ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 10 از 18 نخست ... 56789101112131415 ... آخرین
نمایش نتایج: از 136 به 150 از 268
  1. #1
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,541
    20,496

    Tick راهنمایی به کوچولو ها

    سلام به همه دوستان

    دوستان مي توانند مشكلاتشان را اين جا مطرح كنند به كمك اعضا و اينجانب، راه حلي به آن ها نشان دهيم.

    با تشكر
  2. #136
    mankan
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    تو باغچه
    نوشته ها
    262
    459
    83

    پیش فرض

    ترنم جون زندگیه خودته خودت باید براش تصمیم بگیری.مجبور نیستی قبول کنی میتونی جریانو به خانوداش بگی موفق باشی
    سلامتی اونایی که ادعا میکردن همه جوره مارو میخوان ولی الان همه جوره واس یکی دیگن...
  3. #137
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    سلام نمیدونستم کجا باید درخواست کمکو بنویسم واسه همین اینجا نوشتم من چند وقته با پسری هستم که فهمیدم پسره نامزد داره همین چندروز پیش منو هم واسه جشن عقدشون دعوت کردن ولی نرفتم پسر رو خیلی دوستش دارم اون بهم میگه اباجی اونم میگه خیلی دوستت دارم میگه فقط مرگ میتونه ما رو از هم جدا کنه من عاشقشم هر کار میکنم نمیتونم فراموشش کنم حتی این اخرا خونوادم فهمیدن و گفتن فراموشش کن اما نمیشه روز و شب کار من و اون شده بود گریه حالا هم که نامزد اون فهمیده اما نامزدش هیچی نگفته بخدا بلاتکلیفم اگه یه روز صداشو نشنوم دق میکنم اون میگه من عاشقتم و تا قیامت باهاتم هرکسی بخواد باعث جدایی من و تو بشه نفرینش میکنم منتظر نظراتتونم امیدوارم که پستم حذف نشه و بتونم راه حلاتونو بخونم.....
  4. #138
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    بهتر بود اول یکم از خودت میگفتی و پسره
    یعنی سن و شرایط
    و اما در مورد این دوستی اولا که اون نامزد داره پس دوست داشتن اونپسر به شما چیز منطقی نیست شاید حتی میشه گفت از رو هوس (با عرض پوزش )
    و بعد اینکه گاهی در پسرا چنین حالتی بوجود میاد که چون قبلا با یکی بوده و اونو از قبل دوست داشته سخته جدایی....اون حتی میدونه که نمیتونه دیگه باهات باشه اما نمیخواد کاری کنه که تو از ذهنش بری و همچنین اون از ذهن تو برهو برای همین از این حرفای دوست دارمو...بهت میزنه
    یه مدت که جوابی بهش ندی و یا کاری نداشته باشی با اون و یا ازش خواهش نکنی اون به خودش میاد تو هم به خودت میای
    اوایلش همیشه سخته...شب ها برات سخته اما یکی دو هفته بشه آرومتر میشیو هر دو میفهمین که دارین چه بلایی سر هم میارین
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  5. #139
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    من 17 سالمه و اون 23 خیلی پسر خوبیه ببخشید اقا دانیال میخوام بدونم دوست داشتن هوسه من عاشقشم و اون خوب میدونه عشقم بهم گفت هر کسی بفهمه فکر میکنه ما هوسبازیم اما اینو به همه بگو ما هیچوقت نه حرفه بدی بهم زدیم نه حرفای..... گفت مهم اینه که ما همو باور داشته باشیم و حتی یه مدت گوشیم خاموش بود اما اون گفت من نمیتونم فراموشت کنم از همه حالمو میپرسید گفت هر کسی از حالا باعث جداییمون بشه نفرینش میکنم حالا میگین چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟ تازه قراره منو نامزدشو با هم اشنا کنه....... در ضمن شما فکر میکنین من همه این کارارو نکردم ولی بخدا حتی بعد از 6ماه که فهمیدم نامزد داره جوابشو نمیدادم اما اون میگفت اگه بری من میمیرم من اگه بهت دروغ گفتم نمیخواستم از دستت بدم نمیدونم چرا هیچکس حس منو نمیفهمهههههههههههههه بخدا من بدون اون میمیرم تو این مدت جز اون به هیچکس نتونستم فکر کنم حتی خودمو هم فراموشش کردم............
    ویرایش توسط asheghe tanha : 2011.07.11 در ساعت 18:57
  6. #140
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    نه دوست داشتن هوس نیست اما دوست داشتن داریم تا دوست داشتن
    هوس یعنی چی؟ چرا کسی که نامزد داره باید با شما باشه ( نکنه این تاثیرات فارسی 1 هست ؟ )
    من مستقیما نگفتم این هوسه اما خودتون یکم فکر کنین
    شما دوسش دارین ... قبول
    اونم دوست داره ... قبول
    نامزد داره - قبول
    با کی میخواد زندگی کنه ؟ تو یا نامزدش اگه هر دو تا کی ؟ پس شما این وسط چی هستین؟

    خوب فکر کنید و جواب بدید.
    نگران نباشید
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  7. #141
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    بله درست میگین و حتی خودم میدونم دارم گناه میکنم اما چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتی دو تا از خواستگارامو رد کردم اخه این قضیه رو چطوری بگم........ اخه خوب عزیزم میگه اگه تو رو زودتر میدیدم میومدم خواستگاری تو اما حالا که نشده تو ابجی خودم بشو و پسره میگه اگه تو بری من میمیرم دوست داری مرگمو ببینی پسره میگه من روزبه روز دارم عاشقتر میشم و الان واقعا نمیدونم چکار کنم من همه راه حلارو امتحان کردم حتی تهدید اما بی فایده است................ خواهش میکنم یه راه حل خوب بدین نه بابا اصلا فارسی1 نگاه نمیکنه و اینکه اگه از اول میدونستم که نامزد داره که ازش قبول نمیکردم اما وقتی فهمیدم که کار از کار گذشته و عاشقش شده بودم......... حالا بیچارگی اینجاس که نفسم یه شهر دیگه است.......... جواب سوالاتون رو اون باید بده نه من.........من که موندم بهش چی بگم از شما کمک خواستم که بهم راهنمایی بکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتی پسره نمیزاره یه قطره اشک از چشام بریزه
    ویرایش توسط asheghe tanha : 2011.07.12 در ساعت 14:52
  8. #142
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    میگه ابجی بشین بله درسته
    منم یکی رو دوست داشتم اما نمیخواستم از دستش بدم بهش گفتم بیا آبجی بشیم و غم خوار هم
    اونم قبول کرد اما فقط برا یه مدت اینطوری شد و دوباره شدیم عاشق قبلی (ما از اول به هم گفتیم نمیتونیم با هم باشیم ) بعد که دوباره مثل قبل شدیم خواستیم دل بکنیم از هم بدتر شد تااینکه دلو زدیم به دریا و ارتباط ها رو بصورت مدیریت شده کمتر کردیم

    الام هفته ای یه بار . اوایل سخت بود اما الان بهتره مسلما بعد از این میکنیم هر دو هفته بعد 1 ماه و .....

    اما اینکه اون داره عاشقتون میشه مگه نامزدش رو دوس نداره ؟
    شهر دیگه یعنی چی؟ بیشتر توضیح بده / هر چند وقت همدیگه رو میبینین و طریقه آشنایی چی بود؟
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  9. #143
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    اره درسته خوب هیچکدوم نمیتونیم اگه صدای مو نشنویم دق میکنیم چرا نامزدشم رو دوست داره اما....... یعنی شهر دیگه زندگی میکنه و الان 10 ماهه همدیگه رو ندیدیم.. توی راه که از مسافرت بر میگشتیم اخه بهش چی بگم/بگم بیا رابطمون رو کم کنیمممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حا لا میگین چه کار کنم خوب اخه شما هر دوتون میخواستین که رابططون رو کم کنین اما ..........
    ویرایش توسط asheghe tanha : 2011.07.12 در ساعت 14:59
  10. #144
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    از حرف هام که ناراحتنشدی؟ ( راهنمایی آخه )

    آره کاملا سنگین و با دل و جرات همینو بگو
    مگه خودت همینو نمیخوای ؟ میخوای عمری عذاب بکشی؟ زندگیتو دوس نداری؟
    اگه واقعا خودت میخوای همه چی درست بشه و بدتر نشه باید با جرات بری و بگی اما نه همینطوری... تو اونو میفهمی و حرفشو میفهمی...جملاتتو درست کن و با منطق بهش بگو

    صدا = عشق ؟ طوطی هم صحبت میکنه
    سعی کن نبینین همدیگه رو چون میدونم بدتر میشه
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  11. #145
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    اخه چطوری من اگه بخوام اینارو بهش بگم اشکم در میاد من میدونم اون ناراحت میشه اگه بهش این حرفارو بزنم نه از حرفات ناذاحت نشدم اما شما بگین من چطوری بهش بگم که بیا رابطمونو کم کنیم بعد اون میگه همه حرفات همه دوستت دارمات همه بی تو میمیرم گفتنات همین بود من خیلی باورش دارم اون که میگه من همیشه تو خیالاتم باهاتم همش تو رو کنارم حس میکنم بعد من چطوری بگم بهش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم که از حرفام خسته نشده باشی؟؟؟؟؟؟؟؟ اون بیشتر میخواد منو نامزدشو با هم اشنا کنه نامزدش بهم گفته باید بیای خیلی مشتاقم که ببینمت...
    ویرایش توسط asheghe tanha : 2011.07.12 در ساعت 15:20
  12. #146
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    نه خسته نیستم
    خسته از اینم که به فکر خودت نیستی و به حرفام دقت نمیکنی

    خب یه مثال از خودم ( فقط مثاله )

    من نامزد دارم و دوسش دارم از طرفی یه دختر هم هست اون دختره به من عشق میورزه و پسره هم همینطور این وسط نامزدش چیکاره هست؟
    تو به پسره نزدیک تری یا نامزدش؟
    یه حرفی هست که اینجا نمیتونم بگم تو پیام خصوصیت چک کن
    و اما اینکه از حرفات ناراحت میشه یا نه خب این چیزیه که باید بگی...
    یه سوال؟ اگه دوست داره راضی هست که زندگیت غیر عادی پیش بره؟ مسلما نه اما اگه این شرایط ادامه پیدا کنه من میدونم همینطوری میشه چون میدونم
    اینا همه خیالاته...باور کن
    سوالات منو جواب بده / پیام خصوصیت رو هم چک کن
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  13. #147
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    درسته تمام حرفاتو قبول دارم شاید من شاید نامزدش این سوالیه که بازم باید اون جواب بده ای کاش میتونستم شمارشو میدادم بهتون باهاش حرف بزنین به هرکی میگم میگه به من چه تو اون میدونین بخدا بارها از هم جدا شدیم اما اون دوباره برگشت میگه کاش انقدر خوب و مهربون نبودی من هر روز میرم حرم به امام رضا گفتم خودت یه کاری کن همه چی تموم شه چون اون پسر رو دوسش دارم دوست ندارم زندگیش به هم بریزه میگه ایکاش تو انقدر خوب نبودی میگه من با دخترای زیادی بودم اما تو خیلی با اونا فرق میکنی میگه من بهت خیانت کردم و تا جبران نکنم دست بردارت نیستم بخدا حتی میخواستم خودمو بکشم تا اون از شر من راحت شه ولی نذاشت حالا هم فقط دارم ارزوی مرگمو میکنم هیچکسی نتونسته بود ارومم کنه باور کنین از وقتی خونوادم فهمیدن کارم شده گریه چرا هیچکسی منو درکم نمیکنه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ باورتون میشه دامادمون زنگ زده بود بهش بدوبیراه گفته بود ولی اون هنوز منو میخواد!!!!!!!!!! خودمم از این میترسم که تموم حرفاش دروغ باشه اما چون باورش دارم خودمو سرگرم میکنم که از این فکرا به سرم نزنه اما اون قسم خورده شما بگین مثلا بهش چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کمکاتون واقعا سپاسگزارم
    ویرایش توسط asheghe tanha : 2011.07.12 در ساعت 18:34
  14. #148
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    شاید منی وجود نداره -
    بهش بگو بین تو و نامزد یکی رو انتخاب کنه ببین چیکار میکنه چی میگه

    اینکه من باهاش صحبت کنم مشکلی نیست میتونم بهش بگم اما دو جنس حرف همدیگه رو تو این مواقع نمیفهمن مخصوصا قضیه اینطوری باشه
    هر چی باشه آخر اخرش تو باید قانعش کنی به سختی و محکمی
    جدا که شدین کی دوباره برگشت؟ تو یا اون؟ شمارتو عوض کردی؟
    منم یه دختر تو زندگیم هست خیلی خوشکله و مهربونه و خلاصه دوسش دارم اما باهم فقط دوستیم پس من برم بهش همین حرفا رو بزنم و عاشقش بشم؟ دلیل نمیشه
    اون اصلاتکلیفش با خودش هم روشن نیست فقط داره حرف میزنه من به این حرفا میگم حرف مفت
    یا تو یا اون
    اگه اون پس تو باید براش یه جور دیگه باشی نه اینکه این حرفا رو بزنه
    اگه انتخابش تو هستی بگو اقدام کنه... اما نیاد بگه که باشه اقدام میکنم بذار کارامو راستو ریس کنم یا اینکه چند ماه گذره و از این حرفا
    ببین چطور میشه پسری نامزد داشته باشه بعد یه دختر بیاد تو زندگیش و بگه دوست دارم
    نخیر اینطور نیست زندگیش طورینمیشه مگه بچه بازیه ؟ یه مدت شاید هردوتون دترین شبو روز رو داشته باشین اما خوب میشه
    فرق تو با دخترای دیگه یه امتیازه اما دلیل نمیشه زندگیتو خراب کنه
    منم قسم خوردن بلدم
    درضمن دیگه حرفی از کشتنو اینا لطفا نزنید اینبچه بازیا چیه
    محکم باش
    بهش تمام حرفای بالا و بزن و اینکه بگو اگه دوست داره یا تکلیفتو مشخص کنه تا همین چند روز یا اینکه با زندگیت اینطوری نکنه
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
  15. #149
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    اون خطمو عوض نکردم خاموش بود ب دوستم به خواهرم پیام زده بود بهش بگین گوشیشو روشن کنه التماسش میکنم اون که دلسنگ نبود چرا داره با من اینجوری میکنه میخواد التماسش کنم یا میخواد مرگمو ببینه بگین حالش خیلی بده گوشیشو روشن کنه باهاش کار دارم که دوستم گفت روشن کن که حالش خیلی بد شده از وقتی رفتی ..... اما الان اگه این حرفا رو بزنم اتفاق بدی نیوفته خواهرم میگه اگه راضی بشه و بخاطرت از نامزدش بگذره مطمئن باش وقتی به تو برسه میره سراغ یکی دیگه باورتون میشه دوستم بهش گفته بوده که اون ازت متنفره که گوشیش رو خاموش کرده اونم گفته نه شما ها دارین دروغ میگین نمیخواین بزارین عزیزم با من حرف بزنه من باور دارم که اون منو خیلی دوست داره دوستم گفت من که نمیدونم چی بگم اگه شمارشو بدم نگین که شما ناشناسید بگین نمیدونم داداششم فقط طوری حرف بزنین که بدونه شما یکی از اشناهامون هستین و در ضمن مشهد زندگی میکنین ولی حالا ببینم تا فردا میتونم این حرفا رو بهش بزنم.......... اگه بتونین کمکم کنی واقعا تا عمر دارم مدیونتونم
    همه مرا با خنده های بلند می شناسند.
    بیچاره بالشم با گریه های بی صدا....
  16. #150
    Daniel4u
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ChargeOK.COM
    نوشته ها
    442
    1,078
    66

    پیش فرض

    این چه حرفیه مدیون چیه
    وظیفه هست
    خوبی و خوشی شما آرزوی همه هست و آرزوی من

    گفتم که اون دچاره شخصیتی شده که به دوست داشتن کسی نیازمنده اما این مدت داره
    اگه رابطه قطع بشه مطمئنا حال هردوتون بد میشه و اگه زیاد بهش فکر کنین افسردگی...
    اما آخرش خوب میشه
    حرف خواهرتونو تقریبا قبول دارم
    شما هر دو دارین از رو احساس برخورد میکنین نه منطق
    مخصوصا االان که حرفای شما رو میخونم برام روشنه ... شما هم وابسته شدین اما اینو بدونین همه چیز دست شماست دست دخترا معمولا هست
    تا فردا تمام حرفای منو با رفتارش متناسب کن
    سعی کن تو کاغذ بنویسی بعد بهش بگو ببین چی میگه
    مطمئنا عکس المعلش حرفای بالاست اما سعی کن محکم و جدی باشی و تکلیفتو روشن کن.
    موفق باشی عزیزم
    یادمان باشد اگر خاطـرمـان تــنــهــا شد *** طـلـب عــشــق ز هر بی سرو پایـی نکنیم
صفحه 10 از 18 نخست ... 56789101112131415 ... آخرین
نمایش نتایج: از 136 به 150 از 268

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •