ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 41 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 605
  1. #16
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۳
    چه غم ز بی کلهی کآ سمان کلاه منست



    چه غم ز بی کلهی کآ سمان کلاه منست
    زمین بساط و در و دشت بارگاه منست

    گدای عشقم و سلطان وقت خویشتنم
    نیاز و مسکنت و عجز و غم سپاه منست

    به راه عشق نتابم سر از ارادت دوست
    که عشق مملکت و دوست پادشاه منست

    زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست
    به جان دوست همان نیستی پناه منست

    به*روز حشرکه اعمال خویش عرضه دهند
    سواد زلف بتان نامه ی سیاه من است

    به مستی ار ز لبت بوسه ای طلب کردم
    لب پیاله درین جرم عذرخواه منست

    قلدرانه گنه می کنم ندارم باک
    از آنکه رحمت حق ضامن گناه منست

    به رندی این هنرم بس که عیب کس نکنم
    کس ار ز من نپذیرد خدا گواه منست

    مرا به حالت مستی نگر که تا بینی
    جهان و هرچه درو هست دستگاه منست

    دمی که مست زنم تکیه در برابر دوست
    هزار راز نهانی به هر نگاه منست

    چگونه ترک کنم باده را به شام و سحر
    که آن دعای شب و ورد صبحگاه منست

    هزار مرتبه بر تربتم گذشت و نگفت
    که این بلاکش افتاده خاک راه منست

    مرا که تکیه بر ایام نیست قاآنی
    ولای خواجهٔ ایام تکیه گاه منست

    امیر کشور جم صاحب اختیار عجم
    که در شداید ایام دادخواه منست
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  2. #17
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    " به نام اوکه یادش در دلم ترنم زیباترین ترانه ها و نغمه های عاشقانه است "



    دوستان عزیز ، در این تاپیک قرار است مجموعه ی اشعار قاآنی ، شاعر توانای کشور را قرار دهیم.
    با تشکر از کمال عزیز جهت ایجاد تاپیک ، از طرف مدیر عزیز بخش اشعار (MELINA) ، قوانین و فهرستی که
    باید به ترتیب آن ادامه بدهیم را ذکر می کنم.

    پیشاپیش از همکاری همگی سپاسگزارم. لطفا جهت ارسال اشعار به قوانین زیر دقت کنید.


    1-اشعار را فقط و فقط بر اساس فهرست زیر ، به ترتیب از بالا ارسال کنید.اشعار تکراری را دوباره ارسال نکنید.
    (اشعاری که رنگ آنها متفاوت هست ، قبلا ارسال شده اند)
    2-پست هارا با رنگبندی و تزیینات جانبی همراه کنید.
    3-هر کاربر بیشتر از سه یا چهار ارسال در روز ، در هر تاپیک (به جز مشاعره ها و بازی با اشعار ) نداشته باشد.
    4-شماره ی هر قطعه شعر و نام آن را در صورت موجود بودن ، ذکر کنید و یا مصرع اول را در ابتدای پستتون بنویسید.
    6-جهت سهولت در انجام کار ، از این منبع استفاده کنید.



    آثار قاآنی

    غزلیات
    قصاید
    مسمطات
    ترکیب بندها
    ترجیع بند
    مثنوی(ارسال شده)
    قطعات
    رباعیات



    غزلیات قاآنی

    غزل شمارهٔ ۱: صدشکر گو یم هر زمان هم چنگ را هم جام را(ارسال شده)
    غزل شمارهٔ ۲: زین پس به کار ناید رطل و سبو مرا
    غزل شمارهٔ ۳: کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان را
    غزل شمارهٔ ۴: ضحاک وار کشته بسی بی گناه را
    غزل شمارهٔ ۵: حیران کند جمال تو ماه دو هفته را
    غزل شمارهٔ ۶: چه شیرین گفت خسرو این عبارت
    غزل شمارهٔ ۷: ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت
    غزل شمارهٔ ۸: دامن وصل تو گر افتد به دست
    غزل شمارهٔ ۹: که بود آن ترک خون آشام سرمست
    غزل شمارهٔ ۱۰: دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست
    غزل شمارهٔ ۱۱: قوت من باده قوتم یارست
    غزل شمارهٔ ۱۲: دل هرجایی من آفت جانست و تنست

    غزل شمارهٔ ۱۳: چه غم ز بی کلهی کآ سمان کلاه منست
    غزل شمارهٔ ۱۴: اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
    غزل شمارهٔ ۱۵: آن نه رویست که یک باغ گل و نسرینست
    غزل شمارهٔ ۱۶: زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست
    غزل شمارهٔ ۱۷: به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست
    غزل شمارهٔ ۱۸: یارکی مراست رند و بذله گو
    غزل شمارهٔ ۱۹: دوش رندی خلوتی خوش خالی از اغیار داشت
    غزل شمارهٔ ۲۰: سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد
    غزل شمارهٔ ۲۱: دل شکسته من آهش ار اثر دارد
    غزل شمارهٔ ۲۲: مرا شوخیست شیرین لب که رنگ نیشکر دارد
    غزل شمارهٔ ۲۳: غم عشق تو آ زادم ز غم های جهان دارد
    غزل شمارهٔ ۲۴: دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
    غزل شمارهٔ ۲۵: رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
    غزل شمارهٔ ۲۶: نگار سرو قد من چو عزم باغ کند
    غزل شمارهٔ ۲۷: لحن اسماعیل آشوبی که در دستان کند
    غزل شمارهٔ ۲۸: ای رفیقان امشب اسماعیل غوغا می کند
    غزل شمارهٔ ۲۹: طالع مسعود چیست طلعت محمود
    غزل شمارهٔ ۳۰: شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بود
    غزل شمارهٔ ۳۱: هر جا حکایت از صنمی دلربا رود
    غزل شمارهٔ ۳۲: خلق را قصهٔ حسن پری از یاد رود
    غزل شمارهٔ ۳۳: مست و بیخود سروناز من به صحرا می رود
    غزل شمارهٔ ۳۴: دولت آنست که از در صنمی تازه درآید
    غزل شمارهٔ ۳۵: ماه من از زلف چون گره بگشاید
    غزل شمارهٔ ۳۶: چونست که اسماعیل هرگه به خروش آید
    غزل شمارهٔ ۳۷: ای شیخ چه دل نهی به دستار
    غزل شمارهٔ ۳۸: دلدار بود دین و دل و طاقت و قرار
    غزل شمارهٔ ۳۹: واقفی ای پیک چون ز حال دل زار
    غزل شمارهٔ ۴۰: هرکس به هوای جان گرفتار
    غزل شمارهٔ ۴۱: ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر
    غزل شمارهٔ ۴۲: ای زلف تو چون خاطر عشاق مشوش
    غزل شمارهٔ ۴۳: پیر مغان جام میم داد دوش
    غزل شمارهٔ ۴۴: لحن اسماعیل و رویش آفت چشمست و گوش
    غزل شمارهٔ ۴۵: تا به شکار رفته ای گشته دلم شکار غم
    غزل شمارهٔ ۴۶: نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابم
    غزل شمارهٔ ۴۷: به جرم عشق تو گر می زنند بر دارم
    غزل شمارهٔ ۴۸: دست در حلقهٔ آن طرهٔ پرچین دارم
    غزل شمارهٔ ۴۹: بکش ار کشی به تیغم، بزن ار زنی به تبرم
    غزل شمارهٔ ۵۰: ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنم
    غزل شمارهٔ ۵۱: دی من و محمود در وثاق نشستیم
    غزل شمارهٔ ۵۲: بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم
    غزل شمارهٔ ۵۳: واجب نبود دل به بتی بیهده بستن
    غزل شمارهٔ ۵۴: نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن
    غزل شمارهٔ ۵۵: آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او
    غزل شمارهٔ ۵۶: ای آفتاب بندهٔ تابنده رای تو
    غزل شمارهٔ ۵۷: قاصدی کو تا فرستم سوی تو
    غزل شمارهٔ ۵۸: یارکی هست مرا به لطافت ملکوتی
    غزل شمارهٔ ۵۹: دلم به زلف تو عهدی که بسته بود شکستی
    غزل شمارهٔ ۶۰: ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری
    غزل شمارهٔ ۶۱: بتا ز دست ببردی دلم به طراری
    غزل شمارهٔ ۶۲: مگر دریچهٔ نوری تو یا نتیجهٔ حوری
    غزل شمارهٔ ۶۳: گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشی
    غزل شمارهٔ ۶۴: به رنگ و بوی جهانی نه بلکه بهتر از آنی
    غزل شمارهٔ ۶۵: دلا بیا بشنو از حکیم قاآنی
    غزل شمارهٔ ۶۶: گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی
    غزل شمارهٔ ۶۷: دوست دارم که مرا در بر خود بنشانی
    غزل شمارهٔ ۶۸: ای شوخ نازپرور آشوب عقل و دینی
    غزل شمارهٔ ۶۹: ای روی تو فرخنده ترین صنع الهی
    غزل شمارهٔ ۷۰: دلبران اخترند و تو ماهی
    غزل شمارهٔ ۷۱: به هر چه وصف نمایم ترا به زیبایی
    غزل شمارهٔ ۷۲: تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتایی
    غزل شمارهٔ ۷۳: تو را رسمست اول دلربایی
    غزل شمارهٔ ۷۴: نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی
    غزل شمارهٔ ۷۵: این چه حالست که از سرکله انداخته ای
    غزل شمارهٔ ۷۶: دارم نگار سنگدل سیم سینه ای


    برای آشنایی بیشتر با قاآنی ، به تاپیک زندگینامه ی شعرای پارسی - قاآنی مراجعه کنید.

    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  3. #18
    kamal_n13
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    تهران ..
    نوشته ها
    1,463
    3,898
    809

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۴
    اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست



    اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
    بی*سبب چیست که می تلخ و لبت شیرینست


    حور در سایهٔ طوبی اگرش جاست چرا
    طوبی قد تو در سایهٔ حورالعینست


    چهرهٔ من نه سپهرست چرا همچو سپهر
    هرشب از اشک روان جلو گه پروینست


    دیده تا دید ترا گفت زهی سرو بلند
    راستی کور به آن دیده که کوته*بینست

    به سرت گر سر من بی* تو به بالین سوده
    سر و پا سوخته را کی هوس بالینست


    این مرا بس که ز وصل صنمی لاله عذار
    شب* و روز و مه* و سالم همه فروردینست


    هرکجا قامت او تا گذری شمشادست
    هرکجا طلعت او تا نگری نسرینست


    هجر شمشادش تیمار دل بیمارست
    وصل نسرینش تسکین* دل مسکینست


    حاصل عمر گرانمایه همین بس که مرا
    مدح دارای جهان از دل و جان آیینست


    خسرو رادابوالسیف که نوک قلمش
    به صفت چون نفس باد صبا مشکینست


    شاه آزاده محمد شه کاندر صف جنگ
    مژه در چشم عدو از سخطش زوبینست

    گفته بودی گنج در ویرانه هاست
    راست گفت چون وجودت در دل ویران ماست.
  4. #19
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۵
    آن نه رویست که یک باغ گل و نسرینست


    آن نه رویست که یک باغ* گل و نسرینست
    وان نه خالست که یک چرخ مه و پروینست

    شادیی راکه غمی هست ز پی شادی نیست
    شادمان حالی ازینم که دلم غمگینست


    مگس آنجا که لب تست** گریزد ز شکر
    تلخش آید شکر از بس که لبت شیرینست


    عاشقان خستهٔ مژگان دو چشم سیهند
    زخم آن قوم نه از تیغ و نه از زوبینست


    چون خرامی تو خلایق همه گویند بهم
    آن بهشتی که خدا وعده نمودست اینست


    بت من چین به جبین دارد و حیرانم ازین
    که بود چین به صنم یا که صنم در چینست


    حور گویند نزاید بچه باور نکنم
    کیست آن مه نه اگر بچهٔ حورالعینست


    ای که گویی که ترا دینی و آیینی نیست
    عاشقی دین من و مهر بتان آیینست


    گفتم اول چو کبوتر کنمش زود شکار
    دیدم آخرکه کبوتر منم او شاهینست


    ای که گفتی که چرا دین به نکویان دادی
    اولین تحفهٔ عشاق به خوبان دینست




    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  5. #20
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۶
    زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست

    زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست
    دل که مرا در برست به که به زنجیر دوست

    دیده عزیزم ولی یار چو گیرد کمان
    دیده سپر بایدم کرد بر تیر دوست

    پای به میدان عشق گر بنهی بنگری
    مردم آزاده را رشک به نخجیر دوست

    در همه عالم دلی رسته نبینی ز بند
    صید گر اینسان کند زلف گرهگیر دوست

    گردن تسلیم پیش آور قاآنیا
    ور سر و جان می رود در سر تقدیر دوست
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  6. #21
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,416

    پیش فرض

    غزل شماره 17 :
    به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست


    به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست
    سرم خوشست بحمدالله ار کلاهی نیست

    فضای ملک خداوند جایگاه منست
    مرا از آن چه که در شهر جایگاهی نیست

    به* غیر رزق مقدر که می خورم شب و روز
    مرا ز ملک جهان بهره جز نگاهی نیست

    هرآنچه می رسد از غیب می نهم به حضور
    خدای غیب بود حاضر ار گواهی نیست

    ورای عالم جانم حواله گاهی هست
    گرم ز عامل دیوان حواله گاهی نیست

    حصار عقل مسخر کنم به همت عشق
    که زلف و خال نکویان کم از سپاهی نیست

    نصیحتی کنمت هرگز از بلا مگریز
    که از بلا به جهان امن تر پناهی نیست

    به گرد صحبت هر دل بگرد و نکته مگیر
    محققست که بی خاصیت گیاهی نیست

    قبول باطنی دوست تا چه فرماید
    که در مخالفت ظاهر اشتباهی نیست

    به اختیار نخواهد کسی که زشت شود
    چو نیک درنگری زشت را گناهی نیست

    نه* ز آرزوست هر آنچ آدمی که می بیند
    ازوست این همه بیداد دادخواهی نیست

    میان ما و تو ره ای رفیق بسیارست
    میان عاشق و معشوق هیچ راهی نیست

    یگانه بار خدایا منم دوگانه پرست
    تو آگهی که به غیر از توام گواهی نیست

    دری که بسته نگردد رهی که گم نشود
    به*غیر ملک تو در ملک پادشاهی نیست

    نماند جز دل و چشمی اثر ز قاآنی
    چو نیک درنگری غیر اشک و آهی نیست

  7. #22
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۱۸

    یارکی مراست رند و بذله گو

    یارکی مراست رند و بذله گو
    شوخ و دلربا خوب و خوش* سرشت

    طره*اش عبیر پیکرش حریر
    عارضش* بهار طلعتش* بهشت


    نقشبند روح گویی از نخست
    صورت لبش تا کشد درست


    لعل پاره را ز آب خضر شست
    پس نمود حل با شکر سرشت


    در قمار عشق از من آن پسر
    برده عقل و دین جسم و جان و سر


    هوش* و صبر و تاب مال و سیم و زر
    قول لوطیان هرچه بود کشت


    پیش از آنکه خط رویدش ز روی
    بود آن پسر سخت و تندخوی


    وینک از رخش سر زدست موی
    تا از آن خطم چیست سرنوشت


    چون خطش دمید خاطرم فسرد
    کان صفای حسن شد بدل به درد


    نکهت رخش باغ ورد برد
    غنچه از لبش داغ و درد هشت


    موی عارضم داشت رنگ قیر
    در فراق او شد به رنگ شیر


    در جوانیم عمرگشت پیر
    دهر پنبه کرد چرخ هرچه رشت

    خواهم از خدا در همه جهان
    یک قفس زمین یک نفس زمان


    تا به کام دل می*خورم در آن
    بی*حریف بد بی*نگار زشت


    خوش* دهد بهار نشوه سرخ مل
    گه کنار رود گه فراز پل


    گه به زیر سرو گه به پای گل
    گه به صحن باغ گه به طرف کشت


    مرد چون شناخت مغز را ز پوست
    هرچه بنگرد نیست غیر دوست


    هرکجا رود ملک ملک اوست
    خواه در حرم خواه در کنشت


    چون ملک مرا گفت کای حبیب
    یک غزل بگو نغز و دلفریب


    پس ازین غزل او برد نصیب
    زرع زان کس است کز نخست کشت


    زین عابدین زیب مجد و جاه
    بندهٔ امیر نیکخواه شاه


    ملک *را شرف خلق را پناه
    هم ملک لقا هم ملک سرشت



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  8. #23
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    دوستان از همکاری همگی ممنونم.لطفا ستاره ها * را از متن اشعار حذف کنید که پستتون چشم نواز تر شود.



    غزل شمارهٔ ۱۹
    دوش رندی خلوتی خوش خالی از اغیار داشت






    دوش رندی خلوتی خوش خالی از اغیار داشت
    حورش از فردوس و غلمانش ز جنت عار داشت


    شاهدش خوشتر ز غلمان زانکه غلمان دربهشت
    ذکر استغفار و آن الحان موسیقار داشت


    حورالقدوس والقدوس و آن زیبا سرشت
    الصبوح والصبوح اوراد در اسحار داشت

    اندر افتادند حالی آندو سیمین تن بهم
    کاین شغب بسیار و آن دیگر شبق بسیار داشت


    لب همی سودند برهم آری آن را این سزد
    کاین به لب شنگرف وآن برپشت لب زنگار داشت

    نغمهای آوخ آوخ خاست زان حورا سرشت
    کانچنان دلکش نوایی زخمهٔ مزمار داشت

    گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
    گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت

    الغرض با آب غلمان چشمه سار حور را
    شیوهٔ جنات تجری تحتهاالانهار داشت
    ویرایش توسط love-kh : 2011.09.21 در ساعت 12:10
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  9. #24
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,416

    پیش فرض

    غــــــــزل شماره 20
    سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد



    سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد
    به میان بار دگر خون سیاوش افتاد

    گشت یک سان شب و روزم که ترا از رخ و زلف
    صبح با شام سیه باز هم آغوش افتاد

    آنچنان در رخ نیکوی تو حیران ماندم
    که مرا کعبه و بتخانه فراموش افتاد

    مر مرا هیچ به شیرینی دشنام تو نیست
    نوش جانست هر آن نیش که با نوش افتاد

    شاه حسنت به جفا شیوهٔ ضحاک گرفت
    افعی زلف کجت تا به سر دوش افتاد

    پیرهن چاک زنم دمبدم از غم چکنم
    که مرا کار بدان سرو قباپوش افتاد

    با همه زهد که قاآنی ما می ورزد
    عاقبت در سر خم می زد و مدهوشافتاد

  10. #25
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    غزل شمارهٔ ۲۱
    دل شکسته من آهش ار اثر دارد



    دل شکسته من آهش ار اثر دارد
    دعاکنم که خدایش شکسته تر دارد

    ز سیم اشک و زر چهره ام توان دانست
    که شهر عشق گدایان معتبر دارد

    مراست خانه بیابان و دل ز خون دریا
    تو عشق بین که مرا میر بحر و بر دارد

    دلم به زلف تو آهی کشید و جانم سوخت
    درست شدکه به شب آه دل اثر دارد

    به چشم سرمه کشد یارب این بلای سیاه
    ز بهر مردم مسکین چه در نظر دارد

    بدین امید دلم در رهت به خاک افتاد
    که خم شود سر زلفت ز خاک بر دارد

    چنین که زلف تو از ناز سر فکنده به پیش
    محققست که بس فتنه زیر سر دارد

    سخن ز سنبل و نرگس مگوی قاآنی
    که زلف و چشم بتان حالت دگر دارد

    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  11. #26
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    غزل شماره ی 22

    مرا شوخیست شیرین لب که رنگ نیشکر دارد

    مرا شوخیست شیرین لب که رنگ نیشکر دارد
    جمال مهر و حس حور و خوبی قمر دارد



    مُحلّق مشک تبّت را به برگ یاسمن سازد

    معلق ماه نخشب را به سرو کاشمر دارد



    به رنگ نیشکر ماند رخش لیکن عجب دارم

    که لعل دلفریبش از چه طعم نیشکر دارد



    مگمر اکسیر طنازیست حس عالم افمروزش

    که از تاثیر آن اکسیر رویش رنگ زر دارد



    همی گویند صندل دردسر را می کند زایل

    چه شد کان چهرصندل گون مرابا دردسر دارد



    نه آخر جوهری گوید که مروارید رخشان را

    به زردی چون گراید رنگ قیمت بیشتر دارد



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  12. #27
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,416

    پیش فرض

    غــــــــزل شماره 23
    غم عشق تو آزادم ز غمهای جهان دارد


    غم عشق تو آزادم ز غمهای جهان دارد
    بدان غم کرده ای شادم خدایت شادمان دارد

    شبی گفتم ز شرینی دهانت طعم جان دارد
    بگفت ار بوسیش بینی حلاوت بیش از آن دارد

    مرا دارد بلای عشقت از رنج جهان ایمن
    به فضل خویش ایزد آن بلا را در امان دارد

    مرا کز عشق می سوزم ز دوزخ چند ترسانی
    کسی از مرگ می ترسد که در دل خوف جان دارد

  13. #28
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    غزل شماره 24
    دل تو خاره و جسمت حریر را ماند

    دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
    رخت ستاره و زلفت عبیر را ماند

    رخم چو زلف تو پرچین شدست و شادم ازین
    که موی یار جوان روی پیر را ماند

    چنین که روی تو در شام زلف جلوه کند
    مسلمست که ماه منیر را ماند

    بدین صفت که سر افکنده زلف پیش رخت
    ستاده پیش توانگر فقیر را ماند

    تو شاه لشکر حسنی و سینه و دل من
    به بارگاه تو طبل و نفیر را ماند

    چسان ز دست غمت صید دل خلاص شود
    که مژه های تو یک جعبه تیر را ماند

    سریر عاج که گویند داشت خسرو هند
    سرین سیمبران آن سریر را ماند

    ز خندهٔ گل و از رقص سرو معلومست
    که باد صبح به بستان بشیر را ماند

    ز بس در آن تن نازک فرو رود انگشت
    گمان بری که سراپا خمیر را ماند

    لطیفه های وی از بس که چرب و شیرینست
    اگر غلط نکنم شهد و شیر را ماند
    ویرایش توسط zhoana : 2011.09.29 در ساعت 19:07



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  14. #29
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,416

    پیش فرض

    غـــــــزل شماره 25
    رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند


    رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
    روزم سیاه گشت و برم سایه هم نماند

    چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشم
    کان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند

    با من ستم نمی کند ار یار من رواست
    چندان ستم نمودکه دیگر ستم نماند

    گویی دلت چرا نشد از هجر من غمین
    آن قدر تنگ شدکه درو جای غم نماند

    چون ابر در فراق تو از بس گریستم
    در چشم من چو چشمهٔ خورشید نم نماند

    می ده که وقت آمدن و رفتن از جهان
    کس محتشم نیامد وکس محتشم نماند

    ای خواجه عمر جام سفالین دراز باد
    کاو بهر باده هست اگر جام جم نماند

    قاآنیا دل تو حرم خانهٔ خداست
    منت خدای راکه بتی در حرم نماند




    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  15. #30
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    غـــــــزل شماره 26
    نگار سرو قد من چو عزم باغ کند



    نگار سرو قد من چو عزم باغ کند
    چو برگ لاله دل باغ پر ز داغ کند

    به باغ می رود امروز نی غلط گفتم
    که هرکجا بخرامد ز چهره باغ کند

    پر از بنفشه شود راغ از دو گیسویش
    اگر به فصل زمستان گذر به راغ کند

    ز دلربایی چشمش شراب مست شود
    در آن زمان که می از شیشه در ایاغ کند

    چو زلف خود به مشامم نهد بدان ماند
    که طبله طبله مرا مشک در دماغ کند

    جز او که زلف به رخ حلقه کرده نشنیدم
    کلاه باز کس از شهپرکلاغ کند

    فراغ نیست مرا از فراق او آری
    اسیر عشق بتان ترک هر فراغ کند

    مگرکه مسکن دلهاست زلف مشکینش
    که هرکسی دل خود را در آن سراغ کند

    ز جان ثناگر زلفین اوست قاآنی
    تو عندلیب نگه کن که مدح زاغ کند
    ویرایش توسط zhoana : 2011.10.08 در ساعت 19:24



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

صفحه 2 از 41 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 605

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •