ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 29
  1. #1
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض ₪.•:. وقتِ اذانِ شهرت ، از آن بگو .. اذان بگو.:•.₪





    عاشقان پنجره باز است ،

    اذان می گویند ..


    عاشقان هرچه بخواهید بخواهید ..
    خجالت نکشید ..


    یار ِ ما بنده نواز است ..
    اذان میگویند ..


    وقت ِ اذان ِ شهرت ، از آن بگو ..
    اذان بگو ..



    +

    سـلام دوستان کوچولویی عزیز

    روال تاپیک :

    روال کار این تاپیک به این صورت هست که یک سری زمان های مشخص تو این تاپیک اعلام شده که به عنوان

    " لحظه ی عاشقی " ازشون یاد میکنیم ..

    و کاربرهای عزیز بدونن که این تاپیک زمان فعالیت دارد و پست های بعد از زمان مقدر شده با عرض پوزش

    حذف میگردند !

    لحظـه ی اول :

    یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از
    اذان صــبح

    لحظــه ی دوم :

    یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از
    اذان ظهــر

    لحظــه ی سوم :


    یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از
    اذان مغـرب

    لطفا توجه کنید پست خلاف قوانین کلی سایت و همچنین قوانین تاپیک حذف میگردد

    +


    التماس دعا





    ویرایش توسط samira BanOo : 2016.01.11 در ساعت 20:59 دلیل: تغییرات جزئی :)

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  2. 5
  3. #2
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,645
    15,437
    14,942

    پیش فرض

    تاپیک تایید شد ممنون از ثمین عزیز ..
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  4. 3
  5. #3
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,645
    15,437
    14,942

    پیش فرض

    اوقــات شرعی :

    سه شنبه .. .. ..
    1394/10/22

    05:45:35 .. .. ..
    نماز صبــح

    07:14:18 .. .. ..
    طلــوع آفتــاب

    12:12:30 .. .. ..
    اذان ظهــر

    17:10:43 .. .. ..
    غـروب آفتــاب

    17:30:39 .. .. ..
    اذان مغــرب

    23:28:09 .. .. ..
    نیمــه شــب
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  6. 2
  7. #4
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    از آن می گویند ..
    آن که از من به من نزدیک تر است
    همو که هر روز کوچه ها را پُر می کند از عطر ِ خوش یاس ..
    و حرمتت را نگاه می دارد به حرمت ِ قداست پاکی ِ عشق ؛

    آری اذان می گویند ...
    از فراز ِ گلدسته های سر به فلک کشیده ی عشق ..
    از محفل ِ گرم ِ ایمان ُ دل ِ بی قرار ِ یار !
    از پچ پچ ِ پدر در گوش ِ نوزادی نورسیده در خواب ،
    و نوید ِ ملاقاتی دیگر با تو ..

    و من گوش می دهم ، همچنان که به عاشق ماندن و عظمت ِ بندگی مخلوق فکر می کنم ..
    زمزمه می کنم ..
    فریاد می زنم !
    و آن وقت اشک ، همان هدیه ی آسمانی ، صورتم را آرام نوازش می دهد ،

    انگار وقت ِ نماز است ..
    و لحظه ی دیدار
    گفته بودی قبل از ملاقاتمان طاهر باش !
    و گفتی از غفلت ِ من ، از عشق ِ تو !
    از فراموشی رسم ِ رفاقت
    و گله کردی که چرا رو میزنی به غیر ؟!

    تو راست می گفتی
    و در های توبه را به روی من گشوده بودی !

    ای مهربان ترین مهربانان !
    بر سر ِحوض ِ رزقت وضویی ساختم ، آرام و بی آلایش ،
    خواستم دوباره از تو بگویم ؛
    که یاد ِ رسول پاکت محمد (ص) افتادم ..
    ناگاه صلواتی فرستادم و دوباره این اشک بود که مجالم نداد !

    گفتی بیا !
    بیا که برای بنده های من ، همیشه راه ِ برگشت باز است ، هفتاد هزار فرشته را مامور کردم ..
    تا تو را که اشرف ِ مخلوقات منی ،
    تو که بنده ی بازگشته به درگاهمی را شرابی ناب و گوارا دهند از جام ِ سرخ ِ عشق !

    و من قصد کردم که به نماز بایستم ،
    خواستم که قامت ببندم ،
    در حالی که دستانم را نزدیک صورتم آورده بودم گفتم ..
    پروردگارا ، توبه می کنم از گناه ُ کفر !
    و پناه می برم به تو و نیت می کنم که دیگر با تو بیعت نشکنم ،
    قربتاً الی الله ،
    و با آوردن نام ِ نامیت شروع کردم به عشق بازی با تو ،
    بسم الله الرحمن الرحیم / الحمدلله رب العلمین ،
    الرحمن الرحیم / ملک یوم الدین

    در آن وادی من بودم ُ تو ،
    تو بودی ُ من ِ سبکبال !
    پَر می کشیدم به سوی تو
    به انتهای بودن ..
    و سیر می کردم در آسمان آبی عشقت ،
    و رفتم برای رکوع !
    سبحان ربی العظیم و به حمده ؛
    و از جلوی چشمانم گذشت !
    سجده و قنوت و سلام !

    ناگهان صدایی در فضا پیچید !
    بدان که همه ازآن او هستیم و او نیز ار آن ما !
    از آن که تاخت و تاز بادهایش از سمت ِ شمال در دل ِ کوهها نوید ِ فصل را می دهد ..
    از آن که بخشش را سر لوحه آفرینش قرار داد و عشق را ملات و مصالح ِ آن ..
    از آن که زن و مرد را آفرید ، تا با عشق بازی بنده هایش ، فراموش کند غم ِ تنهایی خویش را ..
    از آن که به تو می گوید : باز آ که در ِ درگه ما باز است هنوز





    + التماسِ دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  8. 2
  9. #5
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    چون كه شد وقت اذان ، وقت مناجات و دعا
    جملگي در يك صف و در يك زمان با يك ندا
    ابتدا من گويم اَللّهم بزرگ و هست اَللّهم بزرگ
    لا اِلهَ اِلّ اَلله ، من شهادت مي دهم نَبوَد الهي جز خدا
    بعد آن بر احمد ختم رسل هم شاهدم
    بعد هم باشد علي ابن ابيطالب وليّ اللّه ما
    بر سر هر معذني گويند حي بر صلاة
    كه بود هر مرد و زن را رستگاري در نماز
    قد به قامت راست داريد آمده وقت نماز
    بار ديگر گو، خدا است اكبر و اللّه اكبر اي خدا
    من شهادت ميدهم ديگر نباشد غير او هيچم خدا
    نيست ما راهم الهي جز همان يكتا خدا
    فارغ از دنيا بگو تكبيرةالاحرام و وارد شو صلاة
    حمد و سوره، پس از آن اندر ركوع كبريا
    چون كه كافي نيست ، رو بر سجده گو سبحا ن خدا
    حال بنشين و تشهد گو سپس هم ده سلام
    حمد لِلّه ،شاهدم من، نيست اِلاَ للّه خدا
    پس از آن هم شاهدم عبد خدا باشد رسول اُللّه ما
    صلّ اَلّه گو به احمد ، صلّ اَلّه هم به آل
    كن سلامي بر جميع انبياء و اوصيا
    ده سلامي بر عباد اَللّه وصالح بندگانِ
    دِه سلام آخر و اين بنده مسكين دعا





  10. 2
  11. #6
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,645
    15,437
    14,942

    پیش فرض

    «هان ای بلال!

    حنجره*ات گرم

    بالاترین بلندی تصمیم

    دستان پرگرفته*ی خود را

    زیر دو پای ما

    - افراشته*ست

    وقت اذان است.

    *

    خون، چشم*های چون شبقت را

    - پر كرده*ست.

    بر خاك مردخیز من ایران

    اكنون تو نیز غبطه*خوران چشم* دوختی

    خاكی به وجدآمده چونان ابر

    هنگام بانگ بارش

    چونان دو گوش منتظرت، آنگاه

    كز گوشه لبان محمد

    فرمان به نام پاك تو و عشق

    - ابلاغ می*شود:

    - «هان ای بلال!

    وقت اذان است» -

    *

    هان ای بلال! یاور سلمان!

    رنگ اذان تو

    رنگ بلور شبنم صبح است

    - صبح ستیزناك -

    رنگ نگاه اسبان

    رنگ چكامه های دلیران

    رنگ دویدن خون

    - بر گونه*های تازه*عروسان

    رنگ خروش متحد مردم.

    وین صخره*ی بلند به* خون آذین

    زیر دو پای مرتعش تو

    با خاك بدر و كوفه

    - چه همرنگ است.



    دیروز، كوچه ی ما

    در شهر خون گرفته ی خرمشهر

    پر بود از بلور و از آیینه

    - آیینه های سرخ -

    دیروز، در كناره ی بهمنشیر

    با هرم آبی دل شط آمیخت

    - خون*های داغ مردم آبادان.

    دزفول، دانیال نبی را هم

    - شاهد گرفته بود

    تا هرچه داشت، هرچه كه دارد

    فرزند، زن، برادر، خواهر

    قربانی خدا – منی – سازد

    والصبح را نخوانده برادرها

    در شهر، حجله حجلهی خون بستند

    اهواز را به خون سحر شستند.

    دیروز، روز هلهلهها

    - فرزند

    چشمان مادرش را

    - آرام و رام كرد

    نارنج را گذاشت

    نارنجكی ز سینی برداشت

    بر تانك های دشمن

    - چون رعد، حمله كرد.



    هان ای بلال هلهله را بشنو.

    بوشهر، خون فشان شده، می كوبد

    بر طبل های وحشی عشق و شور

    و آنجا

    در امتداد دست من و تو خورشید

    بر مناره مسجد ها

    - در قدس -

    با سنج های دمام

    از آب های وحشی دریا

    - خواهم گذشت

    وقت اذان است».


    محمدعلی محمدی (م. ریحان)


    27 مهر 1359 ، 11 ذی*حجه*ی 1400

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  12. 2
  13. #7
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    صدا از بارگاه ِ مسجد ِ دور
    ندا میداد ای مؤمن اذان است ..

    نماز ِ مغرب بر پا وقت ِ رحمت ؛
    نماز ِ مغرب شد ُنورش نهان است ..

    برو دست ِ وضو گیر ای مسلمان !
    که وقت ِ گفتگو با میزبان است ..

    وقت ِ اذان ِ شهرت ، از آن بگو ..
    اذان بگو ..


    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  14. 1
  15. #8
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    از عمق ِ سـکوت تا خــدا خواهم رفت ..
    تا دورتریـن افـق رهـــا خواهم رفت ..
    امــروز در اندیشـه ی زرین ِ نمــاز !
    از قوس ِ ســجود تا خدا خواهم رفت ..



    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  16. 1
  17. #9
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    عاشقان پنجره باز است اذان مي گويند
    قبله هم سمت نماز است اذان مي گويند
    عاشقان هرچه بخواهيد بخواهيد خجالت نکشيد
    يارما بنده نوازاست اذان مي گويند
    عاشقان وقت وضو شد ميل دريا مي کنيم
    اسمان را در کف سجاده پيدا مي کنيم
    امت عشقيم و در محراب مولامان علي است
    سمت ساقي مجلسي مستانه بر پا مي کنيم
    ما همه تکبير گويان ما همه گل دسته ايم
    ما سراسيمه به عشاق دگر پيوسته ايم
    تا اذاني مي وزد از سينه گل دسته اي
    ما همه در مسجد چشم تو قامت بسته ايم
    عاشقان پنجره باز است اذان مي گويند
    قبله هم سمت نماز است اذان مي گويند



    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  18. #10
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    هنگام نماز است بپا خيز دوباره
    فرياد بزن بانگ دلاويز دوباره
    خاموش نما آتش عصيان به وضويي
    از هر چه به جز دوست بپرهيز دوباره
    روي آر به درگاه فروزنده*ي دل*ها
    از ديده نمي اشك فرو ريز دوباره
    « مخلص » به تضرع سر تسليم فرود آر
    بر رحمت او دست بياويز دوباره
    اذان مي گويند



    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  19. #11
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    ای مهربان ترین مهربانان !
    بر سر ِحوض ِ رزقت وضویی ساختم ، آرام و بی آلایش ،
    خواستم دوباره از تو بگویم ؛
    که یاد ِ رسول پاکت محمد (ص) افتادم ..
    ناگاه صلواتی فرستادم و دوباره این اشک بود که مجالم نداد !


    اذان ميگويند ...



    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  20. #12
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    عاشقان وقت ِ وضو شد ، میل دریا می کنیم ..
    آسمان را در کف ِ سجاده پیدا می کنیم ؛


    + اذان می گویند ..



    التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  21. #13
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    موقع دلبری و پچ پچ و ناز است اذان می گویند

    عاشقان پنجره باز است اذان می گویند
    قبله هم سمت نماز است اذان می گویند

    عاشقان هر چه بخواهید بخواهید خجالت نکشید
    یار ما بنده نواز است اذان می گویند

    عاشقان وقت وضو شد میل دریا می کنیم
    آسمان را در کف سجاده پیدا می کنیم





    التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  22. #14
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض

    + اذان می گویند ..



    التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



  23. #15
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,168
    11,003
    19,387

    پیش فرض


    اذان بگو اذان بگو

    موذنا اذان بگو

    حكایت از خدای مهربان بگو

    تو ای ترانه خوان بارگاه سرمدی

    تو ای منادی مقدس محمدی

    اذان بگو اذان بگو



    + التماس دعا

    تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
    نظر کدام سروی؟
    نفس کدام بادی؟



صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 29

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •