ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 18 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 268
  1. #1
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    Tick راهنمایی به کوچولو ها

    سلام به همه دوستان

    دوستان مي توانند مشكلاتشان را اين جا مطرح كنند به كمك اعضا و اينجانب، راه حلي به آن ها نشان دهيم.

    با تشكر
  2. #16
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    من كه پايه اين جور بحثام به شدت
    پس منتظر باشيد
    تا بعد... :wink:
  3. #17
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    يكي كمك كنه من يكي دوست دارم و مطمينم كه اونم منو دوست داره ولي به خاطر يه سري شرايط ما نميتونيم هميشه كنار هم باشيم در ضمن من به مادرش قول دادم كه ازش فاصله بگيرم ولي اين دوري خيلي داره اذيتم ميكنه چيكار كنم؟ كمكم كنيد
  4. #18
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    جواب ساده است:
    اگر مطمني كه اونم ميخوهدت...و تو هم اونو ميخواي دوباره برو جلو
    ...
    بستگي به شرايط هم داره...ولي اينكه مامانش مخالفه دليل جدايي نيست...اگه فقط اينه دوباره برو باهاش شروع كن...
    چرا مادرش مخالفه؟
  5. #19
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    دوباره باهاش شروع كردم ولي...
    بعد از چند روز زنگ زد و گفت يكي از دوستام كه من دورادور ميشناسمش مي خواد باهام حرف بزنه خيلي هم ناراحت بود وقتي با دوستش صحبت كردم حرفش اين بود كه رابطه من و اون صحيح نيست ادامه داشته باشه و دلايل خودشو داشت و بعد وقتي با خودش حرف زدم ديدم كه اون هم با من موافقه و دوست نداره كه رابطه تموم بشه ولي به خاطر اصرار زياد دوستش راضي شده كه اون با من صحبت كنه و فرداي اون روز دوباره مادرش به من زنگ و هر چي كه تونست به من گفت و الان ديگه ازش خبري ندارم
  6. #20
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    حميدرضا جان...
    اينا كه نشد دليل...
    ببين...اگر فكر ميكني رسيدني وجود نداره سعي كن فراموشش كني(كمرنگش كني)
    اما اگر ميبيني كه نه...و اينا بهونه است...برو دنبالش

    اگه دوست داري دليل و بهونه اصلي رو بگو تا كمكت كنيم
  7. #21
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    بزار بعدا حضوري باهات صحبت مي كنم
  8. #22
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    راستي امشب اومده بود تو سايت نمي دونم عضو شد يا نه :?
  9. #23
    dislove

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    22
    0
    0

    پیش فرض

    بد بوی خندم گرفت تیییر دمت فیش !! آخر شبی چه حالی دادی به من .

    آقا منم نظر بدم ؟!! مرسی که اجازه دادی/ندادی .. برای اولین بار میخوام جدی حرف بزنم پس ساکت بشین ، دستت رو از رو موس بردار و خوب بخون !

    عشق یه حسه ! یه تعریفه ، یه ساخته ی اوهام بشره .. مثل بینهایت که عدد نیست اما در ادامه و در بازه ی اعداد تعریف میشه . هر کس میتونه به خیلی زیاد بگه بینهایت .. (این یه روش استعماری بوده تو آفریقا ! به مردم تا یه عددی یاد می دادن مثلا 20 بعد اگه 21 سیب به اونا میدادن ... فکر میکردن بینهایت تا سیب دارن !! ) عشق هم همینه ...
    یه سریا فکر مکنن تا دافشون رو عوض نکنن عاشقن ... تا بعدی !!!
    یه سریا فکر میکنن اگه تا آخر عمر به دافشون وفادار بمونن و با کس دیگه ای هم دوست نشن عاشقن !!!
    یه سریا فکر میکنن اگه شب تا صبح و صبح تا شب به دافشون فکر کنن و غم باشن حتما و حتما عاشقن !!! (این بد ترین نوعشه )
    یعضی ها ، همه رو با هم دارن ... 1 عالمه داف دارن که عاشق 5 تاشونن !!!!!!
    یه سریا میگن اگه واسه عشقشون نمیرن عاشق نسیتن !! (خود کشی یه مدت بد مد شده بود)
    بعضی ها هم اوج عشق رو تو سکس میبینن .. ( علامت تعجب نذلشتم چون تا حدودی قبول دارم )
    نمیدونم ظرفیت جمع چقدره اما میخوام رک بگم :
    بر اساس تحقیقات 90 درصد رابطه ی جنسی ، نیاز روحیه ! اینو از کسانی که خود ارضایی میکنن میشه فهمید ...
    پس کسانی که با میل خود این کار رو میکنن ( نه برای هوس و نه برای پول و ...) باید از همه ی داشته هاشون بگذرن ...
    بچه ها ببخشید الان ساعت 2:11 دقیقه ی شب ، یه خبر خیلی بد بهم رسید ... دعا کنید ... حیفم میاد اینا رو پاک کنم ... باشه بعدا کامل میکنم
    بازم ببخشید . فعلا خدا نگهدار همتون
  10. #24
    hadsern
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    زیر سایه شما
    نوشته ها
    447
    0
    2

    پیش فرض

    من يطورايي با ديس لاو موافقم عشق يه حس شخصيه حالا هر کسی برداشت خودش رو از عشق داره این احساس رو خدا واسه این به ما داده که سنگ رو سنگ بند بشه یکم فکر کنی میبینی اگر که عشق نبود خیلی چیزا الان نبود شاید اصلا آدمی نبود پیش پا افتاده ترینش همینه که عشق تو رو به رابطه جنسی هدایت میکنه تا نسلت بمونه مادر به بچش عشق میورزه تا بچه بزرگ بشه و دوباره بیاد به زنجیره عشق نمیدونم شاید یجور چسبه یا هر چیزی که هست اگه نبود آدمی نبود.
    عاشق بودن سخته خیلی درد داره ولی کسی که عاشق نیست نمیشه بهش گفت حیوون چون حیوونام عاشقانه زندگی میکنن میشه گفت کسی که عاشق نیست وجودش ناقصه باید بره و پیدا کنه
    عشق یه نیازه این نیاز میتونه تو سعید عشقی باشه که به کوچولو و بچه هاش داره میتونه به خدا باشه میتونه به یه کلکسیون پروانه باشه میتونه به یه انسان باشه ولی هر چیزی که هست باعث میشه موتور زندگی آدم روشن بشه
    خیلی بیشتر میشه گفت میشه گفت و گفت و رفت ولی همش میشه برداشت من از عشق که با همه برداشت های دیگه فرق داره
    ببین چی آفریده ....
    ...در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
    این عوعو سگان شما نیز بگذرد
    آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
    گرد سم خران شما نیز بگذرد..
    www.eXplode.ir
  11. #25
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    خيلي زياد با حرف هادي عزيز موافقم...
    عشق يك نيازه....
    و 100٪ وجود داره
    در هر كس به نوعي و به شكلي و بسته و وضعيت و ظرفيت اون
    ...
    عشق يك نياز است...مثل محبت و يا حتي پول
    در نبود هر يك از نياز ها انسان دست به اعمالي ميزنه...

    ...
  12. #26
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    باز خوشحالم كه با نيازهاي خودم و حس بچه گانم (به قول ديس لاو) خندوندمت :D از عزيز و سعيد هم به خاطر نظراتشون ممنونم



    تا بعد...
  13. #27
    ajax

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    هر جا كه خسته شم
    نوشته ها
    42
    0
    1

    پیش فرض

    من يكي تا حالا تو چنين اوضاعي گير نكردم تجربهي من تو اين 0پس از من كمك نخوا :idea:
    تاببنفشه می دهد طره مشک سای تو
    پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
  14. #28
    sheitoonbala

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    5
    0
    0

    پیش فرض

    در ابتداتشكر مي كنم از اينكه وقتتا به من ميدي دوست عزيز :!:
    من 3است كه عاشق پسري شدم كه قبلا ازش متنفر بودم و اتفاقا سر همين تنفر 1 بار غرورشو شكوندم.اين پسراز همسايه هاي نزديك به منزل من هستن .من شديدا دوستش دارم و از آن زماني كه از ايشون خوشم اومده از هيچ پسري خوشم نمياد .از خيلي از افراد پرسيدم كه عشقمو چطور بهش نشونم بدم 1 سري گفتن نگاهش كن اونا معتفد بودن از نگاه آدما ميشه به اون چيزي كه تو قلبشونه پي برد نگاهش مي كردم و او هم نگاهم مي كرد 3 سال فقط نگاه ديگه بسته خسته شدم من چندين بار خواستم دلمو بزنم به دريا بگم الا الله هرچي خواست بشه من بايد بهش بگم دوست دارم ولي از اونجايي كه من دختري فوق العاده غرور مندي هستم نتونستم بهش بگم البته غرورم يكي از دلايل نگفتنمه 3دليل ديگه هم دارم كه عرض مي كنم 2:اون 1 پسره و خوب پسراراهم كه مي شناسيد كافيه بفهمن يكي دوستشون داره اونوقت وابيلا3:اون پسر همونطور كه گفتم همسايمونه 4:من 1 بار غرورشو شكوندم مي ترسم كينه اي باشه و بخواد.....مي فهميد چي مي گم ديگه.سرتونو درد آوردم شرمنده ولي خواهش مي كنم كمكم كنيد خواهش :x :!:
  15. #29
    leylii
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    2,689
    0
    3

    پیش فرض

    شيطون بلا جان يك سر به پيغام شخصيت بزن

    ممنون
  16. #30
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sheitoonbala
    در ابتداتشكر مي كنم از اينكه وقتتا به من ميدي دوست عزيز :!:
    من 3است كه عاشق پسري شدم كه قبلا ازش متنفر بودم و اتفاقا سر همين تنفر 1 بار غرورشو شكوندم.اين پسراز همسايه هاي نزديك به منزل من هستن .من شديدا دوستش دارم و از آن زماني كه از ايشون خوشم اومده از هيچ پسري خوشم نمياد .از خيلي از افراد پرسيدم كه عشقمو چطور بهش نشونم بدم 1 سري گفتن نگاهش كن اونا معتفد بودن از نگاه آدما ميشه به اون چيزي كه تو قلبشونه پي برد نگاهش مي كردم و او هم نگاهم مي كرد 3 سال فقط نگاه ديگه بسته خسته شدم من چندين بار خواستم دلمو بزنم به دريا بگم الا الله هرچي خواست بشه من بايد بهش بگم دوست دارم ولي از اونجايي كه من دختري فوق العاده غرور مندي هستم نتونستم بهش بگم البته غرورم يكي از دلايل نگفتنمه 3دليل ديگه هم دارم كه عرض مي كنم 2:اون 1 پسره و خوب پسراراهم كه مي شناسيد كافيه بفهمن يكي دوستشون داره اونوقت وابيلا3:اون پسر همونطور كه گفتم همسايمونه 4:من 1 بار غرورشو شكوندم مي ترسم كينه اي باشه و بخواد.....مي فهميد چي مي گم ديگه.سرتونو درد آوردم شرمنده ولي خواهش مي كنم كمكم كنيد خواهش :x :!:
    دوست عزيز٬ چند بار به سوالاتون من و ديگر دوستان جواب دادند :wink:
    در ادامه اون جواب ها سوالي اگه هست٬ بفرماييد؟
صفحه 2 از 18 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 268

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •