ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 39 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 576
  1. #1
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    Lock ۞₪دیـوان دیــوان اشــعـآر حـافـظ₪۞كـآمـل شــده

    سلام و با درود و رحمت بر روح بزرگ شاعر و عارف يكتاي شيرازي٬ حافظ ...

    به پيشنهاد سعيد عزيز(وايپر) اين تاپيك ايجاد ميشود تا آرشيو اشعار و ديوان حافظ در آن قرار گيرد...


    [center:531e627454]الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها

    الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها *.* که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل*ها
    به بوي نافه*اي کاخر صبا زان طره بگشايد *.* ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل*ها
    مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم *.* جرس فرياد مي*دارد که بربنديد محمل*ها
    به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد *.* که سالک بي*خبر نبود ز راه و رسم منزل*ها
    شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل*.* کجا دانند حال ما سبکباران ساحل*ها
    همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر *.* نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل*ها
    حضوري گر همي*خواهي از او غايب مشو حافظ *.* متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
    [/center:531e627454]
  2. #2
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    وای که چقدر جای این تاپیک تو این بخش خالی بود
    ***دوستان عزیز شعر های این موضوع دقیقا به همون ترتیبی که تو دیوان حافظ هست قرار میگیرن***




    صلاح کار کجا و من خراب کجا
    صلاح کار کجا و من خراب کجا
    ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

    دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
    کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

    چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
    سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

    ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
    چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

    چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
    کجا رویم بفرما از این جناب کجا

    مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
    کجا همی*روی ای دل بدین شتاب کجا

    بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
    خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

    قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
    قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  3. #3
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    گر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را

    اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
    به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

    بده ساقي مي باقي که در جنت نخواهي يافت
    کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

    فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب
    چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را

    ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است
    به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را

    من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم
    که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را

    اگر دشنام فرمايي و گر نفرين دعا گويم
    جواب تلخ مي*زيبد لب لعل شکرخا را

    نصيحت گوش کن جانا که از جان دوست*تر دارند
    جوانان سعادتمند پند پير دانا را

    حديث از مطرب و مي گو و راز دهر کمتر جو
    که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را

    غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
    که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  4. #4
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را


    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
    که سر به کوه و بيابان تو داده*اي ما را

    شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
    تفقدي نکند طوطي شکرخا را


    غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل
    که پرسشي نکني عندليب شيدا را

    به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر
    به بند و دام نگيرند مرغ دانا را

    ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست
    سهي قدان سيه چشم ماه سيما را

    چو با حبيب نشيني و باده پيمايي
    به ياد دار محبان بادپيما را

    جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب
    که وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را

    در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
    سرود زهره به رقص آورد مسيحا را
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  5. #5
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    دل مي*رود ز دستم صاحب دلان خدا را


    دل مي*رود ز دستم صاحب دلان خدا را
    دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

    کشتي شکستگانيم اي باد شرطه برخيز
    باشد که بازبينيم ديدار آشنا را

    ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
    نيکي به جاي ياران فرصت شمار يارا

    در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
    هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا

    اي صاحب کرامت شکرانه سلامت
    روزي تفقدي کن درويش بي*نوا را

    آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
    با دوستان مروت با دشمنان مدارا

    در کوي نيک نامي ما را گذر ندادند
    گر تو نمي*پسندي تغيير کن قضا را

    آن تلخ وش که صوفي ام الخبائثش خواند
    اشهي لنا و احلي من قبله العذارا

    هنگام تنگدستي در عيش کوش و مستي
    کاين کيمياي هستي قارون کند گدا را

    سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد
    دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

    آيينه سکندر جام مي است بنگر
    تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

    خوبان پارسي گو بخشندگان عمرند
    ساقي بده بشارت رندان پارسا را

    حافظ به خود نپوشيد اين خرقه مي آلود
    اي شيخ پاکدامن معذور دار ما را
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  6. #6
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را


    به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را
    که به شکر پادشاهي ز نظر مران گدا را

    ز رقيب ديوسيرت به خداي خود پناهم
    مگر آن شهاب ثاقب مددي دهد خدا را

    مژه سياهت ار کرد به خون ما اشارت
    ز فريب او بينديش و غلط مکن نگارا

    دل عالمي بسوزي چو عذار برفروزي
    تو از اين چه سود داري که نمي*کني مدارا

    همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
    به پيام آشنايان بنوازد آشنا را

    چه قيامت است جانا که به عاشقان نمودي
    دل و جان فداي رويت بنما عذار ما را

    به خدا که جرعه*اي ده تو به حافظ سحرخيز
    که دعاي صبحگاهي اثري کند شما را
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  7. #7
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    صوفي بيا که آينه صافيست جام را


    صوفي بيا که آينه صافيست جام را *.* تا بنگري صفاي مي لعل فام را
    راز درون پرده ز رندان مست پرس *.* کاين حال نيست زاهد عالي مقام را
    عنقا شکار کس نشود دام بازچين *.* کان جا هميشه باد به دست است دام را
    در بزم دور يک دو قدح درکش و برو *.* يعني طمع مدار وصال دوام را
    اي دل شباب رفت و نچيدي گلي ز عيش *.* پيرانه سر مکن هنري ننگ و نام را
    در عيش نقد کوش که چون آبخور نماند *.* آدم بهشت روضه دارالسلام را
    ما را بر آستان تو بس حق خدمت است *.* اي خواجه بازبين به ترحم غلام را
    حافظ مريد جام مي است اي صبا برو *.* وز بنده بندگي برسان شيخ جام را
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  8. #8
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    غزل 8: ساقيا برخيز و درده جام را

    ساقيا برخيز و درده جام را
    خاک بر سر کن غم ايام را

    ساغر مي بر کفم نه تا ز بر
    برکشم اين دلق ازرق فام را

    گر چه بدناميست نزد عاقلان
    ما نمي*خواهيم ننگ و نام را

    باده درده چند از اين باد غرور
    خاک بر سر نفس نافرجام را

    دود آه سينه نالان من
    سوخت اين افسردگان خام را

    محرم راز دل شيداي خود
    کس نمي*بينم ز خاص و عام را

    با دلارامي مرا خاطر خوش است
    کز دلم يک باره برد آرام را

    ننگرد ديگر به سرو اندر چمن
    هر که ديد آن سرو سيم اندام را

    صبر کن حافظ به سختي روز و شب
    عاقبت روزي بيابي کام را
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  9. #9
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    غزل 9: رونق عهد شباب است دگر بستان را

    رونق عهد شباب است دگر بستان را
    می*رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

    ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی
    خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

    گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
    خاکروب در میخانه کنم مژگان را

    ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
    مضطرب حال مگردان من سرگردان را

    ترسم این قوم که بر دردکشان می*خندند
    در سر کار خرابات کنند ایمان را

    یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
    هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

    برو از خانه گردون به در و نان مطلب
    کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

    هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
    گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

    ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
    وقت آن است که بدرود کنی زندان را

    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
    دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  10. #10
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    ممنون ستاره سهیل از همکاریت
    من روانیه این غزلم

    دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما

    دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما *.* چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما
    ما مريدان روي سوي قبله چون آريم چون *.* روي سوي خانه خمار دارد پير ما
    در خرابات طريقت ما به هم منزل شويم *.* کاين چنين رفته*ست در عهد ازل تقدير ما
    عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است *.* عاقلان ديوانه گردند از پي زنجير ما
    روي خوبت آيتي از لطف بر ما کشف کرد *.* زان زمان جز لطف و خوبي نيست در تفسير ما
    با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبي *.* آه آتشناک و سوز سينه شبگير ما
    تير آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش *.* رحم کن بر جان خود پرهيز کن از تير ما
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  11. #11
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    ساقي به نور باده برافروز جام ما
    ساقي به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
    ما در پياله عکس رخ يار ديده*ايم اي بي*خبر ز لذت شرب مدام ما
    هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جريده عالم دوام ما
    چندان بود کرشمه و ناز سهي قدان کايد به جلوه سرو صنوبرخرام ما
    اي باد اگر به گلشن احباب بگذري زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما
    گو نام ما ز ياد به عمدا چه مي*بري خود آيد آن که ياد نياري ز نام ما
    مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده*اند به مستي زمام ما
    ترسم که صرفه*اي نبرد روز بازخواست نان حلال شيخ ز آب حرام ما
    حافظ ز ديده دانه اشکي همي*فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
    درياي اخضر فلک و کشتي هلال هستند غرق نعمت حاجي قوام ما
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  12. #12
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    غزل 12: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

    ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
    آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

    عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
    بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

    کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
    به که نفروشند مستوری به مستان شما

    بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
    زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما

    با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته*ای
    بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

    عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
    گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما

    دل خرابی می*کند دلدار را آگه کنید
    زینهار ای دوستان جان من و جان شما

    کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
    خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

    دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
    کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

    ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
    کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

    گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
    بنده شاه شماییم و ثناخوان شما

    ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
    تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

    می*کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
    روزی ما باد لعل شکرافشان شما
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  13. #13
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:81e57abc04]غزل 13: ميدمد صبح و كله بست صبا[/SIZE]

    ميدمد صبح و كله بست سحاب
    الصبوح الصبوح يا اصحاب

    مي چكد ژاله بر رخ لاله
    المدام المدام يا احباب

    مي وزد از چمن نسيم بهشت
    هان بنوشيد دم به دم مي ناب

    تخت زمرد زده است گل به چمن
    راح چون لعل آتشين درياب

    در ميخانه بسته اند دگر
    افتتح يا مفتح الابواب

    لب و دندانت را حقوق نمك
    هست برجان و سينه هاي كباب

    اين چنين موسمي عجب باشد
    كه ببندند ميكده به شتاب

    بر رخ ساقي پري پيكر
    همچو حافظ بنوش باده ناب
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  14. #14
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:bd55f1cf9b]غزل 14: گفتم اي سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب[/SIZE]

    7878787878787

    گفتم اي سلطان خوبان رحم كن بر اين غريب
    گفت در دنبال دل ره گم كند مسكين غريب

    گفتمش مگذر زماني گفت معذورم بدار
    خانه پروردي چه تاب آرد غم چندين غريب

    خفته بر سنجاب شاهي نازنيني را چه غم
    گر زخار و خاره سازد بستر و بالين غريب

    اي كه در زنجير زلفت جاي چندين آشناست
    خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب

    مي نمايد عكس مي در رنگ روي مه وشت
    همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرين غريب

    بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت
    گر چه نبود در نگارستان خط مشكي غريب

    گفتم اي شام غريبان طره شبرنگ تو
    در سحرگاهان حذر كن چون بنالد اين غريب

    گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند
    دور نبود گر نشيند خسته و مسكين غريب
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  15. #15
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    غزل 15: ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

    ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
    و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

    خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
    کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

    درویش نمی*پرسی و ترسم که نباشد
    اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

    راه دل عشاق زد آن چشم خماری
    پیداست از این شیوه که مست است شرابت

    تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
    تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

    هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی
    پیداست نگارا که بلند است جنابت

    دور است سر آب از این بادیه هش دار
    تا غول بیابان نفریبد به سرابت

    تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل
    باری به غلط صرف شد ایام شبابت

    ای قصر دل افروز که منزلگه انسی
    یا رب مکناد آفت ایام خرابت

    حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد
    صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


صفحه 1 از 39 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 576

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞₪ دو بیتی های باباطـاهـــر ₪۞كـآمـل شــده
    توسط elena در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 00:25
  2. ۞₪دیـوان اشــعـآر پـرویـن اعـتـصـامـی ₪۞كـآمـل شــده
    توسط Hanieh-94 در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 246
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 00:24
  3. ۞₪ ربـاعـیـات خـیـام ₪۞كـآمـل شــده
    توسط sana در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 00:23
  4. ۞₪ زنـدگـیـنـامـه شـعرای پـارسـی ₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 43
    آخرين نوشته: 2012.10.25, 20:24
  5. ₪۞اشــعـآر مـحمـد حـسیـن شـهریــار₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 199
    آخرين نوشته: 2011.08.12, 00:21

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •