ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 254 از 256 نخست ... 154204234244249250251252253254255256 آخرین
نمایش نتایج: از 3,796 به 3,810 از 3830
  1. #3796
    | Hani_93 |

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    January 2015
    محل سکونت
    تهـران :)
    نوشته ها
    63
    855
    207

    Icon16 [ علائم اعتیاد به اینترنت : )) ! ]

    [ علائم اعتیاد به اینترنت : )) ! ]



    * ساعت 4 صبح از خواب بیدار شده اید و برای آب خوردن به طرف آشپزخانه می روید در بین راه MAIL هایتان را چک می کنید .

    * وقتی مودم را خاموش می کنید. احساس پوچی می کنید مثل این که عزیزی را از دست داده باشید

    * تصمیم میگیرید یکی دو سال بیشتر در دانشگاه باشید فقط برای دسترسی رایگان به اینترنت.

    * در نامه های پستی هم از SMILEY (مثل :>) استفاده می کنید.

    * وقتی می خواهید بخندید سرتان را 90 درجه به سمت چپ می چرخانید(به مورد قبلی رجوع شود) .

    * تکالیفتان را به فرم HTML یا PHP در می آورید و آدرس آن را به استادتان میدهید .

    * سگتان هم برای خودش یک صفحه وب دارد .

    * حتی خوا های شبتان هم به فرم HTML یا PHP است .

    * سنتان را به صورت 3.X نشان میدهید .

    * پسرتان جواد را JAVA صدا میکنید .

    *همسرتان را به این صورت صدا میکنید:

    AGHAMOON@WORK.MONEY
    یا
    AYAL@KITCHEN.HOME

    * آدرس منزلتان را به این صورت روی پاکت نامه مینویسید: HTTP://12.AMIRABAD.AVE/NO.135.HTML

    * همه دوستانتان یک @ در اسمشان دارند.

    * از این که در یک آگهی ترحیم نمیتوان آدرس WEBLOG یا E-MAIL جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستید .

    * تنها ارتباطتان با افراد منزل از طریق E-MAIL است .

    * انتخاب بین پرداخت قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت آسان است باید مدتی بی آبی را تحمل کند (امکان ترک اعتیاد) .

    * خانومتان یک کلاه گیس بر روی مانیتور می گذارد که به شما یاد آوری کند که او چه قیافه ای دارد(برای آقایان) موجب میشود سرتان یک هوو بی سواد بیاورد(برای خانوم ها) .

    * بر رو کنترل تلوزیونتان هم DOUBLE CLICK می کنید.

    * نیمی از سفرتان را در هواپیما کامپیوتر کیفیتان را بر رو پا هایتان و بچه ها را در جعبه بالای سرتان گذاشته اید . . .


    +


    منبع
    هـواخـواه توامـ
    جانـا و مـیـ دانمـ که میـ دانـی
    :)

  2. 1
  3. #3797
    | Hani_93 |

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    January 2015
    محل سکونت
    تهـران :)
    نوشته ها
    63
    855
    207

    پیش فرض

    پوریا عالمی در روزنامه شرق نوشت:

    مبارک تبرئه شد.

    با توجه به اینکه مبارک دیکتاتور بود به سوالات زیر پاسخ دهید.

    مبارک = a
    تبرئه = b
    دیکتاتور = c
    آزادی = d

    پس داریم: مبارک تبرئه شد می شود؛

    a + b = d

    همچنین؛ دیکتاتور تبرئه شد می شود؛

    c + b = d

    پس a + b برابر است با c + b

    یعنی مبارک تبرئه شد برابر است با دیکتاتور تبرئه شد.

    در نتیجه دیکتاتور و مبارک یعنی آزادی. پس تبرئه دیکتاتور یعنی آزادی و آزادی دیکتاتور یعنی مبارک. از طرفی آزادی مبارک یعنی دیکتاتوری و دیکتاتوری مبارک یعنی آزادی.

    پس نتیجه گرفتیم آزادی دیکتاتور مبارک است و آزادی مبارک، مبارک است پس در کل مبارک است.

    دیالوگ میمون

    : مبارک آزاد شد. با توجه به اینکه مبارک دیکتاتور است آیا آزادی دیکتاتور مبارکه؟

    - نه. میمونه.

    : به مبارک توهین کردی؟

    - نه به جان تو. متاسفانه ممکن است به میمون توهین شده باشد.

    ولی نظر من این نبود که دیکتاتور میمون است چون میمون حیوان دموکراتی است و موزش را یا با دیگران قسمت می*کند یا اجازه می گیرد و موز دیگران را برمی دارد.

    پس من منظورم این بود که آزادی دیکتاتور میمونه.

    چون میمون یعنی یمن و برکت داره. چون وقتی یک دیکتاتور آزاد باشد یا آزاد شود می توان گفت جهان دارد به سمت آزادی پیش می رود پس مبارکه.
    هـواخـواه توامـ
    جانـا و مـیـ دانمـ که میـ دانـی
    :)

  4. 1
  5. #3798
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض



    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  6. #3799
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    یک دختر آمریکایی برای رفع مشکل تنهایی و تجرد در مراسمی رسمی با خودش ازدواج کرد.


    پایگاه خبری العالم: یک دختر آمریکایی برای رفع مشکل تنهایی و تجرد در مراسمی رسمی با خودش ازدواج کرد.



    "یاسمین " پس از آنکه از یافتن شوهرناامید شد ، به ترفند غیر معمول ازدواج با خود روی آورد تا بر فهرست ازدواج های عجیب و غریب در غرب از جمله ازدواج با حیوان و ازدواج با همجنس ، مورد دیگری افزوده شود.

    او که در شهر هیوستون زندگی می کند، گفته است که برای حل مشکل تجرد و تنهایی که موجب یاس و نومیدی وی شده است، راه حلی پیدا کرده و توافق کرده است تا با خود ازدواج کند.

    دختر آمریکایی با خودش ازدواج کرد
    ویرایش عکس توسط منبع مطلب (پایگاه خبری العالم) انجام شده است.

    یاسمین گفت که دو سال پیش به خود گفته بود درصورتیکه نتواند تا قبل از 40 سالگی ازدواج کند، به شیوه فیلم های آمریکایی با خودش ازدواج خواهد کرد.

    او معتقد است ، حداقل مانند زوج های دیگر ، با خودش دچار اختلاف نخواهد شد و درمعرض طلاق قرار نمی گیرد.

    این دختر آمریکایی در مراسمی در موزه فرهنگ آفریقا در شهر هیوستن ، لباس عروس را بدون وجود داماد به تن کرد درحالیکه خانواده و دوستانش نیز دراین مراسم درکنار او حضور داشتند.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  7. #3800
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    گرفتن عکس سلفی گناه است!


    لیکس سیاو(Felix Siauw) از روحانیون معروف اسلامی اندونزی اخیرا عکس سلفی را گناه دانسته و گفت، کسانی که شیفته عکس سلفی باشند، غرور بر آن ها چیره می شود.


    وی در تویتر خود نوشت: من نسبت به اقدام عکاسی سلفی برخی از زنان بسیار ناراحتم و سپس دلایل خود را درباره اینکه چرا عکس سلفی باید منع شود، بیان کرد.

    او که در تویتر یک میلیون هوادار دارد، نوشت: اکنون زنان مسمانان شیفته عکس سلفی هستند و زن پاکیزه دیگر وجود ندارد.

    به گزارش رسانه آمریکایی Quartz، در اندونزی، گروه زیادی از مردم مخالف این اظهارات هستند و صدها نفر درسایت ضمن ارسال عکس سلفی خود، مخالفت خود را بیان کرده است.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  8. #3801
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید
    کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
    (فرخی سیستانی)

    نوروز و سال نو

    چهارشنبه سوری، میر نوروز، آتش افروز، حاجی فیروز، هفت سین، خوش قدم و بد قدم، عبور از زیر توپ، تخم مرغ روی آینه، نارنج در کاسه آب، گاو و زمین را شاخ به شاخ می کند، شام شب عید، سبزی کوکو و رشته پلو، سیزده بدر، باغ های ایران...

    6- هفت سین

    قرن هاست مردم میهن ما به گستردن هفت سین در لحظه تحویل سال اعتقاد و عادتی کهن دارند. سفره هفت سین عبارت است از سفره ای که مردم به هنگام تحویل سال می گسترندن و هفت خوردنی که نام آن با حرف سین آغاز می شود را در این سفره می نهند.

    این هفت خوردنی عبارت است از: سیب، سماق، سنجد، سبزه، سرکه، سمنو و سیر. بعضی از مردمان نیز برای تربیت بخشیدن به سفره هفت سین و رنگین ساختن آن گذارتن این چیزها را بر آن واجب می شمردند: تخم مرغ پخته، بشقاب گندم و عدس سبز کرده، گلدان سنبل و نرگس، شیرینی، نان و پنیر، قدری کوک و مجموعه ای پلو، شمع گچی رنگی، آیینه و بشقابی پر از سکه های پول.

    معمول بر این است که به هنگام تحویل سال چند سکه پول نقره در دست می گیرند، زیر لب دعای مقلب القلوب را بخوانند. گذاردن قرآن کریم در سفره و مطالعه آیات آسمانی آن نوعی فریضه مذهبی بود که همه به آن علاقه می ورزند.

    مردم عقیده داشتند که هرگاه در لحظه اول سال نو مرد یا زن خوش قدمی به خانه ای قدم بگذارد، ساکنان آن خانه تا آخر سال غرق آسایش و نعمت و خوشبختی خواهند بود. از این رو بلافاصله بعد از تحویل سال ، صاحبخانه ای که به برکت قدم خود معتقد بود از خانه بیرون می رفت و پس ساز چند لحظه حلقه در را به صدا درمی آورد. اهل خانه به پشت در می رفتند و از او می پرسیدند که هستی و برای چه به خانه آمده ای؟ صاحبخانه خود را معرفی می کرد و می گفت من هستم و برای شما تندرستی، سعادت و خوشبختی به همراه آورده ام.

    هیچ ایرانی عادت نداشت شمع سفره هفت سین را که ساعت ها قبل از حلول سال روشن می کردند پس از تحویل سال نو خاموش کند. شمع را به حال خود می گذاردند تا آرام آرام بسوزد و شعله اش به خاموشی گراید. سفره هفت سین نیز چندین شبانه روز همچنان آراسته و دست نخورده بود و تنها مهمانان به خوردن چند دانه نقل و تخم مرغ های پخته از آن سفره رنگین قناعت می کردند.

    7- عبور از زیر لوله توپ

    رسم دیگری که بانوان خرافاتی سخت به آن معتقد بودند رفتن به میدان ارگ و نشستن بر توپ مروارید یا عبور از اطراف آن بود و عقیده داشتند اگر به هنگام تحویل سال نو سوار توپ باشند، حاجات آنان برآورده می شود. به همین علت غوغای عجیبی در سر تحویل سال نو در اطراف توپ در می گرفت و فراشان دولتی ناچار بودند با ترکه، بانوان را برانند.

    تخم مرغ روی آیینه - نارنج در کاسه آب

    در کتاب «اسفند صحرایی» و در کتاب «جنات الخلود» از عقاید جالب و قدیمی مردم قدیم خیلی زیاد یاد شده است. در همین کتاب ها نوشته شده که مردم قدیم ایران عقیده داشتند اگر در لحظه تحویل سال، تخم مرغی روی آیینه بگذارند یا نارنجی در کاسه آب بیندازند می بینند که به محض اینکه سال تحویل شد تخم مرغ روی آیینه تکان می خورد و نارنج توی کاسه آب به حرکت در می آید. علت این جریان هم این است که باز به عقیده مردم قدیم، گاوی که زمین را روی شاخ خود نگه داشته است موقع تحویل سال، زمین را از این شاخ به آن شاخ می اندازد.

    9- شام شب عید

    معمولا شام شب عید سبزی پلو با ماهی و کوکو یا رشته پلو بود و می گفتند سال کهنه به صورت شبح سفیدی شب سال نو به خانه می آید و می گوید کوکو. یعنی کو سهم من از شام شب عید؟

    رشته پلو هم از این جهت شام فراخور شب سال نو بود که می گفتندهر کس شب سال نو رشته پلو بخورد رشته کارها تا آخر سال در دستش خواهد بود.

    در مورد کوکو بعضی هم عقیده داشتند سال کهنه به صورت یک شبح سفید رنگ شب اول سال نو به خانه می آید و وقتی می بیند که مردم خانه تکانی کرده اند و به حمام رفته اند خیلی خیلی خوشحال می شود که احترامش را نگه داشته اند. قبل از اینکه برود طاقچه و لابلای رف اتاق ها را دستمالی می کند و هی می گوید کو کو، یعنی غذای کوکویی که بنا بود امشب بخورید کجاست؟ اگر دستش به کوکو برسد خیلی خوشحال می شود والا با خاطری غمگین می رود و جایش را به سال نو می دهد.

    10- سیزده بدر

    به راستی چه سنت دلکشی است رسم بیرون رفتن از شهر و آبادی و فرو بردن نسیم ملایم باد فرح بخش بهاری و سرمست شدن از عطر گاو نکهت شکوفه و لاله و سنبل. چه رسم دلنوازی است رفتن به دشت و دمن، دل سپردن به صحرا و جویبار و چشمه سار و گشت و گذار در باغ و بستان این رسم جلوه قشنگ و خیره کننده ای از ذوق سلیم و زیباپرست قوم ایرانی است؛ قومی که به دقت نظر و ظرافت فکر و باریک بینی و نکته سنجی شهرت به سزا دارد.

    معمول بر این است که از بامداد این روز خجسته مردم از خانه ها و شهرها بیرون بروند و در این سفر یکروزه مایحتاج خوردنی خود را همراه داشته باشند. ناهار مخصوص روز سیزده آش رشته، شامی، فسنجان، سبزی پلو، کوکو و ماهی است.

    مردم با ذوق و خوش سلیقه ایرانی یکی یا چند نوع از این غذاها را برای روز سیزده انتخاب می کنند و از آن گواراتر غذایی نمی شناسند که فراخور چنین روز شاد و طرب انگیزی باشد. چاشنی سنجش اوقات فراغت و تفرج مردم در آغوش طبیعت، بازی های شیرین دوران کودکی، الک دولک، تاب بازی، قایم باشک، یادم تو را فراموش و بالاخره رقص و پایکوبی و دست افشانی است.

    سیصد سال پیش در ایران رسم بر این بود که مردمان متمکن ظروف و کاسه ها، کوزه های کهنه را در روز سیزده به در یکی پس از دیگری می شکستند و این کار را مایه یمن و منشأ برکت می پنداشتند.

    در قرن هفدهم میلادی برابر مشاهده سیاحانی که از شهر بزرگ اصفهان دیدن کرده بودند، رسم بر این بود که غروب شب سیزدهم فروردین به گردش و تفریح بانوان اختصاص داشته باشد.

    در این ساعات مردان در خانه می ماند و به تهیه تدارک روز سیزده سرگرم می شدند. سرتاسر شهر به تصرف زنان در می آمد و زنان آزاده به گردش در چهل محله بزرگ اصفهان می پرداختند. به دکان ها و مغازه ها که وسیله فروشندگان اداره می شد می رفتند و جامه های زری و ابریشمی گرانبها می پوشیدند و عطرهای خوش و مطبوع به تن می زدند و تا پاسی از شب رفته در گذرها می گشتند و در این ساعات هیچ مردی حق آمدن به کوچه و بازار نداشت و اگر می آمد خونش به گردن خودش بود.

    بسیاری از عروسی ها و پیوندها از این غروب دلپذیر آغاز می گشت زیرا مادران و خواهران و نوجوانانی که درصدد ازدواج و تشکیل خانواده بودند در این شب دختری شایسته و لایق و پاکدامن از خیل دختران شهر را مورد نظر قرار داده و نام و نشان در خانه او را به دست می آوردند و چند روز بعد به خواستگاری عروس آینده خود می شتافتند.

    مردم در تهران یکصد سال پیش روز سیزده به در از بقعه متبرکه حضرت عبدالعظیم در چند کیلومتری جنوب پایتخت و نیز سیر و سیاحت و تفرج در باغات شهر ری غافل نمی ماندند و با ماست و دوغ گوارا و کباب های معروف و لذیذ بازارچه های این شهر، شکم خود را سیر می داشتند.

    برای مسافرت به حضرت عبدالعظیم مردم از قطار راه آهن معروف به ماشین دودی که در سال 1308 هجری قمری به راه افتاده بود و الاغ و قاطر استفاده می کردند. عده ای نیز به عنوان گردش و تفرج به شمیران و بلوک دوازده گانه اطراف تهران سابق مثل رودبار قصران لواسان، کن، ورامین، جاجرود و غیره می رفتند.

    بین دروازه شمیران که حد فاصل شمال شرقی تهران با تجریش بود تا شمیران، بیش از چهار منزلگاه یا توقفگاه بود که مسافران در هر یک از آنها چند دقیقه ای تامل می کردند و چای و قهوه و شیرینی می خوردند تا اینکه خستگی راه را از تن به در کنند چون به شمیران می رسیدند در باغات و چمنزارهای وسیع این قصبه ییلاقی پراکنده می شدند و بساط غذا را می گستردند و ساعات خوشی را می گذراندند.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  9. #3802
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    طی چند سال اخیر تب میهن پرستی در میان جوانان اوج گرفته است: نسلی که مذهب را در ردای افرادی دیده که بیشتر داعیه دار بودند تا معتقد، از این رو در پی کسب هویت به دامان ناسیونالیسم افتاده است و خب کشش جمعیت جوانان به این سمت باعث شده که تشخیص مطالب موثق و وزین و موج های ناپایدار و نامعتبر از همدیگر دشوار شود، به طور خاص در کانال های ارتباطی فراگیری همچون وایبر با موج مطالب بی اعتبار مواجهیم که مشخص نیست از چه منبعی منتشر می شود و به تبع آن دست به دست می شود ،بهانه ی جمع آوری این مطلب ارائه اطلاعاتی دقیق از فلسفه ی وجودی "سین های نوروزی" است از کتاب (نوروز ) تالیف :دکتر سید محمد علی دادخواه ،امیدواریم به طبع شما مقبول بیفتد.

    سنجد

    بیاییم دل را ترازو کنیم بسنجیم ،نی زور و بازو کنیم(فردوسی)


    سنجد،نماد سنجیده اقدام کردن است،در اندیشه ایران کهن" خرد" تنها نگهبان همه لحظات زندگی انسان است از این رو سنجد را بر این باور بر سفره می نهند تا هر کس با خویشتن عهد کند که در آغاز سال،هر کاری را سنجیده انجام دهد،قرار دادن سنجد بر سفره هفت سین نشانه گرایش به خرد است و احترام به تفکر و ترویج خرد مندی است،پس به سبب عظمت عقل و تاثیر آن در زندگی انسان ها و به نشانه دل سپردن به رهنمودهای عقل ،نخستین سین سفره هفت سین ،نمادی از عقل است ،گزافه نیست اگر اعلام کنیم دموکراسی که برترین حاصل تمدن بشری است در غایت مشارکت عقول است،کسی که می خواهد بر مشکلات زندگی چیره شود باید باید اجازه نظارت و دخالت عقل را در کارهای خویش بپذیرد،در حقیقت ملتی پایدار و مقاوم است که اندیشمندان و آگاهانش بیشتر باشد و در
    هنگام تصمیم نظر خردمندان کسب و اجرا شود .


    سیب

    دانی که چرا ز میوه ها سیب نیکوست
    نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
    زردی رخ عاشق است سرخی رخ دوست
    به به چه نکو بود دو تن در یک پوست


    دومین سینی که بر سفره نهاده می شود" سیب" است که آن را مادر یا بزرگ خانواده در کنار سنجد قرار می دهد .سیب نماد سلامتی است ودرس نخست استمرار حیات را که باید (سالم زیست) را یادآور می شود ،سین دوم در پی آن است که درهای سلامت و آرامش را به روی ما بگشاید : سین سلامت ،کلید راهیابی به همه کامیابی ها و خواست و آرزوها است ،نکته بسیار با اهمیت آن است که سلامت هر نسل سلامت نسل بعد از خود را به همراه می آورد اگر جامعه ای فرسوده و افسرده شد زندگی و در آمد خود را صرف دارو و درمان می کند: یعنی شهر از سلامتی دور می شود و به بیابان مرض و ناخوشی می رسد،سیب را میوه سلامتی ،آگاهی و هوشیاری نیز نام داده اند،در ادب پارسی به واژه های سیب ستان و سیب چهره برخورد می کنیم همانند پری چهر و گل چهره کسی که روی وی همانند سیب سرخ باشد و بشاش و بانشاط.




    سبزه

    گذشت و دلنوازی را عزیزم از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمی گیرد


    سومین سین سفره هفت سین سبزه است ،سبزی نشانه خوش اخلاقی و خرمی و شادابی است ،سبزه نماینده کوچکی از درخت است باید از درخت آموخت که در اوج توانایی یا نهایت تنگ دستی از لطف و مهر و ایثار آنچه داری خودداری نکنی و بر بدی و پلشتی و بی حرمتی و پرخاش غلبه داشته باشی و پاسخگویی جهت نیاز هم نوعان باشی،در ایران باستان خانواده ها معمولا سه قاب از سبزه ها به نماد هومت (اندیشه نیک)،هوخت(گفتارنیک)و هوورشت(کردار نیک) بر خوان می نهادند .از جهتی دیگر رنگ سبز آرام بخش است و اضطراب را از ما دور می کند و موجب رفع تنش و گرمای عضلانی میشود، سبز رنگ ایده آل برای فضاهایی است که در آن ها نیاز به تمرکز و آرامش است .


    سمنو

    سمنو را از آن جهت که قدرت توان افزایی در تن آدمی دارد نماد "قدرت" دانسته اند از طرف دیگر چون طبخ آن دشوار است و برای تهیه ی آن باید ازکمک دوستان و همسایگان استفاده نمود، از این دریچه سمنو نماد توجه به دیگران و همکاری و همبستگی تلقی شده است ،در گذشته های دور دو غذای شیرین برای پیشکش تهیه می کردند یکی غذای شل(سمنو) و دیگری غذای سفت(حلوا) امروز هم که سوهان همان سمنوی سفت شده است برای سوغاتی استفاده میشود ،سمنو یادآور آن است که آدمی در کشاکش زندگی خود و مبارزه باطبیعت باید نیرومندی و قدرت خویش را حفظ کند و درازنای زندگی توان لازم برای مقابله با دشواری ها را به دست آورد ،برای مقابله بر قهر طبیعت و مقابله با سختی ها،قدرت الزام آورترین مولفه ای است که می تواند ما را در برابر ناملایمات نگهداری کند،قدرت تعبیر به قدرت در پشت میز و یا زور بازو نیست ،قدرتی که در صبر و شکیبایی و دیگرخواهی نهفته است قدرت باشرافتی است.


    سیر

    گر زمین را بر آسمان دوزی ندهندت زیاده از روزی


    سیر در ادب پارسی به معنای کامل و کافی ،تمام و پر نیز به کار رفته است ،این اشارات در واقع مفهوم نیازنداشتن را برای ما افاده می کند سیر نماد و نشانه "مناعت طبع" است ،توانگری به ثروت زیاد نیست به بی نیازی دل است ،اگر مانع و مهاری از بایدها و نبایدها در برابر نباشد به هر جای پای می نهد و به هر مالی دست بر می آورد و هر حریمی را می شکند و ارکان جامعه از بنیاد از هم پاشیده و معدوم می شود ،پس "سیر چشمی" و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر و یار محبوب و مقبول است که باسیر در هفت سین بیان می شود، در ایران باستان گرامی داشتن حقوق و آسایش دیگران تا بدان جا رسید که یک روز در سال یعنی 14 دی ماه جشنی به نام ((سیر سور)) می گرفتند که در روزی یگانه همگان سیر بخورند، تا بوی آن دیگران را نیازارد ،در مورد خواص دارویی سیر هم که کتاب ها نوشته شده است.


    سرکه

    همه ساله نباشد کامکاری گهی باشد عزیزی گاه خواری

    ششمین سین سفره هفت سین" سرکه" است ،سرکه نماد پذیرش ناملایمات نماد رضا و تسلیم است ،چکیده مفهوم نهادن سرکه قبول ناهمواری های زندگی است ،در ادب پارسی، سرکه: گویای تلخی و سختی و تندی و ناگواری است ،هیچ انسان معتقد و با مسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد بر این مبادی است که سرکه را بر سفره می نهند بدین مفهوم هر آسایشی با رنج همراه است وسختی لازمه حیات است ،سرکه به عنوان نماد ناگواری ،در ادبیات ما سابقه دیرینه ای دارد از جمله ((سرکه بر ابرو داشتن)) کنایه از ترشرویی و عبوسی است یا (سرکه جبین) به معنای ترش رو و بداخلاق است و (سرکه فشاندن ) کنایه از بدخلقی است ،مخلص کلام اینکه سرکه در سفره یعنی :از لطف گیتی شاد مشو و از کین او خراب مشو...


    سماق

    صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیای همچون صبر آدم ندید (مولوی)


    آخرین سین سفره هفت سین سماق است،نماد شکیبایی ،بردباری و تحمل دیگران است ،ایستادگی و صبر و استاقمت برای رسیدن به خواست ها و آرزوها معنای دیگر سماق است ،صبر از ناحیه نگرش مثبت نه گفتن است نه به تحقیر ،نه به شکست ،نه به زبونی،نه به سیطره غم و اندوه ،نه به بی سامانی و بلاتکلیفی ،این تاثیر سماق که چشم را باز و بینا می کند دقیقا بر صبر و تامل منطبق است که به دور از عجله و شتاب راه را از چاه باز شناسد ،هفت سین فلسفه زندگی خوب و سالم را به ایرانیان می آموزد ،سماق نشانه ی این است که تا رسیدن به پیروزی از تلاش باز نایستیم و تلاش کنیم گویی چکاد صبر و امید است.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  10. #3803
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    نام کشورها بر گرفته از معانی ای هستند که در دوره هایی معرف آن کشور از روی معنی بودند اما امروزه فقط به عنوان یک نام مطرح اند که اغلب تصور می شود معنی ندارند.

    آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)؛
    آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی (لاتین، یونانی)؛
    آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی (لاتین،یونانی)؛
    آلبانی: سرزمین کوهنشینان؛
    آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی – ژرمنی)؛
    آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود؛
    اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)؛
    اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)؛
    ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/دری)؛
    اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)؛
    استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)؛
    استونی: راه شرقی (ژرمنی)؛
    اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)؛
    .
    .


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  11. #3804
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    اسکاتلند:سرزمین اسکات*ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین).
    افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)؛
    اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)؛
    الجزایر: جزیره*ها(عربی)؛
    السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)؛
    امارات متحده عربی: شاهزاده نشین*های یکپارچه عربی (عربی)؛
    اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)؛
    انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)؛
    اوروگوئه: شرقی؛
    اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)؛
    ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی؛
    ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)؛
    ایران: سرزمین آریایی*ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف؛
    ایرلند: سرزمین قوم ایر(انگلیسی)؛
    ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)؛
    باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی).
    بحرین: دو دریا (عربی)؛
    برزیل: چوب قرمز؛ بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)؛
    بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه می*داده؛
    بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه*ای بومی به معنای آب گل آلود؛
    بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)؛
    بوتان: تبتی تبار؛ بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا؛
    بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان*های موره –دیولا)؛
    بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین؛
    پاراگوئه: این سوی رودخانه؛
    پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی /دری).
    پاناما:جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)؛
    پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)؛
    پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)؛
    تاجیکستان: سرزمین تاجیک*ها (فارسی /دری)؛
    تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است؛
    تایلند: سرزمین قوم تای؛
    ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان=ترکیمان=ترکمان= ترکمن (سرزمین تورک هایی که مسلمان شده اند)، مربوط به سده های آغازین اسلام؛
    ترکیه: سرزمین قوی*ها (ترکی با پسوند عربی)؛
    جامائیکا: سرزمین بهاران.
    جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می*گفتند(زبان آفار)؛
    چاد: دریاچه ( زبان بورنو)؛
    چین: سرزمین مرکزی (چینی)؛
    دانمارک: مرز قوم “دان”؛ دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)؛
    روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی”راؤش”)؛
    روسیه سفید (بلاروس): درخشنده (روس) سفید (روسی)؛
    رومانی: سرزمین رومی*ها؛
    زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان*های هلند به معنای دریاست)؛
    ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)؛
    ساحل عاج: ساحل عاج؛
    سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)؛
    جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان؛
    سوئد: سرزمین قوم “سوی”؛
    سوازیلند: سرزمین قوم سوازی؛
    سوئیس: سرزمین مرداب؛
    سودان: سیاهان (عربی)؛
    سوریه: سرزمین آشور (سامی)؛
    سیرالئون: کوه شیر؛
    شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)؛
    صحرا: بیابان (عربی)؛


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  12. #3805
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,628
    13,945
    21,925

    پیش فرض

    صربستان: سرزمین قوم صرب (یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)؛
    عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)؛
    عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است، سعود یعنی خوشبخت؛
    فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)؛
    فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن.
    فنلاند: سرزمین قوم “فن”؛ فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ؛
    قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)؛
    قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)؛
    قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)؛
    کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)؛
    کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی”ایروکوئی”)؛
    کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)؛
    کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)؛
    کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)؛
    گرجستان:سرزمین کشاورزان (یونانی)؛
    لبنان:سفید (عبری)؛
    لهستان: سرزمین قوم “له”؛
    لیبریا: سرزمین آزادی.
    مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)؛
    مراکش: مغرب؛ مصر: شهر – آبادی؛
    مقدونیه: سرزمین کوه نشین*ها، بلندنشین*ها (یونانی)؛
    مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)؛
    موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)؛
    میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک (فراسوی)؛
    نروژ: راه شمال؛
    نیجر: سیاه (لاتین)؛
    نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)؛
    نیکاراگوئه دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) – آگوئه (اسپانیایی)؛
    واتیکان: گرفته شده از نام تپه*ای به نام واتیکان (اتروسکی)؛
    ونزوئلا: ونیز کوچک؛
    ویتنام: اقوام “ویت” جنوبی (ویتنامی)؛
    ویلز: بیگانگان (ژرمنی)؛
    هلند: سرزمین چوب (آلمانی)؛
    هند: پر آب (فارسی باستان)؛
    هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)؛
    یمن: خوشبخت
    یونان: سرزمین قوم “یون”


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  13. #3806
    negar-p30today
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    December 2014
    محل سکونت
    شیــــــــــــراز
    نوشته ها
    6,117
    4,319
    2,153

    پیش فرض

    ما دَر به دَر
    دنبال آرامشیم!

  14. 1
  15. #3807
    negar-p30today
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    December 2014
    محل سکونت
    شیــــــــــــراز
    نوشته ها
    6,117
    4,319
    2,153

    پیش فرض

    ما دَر به دَر
    دنبال آرامشیم!

  16. #3808
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,529
    11,067
    21,724

    پیش فرض

    5 دليل براي نديدن ماه عسل و ديدن خندوانه
    یکی دو ساعت پایانی روز و ساعات منتهی به افطار، تلویزیون یکی از 2 زمان پربیننده خود را می گذراند. زمانی که بیشتر تماشاگران بعد از ساعت ها کار و روزه داری و خستگی دوست دارند به دیدن برنامه ای بنشینند که هم خستگی روز را از تن به در کند و هم برنامه ای مناسب با حال و هوای ماه رمضان و زمان افطار باشد.

    امسال تلویزیون سه برنامه پربیننده خود را همزمان از سه شبکه مختلف پخش می کند؛ «ماه عسل»، «محله گل و بلبل (عموپورنگ)» و «خندوانه». هر چند به گفته مسئولان صداوسیما در این نوع برنامه ریزی، قصد ایجاد رقابت داشته اند اما با توجه به کیفیت دیگر برنامه ها که در دیگر ساعت ها پخش می شوند، این کار فقط یک فرصت سوزی است! چرا که تماشاگران مشترک این سه برنامه با انتخاب هر کدام از آنها از آمار بینندگان دو برنامه دیگر حذف می شوند.

    در این بین دو برنامه ماه عسل و خندوانه با توجه به جامعه هدف یکسان، رقبای قوی تر اند اما چگونه باید از بین این دو برنامه یکی را برای دیدن انتخاب کرد؟ خندوانه طرفداران بیشتری دارد؟


    1- خندوانه با ایجاد فضایی شاد و با چارچوبی که بر اساس خنده بنا شده، می تواند بعد از یک روز سخت کاری تابستانی، غروب دلپذیری را برای تماشاگرانش ایجاد کند اما ماه عسل با ماهیتی عبرت آموز سعی دارد در چند ساعت باقیمانده تا افطار، تلنگری نه چندان کوچک به بیننده بزند و احساسات او را برانگیزد و در قالب اشک جاری کند. هر دو برنامه سعی در تغییر نگاه به زندگی و مشکلات دارند اما با دو روش احساسی کاملا متفاوت. شما کدام را انتخاب می کنید؟ خنده را یا اشک را؟

    2- خندوانه علاوه بر فضای شادی که ایجاد کرده، سرشار از انرژی است و درست در زمانی که بیننده بی انرژی و خسته است با اجرای پر هیجان و آیتم های مفرح و متنوع، انرژی زیادی به تماشاگر خود منتقل می کند؛ در حالی که روند برنامه ماه عسل عکس این است. علیخانی با انرژی روی صحنه می آید، می خندد و انرژی دارد ولی در هر قسمت - از آغاز تا پایان - رفته رفته حال و هوای گریه و حسرت و ناراحتی در برنامه حاکم می شود.

    هر چند این برنامه سعی در روشن کردن نور امید دارد اما فضای برنامه تداعی کننده غم و احساسات ناشی از آن است؛ تا جایی که آخر برنامه، علیخانی هم به زحمت راه خروج از دکور را پیدا می کند!

    3- درست با آغاز ماه رمضان خندوانه یک سوال ویژه و نه چندان تکراری را به بخش گفتگو با مهمان اضافه کرد که رنگ و بوی کار خیر دارد. در این بخش از مهمان سوال می شود برای شاد کردن مردم حاضر است چه کاری انجام دهد؟ و پاسخ اغلب مهمانان کاری خیر و نیکوکارانه است.

    این کار خیر به خوبی در دل این برنامه که هدفش شادی آفرینی است نشسته و کاری از جنس خود برنامه است؛ ربطی هم به هدیه موسسه فلان بهمان ندارد و از شعار هم خبری نیست.

    4- در هر دو برنامه مهمانان به درستی و با دقت انتخاب می شوند و از جذابیت های برنامه هستند. مهمانانی ویژه که متناسب با فضای برنامه درباره خودشان و موقعیت شان صحبت می کنند اما یکی در فضایی شاد حرف هایش را می زند، رو به دوربین می خندد و دیگری مهمانان عجیبش را به چالش می کشد؛ هرچند این مورد ربطی به مجری ندارد ولی فضای برنامه ها آنقدر تفاوت دارد که مهمانان را به واکنش های متضاد می کشاند.

    5- موسیقی در هر دو برنامه جایگاه ویژه ای دارد؛ هر چند تیتراژ ابتدا و انتهای ماه عسل سال هاست توانسته خوانندگان خوبی را به مخاطب معرفی کند و ترانه هایش تا مدت ها بر سر زبان ها افتاده است، با این وجود نقش موسیقی در خندوانه قابل مقایسه با موسیقی ماه عسل نیست.

    قطعات و ترانه های خندوانه بار بخشی از برنامه را به دوش می کشد که درست در راستای هدف برنامه یعنی همان ترویج روحیه شادی و نشاط است. شما باشید کدام را انتخاب می کنید؟ «دُوَ دُوَ دُو» و ترانه های جناب خان یا «حال هیشکی تو دنیا بدتر از حالِ من نیست»؟
    روباه گفت :
    باید خیلی حوصله کنی. اولش کمی دورتر از من به این شکل لای علف ها مینشینی،
    من زیرچشمی نگاهت میکنم و تو لام تا کام هیچی نمیگویی
    - چون کلمات سرچشمه ی سوءتفاهم ها هستند -
    عوضش میتوانی هر روز یک خرده نزدیکتر بنشینی.

    شازده کوچولو
  17. #3809
    NaZaniiin
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر!!!
    نوشته ها
    5,248
    3,787
    4,593

    پیش فرض




    نگذار به آرامی بمیری


    به آرامی آغاز به مردن می*کنی
    اگر سفر نکنی
    اگر کتابی نخوانی
    اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
    اگر از خودت قدردانی نکنی
    به آرامی آغاز به مردن می*کنی
    زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
    وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
    به آرامی آغاز به مردن می*کنی
    اگر برده‏ عادات خود شوی
    اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
    اگر روزمرگی را تغییر ندهی
    اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی
    یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
    تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
    اگر از شور و حرارت
    از احساسات سرکش
    و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی*دارند
    و ضربان قلبت را تندتر می*کنند
    دوری کنی

    تو به آرامی آغاز به مردن می*کنی
    اگر هنگامی که با شغلت،* یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی
    اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
    اگر ورای رویاها نروی
    اگر به خودت اجازه ندهی
    که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
    ورای مصلحت*اندیشی بروی…
    امروز زندگی را آغاز کن!
    امروز مخاطره کن!
    امروز کاری کن!
    نگذار که به آرامی بمیری!
    شادی را فراموش نکن …

    گاهی او که
    جواب عاشقانه اش
    به همه ی "
    تو" ها، شماست
    و به همه ی دلتنگی ها،
    نظر لطف شماست
    بی احساس نیست
    دلش خسته است
    حرف نمی خواهد
    دوستت دارم های تایپ شده،
    دیگر دلش را نمی برد...

  18. #3810
    NaZaniiin
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر!!!
    نوشته ها
    5,248
    3,787
    4,593

    پیش فرض



    متن خواندنی و زیبا در مورد ترس




    ﺍﺯ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺳﻮﺳﮏ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!
    .
    .
    ﺍﺯ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﺑﺒﻨﺪﻩ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !

    .
    .
    ﺍﺯ ﺧﻮﺏ ﺳﺮﺥ ﻧﺸﺪﻥ ﺳﺒﺰﯼ ﻗﻮﺭﻣﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺳﺮﺥ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﺟﺎ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻥ ﺧﻮﺭﺷﺖ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻜﺮﺩﻳﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺳﮑﻪ ﯼ ﯾﻪ ﭘﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!
    .
    .
    ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﺎ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ!
    .
    .
    ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺳﭙﺮﯼ ﺷﺪ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﺩﺭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻥ ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻬﻤﻮﻥ
    ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﻣﻮﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﺯ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ،
    ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯿﻢ !
    .
    .
    ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ خودمون !


    گاهی او که
    جواب عاشقانه اش
    به همه ی "
    تو" ها، شماست
    و به همه ی دلتنگی ها،
    نظر لطف شماست
    بی احساس نیست
    دلش خسته است
    حرف نمی خواهد
    دوستت دارم های تایپ شده،
    دیگر دلش را نمی برد...

صفحه 254 از 256 نخست ... 154204234244249250251252253254255256 آخرین
نمایش نتایج: از 3,796 به 3,810 از 3830

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •