ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 19 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 285
  1. #1
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    Posticon (5) ₪.•:. اشـعاری برای خـدا .:•.₪

    گفتم:خدایاازهمه دلگیرم
    گفت:حتی ازمن؟
    گفتم:خدایادلم راربودند
    گفت:پیش ازمن؟
    گفتم:خدایاچقدردوری؟
    گفت:تویامن؟
    گفتم:خدایاتنهاترینم
    گفت:پس من؟
    گفتم:خدایاکمک خواستم
    گفت:ازغیرمن؟
    گفتم:خدایادوستت دارم
    گفت:پیش ازمن؟
    گفتم:خدایاانقدرنگومن
    گفت:من توام ،تومن!!!
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  2. 2
  3. #2
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    دل کسی داردکه دلدارش تویی
    غم نداردهرکه غمخوارش تویی
    خوش به حال ان که درسودای تو
    مال وجان دادوخریدارش تویی
    مرحبابران که امیدش به توست
    باعث گرمی بازارش تویی
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  4. #3
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    الهی!

    یکتای بی همتایی ، قیوم توانایی ، بر همه چیز بینایی ، در همه حال دانایی ، از عیب مصفایی ، از


    شرک مبرایی ، اصل هر دوایی ، داروی دلهایی ، شاهنشاه فرمانفرمایی ، معزز به تاج کبریایی ،


    به تو رسد ملک خدایی!


    یارب دل پاک و جان آگاهم ده ................ آه شب و گریه سحرگاهم ده


    در راه خود اول زخودم بیخود کن ............... بیخود چو شدم زخود به خود راهم ده!
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  5. #4
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    یاد باد آن صحبت شب ها که با زلف تو ام

    بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود


    سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

    ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
    ویرایش توسط Sonami021 : 2012.08.16 در ساعت 09:37
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  6. #5
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    «من خدایی دارم، که در این نزدیکی است،
    نه در آن بالاها،مهربان، خوب، قشنگ…
    چهره اش نورانیست،
    گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من،
    ساده تر از سخن ساده من
    ،او مرا می فهمد،
    او مرا می خواند،
    او مرا می خواهد،
    او همه درد مرا می داند،
    یاد او ذکر من است،
    در غم و در شادی
    چون به غم می نگرم،
    آن زمان رقص کنان می خندم،

    که خدا یار من است،
    که خدا در همه جا یاد من است
    »
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  7. #6
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,720
    5,978
    4,097

    پیش فرض

    خداوندا نمی دانم

    در این دنیای وانفسا

    کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم



    نمیدانم


    نمی دانم خداوندا


    در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.


    کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم


    نمی دانم خداوندا



    به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم


    دگر سیرم خداوندا.


    دگر گیجم خداوندا


    خداوندا تو راهم ده.



    پناهم ده .

    امیدم ده خداوندا .



    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  8. #7
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    خدایا
    دلم بازامشب گرفته
    بیاتاکمی باتوصحبت کنم
    بیاتادل کوچکم را
    خدایافقط باتوقسمت کنم

    خدایا

    بیاپشت ان پنجره
    که وامی شودروبه سوی دلم
    بیاپرده هاراکناری بزن
    که نورت بتابدبه روی دلم

    خدایا

    کمک کن که من نردبانی بسازم
    وباان بیایم به شهرفرشته
    همان شهردوری که برسردران
    کسی اسم رمزشمارانوشته

    خدایا

    کمک کن
    که پروانه شعرمن جان بگیرد
    کمی هم به فکردلم باش مبادابمیرد

    خدایا


    دلم را
    که هرشب نفس میکشددرهوایت
    اگرچه شکسته
    شبی می فرستم برایت
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  9. #8
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن
    همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

    زمدینه تا به کعبه سرو پا برهنه رفتن

    دولب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

    به مساجدو معابد همه اعتکاف جستن

    ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

    شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

    ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

    به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد

    که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

    «شیخ بهایی
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  10. #9
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,720
    5,978
    4,097

    پیش فرض

    ای بنده تو سخت بی وفایی ،

    از لطف به سوی ما نیایی


    هرگه که ترا دهیم دردی ،

    نالان شوی و به سویم ایی


    هر دم که ترا دهم شفایی ،

    یاغی شوی و دگر نیایی . . .

    ای بنده تو سخت بیوفایی ...

    ویرایش توسط gole_sorkh1017 : 2012.08.16 در ساعت 09:58
    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  11. #10
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

    سفری بی همراه،

    گم شدن تا ته تنهایی محض،

    یار تنهایی من با من گفت:

    هر کجا لرزیدی،

    از سفرترسیدی،

    تو بگو، از ته دل

    من خدا را دارم...
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  12. #11
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    حسین!گوشه ی چشمی٬که حرفها دارم:
    دلم گرفته٬فقط شوق "کربلا" دارم
    تو سر پناه منی٬یک نگاه کن آقا!
    مگر به غیر حسینیه من کجا دارم؟!
    حرم نرفتم و حال دلم وخیم شده
    خدا به خیر کند من هنوز جا دارم
    دلم گرفته٬ولی وقتی کربلا دور است
    دلم خوش است که من "مشهد الرضا" دارم


    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  13. #12
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    یارب غم آنچه غیر تو در دل ماست
    بردار که بی حاصلی از حاصل ماست
    الحمد که چون تو رهنمایی داریم
    کز گمشدگانیم که غم منزل ماست
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  14. #13
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    * الـهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

    * شفا بده که چشم امیدمان به توس الهی الـهی، عاجز و سرگردانم؛ نه آن چه دارم دانم و نه آن چه دانم دارم.
    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  15. #14
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    معشوق من چنان لطیف است،
    که خود را به بودن نیالوده است،
    که اگر جامه وجود بر تن میکرد،
    نه معشوق من بود.

    دکتر شریعتی
    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  16. #15
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    قلب من دوباره تند تند می زند

    مثل اینکه باز هم خدا

    روی قالی دلم، قدم گذاشته

    در میان رشته های نازک دلم

    نقش یک درخت و یک پرنده کاشته

    قلب من چقدر قیمتی است

    چون که قالی ظریف و دست باف اوست

    این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است

    هدهد است

    می پرد به سوی قله های قاف دوست...^
    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

صفحه 1 از 19 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 285

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •