ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 74 از 74 نخست ... 245464697071727374
نمایش نتایج: از 1,096 به 1,103 از 1103
  1. #1
    sunset
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    نوشته ها
    3,152
    309
    1,518

    Posticon (5) ☚ مســـابقـــه ☛ » سری جدید - یک عکس یک دلنوشته «






    لطفا ابتدا قوانين و روال كار اين تاپيک را مطالعه كنيد و سپس پست ارسال كنيد.



    روال کار تاپیک


    روال کار این تاپیک به این صورت هست که هر هفته عکسی گذاشته می شود و
    کوچولوهای عزیز با توجه به آن عکس باید یک شعر یا دلنوشته مناسب پیدا کنند و برای
    samira BanOo از
    طریق پیام خصوصی ارسال کنند، برای این کار به مدت یک هفته مهلت دارند و اینجانب تمامی
    متن های ارسالی دوستان رو به ترتیب زمان ارسال برای خودم در تاپیک قرار میدم
    بعد از پایان مسابقه مطالب ارسالی به رأی گذاشته میشود و بعد از 1 هفته نتیجه آن اعلام میشود.
    کاربری که بیشترین رأی را بیارد برنده خواهد بود.

    جایزه در نظر گرفته شده برای این مسابقات، 100 پستبرای برنده مورد نطر است.

    +

    شعر یا دلنوشته میتواند از هر شاعر یا نویسنده ای باشد، حتی اگر گمنام بود و حتی اگر از خودتون بود!





    قوانین تاپیک


    1. هرنفر مجاز به ارسال یک متن برای من در هر مسابقه است.

    2. به جز ارسال رأی در زمان رأی گیری، مطلب اضافه تری نوشته نشود.

    3. متن های ارسالی به من خیلی طولانی نباشد که حوصله ی ِ کسی سر نره از خوندنش






    عکس مسابقه این دوره






    مهلت ارسال دلنوشته :1394/10/29

    زمان رای گیری:
    1394/11/5



    سپـاس

    ویرایش توسط samira BanOo : 2016.01.12 در ساعت 16:28 دلیل: تغییر عکس مسابقه و قوانین!
    باور کن , رفتـــــــنم را ,

    که میروم تا خاطره ام با ماندنم , لگدمال نشود .
  2. 6
  3. #1096
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    15,004

    پیش فرض




    انتخــاب زیباترین دلنوشته مرتبط با تصویر مسابقه از بین شرکت کننــدگان عزیز از امروز تا پايان هفته آینده
    94/11/7 برگزار خواهد شد.
    هر فردي ميتواند يكي از دیالــوگ های زير را انتخاب كند هر كدام از دلنوشته ها كه بيشتــرين راي را آورده باشد،
    به فرستنده اش100 پست به تعداد پستهای ارسالیش بعنوان جايزه اضافه میشـود.
    دقت كنــيد كه هر فرد فقط ميتواند يك انتخــاب داشــته باشد و
    كســـاني كه در اين مســابقه شركت كردند به دلنوشته خودشون نميتوانــند راي بدهند.
    همچنین دوســتان توجه داشته باشــن وقت برای گذاشتن دلنوشته به پایـان رسیـده و
    فقط می تونیـن از بین شرکت کننــدگان بهترین دلنوشته رو انتــخاب کنید. در غیــر این صورت پسـت حذف خواهد شد!




    دلنوشته شماره1

    بعضی از نبودن ها انقدر حس میشوند ، جز به جزء ..

    مثل این که؛

    اختلاص زنجانی یا گنده تر ها را ببری زیر رادیکال ، تا عمق ماجرا مشخص شود..

    دلنوشته شماره 2

    آسمان شهرم پاییز مجاور هی میباريد

    گمان کنم باران،گریه های زنی ست که نخواستنش..

    و چقدر بسیارند این زن هایی که دست رد به سینه شان زده اند در این شهر لامذهب!

    دلنوشته شماره 3:

    از دنیا دل کندم
    بحث عشق و عاشقی نیست
    خم شد
    کمر
    اعتمادهایم...
    اینجا مـــــــن هستم و
    نیــــــــمکتی چوبی و یک فنجــان قهــوه...
    دلم تنـــــــگ نیست ...
    تنـــــــــها منتظر بـــــارانم
    که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
    برای نمناک بودن لحظــــــه هایم
    و
    اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ...


    دلنوشته شماره 4:

    عکـاسی در دفتـر خاطراتـش نوشت :

    امــروز به عکس هایم که نگاه می کردم ..

    عکس بانویی که تنها از پشت شبیش بود !

    چایم را سرد کرد ..

    دلنوشته 5:

    و عکس هاي نصفه و نیمه اي که از یک مرد، فقط دست هايش به روی شانه هايت باقی مانده و بس ..



    + ممنون از همگي:)

    منتظر رایهاتون هستیم



    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  4. 3
  5. #1097
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,267
    13,449
    21,532

    پیش فرض

    دلنوشته 5:

    و عکس هاي نصفه و نیمه اي که از یک مرد، فقط دست هايش به روی شانه هايت باقی مانده و بس ..


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  6. 2
  7. #1098
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    25,242
    16,296
    16,217

    پیش فرض

    دلنوشته شماره 3:

    از دنیا دل کندم
    بحث عشق و عاشقی نیست
    خم شد
    کمر
    اعتمادهایم...
    اینجا مـــــــن هستم و
    نیــــــــمکتی چوبی و یک فنجــان قهــوه...
    دلم تنـــــــگ نیست ...
    تنـــــــــها منتظر بـــــارانم
    که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
    برای نمناک بودن لحظــــــه هایم
    و
    اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ...

    " در کـوشش گـریختن از دسـت خـویشتن
    چـون برگ بی مـزارم و چـون بـاد بی وطـن
    "

    +

  8. 2
  9. #1099
    N@Vid
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2014
    نوشته ها
    4,259
    4,548
    2,705

    پیش فرض

    دلنوشته شماره 4:

    عکـاسی در دفتـر خاطراتـش نوشت :

    امــروز به عکس هایم که نگاه می کردم ..

    عکس بانویی که تنها از پشت شبیش بود !

    چایم را سرد کرد ..

  10. 1
  11. #1100
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    دلنوشته شماره 4:

    عکـاسی در دفتـر خاطراتـش نوشت :

    امــروز به عکس هایم که نگاه می کردم ..

    عکس بانویی که تنها از پشت شبیش بود !

    چایم را سرد کرد ..
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  12. 1
  13. #1101
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,890
    8,808
    7,619

    پیش فرض

    دلنوشته شماره 4:


    عکـاسی در دفتـر خاطراتـش نوشت :


    امــروز به عکس هایم که نگاه می کردم ..


    عکس بانویی که تنها از پشت شبیش بود !


    چایم را سرد کرد ..
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  14. 1
  15. #1102
    GELENnA
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    من پری کوچک غمگینی هستم که زیر دریا سکونت دارم
    نوشته ها
    143
    2,032
    108

    پیش فرض

    دلنوشته شماره 2


    آسمان شهرم پاییز مجاور هی میباريد

    گمان کنم باران،گریه های زنی ست که نخواستنش..

    و چقدر بسیارند این زن هایی که دست رد به سینه شان زده اند در این شهر لامذهب!
    اِلهیْ وَ رَبّیْ..مَنْ لیْ غَیرِکْ
  16. 2
  17. #1103
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    15,004

    پیش فرض

    بـرنـده این سری یک عکس یک دلنوشته :

    زهــرا بانو بـا نـام کـاربـری samira BanOo



    دلنوشته شماره 4:

    عکـاسی در دفتـر خاطراتـش نوشت :

    امــروز به عکس هایم که نگاه می کردم ..

    عکس بانویی که تنها از پشت شبیش بود !

    چایم را سرد کرد ..


    +دست نوشته ی کاربر ..

    + 100 امتیاز اول ماه به پستای ایشون اضافه میشـود




    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  18. 2
صفحه 74 از 74 نخست ... 245464697071727374
نمایش نتایج: از 1,096 به 1,103 از 1103

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •