ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 52
  1. #1
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    New2 ✦✦ صـحـيـفـــه سـجـــاديـه ✦✦

    کتاب صحیفه سجادیه، مجموعه*ای از دعاها و مناجات امام چهارم شیعیان، زین العابدین علی بن الحسین است.

    ویژگی*ها :

    این کتاب به «انجیل اهل بیت» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن» معروف است
    این کتاب اگرچه در موضوع دعا و نیایش است، ولی شامل بسیاری از حقایق علوم و معارف اسلامی و عرفانی، و قوانین و احکام شرعی و مسائل حساس سیاسی و اجتماعی و تربیتی و اخلاقی است که در شکل و قالب دعا امام بدانها اشاره کرده*است

    اسناد:

    صحیفه سجادیه کامله، مجموعه*ای از ۷۵ دعا و نیایش بوده*است که امام سجاد املا کرده و امام باقر و برادرش زید بن علی آن را در دو نسخه نوشته*اند. زید بن علی نسخهای که در اختیار داشته برای حفاظت از آن به متوکل بن هارون می*دهد

    متوکل بن هارون از اصحاب امام جعفر صادق است و می*گوید: «از من ۱۱ دعا ساقط شده و من ۶۴ دعا را روایت می*کنم». متوکل مجموعه*ای را که در اختیار داشته به امام صادق عرضه کرده و با نوشته امام محمد باقر مقابله می*کند و هیچ تفاوتی بین آنها نمی*یابد
    او از مجموعه ۷۵ دعای صحیفه، ۶۴ دعا را می*نویسد که در مجموعة حاضر تنها ۵۴ دعای آن موجود است

    در روایت محمد بن احمد بن مسلم مطهری فقط ۵۴ دعا چنانکه امروزه هم از صحیفه می*بینیم موجود است. بنابراین از اصل صحیفه ۲۱ دعا افتاده*است و در حال حاضر آنچه از صحیفه کامله سجادیه باقی مانده*است، همین ۵۴ دعاست

    صحیفه از پر نسخه*ترین کتابهای حدیثی است. نسخه*های خطی این کتاب در ایران بیش از سه هزار نسخه*است اگر چه بسیاری از این نسخ، برگرفته از نسخه مجلسی اول است و بدین سبب این نسخه*ها تفاوت چندانی با هم ندارند مجلسی اول تعداد طریق خود به صحیفه را بیش از ۶۵۰ هزار طریق می*دان با این حال فصاحت و بلاغت صحیفه حاکی از آن است که نمی*تواند کلام غیر معصوم باشد


    شروح:

    حواشی و شروح زیادی بر این کتاب نوشته شده که تعدادشان از شصت تجاوز می*کند و از آن جلمه
    شرح محقق ثانی (به عربی است)
    شرح کفعمی
    شرح شیخ بهائی (بنام حدائق الصالحین)
    شرح فارسی ملا محمد هادی مترجم مازندرانی
    شرح میرداماد (بنام الفوائد)
    شرح محمد باقر مجلسی
    شرح سید علی خان (بنام ریاض السالکین)
    شرح صحیفه لاهیجی اثر قطب الدین شریف لاهیجی



    به تالار عمومي مذهبي سايت كوچولو خوش اومدين

    در اين بخش سعي مي كنيم ادعيه اي كه از صحيفه سجاديه

    داريم را به ترتيب قرار بدهيم

    اميدوارم مفيد واقع شود

    با تشكر

    ویرایش توسط Hanieh-94 : 2013.09.06 در ساعت 23:23



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  2. 3
  3. #2
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 1 :

    دعا در ستايش خداي عزوجل




    وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اذا ابتَدأ بِالدّعاءِ بدأ
    بالتحميد لِلَّه عزَّوجل و الثَّنَاءِ عَلَيه فقال:
    اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ، وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ يَكُونُ
    بَعْدَهُ، الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرينَ، وَعَجَزَتْ
    عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفينَ. اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً،
    وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى‏ مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ اِرادَتِهِ،
    وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ، لايَمْلِكُونَ تَأْخيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ
    اِلَيْهِ، وَ لايَسْتَطيعُونَ تَقَدُّماً اِلى‏ ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ، وَجَعَلَ لِكُلِّ
    رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لايَنْقُصُ مَنْ
    زادَهُ ناقِصٌ، وَ لايَزيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ، ثُمَّ ضَرَبَ
    لَهُ فِى الْحَيوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً، وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً،
    يَتَخَطَّأُ اِلَيْهِ بِاَيّامِ عُمُرِهِ،وَ يَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ، حَتّى‏ اِذا بَلَغَ
    َقْصى‏ اَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ اِلى‏ ما نَدَبَهُ
    اِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِهِ، اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ، لِيَجْزِىَ الَّذينَ
    اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى‏، عَدْلاً
    مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ، وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ، لايُسْئَلُ عَمَّا
    يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ. وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ
    مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى‏ ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ، وَاَسْبَغَ
    عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ،
    وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ، وَ لَوْ كانُوا كَذلِكَ لَخَرَجُوا
    مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِيَّةِ اِلى‏ حَدِّ الْبَهيمِيَّةِ،فَكانُوا كَما وَصَفَ فى
    مُحْكَمِ كِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبيلاً».
    وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ، وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُكْرِهِ، وَ فَتَحَ
    لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ، وَ دَلَّنا عَلَيْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ
    فى تَوْحيدِهِ، وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّكِّ فى اَمْرِهِ، حَمْداً
    نُعَمَّرُ بِهِ فيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى‏
    رِضاهُ وَعَفْوِهِ، حَمْداً يُضى‏ءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ، وَيُسَهِّلُ
    عَلَيْنا بِهِ سَبيلَ الْمَبْعَثِ، وَ يُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ
    الْاَشْهادِ، يَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ
    لايُظْلَمُونَ، يَوْمَ لايُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لاهُمْ
    يُنْصَرُونَ،حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا اِلى‏ اَعْلى‏ عِلِّيّينَ فى كِتابٍ مَرْقُومٍ
    يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ، حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُيُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ،
    و تَبْيَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ، حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ
    مِنْ اَليمِ ناراللَّهِ اِلى‏ كَريمِ جِوارِاللَّهِ، حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِكَتَهُ
    الْمُقَرَّبينَ، وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِياءَهُ الْمُرْسَلينَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتى
    الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ، وَ اَجْرى‏ عَلَيْنا طَيِّباتِ الرِّزْقِ،
    وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلى‏ جَميعِ الْخَلْقِ، فَكُلُّ خَليقَتِهِ
    مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ، وَصآئِرَةٌ اِلى‏ طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ
    الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَيْهِ، فَكَيْفَ نُطيقُ حَمْدَهُ؟
    اَمْ مَتى‏ نُؤَدّى شُكْرَهُ؟! لا، مَتى‏! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَكَّبَ
    فينا الاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ
    الْحَيوةِ، وَاَثْبَتَ فينا جَوارِحَ الْاَعْمالِ، وَ غَذّانا بِطَيِّباتِ الرِّزْقِ،
    وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ، وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ، ثُمَّ اَمَرَنا لِيَخْتَبِرَ طاعَتَنا،
    وَنَهانا لِيَبْتَلِىَ شُكْرَنا، فَخالَفْنا عَنْ‏طَريقِ اَمْرِهِ،وَ رَكِبْنا مُتُونَ
    زَجْرِهِ، فَلَمْ يَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ يُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ
    تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً، وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.
    وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْ‏نُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ،
    فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا، وَ جَلَّ
    اِحْسانُهُ اِلَيْنا، وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنا، فَماهكَذا كانَتْ سُنَّتُهُ فِى
    التَّوْبَةِ لِمَنْ كانَ قَبْلَنا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَ
    لَمْ‏يُكَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً، وَ لَمْ‏يُجَشِّمْنا اِلاّ يُسْراً، وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا
    حُجَّةً وَ لا عُذْراً، فَالْهالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ، وَالسَّعيد
    مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَيْهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى‏ مَلآئِكَتِه
    اِلَيْهِ، وَاَكْرَمُ خَليقَتِهِ عَلَيْهِ، وَاَرْضى‏ حامِدِيهِ لَدَيْهِ، حَمْداً
    يَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى‏ جَميعِ خَلْقِهِ،
    الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى‏ جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ
    وَالْباقينَ، عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاَشْيآءِ، وَمَكانَ
    كُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى‏
    يَوْمِ الْقِيمَةِ، حَمْداً لامُنْتَهى‏ لِحَدِّهِ، وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ، وَلا
    مَبْلَغَ لِغايَتِهِ، وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ، حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً اِلى‏
    طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَبَاً اِلى‏ رِضْوانِهِ، وَ ذَريعَةً اِلى‏ مَغْفِرَتِهِ،
    وَ طَرِيقاً اِلى‏ جَنَّتِهِ، وَ خَفيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ،
    لاتَزُولُ، وَ مَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ.والْحَمْدُ لِلَّهِ
    وَ ظَهيراً عَلى‏ طاعَتِهِ، وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً
    عَلى‏ تَاْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ،حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ
    مِنْ اَوْلِيآئِهِ، وَ نَصيرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُيُوفِ اَعْدآئِهِ،
    اِنَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ




    دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت به سپاس و حمد
    خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت:
    حمد خدائى را كه اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بى‏آنكه پس از او آخرى
    باشد، خدايى كه ديده بينندگان از ديدنش قاصر، و انديشه
    و فهم وصف كنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفريدگان را ايجاد كرد،
    و آنان را براساس اراده خود صورت بخشيد، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود،
    و در مسير محبت و عشق به خود برانگيخت، موجودات هستى از حدودى كه
    براى آنان معين فرموده قدمى پيش و پس نتوانند نهاد، و براى هر يك از آنان
    روزى معلوم و قسمت شده‏اى از باب لطف قرار داد، هر آن كس را كه روزى فراوان
    داده احدى نمى‏تواند بكاهد، و هر آن كس را كه روزى كاسته هيچ كس نتواند بيفزايد، آنگاه
    زندگى او را زمانى معين مقدّر فرمود، و پايانى محدود قرار داد،
    كه با ايام عمر به‏سوى آن پايان قدم برمى‏دارد، و با سالهاى زندگيش به آن نزد‏يك مىگردد، تا چون
    به‏آخر آن رسيد، و پيمانه زمانش لبريز شد، جانش را مى‏گيرد و او را به سوى آنچه بدان خدايش خوانده
    از ثواب بسيار يا عذاب دردناك راهى مى‏كند، تا از پى عدالت خود
    بدكاران را به كردار بدشان و نيكوكاران را به عمل صالحشان جزا دهد،
    منزّه است نام‏هاى او، و پى‏درپى است نعمت‏هاى وى، كسى را نرسد كه او را
    را از كرده‏اش باز پرسد، ولى همه در معرض پرسش او باشند. و سپاس خداى را كه اگر عبادش
    را از معرفت سپاسگزارى بر عطاياى پياپى كه به آنان داده، و نعمت‏هاى پيوسته
    كه بر ايشان كامل ساخته محروم مى‏نمود نعمت‏هايش را صرف نموده و سپاس نمى‏گزاردند،
    و در روزى او فراخى مى‏يافتند و شكر نمى‏كردند، و اگر چنين مى‏بودند از حدود
    انسانيت بيرون شده به مرز حيوانيت مى‏رسيدند،و چنان مى‏بودند كه در
    كتاب محكمش فرموده: «ايشان جز به چارپايان نمانند بلكه از آنان گمراه‏ترند.»
    سپاس خداى را بر آنچه از وجود مباركش به ما شناسانده، و بر آنچه از شكرش به ما الهام فرموده، و بر
    آن درهاى دانش كه به پروردگاريش بر ما گشوده، و براخلاص‏ورزى در
    توحيد و يگانگيش ما را رهنمون شده، و قلب ما را از الحاد و شك در كار خودش دور داشته، چنان سپاسى
    كه با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانيم، و با آن بر هر كه به خشنودى و بخشايش
    او پيشى جسته سبقت گيريم، سپاسى كه تيرگيهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن كند، و راه رستاخيز را
    به سبب آن بر ما آسان نمايد، و موقعيت و جايگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند
    گرداند، در روزى كه همه سزاى عمل خود بينند بدون آنكه بر كسى
    ستمى رود، روزى كه هيچ دوستى چيزى از عذاب و كيفر را از دوست خود دفع نكند و ستمكاران
    يارى نشوند، سپاسى كه از جانب ما در پرونده‏اى كه وضع نيكبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او
    گواهان آنند به اعلى عليّين بالا رود، سپاسى كه چون چشم‏ها در آن روز خيره شود سبب
    روشنى ديده ما گردد، و هنگامى كه چهره‏ها سياه شود صورت ما به نورانيت آن سپيد گردد، سپاسى كه ما را
    از آتش دردناك حق آزاد و در جوار كرم نامتناهيش جاى دهد،
    شويم و درپيشگاه عنايتش جاى را بر ايشان تنگ كنيم، و به وسيله آن در سراى ماندگارى جاويد
    و جايگاه سرمدى او كه دگرگونى نپذيرد به صف پيامبران مرسل او متصل گرديم. و سپاس خداى را
    يا چه زمانى مى‏توانيم شكرش را بجاى آوريم؟ هيچگاه! و سپاس خداى را كه در پيكر ما ابزار گشودن
    اندام را سوار كرد، و آلات بستن آنها را مقرر فرمود، و ما را از نسيمهاى حياتبخش
    بهره‏مند كرد، و اعضاى انجام دادن كار به ما مرحمت فرمود، و ما را با روزيهاى پاكيزه خوراك داد،
    و به فضلش ما را بى‏نياز كرد، و به عطاى خود سرمايه بخشيد، آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداريمان را بسنجد،
    و از انجام محرمات نهى فرمود تا شكر ما را بيازمايد، بعد از اين همه لطف از فرمانش سر پيچيديم، و بر مركب محرماتش
    سوار شديم، با اين همه به عقوبت ما شتاب ننمود،و بر انتقام ما عجله نكرد، بلكه
    از سرِ رحمت و از باب كرم با ما مدارا فرمود، و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار كشيد.
    سپاس خداى را كه ما را به توبه و بازگشت راهنمايى كرد كه اين حقيقت را جز از عطاى او نيافتيم،
    اگر همين يك عنايت را از فضل او به حساب آوريم هر آينه اِنعام او درباره ما نيكو، و احسانش
    در حق ما بزرگ، و بخشش او بر ما عظيم است، زيرا روش او در پذيرش
    توبه در رابطه با گذشتگان چنين نبوده، بدون شك آنچه را در توانايى ما نبوده از ما برداشته،و
    جز در خور امكان ما به ما تكليف نفرموده، و ما را به غير از كار آسان وانداشته، و در اين زمينه براى هيچ كدام از ما
    حجت و بهانه‏اى باقى نگذاشته، پس در ميان ما بدبخت كسى است كه برخلاف رضاى او ترك طاعت كند، و خوشبخت
    از ما كسى است كه به سوى او توجه نمايد. و سپاس خداى را به كلّ آن سپاسى كه نزديكترين ملائكه
    به او، و گرامى‏ترين آفريدگان نزد او، و پسنديده‏ترين ستايشگران آستان او. وى را ستوده‏اند، سپاسى
    بالاتر از سپاس ديگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات، و او را
    سپاس و حمد دربرابر تمام نعمت‏هاى او كه به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش
    كه هستند و مى‏آيند دارد، سپاسى به عدد تمام اشياء كه دانش او بر آن احاطه دارد،
    و چندين مقابل هر يك از آنها به طور جاويد و هميشگى
    تا روز قيامت، سپاسى كه حدش را پايانى، و شماره آن را حسابى، و پايان
    آن را نهايتى، و مدت آن را انقطاعى نباشد، سپاسى كه باعث رسيدن به
    طاعت و بخشش او، و سبب رضا و خشنودى او، و وسيله آمرزش او،
    و راه به سوى بهشت او، و پناه از انتقام او، و ايمنى از غضب او،
    و يار و مددكار بر طاعت او، و مانع از معصيت او، و كمك بر
    اداء حق و وظائف حضرت او باشد، سپاسى كه به سبب آن در گروه نيكبختان
    از دوستانش درآئيم، و در سلك شهيدان به شمشير دشمنانش قرار گيريم،
    كه همانا حضرت او يارى دهنده و ستوده است









    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  4. #3
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض


    دعاي شماره 2:

    دعا بر محمـــد و آل محمـــــــد




    و كان مِن دعائِهِ عليه‏السلام بعدَ هذا التحميد فى‏

    دعای آن حضرت پس از این ستایش
    الصَّلوة عَلى رَسول اللّه صلى‏اللّه عليه و آله
    در درود بر رسول خدا


    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى مَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ -

    سپاس خدايى را كه بر ما منّت نهاد به وجود محمّد (ص)

    دُونَ الْاُمَمِ الْماضِيَةِ، وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتى

    در ميان امّت‏هاى گذشته و قرون سپرى شده، به قدرت و توانى كه

    لاتَعْجِزُ عَنْ شَىْ‏ءٍ وَ اِنْ عَظُمَ، وَ لايَفُوتُها شَىْ‏ءٌ وَ اِنْ لَطُفَ،

    از هيچ چيز هر چند بزرگ، ناتوان نباشد، و هيچ چيز هر چند كوچك از نظرش نهان نماند.

    فَخَتَمَ بِنا عَلى‏ جَميعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنا شُهَدآءَ عَلى‏ مَنْ

    و ما را خاتم همه امّتها قرار داد، و بر منكران حق و حقيقت

    جَحَدَ، وَ كَثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلى‏ مَنْ قَلَّ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ

    گواه گرفت، و ما را از باب ايثار نعمت بر آنان كه اندك بودند فزونى بخشيد. بارالها، پس

    درود فرست بر محمد كه


    اَمينِكَ عَلى‏ وَحْيِكَ، وَ نَجيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَصَفِيِّكَ مِنْ

    امين وحى تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده پسنديده در ميان

    عِبادِكَ، اِمامِ الرَّحْمَةِ، وَ قائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتاحِ الْبَرَكَةِ، كَما

    عبادِ توست، آن پيشواى رحمت، و قافله‏سالار خوبى، و كليد بركت، چنان كه

    نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ، وَ عَرَّضَ فيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ، وَكاشَفَ

    او جان خويش را براى اجراى فرمان تو به زحمت انداخت، و در راه تو بدنش را هدف ناراحتى

    قرار داد، و دردعوت


    فِى الدُّعآءِ اِلَيْكَ حآمَّتَهُ، وَ حارَبَ فى رِضاكَ اُسْرَتَهُ، وَ قَطَعَ

    به سوى تو با نزديكانش درافتاد، و براى خشنودى تو با قبيله خود جنگيد، و در راه احياء

    فى اِحْيآءِ دينِكَ رَحِمَهُ، وَاَقْصَى الْاَدْنَيْنَ عَلى‏ جُحُودِهِمْ،

    دينت رشته خويشاوندى خود را گسيخت، و نزديكترين بستگان خود را به علّت انكار حق

    از خويش دور كرد،


    وَقَرَّبَ الْاَقْصَيْنَ عَلَى‏اسْتِجابَتِهِمْ لَكَ، وَ والى‏ فيكَ الْاَبْعَدينَ،

    و دورترين مردم را به‏خاطر قبول دين توبه خود نزديك فرمود، و محض‏تو با دورترين مردم

    دوستى كرد،


    وَ عادى‏ فيكَ الْاَقْرَبينَ، وَ اَدْاَبَ نَفْسَهُ فى تَبْليغِ رِسالَتِكَ،

    و با نزديكترين آنان دشمنى نمود، و جانش را در رساندن پيام تو خسته كرد،

    وَاَتْعَبَها بِالدُّعآءِ اِلى‏ مِلَّتِكَ، وَ شَغَلَها بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ

    و به جهت فراخواندن مردم به آئين تو به زحمت افكند، و به نصيحت نمودن پذيرندگان

    دَعْوَتِكَ، وَ هاجَرَ اِلى‏ بِلادِ الْغُرْبَةِ وَ مَحَلِّ النَّاْىِ عَنْ

    دعوتت مشغول ساخت، تا آنجا كه به ديار غربت و محل دور از

    مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَاْنَسِ

    اهل و عشيره و مركز سكونت و نشو و نما و تولّد و آرامگاه جانش هجرت

    نَفْسِهِ، اِرادَةً مِنْهُ لِاِعْزازِ دينِكَ، وَاسْتِنْصاراً عَلى‏ اَهْلِ الْكُفْرِ

    نمود، خواست او اين بود كه دين تو را عزيز كند، و بر عليه كافران يارى

    بِكَ، حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ ما حاوَلَ فى اَعْدآئِكَ، وَاسْتَتَمَّ لَهُ ما دَبَّرَ

    جويد، تا جايى كه هر چه درباره دشمنانت اراده كرده بود با پايدارى به دست آورد، و آنچه در مورد

    عاشقانت تدبير نموده بود


    فى اَوْلِيآئِكَ، فَنَهَدَ اِلَيْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِكَ، وَمُتَقَوِّياً عَلى‏

    انجام گرفت. پس در حالى كه از تو كمك مى‏خواست، ودر ضعف خود ازتو نيرو مى‏گرفت به‏

    جنگ كافران


    ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ، فَغَزاهُمْ فى عُقْرِ دِيارِهِمْ، وَ هَجَمَ عَلَيْهِمْ

    برخاست، و تا پايان برنامه در پايگاه ديارشان مبارزه نمود، و در ميان قرارگاهشان بر آنان

    فى بُحْبُوحَةِ قَرارِهِمْ، حَتّى‏ ظَهَرَ اَمْرُكَ، وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ،

    هجوم برد، تا فرمانت آشكار، و كلمه‏ات برترى يافت،

    وَ لَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِما كَدَحَ فيكَ اِلَى الدَّرَجَةِ

    گرچه مشركان‏را خوشايند نبود. بارالها، مرتبه‏او رابه‏سبب زحماتى‏كه در راه تو كشيد

    به بالاترين درجات


    لْعُلْيا مِنْ جَنَّتِكَ، حَتّى‏ لايُساوى‏ فى مَنْزِلَةٍ، وَ لايُكافَأَ

    بهشت بالا بر، تا اندازه‏اى كه هيچ كس در هيچ مقام و منزلت با او يكسان نباشد، و در هيچ

    فى مَرْتَبَةٍ، وَ لايُوازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَ لانَبِىٌّ

    مرتبه با حضرتش برابر نگردد، و در آستانت هيچ ملك مقرب و پيامبر

    مُرْسَلٌ، وَ عَرِّفْهُ فى اَهْلِهِ الطّاهِرينَ وَ اُمَّتِهِ الْمُؤْمِنينَ مِنْ

    مرسل با او برابرى نكند، و قبول شفاعتش را در اهل بيت پاكيزه‏اش و مؤمنان از

    حُسْنِ الشَّفاعَةِ اَجَلَّ ما وَعَدْتَهُ، يا نافِذَ الْعِدَةِ، يا وافِىَ

    امّتش بيش از آنچه به‏او وعده فرموده‏اى به او اعلام فرما، اى خدايى كه وعده‏ات نافذ است،

    اى آن كه عهدت


    الْقَوْلِ، يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ، اِنَّكَ

    وفا است، اى مولايى كه بديها را به چندين برابر به خوبيها تبديل مى‏كنى، همانا كه تو

    ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ.

    صاحب فضل عظیمی












    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  5. #4
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 3:

    دعاي انحضرت بر حاملان عرش


    وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام فى الصَّلوةِ عَلى‏ حَمَلَةِ

    دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان
    الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ‏
    عرش و تمام فرشتگان مقرب

    اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ، وَ

    بارالها و حاملان عرشت كه از تسبيح تو سست نمى‏شوند، و

    لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ، وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ،

    از تقديست ملول نمى‏گردند، و از عبادتت وانمى‏مانند،

    وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ، وَ لايَغْفُلُونَ

    و در اجراى فرمانت كوتاهى را بر كوشش انتخاب نمى‏نمايند، و از شيفتگى به سوى تو

    عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ، وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ، الشّاخِصُ

    غافل نمى‏گردند، و اسرافيل صاحب صور كه چشم به راه اجازه

    الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ، وَ حُلُولَ الْاَمْرِ، فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ

    و فرمان توست تا در صور بدمد و بدين برنامه افتادگان

    صَرْعى‏ رَهآئِنِ الْقُبُورِ، وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ، وَالْمَكانِ

    به زندان گور را از خواب مرگ بيدار كند، و ميكائيل كه نزد تو بلند مرتبه، و به خاطر

    الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ، وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى‏ وَحْيِكَ،الْمُطاعُ

    طاعت تو داراى مكانى رفيع است، و جبرئيل امين وحى تو، كه در بين اهل

    فى اَهْلِ سَمواتِكَ، الْمَكينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ، وَالرُّوحُ

    آسمانهاى تو مورد اطاعت است، و در پيشگاهت ارجمند، و به درگاهت مقرّب، و روح

    الَّذى هُوَ عَلى‏ مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ، وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ،

    كه بر فرشتگان حجب گمارده است، و آن روح كه از امر توست،

    فَصَلِّ عَلَيْهِمْ، وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ، مِنْ سُكّانِ

    پس بر همه آنان درود فرست، و همچنين بر فرشتگانى كه از نظر مقام پائين‏تر از ايشانند ازساكنان

    سَمواتِكَ، وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى‏ رِسالاتِكَ، وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ

    آسمانهايت، و امين بر پيامهايت، و آن فرشتگانى كه از كوشش و كار

    سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ، وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ، وَ لا تَشْغَلُهُمْ

    ملول نمى‏شوند، و از هيچ زحمتى وامانده و سست نمى‏گردند، و خواسته‏ها ايشان را

    عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ، وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ

    از تسبيح تو باز نمى‏دارد، و سهو ناشى از غفلت‏ها آنان را از بزرگداشت تو جدا

    الْغَفَلاتِ، الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ، فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ،

    نمى‏كند، ديدگان به خشوع فرو هشته‏اند، و اراده نگريستن به انوار جلالت نمى‏نمايند،

    النَّواكِسُ الْاَذْقانِ، الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ،

    سرها به زير افكنده‏اند، آنان كه عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پايانى نيست،

    الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ، وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ

    شيفته ياد نعمت‏هاى تواند، و در برابر بزرگى و جلال كبريائيت

    وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ، وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى‏ جَهَنَّمَ تَزْفِرُ

    متواضعند، و بر آن فرشتگان كه چون دوزخ را بر گنهكاران خروشان

    عَلى‏ اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ: سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ،

    ببينند مى‏گويند: اى خداى منزه و پاكيزه، ما تو را چنان كه سزاوار توست عبادت نكرديم،

    فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ، وَ اَهْلِ

    پس بر همه آنان درود فرست، و نيز بر روحانيان از ملائكه‏ات، و اهل

    الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ، وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى‏ رُسُلِكَ، وَالْمُؤْتَمِنينَ

    منزلت و قرب در پيشگاهت، و حاملان پيام غيب به سوى فرستادگانت، و امينان

    عَلى‏ وَحْيِكَ، وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ

    بر وحيت، و اصناف فرشتگانى كه آنان را به خود اختصاص

    لِنَفْسِكَ، وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ،

    داده‏اى، و به وسيله تقديس خود ايشان را از خوردنى و آشاميدنى بى‏نياز نموده‏اى،

    وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ، وَالَّذينَ عَلى‏ اَرْجآئِها

    و در اندرون طبقات آسمانهايت مسكن داده‏اى، و بر آن فرشتگان كه چون فرمانت به انجام

    اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ، وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ

    وعده‏ات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند، و بر خزانه‏داران باران، و حركت دهندگان

    السَّحابِ، وَالَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ،

    ابر، و بر آن مَلَكى كه از فرياد زجرش غرّش رعدها شينده شود،

    وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ،

    و چون ابر خروشان به وسيله او به شنا درآيد شعله‏هاى برق درخشيدن گيرد،

    وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ،

    و برفرشتگانى‏كه دانه‏هاى برف وتگرگ را بدرقه مى‏كنند، وملائكه‏اى كه همراه قطرات باران فرود مى‏آيند،

    وَالْقُوَّامِ عَلى‏ خَزآئِنِ الرِّياحِ، وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ،و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه

    و بر آنان كه وكيل خزينه‏هاى بادند، و آنان كه بر كوهها گماشته شده‏اند تا از جا در نروند،و بر آنان که وزن آبها,

    وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها، وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى‏ اَهْلِ الْاَرْضِ

    و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموخته‏اى، و بر فرشتگانى كه به‏سوى اهل زمين گسيل مى‏شوند و

    بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ، وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ،وَالسَّفَرَةِ

    گرفتارى ناخوشايند و گشايش خوشايند براى آنان مى‏آورند، و بر سفيران

    الْكِرامِ الْبَرَرَةِ، وَالْحَفَظَةِالْكِرامِ‏ا ْكاتِبينَ، وَ مَلَكِ الْمَوْتِ

    بزرگوار نيكوكار، و فرشتگان بزرگوارى كه حافظ عمل مردم و نويسنده آنند، و بر فرشته مرگ

    وَ اَعْوانِهِ، وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ، وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ، وَالطّآئِفينَ

    و يارانش، و منكَر و نكير، و بر رومان آزمايش كننده مردگان در گور، و بر طواف كنندگان

    بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ، وَ مالِكٍ، وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ، وَ سَدَنَةِ

    بيت‏المعمور، و بر مالك، و بر خازنان دوزخ و بر رضوان، و خدمتگزاران

    الْجِنانِ، وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ

    بهشت، و بر فرشتگانى كه خدا را در آنچه امر مى‏كند مخالفت نمى‏نمايند، و مأموريت خود را

    مايُؤْمَرُونَ، وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ

    به نحو احسن انجام مى‏دهند، و بر فرشتگانى كه به اهل بهشت مى‏گويند: سلام بر شما به خاطر آنكه صبركرديد، پس

    عُقْبَى الدّارِ، وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ

    نيكوسرايى است خانه آخرت براى شما، و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ كه چون به آنان فرمانرسد: او را بگيريد و به زنجير كشيد سپس

    الْجَحيمَ صَلُّوهُ، ابْتَدَرُوهُ سِراعاً، وَلَمْ يُنْظِرُوهُ، وَ مَنْ

    به آتش درافكنيد، به سرعت دستگيرش كنند و به او مهلت ندهند، و بر

    اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ‏نَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ، وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ،

    هر فرشته‏اى كه نامش را ياد نكرده‏ايم، و از قدرش در پيشگاه تو خبر نداريم، و نمى‏دانيم او را به چه كارى گماشته‏اى،

    وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ، وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ،

    و بر آن فرشتگانى كه ساكن هوا و زمين و آبند، و به هر كدام از آنان كه موكّل آفريدگانند،

    فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ،

    پس بر همه آنان درود فرست در روزى كه هركس با دو فرشته يكى راننده و ديگرى گواه مى‏آيد،

    وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى‏ كَرامَتِهِمْ،

    و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,

    وَ طَهارَةً عَلى‏ طَهارَتِهِمْ. اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى‏

    و بر طهارتشان طهارت اضافه کند بارالها به وقتیکه بر

    مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ، وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ، فَصَلِّ

    فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی,به علت آن گفتار نیکو

    عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ،

    که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,

    اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.

    که تو بخشنده و بزرگواری.




    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  6. #5
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض


    دعاي شماره 4 :

    دعاي آنحضرت برآنان که به پيامبران ايمان آورده اند




    و كانَ مِن دعائهِ عليه‏السلام فى الصّلوة على اَتْباعِ‏

    دعای آن حضرت در درود بر پیروان

    الرُّسُلِ و مُصَدّقيهِمْ

    و ایمان آورندگان به ایشان

    اَللَّهُمَّ وَ اَتْباعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ اَهْلِ الْاَرْضِ بِالْغَيْبِ

    بارالها، و پيروان انبياء و تصديق كنندگان ايشان از مردم روى زمين كه تصديقشان از عمق قلب بود،

    عِنْدَ مُعارَضَةِ الْمُعانِدينَ لَهُمْ بِالتَّكْذيبِ وَالْاِشْتِياقِ اِلَى

    آنهم به وقتى كه دشمنان به جهت معارضه در مقام تكذيب آنان برآمدند، ولى مؤمنان به سبب حقايق ايمانيه

    الْمُرْسَلينَ بِحَقآئِقِ الْايمانِ، فى كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمانٍ اَرْسَلْتَ فيهِ

    مشتاقانه به انبياء روى آوردند، در هر عصر و زمانى كه پيامبرى

    رَسوُلاً، وَ اَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَليلاً، مِنْ لَدُنْ ادَمَ اِلى‏ مُحَمَّدٍ - صَلَّى اللَّهُ

    فرستادى، و براى جامعه چراغ راه قرار دادى، از زمان آدم تا دوران محمد - درود خدا

    عَلَيْهِ وَالِهِ - مِنْ اَئِمَّةِ الْهُدى‏، وَ قادَةِ اَهْلِ التُّقى‏ -، عَلى‏ جَميعِهِمُ

    بر او و آلش باد - از رهبران هدايت، و جلوداران اهل تقوا - كه بر همه آنان

    السَّلامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوانٍ. اَللَّهُمَّ وَاَصْحابُ

    سلام باد - خداوندا تمام آنان را از جانب خود به آمرزش و رضايت مخصوص گردان. بارالها و به خصوص اصحاب

    مُحَمَّدٍ خآصَّةًالَّذينَ اَحْسَنُواالصَّحابَةَ، وَالَّذينَ اَبْلَوُاالْبَلآءَ

    محمد (ص) آنان كه شرط مصاحبت او را به خوبى پاس داشتند، و آنان كه در يارى آن

    اَلْحَسَنَ فى نَصْرِهِ، وَ كانَفُوهُ، وَ اَسْرَعُوا اِلى‏ وِفادَتِهِ،

    حضرت به سعى نيكو برخاستند، و حضرتش را يارى دادند، و براى قرار دادنش به صحنه قدرت شتافتند،
    وَ سابَقُوا اِلى‏ دَعْوَتِهِ، وَاسْتَجابُوا لَهُ حَيْثُ اَسْمَعَهُمْ

    و براى قبول دعوتش بر يكديگر سبقت گرفتند، و چون دليل رسالت‏هاى خود را به گوش آنان رساند

    حُجَّةَ رِسالاتِهِ، وَ فارَقُوا الْاَزْواجَ وَالْاَوْلادَ فى اِظْهارِ كَلِمَتِهِ،

    دعوتش را پذيرفتند و در راه اعلاء كلمه‏اش از همسران و فرزندان خود دورى جستند،

    وَقاتَلُوا الْابآءَ وَالْاَبْنآءَ فى‏تَثْبيتِ نُبُوَّتِهِ، وَانْتَصَرُوا بِهِ، وَمَنْ

    و با پدران و فرزندان خودبراى برقرارى نبوّتش نبرد كردند، و به بركت وجود او در آن نبردها پيروز شدند.

    كانُوا مُنْطَوينَ عَلى‏ مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فى مَوَدَّتِهِ،

    و آنان كه در عمق دلشان مهر او را مى‏پروردند و در عشق او به تجارتى اميد داشتند كه كسادى و ضرر در آن راه نداشت،

    وَالَّذينَ هَجَرَتْهُمُ الْعَشآئِرُ اِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَانْتَفَتْ مِنْهُمُ

    و يارانى كه وقتى دل به او بستند قبائل و عشائرشان از آنان دورى جستند، و زمانى كه در

    الْقَراباتُ اِذْ سَكَنُوا فى ظِلِّ قَرابَتِهِ، فَلاتَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ ماتَرَكوُا

    سايه قرابت او آرميدند دودمان آنان پيوند قرابت گسيختند، بارالها پس براى اصحاب محمد آنچه را براى

    لَكَ وَفيكَ، وَاَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوانِكَ، وَ بِما حاشُوا الْخَلْقَ

    تو و در راه تو از دست دادند از نظرلطف دور مدار، و آنان را از خشنوديت خشنود ساز، و نيز به خاطر آنكه

    عَلَيْكَ، وَ كانوُا مَعَ رَسوُلِكَ دُعاةً لَكَ اِلَيْكَ، وَاشْكُرْهُمْ

    مردم را پيرامون دينت جمع كردند، وبا فرستاده تو در دعوت خلق هم‏آواز بودند، و آنان را

    عَلى‏ هَجْرِهِمْ فيكَ دِيارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ

    به خاطر اينكه در راه تو از شهر و ديار قوم خود دورى گزيدند، و از فراخى معيشت به‏

    الْمَعاشِ اِلى‏ ضيقِهِ، وَ مَنْ كَثَّرْتَ فى اِعْزازِ دينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ.

    سختى در افتادند، و آن افراد بسيارى را كه براى بزرگداشت دين تو ستمها ديدند پاداش عنايت فرما.

    اَللَّهُمَّ وَ اَوْصِلْ اِلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ، الَّذينَ يَقُولُونَ:

    بارالها و به پيروان اصحاب در ايمان و اخلاق و عمل، آنان كه مى‏گويند:

    «رَبَّنااغْفِرلَنا وَ ِلاِخْوانِنَا الَّذينَ‏سَبَقُونا بِالاْيمانِ» خَيْرَ جَزآئِكَ،

    «الهى ما و آن برادران ما را كه به ايمان بر ما پيشى جستند بيامرز»، بهترين اجر و مزد خود را ارزانى دار،

    الَّذينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَّرَوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلى‏

    همانان كه راه و روش اصحاب را پيش گرفتند، و طريقه آنان را طلبيدند، و به منش آنان زندگى را

    شاكِلَتِهِمْ، لَمْ‏يَثْنِهِمْ رَيْبٌ فى بَصيرَتِهِمْ، وَ لَمْ‏يَخْتَلِجْهُمْ

    آهنگ دادند، در حالى كه هيچ شك و شبهه‏اى آنان را از عقيده‏شان برنگرداند، و در پيروى از

    شَكٌّ فى قَفْوِ اثارِهِمْ، وَالْايتِمامِ بِهِدايَةِ مَنارِهِمْ، مُكانِفينَ

    آثار اصحاب و اقتداء به نشان هدايتشان - هيچ شكى خاطرشان را پريشان نكرد، ياران

    وَ مُوازِرينَ لَهُمْ، يَدينُونَ بِدينِهِمْ، وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ،

    و ياوران ايشان بودند، در دين موافق آنان - بودند، و به راه و روش آنان مى‏رفتند،

    يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ، وَ لايَتَّهِمُونَهُمْ فيما اَدَّوْا اِلَيْهِمْ. اَللَّهُمَّ

    درباره اتفاق نظر داشتند، و به آنان در برنامه‏هائى كه از رسول خدا خبر دادند بدگمان نبودند. بارالها

    وَ صَلِّ عَلَى التّابِعينَ مِنْ يَوْمِنا هذا اِلى‏ يَوْمِ الدّينِ، وَ عَلى‏

    از امروز تا روز قيامت از جانب خودت بر تابعين و

    اَزْواجِهِمْ وَ عَلى‏ ذُرِّيّاتِهِمْ وَ عَلى‏ مَنْ اَطاعَكَ مِنْهُمْ، صَلوةً

    همسران و فرزندانشان درود فرست و بر هر كس از آنان كه اطاعت تو كرده، درودى كه به سبب

    تَعْصِمُهُمْ بِها مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فى رِياضِ

    آن ايشان را از معصيت بازدارى، و در باغهاى بهشت خود به آنان گشايش

    جَنَّتِكَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِها مِنْ كَيْدِ الشَّيْطانِ، وَ تُعينُهُمْ بِها عَلى‏

    دهى، و از نيرنگ شيطان در امانشان دارى، و به هر كار نيك كه از تو

    مَااسْتَعانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقيهِمْ طَوارِقَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِلاّ

    مدد جويند توفيقشان دهى، و از حوادث شب و روز حفظشان فرمايى مگر

    طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ، وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلَى اعْتِقادِ حُسْنِ الرَّجآءِ

    از حادثه‏اى كه مژده خير رساند، و به آن درود آنان را بر اعتقاد نيكو برانگيزى تا تنها به تو چشم اميد

    لَكَ، وَالطَّمَعِ فيما عِنْدَكَ، وَ تَرْكِ التُّهْمَةِ فيما تَحْويهِ اَيْدِى

    دوزند، و به آنچه نزد توست دلبسته شوند، و از بدگمانى نسبت به تو در آنچه نزد خلق است

    الْعِبادِ، لِتَرُدَّهُمْ اِلَى الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ

    برحذر باشند، تا چنان كنى كه تنها شوقشان به تو باشد و بيمشان از حضرت تو، و آنان را

    فى سَعَةِ الْعاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ اِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْاجِلِ،

    به فراخى جهان از دست رفتنى بى‏رغبتشان گردانى، و محبت عمل كردن براى آن جهان،

    وَالْاِسْتِعدادَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ، وَتُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ

    و آمادگى براى بعد از مرگ را در دلشان افكنى، و هر مشكلى كه

    يَحُلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْاَنْفُسِ مِنْ اَبْدانِها، وَ تُعافِيَهُمْ

    ايشان را به وقت جان كندن مى‏رسد آسان نمايى، و آنان را

    مِمّا تَقَعُ بِهِ‏الْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُوراتِها، وَ كَبَّةِ النّارِ وَ طُولِ‏الْخُلُودِ

    از هر محذورى كه از فتنه‏ها و محنتها خيزد در عافيت دارى، و از سختى و صدمه آتش دوزخ و طول خلود

    فيها، وَ تُصَيِّرَهُمْ اِلى‏ اَمْنٍ مِنْ مَقيلِ الْمُتَّقينَ.

    در آن معاف گردانى، و آنان را به مقام امن و امان كه جايگاه اهل تقواست منتقل نمايى.











    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  7. #6
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 5 :

    دعاي آنحضرت براي خود و نزديکانش





    وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليه‏السلام لِنَفْسِه وَ لِاَهْلِ وَلايَتِهِ‏

    «دعادرحق خود ودوستانش»

    يا مَنْ لاتَنْقَضى عَجآئِبُ عَظَمَتِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،

    اى كسى كه شگفتى‏هاى عظمتت پايان بردار نيست، بر محمد و آلش درود فرست،

    وَاحْجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ فى عَظَمَتِكَ. وَ يا مَنْ لاتَنْتَهى مُدَّةُ

    و ما را از الحاد و لغزش در عظمتت بازدار. اى آن كه دوران فرمانروائيت را نهايت نيست،

    مُلْكِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ.

    بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از بند عذاب خود رهايى بخش.

    وَ يا مَنْ لاتَفْنى‏ خَزآئِنُ رَحْمَتِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،

    اى كسى كه گنجينه‏هاى رحمتت را فنا نيست، بر محمد و آلش درود فرست،

    وَاجْعَلْ لَنا نَصيباً فى رَحْمَتِكَ. وَ يا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ

    و براى ما از رحمتت نصيب و بهره‏اى قرار ده. اى كه چشمها و ديده‏ها از ديدنت

    الْاَبْصارُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَدْنِنا اِلى‏ قُرْبِكَ. وَ يا مَنْ

    فروماند، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را به عرصه‏گاه قربت نزديك كن. و اى كسى كه

    تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْاَخْطارُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كَرِّمْنا

    در برابر قدر و منزلتت تمام منزلتها كوچك است، بر محمد و آلش درود فرست، و ما را

    عَلَيْكَ. وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاَخْبارِ، صَلِّ عَلى‏

    در پيشگاهت گرامى دار. اى آن كه خبرهاى نهانى در نزدت آشكار است، بر محمد و آلش

    مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ. اَللَّهُمَّ اَغْنِنا عَنْ هِبَةِ

    درود فرست، و ما را نزد خود رسوا مكن. الها ما را به بخشش خود

    الْوَهّابينَ بِهِبَتِكَ، وَاكْفِنا وَحْشَةَ الْقاطِعينَ بِصِلَتِكَ، حَتّى‏

    از بخشش ديگران بى‏نياز ساز، و ترس گسستن ديگران را از ما با پيوستن ما به خودت كفايت فرما، تا

    لانَرْغَبَ اِلى‏ اَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ، وَ لانَسْتَوْحِشَ مِنْ اَحَدٍ مَعَ

    با وجود عطاى تو از ديگرى نخواهيم، و با احسان تو از احدى

    فَضْلِكَ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ كِدْ لَنا وَ

    نهراسيم. بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و در هر كار به نفع ما چاره ساز و

    لاتَكِدْ عَلَيْنا، وَ امْكُرْ لَنا وَ لاتَمْكُرْبِنا، وَ اَدِلْ لَنا وَ لاتُدِلْ

    بر زيان ما چاره مساز، و به سود ما تدبير كن و به ضرر ما تدبير مفرما، و ما را چيره‏گى ده و ديگران را بر ما چيره
    مِنّا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ قِنا مِنْكَ، وَاحْفَظْنا

    مساز. بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از غضب خود حفظ كن، و به عنايت خويش

    بِكَ، وَاهْدِنا اِلَيْكَ، وَ لاتُباعِدْنا عَنْكَ، اِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ،

    نگاه‏دار، و به سوى خود هدايت كن، و از پيشگاه خود دور منما، آن را كه تو حفظ كنى سالم ماند،

    وَ مَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ، وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ اِلَيْكَ يَغْنَمْ. اَللَّهُمَّ صَلِّ

    و آن را كه تو هدايت كنى دانا شود، و آن را كه تو به خود نزديك سازى غنيمت برد. بار خدايا

    عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اكْفِنا حَدَّ نَوآئِبِ الزَّمانِ، وَ شَرَّ مَصآئِدِ

    بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از سختى مصائب زمان، و شرّ دامهاى

    الشَّيْطانِ، وَ مَرارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطانِ. اَللَّهُمَّ اِنَّما يَكْتَفِى

    شيطان، و تلخى قهر سلطان حفظ فرما. بار خدايا بدون شك بى‏نيازان

    الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاكْفِنا،

    به فضل قوّت تو بى‏نيازند، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هر چه غير خودت كفايت كن،

    وَ اِنَّما يُعْطِى الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ

    و به حقيقت كه بخشندگان از افزونى داده‏هاى تو مى‏بخشند، پس بر محمد و آلش - درود

    وَ الِهِ، وَاَعْطِنا، وَ اِنَّما يَهْتَدِى الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ،

    فرست، و از نعمتت بر ما عطا كن، و همانا كه - راه يافتگان - در پرتو نور ذات تو راه مى‏يابند،

    فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاهْدِنا. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ مَنْ والَيْتَ

    پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را هدايت نماى. بارالها هر كه را تو يارى دهى هيچ

    لَمْ‏يَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخاذِلينَ، وَ مَنْ اَعْطَيْتَ لَمْ‏يَنْقُصْهُ مَنْعُ

    خوار كننده‏اى قدرت خوار كردن او را ندارد، و هر كه را تو ببخشى هيچ بازدارنده‏اى قدرت كاستن از عطايت به او

    الْمانِعينَ، وَ مَنْ هَدَيْتَ لَمْ‏يُغْوِهِ اِضْلالُ الْمُضِلّينَ، فَصَلِّ عَلى‏

    او را ندارد، و هر كه را تو هدايت فرمايى گمراه ساختن گمراه كنندگان او را از راه بدر نبرد، پس بر

    مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَامْنَعْنا بِعِزِّكَ مِنْ عِبادِكَ، وَاَغْنِنا عَنْ غَيْرِكَ

    محمد و آلش درود فرست، و بعزّت خود ما را از شر بندگانت بازدار، و به عطايت از غير خود

    بِاِرْفادِكَ، وَاسْلُكْ بِنا سَبيلَ الْحَقِّ بِاِرْشادِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏

    بى‏نياز فرماى، و به وسيله ارشادت ما را به راه حق ببر. بارالها بر

    مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ سَلامَةَقُلُوبِنا فى‏ذِكْرِ عَظَمَتِكَ، وَفَراغَ

    محمد و آلش درود فرست، و سلامت قلوب ما را در ذكر عظمتت، و آسايش

    اَبْدانِنا فى شُكْرِ نِعْمَتِكَ، وَانْطِلاقَ اَلْسِنَتِنا فى وَصْفِ

    بدنهامان را در شكر نعمتت، و روانى زبان ما را در وصف عطايت

    مِنَّتِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ دُعاتِكَ

    قرار بده. بارالها بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را در زمره دعوت‏كنندگان

    الدّاعينَ اِلَيْكَ، وَ هُداتِكَ الدّآلّينَ عَلَيْكَ، وَ مِنْ خآصَّتِكَ

    به سويت قرار بده، و از جمله راهنمايانى كه به تو دلالت و راهنمايى مى‏كنند قرار ده، و در حلقه خاصان

    الْخآصّينَ لَدَيْكَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

    از بندگانت درآر، اى مهربان‏ترين مهربانان.







    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  8. #7
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 6:

    دعاي آن حضرت به وقت صبح و شام




    و كان مِن دعائِه عليه‏السلام عندَ الصَّباح وَالمَساءِ

    «دعا به وقت صبح و شام»

    اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ بِقُوَّتِهِ، وَ مَيَّزَ بَيْنَهُما

    سپاس خداى را كه به نيروى خود شب و روز را آفريد، و به قدرتش ميان آن دو تفاوت

    بِقُدْرَتِهِ، وَ جَعَلَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما حَدّاً مَحْدُوداً، وَاَمَداً

    قرار داد، و براى هر يك حدّى محدود و زمانى

    مَمْدُوداً، يُولِجُ كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما فى صاحِبِهِ، وَ يُولِجُ صاحِبَهُ

    مشخص نهاد، هر يك را درون ديگرى فرو بَرَد و برون آرد (از يكى بكاهد و به ديگرى

    فيهِ، بِتَقْديرٍ مِنْهُ لِلْعِبادِ فيما يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْهِ،

    بيفزايد)، و با اين نظم دقيق روزى بندگان و نشو و نماى آنان را تأمين فرمايد.

    فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ مِنْ حَرَكاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضاتِ

    پس شب را براى بندگان آفريد تا در آن از حركات رنج‏آور و فعاليت‏هاى آزاردهنده

    النَّصَبِ، وَ جَعَلَهُ لِباساً لِيَلْبَسُوا مِنْ راحَتِهِ وَ مَنامِهِ، فَيَكُونَ

    بياسايند، و آن را پوششى قرار داد تا مردم در آن به آسايش دست يابند و خواب راحت كنند، و اين همه

    ذلِكَ لَهُمْ جَماماً وَ قُوَّةً، وَلِيَنالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً، وَ خَلَقَ

    سبب تجديد نشاط و نيروى ايشان گردد، و به لذت و كام دل رسند، و روز را

    لَهُمُ النَّهارَ مُبْصِراً لِيَبْتَغُوا فيهِ مِنْ فَضْلِهِ، وَلِيَتَسَبَّبُوا اِلى‏

    بينايى‏بخش قرار داد تا در آن به جستجوى فضل حق خيزند، و به رزق و

    رِزْقِهِ، وَيَسْرَحُوا فى اَرْضِهِ طَلَباً لِما فيهِ نَيْلُ الْعاجِلِ مِنْ

    روزى او دست يابند، و در زمين او در پى سود گذراى

    دُنْياهُمْ، وَ دَرَكُ الْاجِلِ فى اُخْريهُمْ. بِكُلِ ذلِكَ يُصْلِحُ

    دنيا و ادراك نفع دائمى آن جهان به راه افتند. به تمام اين امور كار ايشان را به

    شَاْنَهُمْ، وَ يَبْلُو اَخْبارَهُمْ، وَ يَنْظُرُ كَيْفَ هُمْ فى اَوْقاتِ

    سامان مى‏آورد، و اعمالشان را مى‏آزمايد، و مى‏نگرد كه به هنگام

    طاعَتِهِ، وَ مَنازِلِ فُرُوضِهِ، وَ مَواقِعِ اَحْكامِهِ، لِيَجْزِىَ الَّذينَ

    طاعت، و اوقات بجا آوردن واجبات، و موارد احكام او چگونه‏اند؟ تا بدكاران را به جزاى

    اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى‏. اَللَّهُمَّ

    عملشان و نيكوكاران را به مزد كردار نيكشان برساند. بارالها

    فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ ما فَلَقْتَ لَنا مِنَ الْاِصْباحِ، وَ مَتَّعْتَنا بِهِ مِنْ

    پس تو را سپاس كه پرده سياه شب را به نور صبح شكافتى، و ما را از

    ضَوْءِ النَّهارِ، وَ بَصَّرْتَنا مِنْ مَطالِبِ الْاَقْواتِ، وَ وَقَيْتَنا فيهِ مِنْ

    روشنى روز بهره‏مند ساختى، و در راه فراهم آوردن روزى بينافرمودى، و از پيشامدهاى خطرناك آفات

    طَوارِقِ الْافاتِ. اَصْبَحْنا وَاَصْبَحَتِ الْاَشْيآءُ كُلُّها

    حفظ نمودى. شب را به صبح رسانديم و تمام آفريدگان جملگى پاى در ميدان

    بِجُمْلَتِها لَكَ: سَمآؤُها وَ اَرْضُها، وَ ما بَثَثْتَ فى كُلِّ واحِدٍ

    صبح نهادند: آسمان و زمين، و آنچه در اين دو

    مِنْهُما، ساكِنُهُ وَ مُتَحَرِّكُهُ، وَ مُقيمُهُ وَ شاخِصُهُ، وَ ما عَلافِى

    پراكنده‏اى، ساكن و جنبنده، ايستاده و رونده، و هر چه در هوا بالا

    الْهَوآءِ، وَ ما كَنَّ تَحْتَ الثَّرى‏، اَصْبَحْنا فى قَبْضَتِكَ،

    رفته، و آنچه در زمين پنهان شده، همه و همه در سراپنجه قدرت تو به صبح رسيديم،

    يَحْوينا مُلْكُكَ وَ سُلْطانُكَ، وَ تَضُمُّنا مَشِيَّتُكَ، وَ نَتَصَرَّفُ

    در حالى كه سلطنت و پادشاهى تو ما را فراگرفته، و مشيّت تو ما را تحت پوشش گرفته، و به فرمان تو

    عَنْ اَمْرِكَ، وَ نَتَقَلَّبُ فى تَدْبيرِكَ، لَيْسَ لَنا مِنَ الْاَمْرِ اِلاّ ما

    در كارها تصرف مى‏كنيم، و در عرصه تدبير تو در حركتيم، به غير آنچه فرمان تو بر آن رفته كارى

    قَضَيْتَ، وَ لا مِنَ الْخَيْرِ اِلاّ ما اَعْطَيْتَ. وَ هذا يَوْمٌ حادِثٌ

    نتوانيم، و جز آنچه تو بر ما بخشى خيرى به ما نمى‏رسد. امروز روزى جديد و

    جَديدٌ، وَ هُوَ عَلَيْنا شاهِدٌ عَتيدٌ، اِنْ اَحْسَنَّا وَدَّعَنا بِحَمْدٍ،

    تازه است، و او بر ما شاهدى حاضر است، اگر خوبى كنيم ما را سپاس گويان ترك كند،

    وَ اِنْ اَسَأْنا فارَقَنا بِذَمٍّ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَارْزُقْنا

    و اگر بدى كنيم نكوهش‏كنان از ما جدا گردد. بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و حُسن همنَفَسى

    حُسْنَ مُصاحَبَتِهِ، وَاعْصِمْنا مِنْ سُوءِ مُفارَقَتِهِ بِارْتِكابِ

    با اين روز را روزى ما گردان، و ما را از سوء مفارقتش به خاطر ارتكاب

    جَريرَةٍ، اَوِاقْتِرافِ صَغيرَةٍ اَوْ كَبيرَةٍ، وَ اَجْزِلْ لَنا فيهِ مِنَ

    گناه، يا كسب معصيت كوچك و بزرگ حفظ فرما، و بهره ما را از خوبيها در آن

    الْحَسَناتِ، وَاَخْلِنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ،وَامْلَأْ لَنا ما بَيْنَ طَرَفَيْهِ

    سرشار كن، و ما را در اين روز از زشتى‏ها پيراسته نما، و از ابتدا تا پايان آن را براى ما از

    حَمْداً وَ شُكْراً وَ اَجْراً وَ ذُخْراً وَ فَضْلاً وَ اِحْساناً. اَللَّهُمَّ يَسِّرْ

    حمد و شكر و اجر و اندوخته آخرتى و فضل و احسان پر ساز. الهى زحمت ما را

    عَلَى الْكِرامِ الْكاتِبينَ مَؤُونَتَنا، وَامْلَأْ لَنا مِنْ حَسَناتِنا

    (به سبب تقوا و پرهيز از گناه) بر فرشتگان نويسنده اعمال آسان ساز، و پرونده كردارمان را از حسنات

    صَحآئِفَنا، وَ لاتُخْزِنا عِنْدَهُمْ بِسُوءِ اَعْمالِنا. اَللَّهُمَّ اجْعَلْ

    سرشار فرما، و ما را نزد آن فرشتگان به كردارهاى زشت و ناهنجارمان رسوا مساز. خداوندا در هر

    لَنا فى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبادِكَ، وَ نَصيباً مِنْ

    ساعت از ساعت‏هاى روز بهره‏اى از مقامات بندگان خاصت، و نصيبى از

    شُكْرِكَ، وَ شاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلآئِكَتِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى

    شكرت، و گواه صدقى از ملائكه‏ات براى ما قرار بده. بارالها بر محمد و آلش

    ‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَاحْفَظْنا مِنْ بَيْنِ اَيْدينا وَ مِنْ خَلْفِنا وَ عَنْ اَيْمانِنا

    درود فرست، و ما را از پيش رو و پشت‏سر و از طرف راست

    عَنْ شَمآئِلِنا، وَ مِنْ جَميعِ نَواحينا، حِفْظاً عاصِماً مِنْ

    و از جانب چپ و از همه طرف حفظ فرما، حفظى كه ما را از معصيت

    مَعْصِيَتِكَ، هادِياً اِلى‏ طاعَتِكَ، مُسْتَعْمِلاً لِمَحَبَّتِكَ. اَللَّهُمَّ

    تو بازدارد، و به طاعتت راه نمايد، و ما را به كار عشق و محبتت گيرد. بارخدايا

    صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ وَفِّقْنا فى يَوْمِنا هذا وَلَيْلَتِنا هذِهِ وَفى

    بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در اين روزمان و در اين شبمان و در

    جَميعِ اَيَّامِنا لِاسْتِعْمالِ الْخَيْرِ، وَ هِجْرانِ الشَّرِّ، وَ شُكْرِ

    تمام ايّاممان براى انجام خير، و دورى از شر، و شكر

    النِّعَمِ، وَاتِّباعِ السُّنَنِ، وَ مُجانَبَةِ الْبِدَعِ، وَالْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ،

    نعمت‏ها، و پيروى سنّت‏ها، و دورى از بدعتها، و امر به معروف،

    وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ حِياطَةِ الْاِسْلامِ، وَانْتِقاصِ الْباطِلِ

    و نهى از منكر، و پاسدارى اسلام، و عيب‏جوئى از باطل

    وَاِذْلالِهِ، وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَاِعْزازِهِ، وَ اِرْشادِ الضّآلِّ، وَ

    و خوار ساختن آن، و يارى حق و گراميداشت آن، و ارشاد گمراه،

    مُعاوَنَةِ الضَّعيفِ، وَ اِدْراكِ اللَّهيفِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏

    و يارى ناتوان، و پناه‏دادن به ستمديده موفق بدار. بارالها بر محمد و آلش

    مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْهُ اَيْمَنَ يَوْمٍ عَهِدْناهُ، وَاَفْضَلَ

    درود فرست، و امروز را فرخنده‏ترين روزى قرار بده كه تاكنون يافته‏ايم، و كامل‏ترين

    صاحِبٍ صَحِبْناهُ، وَ خَيْرَ وَقْتٍ ظَلِلْنا فيهِ. وَاجْعَلْنا

    رفيقى كه با او همراه بوده‏ايم، و بهترين زمانى كه در آن بسر برده‏ايم. و ما را

    مِنْ اَرْضى‏ مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ،

    از خشنودترين كسان از جمله بندگانت قرار ده كه شب و روز بر ايشان گذشته،

    اَشْكَرَهُمْ لِما اَوْلَيْتَ مِنْ نِعَمِكَ، وَ اَقْوَمَهُمْ بِما شَرَعْتَ مِنْ

    شاكرترين ايشان در مقابل نعمت‏هائى كه عنايت فرموده‏اى، و پايدارترين ايشان به شريعت‏هايى

    شَرآئِعِكَ، وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ. اَللَّهُمَّ اِنّى

    كه پديد آورده‏اى، و خويشتن‏دارترين ايشان از نافرمانيهايى كه از آنها بيم داده‏اى. بارالها من تو را

    اُشْهِدُكَ وَ كَفى‏ بِكَ شَهيداً، وَاُشْهِدُ سَمآءَكَ وَ اَرْضَكَ وَ مَنْ

    شاهد مى‏گيرم و تو ما را بسنده گواهى هستى، و گواه و شاهد مى‏گيريم آسمان و زمينت را و

    اَسْكَنْتَهُما مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ سآئِرِ خَلْقِكَ فى يَوْمى هذا

    همچنين ملائكه و ديگر آفريدگانت را كه در زمين و آسمان مسكن داده‏اى در اين

    وَ ساعَتى هذِهِ وَلَيْلَتى هذِهِ وَ مُسْتَقَرّى هذا، اَنّى اَشْهَدُ

    روز و اين ساعت و اين شب و اين جايگاه كه من در آن قرار دارم كه من شهادت مى‏دهم كه

    اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، قآئِمٌ بِالْقِسْطِ، عَدْلٌ

    همانا تويى خدايى كه جز تو خدايى نيست، برپا دارنده عدل، عادل

    فِى الْحُكْمِ، رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ، مالِكُ الْمُلْكِ، رَحيمٌ بِالْخَلْقِ،

    در حكم، مهربان به بندگان، دارنده سراسر جهان هستى، رحيم بر تمام خلق هستى،

    وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ خِيَرَتُكَ مِنْ

    و شهادت مى‏دهم كه محمد بنده و فرستاده و برگزيده تو از ميان

    خَلْقِكَ، حَمَّلْتَهُ رِسالَتَكَ فَاَدّاها، وَ اَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ

    تمام مردم است، آن كه رسالتت را بر عهده‏اش گذاشتى و او آن را به خوبى به انجام رساند، و او را به خيرخواهى

    لِاُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَها. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ

    امّتش فرمان دادى پس براى آنان خيرخواهى نمود. بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست

    اَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ عَلى‏ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، وَ اتِهِ عَنّا

    بيش از آنچه كه بر هر يك از ديگر آفريدگانت درود فرستاده‏اى، و از سوى ما

    اَفْضَلَ ما اتَيْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِكَ، وَاجْزِهِ عَنّا اَفْضَلَ وَ

    بهترین چیزی را که به یکی از بندگانت دادی به او بده، و از جانب ما کاملترین و بهترین

    اَكْرَمَ ماجَزَيْتَ اَحَداً مِنْ اَنْبِيآئِكَ عَنْ اُمَّتِهِ، اِنَّكَ اَنْتَ

    پاداشی را که به کسی از انبیائت از جانب امتش داده ای به او عنایت فرما، زیرا که تویی

    الْمَنّانُ بِالْجَسيمِ، الْغافِرُ لِلْعَظيمِ، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ مِنْ كُلِّ

    بسیار بخشنده نعمت بزرگ، و بخشاینده گناه سترگ، و تو از مهربانی

    رَحيمٍ. فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

    مهربان تری. پس درود فرست بر محمد و آلش که پاکیزگان و پاکان

    الْاَخْيارِ الْاَنْجَبينَ.

    و نیکوکاران و سرآمد تمام برگزیداگانند.









    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  9. #8
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 7 :

    دعاي او به هنگامي كه براي وي مهمي دست ميداد






    وكان مِن دعائِهِ عليه‏السلام اِذا عَرَضَتْ لَهُ مُهمّةٌ

    دعای او به هنگامی که برای وی مهمی دست میداد

    اَو نَزلَتْ بِهِ مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَالْكَرْبِ

    یا رنجی فرود می آمد به وقت اندوه

    يا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُالْمَكارِهِ، وَ يا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدآئِدِ،

    اى كسى كه گره هر سختى به دست تو گشوده شود، و اى كه تندى شدائد به عنايتت مى‏شكند،

    وَ يا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ‏الْمَخْرَجُ اِلى‏ رَوْحِ الْفَرَجِ، ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ

    ای که راه بیرون شدن از تنگی و رفتن به سوی آسایش از تو خواسته شود, دشواریها به لطف تو

    الصِّعابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْاَسْبابُ، وَ جَرى‏ بِقُدْرَتِكَ

    آسان گردد، و وسایل زندگی و اسباب حیات به رحمت تو فراهم آید، و قضا به قدرتت جریان

    الْقَضآءُ، وَ مَضَتْ عَلى‏ اِرادَتِكَ الْاَشْيآءُ، فَهِىَ بِمَشِيَّتِكَ

    گیرد، و همه چیز به اراده تو روان شود، تنها به خواست تو بی آنکه فرمان

    دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِاِرادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ،

    دهی همه چیز فرمان برد, و هر چیز محض اراده ات بی آنکه نهی کنی از کار بایستد,

    اَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ اَنْتَ الْمَفْزَعُ فِى الْمُلِمّاتِ، لايَنْدَفِعُ

    در تمام دشواریها تو را می خوانند، و در بلیّات و گرفتاریها به تو پناه جویند، غیر از بلایی

    مِنْها اِلاّ ما دَفَعْتَ، وَ لايَنْكَشِفُ مِنْها اِلاّ ما كَشَفْتَ،

    که تو دفع کنی بلایی برطرف گردد, و گرهی نگشاید مگر تواش بگشایی,

    وَقَدْنَزَلَ بى يا رَبِّ ما قَدْتَكَاَّدَنى ثِقْلُهُ، وَاَلَمَّ بى ما قَدْبَهَظَنى

    الهی، بلایی بر من فرود آمده که سختی و ثقل آن مرا در هم شکسته، و گرفتاریهایی بر من حمله ور شده که تحملش برای

    حَمْلُهُ، وَ بِقُدْرَتِكَ اَوْرَدْتَهُ عَلَىَّ، وَ بِسُلْطانِكَ وَجَّهْتَهُ اِلَىَّ،

    من دشوار است، و آن را تو از باب قدرتت بر من وارد کرده ای و به اقتدار خود متوجه من نموده ای،

    فَلامُصْدِرَ لِما اَوْرَدْتَ، وَ لاصارِفَ لِما وَجَّهْتَ، وَ لافاتِحَ لِما

    اله من، چیزی را که تو آورده ای کسی نبرد، و آن چه تو فرستاده ای دیگری باز نگرداند، و بسته تو را

    اَغْلَقْتَ، وَ لامُغْلِقَ لِما فَتَحْتَ، وَ لامُيَسِّرَ لِما عَسَّرْتَ،

    کسی نگشاید و چیزی را که تو بگشایی دیگری نبندد, و آنچه را تو دشوار نموده ای کسی آسان نکند,

    وَ لا ناصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَافْتَحْ لى

    و آن را که تو ذلیل کرده ای یاوری نباشد، پس بر محمد و آلش درود فرست، و به رحمتت

    يا رَبِّ بابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَاكْسِرْ عَنّى سُلْطانَ الْهَمِّ

    الها - در آسایش را به رویم باز کن، و به قدرتت صولت سلطان غم را در میدان حیات من

    بِحَوْلِكَ، وَ اَنِلْنى حُسْنَ النَّظَرِ فيما شَكَوْتُ، وَ اَذِقْنى

    بشکن، و مرا در موردی که از آن شکوه دارم به عنایت و احسانت کامیاب کن، و به درخواست من

    حَلاوَةَ الصُّنْعِ فيما سَاَلْتُ، وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً

    شیرینی اجابت بچشان، و از سوی خودت رحمت و گشایشی دلخواه

    هَنيئاً، وَاجْعَلْ لى مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً، وَ لاتَشْغَلْنى

    نصیبم فرما، و برایم نجات و خلاصی سریع از گرفتاریها مقرر کن، و مرا به خاطر

    بِالْاِهْتِمامِ عَنْ تَعاهُدِ فُرُوضِكَ، وَاسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ،

    چيرگى غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود بازمدار،

    فَقَدْ ضِقْتُ لِما نَزَلَ بى يا رَبِّ ذَرْعاً، وَامْتَلَأْتُ بِحَمْلِ ما

    چرا که من به سبب آنچه به سرم آمده بی تاب و توان شده, و قلبم از تحمل آنچه در زندگیم

    حَدَثَ عَلَىَّ هَمّاً، وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلى‏ كَشْفِ ما مُنيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ

    رخ نموده لبریز از اندوه گشته، و تو به رفع گرفتاریهایم و دفع

    ما وَقَعْتُ فيهِ، فَافْعَل بى ذلِكَ وَ اِنْ لَمْ اَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ،

    آنچه در آن در افتاده ام توانایی پس قدرتت را درباره من به کار بر گرچه از جانب تو مستحق آن نیستم

    يا ذَا الْعَرْشِ الْعَظيمَِ.

    ای صاحب عرش عظیم.













    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  10. #9
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 8:

    دعاي آن حضرت در پناه بردن به حق و ناملايمات و اخلاق سوء و كارهاي ناپسند






    وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاِْسْتِعاذَةِ مِنَ‏ الْمَكارِهِ وَ سَيِّئَ الْاَخْلاقِ وَ مَذامّ الْاَفعالِ‏

    دعای آن حضرت در پناه بردن به حق و ناملایمات و اخلاق سوء و کارهای ناپسند

    اَللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ،

    بار خدایا به تو پناه می آورم از طغیان آز، و تندی خشم

    وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَناعَةِ، وَ

    و چیره گی حسد، و سستی صبر، و کمی قناعت، و

    شکاسَةٍ الخلق, و الحاح الشهوة, و ملکه الحمیة, و

    بدی اخلاق، و زیاده روی در شهوت، و پافشاری در عصبیت، و

    مُتابَعَةِ الْهَوى‏، وَ مُخالَفَةِ الْهُدى‏، وَ سِنَةِالْغَفْلَةِ، وَ تَعاطِى

    پیروی هوا و هوس، و مخالفت با هدایت، و خواب غفلت، و کوشش بیش

    الْكُلْفَةِ، وَ ايثارِ الْباطِلِ عَلَى الْحَقِّ، وَالْاِصْرارِ عَلَى

    از اندازه، و انتخاب باطل بر حق، و پافشاری بر

    الْمَأْثَمِ، وَاسْتِضْغارِ الْمَعْصِيَةِ، وَاسْتِكْبارِ الطّاعَةِ، وَ مُباهاةِ

    گناه، و کوچک شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت، و فخر و مباهات با

    الْمُكْثِرينَ، وَالْاِزْرآءِ بِالْمُقِلّينَ، وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ

    ثروتمندان، و تحقیر تهی دستان، و کوتاهی در حق

    اَيْدينا، وَ تَرْكِ الشُّكْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعارِفَةَ عِنْدَنا، اَوْ اَنْ

    زیردستان خود، و ناسپاسی نسبت به آن که به ما خوبی کرده، یا آنکه

    نَعْضُدَ ظالِماً، اَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، اَوْ نَرُومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ،

    ستمگری را یاری کنیم، یا ستمدیده ای را تنها گذاریم، یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم،

    اَوْ نَقُولَ فِى الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ. وَ نَعوُذُ بِكَ اَنْ نَنْطَوِىَ عَلى‏

    یا از آنچه را که نمی دانیم دم زنیم. و پناه می بریم به تو از اینکه نیت داشته باشیم

    غِشِّ اَحَدٍ، وَاَنْ نُعْجَبَ بِاَعْمالِنا، وَ نَمُدَّ فى امالِنا، وَ

    به کسی خیانت ورزیم، و در کردارمان خودپسندی نمائیم، و آرزوهای خود را دور و دراز سازیم. و

    نَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ السَّريرَةِ، وَاحْتِقارِ الصَّغيرَةِ، وَ اَنْ يَسْتَحْوِذَ

    به تو پناه می بریم از زشتی باطن، و ناچیز شمردن گناه، و از چیره گی

    عَلَيْنا الشَّيْطانُ، اَوْيَنْكُبَنَا الزَّمانُ، اَوْيَتَهَضَّمَنَا السُّلْطانُ.

    شیطان در وجودمان و از اینکه روزگار ما را به سختی دراندازد، یا سلطان بر ما جور و ستم روا دارد.

    وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَناوُلِ الْاِسْرافِ، وَ مِنْ فِقْدانِ الْكَفافِ.

    و به تو پناه می بریم از آلوده شدن به اسراف، و بلای تنگ دستی.

    وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ شَماتَةِ الْاَعْداءِ، وَ مِنَ الْفَقْرِ اِلَى الْاَكْفاءِ، وَ مِنْ‏

    و به تو پناه می بریم از سرزنش دشمنان، و نیازمندی به همنوعان، و از

    مَعيشَةٍ فى شِدَّةٍ، وَ ميتَةٍ عَلى‏ غَيْرِ عُدَّةٍ. وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَ‏الْحَسْرَةِ

    زندگی در سختی، و از مرگ ناگهانی و بدون توشه. و به تو پناه می بریم از حسرت و اندوه

    الْعُظْمى‏، وَالْمُصيبَةِ الْكُبْرى‏، وَ اَشْقَى الشَّقآءِ، وَ سُوءِ

    بزرگ، و مصیبت سترگ، و از بدترین تیره بختی، و از بدفرجامی،

    الْمَابِ، وَ حِرْمانِ الثَّوابِ، وَ حُلُولِ الْعِقابِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ

    و ناامیدی از ثواب، و فرود آمدن عذاب. بارخدایا بر محمّد

    عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَعِذْنى مِنْ كُلِّ ذلِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ جَميعَ

    و آلش درود فرست، و مرا از همه این امور در پناه رحمتت جای ده و نیز همه

    الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

    و مردان و زنان مومن را، ای مهربان ترین مهربانان.









    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  11. #10
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 9:
    دعاي ان حضرت در شوق به امرزش






    وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام فِى الاشتياقِ اِلى‏ طَلَبِ‏ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلّ جَلالُه‏


    دعا و نیایش آن حضرت در شوق به طلب آمرزش از خدای بزرگ

    اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ صَيِّرْنا اِلى‏ مَحْبُوبِكَ مِنَ

    بارالها بر محمد و آلش درود فرست, و ما را به سر منزل توبه که محبوب توست

    التَّوْبَةِ، وَ اَزِلْنا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْاِصْرارِ. اَللَّهُمَّ وَ مَتى‏ وَقَفْنا

    برسان، و از پافشارى بر گناه كه نمى‏پسندى دور ساز. بارخدايا، هنگامى كه در وضعى قرار مى‏گيريم

    بَيْنَ نَقْصَيْنِ فى دينٍ اَوْدُنْيا، فَاَوْقِعِ النَّقْصَ بِاَسْرَعِهِما فَنآءً،

    كه به ناچار مستحق خسارت در دين يا ضرر در دنيا مى‏شويم، پس كاهش را بر دنياى ما كه زود فانى مى‏شود وارد ساز،

    وَاجْعَلِ التَّوْبَةَ فى اَطْوَلِهِما بَقآءً. وَ اِذا هَمَمْنا بِهَمَّيْنِ

    و عفو و بخششت را در دينمان كه بادوام‏تر است قرار بده. و چون قصد

    يُرْضيكَ اَحَدُهُما عَنّا، وَ يُسْخِطُكَ الْاخَرُ عَلَيْنا، فَمِلْ بِنا

    دو كار كنيم كه يكى از آنها تو را از ما خشنود مى‏كند و آن ديگرى تو را بر ما خشمگين مى‏سازد پس به آنچه

    اِلى‏ ما يُرْضيكَ عَنّا، وَ اَوْهِنْ قُوَّتَنا عَمّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنا،

    در معرض رضاى توست ما را متمايل كن، و از قدرتمان بر امرى كه سبب خشم توست بكاه،

    وَ لا تُخَلِّ فى ذلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنا وَاخْتِيارِها، فَاِنَّها مُخْتارَةٌ

    و در اين امور ما را به خود و به اختيار خويش رها مساز، كه نفسْ انتخاب كننده

    لِلْباطِلِ اِلاّ ما وَفَّقْتَ،اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمْتَ. اَللَّهُمَّ

    باطل است مگر آن كه تواَش توفيق دهى، و پيوسته به بدى فرمان دهد مگر آن كه تواَش رحمت آورى. الهى،

    وَ اِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنا، وَ مِنْ مآءٍ

    ما را از مايه ضعف و ناتوانى به وجود آورده‏اى، و اساس آفرينش ما را بر سستى نهاده‏اى، وآغاز مارا از آبى

    مَهينٍ ابْتَدَاْتَنا، فَلا حَوْلَ لَنا اِلاّ بِقُوَّتِكَ، وَ لاقُوَّةَ لَنا اِلاّ

    ناچيز بنا گذاشته‏اى، پس ما را جز به نيروى تو حركتى و جز به يارى تو قوّتى

    بِعَوْنِكَ، فَاَيِّدْنا بِتَوْفيقِكَ، وَ سَدِّدْنا بِتَسْديدِكَ، وَ اَعْمِ

    نيست، پس به توفيق خود نيرومان بخش، و با هدايتت به راه صواب استوارمان دار، و چشم دلمان

    اَبْصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لاتَجْعَلْ لِشَىْ‏ءٍ مِنْ

    را از آنچه در مسير غير عشق توست كور ساز، و هيچ كدام از

    جَوارِحِنا نُفُوذاً فى مَعْصِيَتِكَ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،

    اعضاى ما را در معصيت خود پيشرفت مده. بارالها، پس بر محمد و آلش درود فرست،

    وَاجْعَلْ هَمَساتِ قُلُوبِنا، وَ حَرَكاتِ اَعْضآئِنا، وَ لَمَحاتِ

    و رازهاى دلمان، و حركات اعضايمان، و نگاههاى

    اَعْيُنِنا، وَ لَهَجاتِ اَلْسِنَتِنا فى مُوجِباتِ ثَوابِكَ

    چشممان، و سخنان زبانمان را در برنامه‏هايى قرار ده كه موجب ثواب تو باشد

    حَتّى‏ لاتَفُوتَنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزآءَكَ، وَ لاتَبْقى‏ لَنا سَيِّئَةٌ

    تا كار نيكى كه موجب ثواب توست از دست ما نرود، و كار بدى كه

    نَسْتَوْجِبُ بِها عِقابَكَ.

    موجب عقاب توست براى ما نماند.












    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  12. #11
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 10:

    دعاي انحضرت در پناه بردن به خدا




    و کان من دعائه عليه السلام في اللجا الي الله تعالي

    « در پناه بردن به خداوند »

    اَللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنّا فَبِفَضْلِكَ، وَ اِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنا

    بارخدايا، اگر بخواهى بر ما ببخشى از سر فضل مى‏بخشى، و اگر بخواهى ما را به عذاب

    فَبِعَدْلِكَ، فَسَهِّلْ لَنا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ، وَ اَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ

    مبتلا كنى از سر عدل مبتلا مى‏كنى، الهى به رسم احسان، عفوت را نصيب ما كن، و به آئين چشم‏پوشى ما را

    بِتَجاوُزِكَ، فَاِنَّهُ لاطاقَةَ لَنا بِعَدْلِكَ، وَ لانَجاةَ لِأَحَدٍ

    از عذاب برهان، كه ما را طاقت عدل تو نيست، و بدون عفوت براى هيچ يك

    مِنّا دُونَ عَفْوِكَ، يا غَنِىَّ الْاَغْنِيآءِ، ها، نَحْنُ عِبادُكَ بَيْنَ

    از ما آزادى ميسّر نيست، اى بى‏نيازترين بى‏نيازها، اينك ما بندگان توايم

    يَدَيْكَ، وَ اَنَا اَفْقَرُ الْفُقَرآءِ اِلَيْكَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنا بِوُسْعِكَ،

    بر درگاهت، و من نيازمندترين نيازمندان به توام، پس تهيدستى ما را به توانگريت چاره كن،

    وَ لاتَقْطَعْ رَجآءَنا بِمَنْعِكَ، فَتَكُونَ قَدْ اَشْقَيْتَ مَنِ

    و رشته اميد ما را با منع كردن لطفت قطع مكن، كه اگر چنين كنى، كسى را كه از رحمتت نيكبختى

    اسْتَسْعَدَ بِكَ، وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَكَ، فَاِلى‏ مَنْ

    خواسته بدبخت كرده‏اى، و آن را كه از فضلت عطا خواسته محروم نموده‏اى، در اين حال از

    حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنا عَنْكَ؟ وَ اِلى‏ اَيْنَ مَذْهَبُنا عَنْ بابِكَ؟ سُبْحانَكَ

    پيشگاهت به سوى چه كسى رو كنيم؟ و از درِ رحمتت به كجا رويم؟ پاك و منزهى،

    نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُمْ، وَ اَهْلُ السُّوءِ

    ما از آن درماندگانيم كه قبول دعاى آنان را واجب كرده‏اى، و از آن گرفتارانيم كه رفع گرفتارى را

    الَّذينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُمْ. وَ اَشْبَهُ الْاَشْيآءِ بِمَشِيَّتِكَ،

    به ايشان وعده داده‏اى. و شبيه‏ترين چيزها به خواسته تو،

    وَ اَوْلَى الْاُمُورِ بِكَ فى عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ،

    و سزاوارترين كار به بزرگوارى تو، رحمت آوردن بر كسى است كه از تو رحمت خواهد،

    وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغاثَ بِكَ، فَارْحَمْ تَضَرُّعَنا اِلَيْكَ، وَاَغِثْنا

    و به فرياد رسيدن كسى است كه به تو فريادرسى كرده، پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر، و به خاطر اينكه خود را

    اِذْ طَرَحْنا اَنْفُسَنا بَيْنَ يَدَيْكَ. اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ شَمِتَ

    در پيشگاهت به خاك افكنده‏ايم به فريادمان رس. الهى، شيطان، ما را چون در نافرمانيت

    بِنا اِذْ شايَعْناهُ عَلى‏ مَعصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،]

    او را همراهى كرديم سرزنش مى‏كند، پس بر محمد و آلش درود فرست،

    وَ لاتُشْمِتْهُ بِنا بَعْدَ تَرْكِنا اِيّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنا عَنْهُ اِلَيْكَ.

    و اكنون كه شيطان را به خاطر تو واگذاشتيم و از طرف او به سوى تو روى آورديم وى را به سرزنش ما شاد مكن.










    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  13. #12
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 11:

    درطلب عاقبت به خيري



    وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه‏السّلام بِخَواتِم الْخَيْرِ:


    « در طلب عاقبت به خيرى»

    يا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرينَ، وَ يا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاكِرينَ،

    اى كه يادت يادكنندگان را شرف است، و شكرت شكرگزاران را كامروايى است،

    وَ يا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطيعينَ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،

    و اى كه فرمانبرداريت براى فرمانبرداران نجات و رهائى است، بر محمد و آلش درود فرست،

    وَاشْغَلْ قُلوُبَنا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَاَلْسِنَتَنا بِشُكْرِكَ عَنْ

    و دلهاى ما را به ياد خودت از هر ياد، و زبان ما را به شكر خودت از

    كُلِّ شُكْرٍ، وَ جَوارِحَنا بِطاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طاعَةٍ، فَاِنْ

    هر شكر و اعضايمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار، و اگر براى

    قَدَّرْتَ لَنا فَراغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَراغَ سَلامَةٍ لاتُدْرِكُنا فيهِ

    ما فراغتى از كار مقدّر كرده‏اى پس آن را فراغت همراه با سلامتى قرار ده تا در دنبال آن هيچ وبالى

    تَبِعَةٌ، وَ لاتَلْحَقُنا فيهِ سَئْمَةٌ، حَتّى‏ يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ

    به ما نرسد، و در آن فراغت ملالتى به دامن حيات ما ننشيند، تا نويسندگان اعمال

    السَّيِّئاتِ بِصَحيفَةٍ خالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئاتِنا، وَ يَتَوَلّى‏ كُتَّابُ

    زشت از نزد ما با دفترى خالى از كردار بد برگردند، و نويسندگان خوبيها به سبب آنچه از

    الْحَسَناتِ عَنّا مَسْرُورينَ بِما كَتَبُوا مِنْ حَسَناتِنا، وَاِذَا انْقَضَتْ

    حسنات ما نوشته‏اند شادان و مسرور بازآيند، و چون روزگار حياتمان

    اَيّامُ حَياتِنا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ اَعْمارِنا، وَاسْتَحْضَرَتْنا دَعْوَتُكَ

    سپرى شود، و رشته زندگيمان بگسلد، و آن دعوت تو (مرگ) كه از خودش و اجابتش گزيرى نيست

    الَّتى لابُدَّ مِنْها وَ مِنْ اِجابَتِها، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،

    ما را فراخواند، پس بر محمد و آلش درود فرست،

    وَاجْعَلْ خِتامَ ماتُحْصى عَلَيْنا كَتَبَةُ اَعْمالِنا تَوْبَةً مَقْبُولَةً

    و پايان آنچه را كه نويسندگان پرونده بر ما مى‏نويسند توبه‏اى مقبول قرار ده كه

    لاتُوقِفُنا بَعْدَها عَلى‏ ذَنْبٍ اجْتَرَحْناهُ، وَ لامَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْناها،

    بعد از آن ما را بر معصيتى كه كرده‏ايم و نافرمانيى كه مرتكب شده‏ايم توبيخ و سرزنش نكنى،

    وَلاتَكْشِفْ عَنّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلى‏ رُؤُوسِ‏الْاَشْهادِ، يَوْمَ تَبْلُ

    و پرده‏اى كه بر ما پوشانده‏اى در برابر ديده حاضران از روى كار ما برمدار، در روزى كه

    اَخْبارَ عِبادِكَ، اِنَّكَ رَحيمٌ‏

    اخبار بندگانت را آشكار مى‏سازى، زيرا كه تو نسبت به هر كه تو را بخواند مهربانى،

    بِمَنْ دَعاكَ، وَ مُسْتَجيبٌ لِمَنْ ناداكَ.

    و تقاضاى هر كه تو را صدا بزند اجابت كننده‏اى.







    ویرایش توسط Bahar : 2011.08.23 در ساعت 13:08



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  14. #13
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 13 :

    دعاي آن حضرت در اقرار به گناه




    وَ كانَ مِنْ دعائِه عليه‏السلام فِى‏الاعتِرافِ‏ وَ طَلَبِ التّوبةِ اِلَى‏اللَّهِ تَعالى‏
    « اعتراف به گناه »

    اَللَّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ، وَ تَحْدُونى

    پروردگارا سه خصلت مرا از اينكه چيزى از تو بخواهم بازمى‏دارد، و يك خصلت مرا به درخواست از

    عَلَيْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ: يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ، وَ نَهْىٌ

    تو ترغيب مى‏كند، آن سه عبارت است از امرى كه به آن فرمان داده‏اى و من در انجامش كندى كردم، و

    نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ، وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ

    كارى كه مرا از آن نهى نمودى و به سويش شتافتم، و نعمتى‏كه به‏من بخشيدى ولى در شكر گزاريش

    فى شُكْرِها. وَ يَحْدُونى عَلى‏ مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى‏ مَنْ اَقْبَلَ

    كوتاهى كردم. اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغيب مى‏كند احسان توست به آن‏كه با نيّت پاك

    بِوَجْهِهِ اِلَيْكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ، اِذْ جَميعُ

    به تو روى آورده، و از طريق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زيرا كه تمام احسانهايت از

    اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ، فَها اَنَاذا، يا اِلهى،

    روى تفضّل است، و نعمتهايت همه بى‏سبب و بدون سرآغاز. اى خداى من اينك منم كه

    واقِفٌ بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّليلِ، وَ سآئِلُكَ عَلَى

    به پيشگاه عزتت همچون تسليم شونده ذليل ايستاده‏ام، و با شرم و حيا همچون

    الْحَيآءِ مِنّى سُؤالَ الْبآئِسِ الْمُعيلِ، مُقِرٌّ لَكَ بِاَنّى

    نيازمندى عيالوار از تو درخواست مى‏كنم، و معترفم كه در

    لَمْ‏اَسْتَسْلِمْ وَقْتَ اِحْسانِكَ اِلاّ بِالْاِقْلاعِ عَنْ عِصْيانِكَ، وَ

    هنگام احسان تو جز خوددارى از معصيت طاعتى نكرده‏ام، و

    لَمْ‏اَخْلُ فِى‏الْحالاتِ كُلِّها مِنِ امْتِنانِكَ، فَهَلْ يَنْفَعُنى، يا اِلهى‏،

    هيچ‏گاه از نعمتت بى‏بهره نبوده‏ام، خدايا اكنون كه در برابرت

    اِقْرارى عِنْدَكَ بِسُوءِ مَااكْتَسَبْتُ؟ وَ هَلْ يُنْجينى مِنْكَ

    به زشتى اعمالم اعتراف مى‏كنم برايم سودى خواهد داشت؟ و آيا اقرار به زشتى آنچه

    اعْتِرافى لَكَ بِقَبيحِ مَاارْتَكَبْتُ؟ اَمْ اَوْجَبْتَ لى فى مَقامى هذا

    انجام داده‏ام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟ يا آنكه مرا در اين حالى كه هستم مستوجب

    سُخْطَكَ؟ اَمْ لَزِمَنى فى وَقْتِ دُعاىَ مَقْتُكَ؟ سُبْحانَكَ،

    غضب خود مى‏دانى؟ و يا در اين هنگام كه تو را مى‏خوانم اراده عذابى شديد به دنبال من است؟ پاك‏و منزّهى،

    لااَيْئَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتَحْتَ لى بابَ التَّوْبَةِ اِلَيْكَ، بَلْ اَقُولُ

    از تو نااميد نيستم در حالى كه درِ توبه را به رويم گشوده‏اى، بلكه سخن بنده

    مَقالَ الْعَبْدِ الذَّليلِ، الظّالِمِ لِنَفْسِهِ، الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ،

    ذليل را به زبان مى‏آورم، بنده‏اى كه به خود ستم كرده، و حريم حرمت پروردگارش را سبك شمرده،

    الَّذى عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ، وَ اَدْبَرَتْ اَيّامُهُ فَوَلَّتْ،

    بنده‏اى كه گناهش عظيم است و روى هم انباشته، و روزگار از او روى گردانده و عمرش سپرى شده،

    حَتّى‏ اِذا رَاى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِانْقَضَتْ، وَ غايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ،

    تا چون نظر كرده كه زمان عمل گذشته، و دوران عمر به آخر رسيده،

    وَ اَيْقَنَ اَنَّهُ لامَحيصَ لَهُ مِنْكَ، وَ لا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ، تَلَقَّاكَ

    و يقين نموده كه پناهگاهى از عذابت و گريزگاهى از انتقامت نيست، با ناله و انابه

    بِالْاِنابَةِ، وَ اَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ، فَقامَ اِلَيْكَ بِقَلْبٍ طاهِرٍ نَقِىٍّ،

    به سويت روآورده، و توبه‏اش را براى تو خالص ساخته، پس با دلى پاك و پاكيزه به سويت برخاسته،

    ثُمَّ دَعاكَ بِصَوْتٍ حآئِلٍ خَفِىٍّ، قَدْ تَطَاْطَاَ لَكَ فَانْحَنى‏،

    و تو را با ناله‏اى سوزناك و آهسته خوانده، درحالى كه از شدت تواضع در برابر تو خم گشته،

    وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنى‏، قَدْ اَرْعَشَتْ خَشْيَتُهُ رِجْلَيْهِ، وَ غَرَّقَتْ

    و از سرافكندگى كج و فرومانده شده، و ترس از مقام تو هر دو پايش را به لرزه انداخته، و اشك چشم

    دُمُوعُهُ خَدَّيْهِ، يَدْعُوكَ بِيا اَرْحَمَ‏الرّاحِمينَ، وَ يا اَرْحَمَ مَنِ

    صفحه رخسارش را فراگرفته، و با اين جملات تو را مى‏خواند: اى مهربانترين مهربانان، اى بخشنده‏تر

    انْتابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ، وَ يا اَعْطَفَ مَنْ اَطافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ،

    كسى كه طالبان رحمت نوبت به نوبت آهنگ او كنند، و اى عطوف‏تر كسى كه آمرزش خواهان گرد او گردند،

    وَ يا مَنْ عَفْوُهُ اَكْثَرُ مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ يا مَنْ رِضاهُ اَوْفَرُمِنْ‏سَخَطِهِ،

    و اى كسى كه عفوت افزون از انتقامت است، و اى آن كه خشنوديت بيش از خشم توست،

    وَ يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى‏ خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوُزِ، وَ يا مَنْ عَوَّدَ عِبادَهُ

    و اى كسى كه به‏خاطر گذشت پسنديده‏ات آفريدگانت را به حمد خويش فراخوانده‏اى، و اى كسى كه بندگانت را به پذيرفتن

    قَبُولَ الْاِنابَةِ، وَ يا مَنِ اسْتَصْلَحَ فاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَةِ، وَ يا مَنْ

    توبه عادت داده‏اى، و اى كسى كه اصلاح تباهكارى مردم را به وسيله توبه خواسته‏اى، و اى كسى كه

    رَضِىَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْيَسيرِ، وَ يا مَنْ كافى‏ قَليلَهُمْ بِالْكَثيرِ،

    به عمل اندك بندگان خشنود شده‏اى، و كم آنان را پاداش فراوان داده‏اى،

    وَ يا مَن ضَمٍنَ لَهم اٍجابةَ الدعاءٍ ,وَ يا وَعَدَهم عَلي نَفسٍهٍ

    و اى كسى كه اجابت دعا را براى ايشان ضامن گشته‏اى، و اى آن كه به فضل و بخشش خويش آنان را

    بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزآءِ، ما اَنَا بِاَعْصى‏ مَنْ عَصاكَ فَغَفَرْتَ

    به پاداش نيكو وعده داده‏اى، من نه از گناهكارترين گناهكارانم كه تو او را آمرزيده‏اى،

    لَهُ، وَ ما اَنَا بِاَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْكَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ، وَ ما اَنَا

    و نه از نكوهيده‏ترين افرادى كه به درگاهت عذر آورده و تو عذرش را قبول كرده‏اى، و نه

    بِاَظْلَمِ مَنْ تابَ اِلَيْكَ فَعُدْتَ عَلَيْهِ، اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى

    از ستمكارترين ستمكاران كه نزد تو موفق به توبه شده و تو به او احسان كرده‏اى،

    هذا تَوْبَةَ نادِمٍ عَلى‏ ما فَرَطَ مِنْهُ، مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ،

    در چنين حال به جانب تو بازمى‏گردم بازگشت كسى كه از كرده گذشته خود پشيمان و از آنچه بر سرش آمده نگران،

    خالِصِ الْحَيآءِ مِمّا وَقَعَ فيهِ، عالِمٍ بِاَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ

    و از ورطه‏اى كه در آن افتاده از روى خلوص شرمگين است، و مى‏داند كه گذشت از گناه بزرگ

    الْعَظيمِ لايَتَعاظَمُكَ، وَ اَنَّ التَّجاوُزَ عَنِ الْاِثْمِ الْجَليلِ

    در نظر تو عظيم نمى‏نمايد، و بخشيدن معصيت خطير

    لايَسْتَصْعِبُكَ، وَ اَنَّ احْتِمالَ الْجِناياتِ الْفاحِشَةِ لايَتَكَاَّدُكَ،

    بر تو گران نمى‏باشد، و تحمل جنايات سنگين بر تو دشوار نمى‏آيد،

    وَ اَنَّ اَحَبَّ عِبادِكَ اِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الْاِسْتِكْبارَ عَلَيْكَ، وَ جانَبَ

    و محبوب‏ترين بندگانت نزد تو كسى است كه در پيشگاه تو دست از سركشى و نافرمانى بردارد، و از

    الْاِصْرارَ، وَ لَزِمَ الْاِسْتِغْفارَ، وَ اَنَا اَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنْ اَنْ اَسْتَكْبِرَ،

    پافشارى بر گناه اجتناب نمايد، و درخواست آمرزش را ادامه دهد، و من در برابر تو بيزارى
    مى‏جويم از اينكه سركشى كنم،

    وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اُصِرَّ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما قَصَّرْتُ فيهِ،

    و به‏تو پناه‏مى‏برم از اينكه بر گناه اصرار ورزم، و براى آنچه در آن كوتاهى ورزيده‏ام طلب‏آمرزش دارم،

    وَاَسْتَعينُ بِكَ عَلى‏ ماعَجَزْتُ عَنْهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ

    و بر آنچه از انجامش فرومانده‏ام از تو درخواست يارى مى‏كنم. الها، بر محمد و آلش درود

    وَالِهِ، وَ هَبْ لى ما يَجِبُ عَلَىَّ لَكَ، وَ عافِنى مِمّا اَسْتَوْجِبُهُ

    فرست، و از حقوقى كه بر عهده من دارى بگذر، و از عذابى كه مستحق آنم

    مِنْكَ، وَاَجِرْنى مِمّا يَخافُهُ اَهْلُ الْاِسآئَةِ، فَاِنّكَ مَلى‏ءٌ بِالْعَفْوِ،

    معافم دار، و از آنچه بدكاران از آن مى‏ترسند پناهم ده، زيرا كه تو بر عفو و بخشش كمال قدرت را دارى،

    مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ، مَعْرُوفٌ بِالتَّجاوُزِ، لَيْسَ لِحاجَتى

    و به جهت آمرزش موضع اميدى، و به گذشت معروفى، نيازم را جز تو محل

    مَطْلَبٌ سِواكَ، وَ لا لِذَنْبى غافِرٌ غَيْرُكَ، حاشاكَ، وَ

    طلبيدنى نيست، و گناهم را غير تو آمرزنده‏اى نباشد، حاشا كه چنين نباشى، و

    لااَخافُ عَلى‏ نَفْسى اِلاّ اِيّاكَ، اِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى‏ وَ اَهْلُ

    من جز از تو بر خود ترس ندارم، كه تو شايسته آنى كه از تو پروا كنند و اهل

    الْمَغْفِرَةِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقِضْ حاجَتى،

    آمرزشى، بر محمد و آلش درود فرست، و حاجتم را روا كن،

    وَاَنْجِحْ طَلِبَتى، وَاغْفِرْ ذَنْبى، وَ امِنْ خَوْفَ نَفْسى، اِنَّكَ

    و مطلبم را برآور، و گناهم را ببخش، و دلم را از ترس ايمنى ده، زيرا كه تو

    عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ، وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.

    بر هر چيز توانايى، و اين كار براى تو آسان است، دعايم را مستجاب كن اى پروردگار جهانيان.







    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  15. #14
    sia12
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    آواره شدم
    نوشته ها
    8,968
    224
    1,047

    پیش فرض

    يَا مَنْ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلّمِينَ‏
    وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ فِي قَصَصِهِمْ إِلَى شَهَادَاتِ الشّاهِدِينَ.
    وَ يَا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومِينَ‏
    وَ يَا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمِينَ‏
    قَدْ عَلِمْتَ، يَا إِلَهِي، مَا نَالَنِي مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ مِمّا حَظَرْتَ وَ انْتَهَكَهُ مِنّي مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، بَطَراً فِي نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ، وَ اغْتِرَاراً بِنَكِيرِكَ عَلَيْهِ.
    اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ خُذْ ظَالِمِي وَ عَدُوّي عَنْ ظُلْمِي بِقُوّتِكَ، وَ افْلُلْ حَدّهُ عَنّي بِقُدْرَتِكَ، وَ اجْعَلْ لَهُ شُغْلًا فِيمَا يَلِيهِ، وَ عَجْزاً عَمّا يُنَاوِيهِ‏
    اللّهُمّ وَ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُسَوّغْ لَهُ ظُلْمِي، وَ أَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنِي، وَ اعْصِمْنِي مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي فِي مِثْلِ حَالِهِ‏
    اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِي عَلَيْهِ عَدْوَى حَاضِرَةً، تَكُونُ مِنْ غَيْظِي بِهِ شِفَاءً، وَ مِنْ حَنَقِي عَلَيْهِ وَفَاءً.
    اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَوّضْنِي مِنْ ظُلْمِهِ لِي عَفْوَكَ، وَ أَبْدِلْنِي بِسُوءِ صَنِيعِهِ بِي رَحْمَتَكَ، فَكُلّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ، وَ كُلّ مَرْزِئَةٍ سَوَاءٌ مَعَ مَوْجِدَتِكَ.
    اللّهُمّ فَكَمَا كَرّهْتَ إِلَيّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ.
    اللّهُمّ لَا أَشْكُو إِلَى أَحَدٍ سِوَاكَ، وَ لَا أَسْتَعِينُ بِحَاكِمٍ غَيْرِكَ، حَاشَاكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ صِلْ دُعَائِي بِالْإِجَابَةِ، وَ اقْرِنْ شِكَايَتِي بِالتّغْيِيرِ.
    اللّهُمّ لَا تَفْتِنّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ، وَ لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْكَارِكَ، فَيُصِرّ عَلَى ظُلْمِي، وَ يُحَاضِرَنِي بِحَقّي، وَ عَرّفْهُ عَمّا قَلِيلٍ مَا أَوْعَدْتَ الظّالِمِينَ، وَ عَرّفْنِي مَا وَعَدْتَ مِنْ إِجَابَةِ الْمُضْطَرّينَ.
    اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفّقْنِي لِقَبُولِ مَا قَضَيْتَ لِي وَ عَلَيّ وَ رَضّنِي بِمَا أَخَذْتَ لِي وَ مِنّي، وَ اهْدِنِي لِلّتِي هِيَ أَقْوَمُ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَسْلَمُ.
    اللّهُمّ وَ إِنْ كَانَتِ الْخِيَرَةُ لِي عِنْدَكَ فِي تَأْخِيرِ الْأَخْذِ لِي وَ تَرْكِ الِانْتِقَامِ مِمّنْ ظَلَمَنِي إِلَى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَيّدْنِي مِنْكَ بِنِيّةٍ صَادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ‏
    وَ أَعِذْنِي مِنْ سُوءِ الرّغْبَةِ وَ هَلَعِ أَهْلِ الْحِرْصِ، وَ صَوّرْ فِي قَلْبِي مِثَالَ مَا ادّخَرْتَ لِي مِنْ ثَوَابِكَ، وَ أَعْدَدْتَ لِخَصْمِي مِنْ جَزَائِكَ وَ عِقَابِكَ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ سَبَباً لِقَنَاعَتِي بِمَإ؛44ّّ قَضَيْتَ، وَ ثِقَتِي بِمَا تَخَيّرْت‏
    آمِينَ رَبّ الْعَالَمِينَ، إِنّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.


    ترجمه :
    اى كسى كه اخبار شاكيان بر او پوشيده نيست. و اى كسى كه در شناخت حقيقت اخبار ايشان به گواهى‏هاى گواهان احتياج ندارد. و اى كسى كه: ياريش به ستمزدگان نزديك است و اى كسى كه مددكاريش از ستمگران دور است .
    تو خود دانسته‏اى اى معبود من آنچه را كه فلان فرزند فلان در اثر غرور و بى‏اعتنائى به عذاب و كيفرى كه تو مقرر داشته‏اى از من هتك كرده، از آنگونه امور كه تو او را از آن منع فرموده‏اى .
    خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ستم كننده بر من و دشمن مرا، با نيروى خود از اجراى ستم در باره من باز دار، و با قدرت خود تندى تيغ دشمنى او را از من فرو كاه و او را در كار خود مشغول دار، و در برابر آنكه با او معارضه مى‏كند ناتوان ساز.
    خدايا، بر محمد و آلش رحمت، و ستمكار را به ستم در باره من رخصت مده و مرا در برابرش نيكو يارى كن و از ارتكاب نظير كارهاى او نگاهدار. و در حالى مانند حال او قرار مده .
    خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا در مقابل دشمنم نصرت عاجلى ببخش كه شعله خشمى را كه از او در دل دارم بنشاند، و داد دلم را از او بستاند.
    خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و عفو خود را در برابر ستم او به من عطا كن، و در مقابل بدرفتاريش با من، رحمتت را به من پاداش ده، زيرا هر ناملايم در برابر قهر تو اندك است. و هر مصيبتى پيش خشم تو سهل است.
    خدايا من به هيچ كس جز تو شكايت نمى‏كنم و از هيچ حاكمى غير از تو يارى نمى‏جويم. حاشا كه چنين كنم! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و دعايم را به اجابت پيوسته ساز. و شكايتم را با تغيير دادن وضع موجود مقرون فرماى .
    خدايا مرا به نوميدى از عدل خود ميازماى، و دشمن را به ايمنى از عقوبت خود امتحان مفرماى تا بر ظلم من اصرار ورزد و بر حقم مستولى شود و بزودى عذابى را كه به ستمگران وعده داده‏اى، به او و اجابتى را كه به بيچارگان وعده داده‏اى به من بنماى .
    خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به قبول هر سود و زيانى كه در باره‏ام تقدير كرده‏اى موفق‏دار، و به آنچه به نفع من از ديگران و به نفع ديگران از من گرفته‏اى خشنودم ساز، به آن راهى كه راست‏تر است رهبريم كن و به كارى كه سالمتر و بى‏زيانتر است بگمار.
    خدايا اگر خير مرا در آن بدانى كه گرفتن حق من به تأخير افتد و انتقام از كسى كه بر من ستم كرده تا روز فصل خصومتها و محل اجتماع متخاصمين متروك ماند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از جانب خود به نيت صادق و صبر دائم تأييد فرما و از خواهش بد و آزمندى اهل حرص پناه ده، و تصويرى از ثواب خود كه براى من ذخيره كرده‏اى، و از جزاء و عقاب خود كه براى دشمنم فراهم ساخته‏اى در دلم مصور ساز، و آن را وسيله خرسندى من به قضاى خود و اطمينانم به آنچه اختيار كرده‏اى، قرار ده. اى پروردگار جهانيان، دعاى مرا اجابت كن، زيرا تو صاحب فضل عظيم و بر هر چيز بى‏نهايت قادرى
    مرا همیشه نگه دار.......

    در امان دلت......

  16. #15
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    دعاي شماره 14:
    دعاي انحضرت در داخواهي از ستمگران






    وَ كانَ مِن دعائِه عليه‏السلام اِذَا اعْتُدِىَ عَلَيْهِ‏ اوْ رَأى‏ مِنَ الظّالِمينَ ما لايُحِبُ‏

    « هرگاه ستمى به او مى‏رسيد »

    يا مَنْ لايَخْفى‏ عَلَيْهِ اَنْبآءُ الْمُتَظَلِّمينَ، وَيا مَنْ لايَحْتاجُ فى

    اى آن كه اخبار شكوه‏كنندگان بر تو مخفى نيست، اى آن كه سرگذشت ستمديدگان

    قَصَصِهِمْ اِلى‏ شَهاداتِ الشّاهِدينَ، وَ يا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ

    نزد تو نيازى به شهادت شاهدان ندارد، اى آن كه دوران رسيدن يارى تو

    مِنَ الْمَظْلُومينَ، وَ يا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمينَ، قَدْ عَلِمْتَ

    به ستمديدگان نزديك است، اى آن كه مددكاريت از ستمگران دور است، اى

    يا اِلهى، ما نالَنى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ مِمّا حَظَرْتَ، وَانْتَهَكَهُ مِنّى

    خداى من، تو مى‏دانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسيده كه از آن نهى نموده‏اى، و پرده حرمتم را كه

    مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، بَطَراً فى نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ، وَاغْتِراراً بِنَكيرِكَ

    بر او ممنوع ساخته بودى دريده، او از باب طغيان در نعمتت، و بى‏اعتنايى به عقابت بر من

    عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ خُذْ ظالِمى وَ عَدُوّى

    تاخته، بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ستم‏كننده بر من و دشمنم را


    عَنْ ظُلْمى بِقُوَّتِكَ، وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِكَ، وَاجْعَلْ

    با قوّت خود از ستم بر من بازدار، و با قدرت خود تندى و بُرّايى او را بر من بشكن، و او را به

    لَهُ شُغْلاً فيما يَليهِ، وَ عَجْزاً عَمّا يُناويهِ. اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ

    خودش مشغول دار، و در برابر آن كه با او به دشمنى برمى‏خيزد ناتوان ساز. بارخدايا بر محمد و آلش

    عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَلاتُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمى، وَ اَحْسِنْ عَلَيْهِ

    درود فرست، و ستمكار را رخصت ستم بر من مده، و مرا در برابرش نيكو

    عَوْنى، وَاعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ اَفْعالِهِ، وَلاتَجْعَلْنى فى مِثْلِ

    يارى كن، و مرا از ارتكاب نظير كارهاى او حفظ كن، و در حالتى مانند حالت او قرار

    حالِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْدِنى عَلَيْهِ عَدْوى

    مده. بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در برابر دشمنم نصرتى بيدرنگ

    ‏ حاضِرَةً تَكُونُ مِنْ غَيْظى بِهِ شِفآءً، وَ مِنْ حَنَقى عَلَيْهِ

    عنايت كن، تا طوفان خشمم نسبت به او فرو نشيند، و داد دلم را از او

    وَفآءً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ عَوِّضْنى مِنْ

    بگيرد. بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و عفو و بخششت را در برابر ستم او به من

    ظُلْمِهِ لى عَفْوَكَ، وَ اَبْدِلْنى بِسُوءِ صَنيعِهِ بى رَحْمَتَكَ،

    عطا كن، و بجاى سوء رفتار او با من رحمتت را پاداشم قرار ده،

    فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ، وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوآءٌ مَعَ

    زيرا هر ناخوشايندى در برابر ترس از قهر تو ناچيز است، و هر مصيبتى پيش خشم

    مَوْجِدَتِكَ. اَللَّهُمَّ فَكَما كَرَّهْتَ اِلَىَّ اَنْ اُظْلَمَ فَقِنى مِنْ اَنْ

    تو آسان. بارالها همان‏طور كه ستم‏كِشى را در نظرم ناخوشايند ساختى مرا نيز از

    اَظْلِمَ. اَللَّهُمَّ لا اَشْكُو اِلى‏ اَحَدٍ سِواكَ، وَلا اَسْتَعينُ بِحاكِمٍ

    ستمكارى حفظ فرما. بارالها به احدى غير تو شكايت نكنم، و از هيچ حاكمى جز تو يارى

    غَيْرِكَ، حاشاكَ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ صِلْ دُعآئى

    نمى‏جويم، حاشا كه چنين كنم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و دعايم را به

    بِالاِْجابَةِ، وَاقْرِنْ شِكايَتى بِالتَّغْييرِ. اَللَّهُمَّ لاتَفْتِنّى بِالْقُنُوطِ

    اجابت برسان، و شكايتم را به تغيير وضع كنونى مقرون ساز. بارخدايا مرا به نااميدى از عدل خود

    مِنْ اِنْصافِكَ، وَلاتَفْتِنْهُ بِالْاَمْنِ مِنْ اِنْكارِكَ، فَيُصِرَّ عَلى

    آزمايش مكن، و دشمن را به ايمنى از كيفرت امتحان منماى، تا بر ستم بر من

    ‏ ظُلْمى، وَ يُحاضِرَنى بِحَقّى، وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَليلٍ ما اَوْعَدْتَ

    اصرار ورزد، و بر حقّم مستولى شود، و به‏همين زودى اورا به‏آنچه ستمكاران را بدان آن تهديد نموده‏اى

    الظّالِمينَ، وَ عَرِّفْنى ما وَعَدْتَ مِنْ‏اِجابَةِ الْمُضْطَرّينَ. اَللَّهُمَّ

    آشنا كن، و مرا به اجابتى كه به بيچارگان وعده داده‏اى آگاهى ده، بارالها

    صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ وَفِّقْنى لِقَبُولِ ما قَضَيْتَ‏لى‏وَعَلَىَّ،

    بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به پذيرفتن هر سود و زيانى كه درباره‏ام مقدّر كرده‏اى موفق كن،

    وَ رَضِّنى بِما اَخَذْتَ لى وَ مِنّى، وَ اهْدِنى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ،

    و مرا به آنچه از ديگرى براى من و از من براى ديگرى مى‏ستانى خشنودى ده، و به راست‏ترين راهم رهنمون شو،

    وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَاَسْلَمُ. اَللَّهُمَّ وَاِنْ كانَتِ‏الْخِيَرَةُ لى عِنْدَكَ

    و به سالم‏ترين كار بگمار. بارالها اگر خير مرا در آن بدانى كه

    فى تَاْخيرِ الْاَخْذِ - لى، وَ تَرْكِ الْاِنْتِقامِ مِمَّنْ ظَلَمَنى اِلى‏ يَوْمِ

    گرفتن حقّم به تأخير افتد، و انتقام از كسى كه بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل

    الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَيِّدْنى

    و جايگاه فراهم آمدن مدعيان (يعنى روز محشر) متروك ماند، پس بر محمد و آلش درود فرست،

    مِنْكَ بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دآئِمٍ، وَ اَعِذْنى مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ

    و مرا از جانب خود به نيت صادقانه و صبر هميشگى يارى فرما، و از رغبت ناشايسته

    وَ هَلَعِ اَهْلِ الْحِرْصِ، وَ صَوِّرْ فى قَلْبى مِثالَ مَا ادَّخَرْتَ لى

    و آزمندى اهل حرص پناه ده، و نقشى از ثوابى كه براى من ذخيره

    مِنْ ثَوابِكَ، وَ اَعْدَدْتَ لِخَصْمى مِنْ جَزآئِكَ وَ عِقابِكَ،

    نموده‏اى، و جزاء و عقابى كه براى دشمنم آماده كرده‏اى در دلم مصوّر فرما،

    وَاجْعَلْ ذلِكَ سَبَباً لِقَناعَتى بِما قَضَيْتَ، وَ ثِقَتى بِما

    و آن را وسيله‏اى براى خرسندى من به قضايت، و اطمينانم به آنچه به جهت من

    تَخَيَّرْتَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ، اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ،

    اختيار كرده‏اى قرار ده، اى پروردگار جهانيان دعايم را مستجاب كن، زيرا كه تو صاحب فضل عظيمى،

    وَ اَنْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

    و بر هر كارى توانائى.








    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 52

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •