ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 26 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 381
  1. #31
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض


    مخز به نیم جو آن صحبتی که باغرض است
    که راحتی نبود صحبت ریایی را




    برسرکوی تو فریاد که از راه وفا
    خاک ره گشتم و برمن گذری نیست ترا

    دارم آن سر که سرم در سر کار توشود
    با من دلشده هر چند سری نیست ترا

    دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند
    به وفای تو که چون من دگری نیست ترا



    که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا
    که در کشید به بر سرو لاله رنگ ترا


    چه گویمت که دل تنگ من کرا ماند
    اگر تو خورده نگیری دهان تنگ ترا

    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  2. #32
    MiSs_RoZ
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    دلِ خاک
    نوشته ها
    47,191
    3,457
    2,321

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۳۹

    دلبرا عمریست تا من دوست می*دارم ترا
    در غمت می*سوزم و گفتن نمی*یارم ترا



    گزیدهٔ غزل ۴۰

    تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
    کی بود بیکاری آن مردم شکاران ترا


    گزیدهٔ غزل ۴۱


    خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مرا
    گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا

    گر سرم در سر سو دات رود نیست عجب
    سرسوای تو دارم غم سرنیست مرا

    بی*رخت اشک همی بارم و گل می*کارم
    غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا

    جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت كـه بـه كسـی یـا چیـزی كـه
    قسمـت تــو نیسـت ،
    دلــ ღــღــღ ببنــدی ....!!!
  3. #33
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,218
    16,433
    24,235

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۴۲

    نازنینا زین هوس مردم که خلق

    با تو روزی در سخن بیند مرا



    گزیدهٔ غزل ۴۳

    وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا

    وندران کوی نهانی نظری بود مرا

    جان بجایست ولی زنده نیم من زیرا

    مایهٔ عمر بجز جان دگری بود مرا

    باری از دیده مریزید گلابی که به عمر

    لذت از عشق همین درد سری بود مرا

    هیچ یاد آمدت ای فتنه که وقتی زین پیش

    عاشق سوختهٔ دربدری بود مرا

    خواستم دی که نمازی بکنم پیش خیال

    لیکن آلوده به دامان جگری بود مرا


    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  4. #34
    MiSs_RoZ
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    دلِ خاک
    نوشته ها
    47,191
    3,457
    2,321

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۴۴

    گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا
    او مراکشت شدم زنده مپو یید مرا

    بر درش مردم و آن خاک بر اعضای من است
    هم بدان خاک درآید و مشویید مرا

    عاشق و مستم و رسوایی خویشم هوس است
    هر چه خواهم که کنم هیچ مگویید مرا

    خسروم من : گلی ازخون دل خود رسته
    خون من هست جگر سوز مبویید مرا



    گزیدهٔ غزل ۴۵


    دی غمزهٔ تو کرد اشارت به سوی لب
    تا بوسه*ای دهد ز شکر خوب تر مرا

    رویت گل و لبت شکر و این عجب که نیست
    جز دردسر به حاصل از آن گل شکر مرا

    چون من ترا درون دل خویش داشتم
    آخر چه دشنه داشته*ای در جگر مرا


    گزیدهٔ غزل ۴۶

    سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟
    من و چون کوه شبی با سحر چکار مرا؟

    نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک*سره
    ز دور سنگ خورم با گهر چه کار مرا؟

    اگر قضاست که میرم به عشق تو آری
    بکارهای قضا و قدر چکار مرا ؟

    به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند
    من و غم تو به کار دگر چکار مرا؟

    جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت كـه بـه كسـی یـا چیـزی كـه
    قسمـت تــو نیسـت ،
    دلــ ღــღــღ ببنــدی ....!!!
  5. #35
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,218
    16,433
    24,235

    پیش فرض


    گزیدهٔ غزل ۴۷

    رسید باد صبا تازه کرد جان مرا

    نهفته دار بمن بوی دلستان مرا



    گزیدهٔ غزل ۴۸

    گر چه بربود عقل و دین مرا

    بد مگویید نازنین مرا

    گوشش از بار درد گران گشتست

    نشنود نالهٔ حزین مرا

    آخر ای باغبان یکی بنمای

    به من آن سرو راستین مرا

    دست در گل همی زنم لیکن

    خار میگیرد آستین مرا



    گزیدهٔ غزل ۴۹

    ترسم از بوی دل سوخته ناخوش گردد

    مرسانی به وی ای باد صبا بوی مرا

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  6. #36
    MiSs_RoZ
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    دلِ خاک
    نوشته ها
    47,191
    3,457
    2,321

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۵۰

    دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت
    نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما


    گزیدهٔ غزل ۵۱


    ای طبیب از ما گذر درمان درد مام جوی
    تاکند جانان ما از لطف خود درمان ما

    جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت كـه بـه كسـی یـا چیـزی كـه
    قسمـت تــو نیسـت ،
    دلــ ღــღــღ ببنــدی ....!!!
  7. #37
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,218
    16,433
    24,235

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۵۲

    بتا نامسلمانیی میکنی

    که در کافرستان نباشد روا



    گزیدهٔ غزل ۵۳

    بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها

    کنون هم هست شب لیکن سیاه از دود یاربها

    خوش آن شبها که پیشش بودمی که مست و گه سرخوش

    جهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها

    همی کردم حدیث ابرو و مژگان او هردم

    چو طفلان سورهٔ نون والقلم خوانان به مکتبها

    چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهایی

    غریبی زیر دیوارش چگونه میکند تنها

    بیا ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سر

    بکویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبها

    مرنج از بهر جان خسرو اگر چه میکشد یارت

    که باشد خوب رویان را بسی زین گونه مذهب



    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  8. #38
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,109
    23,814
    30,005

    پیش فرض

    گزیده غزل 54

    من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها
    کجا خسبد کسی کش می*خلد در سینه عقربها؟

    گهی غم می*خورم گه خون و می*سوزم به صد زاری
    چو پرهیزی ندارم جان نخواهم برد ازین تبها

    چه بودی گر دران کافر جوی بودی مسلمانی
    چنین کز یاربم می*خیزد از هر خانه یا ربها

    دعای دوستی از خون نویسند اهل درد و من
    به خون دیده دشنامی که بشنیدم از آن لبها

    ز خون دل وضو سازم چو آرم سجده سوی او
    بود عشاق را آری بسی زین*گونه مذهبها

    بناله آن نوای باربد برمی*کشد خسرو
    که جانها پای*کوبان می*جهد بیرون ز قالبها



    گزیده غزل 55

    زین سان که بکشتی بشکر خنده جهانی
    خواهم که به دندان کشم از لعل تو کین*ها



    گزیده غزل 56

    دل که ز دعوای صبر لاف همی زد کنون
    بین که چه خوش میکشد هجر از وکینه*ها



    گزیده غزل ۵۷: که از آن جام شود تازه*ام این جان خراب
    گزیده غزل ۵۸: گو گهم بریان کند گاهی کباب
    گزیده غزل ۵۹: گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب
    گزیده غزل ۶۰: یک زمان برفگن ز چهره نقاب
    گزیده غزل ۶۱: تو درمسجد خود زن والی ربک فارغب
    گزیده غزل ۶۲: که سجده می*کنم و صورتست در محراب
    گزیده غزل ۶۳: کژ بنشیند و لیک راست نگوید جواب
    گزیده غزل ۶۴: نیمهٔی ابر است و نیمی آفتاب
    گزیده غزل ۶۵: یکی سواد و دوم نقطه و سیم مکتوب
    گزیده غزل ۶۶: بناز اگر بدر آید ز مکتب آن محبوب
    ت

    گزیده غزل ۶۷: تا روشنی دیده بیابد زغبارت
    گزیده غزل ۶۸: بفرما گر تمنای دگر هست
    گزیده غزل ۶۹: تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت
    گزیده غزل ۷۰: آخر چه شد که این کرم از من دریغ داشت
    گزیده غزل ۷۱: به دست خود به گلو بسته ریسمان انداخت
    گزیده غزل ۷۲: ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت
    گزیده غزل ۷۳: نمی*توان سگ دیوانه را وفا آموخت
    گزیده غزل ۷۴: عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت
    گزیده غزل ۷۵: اثری است جان شیرین ز لبان هم*چو قندت
    گزیده غزل ۷۶: در قعر دریا خشک شد از تشنگی نیلوفرت
    گزیده غزل ۷۷: عالم به مراد دل و اقبال غلام است
    گزیده غزل ۷۸: چسانش بینم و تدبیر چون است
    گزیده غزل ۷۹: دل از شور نمکدانت کبابست
    گزیده غزل ۸۰: کزان چشمه تو بردی هر چه است
    گزیده غزل ۸۱: کان کج کله بلند بالا ست
    گزیده غزل ۸۲: من خوشم تو مرهم آنجاها رسان که آزردنست
    گزیده غزل ۸۳: خسته تیر بلایت جگر ریش من است
    گزیده غزل ۸۴: چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست
    گزیده غزل ۸۵: لب لعلت به شراب آلودست
    گزیده غزل ۸۶: اینست دوزخی که زخلد برین به است
    گزیده غزل ۸۷: چه روی بینی از آیینه یی که در زنگ است
    گزیده غزل ۸۸: هر آن مویی کز آن زلف دو تا خاست
    گزیده غزل ۸۹: دام دلهای اسیران گرفتار بلاست
    گزیده غزل ۹۰: دران حریر که آن یار بی*وفا خفته است
    گزیده غزل ۹۱: دست بر دل نه این زمان که تراست
    گزیده غزل ۹۲: یا خود می تو هنوز قند است
    گزیده غزل ۹۳: مردم دیدهٔ من غرقه بخون جگر است
    گزیده غزل ۹۴: که سر بی در دوست درد سر است
    گزیده غزل ۹۵: فدایش باد جان چون داغ یار است
    گزیده غزل ۹۶: مشنو از وی سخن عشق که او هشیار است
    گزیده غزل ۹۷: وقت گل بانگ بلبل سحر است
    گزیده غزل ۹۸: دیده در انتظار یک نظر است
    گزیده غزل ۹۹: که سایه شین سلامت نه مراد این سفر است
    گزیده غزل ۱۰۰: زین جهانش چه خبر کو به جهان دگر است
    گزیده غزل ۱۰۱: من با توأم ولی دل و جان جای دیگر است
    گزیده غزل ۱۰۲: کندن ریش محتسب هنر است
    گزیده غزل ۱۰۳: شادی من همین غم تو بس است
    گزیده غزل ۱۰۴: لیک در شبهای غم بیدار بودن هم خوش است
    گزیده غزل ۱۰۵: چه توان کرد از آن نمک است
    گزیده غزل ۱۰۶: برادر خواندهٔ زلفت نسیم است
    گزیده غزل ۱۰۷: وحده لاشریک له چه تن است
    گزیده غزل ۱۰۸: من زیستن خلق ندانم که چسان است
    گزیده غزل ۱۰۹: هزار سرو بهر گوشهٔی خرامان است
    گزیده غزل ۱۱۰: ترک من گوچه جای این سخن است
    گزیده غزل ۱۱۱: آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است
    گزیده غزل ۱۱۲: مگر این جان کشته را در و است
    گزیده غزل ۱۱۳: نیست دل که اگر بست کودک دینه است
    گزیده غزل ۱۱۴: نرگس رعناش دو غنچهٔ خندان یکی است
    گزیده غزل ۱۱۵: کاندرون هر جگر زان زخم ناوک روزنی است
    گزیده غزل ۱۱۶: خیرهٔ بی*دیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است
    گزیده غزل ۱۱۷: در کام تشنه چشمهٔ حیوان رسیدنی است
    گزیده غزل ۱۱۸: زندگانی را عجب سرمایهٔی است
    گزیده غزل ۱۱۹: غم ز حد بگذشت غم*خوارم کجاست
    گزیده غزل ۱۲۰: من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست
    گزیده غزل ۱۲۱: عشق آمد و هر چهار برخاست
    گزیده غزل ۱۲۲: او را همین بس است که او پایمال ماست
    گزیده غزل ۱۲۳: مه زنظارهٔ تو بی تابست
    گزیده غزل ۱۲۴: در میان ما از آن دو اتحاد مشربست
    گزیده غزل ۱۲۵: کاین چیست موی بافته ؟ گویی که دام تست
    گزیده غزل ۱۲۶: آن گیسویی که بر سر سرو روان تست
    گزیده غزل ۱۲۷: نور چشم عاشقان خسته خاک پای تست
    گزیده غزل ۱۲۸: خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست
    گزیده غزل ۱۲۹: چو دزدی کز ایوانی آویختست
    گزیده غزل ۱۳۰: بسیار در آفتاب گشتست
    گزیده غزل ۱۳۱: کز سرو بلند اوفتادست
    گزیده غزل ۱۳۲: از باد لاله*زار کله بر زمین زدست
    گزیده غزل ۱۳۳: که ما را در گلو سوگند ماندست
    گزیده غزل ۱۳۴: که از من بدگمانی دور ماندست
    گزیده غزل ۱۳۵: پیش از ین گرچه غمی بود دلی هم بودست
    گزیده غزل ۱۳۶: قدر گل بلبل شناسد قدر باده می پرست
    گزیده غزل ۱۳۷: بدبختی این دیده که آن پا نتوان شست
    گزیده غزل ۱۳۸: بنده بخرید و رایگان دانست
    گزیده غزل ۱۳۹: مرهم این ریش پاره پاره ندانست
    گزیده غزل ۱۴۰: چنگ من فردای محشر هم به دامان منست
    گزیده غزل ۱۴۱: شیفتهٔ تر می*کندم این چه خوست
    گزیده غزل ۱۴۲: برگ صبوری کراست؟ بی رخ نیکوی دوست
    گزیده غزل ۱۴۳: زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست
    گزیده غزل ۱۴۴: ای دل برو که برده و بران خراج نیست
    گزیده غزل ۱۴۵: ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست
    گزیده غزل ۱۴۶: بویی شنیده*ام که به مشک و عبیر نیست
    گزیده غزل ۱۴۷: قیمت بوسیش هست منت جانیش نیست
    گزیده غزل ۱۴۸: جز ترا نیکویی مسلم نیست
    گزیده غزل ۱۴۹: ولی دریغ که بنیاد عمر محکم نیست
    گزیده غزل ۱۵۰: کاین کار دلست ای پسر و کار زبان نیست


    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  9. #39
    MiSs_RoZ
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    دلِ خاک
    نوشته ها
    47,191
    3,457
    2,321

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۵۷


    روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب
    که از آن جام شود تازه*ام این جان خراب

    جان من از هوس آن به لب آمد اکنون
    به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکر آب

    روزه داری که گشادی ز لبش نگهت مشک
    این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب

    می حلالست کنون خاصه که از دست حریف
    در قدح می*چکد آب نمک آلود کباب

    هر که رابوی گل و می بدماغ است او را
    آن دماغی است که دیگر ندهد بوی گلاب

    بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین
    دست همت زد و پیچید طناب اطناب



    گزیدهٔ غزل ۵۸


    هست ما را نازنین می پرست
    گو گهم بریان کند گاهی کباب

    نیم شب کامد مرا بیدار کرد
    من همان دولت همی دیدم به خواب

    بی*خودی زد راهم از نی تا به صبح
    خانه خالی بود و او مست و خراب

    آخر شب صبح را کردم غلط
    زانکه هم رویش بد و هم ماهتاب

    زلف برکف شب همی پنداشتم
    کز بنا گوشش برآمد آفتاب

    ای چشمه زلال مرو کز برای تو
    مردم چنانکه مردم آبی برای آب

    زین پیشتر پدیدهٔ من جای آب بود
    اکنون ببین که هست همه خون به جای آب


    گزیدهٔ غزل ۵۹


    تاب زلفت سر به سر آلودهٔ خون من است
    گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

    گل چنان بی آب شد در عهد رخسارت که گر
    خرمنی ازگل بسوزی قطره*ای ندهد گلاب

    خط تو نارسته می*بنماید اندر زیر پوست
    بر مثاب سبزهٔ نورسته اندر زیر آب

    مست گشتم زان شراب آلوده لب های تنک
    مست چون گشتم ندانم چون تنک بود آن شراب

    گرم و سردی دید این دل کز خط رخسار تو
    نیمه*ای در سایه ماندو نیمه*ای در آفتاب

    چون شدی در تاب از من داد دشنامم رقی
    سگ زبان بیرون کند چون گرم گردد آفتاب

    شب زمستی چشم تو شمشیر مژگان برکشید
    خواست بر خسرو و زندگی در میان بگرفت خواب

    جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت كـه بـه كسـی یـا چیـزی كـه
    قسمـت تــو نیسـت ،
    دلــ ღــღــღ ببنــدی ....!!!
  10. #40
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,218
    16,433
    24,235

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۵۹

    تاب زلفت سر به سر آلودهٔ خون من است

    گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

    گل چنان بی آب شد در عهد رخسارت که گر

    خرمنی ازگل بسوزی قطره ای ندهد گلاب

    خط تو نارسته می بنماید اندر زیر پوست

    بر مثاب سبزهٔ نورسته اندر زیر آب

    مست گشتم زان شراب آلوده لب های تنک

    مست چون گشتم ندانم چون تنک بود آن شراب

    گرم و سردی دید این دل کز خط رخسار تو

    نیمه ای در سایه ماندو نیمه ای در آفتاب

    چون شدی در تاب از من داد دشنامم رقیب

    سگ زبان بیرون کند چون گرم گردد آفتاب

    شب زمستی چشم تو شمشیر مژگان برکشید

    خواست بر خسرو و زندگی در میان بگرفت خواب

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  11. #41
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل60

    تا گل از شرم رویت آب شود

    یک زمان برفگن ز چهره نقاب


    مثل خود در جهان کجا بینی

    که در آیینه بنگری و در آب


    آرزو میکند مرا با تو

    گوشه خلوت و شراب و کباب


    هر که دعوی کند ز خوبان صبر

    نشنود کل مدع کذاب






    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  12. #42
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,109
    23,814
    30,005

    پیش فرض

    گزیده غزل 61

    منم و قامت آن لب بر وای خواجه مؤذن
    تو درمسجد خود زن والی ربک فارغب

    به کرشمه ترا برو مکن از بهر خدا خم
    که زمحراب تو برشد به فلک نعرهٔ یارب

    اگر این سوخته گوید سخن از بوس و کناری
    مکنش عیب که هست این هذیان گفتنش از تب



    گزیده غزل 62


    مرا ز ابروی تو شبهه می*رود به نماز

    که سجده می*کنم و صورتست در محراب

    مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت

    از آن لب اربتوانی به شربتی دریاب




    گزیده غزل 63

    زلف تو کژ پیچ پیچ هرسر موی کژت
    کژ بنشیند و لیک راست نگوید جواب

    بستهٔ زلف تو گشت روی دل من سیاه
    گور من آباد کرد خانهٔ چشمم خراب

    چند به وهم و خیال از لب تو چاشنی
    کام چه شیرین کند خوردن حلوا به خواب ؟



    گزیده غرل 64

    با خیال زلف و رویت چشم من

    نیمه*ای ابر است و نیمی آفتاب

    زان لب میگون که هوش ازمن ببرد

    خون همی گریم چو برآتش کباب


    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  13. #43
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    گزیده غزل 65

    زهی نموده از آن زلف و خال و عارض خواب

    یکی سواد و دوم نقطه و سیم مکتوب


    سواد و نقطه و مکتوب اوست بردل من

    یکی بلاو دوم فتنه و سیم آشوب


    بلا رفته و آشوب او بود ما را

    یکی مراد و دوم مونس و سیم مطلوب


    مراد و مونس و مطلوب هر سه از من شد

    یکی جداو دوم غالب و سیم مغلوب


    جدا و غالب و مغلوب هر سه باز آید

    یکی غلام و دوم دولت و سیم مرکوب


    غلام و دولت و مرکوب با سه چیز خوش است

    یکی حضور و دوم شادی و سیم محبوب


    حضور و شادی و محبوب من بود خسرو

    یکی شراب و دوم ساقی و سیم رخ خوب
    گزیده غزل66


    بلای مردم اهل نظر بود چشمش

    بناز اگر بدر آید ز مکتب آن محبوب





    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  14. #44
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,971
    19,188
    15,058

    پیش فرض

    گزیده غزل 67

    نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد

    تا روشنی دیده بیابد زغبارت


    ای قبلهٔ صاحب نظران روی چو ماهت

    سر فتنهٔ خوبان جهان چشم سیاهت


    هر گه که ز بازار روی جانب خانه

    چون اشک روان گردم و گیرم سر راهت


    نزدیک توام چون نگذارند رقیبان

    دزدیده بیایم کنم از دور نگاهت


    خسرو چکنی ناله و هردم چه کشی آه

    آن سرو روان را چه غم از ناله و آهت



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  15. #45
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,218
    16,433
    24,235

    پیش فرض

    گزیدهٔ غزل ۶۸

    تمنای دلم کردی و دادم

    بفرما گر تمنای دگر هست !

    اشارت کردی از ابرو به خونم

    مرا باری مبارک شد جمالت

    چو زنبور سیه گرد سر گل

    بگردم بر سرت بی خود ز بویت



    گزیدهٔ غزل ۶۹

    هست سر بردوش من باری و باری می کشم

    تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت

    رای آن دادم که خونم را بریزند اهل حسن

    شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت

    بارها گفتم که ندهم دل به خوبان لیک دل

    گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت

    با چنان خونین لبی کاید همی زو بوی شیر

    خون من می خور حلالست آن چو شیر مادرت

    چشم من دور ار بگویم مردم چشم منی

    زانکه هرساعت همی بینم برآب دیگرت

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
صفحه 3 از 26 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 381

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •