ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 56
  1. #1
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    New 2 ۞₪اشــعـآر ائـمـه(ع) ₪۞

    سلام عزيزان

    اينجا هم اشعاري كه در رابطه با ائمه سروده شده گذاشته ميشه

    پست هاتون رو وسط قرار بديد

    پست ساده يعني بدون رنگ و فونت و سايز حذف خواهد شد

    سايز بالاي 4 هم نزنيد

    اين كار فقط براي زيبايي تايپيك هست

    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. #2
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض


    می‏چکند از نگاه‏ها، پنهان
    اشک‏ها، یادگار دریایند

    آسمان هم به گریه می‏آید
    وقتی از چشم «کودکی»، آیند

    کودکی مانده در دل غربت
    خفته امّا درون ویرانه

    آن که روزی نگاه زیبایش
    شد حدیث هزار پروانه

    جرم او را کسی نمی‏دانست
    جرم پروانه را نمی‏دانند

    آن‏چه مردم شنیده می‏گویند
    رسمِ جانانه را، نمی‏دانند

    چشم‏ها را گشوده، می‏نالید
    در فضای غریبِ ویرانه

    مثل شمعی که اشک می‏ریزد
    در سکوت حزینِ یک خانه

    ناله‏هایش، اگرچه می‏گفتند:
    «غربت خانه کرده بی‏تابش»
    دور می‏زد درون تاریکی
    لحظه لحظه، نگاه بی‏خوابش

    جست‏وجوهای او، نشان می‏داد
    انتظار کسی، به جان دارد!

    سر به بالا گرفته، می‏پرسید:
    عمّه، این خانه، آسمان دارد؟!

    آسمان را گرفت در آغوش
    مثل یک عقده در گلو، افسرد!

    آرزوی قشنگِ «بابا» هم!
    در همان آخرین نگاهش، مُرد
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #3
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    یا رضا حیرونتم

    اهوی سرگردونتم



    دل من تو رو می خواد دیوونتم دیوونتم


    شمع ال فاطمه ردم مکن پروونتم


    عالم هستی زتوست تو خونمم مهمونتم



    به دامت اسیرمو محتاج اب و دونتم

    اب زم زم نمی خوام تشنه ی سقا خونتم




    قربون کبوتر های حرمت امام رضا




    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #4
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    با گونه ‏هایم خنجرت الفت ندارد
    سیلی بزن دستان تو غیرت ندارد

    گفتند آن سر، روی نیزه مال باباست
    مادر بگو این حرف‏ها صحت ندارد

    مادر بگو این‏قدر بر بابا نتازند
    چشمان سیلی خورده‏ام طاقت ندارد

    از خون و خاکستر جدا کن کفترت را
    آخر به این گهواره‏ها عادت ندارد

    بلعید آتش خیمه‏ها را آه، مادر!
    پاهای من دیگر چرا قدرت ندارد

    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  5. #5
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    علی مولای مظلومان عالم
    بگو از نارفیقان چون بنالم

    از آن شامی که سر در چاه کردی
    مرا از درد خویش آگاه کردی

    طنین ناله در افلاک افتاد
    تمام آسمان بر خاک افتاد

    پر و بال تو زهرا را شکستند
    تو را با ریسمان فتنه بستند

    تو را در گوشه عزلت نشاندند
    مرا در آتش حسرت کشاندند


    آغاسی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #6
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    گفتم بخود يا كه خبر از ما نداري؟
    يا كه خيال آمدن اينجا نداري

    ؛حالا كه با سر آمدي،فهميده ام كه
    هرشب تو مي خواهي بيايي پا نداري

    آخر تو دور از ما كجاها رفته اي كه
    يكجاي سالم در تنت حتي نداري

    حتي پر از زخم و جراحت هم كه باشي
    زيباترين باباي دنيا تا نداري...

    حالا كه اينجايي بخواب آرام اي سر
    امشب كه درد خيزران ها را نداري

    با دختر تو دختران شام قهرند
    با طعنه مي گويند:كه تو بابا نداري...



    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  7. #7
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    مرغ دل یک بام دارد دو هوا
    گه مدینه میرود گه نینوا

    این اسیر بند قاف و شین و عین
    گاه می گوید حسن گاهی حسین

    میپرد گاهی به گلزار بقیع
    می نشیند پشت دیوار بقیع

    می نهد سر بر سر زانوی دین
    اشک ریزان در غم بانوی دین

    عرضه میدارد که ای شهر رسول
    در کجا مخفی بود قبر بتول

    از تمام نخلها پرسیده ام
    آری اما پاسخی نشنیده ام

    یا امیر المؤمنین روحی فداک
    آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟

    آه را در دل نهان کردی چرا ؟
    ماه را در گل نهان کردی چرا ؟

    یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
    یادگار غربت زهرا کجاست ؟

    تا ز نورش دیده را روشن کنم
    بر مزارش شعله ها بر تن کنم

    آه از آن ساعت که آتش در گرفت
    جام را از ساقی کوثر گرفت

    یاد پهلویش نمازم را شکست
    فرصت راز و نیازم را شکست

    آه زهرا تا ابد جاری بود
    دست مولا تشنه یاری بود

    چون علی شد بی کس و بی همنفس
    گفت یا زینب به فریادم برس


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #8
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض

    ای کشتی شکسته که پهلو گرفته ای
    بر گو چرا تو دست به پهلو گرفته ای
    گل را خدا برای سرور آفریده است
    ای گل چرا به غصه و غم خو گرفته ای
    گاهی ز درد شانه ز دل آه می کشی
    گاهی ز درد دست به بازو گرفته ای
    از ماجرای کوچه نگفتی به من ، بگو
    اکنون چرا ز محرم خود رو گرفته ای
    دیوار گشته است عصای تو باز هم
    بینم که دست خویش به پهلو گرفته ای
    هرگه در به روی علی باز می کنی
    خوشحال می شدم که تو نیرو گرفته ای
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  9. #9
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض

    فاطمه آری دلش از یاس بود
    قطره های اشکش از الماس بود
    داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
    می چکانید اشک حیدر را به چاه
    گریه آری ، گریه چون ابر چمن
    برکبود یاس و سرخ نسترن
    این دل یاس است و روح یاسمین
    این امانت را امین باش ای زمین
    مدفن این ناله غیر از چاه نیست
    جز تو کس از قبر او آگاه نیست
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  10. #10
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    بشنو از ني چون حکايت ها کند
    از سر ببريده اي هر دم حکايت ها مي کند

    بشنو از ني چون شکايت ها کند

    وز لب خشکيده اي هر دم حکايت ها کند

    بشنو از ني در ره دلدادگي

    در زه دلدادگي فرزانگي

    بشنو از ني آن به غايت راستين
    حامل راس حسين اندر زمين

    بشنو از ني از زمين کربلا
    ناله و نفرين و آه و نينوا

    بشنو از ني چون حکايت ها کند

    از بدي هاي زمين هر دم شکايت ها کند

    بشنو از ني از زبان اهل دل
    راستگويان در سراي اهل دل

    بشنو از ني واقعه از کربلا
    کاروان کي ميرسد در نينوا ؟

    بشنو از ني ، آن زمان سلطان حسين

    بي بدن قرآن قرائت مي کند راس الحسين
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  11. #11
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    عشق یعنی دل سپردن در الست

    از می وصل الهی مستِ مست


    عشق یعنی ذكر ناموس خدا

    یا علی گفتن به زیر دست و پا


    عشق یعنی جلوه صبر خدا

    شرم ایوب نبی از مرتضی


    عشق بر دلداده فرمان می*دهد

    عاشق جان داده را جان می*دهد


    عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

    پشت درب خانه زهرا جان گرفت


    عشق یعنی انقلاب فاطمه

    از كبودی چشم تار فاطمه


    عشق یعنی عشق ناب فاطمه

    بیت الاحزان خراب فاطمه


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #12
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

    که به ماسوا فکندي همه سايه*ي هما را

    دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

    به علي شناختم به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علي گرفته باشد سر چشمه*ي بقا را

    مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو اي گداي مسکين در خانه*ي علي زن

    که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

    بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

    چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

    بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهداي کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

    چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

    بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

    که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

    به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

    چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

    که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

    «همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

    به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

    ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  13. #13
    golbooteh
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    4,347
    2,034
    2,788

    پیش فرض نماز

    ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است
    زیبنده ترین هدیه به معبود نماز است
    کوبنده ترین اسلحه مکتب توحید
    کز ریشه کند خصم تو نابود نماز است
    فرمود علی (ع) شیر خدا ساقی کوثر
    در مکتب ما شاهد و مشهود نماز است
    این نکته رسول مدنی گفت به سلمان
    سری که به توفیق تو افزود نماز است
    در دادگه عدل خدا روز قیامت
    ازصلح حسن مقصد ومقصود نماز است
    از آمدن کرب و بلا آن چه به عالم
    مقصود حسین بن علی بود نماز است
    آن روز که آید ز پس پرده غیبت
    اول هدف مهدی موعود (عج) نماز است
    ویرایش توسط golbooteh : 2011.05.26 در ساعت 20:39
  14. #14
    golbooteh
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    4,347
    2,034
    2,788

    پیش فرض

    نمازي خواندم و قلبم سبك ازقيد غم آزاد


    رها همچون كبوتر آمدم تا صحن گوهرشاد


    كنار حوض بين صحن قدري آب نوشيدم


    فضاي صحن ساكت بود


    عكس گنبدش را بين موج آب مي ديدم


    كه ناگه يك كبوتر بال زد آرام نزديكم نشست


    با صداي بالهاي خود سكوتم را شكست


    كبوتر تشنه بود و آب مي خورد


    دل من بين سينه تاب مي خورد


    به او گفتم كبوتر خوش به حالت


    چه جايي مي زني پر خوش به حالت


    دلم مي خواست من هم مثل تو پرواز مي كردم


    و يا با بالهايم پرچم سبز حرم را ناز مي كردم


    دلم مي خواست آقا مثل تو اينجا به من هم لانه مي داد


    خودش با دست هاي مهربانش دانه مي داد


    كبوتر راستي جايي جز اين صحن و سرا رفتي


    اگر رفتي بگو كه تا كجا رفتي


    چه مي داني كه دردم چيست


    اصلا تا به حالا تو به عمرت كربلا رفتي


    كبوتر از سر شب تا كنون در فكر آنجايم


    اگر كه جان ندادم تا كنون چون پيش آقايم


    تويي كه لانه ات بر عرش دنياست


    تويي كه صاحبت فرزند زهراست


    برو پيشش بگو آقا گدايت بي قرار است


    از آن وقتي كه مجنونت شده چشم انتظار است


    برو پيشش بگو آقا گدايت غرق اندر شور و شين است


    برو پيشش بگو آقا گدايت سخت دلتنگ حسين است


    كبوتر تا شنيد اسم حسين آمد


    نوكش را از ميان آب برداشت


    چه مي دانم چه فكري او به سر داشت


    ولي گويا كبوتر هم خبر داشت


    كبوتر خوب مي دانست ارباب


    لبانش تا دم آخر خشك بود از دوري آب
    ویرایش توسط MELINA : 2011.07.01 در ساعت 20:14
  15. #15
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    گذر دارد زمان بر جاده شب سوگوار امشب

    مه از غم كرده روي خويش پنهان در غبار امشب


    نسيم مويه گر در گوش نخلستان چه مي گويد


    دو تا شد پشت چرخ از سوگ ان يكتا سوار امشب


    چه افتاده است يا رب در حريم گنبد گردون


    كه مي ريزند انجم اشك حسرت در كنار امشب


    بنال اي همنوا با من سرشك از ديده جاري كن


    كه خون مي گريد از اين قصه چاه راز دار امشب


    علي در چاه غم فرياد زد تنهايي خود را


    شنو پژواك ان را از براي شام تار امشب


    بنال اي همنوا با من سرشك از ديده جاري كن


    كه خون مي گريد از اين قصه چاه راز دار امشب.




    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 56

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •