ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 10 123456 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 143
  1. #1
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض ۞₪ اشــعـار زمـان ما ₪۞

    [size=3:d64e480868]"به نام مهر ايزد و تابنده جاودانه بر پيكره گذران اعصار و روح روان زندگي و زندگي ساز"[/size]

    سلام خدمت اهالي سرزمين پهناور "كوچولو" ،
    خوب باشيد عزيزان. به پيشنهاد يكي از دوستان عزيزم اين بخش هم مانند بخش "زندگينامه شعراي پارسي" ، امروز و درين ساعت ايجاد كردم تا
    بنابر هدف روشن تر شدن ادامه مسير شعر و ادب و توجه بيشتر به خواسته ها و علايق شما عزيزان از نظر و علاقه شما دوستان بيشتر آگاهي كسب كنيم.
    با وجود تعداد بي حد و مرز شاعران اين سرزمين، براي ايجاد تاپيكهاي جديدتر، حقيقتا كار غير ممكني هست كه بين اينهمه اسامي شعرا و علايق متفاوت ،
    كدام شاعر رو براش تاپيك جداگانه قرار بديم !
    لذا ازين طريق هم به علاقه شخصي شما به فلان شاعر احترام گذاشته ميشود و هم اينكه با آثار متنوع تري آشنا خواهيد شد.
    بهرحال اين شما و اين هم تاپيك تازه
    " اشعار زمان ما"
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:53
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  2. #2
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض خسرو گلسرخی

    [SIZE=3:14acba8996]خسرو گلسرخی

    از کتاب : "خسته تر از همیشه"

    نام شعر : "قبل از اعدام"[/SIZE]


    خون ما
    مي شكفد بر برف
    اسفندي
    خون ما
    مي شكفد بر
    لاله
    خون ما
    پيرهن كارگران
    خون ما
    پيرهن دهقانان
    خون ما
    پيرهن سربازان
    خون ما
    پيرهن
    خاك
    ماست
    نم نم باران
    با خون ما
    شهر آزادي را
    مي سازد
    نم نم باران
    با خون ما
    شهر فرهادها را
    سازد
    خون ما
    پيرهن كارگران
    خون ما
    پيرهن دهقانان
    خون ما
    ييرهن
    سربازان
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  3. #3
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:f157187bd6]شفيعی کدکنی (م.سرشک)[/SIZE]

    از کتاب : [SIZE=3:f157187bd6]"در كوچه باغ هاي نشابور ( تهران مرداد 1350)"[/SIZE]

    شعر : [SIZE=3:f157187bd6]"پيمانه اي دوباره"[/SIZE]


    [SIZE=3:f157187bd6]اينجا نه شادي است نه غم نه عزا
    نه سرور
    دستارك سپيدش را
    در جويبار باد پلشتي
    مي شويد
    دزدان رستگاري
    پاييز هاي روح
    سبزينه و طراوت هر باغ و بوته را
    در غارت شبانه ي خود
    پاك مي برند
    اكنون
    كاين محتسب
    كجال تماشا نيم دهد
    ميخانه ي كدام حريفي
    پيمانه اي دوباره
    از آن باده ي زلال
    اين جمع تشنگان و خماران را
    خواهد بخشيد ؟
    زين باده اي كه محتسب شهر
    در كوچه مي فروشد و ارزان
    غير از خمار هيچ نخواهي ديد
    من تشنه كام ساغر آن باده ام
    كز جرعه اي
    ويران كند
    دوباره بسازد[/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  4. #4
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:24b4b966c7]"اردلان سرفراز"[/SIZE]

    ترانه : "اي عشق"

    از كتاب : "از ريشه تا هميشه"

    >*>*>*>*>.*.<*<*<*<*<

    عشق به شکل پرواز پرنده س
    عشق ،* خواب یه آهوی رمنده س
    من ، زائری تشنه ، زیر باران
    عشق ،* چشمه آبی اما کشنده س
    من ، می میرم از این آب مسموم
    اما اونکه مرده از عشق ، تا قیامت ،* هر لحظه زنده س
    من ، می میرم از این آب مسموم
    مرگ عاشق عین بودن ،*اوج پرواز یه پرنده س
    تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
    دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار
    صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار
    برای زنده بودن ، دلیل آخرینم باش
    منم من بذر فریاد ، خک خوب سرزمینم باش
    طلوع صادق عصیان من ، بیداری ام باش
    عشق ،* گذشتن از مرز وجوده
    مرگ ، آغاز راه قصه بوده
    من ،* راهی شدم نگو که زوده
    اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
    ن راهی شدم نگو که زوده
    اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده ..
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  5. #5
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:2874166e0e]" مهدی سهیلی "

    از کتاب : " لحظه ها و صحنه ها "

    نام شعر : " چاووشی "[/SIZE]


    [SIZE=3:2874166e0e]با خبر باش كه از يار خبر مي آيد
    وان سفر كرده ي غايب ز سفر مي آيد
    پير كنعاني من چشم تو روشن كه پسر
    از پي روشني چشم بدر مي آيد
    اين خروسي كه زند بانگ به ويرانه يش ب
    پيك شاديست كه از شهر سحر مي آيد
    مژده اي حلقه نشينان شب تار كه باز
    شمع ماه از پس اين ابر به در مي آيد
    بيهوده مخور دست بزن پاي بكوب
    سر برافراز كه اين غصه به سر مي آيد
    باش و بنگر كه پس از اشك شب و ناله ي صبح
    سيل پيروزي و فرياد ظفر مي آيد
    فتح در كام شكست است و نشاط از پي غم
    گر كه امروز نشد روز دگر مي آيد
    حاصل گفته ي من با ثمر كرده ي تست
    هر چه شر بر سر ابنا بشر مي آيد
    عزم ما گر نبرد راه به تاييد خدا
    از خروش من و خشم تو چه بر مي آيد
    با فريب اهل سخن را نتوان برد ز راه
    كه ز شعر هنري بو ي هنر مي آيد[/SIZE]




    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  6. #6
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:3f2696c2c4]"ایرج جنتی عطایی"[/SIZE]

    ترانه : "پرنده ی مهاجر"

    از كتاب : "زمزمه های یک شب سی ساله"

    >*>*>*>*>.*.<*<*<*<*<

    ای پرنده ی مهاجر
    ای پر از شهوت رفتن
    فاصله قد یه دنیاست
    بین دنیای تو با من
    ((()))
    تو رفیق شاپرک ها
    من تو فکر گله مونم
    تو پی عطر گل سرخ
    من به فکر بوی نونم
    دنیای تو بی نهایت
    همه جاش مهمونی نور
    دنیای من یه کف دست
    روی سقف سرد یک گور
    ((()))
    من دارم تو نقب شب جون می کنم
    تو داری از پریا قصه می گی
    من توی پیله ی وحشت می پوسم
    واسه م از پرنده ها قصه می گی
    ((()))
    کوچه پسکوچه ی خکی
    در و دیوار شکسته
    آدمای روستایی
    با پاهای پینه بسته
    پیش تو ، یه عکس تازه ست
    واسه آلبوم قدیمی
    یا شنیدن یه قصه ست
    توی یه ده صمیمی
    ((()))
    واسه من اما عذابه
    مثل حس کردن وحشت
    مثل درگیری خورشید
    با طلسم دیو ظلمت
    من دارم تو نقب شب جون می کنم
    تو داری از پریا قصه می گی !!!
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  7. #7
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:6fc64c2de9]"ایرج جنتی عطایی"[/SIZE]

    ترانه : "یاور همیشه مؤمن"

    از كتاب : "زمزمه های یک شب سی ساله"

    ))))))))))((((((((((

    ای به داد من رسیده
    تو روزای خود شکستن
    ای چراغ مهربونی
    تو شبای وحشت من
    ای تبلور حقیقت
    توی لحظه های تردید
    تو منو از شب گرفتی
    تو منو دادی به خورشید
    اگه باشی یا نباشی
    برای من تکیه گاهی
    برای من که غریبم
    تو رفیقی جون پناهی

    )))(((

    ناجی عاطفه ی من
    شعرم از تو جون گرفته
    رگ خشک بودن من
    از تن تو خون گرفته
    اگه مدیون تو باشم
    اگه از تو باشه جونم
    قدر اون لحظه نداره
    که منو دادی نشونم

    )))(((

    وقتی شب ، شب سفر بود
    توی کوچه های وحشت
    وقت هر سایه کسی بود
    واسه بردنم به ظلمت
    وقتی هر ثانیه ی شب
    تپش هراس من بود
    وقتی زخم خنجر دوست
    بهترین لباس من بود

    )))(((

    تو با دست مهربونی
    به تنم مرهم کشیدی
    برام از روشنی گفتی
    پرده ی شبو دریدی
    یاور همیشه مؤمن
    تو برو سفر سلامت
    غم من نخور که دوری
    برای من شده عادت

    )))(((

    ای طلوع اولین دوست
    ای رفیق آخر من
    به سلامت ، سفرت خوش
    ای یگانه یاور من
    مقصدت هر جا که باشه
    هر جای دنیا که باشی
    اونور مرز شقایق
    پشت لحظه ها که باشی
    خاطرت باشه که قلبت
    سپر بلای من بود
    تنها دست تو رفیق
    دست بی ریای من بود
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  8. #8
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:d0d7164e71]"ايرج جنتی عطايی"[/SIZE]

    شعر : [SIZE=3:d0d7164e71]"با من از ايران بگو"[/SIZE]

    از كتاب : [SIZE=3:d0d7164e71]"زمزمه های یک شب سی ساله"[/SIZE]

    ياور از ره رسيده با من از ايران بگو
    از فلات غوطه در خون بسياران بگو
    باد شبگرد سخن چين ، پشت گوش پرده هاست
    تا جهان آگه شود ، بي پرده از ياران بگو
    شب سياهي مي زند بر خانه هاي سوكوار
    از چراغ روشن اشك سيه پوشان بگو
    پرسه ي يأس است در آواز اين پيتارگان
    از زمين ، از زندگي ، از عشق ، از ايمان بگو
    سوختم ، آتش گرفتم از رفيق نارفيق
    از غريبه ، آشنا ، ياران هم پيمان بگو
    ضجه ي نام آواران زخمي به خاموشي نزد
    از خروش نعره ي انبوه گمنامان بگو
    قصه هاي قهرمانان قهر ويرانگر نداشت
    از غم و خشم جهان ساز تهي دستان بگو
    با زمستاني كه مي تازد به قتل عام باغ
    از گل خشمي كه مي رويد در اين گلدان بگو

    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  9. #9
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:9e7b15c91a]" هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سايه) "

    شعر : " مرگ ديگر "

    از كتاب : " شبگیر " [/SIZE]





    [SIZE=3:9e7b15c91a]مرگ در هر حالتي تلخ است
    اما من
    دوستتر دارم كه چون از ره در آيد مرگ
    درشبي آرام چون شمعي شوم خاموش
    ليك مرگ ديگري هم هست
    دردناك اما شگرف و سركش و مغرور
    مرگ مردان مرگ در ميدان
    با تپيدن هاي طبل و شيون شيپور
    با صفير تير و برق تشنه شمشير
    غرقه در خون پيكري افتاده در زير سم اسبان
    وه چه شيرين است
    رنج بردن
    پافشردن
    در ره يك *آرزو مردانه مردن
    وندر اميد بزرگ خويش
    با سرود زندگي بر لب
    جان سپردن
    آه اگر بايد
    زندگاني را به خون خويش رنگ آرزو بخشيد
    و به خون خويش نقش صورت دلخواه زد بر پرده اميد
    من به جان و دل پذيرا ميشوم اين مرگ خونين را
    [/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  10. #10
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:d53df263d3]"اردلان سرفراز"

    ترانه : "نیمه ی گمشده ی من"

    از كتاب : "از ریشه تا همیشه"[/SIZE]


    ))))))))))((((((((((

    نیمه ی گمشده ی من
    چه کسی می تونه باشه
    مث روح تشنه ی من
    عاشق و دیوونه باشه
    کسی که هر کلامش
    طلوعی تازه باشه
    غم و تنهایی ما
    به یک اندازه باشه
    اون کسی که خواستن او
    با همه فرق داشته باشه
    هر چی که از او بوخنم
    شعر تکراری نباشه

    )))*(((

    کسی که برای خوندن
    نشسته تو سینه ی من
    نفس هاش هوای عشقه
    سکوتش صدای عشقه
    اون که از نهایت عشق
    منو با اسمم بخونه
    من جزیی از وجودش
    یا خود خودش بدونه
    اون که گم شده از آغاز
    تا که من تنها بمونم
    جاده ی جستجوهامو
    تا قیامت بکشونم

    )))*(((

    کسی که همیشه عاشق
    مث من دیونه باشه
    تو دنیا اگه نباشه
    تو اینه می تونه باشه
    کسی که هر کلامش
    طلوعی تازه باشه
    غم و تنهایی ما
    به یک اندازه باشه
    اون که از نهایت عشق
    منو با اسمم بخونه
    من جزیی از وجودش
    با خود خودش بدونه

    )))*(((

    اون که گم شده از آغاز
    تا که من تنها بمونمم
    جاده ی جستجوهامو
    تا قیامت بکشونم
    کسی که همیشه عاشق
    مث من دیونه باشه
    تو دنیا اگه نباشه
    تو اینه می تونه باشه
    کسی که هر کلامش
    طلوعی تازه باشه
    غم و تنهایی ما
    به یک اندازه باشه
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  11. #11
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:859f95aa8a]"اردلان سرفراز"[/SIZE]

    ترانه : "صدای بارون"

    از كتاب : "از ریشه تا همیشه"

    ))))))))))((((((((((

    بوی موهات زیر بارون
    بوی گندم زار نمناک
    بوی سبزه زار خیس
    بوی خیس تن خاک

    جاده های مهربونی
    رگهای آبی دستات
    غم بارون غروب
    ته چشمات تو صدات

    قلب تو شهر گل یاس
    دست تو بازار خوبی
    اشک تو بارون روی
    مرمر دیوار خوبی

    ای گل آلوده گل من
    ای تن آلوده ی دل پاک
    دل تو قبله ی این دل
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک

    7878787878

    بوی موهات زیر بارون
    بوی گندم زار نمناک
    بوی شوره زار خیس
    بوی خیس تن خاک

    یاد بارون و تن تو
    یاد بارون و تن خاک
    بوی گل تو شوره زار
    بوی خیس تن خاک

    همیشه صدای بارون
    صدای پای تو بوده
    همدم تنهایی هام
    قصه های تو بوده

    وقتی که بارون می باره
    تو رو یاد من می آره
    یاد گلبرگ های خیس
    روی خاک شوره زار

    ای گل آلوده گل من
    ای تن آلوده تن پاک
    دل تو قبله ی این دل
    تو تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک
    تن تو ارزونی خاک ..
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  12. #12
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [size=12:2223de7b7b]
    رهي معيري

    ترانه: شکوه ناتمام

    از كتاب: سايه عمر[/SIZE]

    نسیم عشق ز کوی هوس نمیاید
    چرا که بوی گل از خار و خس نمیاید
    ز نارسایی فریاد آتشین فریاد
    که سوخت سینه و فریادرس نمیاید
    به رهگذارطلب آبروی خویشتن مریز
    که همچو اشک روان باز پس نمیاید
    ز آِشنایی مردم رمیده ام رهی
    که بوی مردمی از هیچ کس نمیاید
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  13. #13
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:ff7a67689d]حسين پناهی

    از کتاب : " ستاره "

    شعر : " بيكرانه "
    [/SIZE]
    [SIZE=3:ff7a67689d]در انتهاي هر سفر
    در آيينه
    دار و ندار خويش را مرور مي كنم
    اين خاك تيره اين زيمن
    پايوش پاي خسته ام
    اين سقف كوتاه آسمان
    سرپوش چشم بسته ام
    اما خداي دل
    در آخرين سفر
    در آيينه به حز دو بيكرانه كران
    به جز زمين و آسمان
    چيزي نمانده است
    گم گشته ام ‚ كجا
    نديده اي مرا ؟
    [/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  14. #14
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:2b8ce8f9b0]"سيمين بهبهاني"[/SIZE]

    [SIZE=3:2b8ce8f9b0]كتاب : (جای پا - چهره های واقعی)

    نام شعر : "معلم و شاگرد" [/SIZE]


    /////////

    بانگ برداشتم : آه دختر !
    وای ازین مایه بی بند و باری ٬
    بازگو ، سال از نیمه بگذشت ٬
    از چه با خود کتابی نداری ؟

    - می خرم ؟

    - کی ؟

    - همین روزها !

    - آه !
    آه ازین مستی و سستی و خواب
    معنی ی وعده های تو این است ؟
    نوشدارو پس از مرگ سهراب ٬
    از کتاب رفیقان دیگر ٬
    نیک دانم که درسی نخواندی !
    دیگران پیش رفتند و اینک
    این تویی کاین چنین باز ماندی ٬

    [ دیده ی دختران بر وی افتاد
    گرم از شعله ی خود پسندی
    دخترک دیده را بر زمین دوخت
    شرمگین زینهمه دردمندی
    گفتی از چشمم آهسته دزدید
    چشم غمگین پر آب خود را
    پا ،* پی پا نهاد و نهان کرد
    پارگی های جوراب خود را
    بر رخش از عرشق شبنم افتاد
    چهره ی زرد او زردتر شد
    گوهری زیر مژگان درخشید
    دفتر از قطره یی اشک ، تر شد
    اشک نه ، آن غرور شکسته
    بی صدا ، گشته بیرون ز روزن
    پیش من یک به یک فاش می کرد
    آن چه دختر نمی گفت با من]

    - چند گویی کتاب تو چون شد ؟
    بگذر از من که من نان ندارم ٬
    حاصل از گفتن درد من چیست
    دسترس چون به درمان ندارم ؟

    [خواستم تا به گوشش رسانم
    ناله ی خود که : ای وای بر من ..
    وای بر من ، چه نامهربانم !
    شرمگینم ببخشای بر من !
    نی تو تنها ز دردی روانسوز
    روی رخسار خود گرد داری
    اوستادی به غم خو گرفته
    همچو خود صاحب درد داری
    خواستم بوسمش چهر و گویم
    ما ، دو زاییده ی رنجچ و دردیم
    هر دو بر شاخه ی زندگانی
    برگ پژمرده از باد سردیم
    لیک دانستم آنجا که هستم
    جای تعلیم و تدریس پندست
    عجز و شوریدگی از معلم
    در بر کودکان ناپسندست
    بر جگر سخت دندان فشردم
    در گلو ناله ها را شکستم
    دیده می سوخت از گرمی ی اشک
    لیک بر اشک وی راه بستم
    با همه درد و آشفتگی باز
    چهره ام خشک و بی اعتنا بود
    سوختم از غم و کس ندانست
    در درونم چه محشر به پا بود] ..
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  15. #15
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    چقدر زیبا بود شعر "معلم و شاگرد "
    واقعا خانم بهبهانی هنرمند توانایی هستند .
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
صفحه 1 از 10 123456 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 143

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •