ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 46
  1. #1
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    New22 کوچه پس کوچه های تفاهم...



    همسر منهای صداقت
    بعضی* از افراد معتقدند که* نباید به* همسرشان*حقیقت* را ابراز کنند و تصور می*کنند بادروغ*گویی* می*توانند همسر خود را قانع* کرده* وبه* قول* معروف* گول* بزنند. اما در اکثر موارد این*مسئله* به* نتیجه* نامطلوب* نمی*رسد و سبب*اختلافات* شدید خانوادگی* می*شود.

    دروغ گفتن
    آنچه در این میان لطمه می بیند، رابطه است. آنچه یک رابطه عمیق به آن نیاز دارد صمیمیتی است که از پس آن شناخت دو نفر ممکن می شود. وقتی یکی از همسران دست از فریب بر نمی دارد، مشکل از یک موضوع اقتصادی و یا اجتماعی به رابطه زناشویی تسری پیدا می کند. اینجاست که دیده می شود یکی از زوجین این جمله را بسیار به کار می برد" من فقط می خواهم حقیقت را بدانم."

    البته در این جمله پیام های خوبی نهفته است. فرد قدرت رویارویی با مشکلات را به همسر خود نشان می دهد. دلگرمی می دهد که توانایی روبرو شدن با مسائل را دارند و در نهایت از همسر خود پشتیبانی می کند. اما وقتی دروغگویی باعث شد که همسری این جمله را بکار ببرد بدانید که رابطه،عمیقاً خدشه دار شده است" من او را نمی شناسم. فکر می کردم می شناسم، بعد معلوم شد که اصلاً نمی شناسم."
    فریب رابطه را به نابودی می کشاند. دروغگویی مخرب تر از چیزهایی است که در موردشان دروغ گفته می شود. احساسی که در پس دروغگویی به همسر انتقال داده می شود، احساس دست به سر شدن است.
    بسیاری از زوج ها در انتقال احساسات، ناامیدی ها، علایق، رنجش ها، خشم و کینه، گناه ها، شکست ها، نیاز ها و آسیب پذیری ها ناتوانند.

    در واقع این عدم توانایی ناشی از ترس است.
    ترس از نزدیک شدن به احساسات و تمایلات،
    ترس از دست دادن وجهه،
    ترس از دادن عشق همسر،
    ترس از تحت کنترل قرار گرفتن

    که در یک رابطه سطحی اتفاق می افتد، رابطه ای که زوج ها برای عمیق ترین حالات خود پشتیبانی احساس نمی کنند.
    صمیمیت از شناختن عمق وجود دیگری سرچشمه می گیرد. اگر موانعی بر سر راه صداقت هست، شناخت حذف می شود و ریا به جایش می نشیند. زوج ها اغلب سال ها با دروغ سر می کنند و سعی دارند که رابطشان را حفظ کنند و نجات بدهند، در حالی که تمام فرصت ها را برای رابطه واقعی از دست می دهند.

    به راستی چرا بعضی افراد دروغ می*گویند؟
    دروغ گفتن معمولا از سنین کم در کودکی آغاز می*شود، حتی یک کودک 2 ساله نیز می*تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی که کودک به اهمیت حرف*ها و لغات پی می*برد و می*فهمد که بعضی از حرف*ها می*توانند چه تاثیر خارق*العاده*ای داشته باشند به*طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می*کنند. دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد می*خواهد به کس دیگری آسیب برساند اما ممکن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید. بعضی از افراد دروغ می*گویند چون می*خواهند خودشان را ثابت کنند درواقع دروغ گفتن برای آن*ها نوعی رفتار دفاعی است، کودک طی مراحل رشد، متوجه می*شود که دروغ می*تواند او را از بسیاری از عصبانیت*هاو تنبیه*های پدرو مادر یا اطرافیان حفظ کند. همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه کنیم؛ با دروغ می*توان دوستان را حفظ کرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش*بینی غافلگیر کرد. مثلا؛ ممکن است خیلی از ما درباره لباس دوست*مان به دروغ بگوییم که زیباست درحالی*که عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است. همچنین خیلی ازما در مصاحبه*های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام*مان دروغ می*گوییم. ما به فرزندان*مان هم دروغ می*گوییم به آن*ها قول می*دهیم که اگر شام*شان را بخورند یک بستنی جایزه می*گیرند اما سپس کاری می*کنید که کودک*مان بستنی را فراموش کند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم.
    هر زمان که موضوعی پیش آید که در آن شرایط قادر به گفتن حقیقت نیستید، وقتی با پرسش همسرتان روبه رو می شوید، بهترین پاسخ آن است که بگویید «فعلا از من نپرس، هر وقت شرایط و موقعیت فراهم شود حقیقیت را می گویم.»

    آقایان بیشتر دروغ می گویند یا زنان؟!!
    برای پاسخ به این سۆال که در زندگی زناشویی مردان بیشتر دروغ می گویند یا زنان باید گفت، دروغ گفتن به تیپ شخصیتی، اعتمادبه نفس، تربیت خانوادگی و محیطی که افراد در آن رشد کرده اند، بیشتربستگی دارد تا به جنسیت. اما احتمال آنکه آقایان در معرض خطر دروغ گفتن قرار بگیرند به دلایلی چون مورد سرزنش و قضاوت قرار نگرفتن، کنترل روی محیط، خشم و عصبانیت و نگرانی از بر ملا شدن مشکلات جنسی بیشتر از زنان است.

    دروغ مصلحتی؛ نه
    گفتن دروغ مصلحتی در واقع یک نوع بازی است که به جای آنکه مسئله و مشکل حل شود، صورت مسئله پاک می شود و سبب می شود دروغ گفتن ادامه پیدا کند. برخی از زوج ها بر این باورند که با گفتن دروغ مصلحتی از دعوا و تنش جلوگیری می کنند اما باید بدانند گفتن حقیقت ممکن است باعث جنجال موقتی شود ولی در نهایت مشکل حل می شود. دروغ مصلحتی تنها فرار از واقعیت است که زوج ها با عباراتی مانند «حوصله بحث کردن نداشتم»، «می ترسیدم دعوا شود»، « اگر راستش را می گفتم، ناراحت می شد» و… خودشان را مجاب می کنند که کار صحیحی انجام داده اند. رابطه زناشویی سالم، رابطه ای است که شما آزادانه و بدون ترس (تحقیر شدن، طرد شدن، مورد قضاوت منفی قرار گرفتن، مسخره شدن) حرف هایتان را به شریک زندگی تان بزنید.

    در مورد گذشته ام دروغ بگویم؟
    با ازدواج، پرونده گذشته هر فردی باید در ذهنش بسته شود. پیش از ازدواج و در مرحله آشنایی هر زمانی که همسر آینده تان از گذشته شما سۆالی کرد باید به وی حقیقیت را بگویید، زیرا نگفتن حقیقت و متوسل شدن به دروغ باعث اضطراب شما می شود و این ترس از دروغ گفتن و بر ملا شدن واقعیت همیشه و در همه جا پس از زندگی مشترک همراهتان است و شما را در موقعیت اضطراب قرار می دهد، اما نباید فراموش کنید نحوه دادن اطلاعات به شریک زندگی تان بسیار مهم است.

    برای آنکه در زندگی صادق باشید
    زمانی که بخواهید دروغ گفتن را از زندگی خود حذف کنید باید ابتدا در خودتان تغییر به وجود آورید و برای تغییر باید موارد زیر را به خاطر بسپارید:
    بالا بردن سطح آگاهی: باید به این شناخت برسید که در چه موقعیت ها و به چه تیپ شخصیت هایی دروغ می گویید.
    باور به آگاهی: با شناخت نسبت به اطلاعات بالا این مسئله را متوجه می شوید که درصد خطر دروغ گفتن به همسرتان چه آسیب های جدی ای را به زندگی زناشویی می زند.
    خواستن: اینکه واقعا بخواهید تغییر کنید، این خواستن مستلزم داشتن هدف است و چه هدفی بهتر از داشتن یک رابطه زناشویی سالم و استوار.
    تمرین، تمرین، تمرین و...: این واقعیت را بپذیرید که شما سال های طولانی به این عادت زشت خود گرفتارید و برای این تغییر تفکر احتیاج به رفتار درمانی دارید و این مسئله نیازمند تمرین رفتار جایگزین است.
    فعلا از من نپرس: بعد از شناخت یکدیگر و داشتن یک رابطه دوستانه برحسب اطمینان، امنیت، احترام، گذشت و بخشش بین زن و شوهر، هر زمان که موضوعی پیش آید که در آن شرایط قادر به گفتن حقیقت نیستید، وقتی با پرسش همسرتان روبه رو می شوید، بهترین پاسخ آن است که بگویید «فعلا از من نپرس، هر وقت شرایط و موقعیت فراهم شود حقیقیت را می گویم.» این عبارت یک کد ارتباطی است که باید پسر و دختر در دوران آشنایی و مراحل پیش از ازدواج آن را قبول داشته باشند و مورد توافق هر دو طرف باشد
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  2. 1
  3. #16
    ice girl
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,942
    339
    872

    پیش فرض

    اشتباهی که زندگی زناشویی را به طلاق می کشاند

    هر ساله میلیونها نفر در سراسر دنیا از یكدیگر جدا می شوند و خود، والدین و كودكان خود را دچار پیامدهای بعد از طلاق می كنند. متاسفانه آمار طلاق نیز در كشور ما به طرز وحشتناكی در حال گسترش است. پدیده طلاق از آنجائی برای جامعه شناسان حائز اهمیت است كه هسته مركزی خانواده های نسل آینده بشر در خطر است. امروزه زوجهای جوان بدون توجه به عواملی كه والدین آنها در گذشته برای شناخت همسر مناسب استفاده می كردند ازدواج كرده و فكر می كنند كه روشهای مطمئن ولی قدیمی گذشته برای زندگی در عصر حاضر كاربردی ندارند. متاسفانه ازداوج های كه این روزها صورت می گیرد بیشتر از آنكه جنبه خانوادگی داشته باشد جنبه عاطفی داشته و بدون شناخت كافی از روحیات و ویژگی های اخلاقی طرف مقابل صورت می گیرد. در كنار مواردی كه از درون باعث از هم پاشیدگی خانواده می شود گاه عواملی از دنیای خارج باعث ایجاد مشكلات گوناگون در محیط خانواده و نهایتا طلاق می گردد. این مقاله بر اساس نظرات بیش از دهها خانم و آقائی نوشته شده است كه از همسران سابق خود جدا شده اند و زمانی متوجه اشتباهات خود شده اند كه دیگر دیر شده و فرصتی برای آنها باقی نمانده بود ولی شاید هنوز برای شما دیر نشده باشد و بتوانید با انجام اقدامات موثر زندگی خانوادگی تان را از تباهی نجات دهید. اولویت مطالب ذكر شده بر اساس بیشترین مواردی است كه زندگی زناشویی را به سمت دروازه طلاق هدایت می كند.
    به والدین تان اجازه دخالت ندهید:
    این قانون طبیعت است كه هرموجودی در طبیعت روزی باید مستقل شده و روی پای خود بایستد. این حقیقت همانقدر كه برای حیوانات صدق می كند برای انسانها نیز صادق است. انسانها ازدواج می كنند تا مستقل شوند. اشتباهی كه تعدادی از والدین مرتكب می شوند این است كه آنها با نیت خیر خواهانه خود یا بعضا سنگ اندازی در زندگی فرزندان خود دخالت می كنند. والدین با دخالت در زندگی فرزندان خود تنها زندگی آنها را تلخ می كنند. بعد از ازدواج اگر زن یا شوهر به طور كامل از والدین خود جدا نشده باشند احتمال بروز این مشكل در زندگی زناشویی آنها بیشتر است. معمولا خانواده های تك فرزندی دوست ندارند كه فرزندان آنها بعد از ازدواج از آنها جدا شوند و بدون توجه به این نكته كه اینكار ممكن است باعث بوجود آمدن مشكلاتی در زندگی زناشویی شود سعی می كنند تا همسر فرزند خود را مجبور به زندگی در خانه مشترك كنند. ممكن است زوجین به علت بعضی از مشكلات مالی بخواهند تا در خانه اقوام یا والدین خود زندگی كنند. در چنین هنگامی نباید وضعیتی را برای زوجهای جوان درست كرد كه آنها به جز مشكلات مالی خود مشكلات دیگری نیز پیدا كنند. بسیاری از زوجهای كه از همسر خود طلاق گرفته اند به این موضوع اشاره می كنند كه دخالت های بیجای والدین نه تنها مشكلی را حل نمی كند ، بلكه باعث جدایی آنها از یكدیگر می شود. هنگامی كه شخصی ازدواج می كند باید قدرت تصمیم گیری مستقل داشته باشد و اجازه ندهد كه دیگران ( هر كسی كه می خواهد باشد) برای زندگی اوتصمیم بگیرند. خانم م. ك در صحبت هایش به این موضوع اشاره كرد كه نه در ازدواج و نه در طلاق نقشی نداشته است. والدین او شوهرش را به او تحمیل كردند و بعد از چند وقت او را مجبور كردند تا از شوهرش طلاق بگیرد.
    از مشاور خانواده كمك بگیرید:
    در واقع مشورت با متخصصان مسائل خانوادگی به یك ضرورت اجتماعی در دنیای امروز تبدیل شده است و نباید با بی توجهی از كنار آن گذشت. اگر امروز می خواهید كه زندگی آرامی داشته باشید و در پرورش و راهنمایی درست فرزندان و غیره راه خطا را نروید( همیشه ریشه همه مشكلات در روابط زناشویی نیست، گاهی مشكلاتی كه بوجود می آید و ریشه زندگی خانوادگی را خشك می گرداند بعلت اختلافاتی است كه بر سر نحوه تربیت فرزندان بوجود می آید) می توانید از نظرات یك كارشناس برای اداره هرچه بهتر زندگی خود كمك بگیرید. در گذشته اگر كسی چنین كاری را انجام می داد او را دیوانه و نادان فرض می كردند ولی در دنیای امروز اگر كسی مشكلی داشته باشد و برای یافتن راه حل به متخصص مراجعه نكند دیوانگی كرده است و از نظر مردم اجتماع چنین شخصی یك انسان نرمال و طبیعی نیست. مشكلات در ابتدای زندگی به نسبت كم و بیش دامن همه زوجهای جوان را می گیرد و زوجهای جوان بعلت عدم تجربه كافی ممكن است عكس العمل های مناسبی از خود نشان ندهند. البته اكثر مشكلات به راحتی در كانون خانواده قابل حل است. برای اینكار زوجین فقط باید كمی انعطاف پذیری از خود نشان دهند و از گوش شنوای خود برای شنیدن نظرات درست طرف مقابل استفاده كنند. با این حال پرسشهای وجود دارند كه زوجها به تنهایی نمی توانند برای آنها پاسخی پیدا كرده و در این صورت باید به مشاوره خانواده مراجعه كنند. مشاور خانواده فقط برای تنظیم خانواده نیست. در كشورهای اروپایی مشاوره خانواده نقشی بسیار بیشتر از آن چیزی دارد كه مشاوران در كشورهای آسیایی دارند. طبق طبقه*بندی*های تشخیص روانپزشكی مسائل و مشكلات زناشویی و خانوادگی یكی از بالاترین علل رجوع به كلینیكها و مراكز خدمات مشاوره*ای است كه این خود گواه صحت مطالب ذكرشده است.
    به همسر خود بی توجهی نكنید:
    زوجین باید از هر طریقی كه می توانند به یكدیگر محبت كنند. بعضی از زوجهای جوان اینطور فكر می كنند كه فقط با خرید كادوهای گران قیمت است كه می توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند. گاهی یك شاخه گل سرخ و یا یك عبارت "عزیزم دوستت دارم" تاثیری بر روی همسر می گذارد كه گران قیمت ترین هدیه دنیا نمی تواند جای آنرا بگیرد. گفت و گو با زوجهای جوان نشان داده است كه آنها از طریق مادیات نمی توانند به عشق و عاطفه مورد نیاز برسند، چیزی كه آنها خواستار آن بودند محبت و صمیمیت بدون قید شرط همسرانشان بوده است. روشهای مثل كادو دادن، گل خریدن، بیرون شام خوردن یا ... فقط جنبه كمكی دارد و به تنهایی نمی تواند در زندگی مشترك تولید عشق كند. یكی از خانمها در صحبت های خود به این موضوع اشاره كرد كه "شوهرم هر وقت من را كتك می زد بعدش برایم هدیه می خرید تا از من معذرت خواهی كند، من هم بخاطر زندگی مشتركمان او را می بخشیدم ولی این كار در او به عادت تبدیل شده بود. شوهر من پیش خود این طور فكر می كرد كه هر وقت بخواهد می تواند مرا كتك بزند و بعدش برای من یك هدیه بخرد و همه چیز را حل كند." این خانم علت شكست زندگی زناشویی خود را بی توجهی همسرش به نیازهای عاطفی زندگی خود می دانست، چیزی كه هیچ همسری تحمل آنرا ندارد.
    انتطارات تان را از همسرتان مشخص كنید:
    به یاد داشته باشید كه نفرت نیازی به یاد گرفتن ندارد، فقط كافی است تا برانگیخته شود، در عوض باید محبت و دوست داشتن را آموخت. لازمه یك ارتباط خوب در زندگی زناشویی مشخص شدن خواسته ها و محدودیت هاست. اولین قانون زندگی مشترك این است كه انتظارات شما از همسرتان باید منطقی باشد و دوم اینكه همسر شما نیز دقیقا متوجه مفهوم انتظارات شما شده باشد تا جائی برای هیچ سوء تفاهمی باقی نماند. بسیاری از زوجین انتظار دارند كه بعد از ازدواج وارد یك سرزمین رویایی و پر از شادی شوند، غافل از اینكه گاهی اوقات در زندگی مشكلاتی پیش می آید كه ناشی از عدم درك صحیح طرف مقابل است. عدم درك نیازهای طرف مقابل باعث ورود سرزنش به مرز عاطفی زندگی مشترك و نهایتا از بین رفتن احساس احترام نسبت به یكدیگر می شود. یكی از سوالاتی كه زوجین باید از خود بپرسند این است كه برای جلوگیری از ایجاد تشنج در زندگی از چه چیزهایی باید صرفنظر كنیم؟ مطرح كردن این سوال خیلی مهم است. چون نه زن و نه مرد هیچكدام نمی توانند به تمام نیازهای یكدیگر پاسخ مثبت دهند و از این رو باید از تعدادی از خواسته های خود صرفنظر كنند. گاهی اوقات صرفنظر كردن از یك خواسته می تواند زندگی مشترك را از رسیدن به بن بست نجات دهد. هنگامی كه زوجین فكر میكنند تمام اقدامات و تلاش های آنها بی نتیجه است می بایستی موضع خود را عوض كنند. این یك اصل استراتژیك در زندگی زناشویی است. با این كار احساس عدم توانایی كاهش پیدا می كند و خشم و كینه ای در زوجین نسبت به یكدیگر بوجود نمی آید. فراموش نكنید هنگامی كه بخاطر همسرتان از خواسته ای می گذرید با این كار به او نشان می دهید كه چقدر او را دوست دارید و با شهامت مسئولیت زندگی تان را به دست گرفته اید.
    از اعتیاد دوری كنید:
    پدیده شوم اعتیاد نه تنها باعث از بین رفتن فرد می شود بلكه كانون زندگی مشترك را نیز از بین می برد. متاسفانه زوجهای جوان زیادی وجود دارند كه بعد از ازدواج در اثر شرایط گوناگون ( مشكلات ، رفقای ناباب و ...) به سمت اعتیاد می روند. هر نوع اعتیادی ( چه اعتیاد به مواد مخدر، نوشیدنی ها الكی یا اینترنت و...) می تواند زندگی مشترك را به نابودی بكشاند. اعتیاد از هر نوعی كه باشد باعث بوجود آمدن بی اعتمادی در زندگی مشترك می شود و نهایتا روابط درون و برون خانوادگی را تحت الشعاع خود قرار می دهد. سوای از مسائل معنوی كه اعتیاد آنها را نابود می كند اعتیاد از نظر مالی نیز مشكلات سنگینی را به كانون خانواده تحمیل می كند. نقش همسران در زمان اعتیاد در قبال یكدیگر بسیار مهم است. این درست نیست كه زندگی مشترك فقط به بهانه اعتیاد همسر به طلاق منتهی شود. در اعتیاد یك شخص عوامل مختلفی نقش دارند. بهترین كمكی كه كسی می تواند به همسر معتاد خود بكند این است كه به جای اینكه او را در این زمان ترد كند به او فرصتی بدهد تا سلامتی خودش را باز یابد. طلاق در زمان اعتیاد نه تنها وضعیتی را بهتر نمی كند بلكه سبب پیچیده تر شدن درمان برای همسر بیمار می شود. برای پدیده اعتیاد تعاریف مختلفی ارائه شده ولی ساده ترین تفكر كه به شما اجازه می دهد همسرتان را در این زمان مانند سابق دوست داشته باشید این است كه فكر كنید او فقط بیمار شده است و شما باید از او مراقبت و پرستاری كنید. فراموش نكنید كه همسرانی كه در لحظات بیماری وسختی همسر خود را رها نمی كنند و او را عاشقانه دوست می دارند همسران واقعی هستند.طلاق آخرین مرحله است:
    متاسفانه بزرگترین اشتباهی كه زوجهای جوان در ابتدای زندگی مشترك خود مرتكب آن می شوند این است كه فقط به تفاهمات اولیه و زود گذرخود فكر می كنند و به سراغ اختلاف نظرهای اساسی نمی روند و بعد از گذشت مدت زمان كوتاهی به این نتیجه می رسند كه به درد یكدیگر نمی خورند و تنها راهی كه برای آنها باقی مانده است طلاق است. در هر زندگی زناشویی مواردی پیش می آید كه همسری به وظایف خود عمل نمی كند و ممكن است رفتاری نامناسب نیز داشته باشد. این اتفاقات در زندگی غیره طبیعی نیستند. شاید به نوعی بتوان گفت كه این اتفاقات نوعی آزمایش الهی هستند و آزمون زوجین این است كه ببینند آیا می توانند سربلند بیرون بیایند! مشكلات زندگی زناشویی فقط در خانواده شما وجود ندارد بلكه در تمام خانواده ها و در مقیاس مختلف وجود دارد. تنها كاری كه زوجین باید در قبال این مشكلات انجام دهند این است كه زیاد سخت نگیرند و با حمایت و راهنمایی های خود به همسرانشان كمك كنند تا زودتر به مدار طبیعی زندگی شان برگردند. در واقع با واقع گرایی و نه آرمان گرایی می توان تمام مشكلات زندگی زناشویی را حل كرد، ولی مشكل این است كه زوجین زمانی را كه باید صرف ریشه یابی مشكلات خود كنند را هدر می كنند و به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه می پرند و در نهایت فكر می كنند كه با عوض كردن همسر خود می توانند مشكلات را از بین برده و زندگی جدید لذت بخشی آغاز كنند. متاسفانه امروزه قانون طلاق برای فسخ ازدواج بسیار آسان است ولی آیا كسی می تواند بگوید كه بعد از طلاق و ازدواج مجدد خوشبخت خواهد شد؟ تحقیقات نشان داده است كه افرادی كه از همسر خود راضی نبوده ، به همان نسبت در ازدواج مجددشان از همسر جدید خود راضی نبوده اند.
    به جرات می توان گفت كه داروی مبارزه با سرطان طلاق حفظ تعهد اخلاقی در تمام شرایط ( سختی ها و خوشی ها ) است. زوجهای جوان بسیاری وجود دارند كه در ابتدای ازداوج به یكدیگر می گویند ***" تنها مرگ می تواند ما را از یكدیگر جدا كند" ولی بعد از اینكه با مشكلات زیادی رو به رو شدند تعهدات اخلاقی خود را نسبت به همسر خود نادیده می گیرند و نهایتا طلاق به جای مرگ آنها را از یكدیگر جدا می كند. یك روش مناسب برای تقویت زندگی زناشویی صحبت كردن در مورد طلاق در ابتدای ازدواج است. ممكن است اینكار از نظر تعدادی از زوجهای جوان صحیح به نظر نیاید ولی زوجین باید بدانند كه نظر همسر آنها نسبت به پدیده طلاق چیست. این كار به آنها كمك می كند تا طرف مقابل خود را بهتر بشناسند. ( یكی از آقایانی كه همسر خود را طلاق داده بود در صحبت هایش به این موضوع اشاره كرد كه از نظر او یك مرد تا زمانی كه یكبار یك زن را طلاق ندهد مرد نمی شود!)
    حرف آخر: عشق وام بانكی نیست
    خوشبختی در روابط زناشویی مانند پول است، به راحتی می توان آنرا به دست آورد اما نگه داشتن آن برای مدت زمانی طولانی كار هر كسی نیست. زوجین كار می كنند،پول در می آورند و هزاران سختی و مشكل را پشت سر میگذارند تا به خوشبختی برسند و بتوانند با كسی كه دوستش دارند به راحتی زندگی كنند. وقتی كه هنوز با یكدیگر ازدواج نكرده اند حاضرند برای جلب رضایت همدیگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولی بعد از ازدواج دیگر از تب و تاب اولیه می افتند. چرا؟؟؟ عشق برترین اسم و دوست داشتن قشنگ ترین فعل دنیاست و جملاتی كه در آنها از این اسم و فعل استفاده شده باشد برای انسانها ارزش بسیاری دارد. شنیدن عبارت دوستت دارم حتی از زبان یك غریبه برای انسان خوشایند است ، چه برسد به اینكه همسری این جمله را از زبان كسی بشنود كه او را دوست دارد. آیا زندگی مشترك كمتر از آن است كه نخواهید برای حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنید؟ مطمئن باشید یك پدر موفق بودن ، یك همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد كه بخواهید بخاطر آن دوباره از خود فداكاری نشان دهید. فراموش نكنید كه با ازدواج به آخر خطر نرسیده اید بلكه تازه به شروع همه چیز رسیده اید و باید برای حفظ زندگی مشترك خود تلاش كنید تا نتیجه تمام زحمات گذشته شما به هدر نرود. اكنون كه صاحب یك زندگی شده اید باید بدانید كه به بمنظور تقویت آن باید چه كارهایی انجام دهید تا بتوانید خوشبختی را در روابط زناشویی تان بیمه كنید. فراموش نكنید كه روابط شیرین و دوستانه در زندگی مشترك در حقیقت از رفتار شما نشات می گیرد و اگر شما قوانین و اصول مطرح شده در این موارد را بكار بگیرد می توانید صاحب شیرین ترین زندگی زناشویی شوید. متاسفانه در دنیای امروز خلا های عاطفی زیادی در كانون خانواده ها بوجود آمده و تنها چیزی كه می تواند این شكاف های عمیق را پر كند عشق توام با محبت است. برای برخی عشق مانند وامی بانكی است كه باید به اقساط پرداخت شود. عشق وام نیست. بعضی ها به غلط فكر می كنند كه نباید بیش از حد به همسر خود ابراز علاقه كنند زیرا ممكن است او از عشق آنها سیر شود و برای او عادی شود. این اشخاص فراموش كرده اند كه انسانها كبوتر نیستند كه برای اهلی كردن آنها بالهایشان را ببندیم و كم كم به آنها غذا بدهیم و این ترس را در آنها بوجود بیاوریم كه در صورت فرار كردن از این خانه از گرسنگی می میرند. در حقیقت چنین انسانهای از ترس اینكه مبادا همسرشان آنها را ترك كند اقدام به اینكار می كنند. همانطور كه كبوترها فقط بخاطر غذا در آن خانه می مانند نه بخاطر عشق به صاحب شان.

    منبع : خبرگزاری آفتاب
    مـِـثـْـــلِـــــ مــا تـو نـَســـلایِـــــ بَـعــد نیــــــســْـــ...
    ذاتِــــ پــــاکـــ و حــَــرفایِــــــ سَنـگیــــنــْ...
  4. #17
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    اهل جنگ هستید یا صلح؟ (تست زناشویی)

    مجموعه : مسائل زناشوئی
    همه ما قبول داریم كه در دوره آشنایی پیش از ازدواج دختر و پسر باید بیشتر همدیگر را بشناسند اما آیا شناخت طرف مورد نظر، یعنی فقط شناخت «رنگ مورد علاقه» و «ماه تولد» و «نوع بستنی دلخواه» و «نوع غذای مورد علاقه»؟ آیا به این هم فکر می*کنیم که طرفمان تندخو است یا نرم و منعطف؟ سنگدل است یا بسیار حساس؟ خودخواه است یا فداکار؟ راستش را بخواهید خیلی*ها در مورد مقوله شناخت، سطحی فکر می*کنند؛ به همین دلیل است که ما می*خواهیم صرفا در مورد شناخت ابعاد شخصیت و اینکه بررسی چه خصوصیتی برای*ابتدای آشنایی واجب است، صحبت کنیم. آزمون روانشناسی این شماره می*تواند کمک زیادی به شما بکند.
    این امتحان نشان می*دهد شخصیت شما سازش*پذیر هست یا نه؟ سازگار یا ناسازگار؟ توافق*پذیری یا سازگاری، از تمایلات بین فردی و شخصیتی است. یك فرد توافق*پذیر اساسا نوع دوست است، او نسبت به دیگران همدردی می*كند و مشتاق است كه كمك كند و باور دارد كه دیگران نیز متقابلا كمك*كننده هستند. در مقابل، فرد غیر سازگار، ستیزه*جو، خودمدار و شكاك نسبت به دیگران بوده و بیشتر رقابت*جو است تا همكاری*كننده. ابعاد توافق*پذیری شامل اعتماد، سادگی و رك*گویی، نوع دوستی، همراهی،* تواضع و فروتنی و توانایی درك دیگران است. روابط زناشویی از جمله روابطی است كه در آن توجه به این بعد حائز اهمیت است زیرا بیش از سایر ابعاد در نوع و كیفیت روابط زوجی تاثیرگذار است؛ به گونه*ای كه در مجموع از نتایج مطالعات مختلف چنین استنباط می*شود كه تقویت بعد توافق*پذیری در افراد متاهل سبب كاهش هیجانات منفی، افزایش رضایت از رابطه و بهبود كیفیت روابط بین فردی آنها می*شود. این یا آن؟ دیده*اید بعضی*ها با هر جمعی می*توانند کنار بیایند ولی بعضی*ها در هر گروهی باید ساز خودشان را بزنند؟ این ویژگی شخصیتی در ازدواج خیلی مهم است. به هر حال دو نفری که ازدواج می*کنند، یک خانواده یعنی یک گروه را تشکیل می*دهند. چیزی که اسمش در خانواده «گذشت» است تا حدودی از همین توافق*پذیری سرچشمه می*گیرد و در مقابل، چیزی که اسمش «لجاجت» است از همان عدم توافق*پذیری. قبول کنید که حتی اگر لجاجت همیشگی یک نفر و گذشت همیشگی فرد مقابل باعث ادامه زندگی شود، این زندگی را نمی*شود زندگی عقلانی و منطقی و مناسب دانست. واقعا بهتر نیست که در لجاجت یا گذشت آدم*ها شبیه هم باشند؟ ضمن اینکه یادتان باشد بیشتر مردم در حد وسط این ویژگی*ها هستند؛ یعنی چیزی بین گذشت و لجاجت. سازگارها این خوبی*ها را دارند توافق*پذیری شامل ویژگی*های زیر است: قابل اعتماد بودن؛ کسانی که توافق*پذیری بالاتری دارند، بیشتر قابل اعتماد هستند. در دوران نامزدی شناخت این ویژگی خیلی مهم است. اول باید قابلیت اعتماد خودتان را بسنجید و بعد ببینید که آیا طرف مقابلتان هم به همان اندازه قابل اعتماد است یا نه. یادتان باشد که فقط از یک رفتار نمی*شود به این خصیصه پی برد؛ ویژگی*های شخصیتی، خودشان را درموقعیت*های گوناگون و زمان*های متفاوت نشان می*دهند. درســتکاری؛ آدم*هــای توافق پذیرترآدم های درستکارتری هم هستند. آنها لجاجتی با جمع ندارند که شیله پیله*ای در کارشان باشد. نوع دوستی؛ آدم های توافق*پذیر، نوع*دوست*ترند. آنها ممکن است یکدفعه نیمی از پولشان را به یک گدا بدهند یا با وجود وقت کم، یک نابینا را از این طرف به آن طرف خیابان ببرند. این ویژگی هم جزئی از توافق*پذیری است. درواقع آنها خواستار یاری رساندن به دیگران هستند، نه دشمنی با آنها. پذیرش؛ آدم*های توافق*پذیر بیشتر از دیگران حرف*های شما را می*پذیرند. آنها ترجیح می*دهند که با حرف شما موافق باشند تا اینکه جنگ و جدال راه بیندازند. شما حتما باید ببینید که با نامزدتان در این ویژگی چقدر مشترکید. تواضع؛ آدم*های توافق*پذیر، متواضع*تر از دیگران هستند. آنها نیازی نمی*بینند که در یک جمع مغرور باشند. آنها همیشه فروتن هستند. یادتان باشد که یک آدم مغرور نمی*تواند با یک آدم فروتن زندگی کند. خوشبینی؛ آدم*های توافق*پذیر خوشفکرتر از دیگران هستند. آنها معمولا سویه مثبت اتفاقات را می*بینند، نه سویه منفی را. ضمن اینکه آنها چون خودشان با جمع موافقند، حس می*کنند که دیگران هم همین نظر مثبت را دارند. به همین دلیل معمولا کمتر به دیگران شک می*کنند یا به دیگران بدبین هستند. باید شكل هم باشید روانشناسان معتقدند زوج*هایی که شخصیت*شان به هم شبیه*تر باشد ازدواج پایدارتری دارند اما این شباهت شخصیتی یعنی چه؟ اصلا شخصیت یعنی چه؟ آیا رفتارهایی که دختر و پسر در دوران نامزدی*شان دارند، نشانه ویژگی شخصیتی*شان است؟ آیا این رفتارها فقط یک ویترین اجتماعی است؟ باید گفت كه «شخصیت، یکسری از ویژگی*های آدمی است که در طول زمان پایدار می*ماند». وقتی می*گوییم فلانی شخصیت مهربانی دارد منظورمان این است که او در بیشتر زمان*ها و تقریبا همیشه مهربان است. برای اینکه بدانیم آیا به همسرمان شباهت داریم یا نه، اول باید خودمان را بشناسیم، در مورد شخصیت خودمان منظم و البته منصفانه فکر کنیم و بعد در مورد دیگران و ازجمله همسرمان قضاوت کنیم. شناختن خود، پایه همه تغییرات مثبت زندگی است.
    امتحان سازگاری در اینجا آزمونی برای شناختن سازگارپذیری خودتان و خواستگارتان در اختیار شما می*گذاریم. با این تست می*توانید میزان توافق*پذیری خود و همسرتان را بسنجید. به سوالات زیر پاسخ بدهید
    1. سعی می*کنم با دیگران خوش*رفتار و مودب باشم. 2. اغلب با سایر اعضای خانواده بگو مگو دارم. 3. بعضی از مردم من را آدم خودخواهی می*دانند. 4 بیشتر ترجیح می*دهم با دیگران همکاری کنم تا رقابت. 5. معمولا من در مورد مقاصد دیگران بدگمان و عیب*جو هستم. 6. من عقیده دارم که بیشتر مردم اگر به آنها اجازه داده شود، می*خواهند از آدم امتیاز به دست آورند. 7. بیشتر مردمانی که می*شناسم مرا دوست دارند. 8. بعضی از افراد فکر می*کنند من آدم سرد و حسابگری هستم. 9. من در رفتار و نظر خود آدم سخت و بی*انعطافی هستم. 10. اغلب سعی می*کنم با فکر و با ملاحظه باشم. 11. اگر اشخاصی را دوست نداشته باشم این موضوع را از آنها پنهان نمی*کنم. 12. اگر نیاز باشد من حاضرم از افراد دیگر برای رسیدن به مقاصد خودم استفاده کنم. كلید آزمون پاسخ*ها باید به صورت زیر باشد: کاملا موافق/ موافق/بی*تفاوت/ مخالف/ کاملا مخالف گزینه*ای که بیشترین شباهت را به شما دارد انتخاب کرده و با توجه به کلید پرسش*ها آنها را نمره*گذاری کنید. سوال 1: کاملا موافق 5 نمره، موافق 4 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 2 نمره و کاملا مخالف یك نمره سوال 2: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 3: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 4: کاملا موافق 5 نمره، موافق 4 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 2 نمره و کاملا مخالف یك نمره سوال 5: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 6: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 7: کاملا موافق 5 نمره، موافق 4 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 2 نمره و کاملا مخالف یك نمره سوال 8: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 9: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 10: کاملا موافق 5 نمره، موافق 4 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 2 نمره و کاملا مخالف یك نمره سوال 11: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره سوال 12: کاملا موافق یك نمره، موافق 2 نمره، بی*تفاوت 3*نمره، مخالف 4 نمره و کاملا مخالف 5 نمره نكته مهم این آزمون را یک بار برای خودتان و یک بار برای خواستگارتان انجام دهید تا ببینید از لحاظ سازگاری چقدر به هم شبیه هستید. نمره سازگاری شما پس از جمع زدن نمرات*تان، می*توانید تا حدودی پی به میزان سازش*پذیر بودن خود و خواستگارتان ببرید. اگر نمره شما بین 12 تا 24 شود یعنی کسی هستید که خیلی دیگران برایتان مهم نیستند. برای همین، گروه*های دوستان، گروه*های کاری و خانواده خیلی از شما خوششان نمی*آید. کلا شما برای زندگی سازگارانه در جمع آفریده نشده*اید. اگر نمره شما بین 24 تا 48 شود یعنی شما در بعضی از موارد ترجیح می*دهید دیگران را هم در نظر بگیرید و در بعضی موارد نه، كه احتمالا به موقعیت بستگی دارد. ممکن است در محل کار آدم سازگاری باشید اما در خانه نه. اگر نمره شما بین 48 تا 60 شود یعنی شما آدم مردم*داری هستید؛ آدمی که دیگران برایتان خیلی مهم هستند. جمع از بودن در کنار شما خیلی لذت می*برد. چون شما هم هوای جمع را دارید و به آنها توجه می*کنید.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  5. #18
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حدجنون برسند.

    آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که آقایون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند. در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه. اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. ....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تاحدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند. من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حدجنون برسند.

    شماره 10

    خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند
    چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روی کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

    شماره 9

    از سایر خانم ها انتقاد می کنند
    برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که کفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.
    البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند ( و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند ) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

    شماره 8

    حسودی می کنند
    بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در این جنگی که به وجود آمده آست پیروز شوید؟!

    شماره 7

    خود را نیازمند نشان می دهند
    بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
    در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

    شماره 6

    رمزی صحبت میکنند
    جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعی مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.
    می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید : مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه کشیده نشود!

    شماره 5

    تجاوز به حریم شخصی
    همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.
    به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

    شماره 4

    بیش از اندازه احساساتی می شوند
    آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند : یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.
    البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

    شماره 3

    آنقدر خرید می کنند تا از حال بروند
    هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند.
    اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

    شماره 2

    پیوسته صحبت می کنند
    متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.

    شماره 1

    از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند
    اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
    البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.

    یاد بگیرید آنها را تحمل کنید
    اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.
    منبع : پایگاه تنظیم خانواده


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  6. #19
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوج عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد. در این مطلب به تعدادی از رفتارهای غلط اشاره خواهیم کرد که همسران معمولا بعد از دعوا مرتکب می شوند.

    سکوت نکنید
    اگر بعد از دعوا به زمان نیاز دارید تا دوباره روحیه خود را به دست بیاورید، اشکالی ندارد؛ اما حتما این را به همسرتان بگویید.
    راشل سوسمان، روانپزشک و متخصص روابط، معتقد است اگر بعد از دعوا همسرتان را از خود برانید، او احساس می کند می خواهید او را تنبیه کنید و به همین دلیل شاید نتواند به سمت شما بیاید و احساساتش را بازگو کند.
    به جای این کار به او بگویید: «احساسات من به سرعت احساسات تو به حالت قبلی برنمی گردند. به من فرصت بده. وقتی حالم خوب شد، در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.»

    حرف هایی را که همسرتان گفته است، در حافظه تان نگه ندارید
    بگذارید هر چه همسرتان حین دعوا گفته است، همان جا باقی بماند. با این حال به گفته دکتر «میشل گولاند» روان شناس، یکی از اشتباهات زوج ها این است که به همسر خود نمی گویند کدام یک از کلماتی که او در جر و بحث به زبان می آورد، آن ها را آزار می دهد. پس حتما در مورد کلماتی که برای شما آزاردهنده اند، با همسرتان صحبت کنید.
    اگر حتی تا روز بعد هم با یادآوری آن کلمات گفته شده عصبانی می شوید، به جای این که این کلمات را در ذهن خود نگه دارید، دوباره قدری به خودتان فرصت بدهید و نفسی تازه کنید؛ چون معمولا جر و بحث به یک چرخه معیوب از دعواهای بی حاصل منجر می شود؛ نه راه حل.

    تنها بر زبان آوردن «ببخشید» کافی نیست
    لوریا پون متخصص ارتباط درمانی می گوید: «وقتی همسرتان از شما می خواهد تنهایش بگذارید یا این که خسته شده است و دوست دارد کار دیگری انجام دهد، فقط گفتن «معذرت می خواهم» برای التیام احساسات او کافی نیست و باید بگویید که من به خاطر فلان چیز یا فلان حرف، از تو معذرت می خواهم و در آینده سعی می کنم که...

    برای برخورد تندتان، بهانه تراشی نکنید
    شما می توانید برای این دعوا میلیون ها بهانه بیاورید؛ مثلا بگویید: «روز کاری بدی داشته ام، سردرد دارم یا شب قبل بد خوابیده ام»؛ اما این جملات، مشکل را حل نمی کنند. به گفته دکتر گولان: «اگر شما عصبانی یا خسته اید و یا از نظر روحی آسیب دیده اید، باید این را به طرف مقابلتان بگویید. اگر یک روز در محل کار یا هر جای دیگری شرایط بدی را گذرانده اید که موجب عصبانیت شما شده است، قبل از رسیدن به خانه همسرتان را از این موضوع مطلع کنید تا او بداند شما بیشتر از شرایط عادی حساس و شکننده اید.»

    از دعوا فرار نکنید!
    به همسرتان بگویید هر حرف یا سوالی دارد، می تواند از شما بپرسد و در مورد چیزهایی که بعد از دعوا هنوز او را آزار می دهد، صحبت کند. هرگز به دلیل ترس از دعوای مجدد از این مرحله فرار نکنید. اگر با هم صحبت نکنید، مشکل تان حل نشده باقی می ماند و ناراحتی ها از بین نمی روند. نسبت به حرف های همسرتان عکس العمل نشان بدهید؛ مثلا به او بگویید: «بنابراین منظور تو این است که ... درست است؟» و از او تایید بگیرید تا مطمئن شوید منظورش را فهمیده اید.

    آزار کلامی ممنوع
    چه کار می کنید؟ دعوا؟! یادتان باشد در زمان دعوا حق داد زدن و برچسب زدن به همسرتان را ندارید؛ چون تاثیر آن به سادگی از بین نمی رود. به جای این کار، در زمان خونسردی درباره ناراحتی تان صحبت کنید.

    روی دلیل دعوا تمرکز نکنید
    تفاوت دعوای بد و دعوای خوب، در این است که در دعوای خوب شما برای مسئله ای که بر سر آن جر و بحث کرده اید، راه حل پیدا می کنید؛ پس بهتر است روی عواملی که دعوا را به وجود آورده اند، متمرکز نشوید و انرژی تان را صرف پیدا کردن راه حل کنید. مثلا شوهرتان به شما گفته است از خانه پول بیاورید، اما شما فراموش کرده اید. بعد از یک جر و بحث بی اهمیت به دستگاه خودپرداز مراجعه می کنید و مشکل حل می شود. به جای این که تمام روز دعوایتان را به یاد بیاورید و به دنبال مقصر بگردید، سعی کنید از با هم بودنتان لذت ببرید.

    نگویید: «منظورم این نبود!»
    گفتن این جمله مثل این است که می خواهید صورت مسئله را پاک کنید این کار اوضاع را وخیم تر می کند؛ زیرا جوابی که همسرتان به شما می دهد، این است که «چرا منظورت همین بود!» بازگشت به گذشته و تاکید بر گفته های خود و طرف مقابلتان باعث می شود به جای راه حل، بر آن چه گذشته است، تمرکز کنید. اگر همسرتان بعد از دعوا می گوید: «منظورم این نبود». جواب بدهید: «درست است که چنین منظوری نداشتی، اما طوری رفتار کردی که من این طور احساس کنم. پس، از این به بعد این کار را انجام نده.»

    بعد از دعوا خود را سرزنش نکنید
    همه ما دوست داریم همسری داشته باشیم که برای رابطه مان زمان بگذارد و دعوا کردن نشان دهنده این است که هر دو طرف روی رابطه کار می کنند و این رابطه برایشان مهم است؛ بنابراین اگر با همسرتان جر و بحث می کنید، باید از این بابت خوشحال باشید که زندگی تان را به حال خودش رها نکرده اید و هنوز این زندگی برایتان مهم است. به قول قدیمی ها، دعوا نمک زندگی است، فقط در مصرف این نمک زیاده روی نکنید.
    منبع : خراسان نیوز


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  7. #20
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    در پیشگاه خداوند همانطور که ازدواج محبوبترین نهاد است متلاشی شدن کانون خانواده هم از مغبوض ترین اعمال است و خانه ای که در آن طلاق واقع شده به خرابه ای تشبیه شده است .

    در چند دهه گذشته طلاق آهنگی رو به رشد داشته است و با نگاهی اجمالی به آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور متوجه خواهیم شد که رشد طلاق در مقابل ازدواج در سالهای اخیر افزایش بیشتری داشته است .

    با توجه به آماری که از سوی مسیولین منتشر شده است 80 درصد تقاضای طلاق در شهر تهران از سوی زنان بوده و به نوعی با طلاق توافقی زنان مهریه خود را بخشیده و طلاق گرفته اند. فرایند طلاق اغلب با اختلافات کوچک آغاز می شود و بعد در مسیر کشمکش ها قرار گرفته و در آخر با طلاق تکمیل می شود. از این رو شایسته است به برخی محورهای مهم که می تواند به کم کردن زمینه های اختلاف کمک کند بپردازیم:

    *اصلاح نگرش نسبت به همسر آرمانی : چون انتخاب همسر یکی از مهمترین مقاطع زندگی یک فرد است تصور می شود باید ایده آل ترین فرد ممکن ازدواج کرد و یک تصویر آرمانی نسبت به همسر خود دارند اما واقعیت چیز دیگری است و در اغلب ازدواج ها این افراد عادی هستند که با یکدیگر ازدواج میکنند . و اگر با تصور زندگی با یک فرد آرمانی وارد زندگی مشترک شد با اولین چالش به وجود آمده فرد دچار یاس و سر خوردگی می شود . پس بهتر است واقعیت را بپذیریم و قبول کنیم که همسر ما هم یک فرد عادی است و ما باید انتظارات خود را تعدیل کنیم.

    *شناخت : آشنایی زوجین از همدیگر از اهمیت زیادی برخوردار است و خانوادها باید بکوشند زمینه آشنایی زوجین را قبل از این که آنها زیر یک سقف بروند فراهم کنند تا اگر سازش و تفاهم در میان آنها وجود ندارد از همان ابتدا از هم جدا شوند و کار به ازدواج نکشد.

    *اختلاف سلیقه : این نکته مهم است که زن و شوهر باید هم سلیقه باشند اما واقعیت این است که اختلاف سلیقه حتی در میان خواهر و برادری که دارای یک پدر و مادر هستند و تحت تربیت واحد بزرگ شده اند وجود دارد چه برسد به زن و شوهری با تربیت و خواست های متفاوت پس بهتر است در مواردی که با یکدیگر اختلاف سلیقه دارید با اتخاذ روش هماهنگ کننده سعی کنید با حفظ اختلاف سلیقه یتان به نتایج مطلوب رسیده و به این تفاوت سلیقه و نظر احترام بگذارید.

    *عدم مداخله دیگران : در هر زندگی این فقط زوجین هستند که صلاحیت تصمیم گیری را در زندگی خود دارند . البته استفاده از راهنمایی و ارشاد بزرگترها منافاتی با این استقلال در تصمیم گیری ندارد ولی اجازه ندهید دیگران به جای شما در مورد زندگیتان تصمیم بگیرند.

    *کم کردن انتظارات: کم کردن انتظارات می تواند باعث افزایش قدرت مواجهه با مشکلات شود اگر نگرش های اقتصادی خود را تعدیل کنیم می توانیم آستانه رضایت مندی از زندگی را هم پایین بیاوریم و با داشتن امکانات کمتر نیز احساس خوشبختی کنیم .

    *تربیت صحیح خانواده : نظام تربیتی در خانواده ها باید سعی کند مفاهیمی چون شفقت ،رحمت، انصاف و گذشت ،تواضع و غیرت و قناعت ...... را در اذهان فرزندان خود نهادینه سازد تا باعث انعطاف پذیری بیشتر جوانان در مقابل مشکلات به وجود آمده شود.

    *حفظ هویت جنسیتی : زن و مرد در خانواده باید بر هویت جنسیتی خود واقف باشند یعنی زن زنانگی کند و مرد مردانگی تا زمانی که زن و مرد خود رابه عنوان هویت مستقل بازشناسی نکرده و جایگاه خود را نشناسند نمی توان امید به داشتم خانواده ای توانمند و موفق داشت . این تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد است که باعث جذابیت آنها برای یکدیگر می گردد.

    *احترام به آزادی های فردی: زمانی که دو فرد با یکدیگر زندگی مشترکشان را شروع میکنند نباید این به منزله پایان هرگونه آزادی فردی طرفین باشد زن و مرد با ازدواج نباید زنجیری بر پای طرف مقابل باشند بلکه ازدواج یک تعامل و همراهی است پس سعی کنید همراه خوبی باشید نه مانع و مشکل پیش رو.

    در آخر نباید از نقش جامعه و مراکز دولتی غافل شد اینکه فرد قبل از ورود به خانواده جدید تحت آموزش های لازم قرار بگیرد این آموزش ها باید توسط مدارس و دانشگاهها آغاز و توسط رسانه های همگانی تکمیل گردد و مهارتهای رفتاری و اخلاقی به جوانان ارایه گردد مهارتهایی مانند انتقاد پذیری ،تسامح ،چگونگی برقراری رابطه محبت آمیز ،کنترل خشم و......... اگر این ارزشها ی اخلاقی در میان جوانان نهادینه شود در زمان بروز اختلاف خانوادگی می توانند مسیر حل اختلافات را هموار تر نمایند.

    و همچنین دولت ها موظفند با کاهش آلاینده های صوتی و تنفسی ،کنترل و کاهش تورم ،ایجاد زمینه های اشتغال و مسکن و پرداختن به مسئله ورزش همگانی و ایجاد مراکز مشاوره از میزان فشار عصبی وارد بر زوجین کاسته و زمینه استحکام بیشتر خانواده ها را فراهم نمایند.
    منبع:تبیان


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  8. #21
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    تاثیر فیلم های مستهجن بر روابط زناشویی


    برترین ها: آیا فکر می کنید همسرتان فیلم های مستهجن نگاه می کند یا تماشای این فیلم ها را به بودن با شما ترجیح می دهد؟ شما تنها نیستید. افراد زیادی با چنین مشکلاتی به مشاوران مراجعه کرده و از آنها یاری می جویند. آنها از اعتیاد همسر خود به تماشای اینگونه فیلم ها و تاثیر منفی آن بر روابط جنسی خود که شامل بی میلی طرف مقابل و یا انتظارات نامعقول می شود شکایت دارند. این مسئله می تواند بسیار ناراحت کننده باشد، اما دانستن اینکه چرا همسر شما به تماشای این فیلم ها روی آورده است و اینکه چگونه باید در مورد این مسئله با او صحبت کنید می تواند مفید باشد.

    تاثیر فیلم های مستهجن بر روابط زناشویی

    چرا شریک زندگی شما به فیلم های مستهجن روی آورده است؟

    رابطه جنسی در زندگی مشترک فراز و نشیب های زیادی دارد. گاهی تمایلات و نیازهای جنسی شما و همسرتان با یکدیگر مطابقت ندارند. در چنین موقعیتی یکی از طرفین ممکن است برای رفع نیاز های جنسی تامین نشده خود به این دسته از فیلم ها روی بیاورد.

    همچنین با تماشای این فیلم ها کنترل همه چیز به دست بیننده است و نیازی به هماهنگ کردن خود با طرف مقابل ندارد. در حالی که در یک رابطه جنسی واقعی باید خود را با طرف مقابل هماهنگ کرده و همزمان نیاز او را نیز برآورده سازد و یا کارهایی را بکند که از انجام آنها لذتی نمی برد.

    چنانکه یکی از طرفین بتواند نیاز جنسی خود را خارج از رابطه ای که با همسرش دارد برطرف کند، این مسئله باعث خواهد شد که همسرش به نظر اضافه بیاید. اما باید در نظر گرفت که توجه به تفاوت بین تجربه جنسی و حضور در یک رابطه دو جانبه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

    صحبت کردن در رابطه با این مشکل

    چنانچه این رفتار همسرتان باعث نگرانی شما شده است و می خواهید در مورد این مسئله با او رو برو شوید سعی کنید یک طرفه به قاضی نروید. از فرصت استفاده کرده و با شریک زندگیتان در مورد این که این مسئله باعث ناراحتی شما می شود و تاثیری که بر رابطه تان دارد با آرامش صحبت کنید. سعی کنید دلیل روی آوردن وی به این فیلم ها را یافته و تلاش کنید آن را برطرف کنید. چنانچه رفتار وی در این زمینه را نامعقول و غیرمنطقی می یابید سعی کنید از مشاوران مجرب در این زمینه کمک بگیرید.

    آیا شریک زندگیتان به این فیلم ها معتاد است؟

    چنانچه نگران این هستید که همسرتان به دیدن فیلم های مستهجن اعتیاد پیدا کرده باشد سوال های زیر را از خودتان بپرسید و اگر جوابتان به بیشتر آنها آری بود بهتر است هرچه سریعتر در مورد این مسئله دست به اقدام بزنید.

    • آیا در رفتار او تغییری مشاهده کرده اید؟

    • آیا احساس می کنید که از شما فاصله گرفته و منزوی شده است؟

    • آیا دیگر تمایلی به برقراری رابطه جنسی با شما ندارد؟

    • آیا هنگام رابطه جنسی احساس می کنید سرد و بی میل است؟

    • آیا پول و زمان زیادی را صرف خرید یا تماشای آنها می کند؟


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  9. #22
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    آیا افراد مسن نیازی به رابطه جنسی ندارند؟


    هیچ زن و یا مرد بالای 50 سالی وجود ندارد که معتقد باشد زندگی جنسی او نسبت به زمانی که 20 ساله بوده تغییری نکرده است.
    سایت روان: هیچ زن و یا مرد بالای 50 سالی وجود ندارد که معتقد باشد زندگی جنسی او نسبت به زمانی که 20 ساله بوده تغییری نکرده است. ممکن است زندگی جنسی او بهتر و یا بدتر شده باشد. اما در هر صورت زندگی جنسی وی تغییر کرده است.

    جامعه معمولاً اهمیت بسیار زیادی برای جوانان قائل است و به همین دلیل خود به خود این تصور غلط که افراد مسن علاقه ای به برقراری رابطه جنسی ندارند، بوجود می آید. مردم هم که به طور طبیعی عادت دارند هر چیزی را که جامعه به خوردشان می دهد، بپذیرند، به همین دلیل در میانسالی از برقراری رابطه جنسی دست می کشند.

    آیا افراد مسن نیازی به رابطه جنسی ندارند؟

    عوامل تاثیر گذار بر زندگی جنسی در میانسالی

    همانطور که بدن انسان با افزایش سن تغییر می کند، تمایل جنسی فرد نیز تغییر می کند. این تغییرات فیزیکی معمولا در هر دو جنس مرد و زن به صورت کاهش سطح هورمون ها و همچنین تغییر در گردش خون و سیستم عصبی است.

    این تغییرات معمولا منجر به بروز مشکلات جنسی از جمله اختلال در نعوظ در مردان و خشکی واژن در زنان می شود. در حال حاضر برای این مشکلات جنسی و یا مشکلات جنسی مشابه درمان های متعددی وجود دارد.

    شواهد نشان داده است که گاهی اوقات افزایش سن با کاهش اعتماد به نفس در روابط جنسی همراه است. تقریبا تمام افراد، تغییراتی از این دست را تجربه می کنند. اما این قضیه در اغلب افراد مسن پایانی برای زندگی جنسی آنها نخواهد بود.

    هر دو عامل جسمی و روحی می توانند در زندگی جنسی افراد مسن تاثیر منفی بگذارد. گاهی اوقات این دو عامل با هم ترکیب شده و باعث از هم گسیختگی روابط زوجین می شود و همچنین موانعی را به وجود می آورند که می توانند باعث بروز اختلالات جنسی و روانی شود. اما این مشکلات، مشکلاتی قابل حل هستند و شما نباید بقیه زندگی خود را با آنها سپری کنید. روش های درمانی زیادی وجود دارند که به شما در بهبود مشکلات جسمی و روحی و ارتقای زندگی جنسی کمک می کنند.

    حال، چه باید کرد؟

    مشاوره و تکنیک های خود درمانی روانی می توانند در بهبود روابط به شما کمک کنند. با تغییر مسیر تفکر خود از معایب به محاسن، می توانید دوباره اعتماد به نفس و جذابیت سابق خود را به دست بیاورید.

    فکر کنید و ببینید چه چیزی در جوانی باعث جذابیت شما می شده است. صمیمی بودن چهره تان یا رنگ چشمها و یا خنده های زیبایتان؟ به احتمال زیاد این ویژگی ها هنوز در شما وجود دارند و می توانند شما را جذاب کنند.

    در هنگام رابطه جنسی سعی کنید تمرکز خود را بر روی گرفتن و دادن بیشترین لذت جنسی ممکن معطوف کنید. این قضیه به شما کمک می کند که اعتماد به نفس خود را بازیابید. رابطه جنسی لذت بخش اغلب بر روی یک رابطه عاطفی مستحکم استوار است لذا تنها داشتن یک اندام عالی و بدن کامل، نمی تواند تضمینی بر لذت بخش بودن رابطه جنسی باشد. داشتن یک تصویر ذهنی منفی از بدن و اندامتان اغلب در خود اندامتان ریشه نداشته و دارای ریشه های روانیست.

    شکست های شغلی و یا سایر شکست ها در زندگی می توانند به احساس ناامیدی و افسردگی منجر شوند که هر دو مورد می توانند منجر به کاهش میل جنسی شوند.

    در مردان، حملات دوره ای ناتوانی جنسی می تواند باعث کاهش اعتماد به نفس آنها شود.

    در واقع علت این قضیه مهم نیست. مهم این است که داشتن یک تصویر ذهنی ضعیف از خودتان می تواند اثرات مخربی بر روی زندگی جنسی شما داشته باشد. زمانی که اضطراب ناشی از تصور عدم توانایی عملکرد مناسب جنسی به وجود می آید می تواند مانند یک مارپیچ رو به پایین عمل کند و باعث بروز مشکلات جنسی شود که همین قضیه باعث کاهش اعتماد به نفس بیشتر شما شده و همین روند ادامه می یابد و شکست در رابطه جنسی و کاهش اعتماد به نفس همدیگر را تشدید می کنند. درمان این مشکل تا حد بسیار زیادی به شناسایی منشا آن بستگی دارد.

    بسیاری از تغیرات جسمانی که با افزایش سن به وجود می آیند اثرات قابل توجهی را بر روی اندام های جنسی و سیکل های جنسی به وجود می آورد. به همین خاطر رابطه جنسی و رابطه عاشقانه یک زوج 70 ساله قاعدتا با یک زوج 20 ساله تفاوت های بسیاری دارد. این قضیه الزاما چیز بدی نیست. تجربه بیشتر، موانع کمتر و درک عمیق تر از نیاز های همسرتان در این سن می تواند کمبود های ناشی از افزایش سن را جبران کند. تغییرات جسمانی ای که با افزایش سن ایجاد می شوند می توانند باعث به وجود آمدن یک سبک جدید و رضایت بخش در رابطه جنسی و رابطه عاشقانه شما شود.

    برخی تحقیقات نشان می*دهد که وقتی تولید استروژن و تستوسترون در بدن زن پایین می*آید، میل جنسی نیز کاهش پیدا می*کند. اما حتی در این صورت هم هنوز می*توانید روابط جنسی کاملاً رضایت بخشی داشته باشید. اگر مشکلتان فقدان یا کاهش میل جنسی است، حتی باوجود داشتن بهترین و جذاب*ترین همسر برای خودتان، باید با پزشک خود درمورد هورمون درمانی مشورت کنید و درمورد فواید و خطرات احتمالی آن سؤال کنید.

    رابطه جنسی در میانسالی

    این مسئله را نیز به خاطر داشته باشید که ذهن مهمترین و موثرترین اندام جنسی شماست و این مسئله به خصوص در سنین میانسالی اهمیت بیشتری پیدا می*کند. خیلی از خانم*های میانسال زندگی جنسی بسیار خوب و رضایت بخشی دارند و از آن لذت می برند. نگران حامله شدن یا داشتن فرزندان کوچک خود که نیاز به مراقبت دارند نیستند و این مسئله می*تواند محرک خوبی برای میل جنسی باشد. وقتی از ذهنتان برای کمک به تقویت میل جنسی خود استفاده کنید، مطمئن باشید که معجزه می*کند.

    روابط جنسی در سالمندان

    امروزه دیگر سالمندان این باور نادرست را که "رابطه جنسی فقط برای جوانان است و افراد مسن به آن نیازی ندارند" باور ندارند. طی یک آمارگیری در آمریکا نتایج جالبی به دست آمد:

    امروزه 5 نفر از هر 6 نفر مخالف این قضیه هستند که "رابطه جنسی فقط برای افراد جوان است". شش نفر از 10 نفر نیز اعلام کردند که رابطه جنسی نقش مهمی در داشتن رابطه خوب بین زوجین بازی می کند.

    تنها 10 درصد بزرگسالان اعلام کردند که از رابطه جنسی لذت نمی برند و تنها 12 درصد آنها عقیده داشتند که حتی اگر دیگر هیچگونه رابطه جنسی نداشته باشند باز می توانند یک زندگی کاملا شاد و خوب را داشته باشند.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  10. #23
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    همه ما می دانیم تا چند سال پیش طلاق امری قبیح بود، اما اکنون کمتر خانواده ای را می بینیم که در نزدیکان خود حداقل یک فرد طلاق گرفته نداشته باشد؛ درواقع امروزه دیگر طلاق زشت و ناپسند نیست.

    مجله موفقیت - زهرا خراسانی: «ما زندگی مان را با عشق شروع کردیم؛ پس چرا به اینجا رسیدیم؟» این سوال بیشتر افرادی است که در راهروهای دادسرا یا دفاتر ثبت طلاق سرگردانند؛ در حالی که چندی پیش با شوق فراوان به دنبال کارهای عروسی شان بودند و اکنون که چند ماه یا چند سال گذشته است، روزشماری می کنند تا زودتر از فردی که مدت های عنوان همسرشان را داشت، جدا شوند.

    طبق آخرین آمار در سال 92 در کشور ما تعداد 757 هزار و 197 ازدواج در دفاتر ازدواج به ثبت رسید که این رقم در مقایسه با سال گذشته 4.4 درصد کاهش داشته است؛ همچنین در همان سال 158 هزار و 753 مورد طلاق در دفاتر کشور ثبت شد که در مقایسه با سال قبل 4.6 درصد افزایش داشت. اما سوال اینجاست که چه شده است که در کشور ما علی رغم تبلیغات فراوان و تشویق جوان ها به ازدواج می بینیم تعداد ازدواج ها کاهش و تعداد طلاق ها افزایش یافته است.

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    همه ما می دانیم تا چند سال پیش طلاق امری قبیح بود، اما اکنون کمتر خانواده ای را می بینیم که در نزدیکان خود حداقل یک فرد طلاق گرفته نداشته باشد؛ درواقع امروزه دیگر طلاق زشت و ناپسند نیست. شاید طرز تفکر مردم تغییر کرده است و دیگر دلیلی نمی بینند با هر سختی و دشواری به زندگی مشترک ادامه دهند و خود را به پای فرزندان پیر کنند.

    شاید هم افراد نسبت به گذشته کم طاقت تر شده اند و دیگر نمی توانند یا نمی خواهند سال های عمرشان با تحمل سختی های زندگی مشترک بگذرد. تلاش برای یافتن پاسخ این سوالات و بسیاری پرسش های دیگر ما را به دفتر کار پروفسور حسین باهر، جامعه شناس، استاد دانشگاه و بنیان گذار مکتب رفتارشناسی، کشاند تا با ایشان در این خصوص به گفت و گو بنشینیم. با ما همراه باشید.

    از ابتدای ازدواج باید به چه نکاتی توجه کنیم تا بتوانیم از طلاق پیشگیری کنیم؟

    - اول باید هنگام انتخاب فردی را انتخاب کنید که هم کفو شما باشد تا پس از سپری شدن ایام پرهیجان ابتدای زندگی، ناچار به تحمل همسرتان نشده و در ضمن گرفتار طلاق عاطفی نشوید. لازم است همسرتان را از فردی که در طبقه اجتماعی، مالی و فرهنگی خودتان است، انتخاب کنید. نه بالاتر و نه پایین تر. نکته بعدی این است که سعی کنید عشق به همسرتان را حفظ کنید.

    از اختلافات و ناراحتی های کوچک چشم پوشی کنید، هرگونه به یکدیگر توهین نکنید، هرگز با صدای بلند با هم صحبت نکنید، به هم وفادار بمانید تا عشق و حرمتی که باید میانتان حاکم باشد، حفظ شود. به این ترتیب کارتان به جایی نمی رسد که ناچار شوید یکدیگر را تحمل کنید و گرفتار طلاق عاطفی شوید. زن باید به وظایف زنانه و مرد نیز به وظایف مردانه خود عمل کند. زن باید زنانگی داشته باشد و مرد هم مردانگی تا جذابیت خود را برای یکدیگر از دست ندهند.

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    آیا می توانیم در برخی از رفتارهای شخصی که علاقه مند به ازدواج به او هستیم، تغییراتی ایجاد کنیم و آیا مشاور در این زمینه می تواند به ما کمک کند؟

    - اصولا کار مشاور تغییر نیست، بلکه تحقیق است. هرکس با همان ویژگی هایی که دارد، خوب است و به خاطر همان ویژگی هایش انتخاب می شود. اینکه بخواهیم کسی را انتخاب کنیم و فکر کنیم که بعدها می توانیم او را تغییر دهیم و مشکلاتش را رفع کنیم. اشتباه است، بسیارند افرادی که با یک معتاد تنها به دلیل عشقی که به او داشته اند، ازدواج کرده اند و فکر می کردند با عشقی که به او دارند، او را تغییر می دهند و به او کمک می کنند تا اعتیادش را ترک کند؛ اما نه تنها موفق به این کار نشدند، بلکه خودشان نیز در دام اعتیاد افتادند. اگر کسی بخواهد تغییر کند، منتظر نمی ماند تا کسی او را تغییر دهد؛ بلکه خودش، خودش را تغییر می دهد، هرگز درصدد تغییر کسی برنیایید، مگر اینکه او خودش بخواهد.

    طلاق در چه سنین رایج تر است؟

    - طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است. اوایل زندگی زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود. اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.

    حالا بعد از رفتن بچه ها مجددا خودشان دو نفر با هم می مانند و چون در طی این سال ها مشکلات زندگی را به خاطر فرزندانشان تحمل کرده اند، اکنون و بعد از رفتن آن ها دلیلی برای تحمل و ادامه زندگی مشترک نمی بینند. برخی دیگر هم تنها در ابتدای زندگی دلخواه هم بودند؛ مثلا خانمی به خاطر اینکه مرد، قهرمان ملی بوده، شیفته مقام و شهرت او شده و با او ازدواج کرده است، ولی حالا که این مرد بازنشسته شده است و دیگر قهرمان و مشهور نیست، خانم هم دیگر انگیزه ای برای ادامه زندگی با او ندارد.

    چه مشکلات و تغییراتی زوجین را به جایی می رساند که به طلاق فکر کنند؟

    طلاق دلایل متعددی دارد که مهم ترین آن ها از این قرار است:

    - عده ای ازدواج می کنند چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند. این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج می کنند و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمی کنند؛ بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود می شوند و نمی توانند با او ادامه دهند.

    - برخی هم به دلیل ادانکردن مسئولیت های ازدواج و وظایف همسری به طلاق می رسند.

    - در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها، به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.

    - برخی دیگر از طلاق ها به دلیل بی وفایی یکی از طرفین صورت می گیرد.

    - اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.

    - فساد اخلاقی یک یا هر دو طرف؛ چون ازدواج یک گره را از هم باز می کند.

    - دلیل دیگر، از بین رفتن شور و حال همسر است. وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد می شود و حتی کار به طلاق می کشد.

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    چه میزان از این مشکلات را می توانیم اصلاح کنیم؟

    - اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند. اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند. بسیاری اوقات مشکلات زوجین به دلیل مسائل مالی است که می توانند از بزرگان فامیل یا اعضای خانواده شان برای رفع این نوع مشکلات کمک بگیرند.

    در گذشته مانند اکنون نبود که مشکلات به این سادگی موجب نابودی زندگی مشترک شود؛ چون افراد مشکلاتشان را نزد ریش سفید می بردند و او کمک می کرد زندگی زن و شوهر حفظ شود؛ اما امروزه این لایه، یعنی لایه اقوام و ریش سفیدان، از بین رفته است و کسی از بزرگان فامیل کمک نمی گیرد و زن و شوهرها بدون مشورت با خانواده و بزرگان فامیل کمک نمی گیرد وزن و شوهرها بدون مشورت با خانواده و بزرگان خودشان سعی دارند مشکلاتشان را حل کنند و اگر راهی به ذهنشان نرسید، تصمیم به جدایی می گیرند.

    به این ترتیب همچنان به رفتارهای نادرستشان ادامه می دهند و مسلما نمی توانند تغییری در زندگی خود ایجاد کنند؛ چون اگر راه درست را می دانستند، کارشان به فکر کردن در مورد جدایی و طلاق نمی کشید.

    آیا طولانی شدن دوران عقد و نامزدی می تواند منجر به طلاق شود؟

    - بله، ازدواج و شروع زندگی نیاز به جاذبه دارد؛ مثلا دوران نامزدی اگر شش ماه باشد فرصت خوبی برای شناخت است، اما اگر 6 سال به طول بینجامد، دو نفر جاذبه های خود را برای یکدیگر از دست می دهند و آن انگیزه جدی برای شروع را نخواهندداشت. حتما دیده اید که بر روی قرص ها یک ماده شیرین وجود دارد و تا زمانی که شیرینی بر روی قرص هست، باید قرص را قورت داد؛ وگرنه اگر زمان بیش از حد بگذرد، دیگر قرص تلخ می شود که حتی ناچار می شوید آن را بیرون بیندازید.

    بعضی ها می پرسند اگر این شیرنی بخواهد بعد از ازدواج از بین برود، همان بهتر که زندگی اصلا شروع نشود اما پاسخی که به این افرادمی دهیم این است که شیرینی های ابتدای ازدواج بیشتر جنبه ظاهری و فیزیکی دارد؛ مثلا شما جذب صورت و وضعیت ظاهری طرف مقابلتان می شوید و در مراحل بعدی جاذبه های دیگری برایتان مهم می شوند و مسئله تغییر می کند. اما آنچه مهم است، عمق رابطه طرفین است؛ چرا که دو طرف عشق و علاقه ای عمیق و واقعی به هم پیدا می کنند، به یکدیگر وابسته شده و با هم یکی می شوند.

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    در چه شرایطی طلاق را پیشنهاد می دهید؟

    زمانی زوجین نباید زندگی مشترکشان را ادامه بدهند که عوامل مفسده در زندگی بیش از حد باشند و ادامه این زندگی برای آن ها خطر و ضرری به دنبال داشته باشد. اما رسیدن به این نتیجه چیزی نیست که دو طرف به سادگی بتوانند به آن برسند. اینکه آیا ادامه این زندگی برای یک یا هر دو نفر خطرناک است یا نه، نیاز به مشاوره و دریافت راهنمایی از متخصصان و حتی بزرگان فامیل و والدین زوجین دارد. گاهی یکی از زوجین منبع درآمد درستی ندارد؛ مثلا دزد است یا منبع درآمد درستی ندارد و به هیچ وجه حاضر به ترک این کار نیست.

    در چنین مواردی مشخص است که زندگی آینده روشنی ندارد و گاهی ادامه زندگی برای فرزندان خطرناک است اما اینکه یکی از همسران خیلی زود از کوره در می رود و عصبانی می شود و یا اینکه بیماری خاصی دارد، از جمله مسائلی هستند که تنها با مشاوره های تخصصی می توان در مورد آن به نتیجه قطعی رسید. به طور کلی زمانی به زوجین پیشنهاد طلاق داده می شود که ضرر با هم نبودنشان، کمتر از با هم بودنشان باشد.

    در هر صورت هنگام تصمیم طلاق همواره باید این نکته را در نظر داشت که ازدواج یک حق خصوصی و طلاق یک حق عمومی است. شما می توانید مادامی که به گناه نیفتید، ازدواج نکنید و در حقیقت تصمیم آن با خود شما است؛ اما اگر ازدواج کردید، تصمیمتان برای طلاق دیگر فقط به خود شما بستگی ندارد؛ چون خانواده یک نهاد اجتماعی کوچک است و به هم ریختن آن نیاز به نظر تخصصی و کارشناسی دارد و به همین دلیل یک حق عمومی است.

    برای طلاق آگاهانه چه نکاتی را باید درنظر گرفت؟

    - دو طرف از لحاظ روحی و روانی باید آمادگی لازم را داشته باشند و به آستانه تحمل برسند و حس کنند که دیگر نمی توانند این زندگی را ادامه دهند و نیز باید احتمالات را در نظر بگیرند و به این پرسش ها پاسخ دهند که بعد از جدایی زن چه خواهدکرد؟ چگونه می خواهد از فرزندانش نگهداری کند؟ آیا می تواند نیازهای مالی اش را تامین کند؟ آیا شرایطش بهتر می شود یا بدتر؟ خانمی که مهارت خاصی ندارد و حرفه ای را نمی داند، مسلما نمی تواند بعد از طلاق به سادگی تامین معاش کرده و به تنهایی زندگی کند.

    بچه ها با پدر زندگی خواهند کرد یا مادر و در صورت دورشدن از فرزندان آیا اجازه ملاقات با آنها را دارد یا نه؟ آیا خانواده ای دارد که بعد از طلاق از او حمایت کنند تا دشواری های بعد از طلاق برایش ساده تر شود؟ باید شرایط و سرنوشت افراد دیگری را که طلاق گرفته اند، درنظر بگیرد و احتمال بدهد که او نیز با چنین دشواری هایی رو به رو خواهدشد. همچنین فرزندان بعد از جدایی والدین با دشواری های بسیاری مواجه شده و شاید در اجتماع سرخورده شوند یا دوری از یکی از والدین به روح و روان آن ها صدمه بزند.

    نقش پدر به خصوص هنگام ازدواج دختران و هنگام نوجوانی پسران بسیار مهم است. در عین حال فرزندان در طول زندگی به عشق و عاطفه مادری نیاز دارند و اداره آن ها به تنهایی کار ساده ای نیست؛ چون یک نفر باید هم نقش مادر و هم نقش پدر را بازی کند؛ بنابراین بچه ها نیز سردرگم می شوند که این فرد بالاخره مادر من است یا پدرم و در آخر باید حتما به این نکته توجه کنید که علی رغم این مسائل آیا ادامه زندگی مشترک برای فرزندان مفیدتر است یا مضرتر.

    آیا درست است که به خاطر بچه ها تن به طلاق ندهیم؟

    - بچه های یکی از دلایل ادامه زندگی هستند، اما برای ادامه زندگی یا تصمیم به جدایی باید مجموعه ای از دلایل را داشته باشیم؛ یعنی باید تحلیل کنیم و دریابیم که از ادامه این زندگی چه نفعی می بریم، باید ببینیم بچه ها از بودن پدر و مادر در کنار هم چقدر سود می برند و از نبود آن ها چقدر ضرر می کنند. اگر ادامه زندگی به روح و روان بچه ها آسیب های جبران ناپذیر وارد کند. دلیلی ندارد که این زندگی به خاطر آن ها ادامه پیدا کند.

    چرا در زندگی به طلاق می رسیم؟

    برای حفظ سلامت روح و روان بعد از طلاق باید چه کنیم؟

    - به مراکزی بروید که افردای با مشکلات مشابه آنجا حضور دارند تا بتوانید با هم تبادل اطلاعات کنید. حتما ورزش کنید و در طبیعت باشید. سبک زندگی تان را تغییر دهید و تغذیه سالم داشته باشید تا به سلامت خود کمک کنید. بعد از طلاق فرد با مشکلات روحی بسیاری مواجه می شود و تغذیه سالم می توان به حفظ سلامت روح و جسم او بیشترکمک کند. با تغذیه و ورزش می توانید مشکلات روحی خود را تسکین داده و سلامت جسمی خود را ارتقا دهید.

    چه زمانی بازگشت به زندگی قبلی و آشتی را پیشنهاد می دهید؟

    - زمانی که طرفین اراده کرده و در عمل ثابت کنند که عوامل شکست را ترک کرده اند و خود را تغییر داده اند و سعی دارند یک زندگی موفق بسازند و این سعی را نیز در عمل نشان داده باشند. مشاور در این زمینه می تواند به فرد کمک کند تا دریابد آیا واقعا بازگشت و آشتی به نفع دو طرف است یا نه.

    در حقیقت مجموعه ای از علل و عوامل منجر به طلاق شده اند که هر زمان از بین بروند، می توان به آشتی و بازگشت فکر کرد؛ مثلا اگر طلاق به علت اعتیاد همسر بوده و اکنون می بینید که او ترک کرده و مدتی از ترکش گذشته است و می توانید مطمئن باشید که دیگر سراغ مواد نمی رود و اثرات ناشی از اعتیاد را جبران کرده است؛ مثلا اگر به خاطر اعتیاد بیکار شده بود و اکنون مجددا کار و درآمد کافی دارد، می توانید به آشتی با او فکر کنید؛ البته برای این کار بهتر است ابتدا فرصتی به خود بدهید و مدتی قبل از آشتی با هم در ارتباط باشید تا از تمامی این موارد اطمینان حاصل کنید و سپس برای پیوند دوباره اقدام کنید. قطعا با تحمل و تامل می توان به نتایج قابل قبولی رسید.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  11. #24
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    چگونه دل شوهرم را بدست بیاورم


    5 گام برای بدست آوردن دل مردان

    1 – اجازه بدهید او درک کند که علاقه نشان می*دهید به آنچه که می*گوید

    هیچ مردی به شما اجازه نمی دهد به افکارش راه یابید مگر اینکه بداند که شما به آنچه که او می*گوید توجه و علاقه نشان خواهید داد. یکی از بهترین راهها برای منتقل کردن این موضوع به او این است که از طریق زبان بدنتان وارد شوید. برای نشان دادن تمایل خود به گفته های او، نگاه طبیعی به او و باز کردن بازوانتان به نشانه گرایش به او بهترین راه است.

    اجازه دهید به او بداند که شما متوجه اید که چه می*گوید آنهم با یک سرتکان دادن یا با حرکت دادن به پیشانیتان.

    همچنین تحت تأثیر قرار گرفتن، مثلاً وقتی که او تحت فشار باشد در گفتن داستان خود و ببیند که شما هم همین گونه اید، احساس بهتری خواهد داشت. این کار مثل این است که گفته باشید من می*فهمم که چه احساسی داری یا من خودم را جای تو می*گذارم.

    2 – لطفاً داوری و قضاوت نکنید

    هیچ مردی افکار واقعی اش را نمی گوید اگر دریابد که تحقیر یا نکوهش می*شود. اظهاراتی مانند چطور توانستی این کار را انجام دهی یا اگر من بودم چنین نمی کردم را رها کنید.

    آزادی این را به او بدهید که آشکارا و صادقانه هر آنچه که می*خواهد توضیح دهد بدون قضاوت شما، آنگاه شما شگفت زده خواهید شد. شما مجبور هم نیستید که او را ببخشید یا با او موافق باشید. شما با این کار به راحتی محیطی آزاد را برای او ایجاد کرده اید که هر آنچه فکر می*کند برای شما بگوید.

    چگونه دل شوهرم را بدست بیاورم

    3 – از بکار بردن کلمه چرا بپرهیزید

    وقتی روانشناسان دوره کارآموزی خود را سپری می*کنند، از آنها می*خواهند تمرین کنند که کلمه چرا را از دایره لغاتشان حذف کنند. زیرا پرسیدن چرا به طور مکرر، انرژی منفی می*دهد و شرایط را بحرانی و حساس می*کند.

    وقتی که شما از یک مرد بپرسید که چرا این کار را اینطور انجام داده ای، او اینطور استنباط خواهد کرد که به او گفته اید که تو احمق هستی که روی زمین این را ه را برای این کار انتخاب کرده ای! حالا او قبل از اینکه جملاتتان را تمام کرده باشید حالت تدافعی به خود می*گیرد.

    تمرین کنید که به جای استفاده از کلمه چرا بگویید درباره این موضوع به من بیشتر بگو.

    4 – هرگز نگویید ما نیاز به گفتگو داریم

    هیچ چیز بهتر از این جمله نمی تواند یک مرد را وادار کند که کمتر حرف بزند. این جمله حامل این پیام است که او کار اشتباهی کرده است که در دردسر افتاده و باید درباره اش توضیح دهد. او گفتگو را قبل از شروع کردنش متوقف خواهد کرد.

    بهترین راه برای مطرح کردن یک موضوع مهم به آرامی و غیر مستقیم وارد شدن به آن است. زمانی که هر دوی شما مشغول انجام آن هستید را انتخاب کنید مثل آشپزی و یا تمیزکاری سبک، که او راحتی بیشتری احساس کند. به خاطر داشته باشید وقتی او درگیر فوتبال جمعه شب است برای این کار به او نزدیک نشوید.

    5 – گوش دادن واقعی را یاد بگیرید

    شما همیشه شانس شنیدن افکار او را نخواهید داشت. چندین بار شده است که شما وقتی که او صحبت می*کرده است در فکر دیگری بوده اید یا شاید هم فکر می*کرده اید که در جواب به او چه بگویید؟!

    این موضوع بسیار مهم است که اکنون را با او باشید تا اینکه به افکارتان اجازه دهید همه جا باشد غیر از با او. یک مرد می*تواند احساس کند که شما واقعاً می*خواهید حرفهای او را بشنوید یا خیر. درست شنیدن بهترین راه برای رسیدن به یک گفتگوی واقعی است که او هم بتواند حقیقت را به شما بگوید.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  12. #25
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    جلوگیری از طلاق عاطفی زن و شوهر

    سایت پزشکان بدون مرز: گاهی زن و شوهر به خاطر هر مسئله کوچکی با هم جر و بحث می*کردند و گاهی هم روزها و حتی ماهها با یکدیگر حرف نمی*زدند. این زن و شوهر اختلافاتشان به جایی می*رسد که دیگر هیچ توجهی به هم ندارند و اصلاً بود و نبود همسرشان برای آنها فرقی ندارد.



    طلاق عاطفی بیانگر رابطه زن و شوهری است که رو به زوال است. این نوع طلاق به مرور زمان، تنشی فزاینده میان زن و شوهر ایجاد می کند که معمولا به جدایی آن ها از یکدیگر منجر می شود.


    رنگ باختن عشق

    اولین چیزی که در طلاق عاطفی میان زن و شوهر از بین می رود، جاذبه و اعتماد آنها نسبت به هم است. وقتی یکی از زوجین مملو از نیازهای برآورده نشده در زندگی مشترک باشد، احساس غمگینی و ناامیدی در او شکل می گیرد.

    طلاق عاطفی را حتی طلاق پنهان نیز می نامند چرا که همسران در محیط های اجتماعی ممکن است خوب و صمیمی به نظر برسند، اما در تنهایی قادر به تحمل یکدیگر نباشند. این سرد شدن ها ممکن است در آغاز یک طرفه باشد، اما اندکی که بگذرد دو طرفه می شود.

    به مرور زمان زوجین دیگر نه نگران هم می شوند و نه نسبت به یکدیگر عاطفه مثبتی بروز می دهند.

    زندگی زیر یک سقف در حالی که در واقع هیچ ارتباط رضایت بخشی بین آن ها وجود ندارد، تحمل مشکلات را دشوار و ادامه زندگی را دشوار تر می سازد.این روند ممکن است حتی سال ها به طول بینجامد و در نهایت به طلاق قانونی منتهی شود.


    تمرکز روی اختلافات و نقاط ضعف همسر

    یکی از مسائل مهمی که در طلاق عاطفی رخ می دهد این است که چون نیاز های زوجین توسط یکدیگر برآورده نمی شود، رفته رفته به جای وجوه مشترک، هر یک به اختلافات و نقاط ضعف دیگری می اندیشد.

    پیامد این تمرکز منفی، برجسته کردن اختلافات و نادیده گرفتن اشتراکات است که به فضای فردی وسعت می بخشد و فضای دو نفره را محدود تر می سازد. اشتیاق کم می شود، صمیمیت از بین می رود و جملاتی که میان آنها رد و بدل می شود همگی بوی بی تفاوتی می دهد.

    دلایل اصلی بروز طلاق عاطفی

    از جمله دلایل بروز طلاق های عاطفی می توان به این موارد اشاره کرد که البته در میان دیگر دلایل طلاق، شایع ترین ها هستند؛ وجود ویژگی های اخلاقی نامطلوب در زوجین، ازدواج دیر هنگام، خشونت یکی از زوجین، دخالت های بی مورد دیگران در زندگی مشترک، بیکاری یا از دست دادن موقعیت شغلی، به خطر افتادن وضعیت اقتصادی خانواده و در نهایت ضعف مهارت های ارتباطی کلامی و غیر کلامی در همسران.

    راهکارهایی برای جلوگیری از طلاق عاطفی

    مهم ترین نکته ای که توجه به آن می تواند مانع از بروز بسیاری از جدایی های عاطفی شود این است که همسران در شناخت و برطرف کردن نیازهای عاطفی یکدیگر، ناموفق هستند.

    به طور کلی می توان گفت نیازهای اساسی که برای مردان تعریف شده است عبارت است از:

    حمایت خانوادگی، تحسین، همراهی در تفریحات و … در مقابل نیازهای اساسی که برای زنان تعریف می شود عبارت است از: محبت، گفت وگو، صداقت و روراستی، حمایت مالی و تعهد خانوادگی.

    حال و با توجه به این که تفاوت زیادی در نیاز های مردان و زنان دیده می شود، لذا به وجود آمدن مشکل و سازگاری میان آن ها زیاد تعجب آور نیست.

    شاید مردی به راستی به همسرش علاقه داشته باشد و فکر کند که نیازهای همسرش را برآورده کرده است، اما مشکل اینجاست که او تصور می کند نیازهای همسرش مانند نیازهای خودش است و لذا در این مسیر ناکام می ماند. این مطلب درباره زنان نیز صدق می کند.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  13. #26
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    دردسرهای زندگی با همسر روشنفکر!

    زندگی مشترک با یک فرد تحصیلکرده، روشنفکر و خاص دردسرهایی دارد. آدم های خاص همان طور که خودشان هم عقیده دارند با بقیه متفاوت اند و نمی توانید انتظار داشته باشید با آنها طبق قواعد زندگی دیگران، زندگی کنید.


    تبیان - فاطمه ایمانی: شاید رویای شما قبل از ازدواج این بوده که با یک فرد تحصیلکرده و روشنفکر و متفاوت زیر یک سقف زندگی کنید. کسی که هنرمند است، دکترای یک رشته خیلی مهم و خاص را دارد یا در یک شغل عجیب و جالب مشغول کار است. واقعیت این است که زندگی با چنین فردی همان قدر که جالب و جذاب است، می تواند آزاردهنده باشد. به یک دلیل ساده! شما باید در تمام قواعدتان که تا پیش از این به نظرتان عادی و بدیهی می آمد تجدید نظر کنید!

    دردسرهای زندگی با همسر «خاص»

    قشر روشنفکر جامعه ویژگی های خاص خودشان را دارند و همسران این افراد اگر با شرایط زندگی مشترک کنار نیایند، مشکلات جدی و جبران ناپذیری برایشان ایجاد می شود.

    شما ممکن است نتوانید با او به خیلی از تفریحات بپردازید چون آنها را دون شان خود می داند. ممکن است حاضر نباشد با شما هر جایی بیاید چون وقت خود را ارزشمندتر از آن می داند که در مهمانی ها صرف کند. او ممکن است چندان راغب نباشد شما از کارهایش سر درآورید. آدم های خاص حیطه فردی پررنگ تری دارند و کمتر زیر بار قواعد مرسوم اجتماعی و خانوادگی می روند.

    مردان برون گرا

    گروهی از افراد روشنفکر و تحصیلکرده جامعه که صاحب اندیشه و تفکر هستند، ویژگی های خاصی دارند. منظور از افراد تحصیلکرده فردی با مدرک لیسانس نیست، بلکه در اینجا بیشتر به قشر پزشکان متخصص، اساتید دانشگاه، پروفسور یا دکترای تخصصی اشاره داریم. اگر چنین افرادی برون گرا باشند بخشی از وقت شان را در جامعه و محیط پژوهشی می گذراند. این افراد با دانشجویان دختر و پسر زیادی در ارتباط هستند، نظرات شان را راحت و صادقانه مطرح می کنند و شاید به دلیل کارشان مجبور به شرکت در سمینارهای خارجی و داخلی باشند. شاید هم لازم باشد کارگاه هلی مختلف برگزار کنند. به هر حال چنین فردی برای موفقیت بیشتر باید روابط اجتماعی خوب و قوی داشته باشد. شما باید بتوانید اهمیت این روابط را درک کرده و به همسرتان فضای کافی برای انرژی گذاشتن بر روابطش، تحصیلش و شغلی که برای آن بسیار زحمت کشیده بدهید. این افراد آنقدر با حرفه خود درآمیخته اند که جزوی از شخصیتشان شده است. برای آنها شغل یا ارتباطاتشان جزوی از سبک زندگی شان به حساب می آید، نه صرفا شغل یا رشته تحصیلی و ارتباطات کاری. بنابراین باید توانایی پذیرش این سبک زندگی را داشته باشید.

    قبل از ازدواج اگر به شرایط خاصی حساس هستید، در مورد ازدواج بیشتر فکر کنید. شیفت های شبانه، داشتن شخصیت برون گرا، همکاری با خانم ها و... از جمله مواردی است که اگر با آنها مشکل دارید باید در مورد انتخاب شریک زندگی مناسب بیشتر فکر کنید

    باید شکل او باشید

    قبل از ازدواج اگر به شرایط خاصی حساس هستید، در مورد ازدواج بیشتر فکر کنید. شیفت های شبانه، داشتن شخصیت برون گرا، همکاری با خانم ها و... از جمله مواردی است که اگر با آنها مشکل دارید باید در مورد انتخاب شریک زندگی مناسب بیشتر فکر کنید. شاید طرف مقابل تان یک هنرمند یا فعال اجتماعی باشد. از آن دست افرادی که به سادگی از کنار چیزی نمی گذرند و ممکن است نسبت به بی عدالتی ها معترض شوند و همین موضوع دردسرهایی برای خانواده های شان ایجاد کند. آنها از شما توقع دارند پا به پایشان در این فعالیت ها شرکت کنید و اجازه دهید در راه آرمان هایشان پیش بروند. اگر شما زنی معمولی باشید که انتظارش از ازدواج، یک زندگی مشترک آرام و معمولی با رفت و آمدهای خانوادگی و فرزندانی است که برایشان وقت می گذارید، ممکن است در این سبک زندگی رضایتمند نشوید.

    دایره دوستان او را بشناسید

    اگر مردی دایره دوستان مختلفی دارد، باید دید که آیا می تواند بعد از ازدواج این روابط را سامان دهی کند؟ در صورتی که فرد هیچ دوستی هم نداشته باشد علامت خوبی نیست و نشان می دهد که این مرد در لاک تنهایی خودش فرو رفته و شاید بعد از ازدواج از رفت و آمد خودداری کند. اگر قبل از ازدواج به توافق برسید مشکلات کمتری برای تان پیش می آید.

    حد و مرز ایجاد کنید

    وقتی خانمی با مردی ازدواج می کند که جراح، بازیگر یا هنرمند است به هر حال باید بداند ممکن است همسرش شیفت کاری شبانه داشته و شاید گاهی شب ها هم به طور ناگهانی نیاز به بیرون رفتن از خانه داشته باشد. وقتی خانمی وارد زندگی با یک مرد تحصیلکرده و روشنفکر شده به هر حال باید شرایطی را بپذیرد. عاقلانه نیست که اگر در چنین شرایطی هستید، هر روز با همسرتان درگیر شوید یا او را محدود کنید. در صورتی که اختلافات حل نشده و ادامه داشته باشند این احتمال وجود دارد که کار به جاهای باریک برسد یا منجر به جدایی شود. واقعیت این است که هرقدر مخالفت خودتان را ابراز کنید فایده ندارد چون این وضعیت در کار همسرتان اجتناب ناپذیر است.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  14. #27
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    به خاطر عشق اینترنتی خود طلاق نگیرید!

    زندگی یکنواخت نیست و چیزهایی که به هم متصل نیستند به مرور از هم فاصله می گیرند. زمانی که در زندگی مشترک خود سرگردان هستید، اتصال به یک نفر دیگر به صورت آنلاین خیلی راحت تر می شود.


    زوجی را تصور کنید که در یک مهمانی در گوشه ای ایستاده اند و درباره زوج دیگری که چند ماه است ندیده اند و شنیده اند که در حال جدا شدن از یکدیگر هستند صحبت می کنند. با صدای یواش درباره آنچه که در رابطه با این زوج می دانند و به یاد می آورند صحبت می کنند. آقا درباره اینکه چقدر ناراحت به نظر می رسیدند و حتی هیچ وقت کنار هم نمی نشستند و خانم راجع به اینکه یادش نمی آید هیچگاه دست یکدیگر را گرفته باشند یا به هم نزدیک شده باشند حرف می زند. و در نهایت به این نتیجه می رسند که این خبر بسیار غم انگیز است.

    زندگی یکنواخت نیست و چیزهایی که به هم متصل نیستند به مرور از هم فاصله می گیرند. زمانی که در زندگی مشترک خود سرگردان هستید، اتصال به یک نفر دیگر به صورت آنلاین خیلی راحت تر می شود. و زمانی که این اتفاق بیفتد فاصله گرفتن از ازدواج و همسرتان بسیار آسانتر می شود. اینک ارتباط آنلاینی که نیازهای احساسی شما را برآورده می ساخت تبدیل به کانالی می شود که نیازهای جسمی شما را نیز مورد خطاب قرار می دهد. این نیاز تبدیل به تخیلاتی می شود که به مرور زمان به واقعیت می پیوندند. این اساس همه آن داستان هایی است که درباره زن و مردهایی می شنوید که خانواده خود را ترک کرده و به جای دیگری از کشور و یا حتی دنیا می روند تا رابطه خود با کسی که به صورت اینترنتی با او آشنا شده اند را به تکامل برسانند. رابطه آنلاین تبدیل به «مرغ همسایه» در ضرب المثل «مرغ همسایه غازه» می شود.

    این سناریو داستانی بسیار جالب است. در آن شما هیچ وقت مسئول اوضاع ناراحت کننده در زندگی مشترک خود نیستید، اما در زندگی واقعی این حقیقت ندارد، زیرا حواستان آنقدر به مرغ همسایه است که متوجه اوضاع در منزل خود نیستید. اگر زوج هایی که زندگی مشترکشان به چالش کشیده شده است، زمان، انرژی و تلاشی که صرف رابطه دیگر خود می کنند را خرج همسر و زندگی مشترکشان کنند، اوضاع چطور خواهد بود؟ شاید دلیل اینکه «مرغ همسایه غازه» این است که رسیدگی بیشتری به آن می شود. شاید دلیل این برتری این است که تغذیه و توجه بیشتری به آن می شود.


    در مورد رابطه شما نیز این قضیه صدق می کند. رابطه شما با همسرتان نیاز به تغذیه، توجه و نگهداری دارد. باید برای آن زمان و انرژی صرف کرده و مشکلات موجود درآن از جمله سوء تفاهم ها و رنجش ها را برطرف کنید و با تقسیم مسئولیت ها و وظایف به آن رسیدگی کنید. رابطه آنلاین از دور مطلوب و بدون مشکل به نظر می رسد، زیرا یک رابطه حقیقی نیست، و اگر این رابطه را به دنیای واقعی انتقال دهید خواهید دید که آنقدر که فکر می کردید مطلوب و دلپذیر نیست.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  15. #28
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    شخصی در زندگی شما وجود داشته و بنا به دلایلی از هم جدا شده اید. طبیعی است به دلیل گذشته ای که با هم داشته اید و یا زمانی که برای هم صرف کرده اید، نتوانید به سادگی به این رابطه خاتمه دهید.

    بسیاری از زوج ها که از هم جدا می شوند، سعی می کنند بعد از جدایی نیز به دوستی خود ادامه دهند، اما تنها تعداد بسیار کمی در این کار موفق می شوند. اینکه دوست ماندن با همسر و نامزد سابق، حرکتی مثبت و سازنده باشد، به عوامل بسیاری بستگی دارد. اما در 10 مورد زیر، این دوستی به هیچ وجه توصیه نمی شود.

    10. دوستان مشترکی دارید.

    تحقیقات حاکی از آن است که اگر دوستان و خانواده بخواهند با نامزد سابق شما دوست بمانند، احتمالا شما نیز از این قضیه ناگزیر خواهید بود، اما به این معنا نیست که شما نیز مجبور به ادامه دوستی هستید.

    دوست ماندن با نامزد سابق برای حفظ تعاملات صلح آمیز اجتماعی یک هدف متعالی است، اما اگر این مسئله تنها دلیل از سوی شما برای حفظ این دوستی باشد، قطعا مشکل ساز خواهد شد. فراموش نکنید شما حق دارید در مراسمی که می دانید نامزد قبلی تان در آن شرکت می کند، کمتر شرکت کنید. حتی اگر با مواجه شدن گاه به گاه با نامزد سابق خود مشکلی ندارید، دلیل نمی شود که تصمیم بگیرید دوست باقی بمانید. طبیعی است که نتوانید به نامزد قبلی تان مانند یک دوست یا آشنای ساده نگاه کنید، وقتی با دیدن او به یاد خاطرات گذشته خود می افتید.

    9. نسبت به او حس ترحم دارید

    اگر پایان بخشیدن به رابطه، خواست خودتان بوده و نامزد قبلی تان نمی تواند این جدایی را بپذیرد، شاید فکر کنید کمترین کمکی که می توانید در حقش کنید این است که دوستی تان را از او دریغ نکنید. اما بدانید وظیفه شما نیست که مرحمی بر قلب شکسته او شوید و شاید حتی حمایت شما به او حس بدتری را منتقل کرده و آسیب بیشتری به او برساند.

    حمایت ظاهری شما موجب می شود او نتواند با جدایی مواجه شده و همچنان به شما وابسته باقی بماند.بهتر است بجای آنکه خودتان بار شکست او را بدوش بکشید، از نزدیکانش بخواهید این مسئولیت را بعهده بگیرند، و یا اگر احساس گناه می کنید، شخصا از او غذرخواهی کنید و بیش از حد این رابطه را ادامه ندهید.

    8. می خواهید جلوی چشمتان باشد

    حتی اگر بدانید که قسمتِ هم نیستید، شاید حس اینکه نامزد سابق تان در کنار شخص دیگری خوشحال است، برایتان درد آور باشد. دوستی با نامزد قبلی شاید به شما این حس را دهد که سر راه رابطه های احتمالی او قرار گرفته اید. اما احتمالا ادامه این رویه در دراز مدت عواقب نامطلوبی برای هر دو شما در پی خواهد داشت. حتی دوست ماندن در شبکه های اجتماعی (مثلا فیس بوک) شاید موجب شود مدام به زندگی او سرک بکشید. جالب است بدانید طبق بررسی مجله Men’s Health از بین 3000 نفر، 85% اعتراف کردند که فیس بوک دوست سابق شان را مدام چک می کنند و 17% گفتند این کار را تنها هفته ای یکبار انجام می دهند. اما بدانید چک کردن فیس بوک فرد قبلی زندگی تان تنهاتنش و حسادت شما را بر می انگیزاند. شاید بهتر باشد همدیگر را از شبکه های اجتماعی نیز حذف کنید.

    7. احساس تنهایی می کنید.

    طبیعتا در ادامه هر شکست عاطفی، برای مدتی در زندگی اجتماعی فرد، خلأیی حس می شود و بهبود آن مستلزم گذشت زمان است. بنابراین طبیعی است در روزهای تعطیل و یا اوقات فراغت حس کنید راحت تر اید ساعاتی را با نامزد قبلی خود بگذرانید بجای آنکه به دنبال فرد تازه ای گشته و یا منتظر شخص جدیدی باشید. اما فراموش نکنید بسیار محتمل است گرفتار رابطه ای «کج دار و مریز» شوید که در اینصورت رضایت ناکافی، عشق کمتر، عدم اطمینان، و مشکلات ارتباطی بیشتری را پیش رو خواهید داشت. طبیعی است که دلتنگِ صمیمیتی شوید که پیش از این داشته اید، اما شاید برقراری ارتباط مجدد، به آرامش موقتی اش نیارزد. اگر احساس تنهایی می کنید به خانواده و دوستان خود بپیوندید و از این اوقات به نحو دیگری بهره بگیرید.

    6. به سندروم مرغ همسایه غازه گرفتارید.

    شاید از رابطه جدید خود راضی نیستید، و ممکن است فکر کنید نامزد قبلی تان مورد بهتری بوده و بخواهید دوباره با او ارتباط برقرار کنید. اما باید بدانید که خیالپردازی در مورد شخصی که دیگر با او نیستید، کار دشواری نیست. زیرا با گذشت زمان بسیاری از رفتارهای آزاردهنده او را از یاد برده اید. اما چنین طرز فکری یک دام است و حکایت از ضرب المثل «مرغ همسایه غازه» دارد. اگر چنین باشد احتمالا شما در هیچ رابطه ای آنچنان که باید خشنود نخواهید بود. اگر با طرف مقابل خود مشکل دارید بهتر است بجای پیچیده تر کردن رابطه و بازگشت به نامزد سابق، این مسائل را با خود او حل کنید.

    5. امیدوارید که شاید او روزی تغییر کند

    شاید رابطه خود را به دلیل خیانت یا اعتیاد با او بهم زدید، اما امیدوارید از اشتباه خود پند بگیرد و به مرور زمان همانی شود که شما می خواهید. با دوست ماندن، می توانید حضور نسبی او را در زندگی خود حفظ کنید و حتی شاید باعث شوید که تغییر کند. در برخی موارد، امید برای مصالحه و آشتی می تواند به افراد انگیزه دهد تا رفتارشان را اصطلاح کنند. اما اگر نامزد سابق شما حس کند که برگرداندن شما کار چندان دشواری نیست، ممکن است بجای تلاش برای تغییر، بکوشد شما را متقاعد کند که تغییر کرده است. در اینصورت منتظر آسیب های بعدی باشید!

    4. می خواهید او را در آب نمک بگذارید

    ممکن است هدف تان از حفظ دوستی این باشد که اگر شخص بهتری پیدا نکردید به او بر گردید. نیازی به گفتن ندارد کهچنین رفتاری با او منصفانه نیست، و نیز ممکن است شما را همواره در تردید باقی بگذارد. بهتر و اخلاقی تر آن است یک رابطه را کاملا به پایان برسانید، سپس وارد یک رابطه تازه شوید.

    3. نمی گذارد به او نه بگویید

    ممکن است نخواهید با او دوست باقی بمانید، اما اگر نامزد قبلی شما بخواهد و شما را رها نکند چطور؟

    در اینصورت کاملا حق دارید که به این دوستی نه بگویید. مطمئن شوید که با او در مورد احساساتتان کاملا روراست هستید و (حتی نترسید اگر کار بجاهای باریک بکشد و حتی پای پلیس به میان آید)!

    2. او همچنان عاشق شما است

    اگر نامزد قبلی شما همچنان شما را دوست دارد اما شما چنین حسی به او ندارید، بهترین کاری که می توانید در حقش انجام دهید آن است که او را رها کنید. وقت گذراندن با او شاید باعث شود حس خوبی به شما دهد (به هر حال کسی بدش نمی آید به او عشق بورزند)، اما این مسئله ممکن است برای طرف مقابل تان دردناک باشد و رفتار شما او را سردرگم کند، بخصوص اگر خودتان نیز به او امید واهی بدهید.

    حتی اگر به وضوح به او بگویید که تنها دوستان اجتماعی هستید، ممکن است به اندازه کافی این مسئله را درک نکند. فراموش نکنید آدم ها تنها آن چیزی را می بینند که دلشان می خواهد.

    بهترین کاری که در این موقعیت می توانید انجام دهید آن است که ارتباط تان را تا حد ممکن با او کم کنید و اجازه بدهید فراموشتان کند.

    1. شما همچنان عاشق او هستید

    عاشق عشق قبلی بودن، و ناخودآگاه آرزوی دوباره بدست آوردنش را داشتن می تواند یک انگیزه قوی برای دوست ماندن با او باشد. اما متاسفانه این یکی از خطرناکترین توجیهات برای دوست ماندن با نامزد قبلی است. اگر نامزد سابق شما دیگر نخواهد با شما باشد، شانس چندانی برای تغییر نظر او نخواهید داشت. تلاش بیهوده ممکن است تنها منجر به شکست عشقی دوباره شده و باعث شود احساس بدی نسبت به خود پیدا کنید. بهتر است اوقات تان را با دوستانی سپری کنید که باعث شوند حس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  16. #29
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    خطرناک ترین رفتارها در هر رابطه


    این صحنه را تصور کنید: زنی که از شدت خشم صدایش می لرزد، شدیدا اشک می ریزد و توقع دارد در مورد مشکلاتی که در زندگی زناشویی شان وجود دارد با همسرش صحبت کند ولی در مقابل او مردی است که دست به سینه، ساکت و بی هیچ واکنشی، فقط نگاهش می کند. احتمالا تجربه دیدن صحنه ای مشابه این را در زندگی خود یا دست کم یکی از اطرافیان تان دارید، چون متاسفانه این یکی از مرسوم ترین الگوهای رفتاری در بین همسران است.

    تقاضا/ نادیده انگاری (که مخفف آن در اصطلاح انگلیسی dm/w نامیده می شود)؛ یکی از طرفین تقاضای دریافت توجه را دارد در حالی که دیگری این احساس او را نادیده می گیرد. البته این الگوی رفتاری جدید نیست و از مدت ها پیش در سرتاسر جهان نمود داشته است.
    محققان بر این باورند که این یکی از قدرتمندترین عوامل ایجادکننده نارضایتی بین همسران و طلاق است. این عامل همچنین ممکن است باعث افسردگی و اختلالات روانی در فرزندان نوجوان و جوان آنها شود. بنابراین چنین عاملی که تا این حد می تواند مشکل آفرین باشد باید حتما مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.

    بعضی از افراد بیشتر از دیگران در معرض مواجهه با این مشکل هستند. هرچند این الگو در یک رابطه سالم خیلی بعید است اتفاق بیفتد ولی در روابط مشکل دار، وقوع چنین رفتاری بسیار محتمل است. اگرچه این حالت ممکن است با رفتارهای منفی دیگری مثل جیغ و فریاد نمود پیدا کند ولی درواقع مقوله ای جداست. شواهد نشان داده در مواردی که یکی از همسران دچار افسردگی است این الگوی رفتاری بیشتر احتمال وقوع دارد. همچنین به نظر می رسد در بیشتر موارد زنان در نقش متقاضی ظاهر می شوند . کسی که این تقاضا را نادیده می گیرد مردان هستند. دلیل این امر به طور بسیار گویا و قانع کننده ای در کتاب «مردان مریخی، زنان ونوسی» شاهکار جان گری بیان شده است.

    تحقیقات دیگری که در این خصوص انجام شده نشان داده است در روابطی که قدرت به طور نامساوی تقسیم شده است، احتمال بروز dm/w بیشتر است. منظور از تقسیم قدرت به طور نامساوری حالتی است که یکی از زوجین بیش از حد به دیگری وابسته است- خواه از نظر مالی و خواه از نظر عاطفی- یا وقتی که یکی از همسران نقش اصلی را در تمام تصمیم گیری ها دارد. در چنین روابطی، ان فردی که قدرت کمتری دارد بیشتر ممکن است در نقش متقاضی قرار بگیرد. در مقابل کسی که از قدرت بیشتری برخوردار است- به پشتوانه قدرتش- ممکن است این اجازه را به خود بدهد که توقعات همسرش (یا به زغم خود «غرغر»های او) را نادیده بگیرد.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  17. #30
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,232
    13,339
    21,487

    پیش فرض

    برخلاف آنچه همه فکر می کنند، شما می توانید از مجردی خود کاملا لذت ببرید. البته لازم به ذکر است که منظور ما مجردی به معنای واقعی کلمه است، بدون اینکه هیچ رابطه ی عشقی از هیچ نوعی در زندگی شما وجود داشته باشد. گاهی اوقات مجرد بودن از داشتن یک رابطه پر از مشکل خیلی بهتر می تواند باشد، شما می توانید بدون وجود دعوا، حسادت، مشکلات جنسی و هزاران مشکل دیگری که یک رابطه را تهدید می کنند در خلوت خود بسیار شاد باشید. اگر تجرد در جامعه راحت تر از آنچه که در حال حاضر است پذیرفته شود، به جای اینکه خودمان را مجبور به تحمل تمام سختی ها و مشکلات موجود در یک رابطه کنیم و یا با از دست دادن آن با فکر اینکه تنها شده ایم در غم و غصه غرق شویم، می توانیم از تنهایی خود با آغوش باز و خیال راحت استقبال کنیم.


    مفاهیمی مانند راحت گذاشتن یکدیگر، پذیرش، رهایی و امثال اینها برای حفظ رابطه بسیار ایده آل هستند. اما افرادی که این مفاهیم را حتی فقط درک می کنند نیز بسیار اندک هستند، چه برسد به کسانی که این مفاهیم را در زندگی واقعی به کار می گیرند. خیلی ها به مشکلاتی که در رابطه شان وجود دارد آگاه و خواهان تغییر آن هستند، اما وقتی پای عمل به میان می آید اغلب راهکارهای اجتماعی و انگیزه های درونی با شکست مواجه می شوند. در چنین حالتی بهتر است به جای اینکه خودتان را قانع به ادامه رابطه کنید مزایایی که پس از جدایی در انتظار شما هستند را در نظر بگیرید. در اینجا ده دلیلی که نشان می دهند مجردی آنقدرها هم حشتناک نیست را به شما معرفی می کنیم.


    1. نیازی به سازش نیست


    زمانی که مجرد هستید می توانید هر کاری که دلتان می خواهد را انجام دهید، بدون اینکه مجبور باشید خودتان را با نیازها و تمایلات یک نفر دیگر سازگار کنید. مجبور نیستید از هیچ یک از چیزها و کارهایی که دوست دارید به خاطر دیگری بگذرید، می توانید خود خودتان باشید، بی اینکه نیاز داشته باشید برای خوشایند طرف مقابل جنبه ای از وجودتان را مخفی کنید یا از چیزی بگذرید.


    2. نیازی به توجیه و توضیح نیست


    نه تنها مجبور نیستید از علائق خود بگذرید، بلکه نیازی نیست دلیل لذت بردنتان از این کارها را نیز برای کسی توضیح داده و یا توجیه کنید. بدون اما و اگر حس آزادی را تجربه می کنید.


    3. احساس گناه ندارید


    احساس گناه از آن دسته چیزهایی است که مسلما اگر نباشد زندگی خیلی بهتری خواهیم داشت. سازش و توضیح دادن و توجیه کردنی که در موارد قبلی مورد بحث قرار گرفتند کارهایی هستند که ما برای حفظ رابطه خود انجام می دهیم. ما از این که طرف مقابل را از دست بدهیم وحشت داریم. از این که زمانی را صرف خود و کارهایی که دوست داریم بکنیم احساس گناه کرده و فکر می کنیم رفتارهایی که از خود بروز داده ایم خودخواهانه بوده اند.


    4. حسادت و حس عدم امنیت


    مشکلاتی که به خاطر حسادت خودتان یا طرف مقابلتان داشته اید را به خاطر می آورید؟ زمانی که مجرد باشید دیگر خبری از این مشکلات نیست، دیگر نیازی نیست که نگران از دست دادن طرف مقابلتان و یا نگران کسانی که اطراف او هستندباشید، دیگر نیازی نیست برای کارها و رفتارهایی که حسادت او را بر می انگیزند توجیهی بیابید. شما تبدیل به مهمترین شخص زندگی خودتان می شوید. خداحافظ حسادت.


    5. دوستان


    «باز هم میخوای با دوستات بری بیرون؟»، «مگه نمی دونی من دوست ندارم با این دوستت ارتباط داشته باشی؟»،حتما خیلی از شما هم در رابطه تان با چنین جمله هایی از طرف مقابلتان مواجه شده اید. آنها ممکن است حتی به دوست های شما هم حسادت کنند و زمانی که با آنها می گذرانید را محدود کنند. در حالی پس از جدایی این دوستانتان هستند که در کنار شما باقی خواهند ماند و شما را در پشت سر گذاشتن این مرحله یاری خواهند کرد. پس حالا که مجرد هستید قدر دوستانتان را بدانید و بیشتر با آنها وقت بگذرانید.


    6. می توانید هویت خود را پرورش دهید


    گاهی شما آنقدر در رابطه خود غرق می شوید که خودتان را فراموش می کنید. شما چه کسی هستید و چه ویژگی هایی دارید؟ زندگی مشترک چه تاثیری روی شما گذاشته است؟ چقدر تغییر کرده اید؟ حالا وقتش است که به این مسئله بیندیشید و خود واقعیتان را باز بیابید.


    7. برای خودتان وقت بگذارید


    همانطور که پیش از این اشاره شد، مجردی به معنای آزادی در انجام آنچه می خواهید، در زمانی که می خواهید و با کسانی که می خواهید است، بدون اینکه نیازی به توضیح و توجیه خواسته هایتان باشد. از این فرصت استفاده کنید و به استقبال از استقلال خود بروید. می توانید وقت بیشتری را صرف خود و خواسته هایتان کنید، به خودتان و حتی ظاهرتان رسیدگی کنید و از تنهایی خود نیز لذت ببرید.


    8. رویاهایتان را دنیال کنید


    مجردی این توانایی را به شما می دهد که رویاهایتان را دنبال کنید. دلتان می خواهد به سفر دور دنیا بروید؟ می خواهید بلندترین قله ها را فتح کنید؟ مجردی انجام این گونه کارها را برای شما بسیار ساده تر خواهد کرد. مجردها کارهایی می توانند بکنند که افرادی که در یک رابطه هستند به دلیل تعهدات و مسئولیت هایی که دارند نمی توانند انجام دهند. راه هایی که پیش از این نمی توانستید حتی به آنها فکر بکنید را در پیش بگیرید بی آنکه نگران نیمه دیگرتان باشید.


    9. استقلال اقتصادی


    دیگر مجبور نیستید در درآمد خود با دیگری شریک باشید. خودتان پول خودتان را در می آورید و آن را آنگونه که خودتان دلتان می خواهد خرج می کنید. خبری از حساب مشترک بانکی و تقسیم درآمد هایی که به دست آورده اید نیست و کسی به شما نمی گوید که پولتان را خرج چه چیزی بکنید یا برای چه چیزی پس انداز کنید و یا پولتان را برای چه چیزی صرف کرده اید.


    10. استقلال احساسی


    این بخش احتمالا مهمترین مورد از تمامی موارد موجود باشد. شریک شما همیشه از لحاظ احساسی طوری که شما انتظار دارید رفتار نمی کند. آنها بسیاری از مواقع احساسات و افکار شما را به درستی درک نمی کنند و حمایت احساسی مورد انتظارتان را نشان نمی دهند. زمانی که مجرد هستید نیازی به توضیح خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت، خستگی و بدخلقی خود به دیگری ندارید.


    در پایان باید این نکته را یاداوری کنیم که تمامی این موارد زمانی صحت دارد که شما نیمه دیگر خود را پیدا نکرده باشید و صرفا جهت اینکه تنها نمانید بخواهید وارد رابطه ای شوید که بر اساس شناخت کافی و علاقه دوجانبه شکل نگرفته باشد. همچنین باید به خاطر داشته باشید که مجردی خیلی بهتر از ادامه رابطه ای است که نیازهای عاطفی و جسمی شما را آنطور که باید برآورده نسازد و فقط از ترس تنها ماندن و دید منفی موجود در جامعه نسبت به افرادی که از یکدیگر جدا می شوند حفظ شود.


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 46

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •