ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 15 از 18 نخست ... 5101112131415161718 آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 268
  1. #1
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,833
    20,578
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    Tick راهنمایی به کوچولو ها

    سلام به همه دوستان

    دوستان مي توانند مشكلاتشان را اين جا مطرح كنند به كمك اعضا و اينجانب، راه حلي به آن ها نشان دهيم.

    با تشكر
    ویرایش توسط Fereshte : 2014.05.14 در ساعت 22:31
  2. #211
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,771
    3,550
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض


    همه چيز رو با خانواده و دختــر خالت در ميون بذار

    بهتريــن كار اينه كه خودت بگـــي
  3. #212
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,833
    20,578
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط melika666 نمایش پست ها
    همين امروز دوباره شروع كرد به زنگ زدن واس ام اس دادن.من اصلا دليل اين كاراشو نميفهمم.زنگ زده وميگه پشيمونه وميخواد برگرده.در صورتي كه حتي كارتهاي عروسيش رو هم پخش كرده.ميگه اگه دوباره باهام دوست نشي ميرم به همه ميگم من وقتي با دختر خالش قرار ازدواج گذاشتم مليكا به من پيشنهاد دوستي داده.هيچكس هم از اين رابطه ي كوتاه ما خبر نداره ومنم هيچ جوري نميتونم ثابت كنم دروغ ميگه .
    به خدا ديگه دارم ديونه ميشم .موبايلمم خاموش كردم.ولي بد جوري غكرمو مشغول كرده.اگه ابروم تو فاميل بره چي؟تورو خدا راهنماييم كنين
    فكر كنم شما دختري و اون پسر
    اون داره ازدواج ميكنه و باز به شما...

    پس نيازي نيست شما بخواهي به كسي چيزي رو ثابت كني

    اون نميره آبروي خودش رو ببره
    و اگه هم بره بگه ، كسي دروغش رو باور نميكنه !

    اين قدر ساده به قضيه نگاه نكنيد
  4. #213
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,069
    8,010
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    یه فکری به حال دختر خالت بکن
    بدبخت میشه..........
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  5. #214
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,771
    3,550
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hanieh-94 نمایش پست ها
    یه فکری به حال دختر خالت بکن
    بدبخت میشه..........
    منم تو پي ام خصوصي بهش گفتم

    ببين هانيه هم ميگه

    گناه داره....

    تو هم كه گفتي بهترين دوستت بوده

    خب تقصير اون كه نيس....پسره 2 رو هست ديه

  6. #215
    تاریخ عضویت
    August 2011
    نوشته ها
    2
    4

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض

    سلامی گرم خدمت تمامی کوچولوهای عزیز.
    من کلاس سوم دبیرستان هستم و تا حالا به هیچ دختری دل نبستم اما از وقتی که پس از یه مدت طولانی بچه ی دختر خالمو دیدم یه چیزی توی وجودم ریشه کرده که واسم خیلی عجیبه . منی که تا حالا از دخترا خوشم نمیومد حالا دیوونه ی این دختره شدم , طوری عاشقش شدم که خودم فک میکنم که این همسر اینده ی من خواهد بود .
    توی این یک هفته دوبار دیدمش ولی موقعیت طوری بود که نمیتونستم باهاش خصوصی حرف بزنم (شایدم بخاطره بی عرزگیم بوده باشه) این هفته خانوادگی میریم دریا که امید وارم اونجا بتونم بهش بگم.
    به نظر شما من الن بهش بگم دوسش دارم یا نه؟ میترسم که یه موقع از دستش بدم. واینکه وقتی بریم دریا دورو ورش خیلی شلوغ میشه , اونوقت چطوری میتونم بهش بگم؟و از چه کلماتی استفاده کنم بهتره؟
  7. #216
    تاریخ عضویت
    February 2011
    نوشته ها
    4,771
    3,550
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض


    سلام

    ميتونين سنتون رو بگين؟

    اگه سنتون مناسبه خب با خانواده در ميون بذارين

    چجوريش و ديه من نميدونم والا بايد از يه پسر كه بلده بپرسين

    ولي اگه روتون نميشه يكي و واسطه كنين
  8. #217
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    دُنیـآیی که خـودم دآرمـ میسـآزمـِـش !
    نوشته ها
    13,968
    18,250
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلــــــام

    بهترینــــــــــــــــ کــــــار

    بــــــرو به خانــــــواده بگـــــــــــــــو
    شایَـدم بــهـشـت یـه جایـش پایـیـزه ِ

    چـه مـیـدونـی ...


  9. #218
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,477
    30,443

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    سلام به نظر من بهتره شما فعلا کاری نکنین و بشینین منطقی فکر کنین چون گفتین سوم دبیرستان
    هستین و در حالت عادی اگه نیمه دومی هم باشین تازه 18 سالتونه و برای یه پسر 18 ساله هنوز
    خیلی چیزا جا نیوفتاده اینم که میگم تجربه است که دیدم وقتی یه پسر 18 ساله عاشق میشه از
    نظر خودش تعریف اشتباهی از عشقش داره البته همه آدما یه جور نیستن و من قصد ندارم بگم
    شما داری اشتباه میکنی اما بنظر من اگه در یه نگاه واقعا عاشق شدین بهتره یکم صبوری کنین و به
    همه چی درست و منطقی نه رویایی فکر کنین چون آدما در یک نگاه فرق دارن با زندگیشون اگه هم
    که خواستین ابراز علاقه کنین آخر مسافرت بگین چون احتمالا بهتر میتونین در طی اون مدت
    بشناسینش موفق باشین
  10. #219
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    زیر چتر آبی آسمان
    نوشته ها
    107
    116
    کوچولو در حال فعال شدن

    پیش فرض

    سلام
    دوست عزیزی که پست گذاشتن و گفتن که براشون خواستگار اومده و شرایطشم خوبه و خودشونم بهش علاقه دارن...
    ببین دوست عزیزم ازدواج برای همه یه سن واحدی نداره. شاید شما در سن 18 سالگی به بلوغ فکری و عقلی لازم برای ازدواج برسین که یه نفر دیگه در سن 24 سالگی به این بلوغ برسه...
    به خودتون رجوع کنید ببینید تو این سن میتونید مسئولیت یک زندگی رو قبول کنید.
    ازدواج یه تعهد که باید تا آخرش پای همه چی بمونید. ولی اگر فکر میکنید که از هر لحاظ آمادگی ازدواج رو دارید به خاطر حرف پدر و مادرتون خوواستگارتون رو رد نکنید چون بعدا ممکنه پشیمون بشید.
    من خودم در سن 19 سالگی آقا پسری اومدن خواستگاریم که هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ شغلی و مالی عالی بودن...ولی پدر و مادرم درست بدلیل پدر و مادر شما میگفتن سنم کمه و رضایت ندادند
    الان یک سالو نیم از اون قضیه میگذره
    اون آقا ازدواج کردن... منم نمیگم پشیمونم ولی میگم ای کاش به اون سرعت نه نمیگفتم
    موفق باشی...
    ویرایش توسط A$MA : 2011.08.28 در ساعت 11:43
    آن گاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند تو به دنبال نگاهی زیبا باش...
  11. #220
    تاریخ عضویت
    August 2011
    نوشته ها
    2
    4

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض

    از کسایی که نظر شخصی خودشون رو گفتن سپاسگذارم.
    من فقط اومدم از شما راهنمایی بگیرم بعد شما سریع صورت مسئله رو پاک میکنین و میگین که از روی احساس تصمیم گرفتم؟!!!
    باید بگم که من 17 ساله هستم , و اونجوری که شما فکر میکنین ممکنه که از روی احساس تصمیم گرفته باشم نیست, بسیار فکره غلطیه چون اگه اینطوری بود اصلا نمیومدم که با شما مشورت کنم, و گفته بودین که با خانواده درمیون بزارم که اینکار اصلا امکان نداره چون که هنوز سنم به جایی نرسیده که بخوام به این شکل اقدام کنم.

    من مطمعنم که انتخاب من از روی عقل بوده و همچنین از اون دختره شناخت کافی هم دارم.
  12. #221
    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Zire barun
    نوشته ها
    1,123
    996
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    سلام.اکه میخوای بهش بگی و خودت روت نمیشه همونجور که یکی از کوچولوها گفته بود یکی رو واسطه کن.مثلا خواهرت و اگه خواهری نداری یکی از دخترای دیگه ی فامیل که باهاش راحتی و میتونی بهش بگی.اگه اون دختر با عشقت حرف بزنه بهتره.چون دخترا حرف همو بهتر می فهمند.
    ...مآ عظیم تر از آنے هستیم کــہ مے انـבیــشیم...
  13. #222
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    قعر جهنم...!
    نوشته ها
    1,139
    682
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    Icon2008

    سلام.
    واقعا از راهنمايي هاي خوبتون ممنونم.مشكلم حل شد.
    يعني يه جورايي وقتي طرف فهميد من اصلا به حرفاش(پيشنهاد دوستي دوباره)اهميتي نميدم وتهديداشو جدي نميگرم خودش كم كم دست از سرم برداشت ومنم اخرين باري كه تلفني تهديدم كرده بود رو ضبط كردم وبه دختر خالم نشون دادم.وازدواجشون هم منتفي شد.ولي دختر خالم يه مقدار دچار مشكل روحي شده چون ميگفت4ساله كه با طرف دوسته.(يه ذره شوكه شده).
    ولي خدارو شكر پاشو از زندگي هممون كشيده بيرون ومن از اين بابت خيلي خوشحالم وهمش هم به خاطر راهنمايي هاي درست وخوب شما دوستان بود.
    واقعا نميدونم چه جوري ازتون تشكر كنم.
    انشا الله بتونم حتما جبران كنم...!
  14. #223
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    همین جاها
    نوشته ها
    726
    701
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    سلام به دوستای گلم
    کوچولوها من مشکلم اینه که به یه پسری عادت کردم که اونم میگه منو دوست داره. اما میدونم ادامه ارتباط درست نیست چیکار کنم که بدونه اینکه من یا اون ضربه بخوریم این دوستی تموم شه؟؟؟
    من نه از عشق.اون نسبت به خودم مطمئنم نه از عشق خودم نسبت به اون!
    لطفا راهنماییم کنید. ممنووووووووون خیلی خیلی سیاد
  15. #224
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,845
    595

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    ارسلان جان اگه واقعا فکر میکنی که به دختر خالت علاقه داری و همچنین اونم توی سنی هست که واقعا بتونه تشخیص بده اگه خودت بعد از کمی صبر کردن و اینکه بفهمی اصلا اون تو چطور شرایطی بزرگ شده و میتونه بعدا شریکه خوبی واسه زندگیت باشه ( که البته این به یه مقدار زمان نسبتا طولانی نیاز داره ها ) بدون اینکه کسی رو دخالت بدی مثلا خواهر و اینا با مشورت با بزرگتر هات که خیلی تاثیر مثبتی روی اونا میزاره خودت یا بزرگتر هات اقدام کنین بهتره
    من خودم تجربه این جریان رو داشتم و عواقبش رو هم دیدم نزار یه عشق پاک و صادق منجر به یه اختلاف بزرگ و یه دوری طولانی بشه چون شما فامیلید و همیشه با هم در ارتباطیت .
    ممنونم که جمع کوچولو ها رو محرم دونستی و مشکلت رو در میون گذاشتی
    شادو موفق باشی.

    خانومی گل اگه از عشقتون نسبت به هم مطمئن نیستی پس چرا طولانیش میکنی تا اذیت بشی؟؟؟
    این چیزا خیلی راحت تر از اونی که فکرشم بکنی قابله حل شدن این خودمونیم که چیزی رو بزرگ یا سختش میکنیم هر چیزی رو اگه راحت و اسون بگیری و مطمئن باشی که همیشه بهترین تصمیم ها رو میگیری خیلی راحت و با اعتماد به نفس بیشتری حل میشه !
    خیلی راحت وقتی باهاش در ارتباطی بهش بگو که دیگه دلیلی واسه ادامه دادن رابطت باهاش نمیبینی ( اگه اینجوری که گفتم هستا )
    موفق باشی و یادت باشه همیشه و همه جا کسی هست ک تو رو حتی بیشتر از خودتم دوست داره و مراقبته .
    دوست دارم گلم .
    موفق و شاد و پیروز باشی .

    غرور هدیه شیطان و دوست داشتن هدیه خداست ...!
    هدیه شیطان را به رخ هم میکشیم و هدیه خدا را از هم پنهان میکنیم !!!

  16. #225
    تاریخ عضویت
    March 2011
    محل سکونت
    یه جای دووووووووووووووور
    نوشته ها
    1,786
    957
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    دخترا ازتون خواهش ميكنم

    خودتون رو اسير

    دوست داشتن يا عاشق شدن

    نكنيييييييييييييييييييييد ازتون

    خواهش ميكنم
    معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار !!!!

    این روزها سخت مرا درآغوش خویش

    به بازی گرفته است !!!

صفحه 15 از 18 نخست ... 5101112131415161718 آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 268

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •