ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 33 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 489
  1. #1
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    Accept پدر مادر سلام

    با عرض سلام و خسته نباشید به تمامی کاربران کوچولو
    این تاپیک برای این است :
    1 اگر حرفی دارید نمیتونید به پدر و مادر خود بگید اینجا بزنید
    2 مطالب زیبا و قشنگ خود را اینجا بذارید
    3 نشان دادن قدر پدر و مادر تا خدانکرده از دست ندادیمشون

    یادتان باشد هیچ چیز مهم ترین از انها نیست

    خداییش همت کن همین الان یه حالی از اون پدربزرگ و مادربزرگ پیرت بپرس

    خداییش هر کار داری ول کن یه حالی از اون پدر و مادرت بپرس


    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  2. #2
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه

    بخرن اما پول ندارن.

    وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
    وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
    به سلامتي همه مادراي دنيا...

    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  3. #3
    yalda72
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,774
    989
    3,550

    پیش فرض


    ممنون از علی عزیز بابت ایجاد این فرصت




    سرمو می زارم رو تنت

    و بو میکشم تو را..

    ریه هام پر میشه از عطر تو



    زمین گهواره من بوده است

    گهواره ای که به دست مهربان پدرم تکان میخورد

    آسمان سقف اتاقم بود

    سقفی که هر شب مادرم با قصه ای، ستاره ای به آن می آویخت

    جهان سخاوتمند و گشاده دست بود با من
  4. #4
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم"
    تو 15 سالگي : " ولم کنين "
    تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"
    ... ... ...
    تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون"
    تو 30 سالگي : " حق با شما بود"
    تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم "
    تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
    تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...!
    بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...
    از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...



    دست پر مهر مادر
    تنها دستي ست،
    که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
    از تمام دستها بلند تر است...


    ویرایش توسط Sonami021 : 2012.01.08 در ساعت 22:03
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  5. #5
    yalda72
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,774
    989
    3,550

    پیش فرض


    بی محبت مادر یک قنات بی آبم

    مثل راه بی مقصد مثل عکس بی قابم

    بی محبت مادر از شکوفه ها دورم

    یک کبوتر بی بال یک چراغ بی نورم

    بی محبتِ مادر چون لبان بی لبخند

    ساکتم و غمگینم مثل بلبلی در بند

    بی محبت مادر در دلم صفایی نیست

    از بهار در قلبم هیچ رد پایی نیست


  6. #6
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض


    (( قند )) خون مادر بالاست .
    دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
    اشک*هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
    دکترها اسمش را گذاشته*اند آب مرواريد!
    حرف*ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
    دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش .


    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  7. #7
    yalda72
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,774
    989
    3,550

    پیش فرض


    مادر ای والاترین رویا ی عشق

    مادر ای دلوا پس فردای عشق

    مادر ای غمخوار بی همتا ی من

    اولین و آخرین معنای عشق

    زندگی بی تو سراسر محنت است

    زیر پای توست تنها جای عشق

    مادر ای چشم و چراغ زندگی

    قلب رنجور تو شد دریای زندگی

    تکیه گا ه خستگی ها یم توئی

    مادر ای تنها نرین ما وای عشق

    یا د تو آرام می سا زد مرا

    از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

    صوت لالائی تو اعجا ز کرد

    مادر ای " پیغمبر زیبای عشق "

    ماه من پشت و پنا ه من توئی

    جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق

    دوستت دارم تو را دیوانه وار

    از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق

    ای انیس لحظه های بی کسی

    در دلم برپا شده غوغای عشق

    تشنه آغوش گرم تومنم

    من که مجنونم توئی لیلای عشق


  8. #8
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    در و پسر داشتن صحبت میکردن!!
    پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
    پسر ميگه : من..!!
    ... ... ...
    پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!!
    پسر ميگه : بازم من شيرم...
    پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟
    پسر ميگه : بابا تو شيري...!!
    پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟
    پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا...
    به سلامتي هرچي پدره

    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  9. #9
    yalda72
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,774
    989
    3,550

    پیش فرض


    كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

    چقدر مثه بچگيام لالايياتو دوست دارم

    سادگياتو دوست دارم خستگياتو دوست دارم

    چادر نماز و زير لب خدا خداتو دوست دارم

    كاشكي رو طاقچه ي دلت آيينه و شمعدون مي شدم

    تو دشت ابري چشات يه قطره بارون مي شدم

    كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم

    يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم

    بخواب كه مي خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

    پيشم بمون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم

    دنيا اگه خوب اگه بد، با تو برام ديدنيه

    باغ گلاي اطلسي، با تو برام چيدنيه

    مادررررر

    مادرررررر

    كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

    لالايياتو دوست دارم، انس صداتو دوست دارم


  10. #10
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    سلامتيه اون پسري که...
    ..
    10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
    ..
    20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
    ... ... ... ... ..
    30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
    ..
    باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
    ..
    گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!


    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  11. #11
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن
    ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!


    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  12. #12
    ارمانی
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    درقلب دوستدارانم
    نوشته ها
    1,111
    1,225
    1,366

    پیش فرض




    شعر مادر

    تاج از فرق فلک برداشتن

    جاودان آن تاج بر سرداشتن

    در بهشت آرزو ره یافتن

    هر نفس شهدی به ساغر داشتن

    روز در انواع نعمت ها و ناز

    شب بتی چون ماه در بر داشتن

    صبح از بام جهان چون آفتاب

    روی گیتی را منور داشتن


    [[

    شامگه چون ماه رویا آفرین

    ناز بر افلاک اختر داشتنچون

    چون صبا در مزرع سبز فلک

    بال در بال کبوتر داشتن

    حشمت و جاه سلیمانی یافتن

    شوکت و فر سکندر داشتن

    تا ابد در اوج قدرت زیستن

    ملک هستی را مسخر داشتن

    برتوارزانی که ماراخوش ترست
    لذت یک لحظه " مادر " داشتن

    شعر از فریدون مشیری

    ویرایش توسط ارمانی : 2012.01.08 در ساعت 23:11
  13. #13
    ارمانی
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    درقلب دوستدارانم
    نوشته ها
    1,111
    1,225
    1,366

    پیش فرض


    آیا می دانید؟
    بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.
    اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه
    این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
    مادرتون رو دوست داشته باشید... عشق بورزید!


    اینم چندتا عکس....















    امیدوارم همیشه و همیشه همه ی مادران سلامت باشند و سایه شون بالای سر ما بچه ها!
  14. #14
    ارمانی
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    درقلب دوستدارانم
    نوشته ها
    1,111
    1,225
    1,366

    پیش فرض

    خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن
    که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است


  15. #15
    amirjonam
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    چالوس
    نوشته ها
    1,351
    405
    235

    Icon100

    خدایا میشه فقط برای یک لحظه پدر ومادرم اسم منو صدا بزنه
    بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی
صفحه 1 از 33 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 489

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •