ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 48 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 718
  1. #1
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    Flower 32 32 ۞₪اشــعآر ســنـايـي غـزنـوي ₪۞*قصیده*




    به نام خداوند بخشنده مهربان


    دوستان عزیز ، در این تاپیک قرار است اشعار سنايي غزنوي را با کمک یکدیگر ، قرار دهیم.
    فهرست و قوانین رایج همه ی تاپیک های بخش اشعار رو این جا ذکر می کنم.
    امیدوارم بتوانیم با کمک یکدیگر ، آثار این شاعر را هم به زیبایی
    در سایت قرار دهیم.




    جهت همکاری لطفا قوانین زیر را رعایت کنید :
    1-اشعار را فقط بر اساس فهرست تعیین شده و به ترتیب قرار دهید.ارسال های خارج از ترتیب مورد قبول نمی باشند.
    2- اشعار را با تغییر فونت و رنگ بندی و تزیینات اضافه ، چشم نواز تر کنید.
    3-در هر روز لطفا بیشتر از سه یا چهار ارسال در این تاپیک و هر تاپیک دیگه ای غیز از مشاعره ها ، نداشته باشید.





    فهرست آثار سنايي غزنوي :

    بسم الله الرحمن الرحیم
    هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شی*ء علیم
    لیس*کمثله شی*ء و هو السمیع البصیر
    *فی وحدانیة الله تعالی*
    والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا، صدق الله*
    مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالی
    یفعل الله مایشاء*، و یحکم مایرید
    مدح سید کائنات و خاتم المرسلین
    و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین
    اول ما خلق الله تعالی نوری
    مدح امیرالمومنین ابوبکر
    مدح امیرالمومنین عمر
    مدح امیرالمومنین عثمان
    مدح امیرالمومنین علی*(*ع*)
    فی قدوم الخضر
    در جواب حضرت خضر علیه السلام گوید
    در سؤال از عقل کل و جواب او
    در جواب عقل «*و سقیهم ربهم شراباً طهورا»
    در شکایت احوال
    فی الشکایه
    فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح*
    مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار
    و لقد کرمنا بنی آدم
    افحسبتم انما خلقناکم عبثاً
    اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک
    کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون
    حکایت
    قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء
    قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققین
    دع نفسک و تعال
    من عرف نفسه فقد عرف ربه
    حکایت
    ما رایت شیئاً !لا ورایت الله فیه
    صفت اصحاب الطریقه
    فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر
    انما اموالکم واولادکم فتنه
    منهاج العارفین و معراج العاشقین
    خطوتان وقد وصل
    کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعون
    حکایت
    فصل در صفت عشق و محبت
    اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دار
    فصل در اثبات رؤیت الله تعالی
    لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح
    در صفت کبر و عجب
    و ان علیک لعنتی الی یوم الدین*
    فصل در مذمّت مرائی و ریائی
    الذین یذکرون الله قیاماً وقعوداً و علی جنوبهم*
    شرف المؤمن استغناؤه عن الناس
    فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنه
    فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل
    انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون
    فصل فی التسلیم
    کل یوم هو فی شأن
    فصل فی البلا
    اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم*، فصل فی الضحی والبکاء
    کثرة الضحک تمیت القلب
    فصل فی الصبر والشکر
    الایمان نصفان*، نصفه صبر ونصفه شکر
    فصل فی العافیه
    فاستقم کما اُ*مرت*، و من تاب معک
    در تنبیه غافل و مذمّت جاهل
    الوحدة خیر من جلیس السوء*، والجلیس الصالح خیر من الوحده
    اولئک کالانعام بل هم اضل واُ*ولئک هم الغافلون
    خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین
    و ان منکم الا واردها کان علی ذلک حتماً مقضیاً
    فصل در اکل و شرب
    فصل فی الرزق
    یسئلونک عن الروح قل الروح من*امرربی
    خطاب به خورشید
    والشمس وضحیها والقمراذا تلیها
    فصل فی ذم الظلم
    حکایت
    الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم
    در فضیلت عدالت
    فصل فی ختم الکتاب
    غزلیات سنایی – شماره۱ تا 435
    قصیده های سنایی – شماره۱ تا 204
    قصاید و قطعات سنایی – شماره۱ تا 203
    ترجیعات سنایی – شماره۱ – در مدح تاج*الدین ابوبکربن محمد
    مسمطات سنایی – شماره۲ – تر جیع – در مصیبت ضیاء الدین محمد مشهور به سیف المناظرین
    ترکیبات سنایی – شماره۱ تا 4
    مسمطات سنایی – شماره۱تا 3


    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.04 در ساعت 15:54
  2. #2
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    سنایی غزنوی
    طریق التحقیق سنایی غزنوی
    بسم الله الرحمن الرحیم




    ابتدای سخن به نام خداست
    آنکه بی مثل وشبه وبی همتاست

    خالق الخلق و باعث الاموات
    عالم الغیب سامع الاصوات

    ذات بیچونش را بدایت نیست
    پادشاهیش را نهایت نیست

    نه در آید به ذات او تغییر
    نه قلم وصف او کند تحریر

    زآنکه زاندیشه ها برونست او
    بری از چند و چه و چونست او






    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  3. #3
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    سنایی غزنوی
    طریق التحقیق سنایی غزنوی
    هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شیء علیم


    حی و قیوم و قادر و قاهر
    اول اول آخر آخر

    نطق ، ابکم بمانده در صفتش
    وهم ، عاجز شده زمعرفتش

    نبرد عقل در صفاتش راه
    نبود وهم را به ذاتش راه

    کی رسد وهم در جهان قدم
    که بلند است آستان قدم

    نص قرآن شده است ای عاشق
    در صفات جلال او ناطق

    «شهد الله» گواه معرفتش
    «وحده لاشریک له» صفتش

    نه از او زاد کس ، نه او از کس
    « قل هو الله» دلیل و حجت بس

    از مکان و زمان بری ذاتش
    محض جهلست نفی و اثباتش

    هست واجب وجود او دائم
    وآنکه باشد به ذات خود قائم

    غایت ملک او نداند کس
    همه او و بدو نماند کس

    نیست با هیچ چیز پیوندش
    نبود جفت و مثل و مانندش






    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  4. #4
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض


    سنایی غزنوی
    طریق التحقیق سنایی غزنوی
    لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر



    وترو قدوس و واحد است و صمد
    وصف او لم یلد ولم یولد


    بود او اول و بدایت نه
    هستیش آخر و نهایت نه

    به قدیم است اولش معروف
    به دوام است آخرش موصوف



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  5. #5
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    طریق التحقیق سنایی غزنوی


    *فی وحدانیة الله تعالی*



    به یقین واجب الوجود یکیست
    هر چه در وهم و خاطر آید نیست

    مالک الملک و پادشاه به حق
    منشی ء نفس و فاعل مطلق

    هر چه درکل کَون کهنه و نوست
    هست مفعول و فاعل همه اوست

    بی قلم صورت بدیع نگاشت
    بی ستون خیمه رفیع افراشت

    مایه بخش عقول اولی اوست
    فاطر صورت و هیولا اوست

    نظم ترکیب آفرینش داد
    چشم دل را کمال بینش داد

    نقشبند وجود جز او نیست
    مستحق سجود جز او نیست

    زآنکه معبود انس و جان است او
    مبدع جسم و عقل و جان است او

    در رهش چرخ و انجم و ارکان
    همه درمانده اند و سرگردان

    همه پوینده اند در طلبش
    همه جوینده اند روز و شبش

    جنبش هر یک از سرشوق است
    هر یکی را از این طلب ذوق است

    حلقه ی حکم اوست شوق همه
    او منزه زشوق و ذوق همه

    نامهای بزرگ طاهر او
    هست اوصاف صنع ظاهر او

    فارغ از شوق و ذوق ونیک وبدست
    برتر از وهم و فکرت وخِرَدست

    کس نداند که چیست الا او
    صفتش لا اله االا هو

    هر که خواهد که ذکر او گوید
    در نگنجد زبان که «*هو» گوید

    به زبان ذکر او که داند گفت*؟
    جان بود آنکه «هو» تواند گفت

    سخن است آنکه بر زبان آید
    ذکر «هو» از میان جان آید

    گرچه بی جا و بی مکان است او
    ساکن دل شکستگانست او

    نه به ذاتست ساکن هر دل
    بلکه لطفش همی کند منزل

    هر کجا دل شکسته ای بینی
    بینوایی و خسته ای بینی

    بی زبان ذکر او از او شنوی
    شرح اسماء «هو» از او شنوی

    ذکر او از زبان بسته طلب
    معرفت از دل شکسته طلب

    چند ، بی او به کعبه درتک و پوی
    در خرابات آی و او را جوی

    چون تو در جستنش نمایی جد
    در خرابات جست یا مسجد



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  6. #6
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    طریق التحقیق سنایی غزنوی


    والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا ، صدق الله




    راه جستن زتو هدایت از او
    جهد کردن زتو عنایت از او

    هرچه بینی زخاک تا گردون
    نیست چیزی زعلم او بیرون

    زآنچه بیرون زسقف گردون است
    جمله معلوم اوست کو چون است

    هست علمش محیط برهمه چیز
    حکم او نافذ است در همه چیز

    دافع جملة بلیات است
    عالم السِرّ والخفیّات است

    هر چه در خاطرت بیندیشی
    همه معلوم اوست در پیشی



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  7. #7
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    سنایی غزنوی

    طریق التحقیق سنایی غزنوی

    مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالی



    ای صفات مقدس تو صمد
    وی منزه زشبه و جفت و ولد

    ای برآرندهٔ مه و خورشید
    نقشبند جهان بیم و امید

    ای به تو زنده جان و جسم به جان
    جسم و جان را زلطف*توست*روان

    قبلهٔ روح آستانهٔ توست
    دل مجروح ما خزانهٔ توست

    کرم و رحمت تو بی عدد است
    روح را هر نفس زتو مدد است

    در جهان هر چه هست در کارند
    آنکه مجبور و آنکه مختارند

    همه گردن نهاده حکم ترا
    دم که یارد زدن زچون و چرا؟!

    این و آن عاشق جمال تواند
    روز و شب طالب وصال تواند

    تا در آن کارگاه کار کراست
    تا در آن آستانه بار کراست

    ای بسا مسجدی که راندهٔ توست
    ای بسا بت ستا*که خواندهٔ توست

    گر سیاست کنی تو مسجد کیست؟!
    ورعنایت کنی تو بتکده چیست؟!

    هر چه خواهی کنی که حکم تراست
    زآنکه حکمت ورای چون و چراست






    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  8. #8
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    سنایی غزنوی
    طریق التحقیق سنایی غزنوی
    یفعل الله مایشاء ، و یحکم مایرید



    ما ضعیفان که در مجاهده ایم
    طالب لذت مشاهده ایم


    به غلامیت جمله منسوبیم
    رد مکن گرچه زشت و معیوبیم

    همه فانی شویم و تو باقی
    همه مست توأیم و تو ساقی

    بندگانیم ما ، خدای تویی
    رهنماییم و رهنمای تویی

    طلب ما زتوعنایت توست
    رهبر ما به تو هدایت توست

    چون در لطف و جود بگشادی
    رهنمایی به ما فرستادی



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  9. #9
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    پیش فرض


    سنایی غزنوی

    طریق التحقیق سنایی غزنوی

    مدح سید کائنات و خاتم المرسلین




    سید کائنات شمع رسل
    مفخر و پیشوای جمع رسل

    شاهد حضرت ربوبیت
    خازن گنج سر هویت

    ساکن خانقاه «ا وادنی»
    سالک شاهراه «ارسلنا»

    عنصرش محض زبدهٔ فطرت
    مدحتش نقش تختهٔ فکرت

    هست «والیل» شرح گیسویش
    « والضحی» وصف روی نیکویش

    هست تن عصمت وسکون وفرح
    خلعت صدر او الم نشرح

    دولتش پنج نوبه زد بر خاک
    چار بالش نهاد بر افلاک

    صدف در معرفت دل او
    سقف عرش مجید منزل او

    سید کل نسل آدم اوست
    سبب رحمت دو عالم اوست
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  10. #10
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    زیرآسمون سه راه سرگردون!!!!!!!!!!!!!!!
    نوشته ها
    23,566
    11,330
    7,954

    پیش فرض

    سنایی غزنوی
    طریق التحقیق سنایی غزنوی

    و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین

    بلبل گلستان « ما اوحی »
    شمسهٔ چرخ « الذی اسری»

    دل او خازن خزانهٔ عشق
    سر او مرغ آشیانهٔ عشق

    صیت شرعش همه جهان بگرفت
    هم زمین و هم آسمان بگرفت

    انبیاء و رُسُل طفیل وی اند
    اوست سرخیل و جمله خیل وی اند

    مُلکش خاک روب میدان است
    عیسی اش پاسبان ایوان است

    محترم بوده در جهان قدم
    نور او پیش از آدم و عالم
    ویرایش توسط zhoana : 2011.10.20 در ساعت 19:09



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  11. #11
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض



    سنایی » طریق التحقیق

    اول ما خلق الله تعالی نوری



    تو چه دانی چه در معنی سفت
    اندر آن دم که «لی مع الله » گفت

    زآنکه بودست روز و شب مطلق
    ظاهرش با تو باطنش با حق

    هر که فرمان او به جا بگذاشت
    کله از سر، سرش زتن برداشت

    چاربارش که شهسوارانند
    از شرف بهترین یارانند

    هر چهار آفتاب چرخ امم
    بحر صدق و حیا و عدل وکرم
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  12. #12
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    سنایی غزنوی :: طریق التحقیق

    مدح امیرالمومنین ابوبکر


    دین حق را زابتدا زرسول
    جز ابوبکر کس نکرد قول

    هر چه پیغمبرش زحق گفته
    کرده باور زصدق و پذرفته

    جسم او همچو روح صافی بود
    با همه کس به طبع وافی بود

    مشرق آفتاب صدق ، دلش
    اثر لطف ایزد آب و گلش

    محرم راز حضرت نبوی
    عاشق نور روی مصطفوی
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  13. #13
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    سنایی ::.. طریق التحقیق

    مدح امیر المومنین عمر


    قوت دین حق زعمّر بود
    خانه دین بدو معمر بود

    جگر مشرکان پر از خون کرد
    کبرشان از دماغ بیرون کرد

    از پی معدلت میان ، اوبست
    کمر عدل در جهان ، اوبست

    عادت بدعت از جهان برداشت
    که کژی جز که در کمان نداشت

    برتر از چرخ بود پایهٔ او
    دیو بگریختی زسایهٔ او






    مدح امیرالمومنین عثمان


    دین شرف یافته و دنیا زین
    از جمال وجود ذوالنورین

    منبع جود و جامع قرآن
    صد ف در مکرمت عثمان

    آنکه همت ورای کیوان داشت
    جیب جان نور نقد قرآن داشت

    طلعتش بوده نور هر دیده
    سرمهٔ شرم داشت در دیده

    دلش از حرص و حقد خالی بود
    فلکش اختر معالی بود




    مدح امیرالمومنین علی ( ع )


    بود حیدر در مدینه علم
    حافظ و خازن خزینهٔ علم

    جان جود و جهان علم او بود
    بحر فضل و مکان حلم او بود

    زو ظفر یافته مسلمانی
    ملت کفر ازو به نقصانی

    « اقتلوالمشرکین » فرو خوانده
    به سر تیغ حکم آن رانده

    شور و شر در دیار کفرافکند
    شاخ بدعت زبیخ و بن برکند
    ویرایش توسط love-kh : 2012.06.23 در ساعت 02:48
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  14. #14
    yasin0751
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    November 2011
    محل سکونت
    استان فارس،شهرستان آباده
    نوشته ها
    3,486
    7,353
    3,349

    پیش فرض




    سنایی ::.. طریق التحقیق

    فی قدوم الخضر


    دوش چون شاهد جهان افروز

    زلف شب برگرفت از رخ روز

    من چو عنقا نهفته روی از خلق

    شسته حرف پا زتختهٔ زرق

    گاهی اندر فنا بقا جستم

    درد را زان جهت دوا جستم

    کاه سر بر در عدم زده*ام

    در ره نیستی قدم زده*ام

    به وثاقم درآمد از ناگاه

    خضر پیغمبر آن ولی الله

    گفت ای عندلیب گلشن کن*

    طوطی خوش نوای نغز سخن

    تا کی این عاجزی و حیرانی

    اندرین تنگنای ظلمانی

    چونکه بر تافتی زدعوی روی

    خیز و آب حیات معنی جوی

    تا زین ظلمتت نجات بود

    در جهان بقا حیا ت بود

    در مضیق جهان توقف چیست*؟

    این همه غصه و تاسف چیست*؟

    نه چو یعقوب*گم شدت فرزند

    که بریدی زخرمی پیوند

    گفت خضرم ز راه غمخواری

    کای فرو مانده در گرفتاری*

    بیت احزان چه جای توست بگو

    مصر عشق از برای توست بجو

    خیز و بیرون خرام ازین مسکن

    رخت خود پن وطن برون افکن

    کاندرین خطه خراب آباد

    نشود خود دل خراب آباد

    اینکه در سینه ام میکوبد قلب نیست ماهی کوچکی است
    که دارد نهنگ میشود.قلبها نهنگانند در اشتیاق اقیانوس
    اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگ میتپد.
  15. #15
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    طریق التحقیق
    در جواب حضرت خضر علیه السلام گوید



    گفتم ای مرهم دل ریشم
    سخنت نوش جان پر نیشم

    ای همایون لقای عیسی دم
    وی مبارک پی خجسته قدم

    ای سبک روح این چه دلداری است
    وی گرانمایه این چه غمخواری است

    ای ملک سایه این چه تعریف است
    وی فلک پایه این چه تشریف است

    التفات توام مکرم کرد
    لطف تو از غمم مسلم کرد

    مددم ده به همّت ای مکرم
    تا من دل شکستهٔ مجرم ،

    پای از بند حرص بگشایم
    یکدم از بند خود برون آیم ،

    پیش گیرم طریق تقوا را
    از برای صلاح عقبا را ،

    ره روم تا رسم بدان منزل
    که آگهی یابم از حقیقت دل ،

    مگر آن بخت یابم از اقبال
    کافکنم رخت در جهان کمال
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
صفحه 1 از 48 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 718

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •