ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 9 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 128
  1. #1
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض ₪.•:. بیـاید 14 معصـوم را بیشتـر بشنـاسیم .:•.₪

    خودتون بخونيد اسم تاپيك را
  2. 1
  3. #31
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    رفیق فابریک خدا !




    همه ما خدا را دوست داریم و او را محبوب خود می دانیم. اما چه می دانیم که او چقدر ما را دوست دارد و ما را در کدام یک از حلقه های دوستدارانش قرار داده است؟ در میان این همه عاشق و علاقمند به او معلوم نیست که جای ما کجا است و فاصله ما با او چقدر است؟


    با این وجود می دانیم که کسانی هستند که در حلقه اول رفاقت با خدا قرار دارند و رفیق درجه اول اویند. بی شک اگر بفهمیم که اینان چه کرده اند که به چنین مقامی دست یافته اند، خواهیم توانست رمز نزدیک شدن به محبوب را بیابیم و فاصله خود را نسبت به او کمتر و کمتر کنیم.

    اگر رمز و راز پیشرفت رفقای درجه اول خدا را بفهمیم و آن رموز را در روان و عمل خود پیاده سازیم، حلقه های رفاقت با خدا را یکی پس از دیگری در خواهیم نوردید و محبوبتر از گذشته خواهیم شد. هر حلقه ای دری دارد و هر دری کلیدی را می طلبد. درهای بسته ای که میان ما و محبوبمان را فاصله انداخته با کلیدهایی گشوده می شود که در دست عاشقان حقیقی خدا است. آنان که این درهای بسته را یکی پس از دیگری گشوده اند و خود را در حلقه اول رفاقت با خدا یافته اند بهتر می دانند که این درها با چه کلیدی گشوده می شود و با چه ابزاری فتح می گردد. بنابراین اگر به دنبال نزدیک شدن به محبوبترین محبوب عالمیم باید به جستجوی این کلیدها باشیم و نمونه ای از آن را برای خود بسازیم.

    اما رفقای درجه اول خدا یعنی آنان که در حلقه اول عشق به خدا قرار گرفته اند، چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟

    باید گفت که در میان رفقای حلقه اول خدا، یکی هست که خود حضرت پروردگار او را رفیق و خلیل خود نامیده است. پس بیایید به زندگی او سری بزنیم و رمز و راز موفقیتش را بیابیم.



    پیامبری که «نشان رفاقت» گرفت

    پیامبران خدا نزدیک ترین انسان ها به حضرت پروردگارند و رابطه ای پرمحبت با او دارند. اما در میان همه پیامبران خدا تنها یکی از آنها «نشان ویژه رفاقت» را از آن خود کرده است و «مدال خلیل اللهی» را به گردن آویخته است. در آیه 125 سوره مبارکه نساء می خوانیم:

    « ... وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً»؛ و خداوند، ابراهیم را به دوستى (ویژه) خود برگزید.

    امام صادق علیه السّلام می فرماید: زمانى كه حضرت ابراهیم علیه السّلام را در آتش انداختند، جبرئیل او را در فضا در حالى كه به زمین مى آمد ملاقات كرد و به او گفت: اى ابراهیم، آیا حاجتى دارى؟ حضرت پاسخ داد: از تو، (هیچگاه) حاجتى نخواهم خواست

    همه می دانند که هیچ کس در دستگاه عدل الهی بی دلیل به مقامی نایل نمی شود و نمی تواند بدون حساب و کتاب به جایگاهی ویژه دست یابد. مسلما خداوند بر اساس لیاقت ها و امتیازات هر کس، مقامی متناسب به او عنایت می کند و هیچ کس را افزون بر آنچه که هست، برنمی شمرد. چرا که او نه عاشق چشم و ابروی کسی است و نه سایه کسی را با تیر می زند. آری، خشم و محبت او با ملاک های حقیقی است و مقام های عنایت شده از سوی او نیز بر اساس لیاقت ها و امتیازات واقعی است.

    حضرت ابراهیم علیه السلام نیز که به مقام خلیل اللهی خداوند رسیده، مسلما دارای امتیازاتی ویژه بوده است. این «امتیازات ویژه» همان «رموز موفقیت» او در دستیابی به این مقام والا است که می تواند کلیدهای عشق ورزی به خداوند را در اختیار ما قرار دهد و فاصله ما تا به محبوب را کوتاه نماید و حرکت ما را به سوی او شتابی فزاینده بخشد.

    اما امتیازات حضرت ابراهیم علیه السلام چه بوده که او را به این مقام پرارزش رسانده است؟

    چرا ابراهیم علیه السلام، «خلیل خدا» شد؟

    قرآن، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم امتیازات فراوانی را برای حضرت ابراهیم مطرح کرده است. ارزشمندی شخصیت این پیامبر بزرگ خدا تا بدانجا است که خداوند او را الگو و اسوه ای شایسته برای همگان برمی شمرد. (سوره ممتحنه، آیه 4)

    اما از روایات اهل بیت علیهم السلام برمی آید که در میان همه این امتیازات، تنها برخی از آنها علت دستیابی او به مقام خلیل اللهی است که به امید خدا پس از اشاره اجمالی به این امتیازات در موقعیتی دیگر به تفصیل در مورد هر یک سخن خواهیم گفت.

    از روایات اهل بیت علیهم السلام برمی آید که دلیل دستیابی حضرت ابراهیم علیه السلام به مقام رفاقت و دوستی با خدا این بود که او:


    1ـ بسیار مهمان نواز بود

    جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: خداوند، ابراهیم را به دوستی (خود) برنگزید مگر براى آنكه (دیگران را) اطعام مى كرد و شب هنگام كه مردم خواب بودند، نماز مى گزارد. (علل الشرائع، ج 1، ص 35)



    2ـ دست رد به سینه کسی نمی زد


    امام باقر علیه السلام می فرماید: خداوند، ابراهیم علیه السلام را خلیل (خود) قرار داد، چون دست رد به سینه هیچ درخواست کننده ای نمی زد. (علل الشرائع، ج 1، ص 34)



    3ـ جز خدا از کسی چیزی نمی خواست


    امام صادق علیه السّلام می فرماید: زمانى كه حضرت ابراهیم علیه السّلام را در آتش انداختند، جبرئیل او را در فضا در حالى كه به زمین مى آمد ملاقات كرد و به او گفت: اى ابراهیم، آیا حاجتى دارى؟ حضرت پاسخ داد: از تو، (هیچگاه) حاجتى نخواهم خواست. (علل الشرائع، ج 1، ص 36)

    امام باقر علیه السلام می فرماید: خداوند، ابراهیم علیه السلام را خلیل (خود) قرار داد، چون از هیچ كس جز خداوند چیزى نمی خواست. (علل الشرائع، ج 1، ص 34)



    4ـ اهل نماز شب و شب زنده داری بود


    جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: خداوند، ابراهیم را به دوستی (خود) برنگزید مگر براى آنكه (دیگران را) اطعام مى كرد و شب هنگام كه مردم خواب بودند، نماز مى گزارد. (علل الشرائع، ج 1، ص 35)



    5ـ بسیار سجده می کرد


    یکی از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان پرسید: چرا خداوند، حضرت ابراهیم علیه السّلام را خلیل و دوست خود برگزید؟ حضرت فرمودند: زیرا وى بسیار سجده مى‏كرد. (علل الشرائع، ج 1، ص 34)



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #32
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    مهمان نوازی به سبک امیرالمومنین




    میهمان نوازی یکی از صفات شایسته انسانی است که در اکثر فرهنگها و تمدنها امری پسندیده به حساب می آید. افتخار بسیاری از ملل گذشته یا کنونی عالم بر این است که مردم ما مهمان نواز اند و به این ویژگی خود می بالند. بنابراین می توان گفت که طبع بشری, این خلق پسندیده را خوش می دارد.
    اولین مهمان نواز عالم را می توان حضرت پروردگار معرفی کرد. حضرت نوح علیه*السلام هنگامی که سوار بر کشتی شد با خدا چنین سخن گفت:
    رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبَارَكا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ. (سوره مومنون, آیه 29)
    پروردگارا، مرا در جایى پربركت فرود آور (كه)] تو نیكترین مهمان نوازانى.
    قرآن در معرفی برخی از پیامبران خدا, ویژگی مهم آنان را مهمان نوازی دانسته است. هنگامی که فرشتگان بر ابراهیم علیه*السلام وارد شدند, به او سلام گفتند. او هم پاسخ داد: سلام بر شما كه جمعیّتى ناشناخته‏اید! (سوره ذاریات, آیه 24 و 25) او با آنکه آنان را نمی شناخت و نمی دانست که فرشتگانی از سوی پروردگارند, اما مهمان نوازی را بر آنان تمام کرد. قرآن می گوید:
    فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِین‏
    سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بریان شده‏اى را براى آنها) آورد.
    حضرت یوسف علیه*السلام هم در سالهای سخت قحطی چنان عمل می کرد که دیگران او را به عنوان مهمان نواز می شناختند. قرآن در این باره می گوید:
    وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونی‏ بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبیكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَ أَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلینَ. (سوره یوسف, آیه 59) و هنگامى كه (یوسف) بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادرى را كه از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمى‏بینید من حق پیمانه را ادا مى‏كنم و من بهترین میزبانان هستم؟!
    بزرگداشت و حرمت نگاه داشتن مهمان به قدری برای انبیای الهی پر اهمیت بوده است که قرآن یکی از نگرانی های حضرت لوط را بی حرمتی به مهمانانش معرفی می کند. هنگامی که فرشتگان الهی برای عذاب قوم لوط به خانه او وارد شدند, مردم فاسد شهر, به در خانه او آمدند و تقاضای زشت خود را مطرح کردند. حضرت لوط به آنان پاسخ داد:
    إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفی‏ فَلا تَفْضَحُون. (سوره حجر, آیه 68)
    امام عسكرى علیه السلام می فرماید:
    كسى كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشترى كند، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر كه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین على بن ابى طالب.


    اینان مهمانان منند، مرا رسوا مكنید و آبرویم را نریزید. پیشوایان دینی ما هم از این قاعده مستثنی نبوده اند و ارزش و احترام فراوانی را برای میهمان خود قایل می شدند. جریانی که امام حسن عسکری علیه*السلام از مهمان نوازی امیر مومنان علیه*السلام برای ما به یادگار گذاشته است, ما را شگفت زده می کند.

    خلیفه مسلمانها در اوج قدرت و جایگاه اجتماعی خود با مهمانان خود چنان برخورد می کند تا درسی باشد برای همیشه تاریخ. او چنین می کند تا همگان بیاموزند که هیچ کدام از قدرت, شخصیت, ثروت و یا سن و سال و جایگاه اجتماعی نمی تواند بهانه ای برای کم کاری در احترام به مهمان باشد. امام عسكرى علیه السلام می فرماید:
    كسى كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشترى كند، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر كه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین على بن ابى طالب.
    سپس امام عسکری جریان مهمان نوازی امام علی علیه*السلام را چنین نقل می کند:
    پدر و پسرى از برادرانِ ایمانى امیرالمؤمنین علیه السلام خدمت ایشان رسیدند. حضرت برایشان بلند شد و با احترام آن دو را در بالاى مجلس نشاند و خود مقابل آنها نشست.
    سپس دستور داد غذایى آوردند و آن دو غذا خوردند. پس از غذا قنبر، آفتابه و لگنى چوبى و حوله اى براى خشک كردن دست هایشان آورد و جلو آمد كه روى دست مرد آب بریزد.
    امیر المؤمنین علیه السلام از جا جَست و آفتابه را گرفت تا به دست مرد آب بریزد. اما مرد خودش را به خاک افكند و عرض كرد: یا امیر المؤمنین! خدا مرا در حالى ببیند كه شما روى دست من آب مى ریزید؟!
    حضرت فرمود: بنشین و بشوى؛ زیرا خداوند عزّ و جلّ تو را مى بیند كه برادرت كه بر تو امتیاز و فضیلتى ندارد خدمتت مى كند و قصدش از این خدمت آن است كه خداوند در بهشت ده برابر جمعیّت دنیا عطایش فرماید.
    مرد نشست و على علیه السلام به او فرمود: تو را به بزرگى حقّ من كه تو آن را شناختى و حرمتش را به جا آوردى و براى خدا فروتنى كردى ـ تا جایى كه خداوند در قبال آن، این پاداش را به تو داد كه مرا مأمور خدمت به تو كرد و این افتخار را نصیب تو نمود ـ سوگند مى دهم كه وقتى دستانت را مى شویم كاملاً آسوده باشى، همان گونه كه اگر قنبر به دستت آب مى ریخت.
    مرد اطاعت كرد. وقتى حضرت دست او را شست، آفتابه را به محمّد بن حنفیّه داد و فرمود: فرزندم! اگر این پسر بدون پدرش بر من وارد مى شد، خودم دستش را مى شستم. اما خداوند عزّ و جلّ خوش ندارد كه وقتى پدر و پسرى در یک جا جمع باشند, میان آنها برابرى نهد. بلكه پدر روى دست پدر آب مى ریزد و باید پسر روى دست پسر آب بریزد. محمّد بن حنفیّه هم بر دست پسر آن مرد آب ریخت.
    امام حسن عسكرى علیه السلام پس از نقل این داستان فرمود:
    كسى كه در این زمینه از على علیه السلام پیروى كند، شیعه حقیقى است. (بحارالأنوار, ج 75, ص 117)



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  5. #33
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    دانشنامه امام علی علیه السلام




    اشاره

    از علی گفتن، نه در توان محدود ذهن های ماست که راهی به افلاک عظمت او نداریم و نه حتی در قدرت واژه ها که جرعه هایی از اقیانوس وجود او را به سطر آورند، ولی به رسم ادب، به آزِ ثواب و به قصد خوشه چینی از خرمن بی کرانه وجودش، ظرف کوچک ادراکمان را زیر باران عظمت او گرفته ایم. این سطرهای ناچیز به این نیت نگاشته شده اند.
    در گلبرگهای گذشته، به بهانه تولد آن مولود، شب قدر، شهادت ایشان و حتی صفحه های ثابت درس هایی از نهج البلاغه برای سال امام علی علیه السلام ، گلبرگ های بسیاری از معرفت گرد هم آمده اند. در این نوشته کوتاه، شبنمی به آن سبزه ها افزوده ایم.
    علی علیه السلام تجلی زیباترین ها

    زیباترین ولادت: شرافت ولادت در مهبط وحی و فرودگاه فرشتگان الهی؛ یعنی کعبه، تنها، افتخار اوست. زیباترین نام: نام او از نام خدا مشتق شد؛ علی.
    زیباترین معلم: در محضر برترین وجود هستی زانوی آموختن بغل گرفت؛ در مکتب رسالت.
    زیباترین ایثار: در شب نیرنگ کفر باوران برای قتل پیامبر، او بود که شجاعانه شمشیرها را انتظار کشید.
    زیباترین عبادت: غرق در بحر دلدادگی، بی خود از خود، تیر را این هنگام باید از پای او بیرون کشید.
    زیباترین حماسه: بدر، احد، خیبر، خندق؛ کدام کس را یارای هماوردی با اوست.
    زیباترین سخنان: سخنش فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن مخلوق بود؛ برادر قرآن.
    زیباترین شهادت: هنگام عشق بازی با خدا، در محراب بندگی!
    علی کیست؟

    در نسل ابراهیم خلیل ریشه داشت. در خانه کعبه زاده شد؛ فضیلتی که نه پیش و نه پس از او، کسی در آن شریک نبود. در دامن نبوت رشد کرد. نخستین مسلمان شد؛ اولین مردی که به رسالت ایمان آورد. در روزهای سخت و پرآشوب، یاور اسلام گشت. سایه ساری بود آرامش بخش، همراهی استوار و هم یاری فداکار. لیلة المبیت را او آفرید؛ در شب هجوم مشرکان برای قتل پیامبر در بستر ایشان آرمید. علی علیه السلام در بدر، ذوالفقار حماسه آفرین بود؛ در احد، سپر ستم زدا و در خندق، تمامی اسلام که در برابر تمامی کفر ایستاد. علی از اهل بیت بود؛ همانان که از رِجس و شرک دور بودند و از تطهیر شدگان شمرده می شدند. علی علیه السلام کسی است که خداوند درباره اش گفته است: «پیشوا و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آوردند؛ همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.» علی علیه السلام تفسیر این همه فضیلت است؛ مردی که فقط یک بار در تاریخ هستی ظهور کرد.
    جامع اضداد

    از نکته های شگرف زندگانی حضرت علی علیه السلام که شگفتی همه ژرف اندیشان حقیقت جو را برانگیخته است، بی کرانگی ابعاد وجودی آن حضرت در همه فضایل اخلاقی است. امیر خاک و افلاک، جامع صفاتی بود که همراهی و هم نشینی آنها در وجود یک فرد در باور آدمی نمی گنجد.
    امام خمینی علیهم السلام که در شناخت اهل بیت علیهم السلام معرفتی بی مرز داشت، درباره این ویژگی امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «این علی همه چیز است؛ یعنی در همه ابعاد انسانیت درجه یک است، و لهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند و خاصیت هر طبقه را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها را به طور وافی دارد. ... در عبادت، فوق همه عبادت کنندگان است. در زهد فوق همه زاهدهاست. در جنگ، فوق همه جنگ جویان هست. در قدرت، فوق همه قدرت ورزان هست و این یک اعجوبه ای است که جمع مابین متضاد با هم کرده است.» «[آن حضرت [بعد از اینکه دست دو نفر دزد را قطع می کند، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان می دهد و معالجه و پذیرایی می کند که مداحان حضرت می شوند. یا وقتی می شنود ارتش غارتگر معاویه خلخال از پای یک زن اهل ذمه درآورده اند، به قدری ناراحت می شود و عواطفش چنان جریحه دار می گردد که در نطقی می فرماید: اگر از تأثر این واقعه انسان بمیرد، قابل سرزنش نخواهد بود. با این همه عاطفه، روزی هم شمشیر می کشد و افراد مفسد را با کمال قدرت از پا در می آورد».
    پرورش یافته عبدالله اعظم

    امام راحل که ضمیری آمیخته با معرفت و روحی نور گرفته از شعاع خورشیدی اهل بیت داشت، نام و یاد حضرت علی علیه السلام را با عشق و حرارتی برآمده از صمیم جان می برد. امام خمینی رحمه الله درباره مقام و منزلت حضرت علی علیه السلام می فرمود: «علی بن ابی طالب فقط بنده خدا بود و این، بزرگ ترین شاخصه اوست که می توان از آن یاد کرد و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشأن است و این از بزرگ ترین افتخارات اوست. کدام شخصیت می تواند ادعا کند که عبدالله است و از همه عبودیت ها بریده است، جز انبیای عظام و اولیای معظم که علی علیه السلام ، آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به معدن عظمت رسیده است، در صف مقدم است، و کدام شخصیت است که می تواند ادعا کند از خردسالی تا آخر عمر رسول اکرم صلی الله علیه و آله در دامن و پناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است جز علی بن ابی طالب که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او به حق عبدالله است و پرورش یافته عبدالله اعظم است».
    ایمان حضرت علی علیه السلام

    فارغ از هر دو جهانم به گل روی علیاز خُم دوست، جوانم به خَم موی علیطی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوستیاد آرم به خرابات چو ابروی علی
    امام خمینی رحمه الله که تجلی پارسایی اش هر چشم حقیقت بین را خیره می کرد، با شوری از سر شیدایی، ارجمندترین توصیف ها را در وصف مولای پرهیزکاران می آورد. امام درباره ایمان حضرت علی علیه السلام می فرمود: «به خودشان قسم... اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا اله الا الله امیرالمؤمنین را بگویند، نمی توانند. ... به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملایکه مقرّبین و انبیای مرسلین، غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست، بخواهند یک تکبیر او را بگویند، نتوانند. حال قلب آنها را جز خود آنها نمی داند کسی.» «شما شیعه همان هستید که می فرمود: اگر همه عالم در مقابل من بایستند، تنها در مقابل همه می ایستم. آن ایمان است که او را آن طور در مقابل همه چیز می ایستاند. آن اخلاص اوست. آن روحانیت و معنویت اوست و شما هم شیعه او هستید».
    شرح شیدایی

    ای شاه شاهان جهان، الله مولانا علیای نور چشم عاشقان، الله مولانا علیخورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تودریای عمّان شبنمی، الله مولانا علی
    مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولانا، از شاعران شیفته مولا علی علیه السلام است. او با نگاهی سرشار از عشق چونان شیعه ای شیدا، معرفت و عمیقش را در ابیاتی ماندگار جاری دل های حقیقت بین می کند.
    ای مرغ خوش الحان بخوان، الله مولانا علیتسبیح خود کن بر زبان، الله مولانا علیمجموعه قرآن مدحتش، حمد و ثنا و عزتشنام بزرگی خدمتش، الله مولانا علی
    مولانا در جایی دیگر و در غزلی مشهور با ردیف «آرزوست»، کسی را می جوید که عالمی او را جُسته، ولی نیافته است:
    گفت یافت می نشود جسته ایم ماگفت آن که یافت می نشود، آنم آرزوست
    و در بیت دهم همین غزل آن «یافت ناشدنی» را چنین معرفی می کند:
    زین همرهان سست عناصر دلم گرفتشیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    مثنوی معنوی مولانا، مشحون است از حکایت هایی که مولانا با نگاهی ژرف تر به مولا می نگرد و خواننده اندیشمند را به شنا در دریای معرفت علی وا می دارد.
    بگذار بگویند شیعه ام

    اقیانوس بی کران وجود علی علیه السلام ، غواصان دانش و بینش را به تحیری شگرف واداشته است. هر کس دل به حکومت حکمتِ علی سپرده، ستایشگر کمال او شده است. در میان انبوه این ملاّحان معانی، اندیشمندان غیر مسلمان بسیارند و بی شمار که برخی از آنها حتی کتاب هایی درباره آن حضرت نگاشته اند. از جمع اینان پُولس سلامه، شاعر مسیحی عرب زبان در کتاب خود با شور و جذبه ای خالصانه آورده است: «ای ابوالحسن! شعر من در ساحل دریای تو سنگ ریزه ای بیش نیست. این شعر حماسی را بپذیر و از بهشت جاوید به مردی ناتوان که قلمش را به نام تو شرف بخشیده است، بنگر.» سلامه در ابیات دیگری می گوید: «من شیفته دلاوری، الهام، عدالت و اخلاق پسندیده ام. آری، اگر علی، پیامبر نبود، ولی خُلق او پیامبرانه است. این اشعاری است برای بهترین مردم پس از محمد صلی الله علیه و آله که آفرینش، انسانی چون او ندیده است.» سلامه در اعتراض به هم کیشانی که به او خرده گرفته اند، می گوید: «اگر عشق ورزیدن به علی علیه السلام و اهل بیت طاهرین و شوریدن بر ستم، شیعه گری است، آری من شیعه ام».
    تو، خود، حدیث مفصل بخوان

    برای شنیدن علی علیه السلام ابتدا پای سفره سخن سعدی می نشینم:
    جوان مرد اگر راست خواهی، ولی استکرم پیشه شاه مردان علی است
    و بعد به لسان الغیب شیراز، حافظ اهل راز تفأل می زنم:
    گر تشنه فیض رحمتی ای حافظسرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس
    فردوسی، برایم قصه «اَنا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلیٌ بابُها» را می سراید:
    که من شهر علمم، علیّم در استدرست این سخن گفت پیغمبر است
    مولوی از قصه رویارویی علی و عمر بن عبدود، پهلوان نامی عرب می گوید و از اخلاص علی:
    از علی آموز اخلاص عملشیر حق را دان منزه از دغل
    از فراز قرن ها می گذرم و به عارف فرزانه، ملاّهادی سبزواری می رسم:
    گویند که دم مرگ علی را بینیای کاش که هر دمم مرگ بُوَد
    و من سرشار از ذکر علی می شوم وقتی شعر میرزا ابوالحسن طوطی همدانی را می شنوم:
    بگو به صدق هر نفس، گرت دلی است منجلیعلی علی علی علی، علی علی علی علی
    وصف علی فراتر از ادراک واژه هاست و مجال ما همیشه کوتاه:
    به پرده بود جمال جمیل عزّوجلعلی شد آینه، «خیرُ الکلام قلَّ و دلّ»من از مفصّل این نکته، مُجملی گفتمتو، خود، حدیث مفصّل بخوان از این مجملبدگمان مباش

    چون مگس، چند طلبکار جراحت باشیدیده از عیب خلایق به هنر باید داشت
    ذهن و اندیشه تا هر وقت روشن بنگرد، روشنی می بیند و اگر با پلیدی و بدگمانی هم ساز شود، همواره تیرگی حضور می یابد. این قانون هستی است که هر کس و هر چیز هر چند ناچیز و کم مقدار، هیچ گاه از نیکی تهی نیست و همین مقدار برای خوب دیدن ما کافی است. برخلاف نیک نگر که در پناه بصیرت زیست می کند و آرامشی مستمر دارد، بداندیشْ در هراسی همیشگی است و با رنج موهوم باورهایش زندگی می کند. بدبینی از حمایت دلیل کم بهره است، ولی نیک نگریستن همواره دلیل های بسیار دارد. قرآن که کتاب زندگی آموز انسان هاست، ما را از بدگمانی بر حذر داشته است: «ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمان ها گناه است.» (حجرات: 12) امیر بیان، حضرت علی علیه السلام نیز در بیانی راه گشا فرموده است: «تا برای نیک انگاری سخن دیگران، راه وجود دارد، به گفته آنان بداندیش نباش».
    خِرد خموشی

    خموشی پیشه کن کز نطق، آفت هاست سالک راجرس، دایم زبان با رهزنان کاروان دارد
    آنان که از گنج خرد بهره ای دارند، بی پرده، پرده های گفتار را نمی دَرند و طلای سکوت را به نقره سخن نمی فروشند؛ چرا که «سکوت، دوستی است که هرگز خیانت نمی کند.» سخن، معیار فهم و میزان درک انسان هاست. با سخن گفتن است که زوایای ضمیر آدمی رخ می گشاید، سِرّها سَر باز می کند و رازها آشکار می شود. کم گویی و گزیده گویی چون دُر، کیمیایی است گران قدر که اهل معرفت، مس وجود را با آن طلای حکمت می کنند. از همین روست که امیر بیان می فرماید: «هرگاه عقل کامل شود، سخن کم می شود».
    از بخیل در شگفتم

    بخیل، ظالمانه بر نفس خویش ستم می کند؛ چرا که در فقری خودخواسته قدم می زند و حسرت و ندامت می اندوزد. او زیستی چون فقیران دارد و چونان ثروتمندان حساب پس می دهد. دشواری های داشتن و نداشتن هر دو گریبان گیر اوست؛ از یک سوی پاسبان اندوخته هاست و در هراس از دست دادن آنها و از دیگر سوی با خِسّتی که مبتلاست، بی بهره از لذت ثروت، اندوه فقر را انبوه می کند. اگر فقیر، فقط سختیِ معیشت آزارش می دهد، دست کم از هراس حساب دارایی در آخرت آسوده خاطر است، ولی خسیس هر دو را دارد. در حقیقت، فقیر آنچه را می خواهد، نمی تواند، ولی بخیل آنچه را می تواند، نمی خواهد. از این روست که در اسلام از بخل و خِسّت به زشت ترین اخلاق ها تعبیر کرده اند. مولای پرواپیشگان که دستانش همیشه جاری سخاوت بود، می فرماید: «از بخیل در شگفتم؛ به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند. در دنیا چون تهی دستان زندگی می کند، ولی در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود».
    برای رسانه

    زیرنویس

    مبادا مرکب های آز، تو را بتازانند و به پرتگاه های هلاکت اندازند.
    با برادرت اندرز بی غرضانه گوی؛ خواه در نیکی باشد یا بازداشتن از ناپسند.
    بدان هر که عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران، باز می ماند.
    هر که در پی راستی بکوشد، سبک بار شود.
    آگاه باشید که هرکس بدون فرجام نگری، خود را در کارها افکند، با پیشامدهای رسوا کننده روبه رو شود.
    عزت مؤمن، بی نیازی از مردم است.
    مرد میانه رو، درویش نشود.
    دعاکننده بی عمل چون تیرانداز بی زه باشد.
    نیک بخت آن کس است که از سرگذشت دیگری پند آموزد.
    با بی اعتنایی به کارهای پست، قدر خود را بالا ببرید.
    آدمی زاده، شبیه ترین چیز به ترازو است؛ یا با نادانی سبک شود یا به دانش، سنگین گردد.
    چون چیزها به همسری یکدیگر در آمدند و ملازم یکدیگر گشتند، تنبلی و ناتوانی به هم آمیختند و فقر از آن دو بزاد


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #34
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    نزدیكترین زمان بنده به خدا



    از امام صادق علیه السلام سوال شد:
    یابن رسول الله ! بنده در چه ساعتى از شبانه روز به خدا نزدیك است ؟ و خداوند در چه موقعى به بنده اش نزدیك است ؟

    امام فرمود:

    هنگامى كه بنده اى در دل شب از خواب بر مى خیزد و وضو مى سازد و به نماز و دعا مى ایستد و با خالق

    خویش به راز و نیاز مى پردازد، در آن حال است كه از عرش خداوند ندا مى رسد كه اى بنده من ! تو پروردگار

    خود را مى خوانى ، همانا احسان و هدیه و عنایت الهى از آسمان بر تو مى بارد، در حالى كه فرشتگان خدا

    گرداگرد تو را فرا گرفته اند. اگر مى دانستى كه با چه كسى به راز و نیاز مشغول هستى ، از نماز دست نمى

    كشیدى و از نماز سیر نمى شدى
    .


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  7. #35
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    تعظیم جبرئیل بر امیرالمومنین







    روزی جبرئیل با رسول بزرگوار اسلام در حال صحبت بود كه علی علیه السلام وارد شدجبرئیل تا علی علیه السلام را دید، برخاست و تعظیم كرد . پیامبر صلی الله علیه وآله از جبرئیل سوال كردند : چگونه است كه این جوان را تعظیم می*كنی؟

    جبرئیل گفت : چرا تعظیم نكنم كه او را بر من حق تعلیم است .

    حضرت پرسیدند كه چه تعلیمی بوده است ؟

    جبرئیل گفت : هنگامی كه خداوند متعال مرا آفرید از من پرسید: تو كیستی ، من كیستم ، نام تو چیست و نام من چیست ؟

    من در جواب متحیر ماندم وهمچنان متحیر و ساكت بودم كه این جوان در عالم نور ظاهر شد و مرا تعلیم نمود و گفت : بگو كه تو پروردگار جلیلی ونام تو جلیل است و من بنده ذلیلم ونام من جبرئیل است ، این بود كه تا او را دیدم تعظیم نمودم .

    سپس حضرت از او پرسیدند : كه از آن روز چه قدر گذشته است ؟

    گفت: یا رسول الله ستاره*ای است در كنار افق كه هر سی هزار سال یكبار بیرون می آید و من آن را سی هزار مرتبه دیده ام.




    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #36
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    تاثیر ذکر«لاحول و لا قوه الا بالله»



    امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:
    «هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
    رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»

    و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.» گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
    پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. #37
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    شیوع مرگ ناگهانی بر اثر فحشا




    تکرار گناه و مداومت آن موجب تیرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درنده خویى و حیوان صفتى مى گردد، و نیز باعث گناهان بزرگتر مى شود.

    به عنوان مثال : گنهکارى که براى اولین بار لب به شراب مى زند، چون مسلمان است ، آشامیدن چند قطره از شراب براى او بسیار سخت است ، ولى بار دوم کمى آسان مى شود و وقتى زیاد تکرار شد، آشامیدن چند لیوان از آن براى او از آب خوردن آسانتر مى گردد. آرى ! تداوم گناه حتى گناهان بزرگ را براى انسان آسان مى گرداند.

    در قرآن آیات متعددى در این رابطه وجود دارد، از جمله :



    «ثُمَّ کانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون»1 ؛


    سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.



    در تاریخ بسیار دیده شده که افرادى بر اثر تداوم گناه و طغیان کارشان به کفر و انکار حق و به مسخره گرفتن آن رسیده است ، اینها از آثار شوم گناه است که دامنگیر گنهکار مى گردد، چنانکه مداومت بر کارهاى نیک و عبادات ، موجب صفاى دل و نورانیت بیشتر روح و جان مى شود. در این باره به روایات زیر توجه کنید:

    امام صادق علیه السلام فرمودند، پدرم مى فرمود:



    ما من شى ء اَفسَد لِلقَلب من خَطیئَةٍ اِنّ القَلب لَیُواقِع الخَطیئَةَ فما تَزالُ به حتّى تَغلبَ علیه فَیصیرُ اَعلاهُ اَسفَله 2 ؛
    چیزى بیشتر از گناه ، قلب را فاسد نمى کند، قلب گناه مى کند و بر آن اصرار مى ورزد و در نتیجه سرنگون و وارونه مى گردد. و موعظه در آن اثر نمى نماید.



    به طور کلى هرگونه نکبت و بلا، خواه روحى و خواه جسمى از گناه سرچشمه مى گیرد که امام باقر علیه السلام فرمود: و ما مِن نِکبَةٍ تُصیبُ العَبد الاّ بِذَنب3 ؛ هیچ نکبتى به بنده نرسد مگر به خاطر گناه .


    آثار گوناگون گناه




    با بررسى روایات بدست مى آید که گناهان مختلف ، داراى آثار گوناگون است ، که ما در اینجا به ذکر چند اثر شوم گناه مى پردازیم :


    1.قساوت قلب




    امیرمؤ منان على علیه السلام فرمود:

    ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکثرة الذّنوب 4

    اشک چشم ها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دل ها و دل ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار.


    بسیار دیده شده که افرادى بر اثر تداوم گناه و طغیان کارشان به کفر و انکار حق و به مسخره گرفتن آن رسیده است ، این ها از آثار شوم گناه است که دامنگیر گنهکار مى گردد، چنانکه مداومت بر کارهاى نیک و عبادات ، موجب صفاى دل و نورانیت بیشتر روح و جان مى شود.2 .سلب نعمت




    امام صادق علیه السلام مى فرماید: پدرم همواره مى فرمود:

    اِنّ اللّه قَضى قَضاء حَتماً الاّ یُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَیَسلُبها ایّاه حتّى یُحدِث العبد ذَنباً یَستَحقّ بذلک النّقمة5؛ خداوند حکم قطعى فرموده که نعمتى را که به بنده اش داده ، از او نگیرد، مگر زمانى که بنده گناهى انجام دهد که بخاطر آن سزاوار کیفر گردد.


    3 .عدم استجابت دعا




    امام باقر علیه السلام فرمودند:

    همانا بنده از خدا حاجتى مى خواهد، اقتضا دارد که زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى دهد خداوند به فرشته مى فرماید: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت شد.

    6
    4 .الحاد و انکار




    رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله در ضمن گفتارى فرمودند: همانا گناهان گمراهى را بر گنهکار مسلط مى نماید تا آنجا که او را به رد ولایت و امامت وصى رسول خدا و انکار نبوت پیامبر و به همین منوال انکار یکتایى خدا و الحاد و کفر در دین خدا، آلوده مى گرداند.

    7
    5 .قطع روزى




    امام باقر علیه السلام مى فرماید:

    إ نّ الرّجُل لَیَذنب الذَّنْب فَیَدرء عنه الرّزق 8 ؛ مردى گناهى انجام مى دهد و در نتیجه روزى از او دور مى شود.


    6 محرومیت از نماز شب




    امام صادق علیه السلام مى فرماید:إ نّ الرّجل یَذنب الذَّنْب فَیحرم صَلاة اللیل 9 ؛ انسان بر اثر ارتکاب گناه از نماز شب محروم مى گردد.


    7.عدم امن از حوادث





    چیزى بیشتر از گناه ، قلب را فاسد نمى کند، قلب گناه مى کند و بر آن اصرار مى ورزد و در نتیجه سرنگون و وارونه مى گردد. و موعظه در آن اثر نمى نماید.

    امیرمؤ منان على علیه السلام فرمودند: گنهکار نباید خود را از بلاهاى شبانه و حوادث ناگهانى ایمن بداند.10

    و عواقب شوم دیگر که آنها را فهرست وار ذکر مى کنیم ؛



    8 قطع باران . 9 ویرانى خانه .10 حبس صدساله قیامت . 11 خشم و لعن الهى . 12 بلاهاى بى سابقه . 13 پشیمانى . 14 پرده درى و رسوایى . 15 کوتاهى عمر. 16 زلزله . 17 فقر عمومى .18 اندوه . 19 بیمارى .20 تسلط اشرار



    ب پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود:

    معاذبن جبل مى گوید: در منزل ابوایّوب انصارى و در محضر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بودم که از آن حضرت پرسیدم ، منظور این آیه چیست ؟



    «یوم یُنْفخ فى الصّور فَتَاءتون اءفْواجاً»11؛


    روز قیامت در صور دمیده مى شود، پس مردم گروه گروه مى آیند.



    آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ فرمود:



    ده گروه از امت من در قیامت که به چهره هاى مخصوصى از سایرین متمایز هستند وارد صحنه مى شوند؛



    1 میمون . 2 خوک . 3 واژگونه . 4 کور. 5 گنگ و کر. 6 زبانشان را مى جوند و از دهانشان چرک که همه را ناراحت مى کند بیرون مى آید.7 بدبوتر از مردار گندیده . 8 پوشیده به لباس هاى آتشین و مس گداخته و چسبان . 9 با دست و پاى بریده . 10 آویخته شده بر دارهاى آتشین .



    گروه اول ؛ سخن چینان ، گروه دوم ؛ حرام خوران ، گروه سوم ؛ رباخوران ، گروه چهارم ؛ ستمگران در قضاوت ، گروه پنجم ؛ از خود راضى و خود بینان ، گروه ششم ؛ علما و قاضیان بى عمل ، گروه هفتم ؛ آزار دهندگان به همسایه ، گروه هشتم ؛ جاسوسان نزد ظالم ، گره نهم ؛ شهوترانان و مانع اداى حق خدا از اموال خود و گروه دهم ؛ متکبران مى باشند.

    12

    و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمودند:


    هنگامى که عمل زنا آشکار شود، مرگ ناگهانى زیاد مى گردد... و هنگامى که در ترازو کم فروشى شود، خداوند قحطى و کمبود را بر مردم فرود مى آورد و هنگامى که مردم زکات اموال خود را ندهند زمین برکت هاى خود، از زراعت و میوه و معادن را بروز نمى دهد، ....و هنگامى که قطع صله ى رحم رواج یافت ثروت ها در دست اشرار قرار مى گیرد و هنگامى که امر به معروف و نهى از منکر ترک گردید خداوند اشرار را بر مردم مسلط مى کند، که هر چه نیکان آنها دعا کنند به استجابت نمى رسد.1


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #38
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    واقعه عجیب در عالم برزخ


    علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیرالمیزان نقل کرده که : استاد ما عارف

    برجسته « حاج میرزا علی آقا قاضی » می گفت : در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما ٬ مادر یکی

    از دخترهای افَنْدِی ها (سنی های دولت عثمانی) فوت کرد . این دختر در مرگ مادر ٬ بسیار

    ضجّه و گریه می کرد ٬ و جداً ناراحت بود و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادرش آمد و آنقدر گریه و

    ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند. هنگامی که جنازه ی مادر را در میان قبر گذاشتند ٬

    دختر فریاد می زد: من از مادرم جدا نمی شوم ٬ هر چه خواستند او را آرام کنند ٬ مفید واقع

    نشد. دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند ٬ ممکن است جانش به خطر بیفتد ٬

    سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند ٬ ولی

    روی قبر را از خاک انباشته نکنند ٬ و فقط روی قبر را با تخته ای بپوشانند و دریچه ای هم بگذارند

    تا دختر نمی رد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید. دختر در شب اول قبر ٬ کنار مادر خوابید

    ٬ فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است ٬ دیدند تمام موهای

    سرش سفید شده است.

    پرسیدند : چرا اینطور شده ای ؟

    در پاسخ گفت : شب کنار جنازه ی مادرم در قبر خوابیدم ٬ ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و

    در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد ٬ آن دو فرشته مشغول

    سؤال از عقاید مادرم شدند و او جواب می داد٬ ٬ سؤال از توحید نمودند ٬ جواب درست داد

    سؤال از نبوت نمودند ٬ جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (ص) است.

    تا اینکه پرسیدند : امام تو کیست ؟


    آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت : لَسْتُ لَها بِاِمامٍ :

    « من امام او نیستم » (آن مرد محترم ٬ امام علی (ع) بود)

    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می کشید.


    من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

    مرحوم قاضی می فرمود : چون تمام طایفه ی آن دختر ٬ در مذهب اهل تسنّن بودند ٬ تحت تاثیر

    این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند( زیرا این واقعه با مذهب تشیّع تطبیق می کرد) و خود آن

    دختر ٬ جلوتر از آنها به مذهب تشیّع اعتقاد پیدا کرد.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #39
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    "ام داوود" کیست؟

    یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است.





    در کتب حدیث نقل شده، جوانی عراقی به نام داوود که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان گرفتار شده بود .

    مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.

    فـاطـمـه، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبى (علیه السلام ) و مادر رضاعى امام صادق (علیه السلام ) است و محدث بزرگوار على بن موسـى بن جـعـفـربـن طاووس حسنى حسینى معروف به سید بن طاووس و متوفاى ۶۶۴ هجرى، نویسنده كتاب عظیم اقبال الاعمال ام داوود، را با كنیه ام خالد یاد كرده،و او را از جده هاى صالح و مومن و شایسته خود دانسته و در باب اعمال نیمه رجب خصوصیات و شرح اعمال ام داوود را آورده است.

    ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و ۸ رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد. پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند.

    امام صادق(علیه السلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

    گفتنی است اعـمـال نـیـمه رجب و دعاى معروف به ام داوود كه شیخ صدوق، شیخ طوسى، علامه مـجـلـسى وسیدبن طاووس آن را از نظر سند معتبر واز نظر تاثیر براى رسیدن به حاجت، رفع گرفتارى ها و برطرف شدن ظلم و ستم دیگران تجربه شده و معتبر شناخته اند .


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #40
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    چرا از میان نمازهای شبانه روزی فقط نماز صبح ثوابش دو برابر است؟


    امام صادق(ع) می فرمایند:


    چون خداوند می فرمایند: "ان القرآن الفجر کان مشهوداَ" یعنی: نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب، هر دو مشاهده می کنند. پس هر گاه بنده، نماز صبح را با طلوع فجر بخواند دو مرتبه برای او (پاداش) نوشته می شود، هم فرشته صبح مینویسد و هم فرشته شب.(1)


    # چرا باید جواب سلام را بلند داد؟


    امام صادق(ع) می فرمایند: باید جواب سلام را بلند گفت تا سلام کننده نگوید که سلام کردم و به آن جواب نگفتند(2)


    # چرا "سلام نماز" در آخر آمده است و حال اینکه در غیر نماز دستور رسیده که اول سلام کنند؟


    چند جواب دارد: 1- چون نماز معراج مؤمن است لذا در آخر نماز چون از معراج بر می گردد اول به نبی اکرم(ص) و بعد به صالحان و بعد به دیگران سلام می کند.


    2- در عرب رسم است که موقع خداحافظی و وداع به همدیگر سلام می دهند چنان که در روز عاشورا امام حسین (ع) هنگام خداحافظی فرمودند "یا زینب یا رقیه یا سکینه یا رباب علیکن منی السلام" و حضرت علی اکبر موقع شهادت خطاب به پدر فرمودند "یا ابتا علیک منی السلام" و به این، سلام تودیع می گویند.


    3- سلام به معنی امان است و امام صادق(ع) می فرمایند: این نماز ، نمازگزار را در دنیا از بدی ها و شر در امان می دارد.


    # چرا بعضی از نمازهای پنج گانه دو رکعت و بعضی سه رکعت و بعضی چهار رکعتی است؟


    روایت است از امام صادق(ع) که اول نماز دو رکعتی بوده است و نماز صبح بر حال خود باقی ماند و چون حضرت زهرا در وقت نماز مغرب به دنیا آمدند به شکرانه آن یک رکعت به نماز دو رکعتی مغرب اضافه شد و سه رکعتی شد و به نماز ظهر و عصر و عشاء طبق مصلحت پیامبر به هر کدام دو رکعت اضافه کردند


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. #41
    yalda72
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,774
    989
    3,550

    پیش فرض

    عقل

    رسول اكرم ( ص ) :

    يا علي عقل چيزي است كه با آن بهشت و خشنودي خداوند رحمان به دست مي آيد .

    امام علي ( ع ) :


    عاقل ترين مردم كسي است كه از همه ي پستي ها دورتر باشد .

    امام علي ( ع ) :


    هر كس خود را تزكيه نكند ، از عقل بهره نمي برد .

    امام حسين ( ع ) :

    عقل جز با پيروي از حق كامل نمي شود .

    امام باقر ( ع ) :

    خداوند ( در روز قيامت ) از بندگانش به مقدار عقلي كه به آنها داده بازخواست خواهد كرد .
  14. #42
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض



    روزی حضرت علی علیه سلام از محلی عبور می*نمود. ناگهان متوجه شد که شخصی مشغول فحش دادن و نا سزا گوئی به قنبر ( غلام ان حضرت) است و قنبر میخواست تلافی کند و پاسخ ان مرد را بدهد .
    ناگهان علی (ع) به قنبر بانگ زد: که ای قنبر! ارام باش و سکوت خود را حفظ کن و دشمن خود را به حال خود رها ساز تا زبون و خار گردد.
    سپس فرمود: ساکت باش و با سکوت خویش خدای مهربان را خشنود گردان و شیطان را خشمناک ساز و دشمن خویش را به کیفر خود واگذارش نما.
    امام علی (ع) پس از ان فرمود: ای قنبر! توجه داشته باش که هیچ مومنی نتواند خداوند متعال را ، جز با صبر و بردباری خشنود سازد ، وهیچ عملی چون خاموشی و سکوت شیطان را خشمگین و زبون نمی گرداند ، و بدان که بهترین کیفر برای احمق ، سکوت در برابر یاوه*ها و گفتار بی*خردانه اوست.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. #43
    sia12
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    آواره شدم
    نوشته ها
    8,968
    224
    1,047

    پیش فرض

    با سلام صلوات خدمت حضرت ولیعصر صاحب الزمان

    علی کیست؟ پیغمبر فرمود جزء من وعلی کسی خدا را نشناخت وجزء خدا و من کسی علی را نشناخت.

    اگر تمام دریا ها مرکب شوند وتمام دختان قلم گردند وتمام آسمان نیز کاغذ باز هم قطری از اوقیانوس بیکران

    فضائل حضرت امیر را نمی توان با اینها نوشت

    از محدس قمی نقل است که اگر انسان در باب حضرت امیر جلو رود کافر می شود

    چون علی شناسی کار هر انساننمی باشد چون معجره بره پیامبران است علی

    فقط این را می گویم که سبب این دنیا و آخرت مولا علی می باشد


    ویرایش توسط sia12 : 2011.06.28 در ساعت 18:40
    مرا همیشه نگه دار.......

    در امان دلت......

  16. #44
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    کنیه ها و القاب امام کاظم علیه السلام




    لقب و كنیه در زبان عربى نمایانگر نحوهء پذیرش جامعه و طرز تلقى آن از فرد مى باشد و هویت شخصى او را در زندگى روشن مى سازد، و تقریبا یك نوع تاریخ و سرگذشت متحركى است كه از شخص، ثابت مى ماند از این رو گاهى یك فرد به تناسب شئون و خدمات و فعالیت*ها یا خصائص و و یژگى*هاى خود داراى عناوین و القاب متعددى مى گردد. از این رو قهرمان گفتار ما نیز داراى چند کنیه و لقب افتخار آمیز و انسانى مى باشد:
    1. ابوالحسن اول:

    البته این سه كنیهء زیر نیز در موارد نادر بر او اطلاق مى شد:
    ابو ابراهیم، ابو على، ابو اسماعیل. این چهار كنیه نام*هاى دوم او بودند كه گاهى در مكاتبات و اغلب در كتب حدیث اطلاق شده است كه كنیه ى نخستین، معروف ترین و مشهورترین آنها مى باشد و آن كنیه خاطرات و مبارزات امام نخستین را در دلها زنده مى سازد و چند تن از پیشوایان معصوم ما این كنیه را داشتند كه پس از حضرت على (علیه السلام) امام كاظم (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) داشته اند، از این رو محض تشخیص كامل، مقصود از «ابوالحسن» بدون قید، على (علیه السلام) و «ابوالحسن الأول» امام موسى (علیه السلام) و «ابوالحسن الثانى» امام رضا (علیه السلام) و «ابوالحسن الثالث» امام جواد (علیه السلام) است.
    2. كاظم (فرو دهنده ى خشم):

    امام در مقابل سعه ى صدر و حلم و بردبارى و گذشتى كه داشت اغلب به دشمنان و بدخواهان و متجاوزین حقوق شخصى و خصوصى خود نیز عفو و گذشت داشت. و گاهى نه تنها مرتكب قصاص یا انتقام نمى گشت بلكه طرف را مورد عنایت و بذل توجه خاص خود قرار مى داد.
    مقصود از «ابوالحسن» بدون قید، على (علیه السلام) و «ابوالحسن الأول» امام موسى (علیه السلام) و «ابوالحسن الثانى» امام رضا (علیه السلام) و «ابوالحسن الثالث» امام جواد (علیه السلام) است.3. عالم:

    آگاه و دانشمند لقبى بود كه در آن عصر مشعشع اسلامى، در بین جمع علما و دانشمندان متعددى كه حضور داشتند روى و فور علم و احاطه ى كامل او بر علوم و دانش*هاى عصر، به آن بزرگوار اختصاص یافته بود.
    4. صالح (فرد شایسته):

    عنوانى بود كه دوستان و علاقه*مندان بر اساس شایستگى و لیاقت و اطاعت به امام داده بودند و گاهى این لقب، علامت، رمز، و استتارى بود كه مى خواستند بیگانگان از راز شیعه آگاه نگردند.
    5. باب الحوائج:

    لقبى است كه مردم بغداد، پس از تجربه*هاى فراوان و امتحان*هاى مكرر در مواقع نیازمندى و گرفتارى هنگام توسل به درگاه الهى از احترام وجودى آن بزرگوار بهره و ر شده و به درخواست*هاى خود به بركت توسل به آن محبوب حضور الهى، نایل آمده بودند از اینرو او را «باب الحوائج» نامیده اند و این لقبى است كه پس از رحلت به ایشان تعلق گرفته است كه در تأیید آن از منابع اهل سنت مطالبى در بخش آراء و گفته*هاى این كتاب آورده شده است كه مطالعه خواهید فرمود.
    6. صابر (پایدار):


    استقامت كننده در برابر جور و ظلم*هائى كه از طرف خلفاى غاصب نسبت به آن شخصیت عالیقدر صورت مى گرفت. چون خلفاى جور او را با انواع و اقسام ناروائى ها و مظالم اذیت كردند ولى او با ثبات و استقامت كوچكترین ضعف و فتورى را از خود نشان نداد.
    7. امین:

    امانت دارى، درستكارى در اداء امانت، به تمام معناى كلمهء آن، در وجود آن بزرگوار فراهم آمده بود. چون او علاوه بر امانتدارى دنیوى، امین صادق و درستكار واقعی در اداء رسالت الهى، و انجام تعهدات انسانى و پیشوائى ملت بود به حدى كه در راه أداى امامت، جان خود را نیز فدا نمود و زندگى را در زندان ها سپرى ساخت تا انسان ها آزاد و سرفراز زندگى كنند.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  17. #45
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    نصیحتی از حضرت امام باقر علیه السلام





    حضرت سه بار تکرار کردند که برای دیگران، پشت سرشان دعا کن تا روزی برایتان سرازیر شود!

    مقدمه:
    از ماندگارترین و مفیدترین و هدایتگرترین گنجینه*های معنوی تشیّع، وصیّت ها و نصیحت هایی است که از امامان معصوم علیه*السلام به یادگار مانده است، این وصیّت ها، وصیّت های اصطلاحی که درباره مال و اموال باشد، نیست، بلکه وصیّت های معنوی و اخلاقی است که جنبه موعظه و هدایتگری دارد، و این هدایتگری می*تواند در طول تاریخ ادامه داشته باشد.
    این وصیّت ها از تک تک معصومان و امامان، از پیامبر گرفته تا علی و امامان به دست ما رسیده است آنچه در این مقال به دنبال ارائه آن هستیم، گوشه*هایی از وصیّت های حضرت باقر علیه*السلام است که نسبت به برخی افراد داشته. امید که بتواند مفید و راهنما و راهگشا باشد.
    یکی از ارزشمندترین سفارشاتی که از امام محمد باقر علیه السلام رسیده است وصیّتی است که به درخواست یکی از دوستان ایشان ارائه شده است. امام در پاسخ آن مرد فهیم تنها به گفتن سه جمله اکتفا کرده است. اما سه جمله*ای که یک دریا سخن در آن و یک زندگی سعادت در آن نهفته است.

    1ـ «اوصیک بتقوی اللّه؛ تو را به تقوای الهی در خودنگهداری توصیه می*کنم».
    این جمله هر چند کوتاه است ولی اگر نگاه و نظری به قرآن داشته باشیم به خوبی می*فهمیم که از جایگاه با عظمت و با اهمیّت برخوردار است. در یک نگاه اجمالی به قرآن به این نکات درباره تقوا برمی خوریم:
    تقوا، ملاک برتری فرد بر انسانهای دیگر: «انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم»(1)
    تقوا، زمینه پذیرش هدایت الهی را فراهم می*کند: «هدی للمتّقین»(2)
    تقوا، وسیله برای دریافت علم الهی و ویژه است: «اتقواللّه و یعلّمکم اللّه»(3)
    تقوا، وسیله دریافت رحمت الهی است: «اتقوا لعلّکم ترحمون»(4)
    تقوا، معیار قبولی اعمال و طاعات: «انّما یتقبل اللّه من المتّقین»(5)
    تقوا، وسیله دریافت رزق از طرق غیر منتظره: «و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6)
    تقوا، وسیله برای در بن بست قرار نگرفتن: «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»(7)
    تقوا، عامل توجه و حمایت و همراهی خاص خداوند: «ان اللّه مع المتّقین»(8)
    تقوا، عامل عاقبت به خیری است: «والعاقبة للمتّقین»(9)
    تقوا، فلسفه عبادت(10) و بسیاری از دستورات اسلامی چون روزه(11) و... می*باشد.

    2ـ «وَ اِیّاکَ وَ المِزاح فَاِنَّه یُذهِب هَیبةَ الرّجُل وَ ماءَ وَجهِه؛ از شوخی بپرهیز، زیرا شوخی هیبت مرد و آبروی او را می*برد.»
    البته باید به نکاتی درباره "شوخی" توجّه داشت:
    یک: شوخی اگر از دائره حق خارج نشود ممدوح است. پیامبر اکرم صلی*الله*علیه *و*آله فرمود: «انّی امزح ولا اقول الّا حقّاً؛ من مزاح می*کنم ولی جز حق نمی*گویم»(12). باید توجه داشت که در شوخی دروغ گفته نشود، غیبت کسی نشده و موجب آزار و تمسخر کسی نگردد و...
    دو: اصل شوخی و مزاح نمودن ممدوح است حضرت صادق علیه*السلام فرمود: هیچ مؤمنی نیست مگر این که در او از "دَعابه" وجود دارد، عرض کردم: دعابة چیست؟ فرمود: «المزاح».(13) این مطلب بیانگر این است که مومن باید در روابط اجتماعی خود بشاش و اهل بگو و بخند باشد.
    سه: مزاح ممدوح نیز نباید از حَد و مرز عبور کند و زیاد شود و گرنه مذموم می*شود، پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*و*آله فرمود: «کَثرَةُ المِزاح یُذهب بماءِ الوجه؛ زیاد مزاح کردن آبروی انسان را می*برد.»(14)
    با این نکات روشن شد که در کلام حضرت باقر علیه*السلام نیز مقصود زیاد شوخی کردن و از حق و اندازه خارج شدن است.

    3ـ «و علیک بالدّعاء لاخوانک بظهر الغیب فانّه یهیل الرّزق، بقولها ثلاثاً؛(15) بر تو باد به دعا کردن برای برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آنها، زیرا که این کار روزی را سرازیر می*کند، حضرت این جمله را سه بار فرمود».
    دعا گاه برای مسائل دنیوی است و گاه مسائل معنوی و آخرتی، دعا برای دنیا گاه برای خود انسان است و گاه برای دیگران، و همین طور دعا در مسائل معنوی یا برای خود شخص است و یا دیگران.
    از بین اقسام دعا، بهترین دعا آن است که در حق برادران دینی و دیگران باشد. در این باره زیاد شنیده*اید. یکی از معروف ترین آنها ماجرایی است که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل می*کنند.
    پیامبر اکرم صلی*الله*علیه*و*آله فرمود: «اذا دعا احدٌ فلیعمّ فانّه اوجب للدّعاء و من قدّم اربعین رجلاً من اخوانه قبل ان یدعوا لنفسه استجیب له فیهم و فی نفسه؛(16) هرگاه کسی خواست دعا کند دعای خود را عمومیّت دهد (و برای دیگران نیز دعا کند) زیرا فراگیری لازمتر است برای دعا نمودن، و کسی که جلو اندازد چهل نفر نفر از برادران (مؤمن) خود را قبل از دعا کردن برای خودش، دعایش در حق آنان و خودش مستجاب می*شود.»


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 3 از 9 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 128

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •