ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 41 از 42 نخست ... 213136373839404142 آخرین
نمایش نتایج: از 601 به 615 از 616
  1. #601
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    شمارهٔ ۳۸: آنکه تیز از لطیفه نشناسد
    شمارهٔ ۳۹: مست کز بول خود وضو گیرد
    شمارهٔ ۴۰: بیا به خویش به گوهر نصیحتی داری
    شمارهٔ ۴۱: ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق
    شمارهٔ ۴۲: کار خود را به کردگار گذار
    شمارهٔ ۴۳: ای پسر نیست حرص را پایان
    شمارهٔ ۴۴: گر تو جانی دهی به بوسهٔ من
    شمارهٔ ۴۵: صحن فلک شد سیاه بسکه ز غبرا
    شمارهٔ ۴۶: ای خواجه هر خطا که کنی خود به خود کنی
    شمارهٔ ۴۷: بکن ای نفس هرچه می خواهی
    شمارهٔ ۴۸: بارخدایا ثنای همچو تویی را
    شمارهٔ ۴۹: ای دل آن کس که خویش را نشناخت
    شمارهٔ ۵۰: آنچنان افتاده شو در راه خلق
    شمارهٔ ۵۱: نفس شریر بدرگ غدار خیره را
    شمارهٔ ۵۲: سیهروزی از بخکسی ندیده یل بتر
    شمارهٔ ۵۳: خسروا ای آنکه قهرت روز رزم وگاه کین
    شمارهٔ ۵۴: کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ
    شمارهٔ ۵۵: چه غم از بینوایی آن کس را
    شمارهٔ ۵۶: معرفت شایسته باشد ورنه در صد عمر نوح
    شمارهٔ ۵۷ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله حکمران فارس گوید: ای داور آفاق که از فرط سخاوت
    شمارهٔ ۵۸: طلعت مقصود چون ز پرده درآید
    شمارهٔ ۵۹: ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود
    شمارهٔ ۶۰: آوخ آوخ که مرگ نگذارد
    شمارهٔ ۶۱: به هر کس نعمتی گر زان فرستی
    ر

    شمارهٔ ۶۲: چو دشنامی شنیدی لب فروبند
    شمارهٔ ۶۳: گدای راه نشین گر کند تصور شاهی
    شمارهٔ ۶۴: مفتی شهر ما که آگه نیست
    شمارهٔ ۶۵: ای دل ار نور جان طمع داری
    شمارهٔ ۶۶: جور اگر کم بود اگر فزون
    شمارهٔ ۶۷: عاقلان مست حجت خویشند
    شمارهٔ ۶۸: لاف طاعت چند در پیری زنی
    شمارهٔ ۶۹: محققست که دنیا مثال مرداریست
    شمارهٔ ۷۰: مگر به خنده درآیی وگرنه هیبت تو
    شمارهٔ ۷۱: اگر خاموش بینی عارفی را
    شمارهٔ ۷۲: آدمی راکاو نباشد تجربت
    شمارهٔ ۷۳: نفس امارهٔ تو دشمن توست
    ز

    شمارهٔ ۷۴: گفت رندی با یکی در نیمروز
    شمارهٔ ۷۵: ای داور زمین و زمان کز شکوه و فر
    س

    شمارهٔ ۷۶: عارفان را شرم امروزست مانع از گناه
    شمارهٔ ۷۷: هرگناهی که خودکند جبری
    شمارهٔ ۷۸: هزاران مکر و فن باشد زنان را
    ش

    شمارهٔ ۷۹: ابومسیلمه گر دعوی نبوت کرد
    شمارهٔ ۸۰: مگر خدای منزه نبود ای فرزند
    شمارهٔ ۸۱: شهی که پردهٔ امکان اگر براندازد
    شمارهٔ ۸۲: هرکرا حسن اعتقادی هست
    شمارهٔ ۸۳: هر وقت که خر برآورد بانگ
    ویرایش توسط Fereshte : 2016.04.20 در ساعت 12:01 دلیل: وسط نبودن پست


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  2. 1
  3. #602
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    شمارهٔ ۳۸

    آنکه تیز از لطیفه نشناسد
    چه خبر از اصول دین دارد

    نیست جرمش ز بانگ بی هنگام
    چکند بینوا همین دارد



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  4. #603
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    شمارهٔ ۳۹

    مست کز بول خود وضو گیرد
    از چه آن را طهارت انگارد

    حال احمق به دوستیست چنانک
    بدکند با تو نیک پندارد




    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #604
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۰



    بیا به خویش به گوهر نصیحتی داری
    چو خویشتن نپذیری مگوکه نپذیرد

    بسا طبیب که دردی نکو علاج کند
    ولیک خود به همان درد عاقبت میرد
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  6. #605
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۱


    ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق
    چون مهر فلک هرکه به حان مهر تو و*رزد

    دارد رخم از خون جگر رنگ طبرخون
    با آنکه بود شعر مرا طعم طبر زد

    این پارسیان راکه به صد بیت ستودم
    مسکین تنم از همت این طایفه لرزد

    صد بیت که هر بیتش ارزد به دوصد ملک
    گویا بر ایشان به یکی ملک نیرزد


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #606
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,548
    6,791
    9,125

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۲


    کار خود را به کردگار گذار
    تا ترا مصلحت بیاموزد

    لطف او بی سبب سبب سازد
    قهر او با سبب سبب سوزد


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  8. #607
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۳

    ای پسر نیست حرص را پایان
    زانکه با هر تنی درآویزد

    پیش هر منعمی که بنشیند
    به تمنای سود برخیزد

    آبروی کسان ز آتش آز
    هر زمان بر زمین فرو ریزد

    لاجرم عاقل آن بود به جهان
    که به جهد از حریص بگریزد
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  9. #608
    masuod70

     

    کوچولو نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,854
    1,295
    1,855

    پیش فرض

    شماره 44



    گر تو جانی دهی به بوسهٔ من

    بوسهٔ من هزار جان بخشد

    بهر یک نیم جان کجا عاقل

    به کسی عمر جاودان بخشد




    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  10. #609
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۵


    صحن فلک شد سیاه بسکه ز غبرا
    گرد به گردون گردگرد برآمد

    گشت هوا زمهریر بسکه ز هر سو
    از جگر گرم آه سرد برآمد
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  11. #610
    masuod70

     

    کوچولو نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,854
    1,295
    1,855

    پیش فرض

    شماره 46


    ای خواجه هر خطا که کنی خود به خود کنی

    رو شرمی از خدا کن و بر دیگران مبند

    موی دراز ریش اگر کوسه برکند

    هم بر دراز ریش بود جای ریشخند

    فایل های پیوست در انتظار مدیریت فایل های پیوست در انتظار مدیریت
    ویرایش توسط Fereshte : 2020.05.01 در ساعت 13:20 دلیل: جا افتادن یک حرف
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  12. #611
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۷

    بکن ای نفس هرچه می خواهی
    لیک با جاهلان مکن پیوند
    جاهل ار فی المثل برادر تست
    آخرت زو رسد هزار گزند
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  13. #612
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۸

    بارخدایا ثنای همچو تویی را
    همچو تویی هم مگر قیام تواند
    اینقدر از ماکفایتست که گوییم
    همچو تویی هم مگر ثنای تو خواند
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  14. #613
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۴۹
    ای دل آن کس که خویش را نشناخت
    مر خدا را شناخت نتواند
    تا نگوید به ترک هستی خویش
    نرد توحید باخت نتواند

    شمارهٔ ۵۰

    آنچنان افتاده شو در راه خلق
    کز برون راز درونت بنگرند
    در تواضع همچو خاک افتاده باش
    بو که پاکان بر تو وقتی بگذرند
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  15. #614
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۵۱

    نفس شریر بدرگ غدار خیره را
    ازکار بد چو منع نمایی بترکند
    نف شریر چیست شراری که هرکجا
    افتاد سوز او به دگر جا اثرکند

    شمارهٔ ۵۲

    سیهروزی از بخکسی ندیده یل بتر
    که خود تعب کشد و غیری انتفاع کند
    از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقی
    ز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند
    ولی جنازه اش از در برون نرفته هنوز
    در آن زمان که جهان را به جان وداع کند
    به مال و دولت او سفله ای گمارد چرخ
    که نان او خورد و با زنش جماع کند
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


  16. #615
    Fereshte

     

    مدیر کل فروم
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,003
    9,147
    8,126

    پیش فرض

    شمارهٔ ۵۳

    خسروا ای آنکه قهرت روز رزم وگاه کین
    چرخ را با تیره خاک ره برابر می کند
    گر نبود آنکه بینی روز رزم اندر هوا
    روزگار از بیم تیغت خاک بر سر می کند
    حاجتت نبود به خنجر روز کین کز روی کین
    گردش مژگان چشمت کار خنجر می کند
    بُـرّش از بازوی ارغونست نز برنده تیغ
    با بداندیشش مگو کاین حرف باور می کند
    ذوالفقار چه که عمرو عبدوُد دارد خبر
    کانچه با او می کند بازوی حیدر می کند
    خسروا شخصسی ست نورانی جمال از اهل نور
    کز جمال خویش بزمم را منور می کند
    نوری است امّا ز عریانی به نور آفتاب
    آیت نور علی نور اینک از بر می کند
    هست چون تیغ تو عریان لاجرم چون تیغ تو
    زاشک خونین رخ پر از یاقوت احمر می کند
    از غلامی تو دارد گفتگو وین حرف را
    قند می پندارد و هر دم مکرر می کند
    هرچه می گویم مکن این آرزو را لب ببند
    کاین هوس را چرخ عالیقدر کمتر می کند
    او همی گویدکه گر الطاف شه باشد قرین
    قدر خاک تیره را از چرخ برتر می کند
    مــَـــن ، قــَـــهـــرمـــآن ِ زِندِگیـــمو تــُــو آیـــنــه مـــی بــینــَــم ...


صفحه 41 از 42 نخست ... 213136373839404142 آخرین
نمایش نتایج: از 601 به 615 از 616

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •