ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 58 از 58 نخست ... 83848535455565758
نمایش نتایج: از 856 به 870 از 870
  1. #856
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۵: منم یا رب در این دولت که روی یار می بینم

    غزل ۴۲۶
    : دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم


    غزل ۴۲۷
    : من از این جا به ملامت نروم


    غزل ۴۲۸
    : نه از چینم حکایت کن نه از روم


    غزل ۴۲۹
    : تو مپندار کز این در به ملامت بروم


    غزل ۴۳۰
    : به تو مشغول و با تو همراهم


    غزل ۴۳۱
    : امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم


    غزل ۴۳۲
    : ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم


    غزل ۴۳۳
    : ما به روی دوستان از بوستان آسوده ایم


    غزل ۴۳۴
    : ما در خلوت به روی خلق ببستیم


    غزل ۴۳۵
    : ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی


    غزل ۴۳۶
    : عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم


    غزل ۴۳۷
    : بگذار تا مقابل روی تو بگذریم


    غزل ۴۳۸
    : ما دل دوستان به جان بخریم


    غزل ۴۳۹
    : ما گدایان خیل سلطانیم


    غزل ۴۴۰
    : کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم


    غزل ۴۴۱
    : عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم


    غزل ۴۴۲
    : گر غصه روزگار گویم


    ن


    غزل ۴۴۳: بکن چندان که خواهی جور بر من

    غزل ۴۴۴
    : یا رب آن رویست یا برگ سمن


    غزل ۴۴۵
    : در وصف نیاید که چه شیرین دهنست آن


    غزل ۴۴۶
    : ای کودک خوبروی حیران


    غزل ۴۴۷
    : برخیز که می رود زمستان


    غزل ۴۴۸
    : خوشا و خرما وقت حبیبان


    غزل ۴۴۹
    : چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان


    غزل ۴۵۰
    : بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران


    غزل ۴۵۱
    : دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران


    غزل ۴۵۲
    : فراق دوستانش باد و یاران


    غزل ۴۵۳
    : سخت به ذوق می دهد باد ز بوستان نشان


    غزل ۴۵۴
    : دیگر به کجا می رود این سرو خرامان


    غزل ۴۵۵
    : خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان


    غزل ۴۵۶
    : ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن


    غزل ۴۵۷
    : چند بشاید به صبر دیده فرودوختن


    غزل ۴۵۸
    : گر متصور شدی با تو درآمیختن


    غزل ۴۵۹
    : نبایستی هم اول مهر بستن


    غزل ۴۶۰
    : خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن


    غزل ۴۶۱
    : سهل باشد به ترک جان گفتن


    غزل ۴۶۲
    : طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن


    غزل ۴۶۳
    : چه خوش بود دو دلارام دست در گردن


    غزل ۴۶۴
    : دست با سرو روان چون نرسد در گردن


    غزل ۴۶۵
    : میان باغ حرامست بی تو گردیدن


    غزل ۴۶۶
    : تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن


    غزل ۴۶۷
    : آخر نگهی به سوی ما کن


    غزل ۴۶۸
    : چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن


    غزل ۴۶۹
    : گواهی امینست بر درد من


    غزل ۴۷۰
    : ای روی تو راحت دل من


    غزل ۴۷۱
    : وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من


    غزل ۴۷۲
    : ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من


    غزل ۴۷۳
    : دی به چمن برگذشت سرو سخنگوی من


    غزل ۴۷۴
    : نشان بخت بلندست و طالع میمون


    غزل ۴۷۵
    : بهست آن یا زنخ یا سیب سیمین


    غزل ۴۷۶
    : صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین


    غزل ۴۷۷
    : چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  2. #857
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۵

    منم یا رب در این دولت که روی یار می بینم
    فراز سرو سیمینش گلی بر بار می بینم

    مگر طوبی برآمد در سرابستان جان من
    که بر هر شعبه ای مرغی شکرگفتار می بینم

    مگر دنیا سر آمد کاین چنین آزاد در جنت
    می بی درد می نوشم گل بی خار می بینم

    عجب دارم ز بخت خویش و هر دم در گمان افتم
    که مستم یا به خوابم یا جمال یار می بینم

    زمین بوسیده ام بسیار و خدمت کرده تا اکنون
    لب معشوق می بوسم رخ دلدار می بینم

    چه طاعت کرده ام گویی که این پاداش می یابم
    چه فرمان برده ام گویی که این مقدار می بینم

    تویی یارا که خواب آلوده بر من تاختن کردی
    منم یا رب که بخت خود چنین بیدار می بینم

    چو خلوت با میان آمد نخواهم شمع کاشانه
    تمنای بهشتم نیست چون دیدار می بینم

    کدام آلاله می بویم که مغزم عنبرآگین شد
    چه ریحان دسته بندم چون جهان گلزار می بینم

    ز گردون نعره می آید که اینت بوالعجب کاری
    که سعدی را ز روی دوست برخوردار می بینم



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  3. #858
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۶

    دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم
    دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی بینم

    دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید
    دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی بینم

    مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
    ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم

    مدارا می کنم با درد چون درمان نمی یابم
    تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم

    خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
    که من تا آشنا گشتم دل خرم نمی بینم

    نم چشم آبروی من ببرد از بس که می گریم
    چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمی بینم

    کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
    به امید دمی با دوست وان دم هم نمی بینم



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  4. #859
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۷

    من از این جا به ملامت نروم
    که من این جا به امیدی گروم

    گر به عقلم سخنی می گویند
    بیم آنست که دیوانه شوم

    گوش دل رفته به آواز سماع
    نتوانم که نصیحت شنوم

    همه گو باد ببر خرمن عمر
    دو جهان بی تو نیرزد دو جوم

    دوستان عیب و ملامت مکنید
    کان چه خود کاشته باشم دروم

    من بیچاره گردن به کمند
    چه کنم گر به رکابش نروم

    سعدیا گفت به خوابم بینی
    بی وفا یارم اگر می غنوم



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #860
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۸

    نه از چینم حکایت کن نه از روم
    که من دل با یکی دارم در این بوم

    هر آن ساعت که با یاد من آید
    فراموشم شود موجود و معدوم

    ز دنیا بخش ما غم خوردن آمد
    نشاید خوردن الا رزق مقسوم

    رطب شیرین و دست از نخل کوتاه
    زلال اندر میان و تشنه محروم

    از آن شاهد که در اندیشه ماست
    ندانم زاهدی در شهر معصوم

    به روی او نماند هیچ منظور
    به بوی او نماند هیچ مشموم

    نه بی او عشق می خواهم نه با او
    که او در سلک من حیفست منظوم

    رفیقان چشم ظاهربین بدوزید
    که ما را در میان سریست مکتوم

    همه عالم گر این صورت ببینند
    کس این معنی نخواهد کرد مفهوم

    چنان سوزم که خامانم نبینند
    نداند تندرست احوال محموم

    مرا گر دل دهی ور جان ستانی
    عبادت لازمست و بنده ملزوم

    نشاید برد سعدی جان از این کار
    مسافر تشنه و جلاب مسموم

    چو آهن تاب آتش می نیارد
    همی باید که پیشانی کند موم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  6. #861
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۲۹

    تو مپندار کز این در به ملامت بروم
    دلم این جاست بده تا به سلامت بروم

    ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پای
    نه به زرق آمده*ام تا به ملامت بروم

    من هوادار قدیمم بدهم جان عزیز
    نو ارادت نه که از پیش غرامت بروم

    گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی
    تا لب گور به اعزاز و کرامت بروم

    ور بدانم به در مرگ که حشرم با توست
    از لحد رقص کنان تا به قیامت بروم



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #862
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۳۰

    به تو مشغول و با تو همراهم
    وز تو بخشایش تو می خواهم

    همه بیگانگان چنین دانند
    که منت آشنای درگاهم

    ترسم ای میوه درخت بلند
    که نیایی به دست کوتاهم

    تا مرا از تو آگهی دادند
    به وجودت گر از خود آگاهم

    همه درخورد رای و قیمت خویش
    از تو خواهند و من تو را خواهم

    بلبل بوستان حسن توام
    چون نیفتد سخن در افواهم

    می کشندم که ترک عشق بگو
    می زنندم که بیدق شاهم

    ور به صد پاره ام کنی زین رنگ
    بنگردم که صبغه اللهم

    سعدیا در قفای دوست مرو
    چه کنم می برد به اکراهم

    میل از این جانب اختیاری نیست
    کهربا را بگو که من کاهم




    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  8. #863
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۳۱

    امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
    خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم

    خاک را زنده کند تربیت باد بهار
    سنگ باشد که دلش زنده نگردد به نسیم

    بوی پیراهن گم کرده خود می شنوم
    گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم

    عاشق آن گوش ندارد که نصیحت شنود
    درد ما نیک نباشد به مداوای حکیم

    توبه گویندم از اندیشه معشوق بکن
    هرگز این توبه نباشد که گناهیست عظیم

    ای رفیقان سفر دست بدارید از ما
    که بخواهیم نشستن به در دوست مقیم

    ای برادر غم عشق آتش نمرود انگار
    بر من این شعله چنانست که بر ابراهیم

    مرده از خاک لحد رقص کنان برخیزد
    گر تو بالای عظامش گذری وهی رمیم

    طمع وصل تو می دارم و اندیشه هجر
    دیگر از هر چه جهانم نه امیدست و نه بیم

    عجب از کشته نباشد به در خیمه دوست
    عجب از زنده که چون جان به درآورد سلیم

    سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
    پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  9. #864
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۳۲

    ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
    الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم

    هر یک از دایره جمع به راهی رفتند
    ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم

    باغبان گر نگشاید در درویش به باغ
    آخر از باغ بیاید بر درویش نسیم

    گر نسیم سحر از خلق تو بویی آرد
    جان فشانیم به سوغات نسیم تو نه سیم

    بوی محبوب که بر خاک احبا گذرد
    نه عجب دارم اگر زنده کند عظم رمیم

    ای به حسن تو صنم چشم فلک نادیده
    وی به مثل تو ولد مادر ایام عقیم

    حال درویش چنانست که خال تو سیاه
    جسم دل ریش چنانست که چشم تو سقیم

    چشم جادوی تو بی واسطه کحل کحیل
    طاق ابروی تو بی شائبه وسمه و سیم

    ای که دلداری اگر جان منت می باید
    چاره ای نیست در این مسله الا تسلیم

    عشقبازی نه طریق حکما بود ولی
    چشم بیمار تو دل می برد از دست حکیم

    سعدیا عشق نیامیزد و عفت با هم
    چند پنهان کنی آواز دهل زیر گلیم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  10. #865
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۳۳

    ما به روی دوستان از بوستان آسوده ایم
    گر بهار آید وگر باد خزان آسوده ایم

    سروبالایی که مقصودست اگر حاصل شود
    سرو اگر هرگز نباشد در جهان آسوده ایم

    گر به صحرا دیگران از بهر عشرت می روند
    ما به خلوت با تو ای آرام جان آسوده ایم

    هر چه از دنیا و عقبی راحت و آسایشست
    گر تو با ما خوش درآیی ما از آن آسوده ایم

    برق نوروزی گر آتش می زند در شاخسار
    ور گل افشان می کند در بوستان آسوده ایم

    باغبان را گو اگر در گلستان آلاله ایست
    دیگری را ده که ما با دلستان آسوده ایم

    گر سیاست می کند سلطان و قاضی حاکمند
    ور ملامت می کند پیر و جوان آسوده ایم

    موج اگر کشتی برآرد تا به اوج آفتاب
    یا به قعر اندربرد ما بر کران آسوده ایم

    رنج ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان
    ترک آسایش گرفتیم این زمان آسوده ایم

    سعدیا سرمایه داران از خلل ترسند و ما
    گر برآید بانگ دزد از کاروان آسوده ایم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  11. #866
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,406
    6,747
    9,047

    پیش فرض

    غزل ۴۳۴

    ما در خلوت به روی خلق ببستیم
    از همه بازآمدیم و با تو نشستیم

    هر چه نه پیوند یار بود بریدیم
    وان چه نه پیمان دوست بود شکستیم

    مردم هشیار از این معامله دورند
    شاید اگر عیب ما کنند که مستیم

    مالک خود را همیشه غصه گدازد
    ملک پری پیکری شدیم و برستیم

    شاکر نعمت به هر طریق که بودیم
    داعی دولت به هر مقام که هستیم

    در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم
    در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

    ای بت صاحب دلان مشاهده بنمای
    تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم

    دیده نگه داشتیم تا نرود دل
    با همه عیاری از کمند نجستیم

    تا تو اجازت دهی که در قدمم ریز
    جان گرامی نهاده بر کف دستیم

    دوستی آنست سعدیا که بماند
    عهد وفا هم بر این قرار که بستیم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  12. #867
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,720

    پیش فرض

    غزل شماره 435



    ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی

    وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم


    گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی

    آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم


    تا چند گویی ما و بس کوته کن ای رعنا و بس

    نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم


    ای شاهد هر مجلسی و آرام جان هر کسی

    گر دوستان داری بسی ما نیز هم بد نیستیم


    گفتی که چون من در زمی دیگر نباشد آدمی

    ای جان لطف و مردمی ما نیز هم بد نیستیم


    گر گلشن خوش بو تویی ور بلبل خوشگو تویی

    ور در جهان نیکو تویی ما نیز هم بد نیستیم


    گویی چه شد کان سروبن با ما نمی*گوید سخن

    گو بی وفایی پر مکن ما نیز هم بد نیستیم


    گر تو به حسن افسانه ای یا گوهر یک دانه*ای

    از ما چرا بیگانه ای ما نیز هم بد نیستیم


    ای در دل ما داغ تو تا کی فریب و لاغ تو

    گر به بود در باغ تو ما نیز هم بد نیستیم


    باری غرور از سر بنه و انصاف درد من بده

    ای باغ شفتالو و به ما نیز هم بد نیستیم


    گفتم تو ما را دیده ای وز حال ما پرسیده ای

    پس چون ز ما رنجیده ای ما نیز هم بد نیستیم


    گفتی به از من در چگل صورت نبندد آب و گل

    ای سست مهر سخت دل ما نیز هم بد نیستیم


    سعدی گر آن زیباقرین بگزید بر ما همنشین

    گو هر که خواهی برگزین ما نیز هم بد نیستیم






  13. #868
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,720

    پیش فرض

    غزل شماره 436

    عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم
    دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم

    خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود
    آن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم

    همچو بلبل همه شب نعره زنان تا خورشید
    روی بنمود چو خفاش نهان گردیدیم

    گفته بودیم به خوبان که نباید نگریست
    دل ببردند و ضرورت نگران گردیدیم

    صفت یوسف نادیده بیان می*کردند
    با میان آمد و بی نام و نشان گردیدیم

    رفته بودیم به خلوت که دگر می*نخوریم
    ساقیا باده بده کز سر آن گردیدیم

    تا همه شهر بیایند و ببینند که ما
    پیر بودیم و دگرباره جوان گردیدیم

    سعدیا لشکر خوبان به شکار دل ما
    گو میایید که ما صید فلان گردیدیم





  14. #869
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,720

    پیش فرض

    غزل شماره 437


    بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
    دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

    شوقست در جدایی و جورست در نظر
    هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

    روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
    بازآ که روی در قدمانت بگستریم

    ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
    دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

    گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
    از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

    ما با توایم و با تو نه ایم اینت بلعجب
    در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم

    نه بوی مهر می شنویم از تو ای عجب
    نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

    از دشمنان برند شکایت به دوستان
    چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم

    ما خود نمی رویم دوان در قفای کس
    آن می برد که ما به کمند وی اندریم

    سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
    چندان فتاده اند که ما صید لاغریم









  15. #870
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,720

    پیش فرض

    غزل شماره 438

    ما دل دوستان به جان بخریم
    ور جهان دشمنست غم نخوریم

    گر به شمشیر میزند معشوق
    گو بزن جان من که ما سپریم

    آن که صبر از جمال او نبود
    به ضرورت جفای او ببریم

    گر به خشمست و گر به عین رضا
    نگهی بازکن که منتظریم

    یک نظر بر جمال طلعت دوست
    گر به جان میدهند تا بخریم

    گر تو گویی خلاف عقلست این
    عاقلان دیگرند و ما دگریم

    باش تا خون ما همی ریزند
    ما در آن دست و قبضه مینگریم

    گر برانند و گر ببخشایند
    ما بر این در گدای یک نظریم

    دوست چندان که می کشد ما را
    ما به فضل خدای زنده تریم

    سعدیا زهر قاتل از دستش
    گو بیاور که چون شکر بخوریم

    ای نسیم صبا ز روضه انس
    برگذر پیش از آن که درگذریم

    تو خداوندگار باکرمی
    گر چه ما بندگان بی هنریم





صفحه 58 از 58 نخست ... 83848535455565758
نمایش نتایج: از 856 به 870 از 870

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •