ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 48 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 718
  1. #31
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    ما رایت شیئاً !لا ورایت الله فیه

    .................................................. .................................................. .........

    در جهانی که عالم ثانی است

    بی زبانی همه زبان دانی است


    عاشقان صف کشیده دوشادوش

    ساقیان بر کشیده نوشانوش


    سالک گرم رو در آن بازار

    «ارنی» گوی از پی دیدار


    عاشقان از وصال یافته ذوق

    «لی مع الله» گوی از سر شوق


    رهروان در جهان حیرانی

    برکشیده لوای «سبحانی»


    دیگری اوفتاده در تک و پوی

    لیس فی جبتی سوی الله، گوی


    آنکه او گوهر محبت سفت

    به زبان و به دل «اناالحق» گفت


    همگنان جان و دل بدو داده

    واله و مست و بیخود افتاده


    بهر او بود جست و جوی همه

    او منزه زگفت و کوی همه


    من دلسوختهٔ جگر خسته

    پای در دام شش جهت بسته


    صفتم در جهان صورت بود

    صورت آلودهٔ کدورت بود


    فرصتی نه که چست برتازم

    در چنان منزلی وطن سازم


    قوتی نه که باز پس کردم

    با سگ و خوک همنفس گردم


    دل در اندیشه تا چه شاید کرد

    ره بدانجا چگونه باید کرد


    چون کنم کاین طلسم بگشایم

    پایم از بند جسم بگشایم


    در رهش خان و مان براندازم

    جان کنم خرقه و دراندازم


    ناگهان در رسید از در غیب

    کرده پرگوهر حقایق جیب


    گفت ای رخ به خون دل شسته

    در جهان فنا، بقا جسته


    تا در این منزلی که هستی توست

    پستی تو زخود پرستی توست


    چون زهستی خویش درگذری

    هر چه هستیست زیرپی سپری


    تو چه دانی که زاستان قدم

    چند راهست تا جهان قدم


    چند سختی کشید می باید

    چند منزل برید می باید


    تا به نیکی بدل کنی بد را

    واندر آن عالم افکنی خود را


    گر ترا میل عالم قدم است

    ترک خودگفتن اولین قدم است


    نرسی تا تو با تو همنفسی

    قدم از خود برون نهی پرسی


    تا طلاق وجود خود ندهی

    پای در عالم قدم ننهی


    تا وداع جهان جان نکنی

    ره بدان فرخ آستان نکنی


    در هوایش زبند جان برخیز

    جان بده و زسر جهان برخیز


    به وجود جهان قلم درکش

    در صف عاشقان علم برکش


    زهد ورز، اقتدا به عیسی کن

    طلب او و ترک دنیا کن


    منشین اینچنین که ناخوب است

    خیزو آن را طلب که مطلوب است



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  2. #32
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    صفت اصحاب الطریقه




    رهروانی که وصل اوجویند
    معتکف جمله بر در اویند

    از وجود جهان خبرشان نیست
    جز غم او غم دگرشان نیست

    در جهانند و از جهان فارغ
    همه با او، زجسم و جان فارع

    سرقدم ساخته چو پرگارند
    لاجرم صبح و شام در کارند




    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  3. #33
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر
    .................................................. ..........................................

    ساکنانی که جمله چون روحند

    مرهم سینه های مجروحند


    همه را درس، نقد ابجد عشق

    همه را میل، سوی مقصد عشق


    همه را گشته سر غیبی کشف

    جان و تن کرده در بلایش وقف


    لوح روحانیان زبردارند

    پایه از مه بلندتر دارند


    سرورانند بی کلاه و کمر

    خسروانند بی سپاه و حشر


    زده در رشتهٔ حقایق چنگ

    فارغ از نفع نوش و ضر شرنگ


    همه مست می وصال قدم

    در روش یافته ثبات قدم


    لطف ایزد به مجلس توفیق

    باده شان داده از خم تحقیق


    چون تو دیدی علو همّتشان

    این همه کار و بار و عزتشان،


    پس تو نیز از سر هوا برخیز

    که هوا آتشی است بادانگیز


    بیش پن بر بروت خویش مخند

    همچو مردان بیا میان بربند


    خدمتش می کن از سر اخلاص

    تا چو ایشان شوی توخاص الخاص



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  4. #34
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    خدا رحمت کنه پدربزرگم رو.این شعرو رو زیاد می خوندند

    .

    انما اموالکم واولادکم فتنه


    طریق التحقیق


    چه کنی عیش با زن و فرزند؟
    ببر از جمله دل ، بدو پیوند!

    چه نشینی میان قومی دون ؟
    چه بری سر، زبند شرع برون ؟

    ای ستم کرده بر تو شیطانت
    مانده در ظلمت سقر جانت

    تا زشیطان خود شوی ایمن
    شرع را شحنهٔ ولایت کن

    گر شریعت شعار خودسازی
    روز محشر کنی سرفرازی

    هر که بد کرد زود کیفر برد
    وآنگه بی شرع زیست کافر مرد

    گرنه ای هرزه گرد و دیوانه
    تاکی این ترهات و افسانه

    شعر بگذار و گرد شرع درآی
    که شریعت رساندت به خدای

    بند بر قالب طبیعت نه
    پای بر منهج شریعت نه

    لقمه از سفرهٔ طریقت خور
    می زخمخانهٔ حقیقت خور

    یا خضر شو گذر به دربا کن
    یا چو عیسی سفر به بالا کن

    زآن سوی چرخ تکیه جای طلب
    برتر از عقل ، رهنمای طلب
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  5. #35
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    منهاج العارفین و معراج العاشقین
    .................................................. .................................................. .......

    ای همه ساله پای بست غرور

    در خرابات حرص مست غرور


    حرصت افگنده باز از ره حق

    اینچنین کی رسی به درگه حق


    راه دور است و مرکبت لنگ است

    بار بسیار و عرصه پرسنگ است


    بار حرص و حسد زدوش بنه

    هر چه داری بخور، بنوش و بده


    ره تو دور شد یقین بشنو

    تو مجرد شو و مپای و برو


    ترک این هستی مزور کن

    دل به نور یقین منور کن


    تا بدانی مسافت راهش

    کم و بیش و دراز و کوتاهش


    دو قدم بر سر وجود نهی

    وان دگر بر در ودود نهی



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  6. #36
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    خطوتان وقد وصل



    خود تو کاهل نشینی ای غافل
    ناپسندست غفلت از عاقل

    خیز و خود را بساز تدبیری
    بر جهان زن چهار تکبیری

    در میان آی چست چون مردان
    صفت و صورتت یکی گردان

    زآنکه باشد شعار ناپاس
    از درون خبث، و زبرون پاکی

    تا درون و برون نیارایی
    حضرت قدس را کجا شایی؟

    تا ز آلودگی نگردی پاک
    نگذری از بسیط خطهٔ خاک

    خویشتن پاک کن زچرک هوا
    تا نهی پای در مقام رضا

    تا به کی تو چنین بخواهی زیست
    می*ندانی که در قفای توچیست؟

    راست بشنو که در جهان جهان
    از اجل کس نیافته ست امان

    تو چه گویی ابد نخواهی ماند؟
    نامهٔ مرگ برنخواهی خواند ؟




    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  7. #37
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    کل نفس ذائقه الموت ثم الیناترجعون
    .................................................. .................................................. .........

    هر که آمد در این سرای غرور

    همدمش محنتست و منزل گور


    کو زپیغمبران مسیح و کلیم؟

    آدم و شیث و نوح و ابراهیم؟


    یونس ولوط و یوسف و یعقوب

    صالح و هود و یوشع و ایوب


    یا کجا خواجهٔ سراچهٔ کل

    خاتم انبیا چراغ رسل


    کو ابوبکر و عمّر و عثمان

    کو علی شیر کردگار جهان


    بشر حافی و بوسعید کجاست؟

    شبلی و شیخ بایزید کجاست؟


    از حکیمان عهد ارستون کو

    ارسطاطالس و فلاطون کو


    ازشهان کیان جم و هوشنگ

    یا فریدون با فر و فرهنگ


    کو منوچهر و ایرج و نوذر

    بهمن و کیقباد و اسکندر


    یا زگردنکشان تهمتن کو

    گیو وگودرز و طوس و بیژن کو


    این همه صفدران قلب شکن

    سام و دستان و نیرم و قارن


    همگان خفته اند در دل خاک

    آن یکی خرم آلا دگر غمناک



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  8. #38
    maryam_sorena
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    August 2009
    محل سکونت
    زير گنبد كبود
    نوشته ها
    5,465
    4,643
    4,726

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    حکایت
    : ای شنیده فسانه بسیاری




    ای شنیده فسانه بسیاری

    قصهٔ کوزه گر شنو باری

    کوزه گر سال و ماه در تک و پوی

    تاکند خاک دیگران به سبوی

    چون که خاکش نقاب روی کنند

    دیگران خاک او سبوی کنند

    آرایه هــآی ادبی همیشه هــم زیـبــآ نیستنـد
    مثلا پــارادوکس زیبا نیستـــ
    وقتــی قــدی بلنــد در قبـــری کوچکـــ باشــد ..
  9. #39
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    تا جهان است کار او این است
    .................................................. .................................................. ..............

    تا جهان است کار او این است

    نوش او نیش و مهر اوکین است


    اندر این خاکدان افسرده

    هیچ کس نیست از غم آسوده


    آنچنان زی درو که وقت رحیل

    بیش باشد به رفتنت تعجیل


    رخت بیرون فکن زدار غرور

    چه نشینی میان دیو شرور؟


    حسد و حرص را به گور مبر

    دشمنان را به راه دور مبر


    دو رفیقند هر دو ناخوش و زشت

    باز دارندت این و آن زبهشت


    پیشتر زآنکه مرگ پیش آید

    از چنین مرگ زندگی زاید


    به چنین مرگ هر که بشتابد

    از چنین مرگ زندگی یابد


    تا از این زندگی نمیری تو

    در کف دیو خود اسیری تو


    نفس تو تابدیش عادت و خوست

    به حقیقت بدان که دیو تو اوست


    مرده دل گشتی و پراکنده

    کوش تا جمع باشی و زنده



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  10. #40
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    فصل در صفت عشق و محبت
    .................................................. .................................................. .......

    گر حیات ابد همی خواهی

    خیز و با عشق جوی همراهی


    رو، دم از عشق زن که کار این است

    رهروان را بهین شعار این است


    به زبان سر عشق نتوان گفت

    آنچنان در به گفت نتوان سفت


    هر چه گویی گر آنچنان باشد

    صفت عشق غیر از آن باشد


    عشق را عین و شین و قاف مدان

    بلکه سریست در سه حرف نهان


    سخن سر عشق کار دلست

    عشق پیرایه و شعار دلست


    عاشقی قصه و حکایت نیست

    عشقبازی در این ولایت نیست


    عالم عشق عالم دگر است

    پایهٔ عشق از این بلندتر است


    کی به هر مسکنی کند منزل

    تابود میل او به عالم گل


    عشق در هر وطن فرو ناید

    حجرهٔ خاص عشق، دل باید


    مرکب عشق سخت تیزرواست

    هر زمانیش منزلی زنو است


    هر که با عشق همعنان باشد

    منزلش زآن سوی جهان باشد


    دل که از بوی عشق بی رنگ است

    نه دلست آن که پارهٔ سنگ است


    به زبان قال و قیل عشق مگوی

    خیز و دل را به آب صدق بشوی


    دل زخبث هوا نمازی کن

    چون شدی پاک عشق بازی کن


    عشقبازی (است) وعشق بازی نیست

    هوسی به زعشقبازی نیست



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  11. #41
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق
    اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دار
    .................................................. .................................................. ............................

    هر که در راه عشق گردد مات

    در جهان کمال یافت نجات


    آنکه از سر عشق باخبرست

    دایم ازخورد و خواب برحذر است


    و آنکه او شربت محبت خورد

    هرگز از نان و آب یاد نکرد


    تا زخورد و زخواب کم نکنی

    وزطعام و شراب کم نکنی،


    نتوانی زدن زعشق نفس

    بسته مانی در این سرای هومن


    تا دلت چشم سربنگشاید

    شاهد عشق روی ننماید


    بندهٔ عشق لایزالی باش

    عاشق چست لاابالی باش


    گر زنی دم زصدق معنی زن

    خاک در چشم لاف و دعوی زن


    دعوی عاشقی کنی وانگه

    ترس از جان و سر زهی ابله!


    چه زنی لاف عاشقی زگزاف؟

    بر سردار زن چو مردان لاف


    آنکه از عاشقان «اناالحق» زد

    پس بر این ریسمان معلق زد


    غیرت حق گرفت دامانش

    پسمان شد زه گریبانش


    در ره عشق سوز و دردت کو؟

    نفس گرم و آه سردت کو؟


    عاشقی راکه شور و شوق بود

    دایم از درد عشق ذوق بود


    از سرکام نفس برخیزد

    از هوا و هوس بپرهیزد


    چون تمنای روی دوست کند

    حالی آهنگ کوی دوست کند



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  12. #42
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    طــریق التحقیـــق
    *:: فصــل در اثباتـــ رؤیتـــ الله تعـــالی ::*

    مرکب جهد زیر ران آرد
    رخ بدان فرخ آستان آرد

    سفر او نه آب و گل باشد
    رفتن او به پای دل باشد

    در طلب چون رسد به مطلوبش
    حاصل آید وصال محبوبش

    چون سخن گویدازمحبت دوست
    از طرب بر تنش بدرد پوست

    در میان زحمت بیان نبود
    نکته را راه بر زبان نبود

    سخنش کامل و شگرف بود
    بی میانجی صوت و حرف بود

    جملهٔ عضوهاش دیده شود
    تا نشانی زدوست دیده شود

    زآنکه این دیده دید نتواند
    دیده از دیدنش فرو ماند

    دیده را دیدهٔ دگر باید
    تا بدان دیده دیدنش شاید

    به چنین دیده ها که ما داریم
    طاقت دیدنش کجا دار

    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  13. #43
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    طریق التحقیق

    لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح


    ای به خود راه خویش کم کرده
    این بود راه مرد پژمرده

    ای همه لاف ترک دنیا گو
    لاف و دعویت هست، معنی کو؟

    چند از این شیوه های رنگ آمیز؟
    چند از این گفته های بادانگیز؟

    تاکی ای مست، لاف هوشیاری
    چند لنگی بری به رهواری

    موسیت همره و توچون خامان
    رفته و گشته همدم هامان!

    از خلیل خدا ابا کرده
    رفته نمرود را خدا کرده!

    کم آدم گرفته از تلبیس
    دوستی کرده با که؟ با ابلیس؟!


    تا هوا و هوس شعار تواند
    امل و حرص یار غار تواند،

    زبن حریفان به کس نپردازی
    خود به خود یک نفس نپردازی

    خویشتن پن همه مجرد کن
    طلب دولت مؤبد کن






    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  14. #44
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض

    طــریق التحقیـــق
    *:: در صفتــ کبــر و عجبـــ ::*

    خوبرویی تو زشتخوی مباش
    راست بشنو دروغ گوی مباش

    بامن پیوسته تازه روی و لطیف
    تا شوی در میان جمع حریف

    چون زنخوت کنی دماغ تهی
    پای بر تارک سپهر نهی

    وگر از کبر برتری طلبی
    سرفرازی و سروری طلبی

    کبرت از چرخ برزمین فکند
    در دل مردم از تو کین فکند

    کبر را عقل و شرع نستایند
    عاقلان سوی کبر نگرایند

    صورت کبر را سگی دانش
    که بدست آشکار و پنهانش

    هر که دروی زکبر اثر باشد
    دان که از سگ پلیدتر باشد

    از تواضع بزرگوار شوی
    وز تکبر ذلیل و خوارشوی

    چون تو کبر و بی پا باشی
    خا ص درگا ه کبریا باشی

    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  15. #45
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    102,522
    18,758
    14,625

    پیش فرض

    طریق التحقیق
    و ان علیک لعنتی الی یوم الدین
    .................................................. .................................................

    تا توانی به گرد کبر مگرد

    با عزازیل بین که کبر چه کرد؟


    آب طاعت برید از جویش

    نیل لعنت کشید بر رویش


    بود آدم که کرد یک عصیان

    روز و شب «ربنا ظلمنا» خوان


    چون بیفزود قدر و عزت او

    داد «ثم اجتباه» خلعت او


    هرکه خود را فکند بر در او

    در دو عالم عزیز شد بر او


    خویشتن را شناس ای نادان

    تا مشرف شوی چو عقل و چوجان


    اندرین ره که راه مردانست

    هر که خود فکند مرد آنست


    آنکه او نیست گشت، هستش دان

    آنکه خود دید، بت پرستش دان


    بی خبر زان جهان و مست یکیست

    خویشتن بین و بت پرست یکیسب



    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
صفحه 3 از 48 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 718

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •