــ

    غضروف پاره ی جُداسری.

    می شناسی ــ به خود گفته ام ــ
    همانم که تو را ساخته ام تو را پرداخته ام
    غَرّه سرترین و خاکسارترین. ــ
    مهری بی داعیه به راهت آورد
    گرفت ات
    آزادت کرد
    بازت داشت
    بر پایت داشت
    و آنگاه
    گردن فراز
    به پای غرورآفرینَت سر گذاشت.

    می شناسی، می دانم همانم.

    ۵ شهریورِ ۱۳۶۸
    خانه ی دهکده
    ویرایش توسط Fereshte : 2020.05.04 در ساعت 18:08
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  17. #224
    masuod70

     

    کوچولو نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,968
    1,321
    1,881

    پیش فرض

    پرتوی که می تابد از کجاست؟

    از دفتر:مـدایـح بـی صـلـه



    پرتوی که می تابد از کجاست؟
    یکی نگاه کن
    در کجای کهکشان می سوزد این چراغِ ستاره تا ژرفای پنهانِ ظلمات را به اعتراف بنشاند:

    انفجارِ خورشیدِ آخرین
    به نمایشِ اعماقِ غیاب
    در ابعادِ دلهره.

    آن
    ماه نیست
    دریچه ی تجربه است
    تا یقین کنی که در فراسوی این جهازِ شکسته سُکّان نیز
    آنچه می شنوی سازِ کَج کوکِ سکوت است.
    تا
    یقین کنی.
    تنها
    ماییم
    ــ من و تو ــ
    نظّارِگانِ خاموشِ این خلأ
    دل افسردگانِ پادرجای
    حیرانِ دریچه های انجمادِ همسفران.
    دستادست ایستاده ایم
    حیرانیم اما از ظلماتِ سردِ جهان وحشت نمی کنیم
    نه
    وحشت نمی کنیم.

    تو را من در تابشِ فروتنِ این چراغ می بینم آن جا که تویی،
    مرا تو در ظلمتکده ی ویران سرای من در می یابی
    این جا که منم.

    ۵ شهریورِ ۱۳۶۸
    خانه*ی دهکده
    ویرایش توسط Fereshte : 2020.05.04 در ساعت 18:19 دلیل: اشتباه در انتخاب شعر
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  18. #225
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,181
    9,200
    8,196

    پیش فرض

    يک مايه در دو مقام
    از دفتر:مـدایـح بـی صـلـه


    به لئوناردو آلیشان
    ۱
    دلم کَپَک زده، آه
    که سطری بنویسم از تنگیِ دل،
    همچون مهتاب زده یی از قبیله ی آرش بر چَکادِ صخره یی
    زِهِ جان کشیده تا بُنِ گوش
    به رها کردنِ فریادِ آخرین.

    کاش دلتنگی نیز نامِ کوچکی می داشت
    تا به جانش می خواندی:
    نامِ کوچکی
    تا به مهر آوازش می دادی،
    همچون مرگ
    که نامِ کوچکِ زندگی ست
    و بر سکّوبِ وداع اش به زبان می آوری
    هنگامی که قطاربان
    آخرین سوتش را بدمد
    و فانوسِ سبز
    به تکان درآید:
    نامی به کوتاهیِ آهی
    که در غوغای آهنگینِ غلتیدنِ سنگینِ پولاد بر پولاد
    به لب جُنبه یی بَدَل می شود:
    به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته
    یا ناگفته یی شنیده پنداشته.

    سطری
    شَطری
    شعری
    نجوایی یا فریادی گلودَر
    که به گوشی برسد یا نرسد
    و مخاطبی بشنود یا نشنود
    و کسی دریابد یا نه که " چرا فریاد؟"
    یا "با چه مایه از نیاز؟"
    و کسی دریابد یا نه که "مفهومی بود این یا مصداقی؟
    صوت واژه یی بود این در آستانه ی زایشی یا فرسایشی؟
    ناله ی مرگی بود این یا میلادی؟
    فرمانِ رحیلِ قبیله مردی بود این یا نامردی؟
    خانی که به وادی برکت راه می نماید
    یا خائنی که به کج راهه ی نامرادی می کشاند؟"
    و چه بر جای می مانَد آنگاه
    که پیکانِ فریاد
    از چِلّه
    رها شود؟ ــ:
    نیازی ارضا شده؟
    پرتابه یی به در از خویش
    یا زخمی دیگر به آماجِ خویشتن؟
    و بگو با من بگو با من:
    که می شنود
    و تازه
    چه تفسیر می کند؟

    ۲
    غریوی رعدآسا
    از اعماقِ نهانگاهِ طاقت زدگی:
    غریوِ شوریده حال گونه یی گریخته از خویش
    از بُرج واره ی بامی بی حفاظ…
    غریوی
    بی هیچ مفهومِ آشکار در گمان
    بی هیچ معادلی در قاموسی، بی هیچ اشارتی به مصداقی.
    به یکی " نه "
    غریوکشِ شوریده حال را غُربت گیرتر می کنی؛
    به یکی " آری" اما
    ــ چون با غرورِ همزبانی در او نظر کنی ــ
    خود به پژواکِ غریوی رهاتر از او بَدَل می شوی:
    به شیهه واره ی دردی بی مرزتر از غریوِ شوریده سرِ به بام و بارو گریخته ــ
    و بیگارِ دلتنگی را
    به مشغله ی جنون اش
    میخ کوب می کنی.

    ۹ مردادِ ۱۳۶۸
    ++++
    شعر بعدی :
    نلسن ماندلا

    ویرایش توسط Fereshte : 2020.05.04 در ساعت 18:19
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


صفحه 15 از 16 نخست ... 510111213141516 آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 228

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •