ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 5 12345 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 70
  1. #1
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض ادیان مسیح و یهود و زرتشت

    در اين بخش سعي بر اين است كه مخاطبان گرامي را با ديگر اديان الهي آشنا سازيم.
    براي مثال شريعت مسيح و بيان آزادي و مسئوليت هاي اين دين در مقايسه با اديان ديگر
    و نيز بيان موضوعات ديگر در ارتباط با ديگر اديان مقدس از قبيل شريعت موسي و يا زرتشت...

    تذكر مهم در تاپيك رعايت احترام به اديان الهي و جلوگيري از هرگونه بي احترامي به شريعت هاي مختلف است.
    k.22.gh.sahel.z.g
  2. #2
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    1)مسيح
    آزادی و مسئولیت مسیحی
    مقدمه
    پولس رسول در غلاطیان ۵:‏۱ می*گوید:+مسیح ما را آزاد کرد تا آزاد باشیم. پس استوار بایستید و بار دیگر خود را گرفتار یوغ بندگی مسازید.; معنی این آزادی چیست و حدود آن برای یک مسیحی کجاست؟ مقصود پولس از آزادی در اینجا آزادی از شریعت است. ولی موضوع آزادی از شریعت کج*فهمی*های زیادی را سبب گردیده و برداشتهای اشتباه بسیار در این خصوص وجود دارد.
    برخی آزادی از شریعت را آزادی از هر قانون اخلاقی می*دانند. به گمان اینان اخلاق مسیحی اخلاقی است خودجوش که نتیجه عمل مستقیم و لحظه به لحظه روح خدا در درون شخص است. و از این نتیجه می*گیرند که فرد مسیحی دیگر تابع هیچگونه قانون اخلاقی خارجی و مشخص که بتوان آن را کمابیش تعریف کرد، نیست. تنها وظیفه او توجه کامل به صدای درونی روح و تسلیم و اطاعت در برابر آن است. رجوع به هر گونه قانون یا مجموعه*ای از قوانین و اصول اخلاقی به منزله اسارتی دوباره در قید شریعتی تازه است.
    آنچه به این طرز فکر دامن می*زند این باور است که مسیحیت نه دین شریعت، بلکه دین فیض است. مسیحی دیگر نه با اجرای شریعت، بلکه با قبول فیض خدا در مسیح است که نجات پیدا می*کند. و از این برداشتِ نه چندان دقیق، این نتیجه اخذ می*شود که مسیحی دیگر از قید هر شریعت یا قانون اخلاقی آزاد است. این کج*فهمی خصوصاً در میان کسانی که از مذاهب شریعتی به مسیحیت می*گروند رواج بسیار دارد، به گونه*ای که به محض فراخواندن ایشان به اتخاذ شیوه معینی از رفتار و یا نهی ایشان از انجام برخی کارها، فریاد اعتراض سر می*دهند که ما از شریعت آزاد شده*ایم و شما می*خواهید بار دیگر ما را در قید آن بگذارید.
    برخی دیگر آزادی از شریعت را به معنی آزادی از هر گونه مقررات کلیسایی می*دانند و از این رو نسبت به هرگونه نظام اداری و آئین کلیسایی بدبین هستند. برخی دیگر از این هم فراتر می*روند و به نام آزادی از شریعت با هر گونه رفتار برنامه*ریزی شده دینی _ کلیسایی (تشکیلات) و یا با هرگونه سنت و رفتار منظم گروهی (تشریفات) مخالفت می*ورزند. برای رفع این کج*فهمی*ها باید کلام خدا را به دقت بررسی کرد تا دریافت که آزادی از شریعت چه هست و چه نیست.
    k.22.gh.sahel.z.g
  3. #3
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    لزوم آزادی از شریعت موسی
    کلام خدا به مومنان به مسیح اعلام می*دارد که آنها دیگر زیر شریعت نیستند، بلکه از آن آزاد شده*اند. چرا این لازم بود و به چه معنا؟
    ۱- شریعت به عنوان سند قانونی و شرعی عهد خدا با قومش دیگر اعتبار ندارد. چرا که آن عهد قدیم شکسته شد و حال عهد تازه*ای که با خون مسیح منعقد شده است تعیین*کننده رابطه بین مومنان و خداست.
    ۲- شریعت و عهد قدیم به این دلیل برداشته نشد که موفق به انجام هدفی که خدا در نظر داشت نشده بود، بلکه برعکس، به این دلیل برداشته شد که به هدف خود رسیده بود و زمان آن بود که جای خود را به عهد تازه خدا بدهد! برنامه خدا با شکست روبرو نشده بود، بلکه کاملاّ هم موفق بود. به یک معنا درست است که شریعت نتوانسته بود حافظ رابطه خدا با قومش باشد، ولی این ناتوانی در حقیقت، ناتوانی انسان بود نه شریعت. به عبارت عامیانه، شکسته شدن عهد قدیم تقصیر شریعت نبود بلکه تقصیر انسان بود.
    ۳- شریعت بدین سبب برداشته نشد که هیچکس نمی*توانست ۱۰۰٪ آن را انجام دهد. این هم کج*فهمی بزرگ دیگری است که درباره شریعت وجود دارد. برخی بر این گمانند که خدا از قومش انتظار داشت که در انجام شریعت نمره ۱۰۰ از ۱۰۰ بگیرند و شکسته شدن حتی یک حکم به محکومیت منجر می*شد. واقعیت این است که در خود شریعت، شکسته شدن آن پیش*بینی شده و برای حل مشکل تدارک دیده شده است. اگر خدا انتظار نداشت که قوم کوچکترین حکم شریعت را بشکنند، چرا دیگر قربانیها را تعیین کرده بود!
    خدای کتاب*مقدس سادیسم ندارد که شریعتی به قوم خود بدهد که از پیش می*داند نمی*توانند آن را نگاه دارند و تازه از آنها انتظار داشته باشد که در انجام آن ۱۰۰٪ موفق باشند. محکومیت اسرائیل از این سبب نبود که نمره ۱۰۰ نگرفتند بلکه از این سبب که از حد نصاب قبولی، مثلاً ۴۰ هم خیلی پاینتر بودند!
    ۴- نظام شریعت موسی برداشته شد چون فاقد قدرت اجرائی بود. شریعت به علت طبیعت گناه*آلود انسان قادر به حفظ رابطه او با خدا نبود (روم ۳:‏۸). در واقع، انسان بود که به سبب طبیعتِ ضعیف و گناهکارش قادر به اجرای شریعت نیکوی خدا نبود. راه*چاره، عهدی تازه بود و شریعتی از نوع دیگر که نه بر الواح سنگی بلکه بر لوح گوشتین دل انسان حک شود تا او بتواند آن را اجرا کند. و این البته کار روح*القدس بود که در عهد قدیم هنوز به همه افراد قوم عطا نشده بود.
    ۵- شریعت باید برداشته می*شد چون بیانگر ایده*آل کامل خدا برای قومش نبود، بلکه به سبب سختدلی انسان، در بسیاری موارد صرفاً پله*های میانی برای رسیدن به کمال بود (قانون طلاق، قانون مقابله به مثل و غیره؛ رجوع کنید به متی ۵:‏۳۱-‏۳۲؛ ۳۸:‏۴۱).
    ۶- شریعت برداشته شد زیرا برای موقعیت تاریخی خاصی از زندگی قوم خدا، که در آن زمان محدود به قوم یهود بود، طراحی شده بود. یکی از هدفهای مهم شریعت جدا کردن قوم اسرائیل از اقوام دیگر بود. حال چون عهد جدید خدا همه اقوام را شامل می*شود، بسیاری از قسمتهای شریعت دیگر ضرورتی ندارد.
    k.22.gh.sahel.z.g
  4. #4
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    معنی آزادی از شریعت
    اما برداشته شدن شریعت به این معنا نیست که دیگر از آنچه در شریعت موسی آمده یا در عهدعتیق بیان شده، هیچ چیز برای ما لازم*الاجرا نیست. اینجاست که بسیاری به راه خطا می*روند و از این هم فراتر رفته، اساساً منکر هر نوع شریعت و قانون و مقررات می*شوند. برای درک بر خطا بودن این طرز تلقی باید به ماهیت عهدجدید توجه کرد:
    اول اینکه بررسی ارمیا ۳۱ و حزقیال ۳۶ که عهدجدید خدا را پیشگویی می*کنند نشان می*دهد که این عهد تازه به معنی نفی شریعت و از میان برداشته شدن آن نبود، بلکه به معنی حک شدن آن در قلوب انسانها به وسیله روح*القدس.
    دوم اینکه باید همواره به یاد داشت که تمام قسمتهایی از رسالات پولس که درباره آزادی از شریعت است فقط به شریعت موسی نظر دارد و نمی*توان از آن نتایجی در مورد هر قانون و مقررات و شریعت دیگری گرفت.
    سوم اینکه خود عهدجدید بسیاری از محتویات شریعت موسی را ابقا و تأیید می*کند و نشان می*دهد که ما از انجام تمام شریعت موسی و قوانین اخلاقی و اجتماعی آن معاف نیستیم. عیسی به صراحت اعلام داشت که نیامده تا شریعت را لغو کند بلکه تا آن را به کمال تحقق بخشد (متی ۵:‏۱۷-۲۰) او در تعالیم خود، بسیاری از محتویات شریعت موسی را حتی سخت*تر کرد. رسالات پولس پر است از رهنمودها و اصولی برای رفتار مسیحی که با شریعت موسی کاملاً انطباق دارد.
    پس وجه تمایز اخلاق مسیحی در مقایسه با اخلاقیات عهدعتیق چیست؟ این وجه تمایز را می توان در دو امر خلاصه کرد:
    ۱- سکونت و عمل روح*ا*لقدس
    ۲- شریعت مسیح.
    k.22.gh.sahel.z.g
  5. #5
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    شریعت مسیح
    ولی این بدان معنی نیست که عمل روح*القدس منفک از هرگونه شریعت یا اصول اخلاقی عینی و قابل تعریف است. به عبارت دیگر رفتار کردن به روح در پیروی از الهامات و انگیزشهای درونی خلاصه نمی*شود بلکه تشخیص درست ندای درونی روح نیازمند رجوع به معیار و اصول عینی و مشخص اخلاقی است. پولس رسول این معیار اخلاقی زندگی مسیحی را در یک عبارت، "شریعت مسیح" می*خواند (غلاطیان ۶:‏۲؛ دوم قرنتیان ۹:‏۲۱). شریعت مسیح به طور خلاصه، الگوی اخلاقی متبلور در شخصیت و تعالیم مسیح و تفسیر رسولان از آن است.
    حال، شریعت مسیح دربردارنده بسیاری از اصول مندرج در شریعت موسی است. به دیگر سخن، اینکه مسیحی از شریعت موسی به عنوان یک نظام شرعی تام و تمام آزاد شده است، بدان معنی نیست که هیچ یک از اجزا نظام فوق نیز برای او لازم*الاجرا نیست. بلکه مسیحی از چشم*انداز شریعت مسیح به احکام و اصول اخلاقی عهدعتیق می*نگرد و به شکل تبدیل یافته و به کمال رسیده آن پس از عبور از صافی شریعت مسیح پایبند است. البته این به رغم آنچه برخی گمان کرده*اند، بدان معنی نیست که هر آنچه از اصول و احکام عهدعتیق که در عهدجدید تکرار نشده باشد، دیگر برای مسیحیان ارزش اخلاقی ندارد. نگرش مسیحی به عهدعتیق پیچیده*تر از این است.
    اصلی که در این مورد باید به کار بست این نیست که اخلاقیات عهدعتیق دیگر معتبر نیست مگر اینکه در عهدجدید تأیید شده باشد. بلکه اینکه اصول عهدعتیق همچنان معتبر است مگر اینکه در عهدجدید نفی شده یا تغییر شکل یافته باشد.
    k.22.gh.sahel.z.g
  6. #6
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    ماهیت رفتار به روح
    در مورد کار روح*القدس و معنی رفتار کردن به روح باید از چند کج*فهمی دیگر نیز برحذر بود. این کج*فهمی*ها سبب شده که چنانکه در آغاز مقاله گفتیم، برخی نسبت به هرگونه مقررات، تشکیلات و تشریفات دینی و کلیسایی بدبین باشند.
    رفتار کردن به روح نه حالتی انفعالی بلکه حالتی فعال است. به دیگر سخن، رفتار به روح به معنی دست کشیدن از هرگونه تلاش برای انجام اراده خدا و صرفاّ تسلیم انفعالی به قدرت روح نیست، بلکه نوعی همکاری با روح خدا و اطاعت از انگیزشهای درونی روح و احکام موجود در کلام خداست .
    رفتار به روح لزوماّ رفتاری ناخودآگاه نیست، بلکه مومن با آگاهی به آنچه کلام خدا از او انتظار دارد و توجه و تمرکز کامل بر آنها، تحت هدایت و تقویت روح عمل می*کند.
    رفتار به روح لزوماّ رفتاری آنی و برنامه*ریزی*نشده نیست. روح*القدس همانقدر می*تواند در تهیه برنامه و طرح و نظام کاری، شخص را هدایت کند که در حرکت*های آنی و پیش*بینی نشده.
    رفتار به روح صرفاّ حالتی احساسی نیست بلکه تمامیت فکر، اراده و احساسات درگیر آن است.
    کار روح صرفاً کاری فردی نیست بلکه روح خدا در نظم و هماهنگی گروهی همانقدر می*تواند عمل کند که در هدایت فردی.
    k.22.gh.sahel.z.g
  7. #7
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    نتیجه*گیری
    ما از شریعت موسی آزاد شده*ایم و دیگر مکلف به انجام همه قوانین آن نیستیم.
    خدا عهد تازه*ای با ما بسته است که طی آن روح خود را در ما گذاشته تا به ما در انجام اراده خدا کمک کند.
    ما زیر شریعت مسیح هستیم و همه ارزشهای اخلاقی را که در شخصیت او متبلور بوده و در تعالیم او و رسولانش در اختیار ما گذاشته است انجام می*دهیم. این خود خیلی از تعالیم عهدعتیق را شامل می*شود. به علاوه قسمتهایی از عهدعتیق نیز که در عهدجدید نفی نشده و یا تغییر شکل نیافته است، کماکان به قوت خود باقی است.
    k.22.gh.sahel.z.g
  8. #8
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    بسيار عالي زهرا جان :wink:

    مسلمانها هم ميتوانند بنويسند ها :wink:
    ولي همگي نكته اول را (رعايت احترام) را رعايت كنيد
  9. #9
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    معلومه كه مسلمانها هم مي تونند بنويسند :) اينجا براي همه است
    خوب حالا 1آشنايي اوليه با شريعت زرتشتيان

    زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین*رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستاره*شناس دانسته شده*است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده*است ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاه*های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانسته*اند که احتمال این که از شمالغرب ایران يعني آذربايجان بوده باشد بیشتر است . پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب*شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.
    k.22.gh.sahel.z.g
  10. #10
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    معنی اسم زرتشت
    بیشتر از ده شکل برای اسم زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره*دست و زره*هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می*نامد و گاه نیز اسم خانوادگی را که «سپیتمه» باشد افزوده می*شود و به صورت «زرتشتر سپیتمه» ذکر می*شود.البته این اسم خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می*گویند. ظاهراً معنی آن از نژاد سفید و یا از خاندان سفید است.

    از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز هرکس به خیال خود معنی از برای کلمه زرتشت تصور کرده*است. دینون یونانی آنرا به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده*است.آنچه که مشخص است این است که این اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.البته اکثر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده*است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده*است.شاید هیچکدام درست نباشد زیرا کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده*است ولی اینکه چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده*است.پهلوی شناس نامور ژاپنی وآیین زرتشت استاد گیکیواتیو.

    در جزء دوم این اسم اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر مانند بسیاری از اسامی قدیم ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می*دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می*باشد.مثل فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می*دهد.[1]

    پیام*های او به وسیلهٔ سروده*هایش که گات یا گاهان نامیده می*شوند به مارسیده*است منابع:تاریخ جامع ادیان
    k.22.gh.sahel.z.g
  11. #11
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    تبار و خانواده زرتشت
    جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری*هیم*رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت*واسْتَرَه، اورْوْتَتْ*نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد.

    هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم رئیس طبقه ی برزیگران بوده*است.

    لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده*است صفت یا عنوان پیغمبر می*باشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از ان نیست که مخلوقی از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مه*آبادیان نامیده*اند
    k.22.gh.sahel.z.g
  12. #12
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    خاستگاه زرتشت
    از این پیامبر ایرانی* در یشت*های* کهن* سخن* میآید که* در (اَریّانَ و یَوچَه*) در ساحل* رود (دائیتی) در سرزمین* قبایل* ایرانی* متولد گردید در (زامیادیشت*) زیستگاه* زرتشت* را در ناحیه* ئی* میداند که* در آن* دریاچه* (کوسَویّ) است* که* مطابقتی* با دریاچه* هامون* دارد. بهر تقدیر ناحیه* (اَریانَّ و یوچَه*) گاه* خوارزم* پنداشته* می*شود و گاه* آن را آذربایجان* و بعضاً بدلیل* مراسمی* مذهبی* که* در ستایش* (اَرُدویسورااناهیتا) می*شود آن را در سیستان* ذکر کرده*اند. تاریخ* موجودیت* زرتشت* را نمی*توان* بطور قطع* مشخص* نمود که* احتمالاً قدمت* آنرا از ۹۰۰ سال* تا ۶۰۰ سال* پیش از میلاد می*دانند. زرتشت* از سرزمینی* کهنی* برخاست* که* مردمانش* آریایی* بودند.
    k.22.gh.sahel.z.g
  13. #13
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    اندیشه زرتشت
    زرتشت* آزادی* و اختیار را گزینشی* برای* مردم* میداند. بهره* کار هر کس* همانست* که* انجام* می*دهد جبری* برای* اشخاص* نیست* نیکی* اشخاص* جز بهره*ئی* از نیکوئی* و شر اشخاص* جز شری* برای* وی* نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد در این آیین خدا هست و اهریمن هم دیو است. زردشتيان در يزد از روزگاران قديم زردشتيان در يزد زندگي ميكنند البته در يزد به آنها گور ميگويند گ ضمه دار و و ر ساكن
    k.22.gh.sahel.z.g
  14. #14
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    متن هاي بالا تطبيق دين اسلام و زرتشت بود
    k.22.gh.sahel.z.g
  15. #15
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,561

    پیش فرض

    ممنون از كار خوبتون
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

صفحه 1 از 5 12345 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 70

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •