ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 16
  1. #1
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    Feed دلیل نامگذاری خیابانهای تهران

    دلیل نامگذاری خیابانهای تهران





    آجودانیه

    آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال*السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین*شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

    اقدسیه

    ... نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین*شاه زمین*های آنجا را به باغ تبدیل و برای یكی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس*الدوله) كاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.


    پل رومی

    پل رومی در واقع پل كوچكی بوده كه دو سفارت روسیه و تركیه را به هم متصل می*كرده است. عده*ای هم معتقدند كه نام پل از مولانا جلال*الدین رومی گرفته *شده است*.

    پل چوبی

    قبل از اینكه شهر تهران به شكل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه*هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممكن باشد. یكی از این دروازه*ها، دروازه*شمیران بود با خندق*هایی پر از آب در اطرافش كه برای عبور از آن*، از پلی چوبی استفاده می*شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست*، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

    جماران

    زمین*های جماران متعلق به سیدمحمدباقر جمارانی از روحانیون معروف در زمان ناصرالدین*شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند در كوه*های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می*آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده*ای هم معتقدند جمر و كمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مكان سنگ*های بزرگ به دست می*آمده *است*، آنجا را جمران*، یعنی محل به*دست آمدن جمر نامیده*اند.

    جوادیه (در جنوب تهران)

    بسیاری از زمین*های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است كه اهالی محل به او جوادآقابزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جوادآقابزرگ در این منطقه بنا نهاده شده است كه به نام مسجد فردانش هم معروف است.

    داودیه (بین میرداماد و ظفر)

    میرزا آقاخان نوری صدراعظم این اراضی را برای پسرش* میرزا داودخان* خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذكر شده داودیه نام گرفت*.

    دركه

    اگرچه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آن را مرتبط به نوعی كفش برای حركت در برف كه در این منطقه استفاده می*شده و به زبان اصلی درگ نامیده می*شده است، دانسته*اند.


    دزاشیب (نزدیكی تجریش)

    روایت شده است كه قلعه بزرگی در این منطقه به نام آشِب وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می*گفتند.


    زرگنده

    احتمالاً دلیل نامگذاری این محل كشف سكه*ها و اشیای قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق كاركنان روسیه بوده است.

    سیدخندان

    سیدخندان پیرمردی دانا و البته خنده*رو بوده كه پیشگویی*های او زبانزد مردم بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به همین پیرمرد بوده است. البته بعدها نام سیدخندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران هم اطلاق می*شده است.

    شمیران

    نظریات مختلفی درباره نام شمیران وجود دارد. یكی از مطرح*ترین دلایل عنوان شده تركیب دو كلمه سمی یا شمی به معنای سرد و ران به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است. همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می*گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند * یكی از 9 ولایت ری را شمع ایران می*گفتند كه بعدها به شمیران تبدیل شده است.

    شهرك غرب

    دلیل اینكه این محله به نام شهرك غرب معروف شد ساخت مجتمع*های مسكونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان امریكایی و مانند مجتمع*های مسكونی امریكایی بوده و در گذشته نیز محل اسكان بسیاری از خارجی*ها بوده است.


    فرمانیه

    در گذشته املاك زمین*های این منطقه متعلق به كامران*میرزا نایب*السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.


    فرحزاد

    این منطقه به دلیل آب و هوای فرح*انگیزش به همین نام معروف شده است.

    قلهك

    كلمه قلهك از دو كلمه قله و ك* تشكیل شده است كه قله معرب كلمه كله*، مخفف كلات به معنای قلعه است*. عقیده اهالی بر این است كه به دلیل اهمیت آبادی قلهك كه سه*راه گذرگاه*های لشگرك*، ونك و شمیران بوده است*، به آن (قله- هك) گفته شده است*.

    كامرانیه

    كامرانیه زمین*های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان*، وزیر امور خارجه* تعلق داشت، و سپس كامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه*، با خرید زمین*های حصاربوعلی*، جماران و نیاوران*، اهالی منطقه را مجبور به ترك زمین*ها كرد و سپس آنجا را كامرانیه نامید.

    گیشا

    نام گیشا كه در ابتدا كیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (كینژاد و شاپوری) است.

    منیریه

    (ولیعصر)منیریه در زمان قاجار یكی از محله*های اعیان*نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن كامران*میرزا، یكی از صاحب**منصبان قاجار، به نام منیر گرفته شده *است.


    محمودیه

    (بین پارك*وی تا تجریش یا خیابان ولیعصر تا ولنجك)
    در این منطقه باغی بوده است كه متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آن را عباسیه می*گفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش*، محمودخان احتشام*السلطنه*، محمودیه نامید.

    نیاوران

    نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر كرده است به این ترتیب كه نیاوران مركب از نیا (حد، عظمت و قدرت*)؛ ور (صاحب*) و ان* علامت نسبت است و در مجموع یعنی كاخ دارای عظمت*.

    ونك

    نام ونك تشكیل شده است از دو حرف ون به نام درخت و حرف ك كه به صورت صفت ظاهر می*شود.

    یوسف*آباد

    منطقه یوسف*آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی*الممالك در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث كرد و به نام خود، یوسف*آباد نامید
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  2. #2
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    منشاء نام خیابان جردن تهران

    آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز


    خاطرات و کلمات دکتر جردن و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران

    دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.

    جردن در سال ۱۸۷۱میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.


    دکتر جردن در سال ۱۸۹۸میلادی (۱۲۷۸خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳میلادی (۱۲۹۲خورشیدی) با راه*اندازی کلاس*های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸میلادی (۱۲۹۷خورشیدی) اولین ساختمان شبانه*روزی که در آن زمان، مک کورمیک* هال (Maccormick Hall) نامیده می*شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.


    به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:

    دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹هجری خورشیدی از ایران رفت.
    دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می *نامید و همواره از آن به نیکی یاد می*کرد. وی در سال ۱۳۳۳هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمریکا در گذشت.

    در سال ۱۳۲۶هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.


    بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.
    کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.



    از خاطرات و کلمات دکتر جردن

    "من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند."


    "بچه ‏ها مملکت شما سابقهٔ درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و کوشش شما دارد. امیدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و کشورتان مفید واقع شوید."

    برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.

    اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.


    اگر از دانش‏ آموزى سئوالى می کرد و او بلد نبود، می گفت: "کلّه به ‏کار، کدو کنار."

    میگفت " سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!"

    لوطى‏ را در معنایى منفى ـ در مایهٔ الواط ـ به ‏کار می برد و می گفت: "غیرت، همت، زحمت، کار، کوشش: اینها به آدم‏آباد میرسد. سستى، بیحالى، کارنکردن، بارى‏ به ‏هرجهت بودن به لوطى ‏آباد میرسد."




    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #3
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    زیباترین خیابان پایتخت +

    خیابان ولی*عصر با ۱۸ کیلومتر طول به*عنوان طولانی*ترین خیابان خاورمیانه یکی از مهم*ترین معابر پایتخت محسوب شده و به*عنوان خیابانی خاطره*انگیز، بخشی از خاطرات فردی و جمعی مردم تهران را به*خود اختصاص داده است.

    در ادامه گزارش این نظرسنجی آمده است: خیابان*ها به*عنوان شریان*های زندگی شهری، رفت*وآمدهای شهری را تسهیل می*کنند و اگر این معابر مانند خیابان ولی*عصر واجد ویژگی*های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی باشند، در این صورت اهمیت آنها مضاعف می*شود.
    مدیریت شهری در چند سال اخیر نیز اقدامات عمرانی گسترده*ای را برای هرچه*زیباتر شدن این خیابان انجام داده است. اما درنظرسنجی صورت گرفته، از نظر تهرانی*ها بعد از خیابان ولی*عصر، به*ترتیب بلوار کشاورز و بلوار میرداماد در رده*های دوم و سوم زیباترین خیابان*های پایتخت قرار دارند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  4. #4
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    میدان انقلاب یا میدان فراماسون

    میدان انقلاب یا میدان فراماسون ؟







    میدان انقلاب اسلامی تهران و مجسمه آن که در عین سادگی و بی ریایی در بر دارنده مفاهیم بلندی بود و نقش امام راحل بر آن قرار داشت و همچنین به همراه مشتی گره کرده که نشان از پایداری اسلامی را تداعی میکرد، در اردیبهشت ماه سال 89 با سازه ای عجیب جایگزین شد.


    این میدان فقط متعلق به تهرانی ها نیست و میدانیست متعلق به همه ایرانیان و تا به یاد داریم همیشه میعادگاه صحنه های باشکوه برای ملت بزرگ ما بوده است.











    کار ساخت میدان از یک سازه منحنی وار شروع شد! که برخی نقل قولها مدعی هستند این فرم نماد هنر ایرانیان است البته این موضوع نیازمند مراجعه به فرهنگ معماری ایرانی و بررسی فرمهای بکار رفته در آن است تا میزان قرابت آنها را با فرم سازه مذکور مشخص نماید.


    به راستی اگر عزیزان متولی، اینقدر نگران فرمهای اصیل ایرانی هستند چرا در مورد فرم هرمی مثلثی جدید مجلس شورای اسلامی نگران نیستند و آیا میشود بفرمایند که این فرم در کجای فرهنگ معماری ما جا دارد؟!(فرمی که ما را به یاد هرمهای ماسونی می اندازد)



    بگذریم اما اصل ماجرا از آنجایی آغاز شد که نماکاری و نازک کاری سازه مذکور آغاز گردید.زیرا مفاهیم و نماد های اصلی آرام آرام خود را از نقشه های روی کاغذ به صحنه دیدگاه مردم و عرصه عمومی کشاندند؛ و ما در کمال ناباوری شاهد خود نمایی ستاره شش پر اسراییل در پوشش سازه مذکور بودیم.







    که البته تصویر یک گل پنج پر در وسط آن دیده میشود.ستاره هایی که در کنار هم چیده شده اند و کل سطح سازه میدان را پوشش داده اند.






    اگر از طرح گلها و میزان ارتباط آنها با نام میدان انقلاب اسلامی بگذرم و اینکه این گلها با وجود داشتن مفاهیم زیبا میزان قرابتشان با موضوع طرح به چه میزان است؟!
    آنچه امروز در میدان انقلاب اسلامی به چشم می آید ستاره شش پری است که در قلب پرچم نحس رژیم غاصب اسراییل جای گرفته است و برای صهیونیست ها دارای مفاهیم ویژه ایست این موضوع برای بسیاری روشن است.









    اما شاید به دلیل بی اطلاعی یا بی توجهی هنرمند طرح و مسؤلین مربوطه موضوع به این آشکاری مورد غفلت واقع شده و با کمال تاسف بعد از اجرایی شدن و صرف هزینه هایی از بیت المال مسلمین شاهد خودنمایی این نماد منحوس هستیم.


    توجه شما را به بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در ارتباط با استفاده از نماد ها در هفدهمین اجلاس سراسرى نماز(۱۳۸۷/۰۸/۲۹ ) جلب میکنیم:
    “صهیونیستها هر نقطه‏ى دنیا که خواستند یک ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى کردند یکجورى رویش تثبیت کنند. کار سیاسى‏شان اینجورى است.”


    حال باید پرسید آیا علایم و نمادهای رایج در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما جوابگوی نیاز طراح در بر آوردن خواسته های طراحی اش نبوده که او را بر آن داشته از این نشانه استفاده کند!؟ ستاره هشت پرکه در اکثر بناهای فرهنگی و اصیل ایرانی بکار رفته ایرانی تر و اسلامی تر است یا ستاره شش پر؟







    کاش این نماد فراماسون میدان انقلاب به همین جا ختم می شد ، ولی با نگاهی از روی نقشه اینترنتی گوگل متوجه میشویم که روشن ترین نماد فراماسون ها در قلب شهر تهران نمایان است! آری چشم جهان بین



    میدان انقلاب تنها میدانی است که کاملا به شکل لوزی بوده و بر خلاف اکثر میدانها به شکل دایره نیست ، و اگر در آینه به شکل چشم خود بنگرید میبینید که به شکل لوزی است ، حال می فهمید که چه لزومی داشت که نماد میدان انقلاب که کوچک و تیره رنگ نیز بود با سازه ای عجیب و مدور و به رنگ کبود جایگزین شود ، بله آنها برای اینکه گردی داخل چشم جهان بین به خوبی نمایان شود آن را مدور و کبود ساختند تا ما بیش از پیش متوجه نفوذ فراماسون شویم!




    میدان انقلاب در سال 2000 از نمای نزدیک ( پیش از ساخت )




    میدان انقلاب در سال 2000 از نمای دور ( پیش از ساخت )






    میدان انقلاب در سال 2011 از نمای نزدیک







    میدان انقلاب در سال 2011 از نمای دور





    نکته دیگری که در این سازه وجود دارد این است که وقتی این سازه را از بالا نگاه کنیم میبینیم که از مربع های برش خورده ای تشکیل شده است که تعداد مربع هایی که به صورت کامل هستند شامل 13 مربع میشود که ما میدانیم عدد 13 عددی مهم در فراماسون میباشد!








    نکته جالب دیگر مربوط میشود به 4 مربع تیره رنگ که بر روی این گنبد کبود قرار دارند ، چرا 4 مربع و چرا متقارن و چرا در روئوس این سازه قرار دارند ، این شکل قرار گیری خاص برای به وجود آوردن یکی دیگر از مهمترین نشانه های فراماسون در این سازه است به نام پرگار و گونیا که در راًس آن نیز باید چشم جهان بین خودنمایی کند که همان مربع های تیره رنگ می باشند ، تعداد و تقارن قرار گیری این مربع ها برای این است که از تمام جهات پرگار و گونیا با چشم جهان بین روئیت شود!!!










    همچنین شما در اشکال بالا ماری را مشاهده میکنید که در اطراف گونیا و پرگار قرار دارد که با مشاهده تصویر میدان انقلاب از بالا میبینید که در اطراف سازه مذکور چمن کاری مشاهده میشود و سپس طوری جدول کنار چمن طراحی شده که کاملا شکل مار حلقه شده به دور نماد را تداعی میکند.









    شاید با دید مستقیم و از نزدیک نیز با مشاهده این میدان نماد های دیگری بدست آید که ما تحقیق در این خصوص را به دیگر دوستان واگذار می کنیم. حال باید متوجه شده باشید که چرا این مقاله را با این عنوان ارائه داده ایم :

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  5. #5
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض


    هرچند خود منوچهری سراینده، هرگز نتوانست به اندازه*ی فردوسی و سعدی آوازه داشته باشد، اما این خیابان کوچک، آوازه*ای در اندازه*ی خیابان سعدی و فردوسی برای خود دست*وپا کرده است.


    مجله مهر: «منوچهری»؛ این نامی است که با یادآوردی*اش، فضایی میان خیابان های «فردوسی» و «سعدی» برایتان تداعی می شود. نامی که البته نماینده سال های طلایی ادبیات ایران در اواخر قرن چهارم هجری است.

    هرچند خود منوچهری سراینده، هرگز نتوانست به اندازه*ی فردوسی و سعدی آوازه داشته باشد، اما این خیابان کوچک، آوازه*ای در اندازه*ی خیابان سعدی و فردوسی برای خود دست*وپا کرده است.


    پیش از آن*که، نام منوچهری را بر این خیابان تهران بگذارند، آن را به نام باغ «ظهیرالدوله» می*شناختند. قاجاری پر نفوذ و اندکی دوست*دار ادب و هنر که مانند دیگر خویشاوندانش، که در همه*جای ایران باغ و کاخ ساخته بودند، در آن نزدیکی باغ داشت. اما چرا این اندازه خیابان منوچهری، در میان مردم نامدار شده است؟

    منوچهری شاید عتیقه ترین خیابان تهران باشد که تابلوهای قدیمی، ظروف نقره کار و میز و صندلی های صد ساله را باید در مغاره های بزرگ و قدیمی اش پیدا کنید. در همان آغاز خیابان، دستفروش*هایی را می بینید که سکه*های ایرانی و خارجی، قدیمی و زنگ گرفته را در کاسه*های بزرگ و کوچک ریخته اند و حس نوستالوژیک و کودکانه*ی عشق به سکه را در رهگذران زنده می کنند.


    بزرگی و غربت تهران را می*توان با دیدن اشیایی که بر روی سنگفرش*ها یا پشت ویترین*های منوچهری جا خوش کرده اند، فراموش کرد.

    پیرمردهای این کوچه، حتی اگر خریدار دست به نقد و کاسبی دندانگیری نداشته باشند، باز هر روز کنار خیابان بساط می کنند، پای بساط شان می نشینند و خودشان را با عتیقه های جورواجورشان سرگرم می کنند.

    کمی جلوتر که بروید، دیگر خبری از ویترین*های پر از ابزار و عتیقه های پر زرق و برق نیست. به کتابفروشی قدیمی*ای می رسیم که درهای شیشه*ای خاک گرفته*اش بسته است. شماره* تلفنی پنج*رقمی، روی تابلو و در کنار نام کتابخانه نوشته شده است. «کتاب فروشی گلستان، کتاب*های شما را خریداریم.»

    از پشت شیشه*ها به درون کتاب*فروشی نگاهی انداختیم، پر از کتاب*هایی است که به گونه*ای آشفته بر روی هم چیده شده اند.


    منوچهری را خیابان «لاله*زار نو»، به دو نیم می*کند. این چهار راه، «کنت» نام دارد و بر نبش آن ساختمان سه اشکوبه*ی (=طبقه) بزرگی، هنوز خودنمایی می*کند. این ساختمان مسافرخانه یا هتلی باشکوه، در روزگاران گذشته بوده اما امروز، با پنجره*های شکسته و دیوارها ریخته، دیگر نشانی از آن شکوه و بروبیای پیشین، برایش نمانده است.

    هرچند نه مانند پیش، اما هنوز منوچهری، مردمانی را به خود می*بیند که در حال انجام دادوستدهایی با ترازوی داد، هستند. و این همان زندگی است که خود را در منوچهری به*گونه*ی ویژه*ای نشان داده است.



    خیلی ها عقیده دارند که خیابان منوچهری جایی برای ارزان خریدن و ارزان فروختن تاریخ ایران است. جایی که بسیاری از یافته*های زیرخاکی، سر از آن، در می*آورند و به آسانی دست به دست می*شوند.

    امروزه از مغازه*های قدیمی، چیز زیادی باقی نمانده است و به*جای آن*ها، ساک فروشی*های گوناگونی باز شده است. مردی در طبقه دوم یک کارگاه پارچه*دوزی ما را برای دیدن با خود برد. دلش از آن*چه این روزها می*گذشت پر است.

    در کارگاه چهار نفر بیشتر دیده نمی*شوند که یکی از آن*ها، به تندی پارچه*هایی را که گویا نیم*تنه* و یا زیر پیراهن بودند، از زیر چرخ، می*گذراند. مرد می گوید: «تا ٨ سال پیش، نزدیک به ٢٤ نفر در این کارگاه کار می*کردند، اما امروز، همین چهار نفر، باقی مانده اند.»

    کمی جابه*جا می شود و دستی به پارچه*هایی که روی هم چیده، می کشد. می گوید: «چین، نان ما را آجر کرد، اما درد تنها بنجل*های چین نیست، جوانان ما دیگر از کارهای تولیدی خوششان نمی*آید، آن*ها پیک موتوری بودن را بیشتر از دوزنده بودن دوست دارند. تولید مرده است.»



    از کارگاه بیرون می آییم و در خیابان به راه می افتیم. کاشی*کاری و آجر نماهای بسیاری، بر در و دیوار ساختمان*ها و مغازها، هنوز دست*نخورده، برجای مانده*اند. در یکی از پاساژها به*نام «چهل*ستون» می*توان هنر کاشی*کاری را به روشنی دید. دو راه*پله، دسترسی به طبقه بالا را شدنی کرده است. در راه*پله*ها، کاشی*کاری*هایی با چهره*ی مردان و زنانی دیده می*شود که نام هرکدام از آن*ها، بر روی کاشی نوشته شده است.

    ویترین یکی از مغازه*های پاساژ، پر از اشیای کمیاب است. مردی کهنسال، که هنوز کلاه پهلوی خود را بر سر دارد، با جوانی در مغازه نشسته اند. می پرسم: «نام این پاساژ چیست؟»، و پاسخ می شنوم: «کورش»، مکثی می کند و اصلاح می کند: «چهل*ستون». گذر روزگار را در سخن مرد کهنسال می شود دید.


    در خیابان منوچهری کوچه*های قدیمی*ای را می*بینید که نام*های عجیب و کمتر شنیده شده*ای دارند؛ مثل کوچه «ارباب جمشید»، که تداعی*گر نام مرد خوش*نامی است که سال*ها نماینده*ی مجلس بود. این کوچه در نزد سینماگران، به «هالیوود» ایران مشهور است چون تا به حال بارها لوکیشن فیلم*های قدیمی و تاریخی بوده است.

    این کوچه هنوز تاریخ روزگار قاجار و پهلوی را در خود دارد و برای ساخت شهرک سینمایی هم، از نماها و معماری به*کار رفته در منوچهری و کوچه*های آن به*ویژه، ارباب جمشید، الگو برداری شده است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  6. #6
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض


    این اتوبان که نسبت به اکثر اتوبان های شهری ، تازه ساز است ، برغم اهمیت ارتباطی و آراستگی اش ، یکی از خطرناک ترین معابر شهر است.


    عصر ایران: یکی از اتوبان های زیبای شهر تهران ، اتوبان امام علی (ع) است که از بالای بزرگراه ارتش در شمال شرقی تهران آغاز می شود و تا نظام آباد ادامه می یابد و البته طرح توسعه ای آن نیز در دست اجراست.



    این اتوبان که نسبت به اکثر اتوبان های شهری ، تازه ساز است ، برغم اهمیت ارتباطی و آراستگی اش ، یکی از خطرناک ترین معابر شهر است.

    یکی از علل این خطرناکی ، شیب اتوبان است که به ویژه در روزهای بارانی و برفی ، احتمال تصادف را تشدید می کند.

    به علاوه ، اتوبان امام علی (ع) را شاید بتوان پیچ در پیچ ترین اتوبان شهری تهران نامید زیرا در بخش عمده ای از مسیر آن ، نمی توان یک یا دو کیلومتر را در مسیر مستقیم رانندگی کرد و مدام باید در پیچ و تاب اتوبان پیچید و جلو رفت.



    این نکات ، به علاوه اندک بودن نسبی بار ترافیک در این اتوبان ، باعث شده است تا کنون تصادفات جرحی و فوتی متعددی در آن شکل بگیرد و پلیس نیز که حداکثر سرعت مجاز در اتوبان های شهری را 110 کیلومتر اعلام کرده ، این رقم را در این اتوبان به 80 کیلومتر در ساعت تقلیل دهد.

    با این حال ، موارد پیش گفته ، تنها وجوه خطرناک این اتوبان نیستند ، بلکه رودخانه ای که از وسط دو مسیر رفت و برگشت اتوبان می گذرد ، مزید بر علت شده است تا رانندگی در اتوبان امام علی(ع) ، در حد اعلای خطر باشد و احتمال مرگ ، به طرز مضاعفی افزایش یابد.



    البته شهرداری ، بخش عمده رودخانه را با سازه های بتونی پوشانده است تا از سقوط خودروها در آن ، جلوگیری کند ولی در نقاط زیادی از این اتوبان ، رودخانه سرپوشیده نیست و این احتمال که با کوچکترین تصادف یا انحراف از مسیر ، خودروها به رودخانه بتنی سقوط کنند و ضریب آسیب شان بالا برود ، وجود دارد.



    البته احتمالاً این بخش های سر باز ، بنا به ملاحظاتی فنی برای زمان هایی مانند سیل یا جهت لایروبی و نظایر این باشد ولی این ها ، دلایل موجهی برای ناامن کردن دائمی اتوبان نیستند و این بخش ها را می توان با سازه های توری-فلزی متحرک که در مواقع نیاز قابل برداشتن و جابجایی باشند ، پوشاند.



    در صورت افتادن خودرو و سرنشینان در این رودخانه ، با توجه به جریان آب در آن که به دلیل شیب رود در برخی نقاط بسیار شدید است ،افراد به درون بخش های سرپوشیده رودخانه کشیده می شوند و عملیات نجات ، بسیار سخت می شود زیرا قبل از آن ، باید عملیات تجسس نیز برای یافتن قربانیان صورت گیرد.



    آنچه این سناریو را محتمل تر و اتوبان را خطرناک تر می کند این است که بسیاری از طول مسیر ، حتی گاردریل هم ندارد و بین خودرویی که با سرعت از اتوبان می گذرد و دره بتونی رودخانه ، تنها یک خطای کوچک رانندگی و اندکی چمن فاصله است.
    متأسفانه تابلو های هشدار دهنده درباره خطر سقوط در رودخانه هم در این اتوبان نصب نشده است.

    جالب توجه اینجاست که بخش هایی از روخانه سرپوشیده شده است اما در بعضی نقاط ، کنار رودخانه سرپوشیده ، گودال هایی وجود دارد که سقوط در آنها ، احتمال مرگ را شدیداً افزایش می دهد.



    بی گمان می توان با تکمیل عملیات پوشش رودخانه - ولو با سازه های توری،فلزی - و نیز تجهیر همه قسمت های اتوبان به گارد ریل یا حفاظ های استانداردتری مانند سیم حائل و البته کنترل سرعت در این اتوبان ، کاری کرد که مردم این گذرگاه را به همان زیبایی اش بشناسند نه به خطرناکی و مرگ آوری اش.



    حیف است که این همه زحمت و هزینه که برای ساخت اتوبان امام علی(ع) صرف شده ، به خاطر مسائلی کوچک و کم هزینه ، هدر رود و این اتوبان، قاتل جان شهروندان شود.



    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  7. #7
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    خیابون ولی عصر تهران در پاییز

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  8. #8
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض


    حالا كه هوا حسابی سرد شده، حتما شما هم به فكر خرید پالتو یا بارانی افتاده*اید. اگر اینطور است، بهتر است اطلاعاتی را كه ما برایتان جمع كرده*ایم، بخوانید تا بدانید كجا راحت*تر می*توانید لباس موردنظرتان را در مغازه*ها پیدا كنید.




    : اگر دنبال خرید ارزان هستید، در مرکز خریدتندیس چیزی دستگیرتان نمی*شود! متوسط قیمت* پالتوها در تندیس از 200 هزار تومان شروع می*شود و بسته به مدل و برند *آن به چیزی حدود 700*هزار تومان هم می*رسد! نکته قابل ذکر دیگر هم اینکه در این مرکز خرید نباید دنبال یک طبقه یا یک راسته مشخص برای پیدا کردن پالتوی دلخواه*تان باشید. چون فروشگاه*ها در 4 طبقه مرکز خرید پراکنده*اند و این پراکندگی هم حسن دارد و هم ایراد؛ حسنش اینکه اگر خریدهای دیگری هم داشته باشید، می*توانید دلی از عزا در بیاورید. اما امان از اینکه چیز دیگری لازم نداشته باشید و ویترین*های خوش*آب و رنگ مغازه*ها کار دست*تان بدهد؛ یعنی وقتی به خودتان بیایید، ببینید که یک پالتو خریده*اید و هزار و یک قلم خرده*ریزی که لازم نداشتید!




    مرکز خرید تندیس؛ اگر به دنبال جزئیات هستید

    یکی از گزینه*های پیش*روی شما مرکز خرید تندیس است. در این مرکز خرید هم که در همسایگی بازار قائم و در میدان تجریش واقع شده، تعداد زیادی فروشگاه وجود دارد که شما را دست خالی نمی*گذارد اما جیب خالی چرا! در این مرکز خرید نه خبری از تولیدات ایرانی هست و نه دوخت*های ایرانی. در عوض می*توانید انواع و اقسام نمونه*های ترک را با برندهایی مثل عادل شیك، کتون و میس سیکستی پیدا کنید. این پالتوها که پارچه، دوخت و برش*های آنها تماما ترك است، هم در طراحی*های*شان بسیار متنوع*اند و هم در جنس*های انتخابی. مثلا شما می*توانید یک پالتوی پشمی را با تکه*دوزی*های گیپور ببینید یا حتی پارچه*های زری دوزی شده. خلاصه اینکه جزئیاتی که با ظرافت روی این پالتوها کار شده، بیشتر از هر چیزی به چشم می*آید. نوع برش*ها هم تا دلتان بخواهد تنوع دارد؛ از یقه*های آرشال گرفته تا یقه 3 سانتی کمردار یا بدون کمر!

    200 هزار تومان






    میدان هفت*تیر؛ تنوع را وارد زندگی*تان کنید

    چند سالی است كه خیابان*های اطراف میدان هفت*تیر برای كسانی كه می*خواهند مانتو، پالتو یا روسری بخرند، یكی از اولین انتخاب*ها برای مغازه*گردی است. البته اگر برای خرید عازم این منطقه از شهر شدید، این نكته را هم در*نظر داشته باشید كه در این مغازه*ها علاوه بر اینكه شاهد تنوع در مدل*ها هستید، قیمت*ها هم ممكن است متفاوت باشند. به عنوان مثال ممکن است یك مغازه به فروختن اجناس ارزان*قیمت معروف باشد و مغازه دیگری به داشتن اجناسی با قیمت*های بالاتر. پالتوهایی که امسال در بیشتر این مغازه*ها به چشم می*خورد از جنس فوتر هستند که البته بنا به مدل و تفاوت کیفیت پارچه از 100 تا بالای 200 هزار تومان تفاوت قیمت دارند.

    پالتوی توییت که با آستر گرم شده و برای روزهای سرد مناسب است هم جنس دیگری است که می*توانید آن را با حدود قیمت 100 تا 150 هزار تومان تهیه کنید. اگر دنبال بارانی مناسب می*گردید هم می*توانید آن را با قیمتی بین 100 تا 150 هزار تومان تهیه کنید.چیزی که توجه را در این مغازه*ها جلب می*کند، این است که انواع سلیقه*ها می*توانند لباس مورد نظرشان را پیدا کنند؛ چه برای کسانی که دنبال کارهای کلاسیک هستند و چه برای کسانی که پالتوهایی با مدل*های عروسکی و فانتزی را می*پسندند، کارهای متفاوتی ارائه شده و افراد با طیف سنی خاص می*توانند امیدوار باشند که دست خالی به خانه برنگردند.فروشنده*های این منطقه از پالتوهای عروسکی با آستین*هایی که از جنس کشباف دوخته شده و رنگی مشابه یا متضاد با رنگ اصلی پالتو دارد همچنین پالتوهای رسمی و مجلسی که روی قسمت یقه آنها خز قرار گرفته که به وسیله دکمه قابل جدا شدن هم هست، به عنوان مدل*های پرطرفدار امسال نام می*برند.





    گلستان؛ گلچینی از پرآوازه*ها

    در گشت و گذاری در غرب تهران، مرکز خرید گلستان هم یکی دیگر از فرصت*های خرید شماست، مشروط بر آنکه خیال نداشته باشید پالتوی ایرانی بخرید. در طبقه دوم و سوم این مرکز خرید، فروشگاه*های متعددی وجود دارد که گلچینی از برندهای پرآوازه مثل «زارا» و «منگو» را در کنار هم عرضه می*کند. فرق خرید از این فروشگاه*ها با خرید از نمایندگی*ها در این است که شما می*توانید در کنار طراحی*های جدید، نمونه*های قدیمی*تر که دیگر ردی از آنها در نمایندگی*ها هم پیدا نمی*شود را پیدا کنید اما در مورد قیمت*ها؛ اگر مدل*های جدید یا به اصطلاح «نیوکالکشن» را انتخاب می*کنید، نباید خیلی انتظار تفاوت قیمت با نمایندگی*ها را داشته باشید ولی اگر سراغ مدل*های قدیمی یا همان «لست کالکشن*ها» می*روید، می*توانید با قیمت* بهتری خرید کنید چون فروشنده*ها این مدل*ها را از حراج*های بالای نمایندگی این برندها در کشورهای همسایه خرید می*کنند و در نتیجه، قیمتی که به شما ارائه می*دهند برایتان کمی تا قسمتی به*صرفه*تر می*شود؛ به هر ترتیب حدود قیمتی که برای این پالتوهای برند می*پردازید از چیزی حدود 300 تا 600 هزار تومان متغیر است.

    اگر اهل خرید برند هم هستید، نمایندگی «کلارکس» در طبقه دوم همین مرکز خرید شعبه دارد و جزء معدود نمایندگی*هایی است که علاوه بر کیف و کفش، لباس هم ارائه می*دهد اما به قیمت*هایی که تا دلتان بخواهد بالاست؛ یعنی حدود 500 هزار تومان به بالا!در طبقه همکف این مرکز خرید می*توانید سری هم به برندهایی مثل «جوردانو» و «وینچی» بزنید که از جمله* برندهای معتبر آسیایی*اند و به دلیل طراحی و کیفیت*های نسبتا مرغوبشان در شمار انتخاب*های متوسط به بالا قرار می*گیرند. در این نمایندگی*ها مدل*هایی اغلب از جنس کتان آستردوزی شده و در طراحی*هایی متنوع و رنگ*هایی مثل کرم، طوسی و مشکی پیدا می*کنید. قیمت آنها هم حدود 200 تا 300 هزار تومان است.





    خیابان جمهوری؛ زمانی برای خرید همراه با صرفه*جویی

    مطمئنا شما هم با شنیدن نام خیابان جمهوری همه*جور لباسی در ذهنتان می*آید؛ از لباس* بچه گرفته تا لباس*های شب و لباس*های رسمی. اما در این میان مغازه*های زیادی هم هستند كه سال*هاست مانتو و شلوار و در فصل*های سرد سال، بارانی و پالتو می*فروشند. اگر می*خواهید طوری خرید كنید كه پول زیادی از دست ندهید و با قیمت*های بالای مارك*های معروف میانه خوبی ندارید، بهتر است سری به فروشگاه*های واقع در این خیابان بزنید و مطمئن باشید كه دست خالی برنخواهید گشت چون در این مغازه*ها هم می*شود لباس*های مطابق با مد روز را پیدا کرد. نكته مهم*تر این است كه این لباس*ها معمولا از تولیدات داخلی هستند كه با خرید آنها، علاوه بر اینكه لباس مناسب و با قیمت منصفانه*ای را خریده*اید، از كارخانجات و تولیدی*های داخل كشور هم حمایت كرده*اید. در گذاری که ما به این خیابان داشتیم، اینطور دستگیرمان شد که انگار امسال بافت دوباره روی بورس آمده و با اینکه یکی، دو سالی از مانتوهای بافت خبری نبود اما حالا دوباره آنها را می*توان در رنگ*های مختلف در مغازه*ها پیدا کرد.

    قیمت مانتوهای بافت درخیابان جمهوری از 50 هزار تومان شروع می*شود و قیمت پالتوها هم از چیزی حدود 80 هزار تومان اما نکته مثبتی که وجود دارد، این است که تنوع در رنگ یکی از ویژگی*های بارز پالتوها، بارانی*ها و مانتوهای گرم امسال است؛ به طوری که اگر طرفدار پوشیدن رنگ*های شاد باشید این زمستان می*تواند مطابق میل شما باشد. دیگر لازم نیست مانند سال*های گذشته فقط از بین رنگ*های مشکی، قهوه*ای یا سرمه*ای یکی را انتخاب کنید، بلکه رنگ*های زرد، سبز، قرمز و حتی نارنجی و بنفش در ویترین مغازه*ها به چشم می*خورد.






    گیشا؛ مشابه اصل می*پوشید

    خیابان گیشا هم یک فرصت خرید دیگر در غرب تهران است؛ یک خیابان پر*از فروشگاه و البته مرکز خرید پرآوازه نصر. پالتوهایی که در این منطقه پیدا می*شود، علاوه بر طراحی*های متنوع، قیمت*های به نسبت مناسبی هم دارد. عرضه تقریبا بدون واسطه لباس*ها در این منطقه باعث می*شود تا پالتوی دلخواه*تان را به قیمت مناسب*تری پیدا کنید. ویژگی دیگر خرید از این منطقه آن است که شما می*توانید در این فروشگاه*ها پالتوهایی مشابه نمونه*های برند را با قیمت*هایی بسیار پایین*تر پیدا کنید. البته اگر اصل پوشیدن برایتان مهم نباشد! این پالتوها اغلب از برندهای معروف کپی*برداری می*شوند و با مارک کپی*شده برندها به فروش می*رسند؛ بنابراین خیلی از افرادی که نمی*توانند یا نمی*خواهند برای خرید برندهای معتبر هزینه زیادی پرداخت کنند، کافی است سری به این خیابان بزنند و با هزینه کمتر، یک نمونه مشابه آن را تهیه *کنند. برای خرید پالتو در این منطقه شما انتخاب*های متنوعی دارید که قیمت آنها از 80 هزار تومان شروع می*شود و تا حدود 150 هزار تومان می*رسد.


    اگر اهل مارک*بازی هستید

    اگر طرفدار خرید پالتوهای برندهای معروف هستید و نگرانی*ای هم از بابت پول خرج کردن ندارید، می*توانید سری به نمایندگی*های رسمی «بنتون»، «سیسلی»، «منگو» و «زارا» سر بزنید. در این نمایندگی*ها تنوع حرف اول را می*زند و فروشندگان آنها مدعی*اند مدل*هایی را ارائه می*دهند که همزمان در نمایندگی*های کشورهای اروپایی هم عرضه می*شود. از نظر جنس و کیفیت هم می*توانید روی این برندها حساب کنید. جنس پالتوهای «بنتون» و «سیسلی» برخلاف لباس*های معمول (کاربردی*شان) که ظریف و ساده به*نظر می*رسند و خیلی*ها معتقدند دورنمایشان از خودشان به مراتب بهتر است، مرغوب بوده و دور و نزدیک هم ندارد! جنس این پالتوها از ماهوت، فوتر و انواع و اقسام پارچه*های کشمیر است اما در مورد برندهای اسپانیایی «مانگو» و «زارا»؛ پالتوهای این برندها براساس مدل*های روز اروپایی عرضه می*شوند و در آنها هم مدل*های رسمی و مجلسی پیدا می*شود و هم اسپرت و کاملا ساده. جنس آنها اغلب از جنس پارچه*های پشمی و فوتر باکیفیت است؛ یعنی کرک نمی*زند، جا نمی*اندازد و به اصطلاح، وا نمی*رود. اما در مورد قیمت*ها؛ در این فروشگاه*ها این کاملا روشن است که بخشی از پولی که بابت خرید می*پردازید، پول عنوان آن برند است وباقی طراحی و کیفیت. به هر حال در مورد پالتوهای برند «منگو» باید خودتان را برای پرداخت*هایی که از حدود 500 هزارتومان به بالا شروع می*شود، آماده کنید و در مورد «زارا» هم این قیمت*ها با اختلاف کمی از حدود 400 هزار تومان شروع می*شود و به چیزی حدود 900 هزار تومان هم می*رسد.





    میلاد نور؛ کارشده یا ساده؟!

    مرکز خرید میلاد نور در غرب تهران هم یکی از آن فرصت*هایی است که افرادی که اهل تنوع در خرید هستند، نباید از آن غافل بمانند. در این مرکز خرید خبری از دوخت و طراحی*های داخلی یا فروشگاه*های بدون واسطه نیست و هرچه هست پالتوهای غیر ایرانی است؛ پالتوهای متنوعی که اغلب اعتبارشان را از ترک بودنشان می*گیرند. حالا خودتان حساب کنید که چقدر طرح، رنگ و تنوع می*توانید در این فروشگاه*ها پیدا کنید! «کیفیت پارچه*های این پالتوها تضمین*شده است و مدل*های آنها هم جزء به*روزترین مدل*هایی است که در حال حاضر در بازارهای ترکیه به فروش می*رسد.» این جمله*ای است که بارها از زبان فروشنده*های این فروشگاه*ها می*شنوید. جنس این پالتوها در انواع و اقسام پارچه*های پشمی طرح*دار و غیر طرح*دار، فوتر، مخمل، فلانل، چرم و کشمیر متنوع است.

    اگر از حق هم نگذریم، مشابه مدل*هایی که در این فروشگاه*ها می*بینید کمتر در جای دیگر پیدا می*کنید. در این مدل*ها هم پالتوهای بلند و بدون برش می*بینید و هم نمونه*های زیر زانو با یقه*های مختلف، از 4 دکمه گرفته تا 6 دکمه. روی پالتوها تکه*دوزی*های زیادی با استفاده از پارچه*هایی از جنس*های مختلف در ترکیب رنگ*هایی متنوع هم دیده می*شود و به قول فروشنده*ها شما در مرحله اول باید انتخاب کنید که پالتوی کم*کار می*خواهید یا پرکار! در طبقه دوم این مرکز خرید به بیشتر فروشگاه*هایی که پالتو عرضه می*کنند دسترسی دارید اما این به آن معنا نیست که شما می*توانید از فروشگاه*هایی که در طبقات دیگر این فروشگاه پراکنده شده*اند چشم*پوشی کنید! اما قیمت*ها؛ در این مرکز خرید برای خرید یک پالتو باید آمادگی پرداخت چیزی حدود 250 هزار تومان و کمی بالاتر را هم داشته باشید. البته این کمی بالاتر به چیزی حدود 400 هزار تومان هم می*رسد!





    بازار قائم؛ دوخت ایران!

    وقتی قرار است پالتوی دلخواه*تان را انتخاب کنید، نمی*توانید بازار قائم تجریش را نادیده بگیرید! طبقه دوم این بازار به نوعی بورس پالتوست و تا دلتان بخواهد تنوع دارد. در این بازار می*توانید سراغ پالتوهایی را بگیرید که به قول فروشنده*ها پارچه*های ترک هستند اما دوخت داخل. قیمت*های مناسب*شان هم (البته نسبت به پالتوهای غیر ایرانی) به همین دلیل است. جنس اغلب پالتوها از جس فوتر است البته به قول فروشنده*ها از نوع تضمین شده*اش! تضمین شده هم یعنی کرک نمی*زند و بعد از شست*و*شو خودش را نمی*اندازد اما یکی از پارچه*هایی که زیاد در میان پالتوهای این بازار به چشمتان می*خورد، نوعی پارچه است که در نگاه اول شبیه همان پارچه*های میکروجیر خودمان است ولی وقتی از فروشنده*ها چندوچونش را بپرسید راهنمایی*تان می*کنند که این پارچه، پارچه کتان استانبولی است با کیفت و دوام بالا؛ یعنی نه تنها ساییده نمی*شود، بلکه برق هم نمی*اندازد. اما در مورد مدل*ها، تا دلتان بخواهد در این بازار تنوع مدل می*بینید. از پالتوهای یقه خرگوشی گرفته تا یقه*های انگلیسی بزرگ و حتی یقه*هایی که روی آنها خز کار شده است با انواع برش*ها؛ یعنی هم می*توانید مدل*های آزاد و گشاد پیدا کنید و هم مدل*های برش*دار و به قول فروشنده*ها فیت، یعنی همان قالب تن خودمان! برخی از مدل*ها هم که فروشنده*ها به پر*طرفدار بودنشان در بازار امسال تاکید دارند، مدل*هایی هستند که در قسمت آستین*های آنها پارچه*های کشباف کار شده و همین ایده ظاهر پالتو را اسپرت*تر کرده است.

    ویژگی پالتوهای این بازار هم درست مثل فروشگاه*های هفت*تیر تنوع رنگ *آنهاست؛ رنگ*های خردلی، زرد، نارنجی، قرمز، آبی و سبز در طیف*های تیره و روشن، از جمله رنگ*هایی هستند که شما می*توانید برای پالتوی انتخابی*تان در*نظر بگیرید. خلاصه اینکه چه طرفدار مدل*های رسمی و مجلسی باشید و چه مدل*هایی که ساده و اسپرت هستند، در این بازار بدون پالتو نمی*مانید.میانگین قیمت پالتوهای این بازار نسبت به جنس پارچه و کیفیت دوخت آنها از 150 هزارتومان تا 200 هزار تومان متفاوت است. البته بدون شک به مواردی هم برمی*خورید که برایشان باید بالای 200 هزار تومان پول خرج کنید.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  9. #9
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    ( طجرشت ) تجریش در گذر ایام



    تجریش در زمان ناصرالدین شاه پر از درخت انجیر وگیلاس و مزرعه های با صفا. اصل این نقاشی در موزه صاحبقرانیه موجود است

    هزار سال پیش تجریش، طجرشت خوانده می شد. چنانکه راوندی مورخ تاریخ در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده است: «آنگاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار الملک باشد. اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا بغایت بود. به سال 455 ق


    جالب اینجاست که طغرل در همان تجریش وفات یافت و جنازه اش برای دفن به ری منتقل شد



    نمایی از شمیران قدیم

    کهنسالان درباره محل قدیمی تجریش اعتقاد دارند که نزدیک پل رومی در جاده قدیم شمیران رو به شمال طرف راست، روی تپه باغی بزرگ به نام «گِلِ باوکان» بود. (ظاهراً محلی که نماز عید فطر سال 56 در آن برگزار شد.) دو دهکده تجریش و دزاشیب سابقاً آنجا بودند. از گل باوکان تا امامزاده قاسم هم باغی دیگر به نام «جنت گلشن» بود.. در اراضی اطراف این باغها گرگهای زیادی بودند که باعث زحمت اهالی تجریش می شدند... بدین لحاظ اهالی این منطقه دهکده را ترک کردند و به حوالی امامزاده صالح در جنت گلشن منتقل شدند و تجریش فعلی شکل گرفت..

    این دهکده کم کم رونقی گرفت و چنان شد که حتی طغرل نیز برای فرار از گرمای منطقه جنوب کوههای البرز و ری به آنجا پناه آورد. صدها سال بعد طهران پایتخت قاجاریان شد این منطقه، ییلاق اهالی آنجا تبدیل گردید و اشراف این شهر باغهای زیادی جهت تابستان در آنجا احداث کردند.





    سر پل تجریش در حدود سال ۱۳۰۰ شمسی

    تجریش قدیم دارای سه محله بود:

    1. محله بالا 2. محله پائین 3. محله قلعه نو و حومه آن که به نامهای زیر خوانده می شد: زعفرانیه، محمودیه، ناودانک، جعفرآباد و ...

    محله بالا شامل: باغ فردوس، چهار راه حسابی، زعفرانیه، الهیه.

    و محله پائین شامل: ظهیرالدوله، سه راه دزاشیب، سه راه قیطریه، اسدی و فردوسی بود..

    کم کم کوچ مردم از سایر مناطق کشور به طهران و حومه آن افزایش یافت به طوری که تعدادی از آنان در تجریش سکنی گزیدند. در آمارگیری نفوس سال 1335 اهالی آنجا و تیره های مهاجر از افراد زیر تشکیل شده بود: بومیها، ترقی ها، نائینی ها، اصفهانی ها، خراسانی ها، شیرازی ها، یزدی ها، طالقانی ها و لرها.





    میدان تجریش


    ساختمانهای تجریش قدیم مانند روستای تاریخی ماسوله بود، یعنی ساختمانهای روستا طوری بود که مردم از روی بامهای یکدیگر طی مسیر می کردند.. جمعیت در تجریش قدیم در دو محله به صد و پنجاه خانواده می رسید. از محله بالا حدود بیست خانوار تابستانها بر سر باغهای خود می رفتند و زمستانها به ده باز می گشتند. کوچه ها و معابر بسیار تنگ و پر پیچ و خم بود. شاید نمونه ای که بتوان با آن قیاس کرد روستای فعلی پس قلعه در دربند باشد. خانه های خشت و گلی یا چینه ای تجریش، در زیر دست و سمت شرق پل تجریش تا زیر دست ایستگاه جادة قدیم بنا شده بود.





    پل تجریش و خانه های اطراف آن - دوره پهلوی


    مرکز تجریش امامزاده صالح بود. این امامزاده مرکزیت معنوی این ناحیه بود. بازار شکل گرفته در حاشیة آن کانون اقتصادی این محل است.. حسن ملقب به صالح از نوادگان امام موسی کاظم علیه السلام است دربارة امامزاده صالح می گویند که وی تحت تعقیب حسن نامی از پل کَرَخ یا کرج امروزی بود.

    تعقیب کننده بالأخره وی را در باغ جنت گلشن زیر چنار بزرگ نزدیک چشمه ساری گرفتار کرده وی را شهید می کند. اهالی محل به احترام انتساب وی به ائمه برای وی مرقد و بارگاهی می سازند که در طول زمان منشأ خیر و برکت برای اهالی این منطقه گردید . بنای اصلی این مرقد را هلاگو میرزا فرزند فتحعلی شاه به سال 1210 ق بنا کرده است.





    چنار امامزاده صالح کهنسال ترین چناری است که تاکنون دیده شده است. این چنار حتی اعجاب مسافرین خارجی را نیز بر می انگیخته است. چنانکه دیالافوا در سفرنامه اش در ایران به سال 1881م دربارۀ این درخت می نویسد:

    در مسجد (بقعۀ امامزاده صالح) تجریش چنار عجیب و غریبی است که کمتر نظیر آن در دنیا پیدا می شود.. قطر فوق العاده آن را نمی توان دقیقاً با رقم معین کرد. تقریباً محیط آن به پانزده متــر می رسد. هریک از شاخه های آن مانند تنه درخت کهنسالی در بالای بنای مسجد و سایر اطراف سر به آسمان کشیده است . این درخت عده کثیری را در سایة خود پناه می دهد. مؤمنین در زیر آن نماز می خوانند.. مکتبدار اطفال را در آنجا جمع کرده درس می دهد. قهوه چی سماور و استکان و لوازم خود را در درون آن قرار داده است. سقا هم کوزه های پر آب خود را در گوشه ای از تنه گذارده است.





    چنار کهنسال امامزاده صالح که چند سال قبل قطع شد


    این چنار عظیم تا سالیانی پیش نیز در حیاط امامزاده به چشم می خورد ولی به علتهای مختلف چه طبیعی و چه تخریب انسانی از آن چیزی باقی نمانده است.

    سالها پس از این دیدار دیولافوا از تهران، منطقه تجریش و سر پل آن به محل تفرجگاه تهرانیان فراری از گرما تبدیل شد. این محل که سالها محل سکنای اشراف قاجاری و ییلاق سفارتخانه های خارجی در تهران بود از دورة رضا شاه رو به گسترش رفت. جاده قدیم آن (دکتر شریعتی)، آباد شد و سنگفرش گردید و راههای دسترسی آسان شد. ماشینهای کرایه افزایش یافت. بسیاری از باغهای آباد و معمور آن تبدیل به ویلا شد و در سالهای اخیر این ویلاها نیز به حامیان آن وفا نکرد. ویلاها تخریب شد و باغچه های آن تبدیل به برجهای بلند گردید. این روزها تقریباً از محله تجریش چیزی باقی نمانده بجز ساختمانهای سر به فلک کشیده که به جای چنارهای بلند سر برآورده اند. تتمه آن دربند و ارتفاعات تهران است که باز مجالی برای تنفس تهرانیان فراهم می کند.



    تجریش- سربند 1340





    جاده قدیم شمیران و نمایی از محلات شمال شهر






    امامزاده قاسم تجریش،دوره قاجار





    گنبد نیمه مخروبه امامزاده قاسم در اوایل دوره پهلوی












    __________________
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  10. #10
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    تصویری زیبا از میدان ولیعصر (عج) تهران مربوط به دهه چهل شمسی. آسمان آبی و تمیز تهران در آن روز ها تکرار نشدنی است. در تصویر سینما قدس و بلوار کشاورز با درختکاری های زیبایش هم قابل مشاهده هستند.

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  11. #11
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    صویری زیبا و دیدنی از میدان امام حسین (ع) در سال 1348 شمسی

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  12. #12
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    چه کسی چنارهای خیابان ولیعصر را کاشت؟

    تا 108 سال قبل تهران پایتختی بود که خیابان*هایش آسفالت نداشت. ساختمان*های آجری*اش یک در میان با معماری نیمه فرنگی قاجاری جایگزین شده بود و کوچه*هایش با عبور درشکه و گاری، غبارآلود و کثیف می*شد. تا 108سال قبل، تهران پایتختی بود که بلدیه نداشت اما قانونی که 12 خردادماه 1286در مجلس به تصویب رسید، تهران را صاحب اولین شهرداری کشور کرد.



    مجله مهر: اولین شهرداری تهران در روزهای پر تنش مشروطه تأسیس شد تا «اداره احتسابیه» و «محتسب»*هایش جایشان را به «بلدیه» و «بلدیه*چی»*ها بدهند. تا آن زمان، محتسب*ها وظیفه رسیدگی به تخلفات شهر را به عهده داشتند و عده*ای از آنها که در شعبه نظافت اداره احتسابیه کار می*کردند، شهر را آب پاشی کرده و با صد رأس الاغ و قاطر زباله*ها را جمع می*کردند.بلدیه اگرچه در زبان دهخدا، مؤسسه*ای تعریف شده که «به کار نظافت و خوبی آب و نان و چراغ و سوخت و خواربار و صحت نظر دارد» اما در قانونی که 12 خردادماه 1326 به تصویب مجلس رسید، موسسه*ای بود که هدف اصلی*اش کمک به دولت و مراقبت از شهر معرفی می*شد. در این قانون، هدف از راه اندازی بلدیه «حفظ منافع شهرها و ایفای حوائج اهالی شهرنشین» یا «مساعدت به دولت در ساختن بازار*ها و نمایشگاه*های تجاری و کلیه مراقبت، رواج حرفت و تجارت شهر و دایر نمودن محل تشخیص اسعار و معاملات عمومی» در نظر گرفته شده بود. مردها انتخاب کننددر سلسله مراتب بلدیه تهران قدیم، بعد از شهردار کلانتر قرار داشت که معاون اول شهردار به حساب می*آمد و در واقع رئیس انجمن بلدیه بود. انجمنی که اعضای آن با انتخاب مردم سر کار می*آمدند و لقب بلدیه*چی می*گرفتند. در اولین قانون تشكیل انجمن بلدیه، آمده بود که اعضای انجمن بلدیه باید منتخب مردم باشند. به عبارت درست*تر، منتخب مردها. چرا که در این قانون زنان حق رای نداشتند.پیروزی مشروطیت و درگیری*هایی که با دولت داشت، شکل*گیری اولین بلدیه را سه سال به تعویق انداخت تا در نهایت در سال 1289 بلدیه تهران در بازار تهران، رو به روی سبزه میدان و در محلی که به آن خیام*خانه یا چادرخانه می*گفتند، شروع به کار کرد. متولی این بلدیه «دكتر خلیل*خان اعلم* الدوله» (ثقفی) بود و معاونش یکی از چشم پزشکان سرشناس تهران به نام «علیرضاخان بهرامی» معروف به مهذب*السلطنه بود که دستی هم در روانشناسی و فلسفه داشت.آب*پاشی خیابان*ها با مشکرفتگران بلدیه تهران، خیابان*ها را با مشک آب*پاشی می*کردند تا گرد و غبار خیابان*ها مردم را آزار ندهد. مدتی بعد، در زمان «عضدالملك» چند خیابان سنگفرش شد تا هم چهره امروزی*تری به شهر داده شود و هم نظافت شهر بهتر حفظ شود. در آن زمان بلدیه تنها از وسایل باركشی مثل اسب، قاطر، شتر و گاری كه وارد تهران می*شدند عوارض می*گرفت و مواجب رفتگران از همین راه تامین می*شد. بعد از آن اگر چیزی باقی می*ماند، صرف امور عمرانی و روشنایی و رسیدگی به سر و صورت شهر می*شد. خیابانی به اسم شهرداردر زمان رضاشاه، نظام بلدیه تغییر و تحولاتی پیدا کرد که آن را به شکل امروزی*اش نزدیک*تر می*کرد. سرلشکر کریم آقا بوذرجمهری که شدیدا مورد اعتماد رضاشاه بود، بعد از پشت سر گذاشتن مشاغل نظامی به عنوان شهردار انتخاب شد. بوذرجمهری عوارض جدیدی را وضع کرد و در عوض، مالیات خودروها و کالسکه*ها لغو کرد، اداره خیریه و مریضخانه بلدیه و دارالمجانین و آتش*نشانی را تأسیس کرد و شروع به خیابان*سازی، ساختمان*سازی و مدرنیزه کردن تهران کرد.حالا ساختمان*های پست، بلدیه، مخابرات، شهربانی و خیلی از ساختمان*های قدیمی تهران امروز یادگارهای کریم آقا بوذرجمهری هستند. او میدان توپخانه را با تاثیر از میدان سن*پترزبورگ ساخت، خیابان ولیعصر را تا تجریش ادامه داد و دستور داد در کناره آن چنار بکارند. بوذرجمهری بعد از 10سال از شهرداری استعفا داد و به پاس خدماتی که انجام داده بود، نامش را روی یکی از خیابان*های مهم تهران گذاشتند؛ خیابانی که امروز به نام 15خرداد می*شناسیم.تا در اواسط دهه 40 که غلامرضا نیك پی از اصفهان به تهران آمد و شهرداری تهران را به دست گرفت، تقریبا هیچ شهرداری نتوانست به اندازه کریم آقا بوذرجمهری تاثیر گذار باشد. نیک پی اما با ساخت برج آزادی و استادیوم و دریاچه آزادی و دهکده المپیک، بعد از مدت*ها دوباره شهرداری را رونق داد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  13. #13
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    کافه ای قدیمی

    کافه و هتل نادری نام یکی از کافه*های قدیمی تهران است. کافه نادری در شرق پل حافظ در خیابان نادری (جمهوری فعلی) واقع شده*است و هتلی بر روی آن قرار دارد.

    کافه و هتل نادری در سال 1306 توسط یک مهاجر روس به نام خاچیک مادیکیانس ساخته شد. نام این کافه به دلیل قرار گرفتن در خیابان نادری(جمهوری فعلی) نادری گذاشته شد. این شخص برای اولین بار در تهران به کار شیرینی*پزی پرداخت و در رستوران نادری برای نخستین بار غذاهای فرنگی را به ایرانی*ها معرفی کرد. او بعد از مدتی در
    کنار کافه نادری هتلی به همین نام احداث کرد. هتل نادری بعد از گراند هتل دومین هتل ساخته شده در تهران بود.





    ساختمان كافه و هتل نادری سال 1307 هم*زمان با ساخت ساختمان*های راه آهن و بانك*های كشور به*عنوان یك مجموعه تفریحی از روی سبك*های غربی به خصوص آلمانی ساخته شد. در این ساختمان علاوه بر كافه و هتل ، قنادی هم وجود داشت.





    این مجموعه در آن زمان هتل - رستوران نادری نام داشت كه بعدها به دلیل ویژگی*ها و اهمیت خاص كافه*ی آن، به كافه*ی نادری شهرت پیدا كرد. محلی كه صادق هدایت، بزرگ علوی، مجتبی مینوی و بسیاری دیگر از بزرگان هنر، ادب و فرهنگهای این مرز و بوم شبهای بسیاری را در آن به بحث و مجادله گذراندند.

    در دهه*ی 50 به دلایلی نامعلوم مجموعه*ی نادری در آتش سوخت، این سرنوشت می*توانست برای هر مجموعه تفریحی دیگر، در حكم پایان زندگی آن باشد؛ اما اهمیت كافه*ی نادری كه در آن زمان پاتوق افرادی نظیر جلال آل*احمد و فروغ فرخزاد بود و همچنین نیاز كلیت جامعه به فضاهایی این چنین، مانع از آن شد كه كافه*ی نادری صرفاً به خاطره*ای بدل شود و بدین سبب بازسازی مجموعه با شكل و شمایل مدرن صورت گرفت.

    مجموعه*ی هتل و كافه*ی نادری دارای دو دسترسی از خیابان جمهوری است كه در میان این دو ورودی جداگانه*ای به هتل و كافه، قنادی نادری قرار گرفته است. بعد از ورود به ساختمان از در هتل در طبقه*ی همكف لابی بزرگی قرار دارد و در طبق دوم اتاق*های متعدد هتل در دو سمت راهرو به عنوان فضایی ارتباط*دهنده قرار گرفته*اند كه الگویی خطی به دست می*دهند. كافه به دو بخش تقسیم می*شود. یكی فضای اصلی كافه كه در مركز مجموعه قرار گرفته كه به عنوان رستوران مورد استفاده قرار می*گیرد و حیاط باغی است با آبنمایی در میانه و پوشیده از درختانی سرسبز كه سنی كوچك در گوشه*ای از* آن قرار گرفته است. نمای اصلی مجموعه متقارن است؛ گو اینكه دیگر از قوسهای قدیمی چیزی به چشم نمی*خورد و بنا مطابق معماری دوره*ی مدرنیسم تغییر یافته و پنجره*های ساده و مستطیل شكل كل نما را پوشش می*دهند. ظرفیت آن ۱۴۰ نفر در دو سالن است. در سالن اول، فقط قهوه و چای و دسر سرو می*شود و سالن بعدی ویژه غذاست.



    كافه نادري را مي توان محل شكوفايي ادبيات مدرن ناميد. اين مهمانخانه باغ بزرگي داشت. بعدها بخش شمالي اين باغ كافه نادري با ميز و صندلي هاي نو شكل گرفت. ابتداي پاگيري را با پذيرايي از جوانان طبقه بورژوا - سرمايه دار - پشت سر گذاشت. ديري نپاييد كه روزنامه نگاران و شاعران توجهشان به اين كافه جلب شد. شايد به خاطر استقرار دفاتر نشر و چاپ در همين يك گله جاي تهران وقتي عصر از سر كار راه منزل پيش مي گرفتند، كافه را محلي مناسب براي صحبت و تبادل نظر و شعر خواني مي ديدند.

    کافه نادری، در دهه سی و چهل، پاتوق روشنفکرانی مثل صادق هدایت، جلال آل*احمد، احمد فردید و سیمین دانشور، نیما یوشیج بوده و بخش زیادی از شهرت کنونی اش را از اعتبار این اشخاص وام گرفته*است.

    شاعران و نويسندگان آن روزها كه تازه ديكتاتوري پهلوي اول را پشت سر گذارده بودند، افكار و اشعاري آزاديخواهانه داشتند. ارتباط با دنياي خارج قوت گرفته بود. معمولا در منزل و در حضور ديگران بحث هايي اينچنيني نتيجه اي در بر نداشت. اغلب با تمسخر مواجه مي شد پس كافه جاي مناسبي به شمار مي رفت. روشنفكران و هنرمندان و همفكرانشان را پيدا مي كردند و هر گروه كافه اي را براي خود انتخاب مي كرد. معمولا كساني كه در كافه نادري مي نشستند و يك چاي ليواني با ليموي قاچ زده مي خوردند، دغدغه شان ادبيات مدرن بود. در سالهاي رشد كافه ها، بر فعالا ن سياسي و گروه هاي اپوزيسيون نيز افزوده مي شد. ولي بچه هاي نادري اهل شعر و روزنامه و داستان بودند. شايد همين عامل سبب شده كافه نادري پس از اين سالهاي طولا ني كه از 50 تجاوز مي كند، هنوز سرپا ايستاده باشد.





    يكي ديگر از ويژگي هاي جالب كافه نادري، داشتن جاي مخصوص براي ساكنانش بود. افرادي كه از صبح تا شب همانجا مي نشستند، شعر مي خواندند، مي نوشتند، چاي مي خوردند و سيگار دود مي كردند. وقتي هم نبودند، جايشان خالي مي ماند يا به محض ورود خالي مي شد. واژه هاي زيادي در همين كافه و پشت همين ميزها روي كاغذ ريخته و آثاري متولد شد



    هم اکنون نوه*های خاچیک مادیکیانس، مالکان فعلی هتل و کافه نادری هستند. با وجود این که فضای امروز کافه نادری از بسیاری از رستوران*ها و کافه*های فعلی ساده*تر است, این کافه همیشه پر از مشتری است. مشتری*هایی که می*آیند تا در آن فضای نوستالژیک روی صندلی*هایی که بزرگان فرهنگی ایران نشسته*اند بنشینند و دقایقی در تاریخ زندگی کنند.



    ظروف قدیمی لیوان*ها لب پر و بشقاب*های شکسته، همه بخشی از تاریخ کافه نادری است و هنوز هم با این ظروف از مشتری*ها پذیرایی می*شود. در این کافه هیچ چیزعوض نشده است؛ صندلی*ها، فنجان*ها و حتی قاشق چنگال*ها همه همان قدیمی*هاست. دکور داخل کافه تغییر نکرده. روکش میزها همان روکش استخوانی رنگ پنجاه، شصت سال پیش است.



    این*ها از ویژگی*های اصلی کافه نادری است. گارسن*های کافه و رستوران نادری چهل سال است که در این مجموعه کار می*کنند و کافه نادری جز لاینفک زندگی آن*هاست.در واقع آن*ها خودشان به بخشی از تاریخ این محیط فرهنگی بدل شده*اند و هر کدام خاطرات بسیاری از دوران شکوه و رونق این کافه و مشتری*های سرشناس آن دارند




    می گويند امواج صدا برای هميشه در فضا باقی می ماند و خوانده ايم که دانشمندانی برای بازيافت صداهای زندگی تلاش می کنند . اگر روزی ، روزگاری امواج صداهايی که در کافه نادری طنين انداخته، از جمله صداهای هدايت، بزرگ علوی و... قابل شنيدن شود، فکر می کنيد تفاوت موضوع آن بحث ها با بحث فعلی چقدر خواهد بود


    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  14. #14
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    حَمّام یا گرمابه مکانی عمومی برای شستشوی تن و سر و صورت است. ایرانیان نخستین قوم در جهان هستند که به ساخت گرمابه های عمومی پرداختند اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و ساخت و سازهای مدرن گرمابه های عمومی از رونق افتاده است. عکس های این مجموعه از چندین گرمابه ی قدیمی در محدوده ی بازار تهران گرفته شده اند.
    حمام باب همایون - ابتدای باب همایون، کوچه قنات
















    حمام حاج قاسم - بازار تهران












    حمام مهدیخانی - نزدیک خیابان مولوی و حاشیه بازار












    حمام سرپولک - چهارراه سرچشمه، پشت بانک تجارت















    گزارش تصویری از یکی از گرمابه های قدیمی تهران
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  15. #15
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    سید خندان
    سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی*های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.


    فرمانیه

    در گذشته املاک زمین*های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب*السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.


    فرحزاد

    این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.


    شهرک غرب

    دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع*های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع*های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجی*ها بوده است.


    آجودانیه

    آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می*کند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.


    اقدسیه

    نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمین*های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.


    جماران

    زمین*های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوه*های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می*آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ*های بزرگ به دست می آمده *است*، آن*جا را جمران*، یعنی محل به* دست آمدن جمر نامیده*اند.


    پل رومی

    پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می*کرده است. عده*ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال*الدین رومی گرفته*شده است*.


    جوادیه (در جنوب تهران)

    بسیاری از زمین*های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.


    داودیه (بین میرداماد و ظفر)

    میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش*، میرزا داودخان*، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت*.


    درکه

    اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته*اند.


    دزاشیب (در نزدیکی تجریش)

    روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می*گفتند.


    زرگنده

    احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه*ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.


    قلهک

    کلمه قلهک از دو کلمه "قله*" و "ک*" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله*، مخفف کلات به معنای قلعه است*. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه*های لشگرک*، ونک و شمیران بوده است*، به آن( قله- هک) گفته شده است*.


    کامرانیه

    زمین*های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان*، وزیر امور خارجه*تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه*، با خرید زمین*های حصاربوعلی*، جماران و نیاوران*، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین*ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.


    محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)

    در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می*گفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش*، محمودخان احتشام*السلطنه*، محمودیه نامید.


    نیاوران

    نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت*) ؛"ور" (صاحب*) و "ان*" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت*.


    ونک

    نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون*) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می*شود.


    یوسف آباد

    منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی*الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.


    پل چوبی

    قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه*ها، دروازه شمیران بود با خندق*هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن*، از پلی چوبی استفاده می*شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست*، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.


    شمیران

    نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
    همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می*گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که* یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می*گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.


    گیشا

    نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) می*باشد.


    منیریه (در جنوب ولیعصر)

    منیریه در زمان قاجار یکی از محله*های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران*میرزا، یکی از صاحب*منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده*است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 16

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •