ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 60
  1. #1
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    Flower 32 32 ♥ دلـنـوشـتـه هـای ِ شــبــنــم آذر ♥

    نــام: شــبــنــم آذر


    مـن :

    چــقــدر مــی تــوانــیــم صــبـور بــاشـیــم ...

    تــا دسـتــی کــه تــنــور ِ جــنــگ را گــرم مــی کـنــد روزی در دهــان ِ صـلــح نــان بــگــذارد ؟!؟


    وبـلـاگ

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  2. 1
  3. #16
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    آنـچـنانی کـه نـه ديگـر بـودنـت را

    بـه انـحـصار ِ خويــش طـلـبم

    که آسمــان به دسـت نمــی آيد

    اگـر بـه پـنجـره ای اکـتـفـا شـود

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  4. #17
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    بـانوی قاصـدک و بـاد . . .

    جـای پـای تـو آهـو . . .

    جـای پـای تـو مه . . .

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  5. #18
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    حالم خوب است . . .

    خوب است حالم . . .

    هنوز زنده ام . . .

    زنده ام هنوز . . .

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  6. #19
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    خـون

    خــون گـرفته خطوط و زوايا را

    از دايــره سکوت می کنی

    با شــرط مرکز تو

    بازی از نو

    خـون

    خون می چکــد از محيط دايره ای

    که تنگ تر

    خـون ميزند بيرون

    از حـروفی کـه خراش شد

    از نقطه نقطه چکيد

    پنهـان می شوی

    چشـم ميگذارم

    در سـياهی

    تـا۱۰-۹

    تا بـه يک برسـم درون دايره نيست شده ای

    مـرکز

    چکه خـونی

    بـازی ار نو

    مشـت هايت

    پشـت انديشـه ات پنهان گره خورده

    اينـبار گل نيست در دسست

    در هـر دو دستت پوچ

    در دهـانم خون

    در دهانـم گس

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  7. #20
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض



    به آه می نشانيم به آتش

    به حرف اول تمام حروف

    که نگفته گفتی

    و نبوده بودی

    به خاک می نشانيم به خس

    به خستگی تلخ خندی که زده نزده

    تمام آينه را غبار زد

    چيزی در امتداد دامنه می رفت

    شايد شعاع نوری بود

    و شايد دو تکه چوب عمود

    که انتظار می کشيد

    در انتهای جاده نبودی

    در انتظار

    سه بار ۳۶۰ را چرخيدم

    تا تو تمام خطوط را بسته کشيدی

    دايره در دايره می نشانيم به حباب

    به شبنمی که بخار شد

    به خونی تازه که چکيد

    خواب قله می بينی

    و پايت در دامنه

    عقاب از آشيانه می پرد

    برفگير تابستان

    در ضلع مشرف صخره

    به تيغ آفتاب زخم شد

    به تيغ می نشانيم به خراش

    که جای ناخن صخره ای ات بر اندامم

    شعاع سرخی شد

    که در مسير آفتاب جاری بود

    عقاب در ابتدای دره نشست

    در راز جاری اعماق

    ايستاد و فرو رفت

    وباد پری از ميان پرهاش را به باد داد













    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #21
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    بـرفگـير تابستـان

    در ضـلع مشـرف صخـره

    بـه تيـغ آفـتاب سـرخ شد

    بـه تيـغ می نـشانـيـم به خـراض

    مهر 83


    دی ۸۳

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  9. #22
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    دستـت درسـت در مسيـرمـارپيـچ بود

    که از اشـتياق کوه عقـابی پريد

    دستت در آسـتين دراز شب

    چيزی به اختـفای غار پناه آورد

    شايد حصـار سيـنه غـوکی بود

    که خـواندن را حسـرت شد

    ماننـد من که

    ش..د...ن را



    مرداد ۸٤

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  10. #23
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    از پشت عيـنک دودی

    شـک نمی کنـد خيابان

    به اين خـواب کابوسـی که ورم می کـند در چشم

    و می هراسـاند مـرا از اين ۳۶۰ عقـربه


    اينـبار ديگر بـرای خـودم

    که دستـم هنوز بـوی باروت می دهـد

    کـه ندارم

    پـس می کشـم به نشـان خانه پدری

    که البـته سـوخـتـه است

    به نـشـان آن شعـری کـه

    {شايد بايد در همـان کـودکی

    خـانه پدری را آتـش می زدم}


    و نگاه مـی کردم که در ميان شعله ها می سـوزد

    شـايد امـروز بايد

    رويـای کودکـی ام را تعبـيـر کنـم

    در طول راه

    سـرخ چشمـک می زنند چراغهای خطر

    هی هشـدار می دهند

    آينه پهلـو اجسام از آنچه کـه می بينيد به شما نزديـکتـرند

    پس

    ديگر خط نمی کشم بی جهت

    در نقطه خودم عمـود مـی مانم


    مرداد ۸٤


    شهریور ۸٤

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  11. #24
    Mahtabi
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    دالــانــ ِ بهشـتـــ
    نوشته ها
    8,271
    13,047
    10,718

    پیش فرض

    رسيده بر شانه های عريانم

    زيتون زيتون چشمانت

    تا از اين همه سرب

    سپيد رود را تا خزر استشمام کنم

    رسيده رسيده می چينند زيتون های رسيده را

    ولع دست قهرمانانی که

    پای پياده تا به پای درخت دويده اند

    و جا گذاشته اند قلب خود را با خنجر به روی آخرين درخت

    خال خال

    درختی

    بر سينه ام

    خالکوبی کرده ام

    در اين شهر که بهای ديوار از درخت بيشتر است


    شهریــور 84
    آســــان تـــر نـگـاهـم کـُن؛

    مـن تـا
    عـشـق بـیـشـتـر نـخـوانـدهـ اَمـ .
  12. #25
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    سيـلی خـيابان

    و اشتهـای مصرف

    استنـشاق می کنم هوای سـيگار شـهر را

    بـاد نه

    باد هيـچ گـاه نمـی وزد

    تا گم نـشوم در خط کـشی ها

    سايه ام را نـگه مـی دارم پشـت سرم

    و هر بار

    خـدا می دانـد روزی هزار بار

    سـلام می دهـم به خودم

    و هر آنکه آينه در دستش



    چراغ نه

    چراغی نمی خواهم



    و اين عبارت کال کور کر

    در خود نشانی از چراغانی شهر دارد

    و بـازی بزرگسـالانی

    که بـی خاطره ی کودکـی مـی چرخند

    و به چـرخ و فلـک های شـهر هيـکل می دهند



    مـادر بـزرگ

    آستيـن شب را بـالا می زد

    و تـا صبح

    حليمـش پر از هـجاهای سـعادت بود

    هـجا هايی که هـاج و واج شـدند از هيـبت حـادثه

    هجـاهايی که هـيچ نماند از آن ها

    جز سه حـرف هيچ

    و پنـج نقطـه

    که مثـل پنـج پرنـده سـعادت

    در خـاک جـان دادند

    پايم نمی کشد به سطر بعـد برسـم

    نمی کشـد کشـاله هـای پايـم

    کشـان کشـان سطـر سطـر ايـن شعـر



    مگـر

    در گوشـه ای از جـهان

    کسـی

    بـه احترام شـعر بايسـتد



    هشتم مهر

    آذر ۸٤

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  13. #26
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    يک شنبه

    رأس ساعتِ هر بار، دو

    دلم به واپسين تو دلواپس بود

    که آخرينش

    کار از کار تمام «کارنامه»ها گذشت


    از کار ما و

    تو که گم شدی از صندلی ات

    از کيفت

    از کُتت

    وقتی که جيب هات

    از شعرهای شهری من پر بود

    از شعرهای شهری من که اسبانِ بی آرزوش

    راهی به دشت های ديزاشکن تو می خواستند

    راهی به آتش چشمت، از لابه لای مِهی که حنجره ات را...

    حنجره ات را برای صدايی دوباره

    هر بار کوک می کردی

    و ما ساعتمان را

    به شعری ديگر

    ديگر دلم تنگ نمی شود برای خيابانی

    که از آهن پاره ها می گذشت تا به تو ختم شود


    ديگر ختم تمام خط خطی هايم را

    پای خاک تو می گيرم

    می گيرم دستم را به بی مرزی خوابی

    که خواستی اش

    خوابی که خواستی

    به تمام زبان های دنيا ببينم


    ۳۰ آبان

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  14. #27
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    من دروغ می گويم

    در هيات يک انسان

    ميان امعا و احشا خودم ايستاده ام

    و سر از کار جهان در نمی آورم

    و از کار خودم

    که روی اين صندلی

    تاوان پس داد ه ام

    پوسيده ام

    نسل به نسل

    در انتظار

    در حالی که ايمانم را

    از گشودن نخستين کتاب

    وا داده بودم



    دی ۸٤

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  15. #28
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    با دهــانی از زخـم

    از دهان تو مـی گذرم

    با گلويـی از تاول

    عبــور از دو دريا و دو نمکزار

    راهی که پــايانش را نمی جويــد

    نام تو زنـدانی من است

    زندانی گلويــی که تو را پژواک می کند

    زنجيـــری سرنوشــت حنجره ای از تاول

    ...

    ...

    کوه از دهــان شانه هــای تو مـی خواند

    درخت از دهــان چــلچله

    ...

    ...

    از صــدای تو حنــجره ای مــی سازم

    از نــام تو جهـانی

    ....

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  16. #29
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,590
    16,523
    24,291

    پیش فرض

    در ايــن طــرف آن حــرف های جهـانی شدن هـنوز

    انجير مــعابد درختــی ست

    که به سبک باسـتانی خود ايســتاده

    ميــان مــردم شـرق

    و مادران شــال هـای کشمـير

    آرزوهــاشان را به آن بنـد می زننــد

    در اين طــرف آن طرف تير و تفــنگ

    بيهـوده نيســت که ريشــه های اسـتوايی اين درخـت

    از ايـن هــزاره ی هزار سالــه ی سـوم بيشتـر عمــر ميکند...

    اردیبهشت 84

    مرداد ۸٤

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  17. #30
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض



    از پشت عينک دودی

    شک نمی کند خيابان

    به اين خواب کابوسی که ورم می کند در چشم

    و می هراساند مرا از اين ۳۶۰ عقربه

    اينبار ديگر برای خودم

    -که دستم هنوز بوی باروت می دهد-

    خط می کشم به نشان خانه ای

    -که ندارم-

    پس می کشم به نشان خانه پدری

    - که البته سوخته است-

    به نشان آن شعری که {شايد بايد در همان کودکی

    خانه پدری را آتش می زدم

    و نگاه می کردم که در ميان شعله ها می سوزد}

    شايد امروز بايد

    رويای کودکی ام را تعبيير کنم

    در طول راه

    سرخ چشمک می زنند چراغهای خطر

    هی هشدار می دهند

    آينه پهلو-اجسام از آنچه که می بينيد به شما نزديکترند-

    پس

    ديگر خط نمی کشم -بی جهت -

    در نقطه خودم عمود می مانم..




    اين شعر ادامه دارد...


    شهریور 84













    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 60

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •