ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 11 از 11
  1. #1
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    New22 آشنایی با بازی های محلی وسنتی استانها

    
    آشنایی با بازی محلی و سنتی استان کرمانشاه



    آشنایی با بازی محلی و سنتی استان کرمانشاه
    بازی*های محلی استان کرمانشاه نقش در فرهنگ و آداب و رسوم خاص کردها دارد و در حال حاضر 200 بازی محلی در استان کرمانشاه وجود دارد.
    از جمله بازی*های محلی استان کرمانشاه بازی ارچن است که مختص سنین 10 الی 15 است و زمان انجام آن فصول پاییز و زمستان است.
    بازی محلی و سنتی استان کرمانشاه
    همچنین بازی آسیا مختص سنین 3 الی 7 سال است و زمان انجام آن تمامی فصول است.
    بازی آقادای آقادای نیز مختص پسران در سنین 10 الی 20 سال است و زمان اجرای بازی فصول پاییز و زمستان است.
    بازی بازپران مختص پسران در سنین 15 الی 30 سال بوده و زمان اجرای آن فصول پاییز و زمستان است.
    بازی باواگیجه مختص پسران در سنین 10 الی 20 سال بوده و زمان اجرای آن پاییز و زمستان است.
    باز بوک*بوک مختص پسران در سنین 10 الی 20 سال بوده و زمان اجرای آن فصول پاییز و زمستان است.
    بازی پال*پال لنجه که مختص جوانان منطقه جوانرود بوده و زمان اجرای آن تمام فصول و شب هنگام است.
    بازی جلی*تر ویژه دختران و پسران 10 الی 15 ساله بوده و از جمله بازیهای مهارتی است.
    شرح تعدادی از بازی*های محلی استان کرمانشاه:
    بازی محلی خلورتانی:
    ازمخروط های چوبی استفاده می کردند و دور آن را نخ محکمی می پیچاندند و به نوک آنها یک میخ فلزی ته گرد که بیشتر در نعل اسب و قاطر استفاده می گردد می زدند سپس با کشیدن نخ مخروط شروع به دوران روی زمین می نمود و با چنان سرعتی می چرخید که صدایی نیز ایجاد می کرد . برای به حرکت درآوردن آن می بایست سر بالایی نخ را به صورت حلقه ای در آورند و انگشت اشاره را در آن قرار دهند سپس مخروط ها را که در دست بود محکم به طرف زمین پرتاب می کردند و نخ را می کشیدند بعضی اوقات مخروط خود رابه مخروط افراد دیگری که در حال چرخش بود می زدند و به این ( خلورته مارانی ) یا مخروط شکستن می گفتند اگر مخروط شخصی بدون ترک برداشتن موفق می شد مخروط دیگران را بشکند یا ترک اندازد مخروط او بهترین مخروط محسوب می گردید.
    بازی محلی هه ملوقوانی یا گوره کانی:
    هه ملوقوانی از بازیهایی است که دختران انجام می دادند به این صورت که پنج قطعه سنگ به اندازه ی بزرگتر از یک حبه قند انتخاب می کردند و هر کدام از بازیکنان به نوبت با آنها به بازی می پرداختند . برای این کار ابتدا با یک دست سنگ ها را روی زمین ولو می کرد و سپس یکی از آنها را بر می داشت و ضمن اینکه آن را هوا می کرد سنگی را از روی زمین برمی گرفت و می بایست قبل از اینکه سنگ هوا شده به زمین برسد او سنگ خود را برداشته باشد و با همان دست سنگ هوا شده را نیز بگیرد . این بازی چندین مرحله مختلف داشت ابتدا سنگ ها را تک تک بر می داشتند سپس دو تا دو تا سپس یک تکی و یک سه تایی و به همین ترتیب تا پایان تمام مراحل . اگر در حین بازی سنگ هوا شده به زمین می خورد بازیکن دیگر بازی را شروع می نمود و به همین ترتیب بازی دور می زد و هر بار بازیکن بازی را از مرحله ای آغاز می کرد که قبلا نتوانسته بود تا اینکه یکی از آنها زودتر به پایان مراحل برسد و برنده محسوب شود.
    از دیگر بازی های دخترانه می توان به بازی آلنجی کولنجی یا آسمان رنگه و چوزی و خط خط اشاره نمود.
    بازی محلی کلاوریزان:
    فردی کلاهی را پر از سنگریزه می نمود وآن را وارونه روی یک سطح قرار می داد سپس می بایست کلاه را طوری از زمین بردارد که سنگریزه ای برجای نماند اما اگر موفق نمی شد می بایست سنگریزه های باقیمانده در روی زمین را تک تک طوری بردارد که بقیه سنگریزه ها موجود در سطح تکان نخورند در غیر این صورت بازنده اعلام می گردید . هر کس در این بازی موفق می شد که یا کلاه را پر از سنگریزه برگرداند یا اینکه سنگریزه ها را تک تک بردارد به طوری که بقیه ی آنها تکان نخورد برنده اعلام می شد در این بازی دقت زیادی لازم بود و کسی که نمی توانست اعصاب آرامی داشته باشد موفق نمی گردید.
    بازی محلی هیلکه مارانی:
    هیله مارانی (تخم مرغ شکستن) این بازی که به صورت برد و باخت انجام می گرفت به این صورت بود که در هر مرحله دو نفر با هم روبرو می شدند هر کدام از طرفین تخم مرغی را محکم در دستش نگه می داشت به طوری که یک سر تخم مرغ به طرف بالا باشد و دیده شود سپس فرد دیگری تخم مرغ خود را از طرف سر آن به تخم مرغ طرف مقابل می زد اگر تخم مرغ یکی از آنهاترک بر می داشت این بار دو سر دیگر تخم مرغ را به هم می زدند اگر این بار نیز همان تخم مرغ ترک بر می داشت صاحب این تخم مرغ بازنده محسوب می شد و می بایست تخم مرغ خود را به طرف مقابل بدهد و اگر هر دو ترک برمی داشتند آن طرفی بازنده محسوب می شد که تخم مرغش بیشتر شکسته باشد. به این طریق یک فرد ممکن بود در روز چند تخم مرغ را صاحب شود.
    بازی محلی خرمایله (خواستگارى از شرف نسا):
    این بازى نمایشى بسیار قدیمى است و نشان*دهنده مراسم خواستگارى دختران کوچک است و اشعارى که در این بازى خوانده مى*شود نوع خاصى از اشعار هفت هجائى است. خرمایله یعنى موخرمائى که اشاره به عروس است. بازیکنى که نقش عروس را بازى مى*کند در جمع دختران سر به*زیر مى*نشیند و دو نفر از دختران دسته داماد دست به گردن هم مى*اندازند و جلو مى*آیند و شعرى را مى*خوانند که در آن از عروس تعریف و به او سلام مى*کنند. اطرافیان عروس جواب سلام را مى*دهند . فرستادگان داماد مى*گویند که طشت طلا هدیه آورده*اند تا شرف نسا را ببرند آن*وقت چشم عروس را مى*بندند و او را به*همان شکل که نشسته از زمین بلند مى*کنند، در حالى*که انگشت*هاى بزرگ پاى خود را در مشت گرفته است. او نباید انگشت*هاى خود را رها کند. سپس او را به مکان*هائى که قبلاً مشخص کرده*اند به*نام بهشت و دوزخ و برزخ مى*برند و مى*پرسند که کدام*یک را مى*خواهد . اگر دوزخ را انتخاب کند برسرش مى*کوبند و او را دوزخى مى*نامند. اگر برزخ را انتخاب کند برسرش مى*کوبند و مى*گویند 'گِل برسرت برزخی ولى اگر بهشت را انتخاب کند مى*گویند 'گُل برسرت بهشتی که این نشانه خوشبختى عروس است. این بازى امروزه به*شکل دیگرى اجراء مى*شود. بدین صورت که خانواده عروس و داماد دو دسته مى*شوند و در مقابل هم قرار مى*گیرند. خانواده داماد مى*گویند هدیه آورده*اند که عروس را ببرند ولى خانواده عروس هدیه را رد مى*کنند. خواستگارها عقب مى*نشینند و دوباره با هدیه دیگرى برمى*گردند. پس از چندبار پیشنهاد دادن و رد شدن پیشنهاد، یکى از خواستگارها سعى مى*کند یکى از افراد عروس را به دسته ٔ خود بکشاند. این وضع ادامه مى*یابد تا در دسته عروس بازیکنى باقى نماند.
    کتک*پرانى (اسلام*آباد غرب):
    به*هنگام آوردن عروس به خانه داماد، جوانان و بزرگان ورزیده و سوارکار دست به عملیات نمایشى جالبى مى*زنند. هر سوار یک کتک خوش*خط و خال و زیبا در دست گرفته و شروع به تاختن در اطراف کاروان عروس مى*کند و با پرتاب کتک خود در حین تاختن به زمین و گرفتن مجدد آن باعث حیرت و شگفتى بیننده مى*شود. به ازاء هر پرتاب کتک و گرفتن یا عدم گرفتن آن، از سوى سر سوارکاروان امتیازى به سوارکار داده و یا امتیازى از او کم مى*شود. البته این امتیازها فقط لفظى است و از نظر مورد توجه قرار گرفتن سوارکار نزد مردم اهمیت دارد
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  2. #2
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض


    از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک و حرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند بعد از پایان نمایش شیطانک در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  3. #3
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض



    بازى*هاى محلی استان يزد عبارتند از:
    آى تو به باغ رفته بودي، اتوک کلي، اوستا بدو، بچه*بازي، چفته*بازي، خرک*بازي، دم*دوک*بازي، شيطان*بازي، على لولوئى*لو، قايم*بازى شوتک باز، کيه*کيه در مى*زنه، گنجشک پر، گندم گل گندم، لشکرکشى (کشتي ) ، ملا ملا و ...
    اتوک*کلى (يزد )
    بازيکنان به دو گروه مساوى تقسيم مى*شوند. گروه شروع*کننده در نقطه ٔ شروع که ابتداى زمين بازى (بالا) است، مستقر مى*شود و افراد گروه ديگر در محوطه ٔ زمين بازى به*طور پراکنده قرار مى*گيرند. چوب کوچک (کلي) را روى دو سنگ موازى هم و يا روى چاله ٔ حفرشده*اى مى*گذارند و يکى از نفرات گروه بالا به*ترتيب با ' اتوک' (چوب بزرگ) به زير کلى مى*زند تا کمى بلند شود، سپس با ضربه*اى محکم آن را به*طرف پائين زمين پرت مى*کند. اگر گروه پائين بتوانند کلى را در هوا بل بگيرند، جاى دو گروه عوض مى*شود و در غير اين*صورت گروه پائين کلى را از هر جا که بر زمين افتاده برداشته و آن را به*طرف اتوک که کنار دو سنگ گذاشته شده، پرتاب مى*کنند، که در صورت اصابت جاى دو گروه عوض مى*شود .
    لشکرکشى (کشتى) (يزد )
    عده*اى از جوان*هاى دو محله در ميدان يا تکيه يا حسينيه ٔ محل خود جمع مى*شوند و هر محله براى خود يکى از افراد صاحب صلاح را به*عنوان استاد (سرپرست) انتخاب مى*کند. نفرات دو محله دايره*وار طورى*که هر محله نصف دايره را تشکيل دهد، کنار هم مى*ايستند. آن*گاه دو استاد هرکدام يکى از نفرات چابک و قوى خود را با نام صدا مى*زنند که به* وسط ميدان آمده و کشتى خود را شروع کنند . داورى بازى هم به*عهده ٔ دو استاد است. کشتى به*حالت سرپا انجام مى*شود . برنده ٔ بازى کسى است که حريف را از زمين بلند کرده و بر زمين بزند و يا اينکه با به*کار بردن فني، حريف به زمين بى*افتد .
    پس از آن برنده ٔ کشتى در زمين مى*ماند و به*جاى بازنده، استاد مربوطه، يکى ديگر از افراد خود را براى کشتى گرفتن با برنده صدا مى*زند. بسيار پيش مى*آيد که يک نفر با چندين نفر کشتى مى*گيرد. زورآزمائى*ها تا حدود بيش از ده کشتى ادامه مى*يابد و هر محله که برد بيشترى داشته باشد، برنده اعلام مى*شود
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  4. #4
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض


    بازيها و ورزش‏هاي محلي آذربایجان
    بازي‏هاي سنتي و محلي هر منطقه درجهان ريشه در فرهنگ و نگرش جامعه شناسي و مردم شناختي مردمان آن منطقه دارد. به عبارت ديگر بخشي از اندوخته هاي فرهنگي در منطقه از بازي‏هاي محلي و سنتي آن منطقه ريشه مي‏گيرند.

    بازي هاي سنتي رايج در استان آذربايجان شرقي با اسامي ديگر در نواحي مختلف ايران با تغيرات اندك مشاهده مي شود و نيز نوع مشابه بازي هاي سنتي در كشورهاي مختلف جهان قابل مشاهده هستند زيرا در كليه جوامع بشري نيازهاي انساني ايجاب مي نمايد تا براي رشد و تعالي از بازي ها در انواع و اقسام آن استفاده شود.

    در استان پهناور آذربايجان شرقي بازي‏هاي محلي و سنتي انواع و اقسام متعددي را داشته و دارد كه در آن بخش به اختصار به شرح برخي از آنها كه داراي عموميت نسبي در بيشتر مناطق استان واز جمله شهرستان تبريز است اشاره مي‏شود.

    بازی محلی آرادا ووردو
    جهت انجام اين بازي به بيش از چهار نفر بازيكن نياز هست. آنها دو دسته شده و آن دسته كه بازي را مي‏خواهد شروع كند در وسط مي‏ايستد و افراد دستة ديگر در دو جهت مخالف با فاصله‏اي معين مي‏ايستد. وسيلة لازم اين بازي توپ است. افراد خارج از بازي سعي مي‏كنند ديگر بازيكنان را با توپي كه در دست دارند بزنند. هر بازيكن كه توپ به او بخورد بايد از بازي خارج بشود.


    برعكس، هر بازيكني كه بتواند توپ را بگيرد به حساب دو بازيكن است و بايد دو بار توپ به او بخورد تا از دور بازي خارج گردد. گاه بازيكني كه توپ را گرفته است مي‏تواند به جاي يك «جان» خود بازيكن هم تيمي خود را كه اخراج گرديده به داخل زمين بياورد. بعد از اينكه تمامي بازيكنان توپ خورده و از زمين خارج شدند تيم بعدي وارد زمين مي شوند. زماني كه تنها يك بازيكن در وسط زمين مانده است بايد طرفين توپ را به صورت پاس هوايي بيندازند و اگر پنچ بار آن را از زمين پاس دادند و به حريف نخورد تمام تيم دوباره به زمين برمي‏گردند.

    اين بازي در فضاي باز و زميني صاف انجام مي‏شود. انجام آن باعث تقويت جسمي كودكان گرديده و نيز موجب پرورش دقت و حس همكاري و نوعدوسي را در آنها مي‏گردد.

    بازی محلی اته‏گه داش قويدو
    براي اين بازي بايد بيش از پنج نفر بازيكن گرد آيند. بازيكنان كنار هم به رديف مي‏نشينند و «اوستا» با سنگ كوچكي در مشت در برابر آنها مي‏ايستد. «شاگرد» نيز در كنار اوستا مي‏ايستد. بازيكنان نشسته بر زمين جايي دنج در ميان دامن خود معين مي‏كنند آنگاه اوستا بدون آنكه شاگرد متوجه گردد سنگ را در دامن يكي از بازيكنان مي‏گذارد. سپس نوبت شاگرد است كه حدس بزند سنگ در دامن چه كسي است. اگر در يك حدس درست بگويد شاگرد به جاي اوستا مي‏ايستد و اوستا به جمع بازيكنان مي‏پيوندد ولي اگر حدسش درست نباشد او به جاي يكي از بازيكنان نشسته و يكي از آنها به جاي شاگرد مي‏آيد. اين بازي پايان ندارد و تا احساس خستگي كودكان به آن ادامه مي‏دهند.


    اين بازي تحرك بدني ندارد و مخصوص هواي برفي و باراني و داخل اطاق است و باعث تقويت فكر كودكان مي‏گردد.

    بازی محلی ائرمني جيزيغي
    به علت شباهت اين شكل به صليب آن را از ارمني جيزيقي مي‏نامند. تعداد بازيكنان هر چند نفر مي‏تواند باشد اما بازي تيمي نيست و هر بازيكن به نفع خود بازي مي‏كند. طريقة بازي بدين ترتيب است كه بازيكن سنگ كوچكي را در خانة اول قرار مي‏دهد و بدون اينكه پايش را در اين خانه بگذارد به صورت لي‏لي تمام خانه‏ها را طي و دوباره برگشته و سنگ را برمي‏دارد. سپس به خانة دو ـ سه و …. الي آخر، سوختن در اين بازي مستلزم اين است كه سنگ بازيكن يا پاي بازيكن روي خطوط قرار بگيرند. بعد از اتمام خانة هشتم نوبت گذشتن از جهنم است.


    در اين قسمت سنگ به دورتر از جهنم پرتاب مي شود. اگر سنگ داخل جهنم بيفتد بازيكن بايد از خانة اول شروع كند. اما اگر بتواند بازي دور جهنم را هم با موفقيت بگذارند از همان سمت جهنم سنگ را به طرف خانه ها مي‏اندازد و در هر خانه‏اي كه بيفتد آنجا خانة اوست و هيچ بازيكن ديگر حق ندارد از آن خانه عبور كند. هر بازيكن كه در نهايت تعداد خانه‏هاي زيادي را صاحب شود برنده محسوب مي‏شود.

    فعاليت بدني اين بازي متوسط اما نياز به دقت و همت شخصي در آن بسيار است
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  5. #5
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,107

    Flower 32 32 بازى*هاى محلی استان تهران

    بازى*هاى محلی استان تهران








    بازى*هاى استان تهران عبارتند از:
    آب اومد کدوم آب، آبجى نساء، آسياب بچرخ، آسياب بشين، آفتاب مهتاب چه رنگه، آن مان نبارا، اتل متل توتوله، اِشن*قَر، الک دولک، اوسا بدوش زن اوسا ندوش، باقالى به چندمن، بامبک، بره*غُزي، پنج دوک، پنجره، پِنشت، تاب*بازي، ترکه*بازي، ترنابازي، تيرون*بازي، جست*و خيز، جفتک چارکش، چال مال خدا، چرخک، چشمک، چوب*توپ، حسن کمال، حمومک مورچه*داره، خاله رورو، خاله ديگ به*سر، دختر گريه مى*کنه، دستمال، دوزيازي، دوقوز بپرک، ريگ*بازي، زوري،زوو، سُک*سُک، سه*پايه، سه نفر کله ملوق، شلاق*بازي، شير ديدم، شير يا خط، طاق يا جفت، عرقچينک، عمو زنجيرباف، عموسبزى*فروش، قايم* باشک، قلعه*بازي، قلعه ٔ شاه مال منه، کبوتربازي، کلاه*بردار، کوشک، گربه ٔ خاله پيرزن، گردوبازي، گردو شکستن، گرگم به هوا، لبوداغه لبو، لى*لي، مدادبازي، مَلمَلى*گو، مولودي، ميخ طويله، ميخک، نقطه*بازي، نون بيار کباب ببر، هالنگه، هسته ٔ خرمابازي، هفت سنگ، هل و گلاب، ياسمن و نسترن، يک کلافه و ....
    آب اومد، کدوم آب
    اين بازى در واقع ترانه*اى است که بين استاد و شاگرد يا شاگردان رد و بدل مى*شود. ترانه پايان مشخصى ندارد و مى*تواند برحسب استعداد استاد و حوصله ٔ شاگردان ادامه يابد. ترانه اين*گونه آغاز مى*شود : استاد: يه مرغ زردى داشتم، خيلى دوسش مى*داشتم، توله هه اومد و بردش، سرپا نشست و خوردش ... سگ اومد . شاگردها: کدوم سگ؟ استاد: همون سگ که مرغو خورده . شاگردها: کدوم مرغ؟ استاد: همون مرغ زرد پاکوتاه، گردن هما که شيش قرون تا هش قرون مى*خريدنش، نمى*دادمش ...
    آسياب بچرخ
    بازيکنان دست*هاى يکديگر را گرفته و دايره*وار مى*ايستند. آن*گاه يکى از بازيکنان فرمان داده و مى*گويد: 'آسياب بچرخ' . با اين فرمان بازيکنان با سرعت زياد شروع به چرخيدن مى*کنند تا آنکه سر آنها گيج رفته و بر زمين بى*افتند .
    آسياب بشين
    بازيکنان دست يکديگر را گرفته و دايره*وار مى*ايستند. يکى از آنها استاد شده و خطاب به بازيکنان مى*گويد: آسياب بشين. آن*گاه همگى نشسته و مى*گويند: 'مى*شينم ' . بعد از آن هربار که استاد مى*گويد: 'جون خاله جون' يا 'جون عمه*جون ' ، همگى مى*گويند: 'پا نمى*شم' و زمانى که استاد مى*گويد: 'جون چمدون' همگى مى*گويند: 'پا مى*شم' و بعد بلند مى*شوند. دوباره استاد آنها را مورد خطاب قرار داده و مى*گويد: 'آسياب قليان بکش' ؛ آن*گاه همگى قليان کشيده و در واقع اداى قليان*کشيدن را درمى*آورند. سپس استاد مى*گويد: 'آسياب بخواب' و همگى خود را کج مى*کنند و در آخر استاد مى*گويد: 'آسياب بچرخ' ، که همگى دست يکديگر را گرفته و دور خود مى*چرخند و بازى پايان مى*گيرد .
    الک دولک
    بازيکنان به دو گروه تقسيم مى*شوند، يک گروه در بالاى زمين، پشت خط شروع بازى و گروه ديگر در داخل زمين مستقر مى*شوند. در نقطه ٔ شروع سنگى را که بزرگتر از آجر معمولى است، قرارداده و چوب دولک را طورى روى آن مى*گذارند که موازى با خط طولى زمين و لااقل يکى از لبه*هاى آن آزاد باشد. ابتدا يکى از نفرات بالا با الک ضربه*اى محکم به*سر آزاد دولک مى*زند. دولک از سر سنگ بلند شده و پس از چرخشى در هوا به داخل زمين فرود مى*آيد. اگر افراد گروه پائين که داخل زمين هستند، دولک را در هوا 'بُل' بگيرند، برنده مى*شوند و جاى دو گروه عوض مى*شود. در غير اين*صورت يکى از نفرات گروه پائين، دولک را از روى زمين برداشته و به*طرف الک که پس از پرتاب دولک، در کنار سنگ و به موازات خط طولى زمين گذاشته مى*شود، پرت مى*کند. اگر الک به دولک اصابت کند، باز جاى دو گروه عوض مى*شود و در غير اين*صورت نوبت به نفر بعدى گروه بالائى مى*رسد و به*همين ترتيب تا پايان نفرات گروه بالا ادامه پيدا مى*کند . در نوع ديگر الک دولک به*جاى سنگ، دو آجر موازى با فاصله ٔ حدود ده سانتى*متر را روى زمين گذاشته و چوب الک را روى آن دو آجر مى*گذارند، يکى از بازيکنان گروه بالا با دولک زير الک مى*زند تا الک حدود ۱ - ۵/۱ متر به*هوا بلند شود، بعد ضربه*اى محکم به آن زده و به*طرف زمين بازى پرت مى*کند .
    بامبک
    اولين بازيکن از جمع بازيکنان پيش آمده و دو زانو روى زمين مى*نشيند. توپى را که قطر آن حدود ده سانتى*متر است، در دست گرفته و آن را به زمين مى*زند، توپ پس از برخورد به زمين بالا آمده و بازيکن با ضربات کف دست خود، آن را دوباره به زمين مى*زند و ضربات را ادامه مى*دهد تا زمانى که توپ از دست وى رها شده و ضربات قطع گردد. پس از او يک*يک بازيکنان مهارت خود را مى*آزمايند . بازيکنى که تعداد ضربات او بيش از ديگران باشد، برنده ٔ بازى شناخته مى*شود. در اين بازى هر ضربه ٔ توپ را يک 'زى*يک' مى*نامند .
    دستمال
    بازيکنان به دو گروه مساوى تقسيم مى*شوند. آن*گاه مقابل هم و به*فاصله ٔ ده قدم از يکديگر، در دو صف قرار مى*گيرند. استاد بازى يک دستمال بين دو صف مى*گذارد، طورى*که فاصله ٔ آن از دو دسته به يک اندازه باشد. با فرمان استاد نفر اول هر دو صف بايد به*سرعت دويده و دستمال را بردارند. بازيکنى که زودتر دستمال را برداشته و به*جاى خود برگردد برنده ٔ بازى است. البته به*شرطى که طرف مقابل او نتواند دست خود را بدن او بزند. پس از پايان بازيِ دو نفر اول، نوبت به نفر دوم صف مى*رسد و به*همين ترتيب بازى ادامه مى*يابد تا همه ٔ نفرات دو صف به پايان برسد. در پايان گروهى که تعداد برنده*هاى آن بيشتر باشد، برنده ٔ اصلى شناخته خواهد شد .
    دوزبازى
    هريک از دو بازيکن دوازده ريگ يا شيء کوچک ديگرى مانند لوبيا را برمى*دارند، طورى*که رنگ شيء موردنظر هريک با ديگرى متفاوت باشد. بعد روى زمين يا کاغذ سه مربع داخل هم مى*کشند. آن*گاه به نوبت هربار يک شيء خود را در نقاط تقاطع خط*ها مى*گذارند. بازيکنى که زودتر از ديگرى بتواند، سه دانه از شيء خود را در يک خط مستقيم قرار دهد، برنده است .
    زوو
    بازيکنان به دو گروه مساوى تقسيم مى*شوند. روى زمين، مستطيل بزرگى رسم مى*کنند و هريک از دو گروه در يکى از دو نيمه ٔ مستطيل مستقر مى*شوند. آن*گاه به*ترتيب از هر گروه يک نفر، نفس را در سينه حبس مى*کند و با کشيدن زوو وارد زمين حريف مقابل مى*گردد. هريک از اين دو نفر سعى مى*کند در حال زووکشيدن، ياران حريف را نيز لمس کند. ياران حريف نيز ضمن فرار از او، سعى مى*کنند او را محاصره کرده و بگيرند که نتواند از خط نيمه ٔ زمين بگذرد، زيرا در غير اين*صورت تمام کسانى را که لمس کرده باشد، از بازى اخراج خواهند شد. در دور و دورهاى بعدى دو نفر ديگر از دو گروه وارد زمين حريفان خود خواهند شد و به*همان ترتيبى که گفته شد عمل مى*کنند. هر گروهى که زودتر ياران خود را از دست بدهد، بازنده است و به*عنوان مجازات بايد به افراد گروه برنده کولى بدهد؛ يعنى بازيکنان برنده هرکدام بر کول يکى از بازندگان سوار شوند و چند دورى سوارى گيرند . در اين بازى اين نکته قابل ذکر است که فردى که براى زوو کشيدن نفس*گيرى کرده است، هرگاه احساس نمايد که نفس خود رو به اتمام است بايد بلافاصله به زمين بازگردد و اگر در زمين حريف نفس آن تمام شود، از دور بازى خارج مى*گردد .
    سُک*سُک
    سُک*سُک، نوع ديگرى از بازى قايم باشک است. با اين تفاوت که 'گرگ' هنگامى که يکى از بازيکنانى را که پنهان شده، مى*بيند، بايد خود را به محل چشم گرفتن رسانيده و بگويد: سُک*سُک. در اين صورت بازيکنى که توسط گرگ ديده شده، گرگ بعدى خواهد بود. بقيه ٔ بازيکنان دوباره به محل شروع بازى آمده و دوباره بازى را آغاز مى*کنند .
    طاق يا جفت
    در اين بازى که بيشتر بردوباخت موردنظر است، يکى از دو بازيکن، تعدادى ريگ يا شيء ريز ديگر را در مشت خود مى*گيرد و دو کف دست خود را روى هم گذاشته و آن اشياء را در ميان دستان خود تکان مى*دهد و يا دو دست خود را به پشت خود برده و آن اشياء را در يکى از مشت*هاى خود قرار مى*دهد. آن*گاه شست خود را در مقابل بازيکن دوم گرفته و مى*گويد: طاق يا جفت. بازيکن دوم به ميل خود يکى از دو کلمه ٔ طاق يا جفت را ادا مى*کند. سپس بازيکن اول مشت خود را باز کرده و تعداد اشياء مشت خود را مى*شمارد، اگر با گفته ٔ بازيکن دوم مطابقت داشت که وى برنده است و در غير اين*صورت بازنده خواهد بود .
    عمو سبزى*فروش
    زنى عاشق عمو سبزى*فروش است و تنبان سياه دبيت و شليته ٔ کوتاه مى*پوشد و چادر به*سر مى*کند. يک زن هم قباى بلند پوشيده و با شال و گيوه و عرقچين اداى سبزى*فروش را درمى*آورد. حاضران در مجلس هم با دايره و تنبک و دست، با اشعار آهنگينى که دو طرف مى*خوانند، هماهنگى مى*کنند. زن اشعارى را مى*خواند و دلبرى مى*کند و با گفته*هاى خود حاضران را مى*خنداند .
    قلعه ٔ شاه مال منه
    بازيکنان يک نفر را به*عنوان شاه انتخاب مى*کنند. بعد از اينکه شاه به بالاى تپه ٔ خاکى يا ماسه*اى رفت، آن*گاه همه ٔ بازيکنان با هم مى*گويند: 'قلعه ٔ شاه مال منه' و همگى به سمت بالاى تپه هجوم مى*برند که شاه را پائين بياورند، شاه مهاجمان را به پائين هل داده و مى*گويد: 'شاه منم که زور دارم قلعه ٔ شاه مال منه ' . بازى به*همين ترتيب ادامه پيدا مى*کند تا زمانى*که کسى بتواند او را پائين بکشد که در نتيجه، خود وى يا بازيکن ديگرى به*جاى شاه قرار مى*گيرد .
    کبوتربازى
    معمولاً کسانى که کبوتر نگهدارى مى*کنند، گاه گاهى آنها را هوا کرده و از پرواز آنها لذت مى*برند و حرکات آنها را زير نظر دارند. گاهى دو نفر کبوترباز که با هم رقابت دارند مسابقه مى*دهند، يعنى اگر کبوترهاى يکديگر را بگيرند پس نمى*دهند. گاهى هم بر سر مدت زمان پرواز کبوترهاى خود شرط*بندى مى*کنند . کبوتربازان براى شناسائى کبوترها خود اسامى خاصى که معمولاً به رنگ آنها بستگى دارد، انتخاب مى*کنند مانند: طوقي، دم*سياه، سينه دم*سياه، ابلق، کله*دار، چترى و ...
    گرگم به هوا
    يکى را به*عنوان گرگ انتخاب مى*کنند و چند محل را که کمى از سطح زمين بلندتر است به*عنوان ' هوا' انتخاب مى*کنند. گرگ شروع به تعقيب دونده*ها مى*کند. هرگاه بتواند دست خود را به پشت يکى از بازيکنان بزند آن بازيکن گرگ مى*شود و گرگ به*جاى او وارد بازى مى*شود. هرگاه بازيکنى خود را به 'هوا' برساند گرگ ديگر نمى*تواند او را بزند. بازيکنان معمولاً براى آنکه گرگ را گيج کنند سروصداى زيادى راه مى*اندازند و شعرهائى را مى*خوانند .
    لى*لى
    ابتدا زمين مستطيل هموارى را انتخاب و آن را به شش خانه ٔ مساوى تقسيم مى*کنند. از اولين خانه ٔ دست راست شماره*گذارى مى*کنند به* طورى*که خانه* ە اى ۱ و ۶ ، ۲ و ۵ ، ۳ و ۴ در کنار هم قرار مى*گيرند. در بيرون دايره با فاصله ٔ دلخواه نيم*دايره*اى مى*کشند و آنجا را نقطه ٔ شروع بازى مى*دانند. قبل از شروع بازى روى پاره*اى مقررات توافق مى*کنند (مثلاً عبور دادن سنگ از خانه*ها با چند ضرب بايد صورت بگيرد). معمولاً خانه ٔ چهارم را خانه ٔ استراحت قرار مى*دهند. در اينجا هر بازيکنى مى*تواند از حالت لى*لى بيرون آمده و استراحت کند. در هر نوبت يکى از بازيکنان بازى را انجام مى*دهد يعنى سنگ را در خانه ٔ اول مى*اندازد و براساس توافق قبلى که بايد بازى مثلاً يک ضرب يا چند ضرب باشد با پا سنگ را به*ترتيب از خانه*ها عبور مى*دهد، تا از خانه ٔ ۶ به بيرون برود. دفعه ٔ بعد سنگ را به خانه ٔ ۲ و ۳ و ... مى*اندازد براى پرتاب سنگ به خانه ٔ ۶ که مجاور خانه ٔ ۱ است، بايد بازيکن لى*لى*کنان خود را به خانه ٔ ۳ برساند و از آنجا سنگ را پرتاب کند. اگر پاى بازيکن يا سنگ روى خط بين خانه*ها قرار بگيرد بازيکن سوخته است. وقتى تمام مراحل بازى را با موفقيت به پايان رساند برنده شده و مى*تواند خانه*اى بخرد ( تنها خانه ٔ چهارم که محل استراحت است قابل خريدارى نيست). وقتى فرد خانه*اى مى*خرد بازيکنان ديگر بايد با اجازه ٔ او از خانه خود عبور کنند . اتفاق مى*افتد که بازيکنى موفق شود تمام خانه*ها را بخرد .
    نقطه*بازى
    ابتدا روى کاغذ نقطه*هائى با فاصله ٔ حدود يک سانتيمتر به*طور عمودى و افقى رسم مى*کنند . نقطه*ها مى*توانند کم يا زياد باشد که برحسب آن بازى کوتاه*تر يا طولانى*تر خواهد شد. بازيکنان هريک، يکى از حروف الفبا و يا شماره*اى را براى خود انتخاب مى*کنند و آن*گاه هريک به*نوبت، دو نقطه را به*هم وصل مى*کنند. البته هربار بيش از يک خط نمى*توان رسم کرد، به*جز زمانى که بازيکن با رسم يک خط بتواند مربعى را تشکيل دهد که در اين*صورت مى*تواند خط ديگرى هم رسم کند. به اين ترتيب بازى را ادامه مى*دهند تا تمام نقطه*ها به*هم متصل شوند. آن*گاه مربع*هاى هر بازيکن شمرده مى*شود و کسى که بيشترين مربع متعلق به او باشد، برنده ٔ بازى خواهد بود .
    نون* بيار کباب ببر
    يکى از بازيکنان دست*هاى خود را جلو مى*برد، طورى*که کف آنها رو به هوا باشد. ديگرى کف دست*هاى خود را روى کف دست*هاى بازيکن اول قرار مى*دهد. حال بازيکنى که دست*هاى خود را زير دست ديگرى است، بايد با سرعت و مهارت دست*هاى خود را بيرون کشيده و روى دست* ديگرى بزند؛ بازيکن دوم هم بايد به*موقع دست*هاى خود را کنار بکشد که مورد ضرب قرار نگيرند؛ در غير اين*صورت، سوخته و جاى دست*ها عوض مى*شود. بازيکنان به*هنگام بازى عبارت 'نون بيار کباب ببر' را مرتباً تکرار مى*کنند .
    هفت سنگ
    از ميان بازيکنان دو نفر به*عنوان استاد انتخاب مى*شوند. اين دو استاد ياران گروه خود را انتخاب کرده و براى تعيين گروه شروع*کننده ٔ بازي، تر و خشک مى*کنند . آن*گاه سنگ*ها را از بزرگ به کوچک روى هم مى*چينند و گروه اول ( شروع*کننده ٔ بازي) در مقابل سنگ*ها و به*فاصله ٔ حدوداً پنج متر از آنها مى*ايستد. افراد گروه دوم هم پشت سنگ*ها قرار مى*گيرند. سپس يکى از افراد گروه اول توپ را به*طرف سنگ*ها پرتاب مى*کند. اگر توپ به سنگ*ها اصابت کند، گروه دوم توپ را برداشته و به قصد زدن گروه اول، آنها را دنبال مى*کند. گروه اول هم سعى مى*کند در موقعيتى مناسب، دوباره سنگ*ها را روى هم بچيند، ضمن اينکه توسط ياران حريف هم زده نشود. اين گروه در صورت موفقيت برنده شده و دوباره شروع*کننده ٔ بازى خواهد بود. اما اگر هنگام پرتاب، توپ به سنگ*ها اصابت نکند، گروه اول بازنده است و جاى دو گروه عوض مى*شود .

    منبع:rasekhoon


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  6. #6
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,107

    Flower 32 32

    بازى هاى محلى استان اصفهان

    نمونه بازى هاى استان اصفهان:
    - چوقاپى:
    يکى از بازى هائى است که در استان اصفهان متداول بوده و هم اکنون نيز در بعضى از مناطق اين استان (نقاط روستائى بيشتر) انجام مى شود، نمونه اين بازى با تفاوت هاى جزئى در برخى از استان ها نيز رايج بوده است، در تهران مشابه اين بازى 'الک دولک' نام دارد.
    - آپوست بره:
    يکى ديگر از بازى هاى به ويژه روستائى مناطق استان اصفهان آپوست بره مى باشد. بازى گروهى است و بين دو تيم با نفرات مساوى انجام مى شود. عده بازيکنان هر تيم ۵ نفر است.
    - اوستا سلامى:
    به صورت تک گروهى انجام مى شود، اين بازى به محل چندان وسيعى نياز ندارد حتى در کوچه هاى روستا و ميدان گاه هاى آن و ديگر فضاهاى آزاد مى تواند انجام شود، بازى هيچ گونه وسيله و ابزارى نمى خواهد.
    - جفت جوالدوز
    - اوستا خرت نلنگه
    - شله گرمه:
    بازى گروهى است که بين دو تيم با نفرات مساوى انجام مى شود، هر تيم شامل ۵ نفر مى باشد.
    - چپق چاق کنى
    - سه سال سنگى يا دست به چاله
    - توک پلى (توک چوق زني
    )
    - کالنگ لنگى:

    بازى گروهى است که بين نفرات دوبه دو تا تعيين برنده نهائى انجام مى شود، اين بازى نيازى به وسيله نداشته و در محوطه نسبتاً هموارى برگزار مى گردد و به فضاى زيادى نياز ندارد.
    - دست تو سرى
    - کمربند بازى
    - چوبى و چوق بازى
    - کيش بازى يا کيشى
    - بالشت بازى

    - کشتى محلى کمربندى:
    کشتى کمربندى از جمله کشتى هاى محلى است که در استان اصفهان و به ويژه روستاهاى شهرستان فريدن اين استان مرسوم بوده و هنوز نيز در بعضى از نقاط رايج است.




    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  7. #7
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,107

    پیش فرض

    بازیهای بومی محلی استان کردستان

    اوریزان : فردی کلاهی را پر از سنگریزه می نمود وآن را وارونه روی یک سطح قرار می داد سپس می بایست کلاه را طوری از

    زمین بردارد که سنگریزه ای برجای نماند اما اگر موفق نمی شد می بایست سنگریزه های باقیمانده در روی زمین را تک تک طوری بردارد که بقیه سنگریزه ها موجود در سطح تکان نخورند در غیر این صورت بازنده اعلام می گردید . هر کس در این بازی موفق می شد که یا کلاه را پر از سنگریزه برگرداند یا اینکه سنگریزه ها را تک تک بردارد به طوری که بقیه ی آنها تکان نخورد برنده اعلام می شد در این بازی دقت زیادی لازم بود و کسی که نمی توانست اعصاب آرامی داشته باشد موفق نمی گردید.

    هیله مارانی : ( تخم مرغ شکستن ) این بازی که به صورت برد و باخت انجام می گرفت به این صورت بود که در هر مرحله دو نفر با هم روبرو می شدند هر کدام از طرفین تخم مرغی را محکم در دستش نگه می داشت به طوری که یک سر تخم مرغ به طرف بالا باشد و دیده شود سپس فرد دیگری تخم مرغ خود را از طرف سر آن به تخم مرغ طرف مقابل می زد اگر تخم مرغ یکی از آنهاترک بر می داشت این بار دو سر دیگر تخم مرغ را به هم می زدند اگر این بار نیز همان تخم مرغ ترک بر می داشت صاحب این تخم مرغ بازنده محسوب می شد و می بایست تخم مرغ خود را به طرف مقابل بدهد و اگر هر دو ترک برمی داشتند آن طرفی بازنده محسوب می شد که تخم مرغش بیشتر شکسته باشد . به این طریق یک فرد ممکن بود در روز چند تخم مرغ را صاحب شود .


    هه ملوقوانی یا گوره کانی : هه ملوقوانی از بازیهایی است که دختران انجام می دادند به این صورت که پنج قطعه سنگ به اندازه ی بزرگتر از یک حبه قند انتخاب می کردند و هر کدام از بازیکنان به نوبت با آنها به بازی می پرداختند . برای این کار ابتدا با یک دست سنگ ها را روی زمین ولو می کرد و سپس یکی از آنها را بر می داشت و ضمن اینکه آن را هوا می کرد سنگی را از روی زمین برمی گرفت و می بایست قبل از اینکه سنگ هوا شده به زمین برسد او سنگ خود را برداشته باشد و با همان دست سنگ هوا شده را نیز بگیرد . این بازی چندین مرحله مختلف داشت ابتدا سنگ ها را تک تک بر می داشتند سپس دو تا دو تا سپس یک تکی و یک سه تایی و به همین ترتیب تا پایان تمام مراحل . اگر در حین بازی سنگ هوا شده به زمین می خورد بازیکن دیگر بازی را شروع می نمود و به همین ترتیب بازی دور می زد و هر بار بازیکن بازی را از مرحله ای آغاز می کرد که قبلا نتوانسته بود تا اینکه یکی از آنها زودتر به پایان مراحل برسد و برنده محسوب شود. از دیگر بازی های دخترانه می توان به بازی آلنجی کولنجی یا آسمان رنگه و چوزی و خط خط اشاره نمود.



    زوران قچله (کشتى محلي) (کردستان )
    اين بازى از نظر نحوه ٔ انجام آن، فنونى که در آن به کار گرفته مى شود و چگونگى برنده شدن مشابه کشتى ' پاتوله ' است . دو کشتى گير مقابل هم مى ايستند. هر کشتى گير يک دست از رو و دست ديگر را از زير بازوى حريف قفل مى نمايد و سعى مى کند با قدرت و فشار کمر، حريف را خم کرده و تعادل او را برهم زده و پشت او را به خاک برساند. در اين کشتى نيز کشتى گير مى تواند با 'پاش قل' تعادل حريف را برهم زند يعنى يک پاى خود را پشت پاى حريف قفل نمايد .

    گُلوبازى (کردستان )
    ابتدا پول ها را در يک ستون به طور ايستاده مى چينند، يعنى لبه ٔ پول را در زمين فرو مى برند که بتواند بايستد. آن گاه بازيکنان دور از پول ها ايستاده و سنگ هاى گردى را (گلوله ها) که در دست دارند به سمت پول ها قِل مى دهند . گلوله ٔ هرکس به هرکدام از پول ها که برخورد کند، او برنده ٔ آن پول خواهد بود .



    هنورى ، منورى (انگورى) (قروه )
    بازيکنان به دو گروه تقسيم مى شوند و در مقابل يکديگر در دو صف قرار مى گيرند. هريک از افراد براى خود نامى انتخاب مى کند مانند: انار، سيب، انگور و ... بعد نفرات اول هر دو صف به وسط مى آيند و يکى از آن دو چشم ديگرى را مى بندد . پس از خواندن عبارتى شعرگونه و ذکر نام ميوه اى مثل انار توسط بازيکن اول، انار از صف خود بيرون آمده و با انگشت بر پيشانى بازيکن چشم بسته مى زند و مى رود و در جاى خود قرار مى گيرد. در اين هنگام بازيکن چشم بسته، چشمان خود را باز مى کند و پس از نظرى به هر دو صف فردى را که حدس مى زند نامش انار باشد، ذکر مى کند. اگر حدس او درست بود همان فرد (انار) را خر خود مى کند و سوارى مى گيرد و در غير اين صورت از بازى اخراج مى شود و بازى به همين ترتيب ادامه پيدا مى کند .


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  8. #8
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض







    سنگ بازی

    معرفی بازی: از بازی های رایج و محلی در منطقه کالپوش استان سمنان، سنگ بازی است که به صورت انفرادی و تیمی در گروه های مختلفی سنی پسران و دختران انجام می شود.

    شرح بازی: ابتدا نفرات جهت انتخاب اعضای دو تیم یا به صورت توافقی یا به وسیله قرعه، تیم مهاجم مدافع مشخص می شود و سپس چند سنگ مشخص را به تعداد نفرات یک تیم به شکل ردیف کنار هم روی یک خط مستقیم می چینند. سپس هر یک از بازیکنان به نوبت یک سنگ صاف که به آن لپر می گویند به طرف سنگ های چیده شده پرتاب می نمایند. اگر لپر به سنگ ها بخورد و آنها را از جایشان حرکت دهند، زننده، برنده محسوب می شود.



    وسایل مورد نیاز: تنها وسیله مورد نیاز این بازی چند قطعه سنگ به تعداد بازیکنان است.

    تعداد نفرات: تعداد بازیکنان حداقل دو گروه 5 نفره الی 7 نفر است.

    زمین بازی: این در فضای باز و بسته برگزار می شود.


    گرگم و گله می برم

    معرفی بازی: این بازی که یکی از بازی های بومی و محلی کشور است که توسط کودکان در مناطق روستایی و عشایری کشور اجرا می شود.

    شرح بازی: در این بازی از بین شرکت کنندگان دو نفر از چابک ترین افراد به عنوان گرگ و چوپان انتخاب شده و بقیه افراد در نقش بره پشت چوپان صف می کشند و لباس یکدیگر را زنجیروار می گیرند. گرگ روبروی چوپان می ایستد و افرادی در نقش خود اشعاری را به صورت ذیل می خوانند:

    گرگ: گرگم و گله می برم



    گوسفندان:
    چوپون دارم نمی زارم

    گرگ: دندون من تیزتره

    گوسفندان: دنبه من لذیذتره

    گروه در حال حرکت نامنظم: خونه خاله کدوم وره، از این وره از اون وره

    کودکان در نقش بره، در حین خواندن اشعار شروع می کنند به راست و چپ حرکت کردن. گرگ هم سعی می کند یکی را بگیرد و از زنجیره جدا کند تا او جزو دسته گرگ شود. کمر گرگ را می گیرد و به جدا کردن گوسفندان از گله کمک می کندو با او شعر می خواند. این روند ادامه پیدا کرده تا تنها یکنفر پشت سر چوپان بماند. او در آغاز بازی بعدی گرگ می شود.

    تعداد نفرات: تعداد شرکت کنندگان حداقل هشت و حداکثر 15 نفر است.

    زمین بازی: این بازی در فضای باز و بر روی سطح زمین خاکی یا چمن انجام می شود.


    کلاه پران

    تاریخچه: این بازی بیشتر در مناطق روستایی به صورت تیمی و گروهی به نام کلاه پران در محیط های باز و اغلب در روزهای تعطیل در بین جوانان و نوجوانان رایج است.

    ابعاد زمین، جنس و زمان بازی: زمین بازی مربع - مستطیلی است به عرض 40 و طول 60 متر که دایره ای به قطر 3 متر در گوشه آن قرار دارد.

    تعداد نفرات هر تیم: اعضای هر تیم مرکب از 7 نفره بوده که نفر اصلی و بقیه ذخیره اند و لوازم و تجهیزات مورد نیاز کلاه از نوع نمدی عشایری و یک قطعه چوب یک متری جهت تیرک است.

    لباس و کفش ورزشکاران:
    ورزشکاران از لباس و کفش ورزشی معمولی می توانند استفاده نمایند.

    تعداد داوران و برگزارکنندگان: هر مسابقه یک سرپرست، یک مسئول فنی و یک مسئول کمیته انضباطی دارد که یک نفر داور اصلی، یک نفر کمک داور و یک نفر منشی است.

    نحوه بازی: این بازی که اغلب با موزیک همراه است بین دو تیم 5 نفره انجام می گیرد و نحوه بازی به اینصورت است که یک تیم به عنوان مهاجم و یک تیم به عنوان مدافع به وسیله سکو توسط داور مشخص می شود. چهار نفر از اعضای تیم مدافع در داخل دایره تعیین شده و در حالی که کلاه به سر دارند به صورت نشسته و پشت به پشت هم قرار می گیرند و یک نفر از بازیکنان که سالار نامیده می شود وظیفه دفاع از افراد نشسته را به عهده دارد.



    تیم مهاجم سعی می کند به دایره و افراد مدافع نزدیک شده و کلاه را از سر بازیکنان بردارد و در این حالت سالار سعی می کند مانع این کار شده و با پا به طرف بازیکنان مهاجم حمله نماید و پای آنها را مورد هدف قرار دهد. در صورتی که افراد تیم مهاجم موفق شوند. کلاه را از سر بازیکنان مدافع بردارند، کلاه برداشته شده را با سرعت هر چه تمام تر به طرف دکه ای که تیرک در آن قرار دارد برده و روی آن می گذارد و 5 امتیاز کسب می نماید و بازی مجددا ادامه می یابد و این کار تا اتمام زمان بازی تکرار می شود. در خاتمه تیمی که امتیاز بیشتری کسب کند به عنوان برنده شناخته می شود.

    امتیازات: در صورتی که بازیکن مهاجمی که قصد دارد کلاه را از سر بازیکن مدافع بردارد توسط افراد اسیر شود، 5 امتیاز از دست می دهد. تیم مهاجم 5 دقیقه فرصت دارد که کلاه را از سر یکی از بازیکنان تیم مدافع بردارد و در صورت عدم توانایی جهت ربودن کلاه ده امتیاز به تیم مدافع تعلق و جابجایی انجام می گیرد.

    اگر کلاه از سر هر یک از بازیکنان تیم نشسته (مدافع) ربوده شود 5 امتیاز به نفع مدافعان می شود. پس گرفتن کلاه از مهاجمان 5 امتیاز نصیب تیم مدافع خواهد کرد. پشت پا زدن و گرفتن پاهای افراد تیم رباینده کلاه توسط مدافعان ممنوع و 2 امتیاز منفی دارد. زدن هر نوع ضربه عمدی توسط هر یک از بازیکنان دوتیم از جمله سد کردن و اعمال غیرورزشی و ... ممنوع و 2 امتیاز منفی دارد.

    توضیحات: هر تیم یک نفر به نام سالار یا کاپیتان دارد که با بستن بازوبند روی بازوی دست چپ مشخص می شود. فاصله دکه نشستن و دکه دوم (دکه تیرک) حداقل 5 متر خواهد بود. دکه دوم (دکه تیرک) به وسیله چوب یک متری که با پرچم قرمز مزین شده مشخص می شود.

    افراد تیم مهاجم می توانند جهت رساندن کلاه به دکه تیرک، کلاه را با پاسکاری به دکه برسانند.

    پنهان کردن کلاه در زیر لباس توسط بازیکنان ممنوع است و امتیاز منفی دارد.

    سالار تیم مدافع که وظیفه محافظت از اعضای تیم خود را به عهده دارد، بایستی با پای خود دفاع نماید (یعنی اینکه با پا به پایین تنه افرد مهاجم از نقطه کمربند به پایین تماس پیدا نماید) و یک دستش به بدن بازیکنان خود متصل باشد. در صورتی که به بدن و تنه افراد خود متصل نباشد به شرط اینکه یک پا و یک کف دستش با داخل محدوده خط کشی داخل دایره تماس داشته باشد می تواند با پا از افراد خود دفاع نماید و در صورت برخورد و تماس با پای افراد مهاجم ضربه و تماس از نظر داور صحیح بوده و جابجایی دو تیم صورت می پذیرد و به تیم مدافع 10 امتیاز تعلق می گیرد.

    اعضای تیم مدافع جهت ضربه زدن نمی توانند باسن خود را از روی زمین بلند کنند.

    گرفتن دهان و بینی (اعضای تنفسی) و هرگونه حرکت غیرورزشی افراد مهاجم توسط مدافعان و بالعکس ممنوع است.


    بازی محبوب هفت سنگ

    معرفی بازی: از جمله بازی های بومی محلی گروهی ایران است که به صورت متنوع در اکثر نقاط روستایی و شهرهای میهن اسلامی به شکل های مختلف رواج دارد و گروه های سنی دختران و پسران و حتی بزرگسالان با این بازی آشنایی کامل داشته و بدان می پردازند و به وسایل چندانی نیاز نداشته و در فضاهای باز و سالن های ورزشی به سهولت قابلیت اجرا دارد.

    وسایل مورد نیاز: وسایل مورد نیاز این بازی عبارتنداز: یک عدد توپ مینی هندبال شماره یک یا توپ تنیس خاکی که به توپ سه پوست معروف است و هفت قطعه سنگ مسطح و یک نواخت جهت چیدن روی یکدیگر (توضیح اینکه در ادوار گذشته از توپ های دست ساز و پارچه ای برای انجام این بازی استفاده می شد.)

    زمین مورد نیاز: چنانچه مسابقه در هوای آزاد و در زمینی با بستر خاک کوبیده و مسطح همانند زمین تنیس خاکی انجام شود به وسیله گچ خط کشی می گردد که عرض خطوط آن بایستی 5 سانتیمتر باشد. طول و عرض زمین بازی برای رده سنی نوجوانان پسر و دختر 18 در 9 متر است که در نقطه مرکزی زمین دایره ای به قطر 3.60 سانتیمتر ترسیم می گردد.



    فاصله نقطه پرتاب توپ تا نقطه مرکزی دایره (محل استقرار سنگ ها برای رده سنی نوجوانان پسر و دختر 5 متر بوده که از نقطه مرکزی دایره وسط زمین به موازات خطوط طولی به سمت خطوط عرضی ترسیم می گردد). طول و عرض زمین بازی برای رده سنی جوانان و بزرگسالان پسر و دختر 20×15 متر است که در نقطه مرکزی زمین دایره ای به قطر 5 متر ترسیم می شود. فاصله نقطه پرتاب توپ تا نقطه مرکزی دایره (محل استقرار سنگ ها).

    برای رده سنی جوانان و بزرگسالان آقایان و بانوان 7.50 ساننتیمتر است که از نقطه مرکزی دایره وسط زمین با موازات خطوط طولی به سمت خطوط عرضی ترسیم می گردد. در محل نقطه پرتاب توپ نیم دایره ای به شعاع 1.50 سانتیمتر و به پهنای 5 سانتیمتر ترسیم می شود.

    توپ بازی: برای رده سنی نوجوانان دختر و پسر زیر 16 سال از توپ تنیس خاکی و برای رده سنی جوانان و بزرگسالان (بانوان - آقایان) از توپ مینی هندبال شماره یک استفاده می شود.

    تعداد بازیکن: تعداد بازیکنان هر تیم 5 نفر است که چهار نفر بازیکن اصلی و یک نفر به عنوان بازیکن ذخیره محسوب می شود.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  9. #9
    SaraAnistion

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    March 2016
    نوشته ها
    3
    0
    0

    پیش فرض

    گرگم و گله می برم که ما بازی میکردیم با گرگم و گله می برم که شما میگید زمین تا آسمان فرق می کنه :)
  10. #10
    mehran_professor
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    137
    1,203

    پیش فرض

    بازى*هاى چهارمحال و بختیارى عبارتند از:
    آب نخور تو، آبجى گلبهار، آزادی، آهاى بره را دزدیدن، استاد را مگیر شاگرد را بگیر، استا مرا زد، الختر، الخترو، الک دولک، الله*داد، بابا شیطونی، بابا هیزم*کش، بزن بزن، بکش *بکش، بنفشه، پرستن، پشتک*بازی، تالون خراب، تپ*چو، ترکه*بازی، تقلا، توپى چوبی، تیراندازی، تیر و کمان، تیر و نشانه، جِجِه، جست و خیزک، جفت و خیزک، چاله*چاله*ای، چرخم چلنگ، چقه، چنگ و چاله، چوب*بازی، چوب تل، چوب معده، چوپان داش، چوچلی، حلال و حرام، حمام حمام، حیدری، خاله رورو، خرس*بازی، خرمنگل، خورجین، خونه خونه*بازی، دُربازی، دُرنه آپاش، دست بده قلیان بکش، دست روى سر، دو گوبه، دو هدیه بیار، دیزبازی، سبزه میدون، سرسرک*بازی، سواربازی، سوارکارى و تیراندازی، سو گردم، شال*بازی، سه خط، شیر و پلنگ، عثمانکی، على*داد، قایم قایمکی، قرت*بازی، قصدقصدک، قلاغ پر، قلعه قلعه، قلندر، قیچى - نخودچی، قیقاج، کفش و چوب، کله بَرد، کوچوکوچو، کوکو برک، کیه کیه درمى*زنه؟، گرگم به هوا، گره برفی، گشتم گشتم، گل از ما، گندم گندم، لال*بازی، مرده لاش، مى*کنه آیقیه، ملاملائی، موش و گربه، میخ درنا، هفت سنگ، هل هله گرگ چمبری، یک پا یک پا، یوزپلنگ بازی، ....


    آزادى (شهرکرد )
    دو نفر استاد انتخاب مى*شوند و یارگیرى مى*کنند. سپس به روش شیر یا خط تعیین مى*کنند که کدام دسته باید گرگ شود. بازى با حمله ٔ دسته ٔ گرگ*ها آغاز مى*شود. آنها باید سعى کنند افراد دسته ٔ مقابل را بگیرند. هرگاه یکى از افراد دسته اسیر شد، سایرین باید به کمک او بشتابند و او را آزاد کنند. براى این کار کافى است یکى از افراد دسته ٔ برّه*ها، دست خود را به یکى از افراد دسته ٔ گرگ*ها بزند. آن وقت شخص گرفتارشده آزاد مى*شود. لازم به یاد*آورى است که شخص گرفتار تنها در صورتى آزاد مى*شود که فردى که دست خود را به گرگ مى*زند بگوید: آزاد شده. آزاد کردن اسیر کار دشوارى است زیرا حمله*کننده خود نیز به*خطر مى*افتد و ممکن است گرفتار شود. بازى آن*قدر ادامه پیدا مى*کند تا افراد یک دسته همه اسیر شوند، آن*وقت جاها عوض مى*شود .

    استا مرا زد
    کاغذ را به قطعه*هاى کوچک مى*بُرند و براى هر بازیکن یکى از تکه*هاى کاغذ را در نظر مى*گیرند. فقط روى یکى از آنها مى*نویسند "اوستا" و باقى کاغذها سفید مى*ماند. کاغذها را درهم مى*کنند و هرکس یکى از آنها را برمى*دارد. هیچ*کس نمى*داند چه کسى استاد شده است و هرکس فکر مى*کند دیگرى استاد شده است . استاد اصلى نباید بگذارد کسى متوجه شود .

    در زمانى*که مطمئن است کسى متوجه او نیست به یکى از بازیکنان چشمک مى*زند. آن بازیکن باید کاغذ دست خود را زمین بى*اندازد و بگوید: "اوستا مرا زد" . بعد استاد به*ترتیب با دیگر بازیکنان هم همین*کار را مى*کند. وقتى همه، کاغذهاى خود را زمین انداختند، نفر آخر بازنده مى*شود و دیگر بازیکنان بر سر او مى*ریزند و او را مى*زنند. اگر استاد به کسى اشاره کند و او کاغذ خود را به زمین نیندازد، او هم سوخته است و کتک خواهد خورد. اگر در موقع اشاره ٔ استاد یکى از بازیکنان متوجه او شود، مى*گوید: "اوستا را دیدم که دزدى مى*کرد" و بقیه افراد مى*پرسند: "چطوری؟" و او نشانى مى*دهد و مثلاً بگوید با چشم راست یا چپ. وقتى استاد شناخته شود، بازى تمام مى*شود و دور دیگرى آغاز مى*شود .

    الخترو (alaxtaru)
    از هر گروه یک بازیکن به وسط مى*آید و یک پاى خود را بلند مى*کند و با دست، پاچه ٔ شلوار خود را مى*گیرد. سپس هریک از دو بازیکن سعى مى*کند با تنه زدن به بازیکن دیگر او را بى*اندازد. هر بازیکنى که مجبور شود پاى خود را زمین بگذارد، مى*سوزد و یک امتیاز به دسته ٔ مقابل تعلق مى*گیرد. به*ترتیب همه ٔ بازیکنان دو گروه، دو به دو مسابقه مى*دهند و امتیازها محاسبه مى*شود. هر گروهى که امتیاز بیشترى کسب کند، از گروه مقابل کولى مى*گیرد .

    پشتک**بازى
    بازیکنان به دو گروه مساوى تقسیم مى*شوند و با قرعه*کشى گروه بازنده را مشخص مى*کنند . افراد این گروه همگى به*صورت چمباتمه داخل میدان مى*نشینند و حالت دفاعى به*خود مى*گیرند. افراد بیرون دایره حالت تهاجمى به*خود مى*گیرند و با دست زدن به افراد داخل، حمله مى*کنند. افراد داخل میدان نیز با حرکت پا (جهش از عقب) به دفاع مى*پردازند. اگر پاى آنها به پاى افراد خارج از میدان برخورد کند، جاى دو گروه عوض مى*شود. لازم است گفته شود که افراد داخل میدان ضمن حرکت پا به عقب، حتماً باید دست*هاى آنها روى زمین باشد. در این بازى برد و باخت مطرح نیست و هرچند بار که بازیکنان مایل باشند، بازى را تکرار مى*کنند .

    تیر و کمان
    ابتدا در فاصله ٔ ۵-۱۰مترى خط شروع، نشانه*اى مانند یک قوطى خالى یا پلاستیکى را در محلى بلند به ارتفاع ۱-۲ متر، روى زمین قرار مى*دهند. سپس بازیکنان به دو گروه مساوى تقسیم مى*شوند و در کنار خط تعیین شده به صف مى*ایستند. آن*گاه به نوبت با سنگ*ریزه*هائى که به*عنوان تیر با خود دارند و به کمک کمان، هدف را نشانه*گیرى مى*کنند. داور به ازاى هر سنگى که به هدف بخورد، یک امتیاز براى آن بازیکن محسوب مى*کند و در پایان گروهى که بیشترین امتیاز را آورده باشد، برنده ٔ بازى خواهد بود .

    حلال و حرام
    ابتدا بازیکنان دو نفر را به*عنوان استاد که سردار خوانده مى*شود، انتخاب مى*کنند . استادها یاران خود را جدا مى*کنند و هر گروه در گوشه*اى قرار مى*گیرد. سپس استادها سنگ و چوب را برمى*دارند و یکى را با آب دهان خیس مى*کنند که به آن حرام مى*گویند و دیگرى هم حلال خوانده مى*شود. بعد، بچه*ها را یکى یکى صدا مى*کنند و از آنها درباره ٔ حلال و حرام سئوال مى*کنند و حرام*ها را در گوشه*اى مى*نشانند و حلال*ها را در گوشه*اى دیگر. پس از آن، کسانى را که حرام شده*اند دو به*دو مى*کنند. چهار نفر دست و پاى آنها را مى*گیرند و از زمین بلند مى*کنند و سه مرتبه پشت آنها را به*هم مى*کوبند. در آخر استادها بین حلال*ها و حرام*ها آشتى برقرار مى*کنند و بازى دوباره آغاز مى*شود .

    خرکم
    بازیکنان ابتدا به دو گروه مساوى تقسیم مى*شوند و با قرعه*کشى گروه غالب را تعیین مى*کنند. گروه مغلوب خم مى*شود و هر نفر با دست کمر نفر جلوئى خود را مى*گیرد. آن*گاه گروه غالب به*ترتیب قوى بودن پرش خود را انجام مى*دهد، زیرا اولى باید از ستون بگذرد و روى کمر فرد اول ستون مستقر شود. نفر دوم روى کمر نفر دوم ستون و ... وقتى پرش*ها انجام شد، نفر اول باید فوراً از یک تا بیست بشمارد، اگر موفق شد، دوباره پرش را انجام مى*دهند. اگر گروه غالب ضمن پرش و یا در حین شمارش، دچار خطا شود، موقعیت دو تیم عوض مى*شود . در پایان چند دوره بازی، گروه برنده باید، مسافتى را از گروه بازنده سوارى بگیرد .









    دست به شلاق
    ابتدا با قرعه*کشى یا با توافق، یک نفر را به*عنوان شروع*کننده ٔ بازى انتخاب مى*کنند و شلاق را به او مى*سپارند. بقیه ٔ بازیکنان با فاصله ٔ کمى از یکدیگر روى زمین دایره*وار مى*نشینند و دست*هاى خود را در پشت خود قرار مى*دهند. با شروع بازى حامل شلاق دور دایره مى*چرخد و در یک لحظه شلاق را در دست یکى از افراد نشسته مى*گذارد. این بازیکن باید با شلاق فردى را که در سمت راست خود نشسته است، بزند. البته وى نیز باید سریع بلند شود و از سمت راست دایره فرار کند (حرکت در جهت چپ خطا است) و حامل قبلى در ادامه ٔ فرار، باید یک دور کامل بزند و جاى شلاق*زن فعلى بنشیند. در پایان بازى کسانى که با هوشیارى قبل از کتک خوردن فرار کرده باشند، تشویق مى*شوند .

    زار گزیدم (شهرکرد )
    بازیکنى را که مهارتى در رقص داشته باشد انتخاب مى*کنند. بازیگر همراه با کف*زدن حاضران رقص را آغاز مى*کند و شعرهائى مى*خواند و ادعا مى*کند که چیزى او را گزیده است. حاضران هم با شعر از او سؤال مى*کنند. بازیگر با هر بار سؤال و جواب جائى از سر و گردن خود را نشان مى*دهد و در آخر کار زبان خود را نشان مى*دهد و به بیرون مجلس مى*رود. نمونه*اى از سؤال و جواب به شعر آورده مى*شود . بازیکنى را که مهارتى در رقص داشته باشد انتخاب مى*کنند. بازیگر همراه با کف*زدن حاضران رقص را آغاز مى*کند و شعرهائى مى*خواند و ادعا مى*کند که چیزى او را گزیده است. حاضران هم با شعر از او سؤال مى*کنند. بازیگر با هر بار سؤال و جواب جائى از سر و گردن خود را نشان مى*دهد و در آخر کار زبان خود را نشان مى*دهد و به بیرون مجلس مى*رود. نمونه*اى از سؤال و جواب به شعر آورده مى*شود . بازیگر: زار گزیدم (زار: زنبور درشت). جمعیت: کوجاتو گزید؟ بازیگر: اینجا و اونجا و اوجاما گزید (به* جاهائى اشاره مى*کند). جمعیت: روش آب بریز . و بازى به*همین ترتیب تا به آخر ادامه پیدا مى*کند .

    سوارکارى و تیراندازى
    سواران نیزه*باز در محلى که براى این کار اختصاص داده شده است، در یک خط مستقیم مى*ایستند . همه ٔ آنها سواره هستند. تماشاچیان بر تپه ٔ بلندى مشرف بر آنها مى*نشینند . نوازنده ٔ محلى با کرنا و دهل شروع به نواختن آهنگ سوارکارى مى*کند و اسب*ها به*حرکت درمى*آیند. در محلى دور از سواران، نشان*هاى مثلث شکل تخته*ای، بر روى زمین نصب شده است و خط هر سوار نیز مشخص است و مى*داند کدام نشانه را باید بردارد. سوار با سرعت به*سوى نشانه*ها به پیش مى*راند و با نیزه ٔ خود، نشانه را از زمین بلند مى*کند. هربار که سوار نشانه را از زمین بردارد، امتیازى به نام آن ثبت مى*شود و داور سرانجام پس از چند دور برنده را اعلام مى*کند . لازم به یاد*آورى است که این بازى به*صورت انفرادى نیز اجراء مى*شود و تک تک امتیازات محاسبه و سپس برنده اعلام مى*شود و این امر گاهى با گذاشتن نشانه*هائى مانند کلاه و سرتیرک*هاى عمودى نیز انجام مى*شود .

    کُشتى مُقلى (شهرکرد )
    دو کشتى*گیر آماده ٔ کشتى مى*شوند و براى اعلام آمادگى دست*هاى خود را روى شانه*هاى هم قرار مى*دهند. پس از آغاز کشتی، آنها با توجه به فنون متداول کشتى نظیر فن کمر و یک خم تلاش مى*کنند پشت حریف را به خاک برسانند. برنده کسى است که بتواند پشت حریف را به خاک برساند .

    کیه*کیه در مى*زنه؟ ( شهرکرد - بروجن )
    دو نفر از حاضران با تنبک و دایره مجلس را گرم مى*کنند. یکى از حاضران مادر مى*شود و نفر دیگر هم نقش دختر را بازى مى*کند. داستان شرح رفتارهاى دخترى است که دوستان زیادى دارد و هرگاه یکى از میهمانان وى از راه مى*رسد و در مى*زند، مادر با شعر از دختر مى*پرسد که کیست؟ و دختر هم با شعر نام میهمان خود را مى*گوید. بعد مادر و دختر هر دو شروع به رقصیدن مى*کنند و در حال رقص همراه با شعر با هم گفت*وگو مى*کنند .

    لال*بازى (شهرکرد )
    یک نفر استاد مى*شود. باقى بازیکنان ساکت مى*نشینند و استاد بازى را شروع مى*کند. در مدتى که بازى جریان دارد، هیچ*کس حق حرف*زدن یا خندیدن را ندارد. کسانى که نتوانند این قانون را رعایت کنند، تنبیه خواهند شد. مثلاً کنار دیوار به صورتى*که یک پا یا یک دست خود را بالا نگه* داشته*اند، مى*ایستند. روال بازى به این ترتیب است که استاد کارى را انجام مى*دهد و باقى هم باید عین کار او را تکرار کنند. کسانى که بخندند یا نتوانند بازى را تکرار کنند، مى*سوزند و در آخر استاد و یکى از بازیکنان باقى مى*مانند و هرکدام سعى مى*کند دیگرى را شکست بدهد. در آخر یک نفر برنده مى**شود .

    هُوپَ هُوپَک
    بازیکنان گرد مى*نشینند و همزمان دهان*هاى خود را پر از باد مى*کنند و مى*گویند هوپ و نفس خود را نگه مى*دارند. کسى حق ندارد بخندد یا حرکتى بکند. آن*گاه سردسته حرکتى را شروع مى*کند و بازیکنان بى*آنکه بخندند یا حرکتى بکنند باید از سردسته تقلید کنند و اگر کسى بخندد یا حرف بزند او را به وسط دایره مى*آورند و باید چشم بگذارد و سایرین دست*ها را بالاى سر او بگیرند . سپس از او مى*پرسند: "تپ تپو دست کى بالا دست." اگر کسى که چشم گذاشته درست حدس زد او را آزاد مى*کنند و اگر اشتباه گفت شروع مى*کنند به اذیت کردن او و همان شعر را خواندن. آن*قدر این کار ادامه پیدا مى*کند تا بازیکن درست حدس بزند. آن*گاه بازى از اول آغاز مى*شود .
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  11. #11
    mahsa733

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    May 2019
    نوشته ها
    5
    0
    0

    پیش فرض

    محصولات ژاک آندرل
    ژاک آندرلکرم روز ژاک آندرل

    کرم روز ژاک آندرل ، با بافت ملایم و ترکیبات منحصر به فرد که در ذیل بیان شده است اثر رطوبترسانی فوری و اثر حفاظتی را برای پوست صورت فراهم می کند و همچنین از ایجاد چین و چروک پوست جلوگیری می کند
    موارد مصرف شده در کرم ژاک آندرل کرم روز

    روغن بادام شیرین یکی از تسکین بخش ها برای پوست خسته و یک عامل رطوبت رسان طبیعی دارد
    ویتامین یک آنتی اکسیدان قوی می باشد
    آمونیم لاکتات به عنوان مرطوب کننده و درمان خشکی پوست و خارش مورد استفاده قرار میگیرد
    تیتانیوم دی اکسید در کاهش اثرات منفی ناشی از اشعه ماورای بنفش نور خورشید مانند یک ***** عمل می کند


    ژاک آندرل آکوا فوم شستشوی صورت

    فواید مصرف ژاک آندرل آکوا فوم شتشوی صورت

    آکوا فوم برند ژاک آندرل ، پاک کردن پوست ، نخستین حرکت در جستجوی یک پوست پاک و سالم است و بخشی از مراقبت های لازم برای جوان نگه داشتن پوست می باشد
    آکوا فوم برند ژاک آندرل حاوی عصاره بابونه و آلوئه ورا و معطر به رایحه چای سفید ، می باشد و تعادل طبیعی پوست را حفظ می کند
    لوسیون بدون صابون آکوا فوم برند ژاک آندرل ، مناسب تمام انواع پوست است .استفاده روزانه آن ، پوستی احیا شده و درخشان برای شما به ارمغان می آورد



    ژاک آندرل آیسی ژل ضد واریس

    ژاک آندرل آیسی ژل ضد واریس یک ژل نرم و روان و خنک کننده با ترکیبی از مواد مختلف گیاهی از جمله روغن هسته انگور و نعنا تازه فرمولاسیون ژل ضد واریس ژاک آندرل ترکیب ویژهای از حداکثر مزایا و تجربه را به مشتریان خود در طول روز ارائه می نماید
    فواید ژاک آندرل آیسی ژل ضد واریسی

    کمک به ترمیم و بازسازی وریدهای آسیب دیده
    رفع خستگی و سنگینی پاها
    به سرعت جذب شده و هیچگونه اثر چربی بر جای نمی گذارد
    مرطوب کننده ،نرم کننده ، و بازسازی کننده منافذ پوست


    خرید محصولات برند ژاک آندرل در داروخانه آنلاین
    معرفی مهم ترین برندهای داروخانه آنلاین دکتر علیزاده :
    رند نوکس-برند لیراک-برند نوروا-برند ایزدین-برند کیو وی-برند اوریاژ-برند کدلی-برند الیوکس-برند پرودرما-برند رگال -برند اوتی-برند ژا ک آندرل
نمایش نتایج: از 1 به 11 از 11

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •