ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 31 از 33 نخست ... 11212627282930313233 آخرین
نمایش نتایج: از 451 به 465 از 492
  1. #451
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    غزل شماره ۴۳۱: هر کس که نهد پای بر آن خاک سر کو
    غزل شماره ۴۳۲: به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
    غزل شماره ۴۳۳: من بندهٔ آنم که ببوسد دهن تو
    غزل شماره ۴۳۴: ای فتنه دست پرور چشم سیاه تو
    غزل شماره ۴۳۵: ای اهل نظر کشتهٔ تیر نگه تو
    غزل شماره ۴۳۶: تا سر نرفته بر سر مهر و وفای تو
    غزل شماره ۴۳۷: ماه غلام رخ زیبای تو
    غزل شماره ۴۳۸: ساقی دل نرگس شهلای تو

    ه

    غزل شماره ۴۳۹: چه عقده هاست به کار دلم ز بخت سیاه
    غزل شماره ۴۴۰: آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره

    ی

    غزل شماره ۴۴۱: تا به چشمان سیه سرمه درانداخته ای
    غزل شماره ۴۴۲: تنها نه جا به خلوت دل ها گرفته ای
    غزل شماره ۴۴۳: تا به جفایت خوشم، ترک جفا کرده ای
    غزل شماره ۴۴۴: سنبل گل پوش را بر سمن آورده ای



    ویرایش توسط saita : 2014.06.28 در ساعت 08:19


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  2. 1
  3. #452
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شماره ۴۳۱




    هر کس که نهد پای بر آن خاک سر کو
    ذکرش همه این است که گم گشته دلم کو

    من از اثر عشق، سیه بخت و سیه روز

    او از مدد حسن، سیه چشم و سیه مو

    دیباچهٔ امید من آن صفحهٔ رخسار

    سرمایهٔ سودای من آن حلقهٔ گیسو

    جمعی همه آشفتهٔ آن سنبل مشکین

    شهری همه شوریدهٔ آن نرگس جادو

    هم لاله نرسته ست بدین آب و بدین تاب

    هم گل به شکفته ست بدین رنگ و بدین بو

    من تشنه لب ساقی و او طالب کوثر

    حاشا که رود آب من و شیخ به یک جو

    برخاست ز هر گوشه بلایی به کمینم

    تا دیده ام افتاد بدان گوشهٔ ابرو

    آهوی من آن کار که با شیردلان کرد

    هرگز نکند شیر قوی پنجه به آهو

    حسرت برم از خسرو و فرهاد که در عشق

    نه زر به ترازویم و نه زور به بازو

    زیبا صنما پرده ز رخسار برانداز

    تا بر طرف قبله فروغی نکند رو
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  4. #453
    ♥zahra♥
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2014
    محل سکونت
    قـطـعــہ اے از سـَرزمـیـن ِ مــآدرے .. .
    نوشته ها
    341
    97
    386

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۲

    -*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-

    به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
    شهید عشق تو را نیست خون بها جز تو

    بجز وصال تو هیچ از خدا نخواسته ایم
    که حاجتی نتوان خواست از خدا جز تو

    خدای می نپذیرد دعای قومی را
    که مدعا طلبیدند از دعا جز تو

    مریض عشق تو را حاجتی به عیسی نیست
    که کس نمی کند این درد را دوا جز تو

    کجا شکایت بی مهریت توانم برد
    که هیچ کس ننهاده ست این بنا جز تو

    فغان اگر ندهی داد ما گدایان را
    که پادشاه نباشد به شهر ما جز تو

    مرنج اگر بر بیگانه داوری ببریم
    که آشنا نخورد خون آشنا جز تو

    دلا هزار بلا در ولای او دیدی
    کسی صبور ندیدم در این بلا جز تو

    فروغی از رخ آن مه گرت فروغ دهند
    به آفتاب نبخشد کسی ضیا جز تو
    دِلـا خــو کــُن بـه تـنـهــآیـی .. کـِـهـ از تـن ـهـا بـَـلـا خـیـــزد .. !!
  5. #454
    Mahta
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,300
    10,741
    26,393

    پیش فرض


    غزل شمارهٔ 433




    من بندهٔ آنم که ببوسد دهن تو

    وز هر دهنی نشنود الا سخن تو


    ترسم به جنون کار کشد اهل خرد را

    در سلسلهٔ زلف شکن بر شکن تو


    اندیشهٔ مردم همه از شور قیامت

    تشویش من از قامت عاشق فکن تو


    شاید که شود رنگ به خون دل شیرین

    هر تیشه که بر سنگ زند کوه کن تو


    بلبل خجل از زمزمهٔ مرغ دل من

    گل منفعل از غنچهٔ شاخ چمن تو


    هر طایر خوش نغمه که در باغ بهشت است

    حسرت کشد از باغ گل و یاسمن تو


    از فخر نهد پا به سر یوسف مصری

    هر دل که در افتاده به چاه ذقن تو


    پیداست که هرگز ننهد روی به بهبود

    زخم دل عشاق ز مشک ختن تو


    بس جامهٔ طاقت که بر اندام فروغی

    گردیده قبا از هوس پیرهن تو



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #455
    ♥zahra♥
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2014
    محل سکونت
    قـطـعــہ اے از سـَرزمـیـن ِ مــآدرے .. .
    نوشته ها
    341
    97
    386

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۴



    ای فتنه دست پرور چشم سیاه تو
    اهل نظر نشانهٔ تیر نگاه تو

    دانی کدام سال سرآید به فرخی
    سالی که بگذرد به رخ هم چو ماه تو

    من آشنات دانم و تو غیر خوانیم
    فریاد از یقین من و اشتباه تو

    یک ره پس از هلاک به خاکم گذار کن
    ای خون من به روز جزا عذرخواه تو

    این است اگر قرار تو در حق عاشقان
    ترسم به هیچ نامه نگنجد گناه تو

    سر سبز گشت باغ رخت از بهار خط
    یعنی فزود مهر دلم از گناه تو

    یارب چه خسروی که به یک جنبش نظر
    تسخیر کرد هر دو جهان را سپاه تو

    هر گه به صد کرشمه پری وار بگذری
    بر چشم خود فرشته کشد خاک راه تو

    تا جلوهٔ تو دید فروغی به چشم دل
    بیرون نرفت جان وی از جلوه*گاه تو
    دِلـا خــو کــُن بـه تـنـهــآیـی .. کـِـهـ از تـن ـهـا بـَـلـا خـیـــزد .. !!
  7. #456
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شماره ۴۳۵

    *****


    ای اهل نظر کشتهٔ تیر نگه تو
    خون همه در عهدهٔ چشم سیه تو

    هر جا که خرامان گذری با سپه ناز

    شاهان همه گردند اسیر سپه تو

    ملک دل صاحب نظران زیر و زبر شد

    زان فتنه که خفته ست به زیر کله تو

    یعقوب اگر چاه زنخدان تو بیند

    بی خود فکند یوسف خود را به چه تو

    خورشید فروزنده شبی پرده نشین شد

    کآمد به در از پرده مه چارده تو

    زلف و رخت از بهر همین دل کش و زیباست

    تا فرخ و میمون گذرد سال و مه تو

    من چاره چشم تو خود هیچ ندانم

    الا که علاجش کنم از خاک ره تو

    گر خون مرا چشم تو بی جرم بریزد

    بینم گنه خویش و نبینم گنه تو

    ترسم که پس از کوشش بسیار فروغی

    رحمی به گدایان نکند پادشه تو
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  8. #457
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۶



    تا سر نرفته بر سر مهر و وفای تو
    حلق من است و حلقهٔ زلف دوتای تو

    گر من میان اهل محبت نبودمی

    کس را نبود طاقت جور و جفای تو

    دامن کشان گذر ننمودی به خاک من

    تا جان نازنین ننمودم فدای تو

    گر سایه به سرم فکند شاه باز بخت

    دوری نمی کند سرم از خاک پای تو

    دانی که در شریعت ما کیست کشتنی

    بیگانه ای که هیچ نگشت آشنای تو

    تو خود چه گلشنی که هوای خوش بهشت

    بیرون نمی برد ز سر ما هوای تو

    زاهد به یاد کوثر و صوفی به فکر می

    ما و تصور لب مستی فزای تو

    آگاهیش ز راحت عشاق خسته نیست

    هر کاو نشد نشانهٔ تیر بلای تو

    برگشته بخت آن که به خونش نیفکند

    مژگان چشم ساحر مردم ربای تو

    یارب چه مظهری که فروغی ز هر طرف

    بگشاده چشم جان به امید لقای تو
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  9. #458
    MELINA
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    4,507
    10,362

    پیش فرض

    غزل شماره ۴۳۷: ماه غلام رخ زیبای تو

    غزل شماره ۴۳۸: ساقی دل نرگس شهلای تو
    ه

    غزل شماره ۴۳۹: چه عقده*هاست به کار دلم ز بخت سیاه
    غزل شماره ۴۴۰: آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره
    ی

    غزل شماره ۴۴۱: تا به چشمان سیه سرمه درانداخته*ای
    غزل شماره ۴۴۲: تنها نه جا به خلوت دل*ها گرفته*ای
    غزل شماره ۴۴۳: تا به جفایت خوشم، ترک جفا کرده*ای
    غزل شماره ۴۴۴: سنبل گل پوش را بر سمن آورده*ای
    غزل شماره ۴۴۵: امشب ای زلف سیه سخت پریشان شده*ای
    غزل شماره ۴۴۶: گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده*ای
    غزل شماره ۴۴۷: رهزن ایمان من شد نازنین تازه*ای
    غزل شماره ۴۴۸: تیغ به دست آمدی و مست شرابی
    غزل شماره ۴۴۹: شدم به میکده ساقی مرا نداد شرابی
    غزل شماره ۴۵۰: دلم افتاد به دنبال سوار عجبی
    غزل شماره ۴۵۱: پرده برانداختی، چهره برافروختی
    غزل شماره ۴۵۲: هر مرغ کز آن گلبن نو باخبرستی
    غزل شماره ۴۵۳: ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی
    غزل شماره ۴۵۴: کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی
    غزل شماره ۴۵۵: صورتت یک باره از آدم نمود از قید هستی
    غزل شماره ۴۵۶: مسجد مقام عجب است، می*خانه جای مستی
    غزل شماره ۴۵۷: چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
    غزل شماره ۴۵۸: یک جام با تو خوردن یک عمر می*پرستی
    غزل شماره ۴۵۹: با من اگر خواجه سری داشتی
    غزل شماره ۴۶۰: ای که هم آغوش یار حور سرشتی
    غزل شماره ۴۶۱: نقد غمت خریدم با صد هزار شادی
    غزل شماره ۴۶۲: سر از کمند نپیچم اگر تو صیادی
    غزل شماره ۴۶۳: رفتی بر غیر و ترک ما کردی
    غزل شماره ۴۶۴: زان سر زلف مرا بی سرو سامان کردی
    غزل شماره ۴۶۵: اگر ناصح نظر بر منظر جانان من کردی
    غزل شماره ۴۶۶: با آن که می از شیشه به پیمانه نکردی
    غزل شماره ۴۶۷: گه جلوه*گر ز بام و گه از منظر آمدی
    غزل شماره ۴۶۸: دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
    غزل شماره ۴۶۹: دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندی
    غزل شماره ۴۷۰: شب چارده غلامی ز مه تمام داری
    غزل شماره ۴۷۱: تا از مژهٔ دلکش تیری به کمان داری
    غزل شماره ۴۷۲: چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
    غزل شماره ۴۷۳: تو شکر لب که با خسرو بسی شیرین سخن داری
    غزل شماره ۴۷۴: این چه دامی است که از سنبل مشکین داری
    غزل شماره ۴۷۵: گرد مه خط سیهکار نداری، داری
    غزل شماره ۴۷۶: زان فشانم اشک در هر رهگذاری
    غزل شماره ۴۷۷: دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری
    غزل شماره ۴۷۸: من به غیر از تو کسی یار نگیرم، آری
    غزل شماره ۴۷۹: ای طلعت نکوی تو نیکوتر از پری
    غزل شماره ۴۸۰: زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری
    غزل شماره ۴۸۱: گفتی که وقت سحر سویت کنم گذری
    غزل شماره ۴۸۲: تو پری چهره اگر دست به آیینه بری
    غزل شماره ۴۸۳: خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
    غزل شماره ۴۸۴: زندگی بی او ندارد حاصلی
    غزل شماره ۴۸۵: این سر که به تن دارم مست می ناب اولی
    غزل شماره ۴۸۶: ساقی انجمن شد، شوخ شکر کلامی
    غزل شماره ۴۸۷: وه که گر یک شب پس از عمری به خوابت دیدمی
    غزل شماره ۴۸۸: ای زلف خم به خم که زدی راه عالمی
    غزل شماره ۴۸۹: چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانی
    غزل شماره ۴۹۰: لب شیرین تو را دادند تا شکر بیفشانی
    غزل شماره ۴۹۱: دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی
    غزل شماره ۴۹۲: سر راهش افتادم از ناتوانی
    غزل شماره ۴۹۳: من و عشق تو اگر کفر و اگر ایمانی
    غزل شماره ۴۹۴: گر چه آن زلف سیه را تو نمی*لرزانی
    غزل شماره ۴۹۵: عشق و کمین گشادنی، ما و ز جان بریدنی
    غزل شماره ۴۹۶: بس که فرخ رخ و شکر لب و شیرین دهنی
    غزل شماره ۴۹۷: خوش آن که حلقه*های سر زلف واکنی
    غزل شماره ۴۹۸: در شهر اگر تو شاهد شیرین گذر کنی
    غزل شماره ۴۹۹: گر جلوه*گر به عرصهٔ محشر گذرکنی
    غزل شماره ۵۰۰: چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنی
    غزل شماره ۵۰۱: گر تو زان تنگ شکر خنده مکرر نکنی
    غزل شماره ۵۰۲: جنس گران بهای خود ارزان نمی*کنی
    غزل شماره ۵۰۳: گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی
    غزل شماره ۵۰۴: به شکر خنده دل بردی ز هر زیبا نگارینی
    غزل شماره ۵۰۵: اولین گام ار سمند عقل را پی می*کنی
    غزل شماره ۵۰۶: ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی
    غزل شماره ۵۰۷: مو به مو دام فریب دل دانای منی
    غزل شماره ۵۰۸: دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی
    غزل شماره ۵۰۹: گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی
    غزل شماره ۵۱۰: تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی
    غزل شماره ۵۱۱: گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
    غزل شماره ۵۱۲: کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
    غزل شماره ۵۱۳: ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سودایی
    غزل شماره ۵۱۴: دوش مستانه چه خوش گفت قدح پیمایی
    غزل شماره ۵۱۵: خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش تویی
    غزل شماره ۵۱۶: چون نرقصد جانم از شادی که جانانم تویی
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  10. 1
  11. #459
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۷



    ماه غلام رخ زیبای تو
    سر و کمر بسته بالای تو

    تن همه چشم است به صحن چمن

    نرگس شهلا به تماشای تو

    مجمع دل های پراکنده چیست

    چین سر زلف چلیپای تو

    زاهد و اندیشهٔ گیسوی حور

    دست من و جعد سمن سای تو

    گر تو زنی تیغ هلاکم به فرق

    فرق من و خاک کف پای تو

    روی من و خاک سر کوی عشق

    رای من و پیروی رای تو

    تیر من دیدهٔ کج بین غیر

    تیغ من و تارک اعدای تو

    چند فشاند نمکم بر جگر

    لعل شکرخند شکرخای تو

    دیر کشیدی ز میان بس که تیغ

    مرد فروغی ز مداوای تو

    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  12. #460
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۸




    ساقی دل نرگس شهلای تو
    مستی جان از می مینای تو

    ای ز سر زلف چلیپای تو

    اهل جنون سلسله در پای تو

    سینه نهادم به دم تیغ عشق

    دیده گشادم به تماشای تو

    چیست بلای دل صاحب دلان

    جلوهٔ بالای دل آرای تو

    سرو کند با همه آزادگی

    بندگی قامت رعنای تو

    باخته ام از پی یک بوسه جان

    یافته ام قیمت کالای تو

    پرده برانداز که نتوان نمود

    قطع نظر از رخ زیبای تو

    پا نکشم از سر کوی امید

    تا ندهم جان به تمنای تو

    جان فروغی نرسد بر مراد

    تا نرود بر سر سودای تو

    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  13. #461
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    15,995
    9,145
    8,124

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۳۹



    چه عقده هاست به کار دلم ز بخت سیاه
    که زلف دوست بلند است و دست من کوتاه

    نعوذبالله از این زاهدان جامه سفید

    تبارک الله از این شاهدان چشم سیاه

    یکی ز بند سر زلف او اسیر کمند

    یکی ز کنج زنخدان او فتاده به چاه

    یکی خراب لب لعل او نخورده شراب

    یکی قتیل دم تیغ او نکرده گناه

    یکی ز غمزهٔ خونخواره اش تپیده به خون

    یکی ز حسرت نظاره اش نشسته به راه

    یکی ز جنبش مژگان او به چنگ اجل

    یکی ز گردش چشمان او به حال تباه

    یکی به خاک در او فشانده گوهر اشک

    یکی به رهگذر او کشیده لشکر آه

    هوای مغبچگان آن چنان خرابم کرد

    که در سرای مغانم نمی دهند پناه

    دمی به چشم من آن سرو قد نهشت قدم

    گهی به حال من آن ماه رو نکرد نگاه

    بپا نموده قیامت ز قامت دلجو

    پدید ساخته جنت ز عارض دلخواه

    ز رشک قامت او ناله خاست از دل سرو

    ز شرم عارض او هاله بست بر رخ ماه

    خمیده ابروی آن پادشاه کشور حسن

    نمونه*ای است ز شمشیر ناصرالدین شاه

    ستوده خسرو لشکر شکاف کشور گیر

    که نقش رایت منصور اوست نصرالله

    شکسته حملهٔ او پشت صد هزار سوار

    دریده صارم او قلب صدهزار سپاه

    رخ منور او آفتاب کاخ و سپهر

    سر مبارک او زیب بخش تاج و کلاه

    همیشه عاشق دیدار اوست دیدهٔ بخت

    مدام شایق بالای اوست جامهٔ جاه

    فروغی از کرم شاه دستگیر شود

    بر آن سرم که عروسی به برکشم دل خواه
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  14. #462
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۴۰




    آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره
    عاجز شد از دل دوست یارب دگر چه چاره

    بیداریم چه دانی، ای خفته ای که شبها
    ننشسته ای به حسرت، نشمرده ای ستاره

    جانان اگر نشیند یک بار در کنارم
    یک باره می توانم کردن ز جان کناره

    گفتم به شحنه نالم از چشم او ولیکن
    پروا ز کس ندارد مست شراب خواره

    ای تاب داده گیسو حالی است بر دل من
    از تاب بی حسابت وز پیچ بی شماره

    آشفتگان عشقت گیرم که جمع گردند
    جمع از کجا توان کرد دلهای پاره پاره

    ای شه سوار چالاک احوال ما چه دانی
    کز حالت پیاده غافل بود سواره

    با این سپاه مژگان از خانه گر درآیی
    تسخیر می توان کرد شهری به یک اشاره

    از لعل و چشمت آخر دیدی که شد فروغی
    ممنون به یک تبسم، قانع به یک نظاره


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  15. #463
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۴۱

    *======*

    تا به چشمان سیه سرمه درانداخته ای
    آهوان را همه خون در جگر انداخته ای

    به هوای لب بامت که نشیمن نتوان
    طایران را همه از بال و پر انداخته ای

    ای دل غم زده از عجز تو معلومم شد
    که بر تیغ محبت سپر انداخته ای

    می توان یافتن از تیشهٔ فرهاد ای عشق
    که بسی کوه گران از کمر انداخته ای

    به کمند تو اگر تازه گرفتاری نیست
    پس چرا یار قدیم از نظر انداخته ای

    هیچ مرغ دلی از حلقهٔ زلف تو نجست
    این چه دامی است که در رهگذر انداخته ای

    سرگران رفته ای از حلقهٔ عشاق برون
    جان به کف طایفه را در خطر انداخته ای

    گره از چین سر زلف گشودستی باز
    یا به دامان صبا مشک تر انداخته ای

    نه همین کشتهٔ عشق تو فروغی تنهاست
    ای بسا کشته که بر یکدیگر انداخته ای



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  16. #464
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۴۲

    تنها نه جا به خلوت دل ها گرفته ای
    ملک وجود را همه یک جا گرفته ای

    تا شانه را به جعد معنبر کشیده ای
    کاشانه را به عنبر سارا گرفته ای

    یارب چه لعبتی تو که چندین هزار دل
    از جعد چین به چین چلیپا گرفته ای

    من خود گرفتم از تو توان برگرفت دل
    با این چه می کنم که به جان جا گرفته ای

    حسرت مبر ز گریهٔ بی اختیار ما
    اکنون که اختیار دل از ما گرفته ای

    گفتی صبور باش به سودای عشق من
    وقتی که صبرم از دل شیدا گرفته ای

    دل خستهٔ دو لعل تو را جان به لب رسید
    با آن که نکته ها به مسیحا گرفته ای

    آسوده از تو در حرم و دیر کس نماند
    کسودگی زمؤمنو ترسا گرفته ای

    روزی دل فروغی مسکین شکسته ای
    کز دست غیر ساغر صهبا گرفته ای



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  17. #465
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۴۴۳

    تا به جفایت خوشم، ترک جفا کرده ای
    این روش تازه را تازه بنا کرده ای

    راه نجات مرا از همه سو بسته ای
    قطع امید مرا از همه جا کرده ای

    دوش ز دست رقیب ساغر می خورده ای
    من به خطا رفته ام یا تو خطا کرده ای

    قامت یکتای من گشته دوتا چون هلال
    تا تو قرین قمر زلف دوتا کرده ای

    گر نه تو را دشمنی است با دل مجروح من
    خال سیه را چرا غالیه سا کرده ای

    حلقهٔ آزادگان تن به بلا داده اند
    تا شکن طره را دام بلا کرده ای

    کار فروبسته ام هیچ گشایش ندید
    تا گره زلف را کارگشا کرده ای

    من ز لبت صد هزار بوسه طلب داشتم
    هر چه به من داده ای وام ادا کرده ای

    من به جگر تشنگی ثانی اسکندرم
    تا لب جان بخش را آب بقا کرده ای

    خضر مبارک قدم سبزهٔ خط تو بود
    کز اثر مقدمش میل وفا کرده ای

    با خبر از حال ما هیچ نخواهی شدن
    تا نکند با تو عشق آن چه به ما کرده ای

    شاید اگر خوانمت فتنهٔ دوران شاه
    بس که ز قد رسا فتنه بپا کرده ای

    ناصردین شاه راد آن که بدون ابر گفت
    معدن و دریا گریست بس که عطا کرده ای

    آن بت آهو نگاه از تو فروغی رمید
    نام خطش را دگر مشک خطا کرده ای



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


صفحه 31 از 33 نخست ... 11212627282930313233 آخرین
نمایش نتایج: از 451 به 465 از 492

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •