ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 24 از 24 نخست ... 414192021222324
نمایش نتایج: از 346 به 353 از 353
  1. #346
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,460
    24,073
    30,369

    پیش فرض

    بخش ۴۶ - آمدن گدا به دربار شاه





    چون ز الطاف شاه نیک اندیش
    خبر آمد به عاشق درویش

    زود برجست و رو به راه نهاد
    قدم اندر حریم شاه نهاد

    گفت شاید ز روی صدق و صفا
    شاه با من کند به وعده وفا

    خاتم شه که مدتی زین پیش
    در بغل کرده بود آن درویش

    برد با محرمان شاه سپرد
    محرمی رفت و نزد شاهش برد

    شاه چو دید خاتم خود را
    آفرین کرد محرم خود را

    گفت بیرون رو ز راه ادب
    خاتم آرنده را درون بطلب

    چون قدم زد به سوی شاه گدا
    جان شد از قالب رقیب جدا

    شاه دشمن گداز دوست نواز
    در لباس نیاز و خلعت ناز

    سخن آغاز کرد خنده کنان
    که گه خنده خوش بود سخنان

    از سر لطف هم زبانش ساخت
    وز شکرخنده نوش جانش ساخت

    هر نفس دیده سوی او می داشت
    گوش بر گفتگوی او می داشت

    عاشق خویش را نواخت بسی
    عاشق لطف خویش ساخت بسی

    دل عاشق درین خیال افتاد
    که به کف دامن وصال افتاد

    لیک از آن جا که دور گردون ست
    هر زمان حالتی دگرگون ست

    گر دلی را به وصل بنوازد
    بازش از داغ هجر بگدازد

    دایم اسباب وصل پیدا نیست
    اگر امروز هست فردا نیست




    فایل های پیوست در انتظار مدیریت فایل های پیوست در انتظار مدیریت
    ویرایش توسط NiniAshegh : 2014.03.14 در ساعت 09:31
    دلم برای تو تنگ است
    و این را نمی توانم بگویم
    مثل باد که از پشت
    پنجره ات می گذرد
    و یا درخت ها که
    خاموش اند
    سرنوشت عشق
    گاهی سکوت است
  2. 1
  3. #347
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض


    غزل شمارهٔ ۴۷




    ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست
    قانع به هر چه باشد و فارغ ز هر چه هست

    ای رند جرعه نوش، تو و محنت خمار
    ما و نشاط مستی عشق از می الست

    دی آن سوار شوخ کمر بست و جلوه کرد
    در صورتی که هر که بدیدش کمر ببست

    هر کس که دل به دست بتی داد همچو من
    سنگی گرفت و شیشهٔ ناموس را شکست

    دل ها که می بری همه پامال می*کنی
    کاری نمی کنی که دلی آوری به دست

    چون ابر دید اشک من از شرم آب شد
    چون برق دید آه من از انفعال جست

    آخر چو ره نیافت هلالی به بزم وصل
    محروم از جمال تو در گوشه ای نشست


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  4. #348
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    بخش ۴۸ - عزیمت کردن شاه بر سر خصم و ظفر یافتن او بر دشمن و کشته شدن رقیب




    باز چون موسم زمستان شد
    آتش از خرمی گلستان شد

    همه کس رو به آفتاب نشست
    همه عالم شد آفتاب پرست

    بس که افسرده چون یخ افتادند
    در تمنای دوزخ افتادند

    مهر زود از فلک به در می رفت
    تا شود گرم زودتر می رفت

    بلکه مهر جهان فروز نبود
    همه شب بود و هیچ روز نبود

    قدر آتش فزون تر از گل شد
    دود او شاخ و برگ سنبل شد

    در زمستان زدند شعله بخار
    تا دروگل دمد چنان که بهار

    آب از یخ قبای آهن ساخت
    موجش از سهم قوس جوشن ساخت

    یخ چو آیینه ای مشکل شد
    نعل مرکب ز سیم صیقل شد

    بر یخ آن مرکبی که گام زدی
    سکه بر نقره های خام زدی

    رعد زد بانگ و در ستیز آمد
    ژاله زد سنگ و رعد تیز آمد

    در چنین موسمی که چلهٔ دی
    تیر باران نمود پی در پی

    شاه ترک دیار خویش گرفت
    با عدو راه جنگ پیش گرفت

    لشکر انگیخت سوی کشور او
    تا به حدی که راند بر سر او

    راست کردند صف ز هر طرفی
    خیل دشمن صفی و شاه صفی

    هر طرف تیغ تیز پیدا شد
    فتنهٔ رستخیز پیدا شد

    زره از خنجر ستیز شکافت
    سبزهٔ تر ز آب تیز شکافت

    تیغ ها چون ز هم گذر کردند
    همچو مقراض قطع سر کردند

    نیزه بر دوش سرکشان به غرور
    چون عصای کلیم بر سر طور

    گرد سوی سپهر کرد آهنگ
    شد زمین هم با آسمان در جنگ

    بر سر چابکان کوه شکوه
    گرد میدان چو ابر بر سر کوه

    هر که بر خصم تیغ بیم زدی
    خصم را از کمر دو نیم زدی

    بر سر هر که تیغ کین خوردی
    زو گذشتی و بر زمین خوردی

    ابروی خصم در سپر نایاب
    همچو کشتی فتاده در گرداب

    مرد و مرکب فتاده زیر و زبر
    کاسهٔ سیم گشته کاسهٔ سر

    باد از آن عرصه چون گذر کردی
    خاک در کاسه های سر کردی

    بس که روی زمین پر از خون شد
    موج آن چون شفق به گردون شد

    شفقی کو به اوج گردون ست
    اثر سرخی همان خون ست

    بود درویش در همان منزل
    داده شه را میان جان منزل

    روی خود را بر آسمان کرده
    به دعا دست ها برآورده

    نصرت شاه خویش می طلبید
    زانچه گویند بیش می طلبید

    ناگهان خصم در گریز افتاد
    رخنه در لشکر ستیز افتاد

    پشت ان کس که پشت داد به جنگ
    پشته ای شد تمام تیر خدنگ

    طرفه حالی که چون نبرد کنند
    دشمنان از نهیب گرد کنند

    طرفه تر آن که زان همه لشکر
    که شه آورد سوی آن کشور

    کس نگردید جز رقیب هلاک
    گر رقیبی هلاک گشت چه باک

    شاه و لشکر اگرچه شد غمگین
    لیک سگ کشته شد، چه بهتر ازین

    به همین یک فسون ز دست مرو
    زین نکوتر فسانه ای بشنو


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #349
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    بخش ۴۹ - عمر به سر کردن شاه و گدا با یکدیگر




    چون سر زلف شب به دست آمد
    قرص خورشید را شکست آمد

    پیکر آسمان ملمع شد
    چتر فیروزه گون مرصع شد

    مردم از خواب دیده بربستند
    از تماشای ره نظر بستند

    خواب دیدند شاه و جمله سپاه
    که مگر عارفی رسید به شاه

    همچو خضرش لباس سبز به بر
    خلعتی سبزتر ز سبزهٔ تر

    گفتش آن دم که بر عزیمت جنگ
    تیز شد از مخالفان آهنگ

    تو همان دم که حرب می کردی
    رو به میدان ضرب می کردی

    به تو آن نصرتی که ما دادیم
    از دعاهای آن گدا دادیم

    خیز و از محرمان خاصش کن
    وز غم بی کسی خلاصش کن

    شاه چون چشم خود ز خواب گشود
    وز سپاه آنچه دیده بود شنود

    خواند درویش را به مجلس شاه
    گشت فارغ ز رنج و محنت و آه

    خواند درویش را به مجلس خاص
    کردش از محنت فراق خلاص

    شکر آن را چه سان توان گفتن
    نیست ممکن به صد زبان گفتن

    چرخ بازیچه ای غریب نمود
    از فلک این بسی عجیب نمود

    لیک از لطف دوست نیست عجب
    که ز محنت کسی رسد به طرب

    هر که رنج فراق جانان دید
    بعد از آن رنج راحت جان دید

    شام هجران خوش ست و رنج ملال
    تا بدانند قدر روز وصال

    بعد هجران اگر وصالی هست
    شیوهٔ عشق را کمالی هست

    غرض از عشق وصل جانان ست
    خاصه وصلی که بعد هجران ست

    الغرض هر دو تا چون شیر و شکر
    به هم آمیختند شام و سحر

    پای شه بر سریر عزت و ناز
    سر درویش بر سریر نیاز

    کار معشوق ناز می باشد
    رسم عاشق نیاز می باشد

    روز و شب رازدار هم بودند
    تا دم مرگ یار هم بودند

    عاقبت در نقاب خاک شدند
    از خدنگ اجل هلاک شدند

    عمر برگشت و بی وفایی کرد
    مرغ روح از قفس جدایی کرد


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  6. #350
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    بخش ۵۰ - در بی وفایی عمر




    آه ازین منزلی که در پیش ست
    که گذرگاه شاه و درویش ست

    نه ازین دام می توان جستن
    نه ازین بند می توان رستن

    گر خوری همچو خضر آب حیات
    تشنه*لب جان دهی درین ظلمات

    گر چو عیسی روی به چرخ برین
    عاقبت جا کنی به زیر زمین

    گر چو یوسف به اوج ماه روی
    عاقبت سرنگون به چاه شوی

    فی المثل عمر نوح اگر یابی
    چون به طوفان رسی خطر یابی

    احد واجب الوجود یکی ست
    آن که جاوید هست و بود یکی ست


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #351
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    بخش ۵۱ - در خاتمهٔ کتاب گوید




    شکر لله که این خجسته کلام
    شد به کام دل شکسته تمام

    شکر دیگر که تا تمام شده
    مجلس آرای خاص و عام شده

    صفت اوست در زبان همه
    سخن اوست ورد جان همه

    جیب آفاق پر دُرست ازو
    بغل عاشقان پرست ازو

    گر که قلاب شهر صراف ست
    یا خطاگوی شهر حراف ست

    نتواند شکست مقدارش
    که به جان می خرد خریدارش

    بیت او گر کم ست از آن غم نیست
    شکر باری که معنیش کم نیست

    لفظ پاک ست و معنی اش طاهر
    چون نگیرد قرار در خاطر؟

    معنی خاص و لفظ عام فریب
    برده از خاص و عام صبر و شکیب

    الله الله! چه دلپذیرست این!
    در پذیرش که ناگزیرست این

    غایت شاعری همین باشد
    شیوهٔ ساحری همین باشد

    هر که دم زد زبان او بستم
    سحر کردم دهان او بستم

    قلمم میل چشم دشمن شد
    لیک ازو چشم دوست روشن شد

    از سیاهی نمود آب حیات
    جان حاسد فتاد در ظلمات

    جای رحمت بود بمرد حسود
    لیک بر جان مرده رحم چه سود؟

    جگر حاسد از الم خون باد
    المش کم مباد و افزون باد

    ای حسود این خیال باطل چسیت؟
    زین خیالت بگو که حاصل چیست؟

    چون تو از عالم سخن دوری
    هرچه خواهی بگو که معذوری

    آن چه مقدور توست معلوم ست
    ختم کار از نخست معلوم ست

    دست بافنده موی اگر بافد
    کی تواند که موی بشکافد؟

    هر کجا هدهد سلیمان رفت
    به پر و بال مور نتوان رفت

    در بهاران صدای غلغل زاغ
    کی بود چون نوای بلبل باغ؟

    یعنی او نیز در برابر توست
    در او هم به قدر گوهر توست

    این مسلم، تو را به غیر چه کار
    هر چه داری تو هم بی او بیار

    دیگری جام شوق نوشیده
    تو به دیوانگی خروشیده

    دیگری آه دردناک زده
    تو به تقلید جامه چاک زده

    تا به کی می پری به بال کسان؟
    ناز خوش نیست با جمال کسان

    من کنم سکهٔ سخن را نو
    تو کنی عرض مخزن خسرو

    چون تو زین نامه نیستی نامی
    چه بری نام خسو و جامی؟

    حیف باشد که نام دیده وران
    بگذرد بر زبان کج نظران

    گرچه شعر تو نظم دارد نام
    تو ازین نظم کی رسی به نظام

    نظم اگر نیست چون در مکنون
    سهل باشد طبیعت موزون

    گرچه ما و تو هر دو موزونیم
    لیک بنگر که هر یکی چونیم

    نعل اگر یافت صورت مه نو
    هست اینجا تفاوتی بشنو

    ماه نو سر بر آسمان ساید
    نعل در زیر پای فرساید

    نیست مانند هم سموم و نسیم
    این یک از جنت ست و آن ز جحیم

    آن به نرمی چنان که دل خواهد
    وین به گرمی چنان که جان کاهد


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  8. #352
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    بخش ۵۲ - حکایت به طریق تمثیل



    کرکسی ژاژخای بی معنی
    با همایی فتاد در دعوی

    گفت کم نیست از تو پایهٔ من
    زان که مقدار توست سایهٔ من

    عاقلی گفتش ای فرومایه
    نیست آن سایه همچو این سایه

    هر که در سایهٔ همای بود
    نام او سایهٔ خدای بود

    وان که در سایهٔ تو راه کند
    بر سر خود جهان سیاه کند

    بر تن توست چون پر و بالی
    در خور اوست فر و اقبالی

    ماجرای حسود و قصهٔ ما
    راست مانند کرکس ست و هما

    وه! چه گفتم؟ تمام لاف ست این
    سر به سر دعوی گزاف ست این

    من هم از حاسدان چرا گفتم؟
    چون بدند از بدان چرا گفتم؟

    چند ازین گونه در خروش شوم
    کاشکی بعد ازین خموش شوم

    هین زبان را به عذر باز کنم
    رو به درگاه بی نیاز کنم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  9. #353
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,475
    6,732
    4,903

    پیش فرض


    بخش ۵۳

    مناجات



    کردگارا به بی نیازی خویش
    به کریمی و کارسازی خویش

    به سهی قامتان گلشن ناز
    به ملامت کشان کوی نیاز

    به صفات جلال و اکرامت
    نظر خاص و رحمت عامت

    به سلاطین مسند تحقیق
    یالکان مسالک توفیق

    به اسیران و زاری ایشان
    به غریبان و خواری ایشان

    به نوازندگان عالم گل
    که هنوز ایمن اند از غم گل

    به سفرکردگان عالم خاک
    کز جهان رفته اند با دل چاک

    به رسولی که نعت اوست کلام
    سیدالمرسلین علیه سلام

    نظری جانب هلالی کن
    دلش از مهر غیر خالی کن

    حشر او با رسول کن یا رب
    این دعا را قبول کن یا رب

    در امان دار پیش آن مولی
    تا نبیند عقوبت عقبی

    چون به عزم رحیل زین منزل
    به حریم فنا کشد محمل

    در ره مرگ باشدش همراه
    هادی لااله الاالله


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
صفحه 24 از 24 نخست ... 414192021222324
نمایش نتایج: از 346 به 353 از 353

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞₪دیـوان اشــعـآر پـرویـن اعـتـصـامـی ₪۞كـآمـل شــده
    توسط Hanieh-94 در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 246
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:24
  2. ۞₪ ربـاعـیـات خـیـام ₪۞كـآمـل شــده
    توسط sana در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:23
  3. ۞₪دیـواناشــعـآر ابـوسـعـیـد ابـوالخـیـر₪۞كـآمـل شــده
    توسط kamal_n13 در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 120
    آخرين نوشته: 2013.07.10, 01:41
  4. 業 ∞اشــعـآر نـظـآمـی گـنـجـوی∞ ₪۞كـآمـل شــده
    توسط MELINA در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 200
    آخرين نوشته: 2012.09.23, 21:01
  5. ۞₪اشــعـآر بـابـاطــاهـر₪۞كـآمـل شــده
    توسط MELINA در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: 2012.06.24, 17:33

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •