ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 17
  1. #1
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    Gadid ♋● انــجــمــن طـرفـداران درد و دل با اشـــخاص معروفــ و اسطوره●♋

    . □ : بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ،
    خالق جسور بی قراری ،
    فاتح بی غرور ملک پهناور تنهائی ،
    غایت ذجه های بی پایان بی پناهی
    . □ :





    ســــــلامي به گرمي دلهاي بزرگ شمـــــا كوچولوهـــاي عزيز

    تـــــايپيكـــ جديدي زده شد به پيشنهاد نستـــرن عـــزيز

    بـــه نام درد و دل با اشـــخاص معروفــ و اسطوره

    اميـــــدوارم از اين تايپيــك لـــذت كافي رو ببريد




    و اما قوانين اين تايپيك :


    در اين تايپيك از همه مهمتر قانونش اين هست كه مشخص كنيد با چه كسي مي خواهيد درد و دل كنيد

    مثـــلا درد و دل با شريعتي با مصدق با طالقاني با كوروش با هر كسي كه اسطورست برايمان

    و ديگه اين كه ارسالي هاي شما دوستاي گلم بايد حتما در وسط قرار بگيره و شامل تزيينات باشه (فونت ، رنگ و ....)

    از فونت tahoma بهتره استفاده نكنيد و سايز نوشته هاتون از 4 بيشتر نباشه

    در صورت عدم رعايت موارد ذكر شده پست شما حذف خواهد شد



    به اميد رضايت شما عزيزان از اين تايپيك





    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  2. #2
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    Emoticon Unhappy دردمو حس کن...

    سلام بهار عزیزم که همیشه لطفت شامل حالمون بوده و خیلی ممنون...



    و اینکه سوالی که میخوام مطرح کنم و یه درد دل خودمانی داشته باشیم این بود که :


    (((((اگه همین الان می تونستی رو به روی دکتر شریعتی بشینی و وقت داشتی باهاش درددل کنی بهش چی می گفتی ؟
    یا اگه می تونستی یه نامه بهش بنویسی و مطمئن بودی به نامت جواب میده چه سوالی می کردی؟)))))




    بحث خیلی شیرینی میتونه باشه و فعلا مخاطب ما دکتر شریعتی هستن نه اشخاص دیگه و لطفا مبحث رو به حاشیه نکشید...
    اول خودم شروع میکنم...

    ***** و اما سوالم و یا بهتر بگم زخم کهنه ام *****


    چرا ما بر روی برادران وخواهران خودمونه که فقط دین و عقیدشون با ما متفاوت هست شمشیر میکشیم !!!؟؟؟؟؟

    اقای شریعتی چه شده که نخبگان ما سر از مدیریت تحقیقات منظومه شمسی امریکا در اوردن؟؟؟؟!!!!
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
  3. #3
    ارمانی
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    درقلب دوستدارانم
    نوشته ها
    1,111
    1,225
    1,366

    پیش فرض



    ان گونه که استادم گفت ...



    می خواهم بگویم شریعتی یک روشنفکر مذهبی بود

    می خواهم بگویم شریعتی معلم انقلاب بود

    می خواهم بگویم شریعتی استاد اندیشه و قلم بود

    می خواهم بگویم شریعتی شیعه ی علوی بود

    می خواهم بگویم شریعتی شیعه ی راستین علی بود،

    اما همه ی این ها بود و شریعتی نبود!باز هم کم است ...

    شریعتی مخاطب حرف های ناگفته ی قرن ها سکوت بود!!باز هم کم است ...

    شریعتی شاعر خیال پرداز شب های کویر بود

    شریعتی بت شکن ذهن های آلوده ی زنگار گرفته ی ما بودنه!

    این ها همه هست و این همه شریعتی نیست!

    شریعتی، شریعتی ست!!


    ویرایش توسط Bahar : 2011.11.01 در ساعت 17:40
  4. #4
    heartsick
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    December 2010
    نوشته ها
    1,220
    1,830
    436

    پیش فرض






    میگفتم استاد از انچه میترسیدی سرمان امد به کمک کسانی که ادعای دوستی پیغمبرو اهل بیت رو دارن
    دكتر الان بیشتر از هرموقع جوانان ما به تو نیاز دارند هرچند الان هم كه بودی زنده نمی گذاشتند
    چون تو خریدنی نبودی
    می گفتم همه ی ناگفتنی ها یی رو كه خودش گفت نشونه ی ارزش ادمه و انقددددر زیاده كه دیگه دارم زوالم رو از پشت انبوهشون می بینم.و گفتن نداره درد هایی كه از پشت این همه تهی مثل جزام روحت رو می خورند.
    می گفتم ببین كه بین این همه همهمه ی عشق حسین و یاراش هنوزم تنها چیزی كه فریااااااااد می زنه مظلومیته . همون مظلومیتی كه خودت می گفتی ،نه آب و شهادت و ...؛ و من هم مثل تو در عجبم از مردمی كه زیر یوق ظلم و ستم زندگی می كنند و بر حسینی گریه می كنند كه آزادانه زیست!!!
    خوبه كه نیستی و نمی بینی كه هنوزو اوضاع همونه و بلکه بدتر.
    دکتر نیستی ببینی که سوتکهایی که از خاک گلوت ساخته بودیم تا جسورانه فریاد بزنیمو زیر پاهاشون له کردن شکوندن انداختن بیرون

    دکتر انقدر نقد تو راحت شده که بغال سر کوچه هم تورو نقد میکنه.
    دکتر جان اگه شما نبودین من زندگیم هیچ موقع دگرگون نمیشد من زندگیمو آگاهیمو و خیلی چیزای دیگه رو مدیون شمام،
    دكتر عزیز كه هنوز هم سنگ صبور مردمی بعضی موقعها معنی تنهائی رو فراموش میكنم ولی وقتی یاد تو می افتم تنهائی تنها كلمه اشنا به نظر من میاد
    http://img.majidonline.com/pic/272621/oiuu.gif
    صبر كن سهراب...... قایقت جا دارد؟

    من هم از همهمه ی روی زمین بیـــــــــزارم..
  5. #5
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    پیش فرض

    سلام علی جان

    حدود6 سال از زمانی که اولین کتابت یعنی"پدرمادر ما متهمیم"رو خوندم میگذره.نمیدونم میدونی یا نه,ولی اون کتابت نقطه عطف زندگی من رو تشکیل داد.برای اولین بار جهالت و نادانی رو در خودم لمس کردم.اشنایی با تو مثل اشنا شدن با کسی بود که انگار 100 سال است من را میشناسد غم مرا,کاستی مرا,پوچی مرا و این بود که جلب تو شدم.کتاب هایت,بیشتر از تلاش چندین ساله حوزه و روحانیت مرا به اسلام,جلب و شیفته این دین ابراهیمی کرد.تو به من مسئولیت انسان بودن و شیعه بودن را اموختی.تو به من دانشجو فهماندی که میشود اسلام را منطقی در اغوش گرفت,نه از روی حدیث و روایت.تو جهل مرا نمایان کردی و نشانم دادی که غفلت و جهل یک مسلمان از تمام گناهان او سنگین تر است.تو به من عمل را اموختی و گفتی که انسان هر چقدر عالم باشد اگر در عمل کاری نکند از سگ پست تر است.

    امروز نیستی.نیستی که ببینی که تو را هم مثل بقیه شخصیت های بزرگ تفسیر و تحلیل و نتیجه گیری میکنند.استادان و دانشجویان علوم انسانی تورا خطیب مینامند و تو را به سخنرانی ماهر بودن,محدود و نابود میکنند.بسیاری از ان هایی که دم از شریعتی و عشق شریعتی میزنند تورا در حد یک روحانیت ستیز پایین میاورند.اسلام گرایان افراطی تورا به جاسوس بودن متهم میکنند و مرگ تورا غضب الهی از گناهانت میدانند.توده ها و عوام ملی گرا و به اصطلاح وطن پرست تو را تناقض گو خطاب میکنند.چه کنیم از انسان هایی که به خود جرات میدهند تا شخصیت های بزرگ را با عقل ناقص خود تفسیر و تحلیل کنند.از میان این گروه ها هستند روشنفکرانی که میگویند اگر تو امروز زنده بودی,تمام نظریاتت عوض میشد و اسلام را نفی و نهی میکردی.ای کاش بودی و به قیافه روشنفکرانه اشان میخندیدی.هستند ابلهانی که حتی جمله ای از کتاب هایت را نخوانده اند اما میگویند تاریخ مصرف شریعتی تمام شده. ای کاش بودی و کمی از دغدغه هایت را برایشان میگفتی تا ببینند که زخمی که تو دیروز در بطن جامعه حس کردی,امروز تازه تر و خطرناکتر از همیشه جامعه را تهدید میکند.


    علی جان حیف که تورا نشناختیم حیف....................................
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
  6. #6
    nafas unknown
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,190
    1,158
    700

    پیش فرض

    سلام.استاد شهید دکتر علی شریعتی سلام.
    ا
    نگاه که بودی وجودت اندیشه ات و نه سخنانت.هیچ کدام را درک نکردند
    و الان این زمان هم که چه گویم که هیچ نامی از اوازه بلندای تفکراتت نمیبرند.
    گاهی که کاغظی دارم میخواهم بنویسم چون تو اما میگویند.شریعتی نه.
    افکارش نه.
    میدانی تقصیر خودشان نیست.مغزهایشان را پر کرده اند از اینکه شریعتی نه.
    جز بزرگترین ارزوهایم این است که بودی و من افتخار شاگردی ات را داشتم
    اما خب ان زمان که بودی من نبودم و الان با صحبت ها تفکراتت زندگی میکنم.
    از هر فرصتی هم برای اشنا کردن گوش ها و مغزها با سخنانت استفاده میکنم.
    چون علی (ع) نام داشتی و دوستدار امیرالمومنین بودی.روح بلندت در فردوس به حقانیت شاد.
    آدرس فیسبوک من:marya fard اد کنین
  7. #7
    Linda.sh
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    زیر گنبد کبود
    نوشته ها
    665
    60
    850

    پیش فرض

    علي عزيز...
    سلام مرا از لابه لاي خراش هاي دل زخمي ام بپذير كه همواره و در حالي براي انديشه هايت پر ميزند...
    از همان روزي كه اولين خط از نوشته هايت را خواندم آتشي بي محبا در سراسر روحم رخنه كرد و از آن لحظه تا امروز هميشه حسرتي گدازنده در جانم شعله ور است كه چرا زود از ميان ما رفتي چرا دير تو را شناختم و هزاران چرا هاي ديگر...
    مي خواستم بگم كاش بودي و اين روزها را ميديدي ولي پشيمان شدم چون وقتي بودي رنجي فراتر تحمل كرده بودي و اين روزها رو تو سالها پيش ديده بودي...

    انقلاب كرديم تا شاه و شاهزاده نداشته باشيم...آقا و آقازاده داريم!
    انقلاب كرديم تا رنگ آزادي ببينيم... اسارت رنگ شده را ديديم!
    انقلاب كرديم تا دردهايمان درمان شود... درد بي درمان گرفتيم...
  8. #8
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    Flower 32 32 2 آذر سالروز تولد دکتر علی شریعتی

    سلام علی جان تولدت مبارک...

    کاش مرقدت نزدیک بود
    کاش می شد بر سر مزارت شمع روشن کرد
    کاش میشد برایت یادواره بر پا کرد
    کاش بودی
    کاش فراموش نمی شدی
    کاش جملاتت را میشد با کلک زرین نگاشت
    کاش اندیشه هایت را می شد پاس داشت
    کاش توانم بود تا در کویرت هبوط کنم
    کاش ...
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
  9. #9
    ارمانی
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    درقلب دوستدارانم
    نوشته ها
    1,111
    1,225
    1,366

    پیش فرض




    به آنانی که تو را شناختند غبطه می خورم!

    و برای آنان که تو را نشناختند تاسف!!

    و برای آنان که نمی خواهند بشناسندت، با چشمانی نیمه باز لبخند می زنم!!


    راهت پر رهرو باد

    استادبزرگ دکترشریعتی


  10. #10
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    سلام استاد بزرگ

    در شگفتم از جماعتی که ادعایی فرهنگ گذشته مارا می کنند ولی الان فرهنگ ندارن
    دلم از ادم هایی گرفته که نام خدا بر زبان میاورند ولی خدا را درک نکرده اند
    .........


    دکتر عزیز همان بهتر نیستی ببینی که جامعه به کجا رسیده

    ماندم طرفدارانت کجا هستند که هی گویند شریعتی ولی سکوت میکنند و خجالت میکشند با افتخار تو را در زبان بیاورند و برای ازادی واقعی بجنگند

    دوست دارم حرف بزنم ولی حیف که نمیشود و ....
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  11. #11
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,982

    پیش فرض

    ممنون بابت این تاپیک و بحث زیباش



    کاش انقدر به جای تکرار حرفات

    کمی
    فقط کمی به اون فکر میکردن

    کاش به جای فکر کردن به حرفات
    کمی
    فقط کمی به اون عمل میکردن

    نه اینکه با تکرارش اونا را تو ذهنمون حک کنن تا فقط به تو افتخار کنیم
    نه اینکه با فکر کردن به اونا فقط تو را تحسین کنن و بگن: عجب دکتری داشتیم !
    نه اینکه فقط حسرت بخورن و بگن: حیــــفــ !

    کــــاش...



    سخته ولی خوبه نیستی

    خوبه رفتی
    خوبه نمیبینی خوندن و لذت بردن حرفات رو درحالیکه هیچ فرقی به حالمون نمیکنه!
    خوبه نیستی دکتر...






    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  12. #12
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    پیش فرض

    سلام خدمت همه دوستان

    نمي دونم اگه دكتر همين الان جلوم بود چي مي گفتم و چيكار مي كردم چون هر وقت كه به ايشون و افكار و انديشه هاشون فكر مي كنم گريم مي گيره . گريم مي گيره بخاطر پوچي خودم بخاطر بيهودگي خودم 23 سال از عمرمو در خواب به سر بردم . خيلي ناراحتم دكتر نمي دونم چجوري بايد به وجدانم براي 23 سال غفلت جواب پس بدم .نمي دونم شايد فقط ازش تشكر كردم به خاطر اين كه باعث شد خدا رو بهتر بشناسم حقيقت دين رو بهتر درك كنم .

    روحش شاد


    ویرایش توسط نسترن : 2012.02.12 در ساعت 12:55
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
  13. #13
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    پیش فرض

    اگر استاد را می دیدم به رسم شاگردی گردپایش را سرمه چشمم می کردم.

    برایش از خلقتی نو از کویر احسنت می گفتم.

    برایش از اشتیاق کودکیم به واژه لوکس مدرن و نیاز بلوغم به روستای بکرم می گفتم.

    برایش نه از بوی ارگانزا که از عطر کاهگلها می گفتم.

    برایش نه از دکترای ژنتیک که از هی هی چوپانها می گفتم.

    برایش نه از تمدن روبه نیستی امروز که از جهالت کوروشها می گفتم.

    برایش نه از چادرملی عربی که از چارقد گلگلی بی بی تنها می گفتم.

    برایش نه از هیئتهای چندصدنفری حسینی که از نذری کاسه ی شیر دخترک یتیم می گفتم.

    برایش نه از اسکناسهای یارانه ای که از اشکهای پیرزن تنها می گفتم.

    برایش نه از شبکه های دیجیتالی تلویزیون که از صدای بغض پیرمرد دستفروش می گفتم.

    استاد در عجبم اگر شما الان بودی آسمان کویرت همچنان شاهراه علی بود؟؟؟؟


    بچه های خوب این تاپیک خوابیدنی نیست......
    ویرایش توسط نسترن : 2012.05.25 در ساعت 11:41
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
  14. #14
    گل پسر
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    درون لباس هام!
    نوشته ها
    350
    363
    130

    پیش فرض



    باور کنین وقتی اسم اسطوره و شخصیت میاد؛

    بی اختیار یاد "الکساندر گراهام بل" می افتم

    نمیدونم چرا اینهمه بامزه است برام
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    این روزها خوب صحبت کردن کار سختی نیست ...

    اولش با احترام؛ بعدش در لفافه؛ و بعد عشق ورزی؛

    بعدش درد ... و بعد التماس ... و بعد تنفر ... و بعد ... فراموشی ...

    و دوباره از نو ... یه تازه وارد ... اولش با احترام ... و بعد ...

    نمیشد همه ی اینها رو یه جا جمع میکردی تا به ترتیب آداما واسه هم دیگه بگن...

    و درد کشیدنشون طولانی نشه؟

    اینقدر برای هم تکرار کنن تا گمشدشون پیدا بشه ...
    لَبَّیکَــ لاشَریــکَــ لَبَت، جـــــز مــنـ وُ خــــودتــــــ ...
  15. #15
    نسترن
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,684
    7,709
    2,282

    Icon100 سر انجا*م* در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما*ه* ۱۳۵۶ با* قلبی* عا*شق* ، اندیشه* ای* پا*ک* ، ایما*نی* محکم*،

    سالگرد شهادت دکتر شریعتی
    سلام

    سالگرد شهادت دکتر شریعتی بهانه ای شد برای نوشتنم.

    فکر کنم سومین یا چهارمین نامه من به دکتر باشد.نمی دانم چرا نمی توانم مطلبم را مستقیم به مخاطب بگویم و هر بار خواستم چنین کنم نا خودآگاه ...
    شاید این بیان دلتنگی هایم باشد و اینکه چقدر دوست داشتم که دکتر شریعتی زنده بود و این وضعیت جامعه را می دید ، خیلی دلم می خواست او هم دیدگاهش را بیان کند ولی فکر نکنم به او اجازه می دادند که اصلاً مطلبی را بیان کند.

    نمی خواهم فضای سایت را سیاسی کنم و دوست دارم دیدگاههای سیاسی خود را محفوظ نگه دارم اما نبود دکتر شریعتی در زندگی امروزه بسیار احساس می شود .

    دکتر کسی بود که دیگر مانند او پیدا نشد و افکار او اکنون پس از سی و چند سال هنوز تازه است و به اعتقاد بنده خیلی از مطالب مصداق امروزی دارد .

    امروزه شاهد نامرد مردمی هستیم که می خواهند نوشته های استاد را در زیر پا له کنند ولی تا به حال موفق نشدند و نمی خواهند بگذارند که خصوصا نسل جوان با عقاید و افکار او آشنایی پیدا کنند چه بسا که این نوشته ها کار دستشان بدهد....

    آری دکتر این بار من شما را مخاطب قرار می دهم اما از قول خودتان :

    وقتی که دیگر نبود ، من به بودنش نیازمند شدم

    وقتی که دیگر رفت ، من به انتظار آمدنش نشستم

    اما درد دل می کنم :

    ای کاش این کسانی که می گویند « مردم ما آب و نان نداشته باشند ولی حجاب داشته باشند » یک بار ، فقط یک بار سمینار زن تو را خوانده بودند.

    شاید در ذهن عده ای که من را نمی شناسند فکر کنند که من بی دینم و معتقد به بی حجابی اما به خدای واحد که من خود اعتقاد به حجاب کامل دارم اما نه با این روش.

    دکتر جان ،
    یاد دارم که در همان سمینار زن تو بود که خواندم :
    وقتی حجاب را اجبار کردی بدون اینکه دلیلش را برای فرد مقابل مطرح کنی و او را قانع کنی فرض که تو 10 سال هم بتوانی نظر خود را تحمیل کنی اما سال یازدهم او کار خودش را می کند .

    مگر نبود زمان پیغمبر که بعد از سال هفتم ، هشتم حجاب را مطرح کردند یعنی بعد از بیش از بیست سال کار روی مردم حجاب مطرح می شود ، مگر پیامبر مساله شراب را در سه مرحله مطرح نکرد و توانست فساد احتماعی شرابخواری را محو کند بدون اینکه مردم را مستقیما تحت فشار قرار دهد و به آنها نه بگوید.

    چه بگویم دکتر ؟ باز از تو می گویم:

    از دیده به جای اشک خون می آید

    دل خون شد و از دیده برون می آید

    دکتر من نیز احساس تو را دارم :

    هم اکنون احساس می کنم

    بر تل خاکستری از همه آتش ها و امید ها و خواستن ها تنها مانده ام

    و این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است

    که تو اینجا چه می کنی ؟

    امروز به خودم گفتم :

    من احساس می کنم که نشسته ام زمان را

    می نگرم و می گذرد ، همین و همین.

    روحش شاد و یادش گرامی باد.

    دوست دارد
    نسترن

    2:41 شب
    10/3/91
    ویرایش توسط نسترن : 2012.05.30 در ساعت 02:46
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا
صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 17

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •