ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 19 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 285
  1. #1
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    Flower 32 32 ۞₪ اشعــآر عـبـیـد زاکـآنـی ₪۞ کـآمـل شده


    دوستان عزیز در این تایپیک قصد داریم تمامی اشعار وحشی بافقی رو بزاریم

    همراه با لینک گذاشتم لیست رو !

    در ابتدا هم غزلیات ایشون رو خواهیم گذاشت .

    "ممنون از فعالیت شما در بخش اشعار "

    بیوگرافی :

    خواجه نظام*الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ

    طنزپرداز فارسی*زبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود

    در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم ه.ق. در یکی از توابع قزوین چشم به جهان گشود


    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.04 در ساعت 14:55
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. #2
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    ا

    غزل شماره ۱: بکشت غمزهٔ آن شوخ بی*گناه مرا
    غزل شماره ۲: ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
    غزل شماره ۳: شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
    غزل شماره ۴: در ما به ناز می*نگرد دلربای ما
    غزل شماره ۵: ای خط و خال خوشت مایهٔ سودای ما
    غزل شماره ۶: میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
    غزل شماره ۷: میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرا
    غزل شماره ۸: کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
    ب

    غزل شماره ۹: دلا با مغان آشنائی طلب
    غزل شماره ۱۰: دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب
    ت

    غزل شماره ۱۱: لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست
    غزل شماره ۱۲: خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست
    غزل شماره ۱۳: جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست
    غزل شماره ۱۴: دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
    غزل شماره ۱۵: ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست
    غزل شماره ۱۶: ترک سر مستم که ساغر میگرفت
    غزل شماره ۱۷: رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت
    غزل شماره ۱۸: سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
    غزل شماره ۱۹: ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت
    غزل شماره ۲۰: مرا ز وصل تو حاصل بجز تمنا نیست
    غزل شماره ۲۱: دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست
    غزل شماره ۲۲: جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
    غزل شماره ۲۳: حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست
    غزل شماره ۲۴: هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت
    غزل شماره ۲۵: در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست
    غزل شماره ۲۶: دلی که بستهٔ زنجیر زلف یاری نیست
    غزل شماره ۲۷: بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست
    غزل شماره ۲۸: سر نخوانیم که سودا زدهٔ موئی نیست
    غزل شماره ۲۹: نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هست
    د

    غزل شماره ۳۰: دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود
    غزل شماره ۳۱: ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
    غزل شماره ۳۲: دردا که درد ما به دوائی نمیرسد
    غزل شماره ۳۳: نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد
    غزل شماره ۳۴: دلم ز عشق تبرا نمی*تواند کرد
    غزل شماره ۳۵: ساقیا باز خرابیم بده جامی چند
    غزل شماره ۳۶: ترا که گفت که با ما وفا نشاید کرد
    غزل شماره ۳۷: نقش روی توام از پیش نظر می*نرود
    غزل شماره ۳۸: گرم عنایت او در بروی بگشاید
    غزل شماره ۳۹: دوش اشگم سر به جیحون میکشید
    غزل شماره ۴۰: هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
    غزل شماره ۴۱: دوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرد
    غزل شماره ۴۲: مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند
    غزل شماره ۴۳: ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد
    غزل شماره ۴۴: بی روی یار صبر میسر نمی*شود
    غزل شماره ۴۵: سعادت روی با دین تو دارد
    غزل شماره ۴۶: لعل نوشینش چو خندان میشود
    غزل شماره ۴۷: باد صبا جیب سمن برگشاد
    غزل شماره ۴۸: کجا کسیکه مرا مژدهٔ چمانه دهد
    غزل شماره ۴۹: سپیده*دم به صبوحی شراب خوش باشد
    غزل شماره ۵۰: جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
    غزل شماره ۵۱: شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند
    غزل شماره ۵۲: دلم زین بیش غوغا بر نتابد
    غزل شماره ۵۳: ز سوز عشق من جانت بسوزد
    غزل شماره ۵۴: وداع کعبهٔ جان چون توان کرد
    غزل شماره ۵۵: عاشق شوریده ترک یار نتوانست کرد
    غزل شماره ۵۶: علی*الصباح که نرگس پیاله بردارد
    غزل شماره ۵۷: خرم آن کس که غم عشق تو در دل دارد
    غزل شماره ۵۸: ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد
    غزل شماره ۵۹: پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد
    غزل شماره ۶۰: یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
    غزل شماره ۶۱: باز ترک عهد و پیمان کرده بود
    غزل شماره ۶۲: از دم جان بخش نی*دل را صفائی میرسد
    غزل شماره ۶۳: دل همان به که گرفتار هوائی باشد
    غزل شماره ۶۴: دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
    غزل شماره ۶۵: دوش سلطان خیالش باز غوغا کرده بود
    غزل شماره ۶۶: جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد
    ر

    غزل شماره ۶۷: میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
    ز

    غزل شماره ۶۸: مرا دلیست گرفتار خطهٔ شیراز
    غزل شماره ۶۹: چمن دل بردن آیین میکند باز
    غزل شماره ۷۰: با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
    غزل شماره ۷۱: قصهٔ درد دل و غصهٔ شبهای دراز
    ش

    غزل شماره ۷۲: بی*یار دل شکسته و دور از دیار خویش
    غزل شماره ۷۳: در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
    غزل شماره ۷۴: وصل جانان باشدم جان گو مباش
    ک

    غزل شماره ۷۵: نه بر هرخان و خاقان میبرم رشک
    ل

    غزل شماره ۷۶: ای ترک چشم مستت بیمار خانهٔ دل
    م

    غزل شماره ۷۷: گوئی آن یار که هر دو ز غمش خسته*تریم
    غزل شماره ۷۸: حال خود بس تباه می*بینم
    غزل شماره ۷۹: ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
    غزل شماره ۸۰: یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
    غزل شماره ۸۱: منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم
    غزل شماره ۸۲: باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده*ام
    غزل شماره ۸۳: قصد آن زلفین سرکش کرده*ام
    غزل شماره ۸۴: هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
    غزل شماره ۸۵: از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
    غزل شماره ۸۶: ما که رندان کیسه پردازیم
    غزل شماره ۸۷: ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده*ایم
    غزل شماره ۸۸: رفتم از خطهٔ شیراز و به جان در خطرم
    ن

    غزل شماره ۸۹: بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
    غزل شماره ۹۰: دلا باز آشفته کاری مکن
    غزل شماره ۹۱: در خود نمی*بینم که من بی او توانم ساختن
    غزل شماره ۹۲: منگر به حدیث خرقه پوشان
    ه

    غزل شماره ۹۳: خدایا تو ما را صفائی بده
    غزل شماره ۹۴: ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده
    غزل شماره ۹۵: باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله
    غزل شماره ۹۶: مرا دلیست ره عافیت رها کرده
    غزل شماره ۹۷: مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه
    ی

    غزل شماره ۹۸: بدین صفت سر و چشمی و قد و بالائی
    غزل شماره ۹۹: خوش بود گر تو یار ما باشی
    غزل شماره ۱۰۰: افتاده بازم در سر هوائی
    غزل شماره ۱۰۱: زهی لعل لبت درج لئالی
    غزل شماره ۱۰۲: دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
    غزل شماره ۱۰۳: زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی
    غزل شماره ۱۰۴: عزم کجا کرده*ای باز که برخاستی
    غزل شماره ۱۰۵: گر آن مه را وفا بودی چه بودی
    غزل شماره ۱۰۶: خم ابروی او در جانفزائی
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #3
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    شماره 1



    بکشت غمزهٔ آن شوخ بی گناه مرا
    فکند سیب زنخدان او به چاه مرا

    غلام هندوی خالش شدم ندانستم
    کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا

    دلم بجا و دماغم سلیم بود ولی
    ز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا

    هزار بار فتادم به دام دیده و دل
    هنوز هیچ نمیباشد انتباه مرا

    ز مهر او نتوانم که روی برتابم
    ز خاک گور اگر بردمد گیاه مرا

    به جور او چو بمیرم ز نو شوم زنده
    اگر به چشم عنایت کند نگاه مرا

    عبید از کرم یار بر مدار امید
    که لطف شامل او بس امیدگاه مرا

    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  4. #4
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,307
    19,619
    15,336

    پیش فرض

    غزل شماره 2

    ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا

    بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا


    لبت به خون دل عاشقان خطی دارد

    غبار چیست دگر باره در میانهٔ ما


    مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه

    و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا


    کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد

    که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما


    ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست

    که زنگیان سیاهش نمی*کنند رها


    دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست

    بلی همیشه پریشانی آورد سودا


    عبید وصف دهان و لب تو میگوید

    ببین که فکر چه باریک و نازکست او را



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  5. #5
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض

    غزل شماره 3

    شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا
    عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا

    غم همنشین من شد و من همنشین غم
    تا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا

    زینسان که آتش دل من شعله میزند
    تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا

    ای دوستان نمیدهد آن زلف بیقرار
    تا یکزمان قرار بود بر زمین مرا

    از دور دیدمش خردم گفت دور از او
    دیوانه میکند خرد دوربین مرا

    گر سایه بر سرم فکند زلف او دمی
    خورشید بنده گردد و مه خوشه چین مرا

    تا چون عبید بر سر کویش مجاورم
    هیچ التفات نیست به خلد برین مرا




    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  6. #6
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,307
    19,619
    15,336

    پیش فرض

    غزل شماره 4

    در ما به ناز می نگرد دلربای ما

    بیگانه وار میگذرد آشنای ما


    بی جرم دوست پای ز ما درکشیده باز

    تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما


    با هیچکس شکایت جورش نمیکنم

    ترسم به گفتگو کشد این ماجرای ما


    ما دل به درد هجر ضروری نهاده ایم

    زیرا که فارغست طبیب از دوای ما


    هردم ز شوق حلقهٔ زنجیر زلف او

    دیوانه میشود دل آشفته رای ما


    بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین

    بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما


    شاید که خون دیده بریزی عبید از آنک

    او میکند همیشه خرابی بجای ما



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  7. #7
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    غزل شماره 5


    ای خط و خال خوشت مایهٔ سودای ما


    ای نفسی وصل تو اصل تمنای ما



    چونکه قدم مینهد شوق تو در ملک جان


    صبر برون میجهد از دل شیدای ما



    چتر همایون عشق سایه چو بر ما فکند


    راه خرابات پرس گر طلبی جای ما



    از رخ زیبای تو قبله*گه عام را


    کعبهٔ دیگر نباد دلبر ترسای ما



    مردم لولی وشیم ما که وسجده کدام


    رای هزیمت گرفت عقل سبک رای ما



    صوفی افسرده را زحمت ما گو مده


    رو تو و محراب زهد ما و چلیپای ما



    رطل گرانرا ز دست تا ننهی ای عبید


    زانکه روان میبرد عمر سبک پای ما
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  8. #8
    maryam_sorena
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    August 2009
    محل سکونت
    زير گنبد كبود
    نوشته ها
    5,465
    4,643
    4,726

    پیش فرض

    غزل شماره ۶
    میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا




    میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا

    میکشد نرگس مست تو به میخانه مرا

    متحیر شده*ام تا غم عشقت ناگاه

    از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا

    هوس در بناگوش تو دارد دل من

    قطرهٔ اشگ از آنست چو دردانه مرا

    دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت

    کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا

    درد سر میدهد این واعظ و میپندارد

    کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا

    چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم

    تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا

    از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید

    نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
    آرایه هــآی ادبی همیشه هــم زیـبــآ نیستنـد
    مثلا پــارادوکس زیبا نیستـــ
    وقتــی قــدی بلنــد در قبـــری کوچکـــ باشــد ..
  9. #9
    maryam_sorena
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    August 2009
    محل سکونت
    زير گنبد كبود
    نوشته ها
    5,465
    4,643
    4,726

    پیش فرض

    غزل شماره ۷
    میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرا


    میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرا

    دوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا

    من دیوانه نه آنم که نصیحت شنوم

    پند پیرانه مده گو پدر پیر مرا

    منم و نالهٔ شبگیر بدین سان که منم

    کی به فریاد رسد نالهٔ شبگیر مرا

    صنما عشق تو با جان بدر آید ناچار

    چون فرو رفت غم عشق تو با شیر مرا

    گر نه زنجیر سر زلف تو باشد یکدم

    نتوان داشت در این شهر به زنجیر مرا

    حلقهٔ زلف تو در خواب نمودند به من

    جز پریشانی از آن خواب چه تعبیر مرا

    آرایه هــآی ادبی همیشه هــم زیـبــآ نیستنـد
    مثلا پــارادوکس زیبا نیستـــ
    وقتــی قــدی بلنــد در قبـــری کوچکـــ باشــد ..
  10. #10
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    غزل شماره 8


    ----------------------------------------------------------------------------
    ----------------------------------------------------------------------------



    کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را


    کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را



    تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت


    خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما را



    ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم


    می*کند حلقهٔ زلف تو پریشان ما را



    تا به دامان وصالت نرسد دست امید


    دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را



    در ره کعبهٔ وصل تو ز پا ننشینیم


    گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را



    ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر


    کرد سودای تو بس بی سر و سامان ما را
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  11. #11
    maryam_sorena
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    August 2009
    محل سکونت
    زير گنبد كبود
    نوشته ها
    5,465
    4,643
    4,726

    پیش فرض

    غزل شماره ۹
    دلا با مغان آشنائی طلب



    دلا با مغان آشنائی طلب

    ز پیر مغان آشنائی طلب

    به کنج قناعت گرت راه نیست

    ز دیوانگان رهنمائی طلب

    وگر اوج قدست کند آرزو

    ز دام طبیعت رهائی طلب

    اگر عارفی راه میخانه گیر

    و گر ابلهی پارسائی طلب

    دوای دل خسته از درد جوی

    نوای خود از بینوائی طلب

    اگر صد رهت بشکند روزگار

    مکن از خسان مومیائی طلب

    عبید ار گدائی غنیمت شمار

    وگر پادشاهی گدائی طلب

    آرایه هــآی ادبی همیشه هــم زیـبــآ نیستنـد
    مثلا پــارادوکس زیبا نیستـــ
    وقتــی قــدی بلنــد در قبـــری کوچکـــ باشــد ..
  12. #12
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۰

    -----------------------------------------------------------------
    -----------------------------------------------------------------


    دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب


    نازکتر از گل تر و خوشبوتر از گلاب



    رعناتر از شمایل نسرین میان باغ


    نازنده*تر ز سروسهی بر کنار آب



    در تاب حیرت از رخ او در چمن سمن


    در خوی خجلت از تب او در قدح شراب



    شکلی و صد ملاحت و روئی وصد جمال


    چشمی وصد کرشمه و لعلی وصد عتاب



    خورشید در نقاب خجالت نهان شود


    از روی جانفزاش اگر بر فتد نقاب



    در حلقه*های زلفش جانهای ما اسیر


    از چشمهای مستش دلهای ما کباب



    فریاد از آن دو سنبل مشکین تابدار


    زنهار از آن دو نرگس جادوی نیمخواب



    هرگه که زانوئی زند و باده*ای دهد


    من جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب



    روزیکه با منست من آنروز چون عبید


    از عیش بهره*مندم و از عمر کامیاب
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  13. #13
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,307
    19,619
    15,336

    پیش فرض

    غزل شماره 11

    لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست
    .................................................. .................................................. ..

    لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست

    نیش تو نوش روان درد تو درمان ماست


    عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشای

    مهر تو بر ملک جان والی فرمانرواست


    پرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیر

    چهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست


    نرگس فتان تو لعبت مردم فریب

    غمزهٔ غماز تو جادوی معجز نماست


    از تو همه سرکشی وز طرف ما هنوز

    روی امل بر زمین دست طمع بر دعاست


    گر کشدت ای عبید سر بنه و دم مزن

    عادت خوبان ستم چارهٔ عاشق رضاست



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  14. #14
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    غزل شماره ۱۲:
    خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست


    --------------------------------------------------------------------------
    ---------------------------------------------------------------------------





    خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست


    غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست



    دل رمیدهٔ شوریدگان رسوائی


    شکسته*ایست که در بند مومیائی نیست



    ز فکر دنیی و عقبی فراغتی دارد


    خداشناس که با خلقش آشنائی نیست



    غلام همت درویش قانعم کو را


    سر بزرگی و سودای پادشاهی نیست



    مراد خود مطلب هر زمان ز حضرت حق


    که بر در کرمش حاجت گدائی نیست



    به کنج عزلت از آنروی گشته*ام خرسند


    که دیگرم هوس صحبت ریائی نیست



    قلندریست مجرد عبید زاکانی


    حریف خواجگی و مرد کدخدائی نیست
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  15. #15
    mon joon
    كوچولو رسمي

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    March 2012
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    2,797
    3,027
    1,506

    پیش فرض

    غزل 13
    جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست




    جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست
    جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست

    مدام آتش شوق تو درون منست
    چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست

    وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن
    طریق یاری و آئین دل ربائی نیست

    ز عکس چهره ی خود چشم ما منور کن
    که دیده را جز از آن وجه روشنائی نیست

    من از تو بوسه تمنی کجا توانم کرد
    چو گرد کوی توام زهره ی گدائی نیست

    به سعی دولت وصلت نمیشود حاصل
    محققست که دولت به جز عطائی نیست

    عبید پیش کسانی که عشق می ورزند
    شب وصال کم از روز پادشاهی نیست
    در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
    و چنان بی تابم، که دلم میخواهد
    بدوم تا ته دشت، بروم تا سرکوه...
    دورها آوایی است، که مرا می خواند...
صفحه 1 از 19 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 285

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •