ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 7 از 7 نخست ... 234567
نمایش نتایج: از 91 به 105 از 105
  1. #91
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,471
    6,684
    4,885

    پیش فرض

    " در ره نــهــفــت و فــراز ده "

    دفـتـر : مــاخ اولا



    درره نهفت وفراز ده حرفی ست

    کی ساخته ست؟

    کی برده ست؟

    کی باخته ست؟

    و ناروَن خموش

    وباغ دیده غارت، برحرف ها که هست

    بسته ست گوش

    وهرچه دلگزاست.



    از ساحل شکسته که تسلیم گشته ست

    تا درّه های خفته به جنگل که کرده اند

    میدان برای ظلمت شب باز

    و این جا به زنگ بسته کلنگی

    با لحن نا مراقب می کوبد

    آورده ست تنگی هرچیز

    وآن حرف ها به جاست.



    چرکین چراست صورت مهتاب ؟

    کی مانده چشمش بیدار

    خواب آشنا که هست و چرا خواب ؟

    کی ساخته ست؟

    کی برده ست؟

    کی باخته ست؟



    از چیست در شکسته و بگسسته پنجره ؟

    دیگرچرا که اطاقی

    روشن نمی شود به چراغی؟

    یک لحظه ازرفیق، رفیقی

    جویا نمانده، نمی پرسد

    ازسرگذشته ئی وسراغی ؟



    اما ملول می چکد آبی

    با گوشه ئی ملولش نجوا

    دوک افتاده، پیرزن افسرده، در اجاق

    بگرفته ست آتش سردی

    ونارون خموش

    وباغ دیده غارت، بر حرف ها که هست

    بسته ست گوش !


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  2. 1
  3. #92
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض





    دوستان عزیز هنگام ارسال به نکات زیر و فهرست اشعار دقت کنید.

    اشعار ارسال شده ، رنگ متفاوتی دارند.سایر اشعار را بر طبق فهرست و به ترتیب ارسال کنید.
    پست هارا با تزیینات جانبی همراه کنید و با رنگ بندی های زیبا ، اشعار را جذای تر کنید.
    میتوانید جهت ارسال اشعار از این منابع(1 . 2.) استفاده کنید.(همه ی اشعار در این منبع موجود نیستند !)
    مطمئن ترین منبع، وبسایت رسمی نیما یوشیج با نظارت شراگیم یوشیج است.

    پیشاپیش از همکاری همگی ممنون هستیم.





    مجموعه ی آثار نیما یوشیج

    فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ
    شعرمن
    قلم انداز
    شهرشب و شهر صبح
    ماخ اولا
    ناقوس
    حکایات
    منظومه ها
    مجموعه ی غزلیات ، قصاید و قطعات






    نام دفتر : مـاخ اولا

    هنوز از شب #
    هنگام که گریه می دهد ساز #
    همه شب #
    هست شب #
    مهتاب
    #
    مرغ شباویز
    #
    ماخ اولا
    #
    کک کی
    #
    قایق
    #
    قاق بان
    #
    شب همه شب
    #
    شب ست
    #
    شب پره ی ساحل نزدیک
    #
    سیولیشه
    #
    ری را
    #
    در شب سرد زمستانی
    #
    در ره نهفت و فراز ده
    #
    در کنار رودخانه
    در شب تیره
    داروگ
    خانه ام ابری ست
    جاده خاموش ست
    ترا من چشم در راهم
    یاس ها از شب گذشته ست
    بر فراز دودخانی
    بر فراز دشت
    برف
    باد می گردد
    آقا توکا
    اجاق سرد






    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  4. #93
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    " در کنار رودخانه "

    دفـتـر : مــاخ اولا


    در کنار رودخانه می پلکد سنگ پشت پیر.
    روز، روز آفتابی است.
    صحنه ی آییش گرم است.

    سنگ پشت پیر در دامان گرم آفتابش می لمد، آسوده می خوابد
    در کنار رودخانه.

    در کنار رودخانه من فقط هستم
    خسته ی درد تمنا،
    چشم در راه آفتابم را.
    چشم من اما
    لحظه ای او را نمی یابد.
    آفتاب من
    روی پوشیده است از من در میان آبهای دور.
    آفتابی گشته بر من هر چه از هر جا
    از درنگ من،
    یا شتاب من،
    آفتابی نیست تنها آفتاب من
    در کنار رودخانه


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #94
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,320

    پیش فرض


    نام شعر:
    در شب تیره


    دفتر: ماخ اولا





    در شب تیره چوگوری که کند شیطانی

    وندرآن دام دل افسایش را

    دهد آهسته صفا

    زیک و زیک ، زیک زائی

    لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا

    بال از او خیسیده

    پای از او پیچیده

    شده پرچینش دامّی و منش دام گشا

    معرفت نیست دریغا ! دراو

    (آن دل هرزه درا)

    که به جای آوردم

    وانهد با خود، در راه مرا

    زیک و زیک، زیک زائی

    لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #95
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شعــر : داروگ

    دفتــر : ماخ اولا


    ***

    خشک آمد کشتگاه من
    درجوارکشت همسایه
    گرچه میگویند:«می گریند روی ساحل نزدیک
    سوگواران درمیان سوگواران»
    قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران ؟

    بر بساطی که بساطی نیست
    دردرون کومه ی تاریک من که ذرّه ئی با آن نشاطی نیست
    و جداردنده های نی به دیواراطاقم، دارد از خشکیش می ترکد
    « چون دل یاران که درهجران یاران »
    قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟

    سال ۱۳۳۲
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  7. #96
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نــام شعــر : خــانه ام ابــریست
    دفــتر : مــاخ اولــا


    ***

    خانه ام ابری ست
    یکسره روی زمین ابری ست با آن.

    از فراز گردنه، خرُد و خراب و مست
    باد می پیچد،
    یکسره دنیا خراب از اوست
    و حواس من !
    آی نی زن که ترا آوای نی برده ست دوراز ره کجائی؟

    خانه ام ابری ست، امّا
    ابربارانش گرفته ست.
    درخیال روزهای روشنم کزدست رفتندم
    من به روی آفتابم
    می برم در ساحت دریا نظاره.
    و همه دنیا خراب و خرُد از بادست
    و به ره، نی زن که دائم می نوازد نی، دراین دنیای ابراندود،
    راه خود را دارد اندر پیش.
    ۱۳۳۲
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  8. #97
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : جاده خاموش ست

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    جاده خاموش ست، ازهرگوشه ئی شب هست در جنگل
    تیرگی ( صبح ازپی اش تازان )
    رخنه ئی بیهوده می جوید
    یک نفرپوشیده در کنجی
    بارفیقش قصه ی پوشیده می گوید.

    بر در شهرآمد آخر کاروان ما ز راه دور، می گوید:
    با لقای کاروان ما (چنان کارایش پاکیزه اش هر لحظه می آراست )
    مردمان شهررا فریاد برمی خاست.

    آنکه اواین قصه اش درگوش، اما
    خاسته افسرده وار از جا
    شهررا نام و نشان هر لحظه می جوید
    و به او افسرده می گوید:
    « مثل اینکه سال ها بودم درآن شهر نهان مأوا
    مثل این که یک زمان در کوچه ئی از کوچه های او
    داشتیم یاری موافق ، شاد بودیم با لقای او. »

    جاده خاموش ست اما همچنان شب هست در جنگل
    تیرگی (صبح از پی اش تازان )
    یک نفر پوشیده بنشسته
    با رفیقش قصه ی پوشیده می گوید.

    ۱۳ اسفند ماه سال۱۳۲۸
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  9. #98
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : ترا من چشم در راهم

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    ترامن چشم در راهم، شباهنگام
    که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگِ سیاهی
    وآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم
    ترا من چشم در راهم.

    شباهنگام، درآندم که برجا درّه ها چون مرده ماران خفتگانند
    درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام
    گرَم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم
    ترا من چشم در راهم.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  10. #99
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر :پاس ها از شب

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    پاس ها از شب گذشته ست
    میهمانان جای را کرده اند خالی، دیرگاهی ست
    میزبان درخانه اش تنها نشسته،
    درنی آجین جای خود، برساحلِ متروک می سوزد اجاق او،
    اوست مانده، اوست خسته.

    مانده زندانی به لب هایش
    بس فراوان حرف ها، امّا
    با نوای نای خود، در این شب تاریک پیوسته،
    چون سراغ ازهیچ زندانی نمی گیرند،
    میزبان در خانه اش تنها نشسته
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  11. #100
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : برفرازدودها

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    برفرازدودهائی، که زکشتِ سوخته بر پاست
    وزخِلال کوره ی شب،
    مژده گوی روز باران، باز خواناست،
    و آسمان ابراندود.َ

    آسمان ابراندود
    (همچنان بالا گرفته)
    می بَرد، می آورَد، دندان هرلبخندش افسون زا،
    اندر او فریاد آن فریادخوان، هرگز ندارد سود.

    آسمان ابراندود
    می ستاند، می دواند، می تپد اورا به دل، تصویری از رویا ی توفان چه وقتش
    از شمار لحظه های خود نمی کاهد،
    بر شمار لحظه های خود، نخواهد لحظه ئی افزود،
    اعتنائی نیست، اما مژده گوی روز باران را
    بر فراز دودهائی که زکِشت سوخته برپاست
    مژده گوی روز باران، بازخواناست.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  12. #101
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : برفراز دشت

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    برفرازدشت باران ست، باران عجیبی !
    ریزش باران، سرِآن دارد ازهرسوی وزهرجا
    که خزنده، که جهنده، ازره آوردش به دل یابد نصیبی
    باد لیکن، این نمی خواهد.

    گرم درمیدان دویده، برزمین می افکند پیکر
    با دمش خشک وعبوس و مرگبارآور،
    از گیاهی تا نه سیرآب آید،
    برستیزهیبتش هردم می افزاید
    زیر و رو می دارد ازهرسو
    رسُته های تشنه و ترَ را
    هر نهال باروَر را.

    باد می غلتد
    غش دراو، درمفصلش افتاده می گرداند ازغش روی.
    چه به ناهنگام فرمانی
    با دَمِ سردی که می پاید!
    از زن وازمرگ هم،
    با قدرت موُفور
    این چنین فرمان نمی آید !
    باد می جوشد
    باد می کوبد
    کآورد با نازک آرای تن هر ساقه ئی درره نهیبی
    برفرازدشت باران ست ، باران، عجیبی !
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  13. #102
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : برف

    دفــتر :
    ماخ اولا

    ***

    زردها بی خود قرمز نشده اند
    قرمزی رنگ نینداخته ست
    بی خودی بردیوار.
    صبح پیدا شده ازآن طرف کوه«ازاکو» اما،
    «وازنا» پیدا نیست.
    گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
    برسرشیشه ی هر پنجره بگرفته قرار
    «وازنا» پیدا نیست،
    من دلم سخت گرفته ست ازاین
    میهمانخانه ی، مهمان کش روزش تاریک،
    که به جان هم نشناخته انداخته ست،
    چند تن خواب آلود !
    چند تن ناهموار !
    چند تن نا هشیار !
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  14. #103
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : باد می گردد

    دفــتر : ماخ اولا


    ***

    باد می گردد و در باز و چراغ ست خموش
    خانه ها یکسره خالی شده دردهکده اند
    بیمناک ست به ره بار بدوشی که به پل
    راه خود می سپرد
    پای تا سرشکمان تا شبشان
    شاد و آسان گذرد.
    بگسلیده ست در اندوده ی دود
    پایه ی دیواری
    ازهرآن چیز که بگسیخته ست
    نالش مجروحی
    یا جزع های تن بیماری ست
    و آنکه بر پل گذرش بود به ره مشکل ها
    هر زمان می نگرد
    پای تا سرشکمان تا شبشان
    شاد و آسان گذرد.

    پای تا سرشکمان تا شبشان
    شاد و آسان گذرد
    باد می گردد و در باز و چراغ ست خموش
    خانه ها یکسره خالی شده در دهکده اند
    رهسپاری که به پل داشت گذر می استد
    زنی از چشم سرشک
    مردی از روی جبین خون جبین می ستُرد
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  15. #104
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,867
    6,108
    6,698

    پیش فرض

    نـــام شــعــر : آقا توکا

    دفــتر : ماخ اولا


    ***


    به روی در، به روی پنجره ها
    به روی تخته های بام ، درهر لحظه ی مقهور رفته، باد می گوید.

    نه ازاو پیکری درراه پیدا
    نیاسوده دمی برجا، خروشان ست دریا
    و در قعر نگاه امواج او تصویر می بندد.

    هم ازآنگونه کان می بود،
    زمرَدی در درونِ پنجره بر می شود آوا:
    «دو دوک دوکا ! آقا توکا ! چه کارت بود بامن؟»
    دراین تاریک دل شب، نه زو برجای خود چیزی قرارش.

    « درون جادّه کس نیست پیدا
    پریشان ست افرا»گفت توکا
    «برویم پنجره ت را باز بگذار
    به دل دارم دمی با تو بمانم
    به دل دارم برای تو بخوانم»

    زمَردی درون پنجره مانده ست نا پیدا نشانه
    فتاده سایه اش درگردش مهتاب، نامعلوم از چه سوی، بردیوار
    ولیک از هیبت دریا.

    «چگونه دوستان من گریزان اند از من !» گفت توکا
    « شب تاریک را بار درون وهم ست یا رویا ی سنگینی ست !»
    وبا مردی درون پنجره باردگر برداشت آوا:
    «به چشمان اشک ریزانند طفلان
    منم بگریخته از گرم زندانی که با من بود
    کنون مانند سرما درد بامن گشته لذت ناک
    به رویم پنجره ت را باز بگذار
    به دل دارم دمی با تو بمانم
    به دل دارم برای تو بخوانم»

    زمردی دردرون پنجره آوا زراه دور می آید:
    «دودوک دوکا، آقا توکا !
    همه رفتند، روی ازما بپوشیده
    فسانه شد نشان انس هر بسیارجوشیده
    گذشته سالیان بر ما
    نشانده بارها گل شاخه ی ترجسَته از سرما
    اگرخوب این، وگرنا خوب
    سفارش های مرگند این خطوط ته نشسته
    به چهر رهگذر مردم که پیری می نهدشان دل شکسته
    دلت نگرفت از خواندن باز؟
    ازآن جانت نیامد سیر باز؟

    درآن سودا که خوانا بود، توکا باز می خواند
    و مردی در درون پنجره آواش با توکا سخن می گفت:
    «به آن شیوه که در میل توآن می بود
    پی ات بگرفته نو خیزان به راه دور می خوانند
    براندازه که می دانند.
    به جا دربستر خارت، که برامید، تردامن گل روز بهارانی
    فسرده غنچه ئی حتی نخواهی دید واین دانی
    به دل، ای خسته آیا هست
    هنوزت رغبت خواندن باز؟
    ولی توکاست خوانا.
    هم ازآنگونه کاوّل برمی آید ناز
    ز مردی دردرون پنجره آوا
    به روی در، به روی پنجره ها
    به روی تخته های بام، درهر لحظه ی مقهور رفته، باد می کوبد
    نه ازاو پیکری درراه پیدا
    نیاسوده دمی برجا، خروشان ست دریا
    ودرقعر نگاه امواج او تصویر می بندد
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  16. #105
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض


    نـــام شــعــر :
    اجـــاق سرد

    دفــتر : ماخ اولا

    ***

    مانده از شب های دورادور
    بر مسير خامش جنگل
    سنگچينی از اجاقی خرد
    اندرو خاکستر سردی

    همچنان کاندر غبار اندوده ی انديشه های من ملال انگيز
    طرح تصويری در آن هرچيز
    داستانی حاصلش دردی

    روز شيرينم که با من آشتی بودش
    نقش ناهمرنگ گرديده
    سرد گشته, سنگ گرديده
    با دم پاييز عمر من کنايت از بهار روی زردی

    همچنانکه مانده از شب های دورادور
    بر مسير خامش جنگل
    سنگچينی از اجاقی خرد
    اندرو خاکستر سردی



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


صفحه 7 از 7 نخست ... 234567
نمایش نتایج: از 91 به 105 از 105

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •