ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 76
  1. #1
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    New2 ミ★ミ انجمن طرافداران حمید عسکری ミ★ミ





    بیوگرافی حمید عسگری:



    حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
    حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
    اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
    صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
    با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
    نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود.
    ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .






    مصاحبه با حمید عسگری:




    شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي*شود من سال*هاست كه كار آهنگسازي انجام مي*دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي*خواندم آنها به من مي*گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي*دهي، من هم مي*گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله*اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
    _ من معمولا اثري را كه به خواننده*اي مي*دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي*كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي*كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
    _گاهي*اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي*كند آنها برداشت نادرستي از حرف*هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را *نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي**هاي يك خواننده را زير سوال برد.
    _ خودم هم اين حرف*ها را شنيد*ه*ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي*كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده*ام از حاشيه*ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه*هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم *باشم.
    _ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي*شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي* خيلي خوب فعاليت مي*كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي*دهند.
    _ بنيامين يكي از موفق*ترين خواننده*هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق*تر از آلبوم قبلي*اش خواهد بود.
    _ هيچ*وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي*كنند تا اثري را به ديگري ترجيح *دهند.
    _ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي*كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
    _ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه*سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي*كنم، اما خط سير اصلي ترانه*ها را خودم مي*دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
    _ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي*كنم.
    _ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي*تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
    _ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.


    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  2. #31
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض



    فکر میکنی نباشی




    فکر میکنی نباشی. بدون تو میمیرم
    برو بابا نمیخوام دیگه تو رو ببینم


    میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه
    فکر نکنی میسوزم به پای تو دیوونه به پای تو دیوونه
    فکرشم نکنی که بمونی و میدونی نه دیگه نمیمونم
    این نشد که هر دلی رو بسوزونی و بخوای بگی بهش من دیگه نمیمونم

    فکر اینجا شو نکرده بودی یه روزی یکی مثل خودت پیدا میشه
    بهت میگه که


    فکر میکنی نباشی. بدون تو میمیرم
    برو بابا نمیخوام دیگه تو رو ببینم
    میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه
    فکر نکنی میسوزم به پای تو دیوونه به پای تو دیوونه



    فکرشم نکنی که بمونی و میدونی نه دیگه نمیمونم
    این نشد که هر دلی رو بسوزونی و بخوای بگی بهش من دیگه نمیمونم.
    فکر اینجا شو نکرده بودی یه روزی یکی مثل خودت پیدا
    میشه بهت میگه که


    فکر میکنی نباشی. بدون تو میمیرم
    برو بابا نمیخوام دیگه تو رو ببینم
    میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه
    فکر نکنی میسوزم به پای تو دیوونه به پای تو دیوونه


    فکر میکنی نباشی. بدون تو میمیرم
    برو بابا نمیخوام دیگه تو رو ببینم
    میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه
    فکر نکنی میسوزم به پای تو دیوونه به پای تو دیوونه
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  3. #32
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض



    کنسرت بزرگ مردادماه حمید عسکری در آبادان ...






    مکان : آبادان، سینما نفت آبادان

    تلفن رزو بلیت: موسیقی ما: 2220164 - 0631


    سایت هواداران حمید عسکری
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  4. #33
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض



    تعـــــنـــه




    گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
    نمی خوام با من بمونی برو از روزگارم
    دیگه جایی نداری توی این قلب شکسته
    زندگی با تو محال
    تو همونی که می گفتی زندگی با من خیلی قشنگه
    نمی دونستم که حرفات همش از روی نیرنگه
    حالا اینو می دونم گر چه حالا خیلی دیره
    زندگی با تو محال
    طعنه شنیدم از همه که تو وفا نداری
    دارم تو چشمات می بینم می خوای که جام بذاری
    منم یکی مثل همه تو قلب تو شلوغه
    گریه نکن که گریه هات برای من دروغه
    طعنه شنیدم از همه که تو وفا نداری
    دارم تو چشمات می بینم می خوای که جام بذاری
    منم یکی مثل همه تو قلب تو شلوغه
    گریه نکن که گریه هات برای من دروغه
    گریه نکن که گریه هات برای من دروغه
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  5. #34
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    مصاحبه ویژه با ابوالفضل امید بخش مدیر برنامه کنسرت بزرگ حمید عسکری در کرمان





    کنسرت بزرگ حمید عسکری در 2-3و4 شهریور 1387 در سالن فجر شهر کرمان توسط شرکت آوای صدف با مدیریت روح ا... انصاری برگزار شد که در این مورد گفتگویی داریم با مدیر برنامه این کنسرت ابوالفضل امیدبخش.کرمان شاپز:حدود یک سال هست که از این کنسرت می گذرد این کنسرت به چه نحوی برگزار شد؟امید بخش:این کنسرت به مدت 3 شب در سالن فجر کرمان برگزار شد که خوشبختانه مردم به دلیل علاقمندی زیادی که به حمید عسکری داشتند از استقبال خوبی برخوردار شد.
    کرمان شاپز:شایعاتی در این کنسرت در سایتها دیده میشه آیا این شایعات صحت داره؟
    امید بخش:شب اول و دوم این کنسرت بسیار عالی برگزار شد اما در شب آخر یعنی شب سوم به دلیل تقلبی بودن بلیطها جمعیت زیادی به دیدن این کنسرت آمدند چون ظرفیت بیش از حد بود تعدادی از مردم پشت در ماندند که فشار جمعیت باعث شکستن شیشه در ورودی شد اما جنجالی را در این کنسرت نداشتیم.

    کرمان شاپز:بعد از شکسته شدن در ورودی آیا حمید عسکری برنامه را قطع کرد؟امید بخش:بله برنامه قطع شد و حمید عسکری در بین مردم رفت و با مردم صحبت کرد و قول داد که سانس دوم را برای مردم اجرا کند.کرمان شاپز:شایعاتی در مورد قطع برق بوده است آیا صحت دارد؟امید بخش:به هیچ وجه ما هیچگونه قطعی برق نداشتیم اما حدود یک ساعت قبل از شروع برنامه برق بنا به دلایلی قطع شد اما در بین برنامه هیچگونه قطعی برق نداشتیم.کرمان شاپز:آیا برنامه ای برای خوانندگان دیگر در کرمان دارید؟امید بخش:پیشنهادهایی را داشتم اما هنوز تصمیم نگرفتم.کرمان شاپز:به غیر از کنسرت حمید عسکری در کرمان کنسرتهای دیگری هم داشته اید؟امید بخش:بله دو کنسرت شهرستانی را داشتم که یکی از آنها در این اواخر بوده که خودم مجری این کنسرت بوده ام.(کنسرت کروه شوک)کرمان شاپز:آیا باز هم برای حمید عسکری کنسرت می گذارید؟امید بخش:منتظر آلبوم دوم حمید عسکری هستم حتما" به محضی که بیرون بیاید در اولین فرصت کنسرت حمید عسکری را با آلبوم دوم او برگزار خواهم کرد.کرمان شاپز:حرف آخر....!امید بخش:تشکر ویژه ای دارم از اقای روح ا... انصاری که بسیار به من لطف داشته اند و از همه دوستانی که در اجرای این کنسرت ها به من کمک کرده اند امیدوارم بتوانم کنسرتهای خوبی را برای دوستان عزیز کرمانی برگزار کنم.
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  6. #35
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    عکــسهای کنــسرتـــ حمید عسکری در جــزیره کــیش










    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  7. #36
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض










    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  8. #37
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    حمید عسکری از تجربه آخرین دیدارش با «ناصــر حجازی» و حرفها می گوید که هرگز فراموش نخواهد کرد !


    برای کسب موقعیت بهتر، دست کسی را نبوس...
    آخرین تصویری که از حضور ناصر حجازی در دفتر باشگاه استقلال در ذهن مانده، حضور توام او و حمید عسگری، خواننده پر طرفدار موسیقی پاپ است که این حضور توام به گفتگوی جالبی تبدیل شد که فردای** همان روز در روزنامه باشگاه استقلال، به چاپ رسید. در این روزهایی که همه جامعه خبری ایران، تحت تاثیر خبر درگذشت ناصر حجازی است، «حمید عسگری» بهترین گزینهای بود که می*شد سراغش رفت و با او در مورد این بزرگ مرد، گپ زد.



    • شما آخرین هنرمندی بودید که در یک گفتگوی دو نفره با ناصر حجازی، در دفتر باشگاه استقلال حضور داشتید. بعد از آن گفتگو، نگاه*تان به آینده حجازی چطور بود؟ چقدر خوش بین بودید؟

    آن زمان (حدود یک ماه پیش) حال ناصرخان خیلی بد نبود و سرحال به نظر می*رسیدند. اما نکته*ای که برای خود من هم قابل توجه بود، روحیه بالای ایشان بود که به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. ایشان با روحیه بالا در مورد آینده و هدف*هایش صحبت می*کرد و بسیار به با انرژی در مورد موفقیت*های آینده*اش حرف می*زد. ترازدی آن دیدار برای من، زمانی بود که ایشان می*خواستند بلند شوند و این بلند شدن در سه مرحله و به سختی اتفاق افتاد. برای من این صحنه خیلی دردناک بود. قهرمان همه زندگی من که همیشه نمادی از صلابت و قدرت بود، حالا رو به روی من..... همیشه عادت داشتیم که ایشان را در اوج ببینم ولی آن صحنه*ها برای من خیلی دلخراش بود.



    • خبر فوت ایشان را چه کسی به شما داد؟

    خانم صمدی، خبرنگار روزنامه باشگاه استقلال.



    • دوست دارم اولین عکس العملتان در آن لحظه را بدانم.

    البته من پشت فرمان بودم. این خبر برای من فرقی با آخر دنیا نداشت. انگار پدرم را از دست داده بودم. هنوز گوشی را قطع نکرده بودم که اشکم در آمد. لحظات دردناکی بود. هیچ جوره نمی*توانم احساساتم را مهار کنم.



    • اولین تصویر ذهن شما پس از شنیدن این خبر چه بود؟

    لحظاتی را که در دفتر باشگاه استقلال گذرانده بودیم در جلو چشمانم ظاهر می*شدند. تک تک صحبت*هایی را که رد و بدل شده بود، داشت تکرار می*شد. زیاد لحظات جالبی نبود آن لحظه.



    • من به خوبی خبر دارم که شما ابتدا ترتیب ملاقات حضوریتان در بیمارستان کسری و در روزهای آخر بستری شدن حجازی را داده بودید ولی به محض قطعی شدن این قرار، نتوانستید حضوری به عیادت ایشان بروید. ماجرای آن روز*هایتان چه بود. شنیده شد که حال و روز خوبی نداشتید.

    ببین من خوب یا بد، یک اخلاقی دارم که تحمل دیدن قهرمان*هایم را در شرایط بد و ناگوار ندارم. قهرمان*هایم همیشه برای من بزرگ و دست نیافتنی*اند و شکوه و عظمتشان را همیشه به یک شکل عجیب و غریبی در ذهن دارم و برایم محترم*اند. من به خاطر عشق بی*حد و حصری که به آقای حجازی داشتم استقلالی شدم. اصلا من بیشتر از اینکه استقلالی باشم، ناصرخانی بودم. حالا نمی*توانستم بزرگ*ترین قهرمان رویا*هایم را روی تخت ببینم. می*دانستم که اگر بروم و از نزدیک ببینمشان، حالم خراب خواهد شدو نمی*توانم احساسات خود را کنترل کنم. من حتی وقتی تلفنی با ایشان صحبت کردم، بغض راه گلویم را گرفته بود. جالب اینجا بود که ایشان داشتند به من دلداری می*دادند و من فقط گوش می*کردم و گریه می*کردم....



    • و در مراسم تشییع شرکت نکردید.

    نه، اصلا. نمی*توانستم حتی به آن فکر کنم. حتی فکر کردن به اینکه در این مراسم حضور داشته باشم هم دردناک بود برای من. من هنوز هم نمی*توانم باور کنم که ناصرخان دیگر پیش ما نیست.



    • در آخرین دیداری که با ایشان داشتید، کدام جمله ایشان هنوز هم در ذهنتان مانده. جملهای که قطعا بر این باور*اید که هرگز از یاد نخواهید برد؟

    از پله*های باشگاه که پائین می*آمدیم ناصر خان به من گفت: «برای کسب موقعیت بهتر، دست کسی را نبوس...»

    هنوز هم آن لحنشان را در آن لحظه فراموش نکرده*ام و در ذهنام است.



    • جمله*ای هم بوده که شما این روز*ها حسرت گفتن آنرا به خود ناصرخان در دلتان حس کنید؟

    نه خوشبختانه. من آنروز جزء به جزء و کلمه به کلمه عشقم را خیلی مفصل به ایشان ابراز کردم و از این موضوع خوشحالم که زمانیاین ابراز عشق اتفاق افتاده که ایشان در بین ما بودند. آن روز را هرگز از یاد نخواهم برد.



    • فکر می*کنید بزرگ*ترین دلیلی که بخاطرش حجازی تا این حد بین مردم محبوب شد، چه بود؟

    بعضی*ها که شامل اهالی ورزش و سینما و حتی موسیقی هم می*شوند، برای پیشرفت در کارشان سعی می*کنند به راههای غیر انسانی دست بزنند. همه کار برای بالا رفتن و پیشرفتشان انجام می*دهند. ولی ناصر حجازی با شایستگی و بدون هیچ زد و بندی، به آنجایی که لیاقت*اش را داشت، رسید. بار*ها پیش آمده بود که حجازی می*توانست سمت و نقام بالاتری را از آن خود کنند ولی چون ایشان انسانی نبودند که «بله قربان گو» باشند، آن پست*ها را از دست دادند. مردم ما شعور و درک بالایی در این جور موارد دارند. چرا مردم ما در مورد امیر قلعه نویی که حتی چندین بار استقلال را قهرمان کرده، چنین حسی ندارند؟ من حاضرم قسم بخورم که اگر در برنامه نود یک نظر شمجی در این مورد راه بیفتد هرگز به محبوبیت حجازی نخواهند رسید. چون ایشان هیچوقت سالم کار نکردهاند و برای به دست آوردن موفقیت*های بزرگ به هر روشی و هر کاری دست می*زنند. خوشحالم که حجازی تا آخرین لحظه در برابر همه ایستاد و قهرمانانه با همه وداع کرد. همه آنهایی که برای او گریه کردند، بخاطر همین خصوصیات خاص*اش بود که تا همیشه در یاد*ها خواهد ماند. آتیلا هم به این موضوع رسید و همین جمله من را گفت. بابت این قضیه حداقل، خوشحالم.



    • همه حس تو در مورد حجازی اگر قرار باشد که در یک جمله جمع شود، آن یک جمله چیست؟

    ناصرخان، نماد شرافت و مردانگی...



    • خبر جدید از آثارتان؟ آلبوم جدید یا کنسرت؟

    آلبوم جدید را هنوز استارت نزده ام. بیشتر در مورد فضای آلبوم جدید*ام در حال فکر کردنام. در سه آلبوم قبلی فضا و استایلی را ساخته بودم که به نوعی مهر و امضای خودم را داشتم. ولی دوست دارم در آلبوم جدید یک فضای جدید تری را تجربه کنم. در مورد کنسرت هم که از کرج شروع شده و برنامه*های رشت و آبادان و تهران و سنندج هم قطعی شده*اند. کلا بیشتر این روز*ها درگیر تور کنسرت*هایم هستم.


    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  9. #38
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    عکس های کنســـرتــ حمید عسکری در کــرج













    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  10. #39
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    سری دوم عکس های کنسرت حمید عسکری در کرج














    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  11. #40
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض






    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  12. #41
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    واسه اینه که





    تو فرق می کردی واسه من با همه ، واسه اینه که می مردم واسه تو
    توی نگاهت یه حس غریبی ، می گفت که دارم می شم عاشق تو
    جون منی ، آخه عمر منی ، چه جوری بگم می میرم واسه تو
    توی چشام که نگاه بکنی ، می بینی که دارم می شم عاشق تو
    (عاشق تو،عاشق تو)

    واسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگات
    واسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم تو حسرت نگات
    واسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگات
    واسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم تو حسرت نگات

    فرقتو ، قلبو ، احساس قشنگته که منو این جوری دیوونه کرده
    حس عجیبه خواستن چشماته که تا ابد تو دلم لونه کرده
    دستای گرمتو ازم نگیری که مرهم قلبی که پر درده
    باز دوباره زل بزن تو چشام که دوری تو منو دیوونه کرده
    (دیوونه کرده،دیوونه کرده)


    واسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگات
    واسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم تو حسرت نگات
    واسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگات
    واسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم تو حسرت نگات
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  13. #42
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    مــــتــن آهــنگــ های ارسالی توسط دوستان عزیز





    دوستت دارم
    گل نرگس
    به دلم مونده
    وقت رفتن
    دیگه تو رو ندارم
    گریه نکن
    بی تفاوت
    شعر عاشقونه
    بی خیال دنیا
    ناشناسی
    فرشته
    سنگ غرور
    من کجای زندگیتم
    التماس
    خسته شدم
    دلتنگ
    چشمای تو
    به عشق تو
    ستاره
    ناشناسی
    اگه به تو نمی رسم
    کی عوض شده
    پرونده
    دل دل نکن به رفتن
    فکر می کنی نباشی
    تعنه
    واسه اینه که
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  14. #43
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض


    گل من


    می گی دیگه تمومه ، انگار دارم می میرم
    هر کی رو که می بینم ، سراغتو می گیرم
    بی خودی خواهش می کنم ، به موندنت کنار من
    می دونم داری می ری ، دیگه تمومه کار من

    به خدا دوست دارم ، به خدا عاشقتم
    هیچ کی مثل من تو رو دوست نداره ، گل من

    دلم بی دوا شده ، به تو مبتلا شده
    آخه کی تو رو این جوری که هستی می خواد ، غیر من
    ای گل من ، ای گل من
    ای گل من ، ای گل من

    سر دو راهی موندم ، بگو برم یا باشم
    چی کار باید می کردم ، تا تو دل تو جا شم

    من که با هر چی که می شد ، خواستم عاشقت کنم
    خواستم بگم دوست دارم ، باورت اما نمی شد

    به خدا دوست دارم ، به خدا عاشقتم
    هیچ کی مثل من تو رو دوست نداره ، گل من

    دلم بی دوا شده ، به تو مبتلا شده
    آخه کی تو رو این جوری که هستی می خواد ، غیر من
    ای گل من ، ای گل من
    ای گل من ، ای گل من





    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  15. #44
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض

    باور


    داااااارم از چشات می خونم باورش سخته هنوزم!
    تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخووونم ؟

    حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی
    قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی

    دست تو ، تو دست من بود نمی دونم کی تورو ازم گرفت ؟ !
    نمی دونم که کدوم نگاه شوم قصه جدایی رو برام نوشت ؟!

    حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی
    قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی

    حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی
    قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  16. #45
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض




    این بار اولی نبود
    که توی قلب من میمرد
    با نگاهای عجیب
    کفر منو در می آورد
    هرز می پرید من کشتمش
    در فکر کشتن کشتمش
    من اون بد لعنتی و
    با اشک و لبخند کشتمش

    پرونده هام کامل شدن
    با چند تا سیگار و یه عکس
    در پی اثبات یه جرم
    با عشق و نفرت کشتمش

    انکار می کرد حرف منو
    وقتی که چشمامو میدید
    گناه تازه ای نداشت
    فقط یکم هرز می پرید

    با این همه حرف و حدیث
    حیثیت منو میبرد
    وقتی که داشت تموم می کرد
    جون منو قسم میخورد

    آروم و هوشیار کشتمش
    بیدار بیدار کشتمش
    چاره ی دیگه ای نبود
    از روی اجبار کشتمش
    هرز می پرید من کشتمش
    در فکر کشتن کشتمش
    من اون بد لعنتی و
    با اشک و لبخند کشتمش

    پرونده هام کامل شدن
    با چند تا سیگار و یه عکس
    در پی اثبات یه جرم
    با عشق و نفرت کشتمش

    انکار می کرد حرف منو
    وقتی که چشمامو میدید
    گناه تازه ای نداشت
    فقط یکم هرز می پرید

    من موندم و اون خاطره های
    عذاب بی امون
    اما پشیمون دلم
    از بابت کشتن اون

    اما پشیمون دلم
    از بابت کشتن اون
    از روی اجبار کشتمش







    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

صفحه 3 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 76

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •