ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 156 از 256 نخست ... 56106136146151152153154155156157158159160161166176206 ... آخرین
نمایش نتایج: از 2,326 به 2,340 از 3830
  1. #2326
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    پیدا شدن یک پری دریایی زشت و وحشتناک!!



    این تصاویر موجود عجیبی را نشان می*دهد که باعث شده شایعه وجود داشتن پری دریایی قوت بگیرد!

    موجود عجیبی که مشاهده می*کنید در سونامی اقیانوس هند در سواحل کشور مالزی پیدا شده است.

    معمولا گفته میشد که پری دریایی موجودی زیباست اما این موجود دارای چهره زشت و وحشتناک می*باشد.

    شاید این موجود وحشتناک، ملکه زشتی*ها بوده است؟!



    گفته میشود این موجود در موزه Egmore تحت حفاظت کامل نگهداری می شود !

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  2. #2327
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض

    ازدواج* گروهی *بازماندگان *زلزله *ژاپن
    ده زوج ژاپنی که مراسم ازدواج آنها بدلیل وقوع زلزله و سونامی برگزار نشده بود، روز یکشنبه بصورت گروهی مراسم خود را برگزار کردند.

    به گزارش برنا به نقل از خبرگزاری شینهوآ، وقوع زلزله و سونامی یازدهم مارس در منطقه فوکوشیمای ژاپن باعث شد بسیاری از جشن های ازدواج که تاریخ آنها از قبل تعیین شده بود، برگزار نشود.



    اکنون دولت ژاپن و اتحادیه ملی ازدواج ضمن حمایت از زوج های جوان و برای بازگشت روحیه و زندگی در بین ساکنان مناطق زلزله زده اقدام به برگزاری جشن ازدواج گروهی می کنند. علاوه بر این مراسم، ازدواج گروهی دیگر با شرکت 45 زوج ژاپنی بزودی برگزار خواهد شد.





    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  3. #2328
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    سنت بسیار خنده دار ، عجیب و غریب آفریقایی !!




    آدم دزدی و ازدواج!

    قبیله ای به نام «لاتووکا» (Latwoka) در سودان رسم بسیار عجیبی برای ازدواج دارند. اگر پسری قصد ازدواج با دختری را داشته باشد او را می*دزدد! بعد از دزدیدن دختر بزرگان فامیل پسر نزد پدر دختر رفته و از او درخواست کمک به دخترش را می*کنند.

    اگر پدر دختر با ازدواج موافق بود، به عنوان نشانه موافقتش آن پسر را کتک می*زند! و اگر موافق نبود پسر دزد به زور با دخترش ازدواج می*کند! من فکر می*کنم همه دخترها به خاطر اینکه در «لاتووکا» به دنیا نیامده اند باید خدا را شکر کنند.


    رسم «شارو» (Sharo)

    به نظر من رسم «شارو» یکی از احمقانه ترین و غیرانسانی*ترین رسومی* است که کسی می*تواند انجام دهد. بعضی از مردم مالی، نیجریه و کامرون پسری که به سن ازدواج رسیده و قصد زن گرفتن دارد را در انظار مردم کتک می*زنند.

    یک فرد قلدر پسر را کتک می*زند و این پسر جوان مجبور است علائم درد و رنج خود را پنهان کند. اگر او بتواند با موفقیت کتک*ها را تحمل کند پس تبدیل به مرد شده است و اگر شکست بخورد نمی*تواند همسری اختیار کند! تعداد بسیار زیادی از پسرها درحین ثابت کردن مردانگی شان جان خود را از دست داده اند.

    سنت «چووا» (Chewa)

    آیین زشت دیگری به نام «چووا» در میان مردم «چووا» از آفریقا شهرت دارد. طبق این سنت وقتی کسی که اهل «چووا» است می*میرد، بستگانش جسد او را به محل ترسناکی می*برند، چاقویی برداشته و گلویش را می*برند. سپس از محل برش آب را با فشار به داخل شکمش سرازیر می*کنند تا همه کثیفی*های بدن بیرون بیاید (از مقعد) آنها زمانی کار را متوقف می*کنند که آب تمیز از بدن بیرون بیاید!

    مراسم Khweta

    یکی دیگر از رسومی* که مربوط به پسران می*شود، در زمانی که آنها قصد ازدواج کردن دارند و باید مردانگی خود را ثابت کنند. در مراسم Khweta پسران بالغ را در فصل زمستان در جایی منزل داده و آنها را ختنه کرده در همین حین آنها باید کارهای سخت و کشنده ای را انجام دهند مثل رقصیدن*های مداوم... که اغلب این کارهای سخت منجر به مرگ پسران می*شود.


    سنت «لوبولا» Lobola

    «لوبولا» سنت دیگری است که به ازدواج مربوط می*شود. اگر عروس یا داماد با این سنت موافق نباشند خانواده*هایشان آنها را تنبیه می*کنند. طبق این رسم بین خانواده عروس و داماد مذاکره ای صورت می*گیرد و در مورد قیمتی صحبت می*کنند که داماد باید برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش بپردازد.

    اغلب این مذاکره پیچیده می*شود و دو خانواده سندی را امضا می*کنند و تعهد می*دهند به آن عمل کنند. مثلا اگر دو خانواده نزدیک یکدیگر زندگی کنند نباید تلفنی اقدام به این کار کنند یا ملاقات کوتاهی داشته باشند بلکه باید حضوری ملاقات کرده و مذاکره حتما در نوشته ای ذکر شود.

    آنها اعتقاد دارند اگرچه یک خانواده ممکن است سال*ها یکدیگر را بشناسند اما در مورد رسم «لوبولا» نظر یکدیگر را نمی*دانند. به عبارت دیگر آنها همدیگر را در زمینه تعهد و وفاداری و تقدس ازدواج نمی*شناسند.

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  4. #2329
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    مردی انگلیسی با مراجعه به پزشک ادعا کرد که می*تواند صدای حرکت کره چشمش را بشنود و این موضوع وی را حسابی آزار می*دهد.

    پس از بررسی*های صورت گرفته پزشکان دریافتند که مابوت 57 ساله از شرایط نادری برخوردار است که می*تواند بسیاری از صداهای درونی بدنش مانند صدای ضربان قلب را بشنود. این مرد در این رابطه به خبرنگاران گفت: یک*روز عصر در حالی که تنها در خانه بودم صدایی مثل کشیدن سنباده روی چوب توجهم را جلب کرد، اطراف را نگاه کردم اما متوجه چیزی نشدم. پس از آن فهمیدم این صدا با حرکت کردن چشم*هایم ایجاد می*شود. پزشکان پس*از انجام سی*تی*اسکن روی این فرد، متوجه وجود سوراخی روی جمجمه وی شدند و احتمال می*دهند که این مسئله باعث بروز چنین مشکلی شده است.
    ماهی*ِ شکلات*خور
    لندن: در یکی از آکواریوم*های انگلیس ماهی بزرگی زندگی می*کند که اعتیاد عجیبی به خوردن شکلات دارد. این ماهی که از نژاد گورامی خاکستری است هر روز باید مقداری شکلات بخورد تا سرحال و شاداب باشد، در غیر این*صورت در گوشه*ای از آکواریوم کز کرده و به*ندرت از جایش تکان می*خورد. مسئولان نگهداری این آکواریوم ابتدا برای جلب توجه بازدیدکنندگان، در روز مقدار زیادی شکلات به این ماهی می*دادند اما از زمانی که کارشناسان آبزیان به این افراد بابت این کارشان هشدار دادند، روششان را کمی عوض کرده*اند تا رژیم غذایی این ماهی تغییر پیدا کند. آنها در حال حاضر مجبور هستند برای تغذیه این ماهی مقدار کمی شکلات خرد شده را لابه*لای دانه*های انگور بگذارند تا کم*کم رژیم غذایی*اش به سمت موادغذایی مفید دیگر تغییر کند.
    تبدیل خودرو به مبل
    رم: یک*طراح صنعتی از ترکیب هنر و مهندسی بازیافت، یک خودروی قدیمی دهه 60 میلادی را به*یک*مبل راحتی تبدیل کرد. سریل لاتاپی طراحی که شهرت خود را به*واسطه تبدیل*های عجیب اشیا به*دست آورده است، در تازه*ترین طرح خود یک*دستگاه رنو قدیمی مدل 1968میلادی را به یک*مبل تبدیل کرد. این مبل کاملا از فلزاتی ساخته شده است که از بازیافت بدنه این خودروی قدیمی به دست آمده*اند. در این طرح منحصر به*فرد دسته*های مبل از گلگیرهای این خودروی قدیمی تشکیل شده و روکش رادیاتور و چراغ*ها بدون تغییر شکل مورد استفاده قرار گرفته*اند. این هنرمند قرار است طرحش را برای نگهداری به یکی از موزه*های ایتالیا اهدا کند. وی پیش از این نیز بارها ظاهر خودروهای قدیمی را به شکل*های عجیبی مانند اژدها در آورده بود.
    ضرری دیگر از ضررهای سیگار
    برلین: یک*شرکت*سازنده رایانه* از تعمیر لپ*تاپ یکی از مشتریان خود سر باز زد. قضیه از این قرار است که مرد جوانی اهل شهر فرانکفورت آلمان پس*از اینکه لپ*تاپش دچار ایراد سخت*افزاری می*شود آن*را جهت تعمیر به شرکت مربوطه ارسال می*کند اما پس*از مدت کوتاهی یکی از کارمندان شرکت با وی تماس گرفته و اعلام می*کند که شرکت، لپ*تاپ را تعمیر نخواهد کرد. این کارمند علت این امر را آلوده بودن قطعاتی از لپ*تاپ به نیکوتین عنوان کرده و مدعی شده که این مسئله به سلامت کارکنان شرکت آسیب می*زند. البته جوان آلمانی که فکر می*کرد با پرداخت هزینه بیشتر می*تواند لپ*تاپ خود را تعمیر کند برای فرستادن دوباره آن جهت تعمیر تلاش کرد اما شرکت با توجه به سمی بودن لپ*تاپ باردیگر به*شدت با این مسئله مخالفت کرد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  5. #2330
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    هزينه هنگفت یک اماراتی برای شهرت! + عکس

    "شیخ حمد بن حمدان آل نهیان " از اعضای خاندان سلطنتی امارات عربی متحده با صرف هزینه*ای میلیاردی نام خود را بر سواحل جزیره*ای كه صاحب آن است، حك كرده است به نحوی كه این نام از آسمان نیز دیده شود.
    "شیخ حمد بن حمدان آل نهیان " از اعضای خاندان سلطنتی امارات عربی متحده و میلیاردر اماراتی با صرف هزینه*ای میلیاردی نام خود را بر سواحل جزیره*ای كه صاحب آن است، حك كرده است.
    بنا بر این گزارش، این تصویر حك شده آنقدر بزرگ است كه حروف آن كه به زبان انگلیسی نوشته شده است، بخوبی از فضا قابل مشاهده است.
    حروف نام "حمد " كه به صورت "HAMAD " روی سواحل جزیره "فطیسی " در نزدیكی ابوظبی حك شده است، حدود 3.5 كیلومتر (2 مایل) طول دارد.

    بر اساس این گزارش، تا این لحظه هیچ توضیحی برای انجام این كار ارائه نشده است، اما سه حرف نخست این اسم كانالی برای ورود آب رودخانه به دریا به حساب می*آید.



    تصویر حك شده نام میلیاردر اماراتی


    البته هنوز مشخص نیست كه این كانال*ها قرار است واقعا به عنوان مسیر آب رودخانه به دریا مورد استفاده قرار گیرد و یا صرفا به دلیل اطمینان از اینكه محو نخواهند شد، به این صورت درست شده اند.
    شیخ حمد بن حمدان آل نهیان میلیاردر بسیار ثروتمند اماراتی است كه صاحب خودروی "بوگاتی " به عنوان گران*قیمت*ترین اتومبیل جهان در حال حاضر به ارزش 2.4 میلیون دلار است. وی همچنین بزرگترین كامیون در جهان را نیز خریداری كرده است. این كامیون 64 برابر اندازه كامیون*های معمولی است كه یك آپارتمان كامل را در خود جای داده است
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  6. #2331
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    ماساژ زنان اسرائیلی توسط مار ها



    رسم جدید که امروزه در حمام های آب گرم در اسرائیل به مردم و اغلب زنان ارائه میشود، ماساژ توسط مار ها و خزندگان است.

    این نوع ماساژ ها که اغلب توسط مار هایی مانن شاه مار فلوریدا،شیر مار و مار ذرت صورت میگیرد که خر بار آن قیمتی

    حدود 80 دلار دارد.

    حرمات فیزیکی مار ها بر روی پست انسان ، باعث آرامش خاصی در انسان های می شود چرا که آننها فشاری

    فرا تر از چیزی که شاید تصور شود بر انسان می آورند.


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  7. #2332
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض



    يک سالن آرايش در انگليس فعاليت اش را تا گريم جسد توسعه داده است.

    به گزارش ایسنا، به نقل از شورت نيوز، سالن آرايش ايلاماسکا آرايشگرهاي خود را به مراسم ترحيم مي فرستد تا خانواده مرحوم را براي مراسم خاکسپاري آماده کنند. اين سالن که آرايش جسد نيز مي پذيرد اين کار را با مبلغي حدود 700 دلار انجام مي دهد.

    ايلاماسکا به موسسه لورتون و پسران (Leverton & Sons) يا مرده شورخانه هاي سنتي لندن پيوسته است.

    اندرو لورتون در اين خصوص گفت: هميشه وقتي براي انجام مراسم قبل از تدفين دعوت مي شويم خانواده و دوستان مرحوم از ما مي خواهند که کار آرايش او را نيز انجام دهيم.

    اکنون موسسه لورتون براي ارايه خدمات آرايشي به مشتريان خود نيروهاي متخصص اين حرفه را به کار گرفته است.



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  8. #2333
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض


    نتایج بررسیهای زیست شناسان آمریکایی نشان می دهد که طوطی ها یکدیگر را به نامهایی صدا می زنند که والدینشان در زمان کودکی برای آنها انتخاب کرده اند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان دانشگاه کورنل در بررسیهای خود دریافتند که در داخل یک گروه از طوطیها هر یک از این پرندگان برای خود اسمی دارد که با آن شناخته می شود.

    این "اسم واقعی" را والدین برای جوجه های خود انتخاب می کنند و تمام اعضای گروه آنها را آنقدر به این نام صدا می زنند تا جوجه اسم خود را یاد بگیرد.

    در این تحقیق که با هدف درک تواناییهای زبانی در میان بعضی از پرندگان به ویژه پرندگان "سخنگوی مقلد" انجام شد، نشان داد که توانایی بیانی طوطیها تنها به مسائل ژنتیکی و تقلید صدا محدود نمی شود بلکه این پرندگان در طول زمان و در صحبت با سایر اعضای گروه و یا در هسته خانواده می توانند به زبان خود با یکدیگر حرف بزنند.

    تحقیقات گذشته نشان می داد که تواناییهای زبانی طوطی ها تنها به تقلید صدای انسان محدود نمی شود بلکه این پرندگان می توانند صدای سگها، گربه ها و سایر حیوانات را هم تقلید کنند و حتی قادرند یک سری جوابهای کلامی محدود را هم در گفتگو با انسان ارائه کنند.

    به همین منظور این دانشمندان این سئوال را طرح کردند که چرا طوطی ها باید تا این حد انرژی و زمان برای تقلید واژگان تا این حد پیچیده مصرف کنند و تکرار صداهایی که شنیده می شود برای این پرندگان چه مزیتی دارد؟

    براساس گزارش ساینس، به اعتقاد بسیاری از پرنده شناسان، این نوع پرندگان که در گروههای اجتماعی پویا زندگی می کنند از توانایی تقلید صدا برای دعواهای داخلی استفاده می کنند.

    این درحالی است که این دانشمندان دریافتند توانایی تقلید و تکرار آواها برای برقراری ارتباط درون گروهی و صدا زدن اعضای گروه به اسم است.

    این محققان در این خصوص توضیح دادند: "مشکل اصلی در تحقیقات ما جمع آوری و تشخیص تغییرات آوایی این پرندگان بود. درحقیقت غیرممکن است که با شنیدن صدای طوطی ها به راحتی بتوان تغییرات آوایی را درک کرد. تنها روش برای مطالعه بر روی زبان طوطی ها تبدیل آواهای آنها به یک نمودار طیفی و تجزیه رایانه ای طیفها برای مشاهده تکرارها و یا تغییرات آوایی است."

    این بررسیها نشان داد که طوطی ها برای برقراری ارتباط با سایر اعضای گروه آنها را به اسم صدا می زنند. برای مثال، وقتی به آشیانه باز می گردند سوت خاصی را منتشر کرده و اغلب، جواب این سوت را از شریک زندگی خود دریافت می کنند.

    این سوت را به زبان انسانها می توان به این جمله برگرداند: "عزیزم، من برگشتم!"



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  9. #2334
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    عجیب ترین خانواده در ایران !



    این خانواده عجیب تا به حال با هیچ انسانی غیر از خودشان معاشرت نداشته*اند، ساندویچ و غذاهای امروزی نخورده*اند،*موبایل را به چشم ندیده*اند و تمام این اتفاقات در سال ۱۳۹۰ در مرکز شهر مشهد افتاده است تنها همبازی آن ها در تمام این ۳۵ سال تعدادی گوسفند زنده بودند که پدر آن*ها برای* رهایی از تنهایی برایشان گرفته بود عجیب*تر از تمام این حوادث ثروت هنگفتی است که حالا پدر خانواده برای آنها به ارث گذاشته پسر دوم خانواده برای اولین بار به تنهایی از در منزل خارج شد. او حاضر شد حقایقی شگفت*انگیز را از این خانه مرموز در اختیار ما قرار دهد



    شروع اسارت

    لباس سفید عروسی به تن داشت که پا در خانه*ای طلسم*شده گذاشت. دختر روستایی به اصرار پدر و مادرش با مردی ازدواج کرد که همسری نازا داشت و نمی*دانست که بعد از مراسم ازدواج برای همیشه روستای*شان را ترک خواهد کرد. باور کردنی نیست حتی اگر واقعیت داشته باشد! ۱۹ سال بیشتر نداشت که مردی در خانه*شان را زد، کارمند بود و می*خواست با این دختر جوان و شاداب ازدواج کند، وقتی شنید قرار است هووی زن نازایی شود به گوشه*ای پناه برد، می*دانست خودش حق انتخاب ندارد و پدر و مادرش با تصور اینکه خواستگار کارمند است و حقوقی دارد وی را به او خواهند داد. بار سفر را بستند تا به مشهد بروند، حتی اشک*هایش خشک شده بود.



    شاید باید به خاطر تنهایی*هایش گریه می*کرد، به*خود دلداری می*داد تا تصور کند شوهرش فرشته است که می*خواهد به او پرواز*کردن یاد بدهد. با دنیایی از امید عروس شد. ۳۵سال پیش بود که در خانه**ای با دیوارهای سیمانی و شیروانی زنگ*زده*ای باز شد و نوعروس با پای گذاشتن روی موزائیک حیاط برای همیشه زندانی شد. در نخستین حکمی که از سوی شوهرش صادر شد باید نه تنها با خانواده*اش برای همیشه قطع رابطه می*کرد بلکه حق خروج از آن چهاردیواری را نداشت. مرد رفتار عجیبی داشت، نوعروس جوان بود و خواست یاغی*گری کند که زیر مشت و لگدهای شوهر چاره*ای جز تسلیم ندید، همان سکوت نخست کافی بود تا دیگر جرات نداشته باشد یک کلمه*ای حرف بزند.




    نو عروس همراه با دیوارها و *ثانیه*ها روز به روز فرسوده*تر می*شد در فضای سرد و بی*روح خانه متروکه. وقتی برای نخستین*بار باردار شد تصور کرد دوران بدبختی*ها تمام شده است، می*دانست شوهرش بچه*دوست دارد و همین می*تواند در زندان را به روی او باز کند و پر پرواز را به او بدهد. این روزنه امید نیز رنگ باخت چون پدر خانواده نه تنها در زندان را باز نکرد بلکه دختر و ۳پسرش را نیز به سرنوشت مادرشان گرفتار کرد.



    مادر زندانی

    خانه پر از سکوت بود، همه از پدر وحشت داشتند، همسایه*ها این خانه را یک معما می*دانستند، بچه*ها تنها زمانی دیده می*شدند که به مدرسه می*رفتند. پدر هرازگاهی به خانه سرکی می*کشید و خرید بر*عهده خودش بود، هر بار می*آمد آشغال*هایی با خود همراه داشت و در گوشه**ای از حیاط می*گذاشت، روز به روز خانه شیروانی*دار پر از زباله می*شد تا جایی*که ماشین پیکان زیر همین آشغال*ها مدفون شد.



    بچه*ها حق بازی حتی در حیاط خانه را نداشتند بیشتر با نگاه بود که با هم حرف می*زدند وقتی نمره*های*شان۲۰ می*شد انگیزه*ای برای خوشحالی نداشتند انگار سلام*دادن را یاد نگرفته بودند و در یک جزیره ناشناخته تنهای تنها بودند. کتک*خوردن از پدر یک عادت شده بود، وقتی پای در خانه شیروانی می*گذاشتی باور نمی*کردی خانواده در آن زندگی می*کنند، بوی بد زباله و فاضلاب همه را به عقب می*راند انگار مادر خانواده نیز روحیه*ای برای تمیزی نداشت، همه جا را خاک گرفته و زیبایی حیاط خانه لابه*لای تپه*ای از زباله گم شده بود.



    بچه*ها یکی پس از دیگری با نمرات ممتاز دیپلم گرفتند و تنها بهانه* برای خارج*شدن از خانه را نیز از دست دادند. همه می*دانستند قفل این اسارت روزی شکسته خواهد شد، پدر خانواده بدبین* و سخت*گیرتر شده بود تا اینکه بیمار شد و خیلی زود خود را تسلیم سرنوشت مرگ کرد. طلسم شکست، وقتی مادر و بچه*ها شنیدند زنگ پرواز نواخته شده است حتی به**دلیل مرگ پدر قادر به گریه نبودند.


    دیدار پس از ۳۵ سال

    در آهنی زنگ*زده با صدای خشکی باز شد و آنها برای همیشه آنجا را ترک کردند، صحنه دیدار زن با خانواده روستایی*اش آن هم بعد از ۳۵ سال زندگی در زندان. بچه*ها انگار از دنیای دیگری آمده*اند، هیچ*کس را نمی*شناختند و نمی*دانستند در مهمانی*ها چه رفتاری داشته باشند. خانه پر از سکوت دیگر جای*ماندن نبود جالب این که مشخص شد پدر سخت*گیر نزدیک به یک میلیارد تومان برای زندانی*هایش ارثیه گذاشته است. با مرگ مرد* مرموزی در مشهد، راز زندگی وحشتناک خانواده**اش در یک خانه متروکه و فرسوده فاش شد. همسر این مرد از همان روز نخست ازدواج در خانه زندانی بوده و بچه*هایش نیز مانند او، مطیع دستورات پدر سلطه*گر بودند. وقتی ماموران کلانتری شهید فیاض*بخش مشهد وارد خانه شیروانی شدند باور نمی*کردند داستان زندگی زنی با ۴ بچه*اش در این خانه واقعیت داشته باشد.


    زندگی*ام سوخت

    زن ۵۴*ساله با چهره*ای تکیده، شادی کم*روحی به چشم*هایش داده بود و دل پردردی داشت، ۳۵*سالی می*شد که تنها مونس و هم*دمش بچه*هایی بودند که سرنوشتی بهتر از او نداشتند. این زن با ادبیات خاصی حرف می*زند: «۱۹سال بیشتر نداشتم که با این مرد ازدواج کردم، از وقتی به این خانه آمدم جز بداخلاقی و بی*اعتنایی ندیدم، باید با همه قطع رابطه می*کردم، به کتک*های شوهرم عادت کرده بودم و گریه*هایم تنها با نوازش بچه*ها آرام می*گرفت». وی می*گوید: «یک روز زن همسایه* آتش تنوری برای ما آورد، در را به آرامی باز کردم و آن را گرفتم، وقتی شوهرم متوجه شد آن را از دستم گرفت و به سرم کوبید، باور می*کنید هم*کلاسی*های بچه*هایم نیز جرات آمدن به در خانه را نداشتند، شوهرم آنها را هم کتک می*زد.»



    زن آهی کشیده و ادامه می*دهد: «وقتی شوهرم نبود راحت*تر زندگی می*کردیم البته جرات خارج*شدن از خانه را نداشتیم اما حتی اگر در خواب او را می*دیدم از ترس می*لرزیدم، ابتدا سعی می*کردم خانه*ای تمیز داشته باشم بعد که دیدم هر کاری می*کنم پدر بچه*ها اعتنایی ندارد و با جمع*آوری زباله و رنگ*نزدن به دیوارها خانه را به یک زباله*دان تبدیل کرده من هم دل و دماغم را از دست دادم و خانه روز به روز خاک گرفته*تر شد.» زن از رهایی لذت می*برد و می*گوید: «در این سال*ها در هیچ مراسمی خانوادگی و فامیلی شرکت نکردیم، شوهرم وقتی بیرون می*رفت روی در علامت می*گذاشت و اگر بدون اجازه در باز می*شد من و بچه*ها را کتک می*زد، در این مدت سلامت روحی و جسمی*ام را از دست دادم و وقتی پدر بچه*ها مُرد توانستم برادرها و خواهرانم را ببینم، یک آرزو بود که به آن رسیدم.»



    وی از روز نخست آزادی می*گوید: «باورم نمی*شد مشهد این*قدر تغییر کرده باشد، مهم*تر از همه شنیدم یک*میلیارد تومان ارثیه داریم که دیگر برای خوشبختی* ما فایده*ای نداشت، ما از همه*چیز محروم بودیم و حالا یک ثروت خوب داریم، اما کل دنیا را هم داشته باشیم دیگر فایده*ای نداشت، چرا که زندگی* و سرنوشت*مان سوخته و از این به بعد تنها شرایط بهتری خواهیم داشت و من از اینکه بچه*هایم اجتماعی نیستند نگران هستم.»




    گفت*وگوی اختصاصی با پسر بزرگ خانواده اسیر در خانه شیروانی

    پسری با عینک ته*استکانی پیش روی*مان نشست، ۳۲ سال دارد، اما رفتارش کودکانه است، به سختی داخل خانه شیروانی دعوت*مان می*کند. «مهدی» با استرس عجیبی جلوتر قدم برمی*دارد، خانه کلنگی به فروش گذاشته شده است، در حیاط مقدار زیادی آشغال، تکه*های آهن*پاره، پلاستیک و نان خشک روی هم تلنبار شده. هر قدم که برمی*داری تصور می*کنی یا زیر پایت فرو خواهد رفت یا حیوان گزنده*ای به تو حمله خواهد کرد. شاید پیش از فروش این خانه، دیوارهایش آوار شوند. زیرزمین مخوفی دارد، پای در اتاق پر از خاک می*گذاریم که تلویزیون کوچکی در وسط آن قرار دارد، در یک قدمی*اش پتویی کثیف می*بینیl که انگار کسی زیر آن خوابیده است، مهدی می*گوید برادرش دوست ندارد کسی را ببیند، از آنجا خارج می*شوم و از مهدی می*خواهم به همه سوالاتم جواب بدهد. مکث می*کند، انگار نمی*خواهد حرفی بزند، انتظار دارم از حالات چهره*اش پی به راز درونش ببرم اما امکان ندارد. درحالی*که چشمانش نشان می*داد جواب منفی خواهد داد، ناگهان می*پذیرد.





    در اتاقی پر از تارهای عنکبوت می*نشینم، نخستین سوالم ناشی از کنجکاوی*ام بود:

    چرا به سر و وضع خانه نرسیده*اید؟

    مهدی، نگاهش را به اطراف می*چرخاند: در زندگی ما دیگر حوصله*ای نبود که دست به تعمیرات بزنیم، نه مادرم و نه ما روحیه*ای نداشتیم، ما تنها زنده بودیم، زندگی نمی*کردیم.

    چرا این شرایط را داشتید؟

    پسر جوان انگار به سکوت عادت کرده*است خیلی طول می*کشد تا حرفی بزند: «ما از پدرمان وحشت داشتیم، ببینید یک خواهر و ۲ برادر دارم، هیچ کدام ازدواج نکرده*ایم و همه*مان به نوعی مشکل روحی و روانی داریم، مادرم که دختر روستایی بود همسر دوم پدرم شد آن*ها ده سال با هم تفاوت سنی داشتند و هیچ*وقتی نتوانستند زندگی خوبی داشته باشند.»

    مادرت چه رفتاری با پدرت داشت؟

    مادرم از پدرم می*ترسید البته من و خواهر و برادرانم هم می*ترسیدیم، مرد وحشتناکی بود.

    مگر چه رفتاری داشت؟

    پدرم خیلی سخت*گیر بود و اجازه نمی*داد از خانه بیرون برویم، کسی نیز حق نداشت به خانه*مان رفت*وآمد کند.

    دلیلی نداشت؟

    معتقد بود در خارج از خانه ما خلافکار و معتاد می*شویم نسبت به مادرم نیز بدبین و شکاک بود، شاید راست می*گفت، *ما الان
    نه معتاد هستیم و نه خلافکار اما به جای آن روانی شدیم، ما یک عمر زندانی بودیم.

    زندانی؟

    منظورم زندانی*شدن در همین خانه است، مادرم ۳۵سال پا از این خانه بیرون نگذاشت، من و خواهر و برادرانم نیز تنها اجازه داشتیم به مدرسه برویم و زود برگردیم.

    در مدرسه دوستانی داشتی؟

    در مدرسه هیچ*وقت با کسی دوست نشدیم چرا که می**دانستیم پدرم بفهمد بیچاره*ایم.

    ما تسلیم بودیم

    معلمان*تان علت این رفتارها را نمی*پرسیدند؟

    چون از نظر تحصیلی همیشه شاگرد اول بودیم و هوش و استعداد زیادی داشتیم از طرف معلمان و مدرسه مشکل خاصی احساس نمی*شد و کسی شک نکرد در چه شرایطی زندگی می*کنیم.

    بستگان*تان بی*تفاوت بودند؟

    آن*ها هیچ رفت*وآمدی به خانه*مان نداشتند، همگی از پدرم دلخور بودند، بستگان مادرم که روستایی هستند جرات نداشتند به سراغ ما بیایند.

    به روستای مادرت نرفته*اید؟

    اصلا، اعضای خانواده ما تا*به*حال به مسافرت نرفته، هنوز از مشهد خارج نشده*ایم.

    جایی را می*شناسید؟

    تنها از طریق تلویزیون شهرهای مختلف و مناطق تفریحی کشورمان را شناخته*ایم.

    خودت تمایلی به سفر داری؟

    راستش را بخواهید دوست نداریم به مسافرت برویم، به*این زندگی عادت کرده*ایم، ببینید در ایام عید و تابستان همیشه در خانه زندانی بودیم، پدرم همه*چیز را می*خرید حتی حق بازی در حیاط را هم نداشتیم.

    با پدرتان حرف می*زدید؟

    کتک*های پدرمان تنها چیزی است که از او به یاد داریم، او اصلا اهل دردودل کردن و حرف*زدن نبود.

    با مادر و خواهر و برادرانت چطور؟

    حرف نزدن یک عادت شده بود، هیچ*یک از ما با هم چندان حرفی نمی*زدیم، خیلی از چیزهایی را که می*خواستیم و حتی انتظارات خود را از همدیگر با نگاه به هم می**فهماندیم و زیاد صحبت نمی*کردیم.

    هم بازی*ای نداشتید؟

    تنها هم بازی*های*مان تعدادی گوسفند بودند که مدتی پدرم در حیاط خانه نگهداری می*کرد اما بوی بد آن*ها باعث شد همسایه*ها اعتراض کنند و پدرم با دعوای مفصلی گوسفندان را با خود برد و باز تنها ماندیم.

    پدر ولخرجی داشتی؟

    اصلا، از روزگار خانه مشخص است که پدرم خسیس بود، در عمرم پول توجیبی نگرفته و هر چه خودش می*خواست می*خرید.

    مادرت جر و بحثی نداشت؟

    گاهی اوقات جر و بحث داشتند، پدرم خیلی عصبی بود و در آن سو مادری مطیع و آرام داشتم، هیچ*وقت اختلافات آن*ها جدی نشد، من و خواهر و برادرانم نیز تسلیم پدرمان بودیم و هیچ*گاه گلایه*ای نکردیم.

    متوجه شدم جواب سلام من را ندادی، چرا؟


    نمی*دانم چقدر باید جواب این سوال را بدهم، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، از زمان کودکی هم اگر بچه*های همسایه*مان سلام می*کردند حق نداشتم جواب*شان را بدهم چون پدرم راضی نبود با کسی حرف بزنم و اگر خلاف این را از من و دیگر اعضای خانواده*ام می*دید به حسابم می*رسید.

    در خرید لباس حق انتخاب داشتید؟

    اصلا، در موقع لباس*خریدن می*گفت که نباید لباس شیک و مد روز باشد با اینکه پول به ما نمی*داد همیشه تاکید داشت ولخرجی نکنیم.

    وقتی خبر مرگ پدرت را شنیدی چه احساسی داشتی؟

    ناراحت شدیم اما هیچ*کدام گریه نکردیم چون اعتقادی به گریه نداریم، روز سوم مرگ پدرم همراه بستگان*مان به قبرستان رفتیم خیلی سعی کردم به زور چند قطره اشک بریزم اما فایده*ای نداشت.

    ارثیه میلیاردی می*تواند جایگزین سرنوشت تلخ زندگی*تان باشد؟

    بعد از مرگ پدرم بود که فهمیدیم یک میلیارد*تومان ارث برده*ایم. آن را تنها پشتوانه خودمان می*دانیم.

    با این پول چه می*کنی؟

    یک خانه به ارزش۳۵۰ میلیون تومان در مشهد خریده*ایم که مادر، خواهر و یکی از برادرانم در آنجا زندگی می*کنند.

    پس تو و برادرت چرا اینجا هستید؟

    می*خواهیم این خانه را بفروشیم و برای همیشه آن را فراموش کنیم، اینجا مانده*ایم تا برخی از اثاثیه*مان را دزد نبرد، بعد از فروش حتما به همان خانه می*رویم.



    پدر خوب یعنی دکتر حسابی

    از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟

    خواهرم سخت بیمار است، هم از لحاظ روحی و هم جسمی، باید مقداری از پول*ها را خرج درمان او بکنیم.

    می*خواهی چه شغلی را دنبال کنی؟

    هیچ فکری در این خصوص نکرده*ام با این ارث باید خیال*مان راحت باشد و نگران شغل نباشیم.

    چه آرزویی داری؟

    من هیچ آرزویی ندارم، موبایل هم ندارم.

    درخصوص عشق چه می*دانی؟

    تا به*حال عاشق نشده*ام چون با کسی معاشرت نکرده*ام.

    می*خواهی ازدواج کنی؟

    معیار خاصی برای انتخاب همسر درنظر دارم؛ می*خواهم صداقت داشته باشد و اگر روزی مثل پدرم خواستم به او ظلم کنم، سکوت نکند و حق خودش را بگیرد.

    خودت مثل پدرت خواهی شد؟

    امکان ندارد، من معتقدم باید به همسرم خیلی محبت کنم و زندگی* آسان و راحتی برایش فراهم کنم.

    پدر خوبی برای بچه*هایش خواهی بود؟

    در مسئله این*که آیا بچه*دار می*شوم یا نه باید بگویم تا به حال فکرش را نکرده*ام، بچه خیلی خوب است و قول می**دهم اگر روزی بچه*دار شدم با بچه*هایم دوست باشم، آن*ها را به پارک ببرم، هر چه دوست دارند برای*شان بخرم و حتی با آن*ها در خانه*ام بازی کنم.

    وقتی پدرت زنده بود چه آرزویی داشتی؟

    تنها آرزویم نمره*های ۲۰ درس*هایم در مدرسه بود که با گرفتن دیپلم آن هم با معدل ممتاز این*سری از آرزوهایم نیز، مرده*اند.

    به موسیقی علاقه داری؟

    هیچ اطلاعی از موسیقی ندارم اصلا اهل این جور چیزها نیستم، در این سال*ها تنها تفریح من و خانواده*ام تلویزیون بوده است.

    خواهرت خواستگاری دارد؟

    خواهرم تنها دل*نگرانی من است، دختر بسیار خوب و مهربانی*است اما هیچ*کس به خواستگاری*اش نیامده.

    دلتنگ پدرت هستی؟

    گاهی دلم برایش تنگ می*شود اما دوست ندارم در مورد گذشته*ها چیزی به خاطر بیاورم، بعد از مرگ پدرم تنها یک*بار، آن هم روز سوم مرگش به قبرستان رفته*ام.

    تا حالا ساندویچ خورده*ای؟

    در مورد غذای بیرون و ساندویچ باید بگویم اعتقادی به این نوع غذاها ندارم.

    کدام منظره* را دوست داری؟

    در تلویزیون دیده*ام دریا زیباست اما اطلاع زیادی از آن ندارم، تا حالا به ساحل دریا نرفته*ام و نمی*توانم در مورد دریا نظری بدهم.

    چه رنگ*هایی را دوست داری؟

    رنگ*های تیره و سورمه*ای را بیشتر دوست دارم.

    تعریفت از زندگی چیست؟

    همان چیزی که در یک کتاب خوانده*ام، زندگی یعنی فاصله بین نقطه تولد تا مرگ!

    شعر دوست داری؟

    اصلا اهل شعر نیستم، هوش و حواس شعرگفتن را ندارم.

    به*نظرت بهترین پدر کیست؟

    یک پدر باید مثل دکتر حسابی باشد و بچه*هایش را دوست بدارد. پدرم هیچ*وقت به هیچ*کس نگفت دوستت دارم، من هم تا به حال نگفته*ام و بعید می*دانم حاضر شوم از این جمله استفاده کنم.

    آلبوم عکس*های*تان را که نگاه می*کنی چه حسی پیدا می*کنی؟

    باید بگویم ما تا به حال اصلا عکس نگرفته*ایم و به جز عکس*هایی که همراه پدرمان می*رفتیم می*گرفتیم یعنی آلبوم عکس نداریم، پدرم می*گفت عکس گرفتن یعنی مسخره*بازی.

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  10. #2335
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    ۸۰ درصد دختران دبیرستانی، دوست پسر دارند!

    در هفته ای که گذشت، دکتر محمود گلزاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در همایشی آمار قابل تاملی

    را از دوستی دختران دبیرستانی اعلام کرد و گفت: در ایران ۸۰ درصد دختران دبیرستانی با یک پسر دوست هستند

    و حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده*ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی*اطلاع هستند.

    به گزارش پارسینه؛ این درحالی است که نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به

    ازدواج منجر نمی*شود که این امر مطمئنا پیامدهای ناگواری را برای آنها به همراه خواهد داشت.

    وی همچنین به نتایج به دست آمده در تحقیقات و پژوهش*هایی که در این زمینه در ایران صورت گرفته است اشاره کرد

    و گفت: در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده*ام، در نامه*هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران

    در خصوص ارتباط*های عاشقانه دریافت کرده*ام مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه*ها مربوط به

    پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان دختران بیش از پسران آسیب پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری

    در این خصوص مواجه خواهند شد.

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  11. #2336
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    ترول


    ترول (Troll) یک اصطلاح اینترنتی است و به کسانی اطلاق می*شود که در جوامع آنلاین مثل فروم*ها یا بخش کامنت*های یک سایت، پیام*هایی بی*ربط، ناراحت کننده و فتنه آمیز ارسال می*کنند با این هدف اصلی که بقیه را وادار به عکس*العمل*های احساسی کنند و باعث بحث*های بی*ربط به موضوع اصلی شوند. این کلمه می*تواند هم به شکل اسم برای فرد ارسال کننده بکار رود و هم به شکل فعل برای خود عمل (مثلا ترول*وری یا ترول کردن).

    برای مثال ممکن است یک نفر عمدا در مطالب خودش غلط دیکته*ای بگذارد تا دیگران را تحریک به صحبت در این مورد کند یا اگر هوش بیشتری داشته باشد، در متنی که ظاهرا تلاش می*کند غلط*های دیکته*ای و دستوری دیگران را اصلاح کند چند غلط بگنجاند تا بقیه شروع به دادن جواب*های احساسی کنند و بحث از موضوع اصلی منحرف شود. در شکل*های مفهومی، ممکن است یک نفر در مورد خلقت جهان و نظرش در این باره حرف بزند یا در یک سایت با مطالب فنی، بحث تکراری مقایسه لینوکس و مک و ویندوز را بدون ربط به پست اصلی و بدون دلایل منطقی و فقط به قصد دعوا، مطرح کند.

    در اینباره که چرا بعضی*ها ترول*ورزی می*کنند نظرات مختلفی هست ولی سندروم*های رفتار ضداجتماعی و حس کنترل بر احساسات دیگران از طرف آدم*های ضعیف، از تئوری*های ارائه شده هستند.

    تصویر مرتبط با ترول در فرهنگ اینترنت این تصویر است:
    که اولین بار در دویانت آرت معرفی شد و بعد از راهیابی به ۴چن کاربرد اصلی*اش را پیدا کرد و تبدیل شد به زبان مشترکی برای ترول*ورزان سراسر جهان.

    توجه زیاد به این مفهوم در اینترنت از سال ۲۰۰۸ به بعد، باعث شد که استفاده از آن در خارج از اینترنت هم معمول شود. نیویورک تایمز ترول را به شکل «دستکاری تعادل روانی دیگران» معرفی کرده. در یک نمونه مشهور از ترولی که دنیای سایبر و دنیای واقعی را به هم پیوند می*زد، یک نفر ترول گر شاغل در بخش مالی اخبار یاهو، بعد از دیدن بحث*های تجاری جاری در یک فروم اقتصادی در مورد یکی از شرکت*های مخابراتی کالیفرنیای آمریکا، خبری را روی یاهو فرستاد که نسخه دستکاری شده مطلبی از خبرگزاری اقتصادی بلومبرگ بود. بر اساس این خبر تحریف شده، یک شرکت قرار بود شرکت مخابراتی آمریکایی را بخرد و همین ترول باعث شد سهام شرکت آمریکایی ۳۱٪ بالا برود و بعد از افشای دروغ بودن خبر، شدیدتر از قبل سقوط کند. چیزی که در این میان به ترول*گر رسید، خنده بیمارگونه بود از ناراحتی و اعصاب خوردی دیگران.

    پیروزی یا عدم پیروزی ترول و از آن مهمتر ادامه فعالیت ترول*گر در یک محیط وابسته به رسیدن یا نرسیدن سوخت به ترول است. اگر آدم*ها کنترل احساساتشان را از دست بدهند و درگیر جنگ*ها، بحث*ها و اعصاب*خوردی*هایی بشوند که ترول را خوشحال می*کند، ترول به کارش ادامه خواهد داد. این فهم و درک کاربران یک جامعه است که باعث می*شود کسانی که دنبال دعوا هستند در اینکار موفق شوند یا نه. در صورت امکان فنی، دادن منفی به کامنت*های بی*ربط و بی محتوا یا بی*توجهی به آن*ها می*تواند ترول*ها را از کنترل احساسات شما ناامید کند. نکته مهم این است که هر گونه بحث منطقی با ترول بی*نتیجه است چرا که ترول فقط به دنبال ناراحت کردن شما است نه قانع کردن تان.

    قانون چهاردهم اینترنت: با ترول ها بحث نکنید چون به معنی پیروزی آن ها است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  12. #2337
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    ترول


    ترول (Troll) یک اصطلاح اینترنتی است و به کسانی اطلاق می*شود که در جوامع آنلاین مثل فروم*ها یا بخش کامنت*های یک سایت، پیام*هایی بی*ربط، ناراحت کننده و فتنه آمیز ارسال می*کنند با این هدف اصلی که بقیه را وادار به عکس*العمل*های احساسی کنند و باعث بحث*های بی*ربط به موضوع اصلی شوند. این کلمه می*تواند هم به شکل اسم برای فرد ارسال کننده بکار رود و هم به شکل فعل برای خود عمل (مثلا ترول*وری یا ترول کردن).

    برای مثال ممکن است یک نفر عمدا در مطالب خودش غلط دیکته*ای بگذارد تا دیگران را تحریک به صحبت در این مورد کند یا اگر هوش بیشتری داشته باشد، در متنی که ظاهرا تلاش می*کند غلط*های دیکته*ای و دستوری دیگران را اصلاح کند چند غلط بگنجاند تا بقیه شروع به دادن جواب*های احساسی کنند و بحث از موضوع اصلی منحرف شود. در شکل*های مفهومی، ممکن است یک نفر در مورد خلقت جهان و نظرش در این باره حرف بزند یا در یک سایت با مطالب فنی، بحث تکراری مقایسه لینوکس و مک و ویندوز را بدون ربط به پست اصلی و بدون دلایل منطقی و فقط به قصد دعوا، مطرح کند.

    در اینباره که چرا بعضی*ها ترول*ورزی می*کنند نظرات مختلفی هست ولی سندروم*های رفتار ضداجتماعی و حس کنترل بر احساسات دیگران از طرف آدم*های ضعیف، از تئوری*های ارائه شده هستند.

    تصویر مرتبط با ترول در فرهنگ اینترنت این تصویر است:
    که اولین بار در دویانت آرت معرفی شد و بعد از راهیابی به ۴چن کاربرد اصلی*اش را پیدا کرد و تبدیل شد به زبان مشترکی برای ترول*ورزان سراسر جهان.

    توجه زیاد به این مفهوم در اینترنت از سال ۲۰۰۸ به بعد، باعث شد که استفاده از آن در خارج از اینترنت هم معمول شود. نیویورک تایمز ترول را به شکل «دستکاری تعادل روانی دیگران» معرفی کرده. در یک نمونه مشهور از ترولی که دنیای سایبر و دنیای واقعی را به هم پیوند می*زد، یک نفر ترول گر شاغل در بخش مالی اخبار یاهو، بعد از دیدن بحث*های تجاری جاری در یک فروم اقتصادی در مورد یکی از شرکت*های مخابراتی کالیفرنیای آمریکا، خبری را روی یاهو فرستاد که نسخه دستکاری شده مطلبی از خبرگزاری اقتصادی بلومبرگ بود. بر اساس این خبر تحریف شده، یک شرکت قرار بود شرکت مخابراتی آمریکایی را بخرد و همین ترول باعث شد سهام شرکت آمریکایی ۳۱٪ بالا برود و بعد از افشای دروغ بودن خبر، شدیدتر از قبل سقوط کند. چیزی که در این میان به ترول*گر رسید، خنده بیمارگونه بود از ناراحتی و اعصاب خوردی دیگران.

    پیروزی یا عدم پیروزی ترول و از آن مهمتر ادامه فعالیت ترول*گر در یک محیط وابسته به رسیدن یا نرسیدن سوخت به ترول است. اگر آدم*ها کنترل احساساتشان را از دست بدهند و درگیر جنگ*ها، بحث*ها و اعصاب*خوردی*هایی بشوند که ترول را خوشحال می*کند، ترول به کارش ادامه خواهد داد. این فهم و درک کاربران یک جامعه است که باعث می*شود کسانی که دنبال دعوا هستند در اینکار موفق شوند یا نه. در صورت امکان فنی، دادن منفی به کامنت*های بی*ربط و بی محتوا یا بی*توجهی به آن*ها می*تواند ترول*ها را از کنترل احساسات شما ناامید کند. نکته مهم این است که هر گونه بحث منطقی با ترول بی*نتیجه است چرا که ترول فقط به دنبال ناراحت کردن شما است نه قانع کردن تان.

    قانون چهاردهم اینترنت: با ترول ها بحث نکنید چون به معنی پیروزی آن ها است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  13. #2338
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    شرط عجيب یک كره گورخر برای غذا خوردن! + عکس

    یكی از كاركنان باغ وحش چینی «ووهان» مجبور است هر روز تی*شرتی با راه راه سیاه و سفید بپوشد، چون گورخر تازه *متولد شده در این باغ* وحش فقط در صورتی غذا می خورد كه این مرد را در این لباس ببیند!
    این گورخر حدودا یك ماهه، در اوایل ماه جاری میلادی در باغ وحش «ووهان» به دنیا آمد و پنج روز پس از تولد، مادر خود را از دست داد.
    چن نونگ، مردی كه به این گورخر كوچولو غذا می*دهد و مجبور است هر بار لباس راه راه سیاه و سفید بپوشد، می*گوید: پدر گورخر مسوولیت كره خود را به عهده نمی*گیرد و هر بار كه سعی می*كنیم آنها را با هم مواجه كنیم، گورخر نر به محض دیدن كره*اش به او لگد می*زند.



    به گزارش روزنامه چاینا دیلی، چن می*گوید: هر بار كه من لباس سیاه و سفید راه راه می*پوشم گورخر كوچولو بسیار هیجان*زده می*شود و فقط در صورتی شیر می*خورد كه من را در این لباس ببیند، در غیر این صورت از غذا خوردن امتناع می*كند.
    چن نام این گورخر یك ماهه را «پنج*كوچولو» گذاشته است، چون فقط پنج روز را با مادرش گذراند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  14. #2339
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    كله *پاچه جنس لوكس شد!

    كله 23 هزار تومان
    كله *پاچه جنس لوكس شد!
    جام جم آنلاين: رييس اتحاديه طباخان، كله*پاچه، سيرابي طبخ شده و خام با اشاره به نقش دلالان در گران كردن كله گفت: اتحاديه نرخ را افزايش نداده است منتها كساني كه دارا هستند كله*پاچه مي*خورند و فقيران نمي*توانند اين غذا را بخورند چرا كه كله*پاچه الان جنس لوكس شده است.

    رضا رواسيان در گفت*وگو با ايسنا افزود: كساني كه فقيرند، *آب هم نمي*توانند بخورند، چون گران است!. الان كله*پاچه در مغازه*ها 23 هزار تومان فروخته مي*شود كه برخي خلاف كرده و با قيمت بيشتر عرضه مي*كنند؛ البته گران فروشان عضو اتحاديه نيستند و جواز ندارند و يا در صورتي كه جواز دارند هم به حرف اتحاديه گوش نمي*دهند.
    همچنين محمدباقر گنجي ، نايب رييس اين اتحاديه گفت: شركت تعاوني كله*پزان، كله را 15 هزار تومان عرضه مي*كرد كه به 14 هزار تومان رساند و در مغازه*ها 23 هزار تومان فروخته مي*شود. البته هر كس با قيمت بيشتر بفروشد، متخلف است، بايد گذاشت مردم آبگوشت بخورند.
    وي با اشاره به وجود دلالان در بازار كله*پاچه تصريح كرد:* دلالان و واسطه*گران كله*ها را خريده در سردخانه*ها گذاشتند و تا چندي پيش 18 هزار تومان نمي*دادند، حال كه ديدند ما اقدامات قانوني انجام داديم مي*خواهند به مردم اجحاف كنند و 19 هزار تومان بفروشند.
    وي با تاكيد بر اين*كه اتحاديه نرخ را بالا نبرده است چرا كه مردم قدرت خريد ندارند، افزود: الان كله در سردخانه*ها مانده است و واحدهاي صنفي در ماه رمضان با قيمت بيان شده بايد بفروشند و هر كسي خلاف كند بايد چوب آن را بخورد.
    گنجي با اشاره به قيمت اجزاي كله پاچه گفت: زبان با قيمت چهار هزار و 500 تومان، مغز سه هزار و 500 تومان، چشم هزار تومان، پاچه هزار و500 تومان، بناگوش سه هزار و 500 تومان و آب*گوشت 500 تومان عرضه مي*شود.
    نايب رييس اتحاديه طباخان، كله*پاچه، سيرابي طبخ شده و خام خاطر نشان كرد كه در حال حاضر اتحاديه پافشاري مي*كند تا قيمت*ها افزايش پيدا نكند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  15. #2340
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    ادعای جدید دانشمندان:غربی ها از خویشاوندان فراعنه هستند!


    نیمی از مردان اروپایی با داشتن ژن مشترک با یکی از فراعنه مصر، خویشاوند او به شمار می*روند.



    به گزارش سرویس دانش و فناوری برنا، یک شرکت تحقیقاتی در زمینه ژنتیک به نام آی گنئا (iGENEA) در سویس مدعی است که نمایه "دی ان ای" توتانخامن شاه (King Tutankhamen) را بازسازی کرده است.

    بر اساس گزارش ام اس ان بی سی، این شرکت در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که بیش از نیمی از مردان اروپای غربی با این شاه خویشاوند هستند.

    در صورتی که این ادعا درست باشد ژنوم این پادشاه در گروه نمایه ژنتیکی بیش از نیمی از مردان اروپای غربی قرار می*گیرد و آن*ها خویشاوندان دور این فرعون لقب می*گیرند.

    این در حالی است که گروهی دیگر از دانشمندان با رمزگشایی ژنوم این پادشاه ادعای این شرکت را غیرعلمی می*دانند. کارستن پوش (Carsten Pusch) نسل*شناس دانشگاه توبینگن (Tubingen) آلمان و همکارانش با مطالع دی ان ای متعلق به نمونه*هایی از مومیایی این فرعون و اعضای خانواده*اش ادعاهای این شرکت سویسی را بی اساس می*خوانند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 156 از 256 نخست ... 56106136146151152153154155156157158159160161166176206 ... آخرین
نمایش نتایج: از 2,326 به 2,340 از 3830

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •