ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 17 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 247
  1. #1
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    Lock ۞₪دیـوان اشــعـآر پـرویـن اعـتـصـامـی ₪۞كـآمـل شــده

    [center:881857f5b4]بسم الله الرحمن الرحيم[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4][/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]اين كه خاك سيهش بالين است *** اختر چرخ ادب پروين است[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4][/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]گرچه جز تلخي از ايام نديد *** هر چه خواهي سخنش شيرين است[/center:881857f5b4]



    در بخش شاعران كهن و كلاسيك جاي خالي پروين كاملا احساس ميشد در نتيجه به اين نتيجه(!)رسيديم كه در اين تاپيك ديوان زيبا و رساي پروين رو يك بار ديگه ورق بزنيم...
    طبق ديوان اين شاعر بزرگ به خط محسن خرازي كه بر اساس حروف الفبا تنظيم شده شعرها رو به ترتيب زير قرار ميديم
    به اميد همكاري همه كوچولوهاي عزيز و دقت در ترتيب براي نظم تاپيك

    براي اينكه اين پست زيادي طولاني نشه تا آخر حرف "س" موضوعات رو نوشتم و ادامه موضوعات رو بعد از تمام شدن تا حرف "س" ميگذارم.ضمنا جلوي هر شعري كه نوشته شد يك ستاره (*) ميذارم براي اطلاع دوستان
    ممنون




    [center:881857f5b4]آرزوها(1)*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آتش دل*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوها(2)*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آسايش بزرگان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوها(3)*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوي مادر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوها(4)*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آيين آينه*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوها(5)*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]آرزوي پرواز*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]احسان بي ثمر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ارزش گوهر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]اشك يتيم*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]از يك غزل*[/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4]امروز و فردا*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]اميد و نوميدي*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]اندوه و فقر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]اي رنجبر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]باد بروت*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بام شكسته*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بازي زندگي*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بلبل و مور*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]برف و بوستان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]برگ ريزان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بنفشه*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بهاي جواني*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بهاي نيكي*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بي آرزو*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]بي پدر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]پايمال آز*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]پيام گل*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]پايه و ديوار*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]پيك پيري*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]پيوند نور*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]تاراج روزگار*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]توانا و ناتوان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]توشه پژمردگي*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]تهيدست*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]تير و كمان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]تيره بخت*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]تيمار خوار*[/center:881857f5b4][center:881857f5b4][/center:881857f5b4][center:881857f5b4]جامه عرفان*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]جان و تن*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]جمال حق*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]جولاي خدا*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]چند پند*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]حديث مهر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]حقيقت و مجاز*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]خاطر خشنود*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]خوان كرم*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]خون دل *[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]درخت بي بر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]درياي نور*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دزد خانه*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دزد و قاضي*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دكان ريا*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دو محضر*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دو همدرد*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دو همراز*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ديدن و ناديدن*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ديده دل*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ديوانه و زنجير*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ذره*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]ذره و خفاش*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]راه دل*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]دفوي وقت*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]رنج نخست*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]روباه نفس*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]روح آزاد*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]روح آزرده*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]روش آفرينش*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]زاهد خودبين*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سختي و سختيها*[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سپيد و سياه[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سرنوشت[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سر و سنگ[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سرود خاركن[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سعي و عمل[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سفر اشك[/center:881857f5b4]
    [center:881857f5b4]سيه روي[/center:881857f5b4]
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:22
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  2. #2
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    [center:4edcca1818]آرزوها(1)[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818][/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]اي خوش اندر گنج دل زر معاني داشتن نيست گشتن ليك عمر جاوداني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]عقل را ديباچه اوراق هستي ساختن علم را سرمايه بازارگاني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]كشتن اندر باغ جان هر لحظه اي رنگين گلي وندران فرخنده گلشن باغباني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]دل براي مهرباني پروراندن لاجرم جان به تن تنها براي جانفشاني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]ناتواني را به لطفي خاطر آوردن به دست ياد عجز روزگار ناتواني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818]در مدائن ميهمان جغد گشتن يك شبي پرسشي از دولت نوشيرواني داشتن[/center:4edcca1818]
    [center:4edcca1818] صيد بي پر بودن و از روزن بام قفس گفتگو با طادران بوستاني داستن [/center:4edcca1818]
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  3. #3
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    [center:933194b1eb]آتش دل[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb] [/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر كه هر كه در صف باغ است صاحب هنريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]بنفشه مژده نوروز ميدهد مارا شكوفه راز خزان و ز مهرگان خبريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]بجز رخ تو كه زيب و فرش ز خون دل به هر رخي كه درين منظر است زيب فريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]جواب داد كه من نيز صاحب هنرم درين صحيفه ز من نيز نقشي و اثريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]ميان آتشم و هيچ گه نميسوزم هماره بر سرم از جور آسمان شرريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]علامت خطر است اين قباي خون آلود هرآنكه در ره هستي است در ره خطريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]بريخت خون من و نوبت تو يز رسد بدست رهزن گيتي هماره نيشتريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]خوش است اگر گل امروز خوش بود فردا ولي ميان ز شب تا سحرگهان اگريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]از آن زمانه به ما ايستادگي آموخت كه تا ز پاي نيفتيم تا كه پا و سريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]يكي نظر به گل افكند و ديگري به گياه زخوب و زشت چه منظور هر كه را نظريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]نه هر نسيم كه اينجاست بر تو ميگذرد صبا صباست به هر سبزه و گلشن گذريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]ميان لاله و نرگس چه فرق هر دو خوشند كه گل بطرف چمن هر چه هست عشوه گريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]تو غرق سيم و زر و من به خون دل غمگين به فقر خلق چه خندي تو را كه سيم و زريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]ز آب چشمه و باران نميشود خاموش كه آتشي كه در اينجاست آتش جگريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]هنر نماي نبودم بدين هنرمندي سخن حديث دگر كار قصه دگريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت بدان دليل كه مهمان شامي و سحريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]تو روي سخت قضا و قدر نديدستي هنوز آنچه تو را مي نمايد آستريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]از آن در ار نكردم در اين سخن معني كه كار زندگي لاله كار مختصريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]خوش آنكه نام نيكويي به يادگار گذاشت كه عمر بي ثمر نيك عمر بي ثمريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb]كسي كه در طلب نام نيك رنج كشيد اگر چه نام و نشانيش نيست ناموريست[/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb] [/center:933194b1eb]
    [center:933194b1eb] [/center:933194b1eb]
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  4. #4
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    [center:4e7b8292be]آرزوها(2)[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be][/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]اي خوشا مستانه سر در پاي دلبر داشتن دل تهي از خوب و زشت چرخ اختر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]نزد شاهين محبت بي پر و بال آمدن پيش باغ عشق آئين كبوتر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن تن بياد روي جانان اندر آذر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]اشك را چون لعل پروردن به خوناب جگر ديده را سودا گر ياقوت احمر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]هر كجا نور است چون پروانه خود را باختن هر كجا نار است خود را چون سمندر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]آب حيوان يافتن بي رنج در ظلمات دل زان همي نوشيدن و ياد سكندر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]از براي سود در درياي بي پايان علم عقل را مانند غواصان شناور داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]گوشوار حكمت اندر گوش جان آويختن چشم دل را با چراغ جان منور داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]در گلستان هنر چون نخل بودن بارور عار از ناچيزي سرو و صنوبر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]از مس دل ساختن با دست دانش زر ناب علم و جان را كيميا و كيمياگر داشتن[/center:4e7b8292be]
    [center:4e7b8292be]همچو مور اندر ره همت همي پاكوفتن چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن [/center:4e7b8292be]
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  5. #5
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    [center:c62f5528f7]
    آسایش بزرگان




    شنیده*اید که آسایش بزرگان چیست:
    برای خاطر بیچارگان نیاسودن

    بکاخ دهر که آلایش است بنیادش
    مقیم گشتن و دامان خود نیالودن

    همی ز عادت و کردار زشت کم کردن
    هماره بر صفت و خوی نیک افزودن

    ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن
    برای خدمت تن، روح را نفرسودن

    برون شدن ز خرابات زندگی هشیار
    ز خود نرفتن و پیمانه*ای نپیمودن

    رهی که گمرهیش در پی است نسپردن
    دریکه فتنه*اش اندر پس است نگشودن
    [/center:c62f5528f7]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  6. #6
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    [center:f327491e75]
    آرزوها (3)



    ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
    روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

    همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
    همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

    کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
    دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

    در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
    سینه*ای آماده بهر تیرباران داشتن

    روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
    در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

    همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
    مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
    [/center:f327491e75]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #7
    Anita
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    11,092
    1,904
    4,756

    پیش فرض

    [center:b8873f99d8]


    آرزوی مادر
    [/center:b8873f99d8][center:b8873f99d8]


    جهاندیده کشاورزی بدشتی
    بعمری داشتی زرعی و کشتی

    بوقت غله، خرمن توده کردی
    دل از تیمار کار آسوده کردی

    ستمها میکشید از باد و از خاک
    که تا از کاه میشد گندمش پاک

    جفا از آب و گل میدید بسیار
    که تا یک روز می انباشت انبار

    سخنها داشت با هر خاک و بادی
    بهنگام شیاری و حصاری

    سحرگاهی هوا شد سرد زانسان
    که از سرما بخود لرزید دهقان

    پدید آورد خاشاکی و خاری
    شکست از تاک پیری شاخساری

    نهاد آن هیمه را نزدیک خرمن
    فروزینه زد، آتش کرد روشن

    چو آتش دود کرد و شعله سر داد
    بناگه طائری آواز در داد

    که ای برداشته سود از یکی شصت
    درین خرمن مرا هم حاصلی هست

    نشاید کتش اینجا برفروزی
    مبادا خانمانی را بسوزی

    بسوزد گر کسی این آشیانرا
    چنان دانم که میسوزد جهان را

    اگر برقی بما زین آذر افتد
    حساب ما برون زین دفتر افتد

    بسی جستم بشوق از حلقه و بند
    که خواهم داشت روزی مرغکی چند

    هنوز آن ساعت فرخنده دور است
    هنوز این لانه بی بانگ سرور است

    ترا زین شاخ آنکو داد باری
    مرا آموخت شوق انتظاری

    بهر گامی که پوئی کامجوئیست
    نهفته، هر دلی را آرزوئیست

    توانی بخش، جان ناتوان را
    که بیم ناتوانیهاست جان را
    [/center:b8873f99d8]

    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی!


    و هرگاه زیر ِ پایت خش خش ِ برگها را حس کردی!

    هرگاه در میان ستارگان آسمان

    تک ستاره ای تنها دیدی

    برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود

    نه به زبان!

    بلکه از ته ِ قلب خود بگو!

    یادت بخیر . . .

  8. #8
    teodor
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    hamedan
    نوشته ها
    1,588
    0
    14

    پیش فرض

    آرزوها(4)
    ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازیـــــن اقلـــــیم بیرون داشــــتن<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>
    همچو موسی بودن از نور تجلی تابـناک گفتگوها با خدا در کــــــوه و هامون داشتن<o></o>
    پاک کردن خویش را ز آلودگی های زمین خانه چو خورشید در اقطار گردون داشــــتن<o></o>
    عقل را بازارگان کردن ببازار وجـود نفــــس را بردن برین بازار و مغبول داشــــتن<o></o>
    بی حضور کیمیا از هر مسی زر ساختن بـــــی وجود گوهر و زر گنج قارون داشـــــتن<o></o>
    گشتن اندرکان معنی گوهری عالمفروز هر زمانـــــی پرتــــو و تابی دگرگون داشــــتن<o></o>
    عقل و علم وهوش را با یکدیگر آمیختن جان و دل رازنده زین جانبخش معجون داشتن<o></o>
    چو نهالی تازه در پاداش رنج باغبان شاخه های خرد خویش از بار وارون داشتـــن<o></o>
    هر کجا که دیوست آنجا نور یزدانی شدن<o></o>
    هر کجا مار است «جا حکم افسون داشت<o></o>
    <o> </o>
    <o> </o>
    <o></o>
    00:00:01
  9. #9
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    [center:87c47d2790]
    ¸¸.•`* آئین نامه*`•.¸¸




    وقت سحر، به آینه*ای گفت شانه*ای
    کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تند خوست

    ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد
    خرم کسیکه همچو تواش طالعی نکوست

    هرگز تو بار زحمت مردم نمیکشی
    ما شانه می*کشیم بهر جا که تار موست

    از تیرگی و پیچ و خم راههای ما
    در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست

    با آنکه ما جفای بتان بیشتر بریم
    مشتاق روی تست هر آنکسی که خوبروست

    گفتا هر آنکه عیب کسی در قفا شمرد
    هر چند دل فریبد و رو خوش کند عدوست

    در پیش روی خلق بما جا دهند از انک
    ما را هر آنچه از بد و نیکست روبروست

    خاری بطعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ
    خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست

    چون شانه، عیب خلق مکن موبمو عیان
    در پشت سر نهند کسی را که عیبجوست

    زانکس که نام خلق بگفتار زشت کشت
    دوری گزین که از همه بدنامتر هموست

    ز انگشت آز، دامن تقوی سیه مکن
    این جامه چون درید، نه شایستهٔ رفوست

    از مهر دوستان ریاکار خوشتر است

    دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

    آن کیمیا که میطلبی، یار یکدل است
    دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

    پروین، نشان دوست درستی و راستی است
    هرگز نیازموده، کسی را مدار دوست
    [/center:87c47d2790]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  10. #10
    Anita
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    11,092
    1,904
    4,756

    پیش فرض

    [center:10989e9048].
    آرزوها (5)


    [/center:10989e9048][center:10989e9048][/center:10989e9048][center:10989e9048]

    ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن
    مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن

    دیبه*ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن
    گنجها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن

    بنده فرمان خود کردن همه آفاق را
    دیو بستن، قدرت دست سلیمان داشتن

    در ره ویران دل، اقلیم دانش ساختن
    در ره سیل قضا، بنیاد و بنیان داشتن

    دیده را دریا نمودن، مردمک را غوصگر
    اشک را مانند مروارید غلطان داشتن

    از تکلف دور گشتن، ساده و خوش زیستن
    ملک دهقانی خریدن، کار دهقان داشتن

    رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن
    وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن

    روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب
    شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن

    سربلندی خواستن در عین پستی، ذره*وار
    آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن
    [/center:10989e9048]

    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی!


    و هرگاه زیر ِ پایت خش خش ِ برگها را حس کردی!

    هرگاه در میان ستارگان آسمان

    تک ستاره ای تنها دیدی

    برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود

    نه به زبان!

    بلکه از ته ِ قلب خود بگو!

    یادت بخیر . . .

  11. #11
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    [center:7deb63ac0a]
    ¸¸.•`* آرزوی پرواز *`•.¸¸




    کبوتر بچه*ای با شوق پرواز
    بجرئت کرد روزی بال و پر باز

    پرید از شاخکی بر شاخساری
    گذشت از بامکی بر جو کناری

    نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
    شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
    ز رنج خستگی درماند در راه

    گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
    گه از تشویش سر در زیر پر کرد

    نه فکرش با قضا دمساز گشتن
    نه*اش نیروی زان ره بازگشتن

    نه گفتی کان حوادث را چه نامست
    نه راه لانه دانستی کدامست

    نه چون هر شب حدیث آب و دانی
    نه از خواب خوشی نام و نشانی

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد
    ز شاخی مادرش آواز در داد

    کزینسان است رسم خودپسندی
    چنین افتند مستان از بلندی

    بدن خردی نیاید از تو کاری
    به پشت عقل باید بردباری

    ترا پرواز بس زودست و دشوار
    ز نو کاران که خواهد کار بسیار

    بیاموزندت این جرئت مه و سال
    همت نیرو فزایند، هم پر و بال

    هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است
    هنوز از چرخ، بیم دستبرد است

    هنوزت نیست پای برزن و بام
    هنوزت نوبت خواب است و آرام

    هنوزت انده بند و قفس نیست
    بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست

    نگردد پخته کس با فکر خامی
    نپوید راه هستی را به گامی

    ترا توش هنر میباید اندوخت
    حدیث زندگی میباید آموخت

    بباید هر دو پا محکم نهادن
    از آن پس، فکر بر پای ایستادن

    پریدن بی پر تدبیر، مستی است
    جهان را گه بلندی، گاه پستی است

    به پستی در، دچار گیر و داریم
    ببالا، چنگ شاهین را شکاریم

    من اینجا چون نگهبانم و تو چون گنج
    ترا آسودگی باید، مرا رنج

    تو هم روزی روی زین خانه بیرون
    ببینی سحربازیهای گردون

    از این آرامگه وقتی کنی یاد
    که آبش برده خاک و باد بنیاد

    نه*ای تا زاشیان امن دلتنگ
    نه از چوبت گزند آید، نه از سنگ

    مرا در دامها بسیار بستند
    ز بالم کودکان پرها شکستند

    گه از دیوار سنگ آمد گه از در
    گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

    نگشت آسایشم یک لحظه دمساز
    گهی از گربه ترسیدم، گه از باز

    هجوم فتنه*های آسمانی
    مرا آموخت علم زندگانی

    نگردد شاخک بی بن برومند
    ز تو سعی و عمل باید، ز من پند
    [/center:7deb63ac0a]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  12. #12
    Anita
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    11,092
    1,904
    4,756

    پیش فرض

    [center:59b1e6ef6a].[/center:59b1e6ef6a][center:59b1e6ef6a]احسان بی ثمر



    بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفت
    کز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم

    از بهر شستن رخ پاکیزه ات ز گرد
    بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم

    خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا
    رخساره ای نماند،زگرما گداختم

    ناسازگاری از فلک آمد،وگرنه من
    با خاک خوی کردم و با خار ساختم

    ننواخت هیچگاه مرا،گرچه بی دریغ
    هر زیر و بم که گفت قضا،من نواختم

    تا خیمه وجود من افراشت بخت گفت
    کز بهر واژگون شدنش برفراختم

    دیگر ز نَرد هستیم امید بُرد نیست
    کز طاق و جفت،آنچه مرا بود باختم

    منظور و مقصدی نشناسد به جز جفا
    من با یکی نظاره،جهان را شناختم
    [/center:59b1e6ef6a]

    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی!


    و هرگاه زیر ِ پایت خش خش ِ برگها را حس کردی!

    هرگاه در میان ستارگان آسمان

    تک ستاره ای تنها دیدی

    برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود

    نه به زبان!

    بلکه از ته ِ قلب خود بگو!

    یادت بخیر . . .

  13. #13
    sahmeman

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2010
    محل سکونت
    تو خووووووونمون
    نوشته ها
    29,004
    12,543
    3,508

    پیش فرض

    [center:1f00d6f535]ارزش گوهر[/center:1f00d6f535]
    [center:1f00d6f535]مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنی

    ناگاه دید دانهٔ لعلی به روزنی

    پنداشت چینه*ایست، بچالاکیش ربود

    آری، نداشت جز هوس چینه چیدنی


    چون دید هیچ نیست فکندش بخاک و رفت

    زینسانش آزمود! چه نیک آزمودنی


    خواندش گهر به پیش که من لعل روشنم

    روزی باین شکاف فتادم ز گردنی


    چون من نکرده جلوه*گری هیچ شاهدی

    چون من نپرورانده گهر هیچ معدنی


    ما را فکند حادثه*ای، ورنه هیچگاه

    گوهر چو سنگریزه نیفتد به برزنی


    با چشم عقل گر نگهی سوی من کنی

    بینی هزار جلوه بنظاره کردنی


    در چهره*ام ببین چه خوشیهاست و تابهاست

    افتاده و زبون شدم از اوفتادنی


    خندید مرغ و گفت که با این فروغ و رنگ

    بفروشمت اگر بخرد کس، به ارزنی


    چون فرق در و دانه تواند شناختن

    آن کو نداشت وقت نگه، چشم روشنی


    در دهر بس کتاب و دبستان بود، ولیک

    درس ادیب را چکند طفل کودنی


    اهل مجاز را ز حقیقت چه آگهیست

    دیو آدمی نگشت به اندرز گفتنی


    آن به که مرغ صبح زند خیمه در چمن

    خفاش را بدیده چه دشتی، چه گلشنی


    دانا نجست پرتو گوهر ز مهره*ای

    عاقل نخواست پاکی جان خوش از تنی


    پروین، چگونه جامه تواند برید و دوخت

    آنکس که نخ نکرده بیک عمر سوزنی
    [/center:1f00d6f535]
    داشتم غصه میخوردم.....

    توش مووووو بود دیگه نخوردم
    !!
  14. #14
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    [center:49d13a1d87]به ياد دوران دبستان...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]اشك يتيم<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]روزي گذشت پادشهي از گذرگهي<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]فرياد شوق بر سر هر كوي و بام خاست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]پرسيد زان ميانه يكي كودكي يتيم<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]آن يك جواب داد چه دانيم ما كه چيست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]اين اشك ديده من و خون دل شماست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]ما را به رخت و چوب شباني فريفته است<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]آن پارسا كه ده خرد و ملك رهزن است<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]آن پادشا كه مال رعيت خورد گداست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]بر قطره سرشك يتيمان نظاره كن<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]تا بنگري كه روشني گوهر از كجاست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]<o> </o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]پروين به كجروان سخن از راستي چه سود<o></o>[/center:49d13a1d87]
    [center:49d13a1d87]كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست<o></o>[/center:49d13a1d87]
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  15. #15
    sarvina
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2010
    نوشته ها
    257
    0
    0

    پیش فرض

    از یک غزل



    بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
    سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت
    مهر بلند، چهره ز خاور نمینمود
    ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت
    آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
    فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت
    دانی که نوشداروی سهراب کی رسید
    آنگه که او ز کالبدی بیشتر نداشت
    دی، بلبلی گلی ز قفس دید و جانفشاند
    بار دگر امید رهائی مگر نداشت
    بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتاد
    این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت
    پروانه جز بشوق در آتش نمیگداخت
    میدید شعله در سر و پروای سر نداشت
    بشنو ز من، که ناخلف افتاد آن پسر
    کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت
    خرمن نکرده توده کسی موسم درو
    در مزرعی که وقت عمل برزگر نداشت
    من اشک خویش را چو گهر پرورانده*ام
    دریای دیده تا که نگوئی گهر نداشت
    به یادتان می آورم که زیباترین منش آدمی محبت اوست.
صفحه 1 از 17 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 247

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞₪ دو بیتی های باباطـاهـــر ₪۞كـآمـل شــده
    توسط elena در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:25
  2. ۞₪ ربـاعـیـات خـیـام ₪۞كـآمـل شــده
    توسط sana در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 2013.07.21, 01:23
  3. ۞₪دیـوان دیــوان اشــعـآر حـافـظ₪۞كـآمـل شــده
    توسط admin در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 575
    آخرين نوشته: 2012.10.31, 16:13
  4. ۞₪ زنـدگـیـنـامـه شـعرای پـارسـی ₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 43
    آخرين نوشته: 2012.10.25, 21:24
  5. ₪۞اشــعـآر مـحمـد حـسیـن شـهریــار₪۞كـآمـل شــده
    توسط rezaaa در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 199
    آخرين نوشته: 2011.08.12, 01:21

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •