ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 17 از 17 نخست ... 7121314151617
نمایش نتایج: از 241 به 247 از 247
  1. #241
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    تک بیت هفتم


    سزای رنجبر گلشن امید، بس است

    بدامن چمنی، گلبنی نشانیدن









    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  2. #242
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    تک بیت هشتم





    برهنمائی چشم، این ره خطا رفتم

    گناه دیدهٔ من بود، این خطاکاری



    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  3. #243
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    ابیات پراکنده

    خیال کژ به کار کژ گواهی است

    سیاهی هر کجا باشد، سیاهی است



    به از پرهیزکاری، زیوری نیست

    چو اشک دردمندان، گوهری نیست



    مپوش آئینه کس را به زنگار

    دل آئینه است، از زنگش نگهدار






    ویرایش توسط berahma_a : 2012.10.17 در ساعت 23:13
    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  4. #244
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    زن در ایران

    زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود

    پیشه*اش، جز تیره*روزی و پریشانی نبود


    زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می*گذشت

    زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود


    کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد

    کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود


    در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت

    در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود


    دادخواهیهای زن می*ماند عمری بی*جواب

    آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود


    بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک

    در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود


    از برای زن به میدان فراخ زندگی

    سرنوشت و قسمتی جز تنگ*میدانی نبود


    نور دانش را ز چشم زن نهان می*داشتند

    این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود


    زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوک هنر

    خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود


    میوه*های دکهٔ دانش فراوان بود، لیک

    بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود


    در قفس می*آرمید و در قفس می*داد جان

    در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود


    بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست

    زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود


    آب و رنگ از علم می*بایست، شرط برتری

    با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود


    جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست

    عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود


    ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد

    قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود


    سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند

    گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود


    از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن

    زیور و زر، پرده*پوش عیب نادانی نبود


    عیبها را جامهٔ پرهیز پوشانده*ست و بس

    جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود


    زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس

    پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود


    زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد

    وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود


    اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان

    زآن که می*دانست کآنجا جای مهمانی نبود


    پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج

    توشه*ای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود


    چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف

    چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود


    خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار

    ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود


    شه نمی*شد گر*در این گمگشته کشتی ناخدای

    ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود


    باید این انوار را پروین به چشم عقل دید

    مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود

    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  5. #245
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    جوجه نافرمان




    گفت با جوجه مرغکی هشیار

    که ز پهلوی من مرو به کنار


    گربه را بین که دم علم کرده

    گوشها تیز و پشت خم کرده


    چشم خود تا به هم زنی بردت

    تا کله چرخ داده*ای خوردت


    جوجه گفتا که مادرم ترسوست

    به خیالش که گربه هم لولوست


    گربه حیوان خوش خط وخالیست

    فکر آزارجوجه هرگز نیست


    سه قدم دورتر شد از مادر

    آمدش آنچه گفته بود به سر


    گربه ناگاه ازکمین برجست

    گلوی جوجه را به دندان خست


    برگرفتش به چنگ و رفت چو باد

    مرغ بیچاره از پیش افتاد


    گربه از پیش و مرغ از دنبال

    ناله*ها کرد زد بسی پر و بال


    لیک چون گربه جوجه را بربود

    نالهٔ مادرش ندارد سود


    گر تضرع کند وگر فریاد
    جوجه را گربه پس نخواهد داد







    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  6. #246
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض


    این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده ام




    اینکه خاک سیهش بالین است
    اختر چرخ ادب پروین است

    گر چه جز تلخی از ایام ندید
    هر چه خواهی سخنش شیرین است

    صاحب آنهمه گفتار امروز
    سائل فاتحه و یاسین است

    دوستان به که ز وی یاد کنند
    دل بی دوست دلی غمگین است

    خاک در دیده بسی جان فرساست
    سنگ بر سینه بسی سنگین است

    بیند این بستر و عبرت گیرد
    هر که را چشم حقیقت بین است

    هر که باشی و زهر جا برسی
    آخرین منزل هستی این است

    آدمی هر چه توانگر باشد
    چو بدین نقطه رسد مسکین است

    اندر آنجا که قضا حمله کند
    چاره تسلیم و ادب تمکین است

    زادن و کشتن و پنهان کردن
    دهر را رسم و ره دیرین است

    خرم آن کس که در این محنت گاه
    خاطری را سبب تسکین است







    ممنـــون از همــه عزیـــزان !



    پــایـــان


    قفل





    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  7. #247
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    با تشکر از همه دوستانی که در گذاشتن اشعار این شاعر گران قدر ما رو همراهی کردند

    موفق باشید

    قفل .
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

صفحه 17 از 17 نخست ... 7121314151617
نمایش نتایج: از 241 به 247 از 247

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞₪ دو بیتی های باباطـاهـــر ₪۞كـآمـل شــده
    توسط elena در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:25
  2. ۞₪ ربـاعـیـات خـیـام ₪۞كـآمـل شــده
    توسط sana در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:23
  3. ۞₪دیـوان دیــوان اشــعـآر حـافـظ₪۞كـآمـل شــده
    توسط admin در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 575
    آخرين نوشته: 2012.10.31, 16:13
  4. ۞₪ زنـدگـیـنـامـه شـعرای پـارسـی ₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 43
    آخرين نوشته: 2012.10.25, 21:24
  5. ₪۞اشــعـآر مـحمـد حـسیـن شـهریــار₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 199
    آخرين نوشته: 2011.08.12, 01:21

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •