ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 18 نخست 1234567813 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 266
  1. #1
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    Icon100 ♥دلـنـوشـ ـتـه هـاي ِنیـکی فـیـروز کـوهـی ♥

    دوستان عزیز در این تایپیک نوشته های نیکی ِ فیروز کوهی رو خواهیم گذاشت .

    ___

    انّا لله و انّا الیه ....
    به زبانم نمیآید
    من مرگ را دیده ام
    مرگِ آفتاب
    مرگِ پنجرههای رو به باغ
    مرگِ شرجیِ سرزمینهای شمال
    مرگِ دوست ... دوستی ... رفاقت
    مرگِ یک مرد کنارِ صداقت
    مرگِ دعا
    مرگِ دستهایِ رو به خدا
    مرگِ کودکانِ شجاع
    مرگِ نفس
    مرگِ غم انگیزِ زندانی در قفس
    مرگِ یک شب بی عشق ... بی هوس
    مرگِ آواز
    مرگِ یک زن پر از نیاز ... پر از نیا ا ا ا ا ز
    من مرگِ قلم در دستهایِ خودم
    مرگِ واژه در شعرهای خودم
    من عکس مرگ را به جای تصویر لبخند دیده ام
    به زبانم نمیآید
    به زبانم چیزی جز صبر نمیآید

    نیکی فیروزکوهی
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:46
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. 3
  3. #31
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    برایت قهوه می ریزم

    کمی شیر دو قاشق شکر . . .

    میگذارم جلویت روی میز گلدان گل را کنار تر می گذارم . . .

    تا بهتر ببینمت قیافه ی جدی به خودم می گیرم

    و با لهجه ای که حالا برایِ خودم هم بیگانه است

    می گویم قهوه ات سرد می شود

    هر کجا که هستی

    زودتر به خانه بیا . . .

    و

    همانطور می نشینم تا تو یک روز بیایی . . . ! !
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  4. 1
  5. #32
    اشک
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    کوچه پس کوچه های سکوت
    نوشته ها
    12,705
    5,643
    9,477

    پیش فرض

    خسته ام

    از خودم خسته ام

    از شما

    روزهای بی حوصلگی

    شبهای کشدارِ تنهایی

    از این شعرهای تکراری

    عشق ها

    عاشقانه ها

    حتی شکستهای تکراری

    از این حضورهای مترسک وارِ پر از تردید

    از امتدادِ مستمر چهار فصلی که از کفِّ ما میروند

    بدون هیچ چ چ چ تغییر ... بدون هیچ تغییر

    خالی شده ام

    خالی میروم

    هیچ فکری در سرم نمیماند ... نمیآید که بماند

    همین روز هاست که کاغذِ سفیدی به اشتراک بگذارم

    فقط با یک امضا

    یا چه میدانم

    یک شکلک

    یکی از این قلب هایی که همه برایِ هم میفرستند

    یا دستی که باید تکان بخورد ولی نمیخورد

    همین روز هاست که خودم را یک جایی گم کنم

    نه ... اینبار پشتِ دود سیگار نیست

    یا میانِ انبوه واژههای بی سرانجام

    یا در سوگِ نیمه رفاقتهای گاه و بیگاهی

    این بار

    در کوچه پس کوچههایِ کودکیِ کسی

    که زود بزرگ شد

    نیمه برهنه

    عصیانی

    شورشی

    و با دلی پر بزرگ شد

    کسی که این روزها ... عجیب خسته است
    هيچ وقت واسه نگه داشتن كسى كه ؛ تفاوتت رو با بقيه نمى فهمه ! تلاش نكن ... !!!
  6. 1
  7. #33
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض



    دو شب از مرگِ من گذشته است
    از آخرین نامه
    از خداحافظ
    از جستجو ی آخرین کلام در نگاهت
    از آخرین باری که با تردید گفتی چقدر دوستم داشتی
    و من در وهمِ غیر قابل باوری ، باور کردم ، دیگر دوستم نداری
    بی تو
    بی خودم
    بی حضورِ عشق
    سخت گریسته ام
    رغبتِ عجیبی دارم به دیوانه شدن
    رغبت عجیبی به بیراهه زدن
    دوست دارم دست هایم را روی سینه ام ، روی امن ترین جای بدنم بگذارم
    و برای همیشه بخوابم
    خواب
    خواب
    خوابی برایِ نبودن
    نبودن
    تو رفته ای و نمی دانی
    دیگر بارانی نخواهد بارید
    این شهر پر از غبار خواهد شد
    تن من مثل کویر ، خشک خواهد شد
    من و کویر
    کویر و من
    من و شب و کویر
    و باد میوزد
    و میوزد
    و میوزد
    تا صدای آخرین لحظه های تو را
    با خودش به سرزمین های غریب ببرد
    تو رفته ای
    و من پشت چشمان بسته ام
    شب را دیده ام
    من از گوشه ی اتاق
    کسی را دیده ام
    که دو شب پیش مرده است
    یک نفر مثل شب ، مثل کویر

    (مخاطب این شعراگر تو باشی ، حالا میدانی ، کسی ، جایی ، دارد برایِ تو میمیرد )







    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  8. 1
  9. #34
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    می* نویسم ... همیشه پیش من بمان

    می*نویسی ... همیشه !!! ... همیشه ؟؟؟؟

    و بلند بلند می**خندی

    تو می**خوابی*

    و من

    تما ا ا ا ا ا ا ا مِ شب

    رفتنِ تو را "به بد*ترین شکلِ یک کابوس" خواب می**بینم

    ...

    ( بد*ترین شکل یک کابوس * اصطلاحِ به جا و درستی* است ، کابوس داریم تا کابوس )
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  10. #35
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    خسته ام

    نبودنت را گریسته ام ... تلخ، تلخ

    خسته ام

    از ماتم نگاه خودم خسته ام

    خسته از چرا چرا های رفتن تو

    خسته از خلأ سنگین جوابهای تو

    شرمگین خانه خالی از حجم تو

    دلتنگ داغی بوسه های خودم

    دلتنگ سرخی گونه های تو

    خسته از عطر گلهای کاغذی روی دیوار

    خسته از هوای پر از دود سیگار

    خسته از تصور مهتاب با دیدن سوسوی چراغ

    خسته از داشتن اینهمه آرزوهای محال

    خسته از تلخی گریه های خودم

    خسته از کسی که چنین تلخ میگرید

    خسته ام



    نیکی فیروزکوهی
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  11. 1
  12. #36
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    همیشه همینطور است
    با هم می*خوابیم
    کارمان که تمام شد سیگاری دود می**کنیم
    به حسابِ خودمان حال می*کنیم
    تو دیرت می**شود
    من به پهلوی راست
    پشت به در
    دراز می*کشم
    و خوابِ پروانه میبینم

    (شاپرک*هایِ خوابِ من ... نخورده ... مستند)


    نیکی* فیروزکوهی




    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. 1
  14. #37
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    می*خوابم
    تو هم کنارِ من بخواب
    بی* هیچ حرفی*
    هیچ بوسه ای
    هیچ نوازشی
    بی* هیچ .... حتی رویا یی
    مردن نیست
    مکثی *ست که هزار بار
    هزاران بار
    از بی* تفاوتی* بهتر *ست


    نیکی* فیروزکوهی





    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. 1
  16. #38
    اشک
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    کوچه پس کوچه های سکوت
    نوشته ها
    12,705
    5,643
    9,477

    پیش فرض

    بیا به محل قدیمی* خودمان سری بزنیم

    کودکیمان را بدزدیم

    بسپریم به دست عمو زنجیر باف

    و با خیال راحت ببینیم توپ*هایمان تا کجا هوا میرود

    ...

    خود خواهی* *ست

    ولی* برای یک روز هم که شده

    دلم نمی*خواهد به توپ*های جنگ فکر کنم

    یا به بچه*هایی* که هرگز توپ*هایشان بالا نمی**رود

    بچه*های که توپ*هایشان هیچ کجا نمی*رود

    بچه*هایی* که عمو هاشان زنجیر در دست دارند

    و جز رویا چیزی نمی**بافند

    ....

    دلم فقط روز*های شاد را می*خواهد

    شادمانه*های بی* سبب

    شادمانه*های بی* سبب

    این .... خود خواهی* نیست
    هيچ وقت واسه نگه داشتن كسى كه ؛ تفاوتت رو با بقيه نمى فهمه ! تلاش نكن ... !!!
  17. 1
  18. #39
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    هرگز نگذارید بو ببرند که بعد از رفتنشان چه بر شما گذشت.
    بگذارید در حسرت یک " دلسوزی آنی* "برای شما بمانند.
    در حسرت اینکه سرشان را با تامل تکان بدهند و زیر لب بگویند " ببین با خودش و من چکار کرد"
    حتی در حسرت یادآوری آنچه از خوب و بد که گذشت.
    یادتان باشد ، قدرت در دست شما است که توانایی* عاشق شدن و دوست داشتن داشته اید.
    یادتان باشد، آدم*های ضعیف که میروند شایسته ی داشتن قلب و احساسِ شما نیستند.
    یادتان باشد، برگشت، گاهی* سقوط به اعماقِ حقارتی دو جانبه است.
    قوی باشید و خوددار و بزرگ.
    آدم*های غمگین و دلشکسته و رنجور را هیچکس دوست ندارد.

    ( غم را برای شاعرِ خود بگذارید ... و بروید ... )

    نیکی* فیروزکوهی




    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  19. 1
  20. #40
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    مثل یک کویر نشین
    اسبی داشته باشم
    و عاشق یک ستاره باشم
    شب که شد
    تو در آسمان میدرخشی
    من مثل دیوانه ها
    می*تازم
    می*تازم
    می*تازم
    تا جایی* که تکلیفِ شب را با ستاره*اش روشن کنم
    بگذار فرزندانِ ما بگویند
    کویر نشین غریب عاشق می**شود
    عجیب می*میرد
    می* بینی* ؟ حتی نرسیدن به تو هم ، داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد
    یادت باشد
    عاشق را نه شب تهدید می**کند ، نه مرگ
    فقط فاصله
    نیکی* فیروزکوهی

    دستش را بگیر
    با عشق نوازشش کن
    دعوتش کن به یک رقص
    بگذار با قدم*هایی* که به سویِ تو می**آید
    از خودش دور شود
    شاید نمی**دانی*
    آغوش یک مرد
    گاهی*
    دنیایِ زنی* را خراب می**کند
    گاهی* ، آباد
    دستش را بگیر
    نوازشش کن
    دعوتش کن به یک رقص
    حواست باشد
    دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمی**کند
    (به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت)
    نیکی* فیروزکوهی

    برایش نوشتم عزیزم برگرد
    برایش نوشتم بهانه است که حالت خوب نیست ... اگر بیا یی خواهی* دید که حال من خرابتر است ...
    برایش نوشتم نیازی نیست به تعریف اتفاقاتی که افتاده ... من برایت خواهم گفت از اتفاقاتی که میتوانست نیفتد
    برایش نوشتم من انتظار میکشم به سبک خودم همانی که تو غرور میخوانی**اش و من سکوت ...
    برایش نوشتم نگذار سادگی* کودکانه من به بلوغ زودرس برسد ... نگذار صداقتم زود بمیرد
    برایش نوشتم کسی* این نامه را برایت مینویسد که هنوز شبیه خودش است ... بازگرد تا دیر نشده
    برایش نوشتم جواب نمیخواهم عزیزم ... برگرد ... هنوز حس ما گرم است ... برگرد
    نیکی* فیروزکوهی
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  21. 1
  22. #41
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    خودم به خودم زنگ میزنم
    پر از حرف*هایی* هستم که نگفته می**فهمم
    پر از حرف*هایی* که حتی یک کلمه*اش را ... خودم هم نمی**فهمم
    بگو دیوانه است
    بگو پریشان
    بگو افسرده
    بگو بیکار
    علاف
    خودخور
    هر چه ... اصلا روانی*
    بگو تنها کسی* که این روز ها برایِ خودش وقت دارد
    کسی* که صادقانه حتی خودش را هم نمی*فهمد
    ( هر جا دیدی کسی* با خودش حرف می**زند ، دستش را بگیر، ببر به خانه*اش ... شاید گم شده باشد)

    نیکی* فیروزکوهی





    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  23. 1
  24. #42
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    به گمانِ من شازده کوچولو یک جمعه به زمین آمده بود

    شازده کوچولو : دنبال آدم*ها کجا بگردم ؟؟
    روباه : تو تخت خوابشون ، کنج غم هاشون
    شازده کوچولو : هنوز سرگردون ریشه*هاشون هستند
    روباه : هستند ... جمعه*ها بیشتر
    شازده کوچولو : آدم*ها همدیگر را دارند
    روباه : در حقیقت آدم*ها هیچ کس را ندارند ، این را آدم روزهای جمعه از جاهای خالی* آنهایی که باید باشند و نیستند ، میفهمد
    شازده کوچولو : دلم غروب آفتاب می**خواهد
    روباه : کاش روز دیگری آمده بودی ، غروب*های جمعه آدم*ها را می* کشد
    ، چه رسد به تو که از یک سیاره ی دیگری آمده ای
    شازده کوچولو : ا و و و و و ه پس برای تو هر روز جمعه است . تو چرا تنهایی روباه
    روباه : من زیرکم ، تنها که باشی* ، ترک هم نمی**شوی
    حالا هم تا دلت نگرفته فرار کن به شنبه , یا برگرد به پنج شنبه

    به گمانم به خاطر جمعه*ها است که ما هیچ شازده کوچولو یی در بین خودمان نداریم


    نیکی* فیروزکوهی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  25. 1
  26. #43
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    موهایش را می**بافتم
    انگار رویا
    انگار صد تا خیالِ خوش
    انگار هزار تار خوابیده به هزار آرزو
    موهایش
    سیاه
    سیاه
    واااا ی
    اصلا خوشبختی* همین بود
    خوشبختی* زنی* بود
    که با موهای سیاهِ سیاه ، مثلِ شب
    می* نشست
    اجازه می**داد
    مردی باشم
    که دنیایش
    خیالِ خوش موهای یک زن باشد
    عطرِ خوش زن
    عطرِ خوشِ مویِ زن
    اصلا خوشبختی* همینقدر می**تواند باشد
    اندازه ی بافتنِ مویِ سیاهِ یک زن
    ....

    (تا وقت هست ، موهایش را بباف )


    نیکی* فیروزکوهی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  27. 1
  28. #44
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    دلم سیگار میخواهد

    و پٔکهای عمیق

    یک سینه پر از درد و دودهای غلیظ

    و یک دوربین

    که داد میزند

    برای یک بار هم که شده فقط مرا ببین

    عینکِ آفتابی

    و عکسی که یک روز بگی این بود آخرین

    دو لیتر بنزین

    و یک .... کبریت

    (کسیکه داغِ خودش را تازه میکند،در آغوش هیچ آتشی خطر نمیکند)

    نیکی فیروزکوهی
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  29. 1
  30. #45
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    یک روز صبح بیدار میشوی
    و حس می**کنی*
    چقدر ر ر ر ر ر دوستش داری
    و خدا
    از خیلی* دور تر ها
    دلش برای جای خالی* کسی* که دیگر نیست
    می* گیرد

    نیکی* فیروزکوهی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  31. 1
صفحه 3 از 18 نخست 1234567813 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 266

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •