ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 46
  1. #1
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    New22 کوچه پس کوچه های تفاهم...



    همسر منهای صداقت
    بعضی* از افراد معتقدند که* نباید به* همسرشان*حقیقت* را ابراز کنند و تصور می*کنند بادروغ*گویی* می*توانند همسر خود را قانع* کرده* وبه* قول* معروف* گول* بزنند. اما در اکثر موارد این*مسئله* به* نتیجه* نامطلوب* نمی*رسد و سبب*اختلافات* شدید خانوادگی* می*شود.

    دروغ گفتن
    آنچه در این میان لطمه می بیند، رابطه است. آنچه یک رابطه عمیق به آن نیاز دارد صمیمیتی است که از پس آن شناخت دو نفر ممکن می شود. وقتی یکی از همسران دست از فریب بر نمی دارد، مشکل از یک موضوع اقتصادی و یا اجتماعی به رابطه زناشویی تسری پیدا می کند. اینجاست که دیده می شود یکی از زوجین این جمله را بسیار به کار می برد" من فقط می خواهم حقیقت را بدانم."

    البته در این جمله پیام های خوبی نهفته است. فرد قدرت رویارویی با مشکلات را به همسر خود نشان می دهد. دلگرمی می دهد که توانایی روبرو شدن با مسائل را دارند و در نهایت از همسر خود پشتیبانی می کند. اما وقتی دروغگویی باعث شد که همسری این جمله را بکار ببرد بدانید که رابطه،عمیقاً خدشه دار شده است" من او را نمی شناسم. فکر می کردم می شناسم، بعد معلوم شد که اصلاً نمی شناسم."
    فریب رابطه را به نابودی می کشاند. دروغگویی مخرب تر از چیزهایی است که در موردشان دروغ گفته می شود. احساسی که در پس دروغگویی به همسر انتقال داده می شود، احساس دست به سر شدن است.
    بسیاری از زوج ها در انتقال احساسات، ناامیدی ها، علایق، رنجش ها، خشم و کینه، گناه ها، شکست ها، نیاز ها و آسیب پذیری ها ناتوانند.

    در واقع این عدم توانایی ناشی از ترس است.
    ترس از نزدیک شدن به احساسات و تمایلات،
    ترس از دست دادن وجهه،
    ترس از دادن عشق همسر،
    ترس از تحت کنترل قرار گرفتن

    که در یک رابطه سطحی اتفاق می افتد، رابطه ای که زوج ها برای عمیق ترین حالات خود پشتیبانی احساس نمی کنند.
    صمیمیت از شناختن عمق وجود دیگری سرچشمه می گیرد. اگر موانعی بر سر راه صداقت هست، شناخت حذف می شود و ریا به جایش می نشیند. زوج ها اغلب سال ها با دروغ سر می کنند و سعی دارند که رابطشان را حفظ کنند و نجات بدهند، در حالی که تمام فرصت ها را برای رابطه واقعی از دست می دهند.

    به راستی چرا بعضی افراد دروغ می*گویند؟
    دروغ گفتن معمولا از سنین کم در کودکی آغاز می*شود، حتی یک کودک 2 ساله نیز می*تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی که کودک به اهمیت حرف*ها و لغات پی می*برد و می*فهمد که بعضی از حرف*ها می*توانند چه تاثیر خارق*العاده*ای داشته باشند به*طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می*کنند. دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد می*خواهد به کس دیگری آسیب برساند اما ممکن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید. بعضی از افراد دروغ می*گویند چون می*خواهند خودشان را ثابت کنند درواقع دروغ گفتن برای آن*ها نوعی رفتار دفاعی است، کودک طی مراحل رشد، متوجه می*شود که دروغ می*تواند او را از بسیاری از عصبانیت*هاو تنبیه*های پدرو مادر یا اطرافیان حفظ کند. همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه کنیم؛ با دروغ می*توان دوستان را حفظ کرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش*بینی غافلگیر کرد. مثلا؛ ممکن است خیلی از ما درباره لباس دوست*مان به دروغ بگوییم که زیباست درحالی*که عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است. همچنین خیلی ازما در مصاحبه*های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام*مان دروغ می*گوییم. ما به فرزندان*مان هم دروغ می*گوییم به آن*ها قول می*دهیم که اگر شام*شان را بخورند یک بستنی جایزه می*گیرند اما سپس کاری می*کنید که کودک*مان بستنی را فراموش کند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم.
    هر زمان که موضوعی پیش آید که در آن شرایط قادر به گفتن حقیقت نیستید، وقتی با پرسش همسرتان روبه رو می شوید، بهترین پاسخ آن است که بگویید «فعلا از من نپرس، هر وقت شرایط و موقعیت فراهم شود حقیقیت را می گویم.»

    آقایان بیشتر دروغ می گویند یا زنان؟!!
    برای پاسخ به این سۆال که در زندگی زناشویی مردان بیشتر دروغ می گویند یا زنان باید گفت، دروغ گفتن به تیپ شخصیتی، اعتمادبه نفس، تربیت خانوادگی و محیطی که افراد در آن رشد کرده اند، بیشتربستگی دارد تا به جنسیت. اما احتمال آنکه آقایان در معرض خطر دروغ گفتن قرار بگیرند به دلایلی چون مورد سرزنش و قضاوت قرار نگرفتن، کنترل روی محیط، خشم و عصبانیت و نگرانی از بر ملا شدن مشکلات جنسی بیشتر از زنان است.

    دروغ مصلحتی؛ نه
    گفتن دروغ مصلحتی در واقع یک نوع بازی است که به جای آنکه مسئله و مشکل حل شود، صورت مسئله پاک می شود و سبب می شود دروغ گفتن ادامه پیدا کند. برخی از زوج ها بر این باورند که با گفتن دروغ مصلحتی از دعوا و تنش جلوگیری می کنند اما باید بدانند گفتن حقیقت ممکن است باعث جنجال موقتی شود ولی در نهایت مشکل حل می شود. دروغ مصلحتی تنها فرار از واقعیت است که زوج ها با عباراتی مانند «حوصله بحث کردن نداشتم»، «می ترسیدم دعوا شود»، « اگر راستش را می گفتم، ناراحت می شد» و… خودشان را مجاب می کنند که کار صحیحی انجام داده اند. رابطه زناشویی سالم، رابطه ای است که شما آزادانه و بدون ترس (تحقیر شدن، طرد شدن، مورد قضاوت منفی قرار گرفتن، مسخره شدن) حرف هایتان را به شریک زندگی تان بزنید.

    در مورد گذشته ام دروغ بگویم؟
    با ازدواج، پرونده گذشته هر فردی باید در ذهنش بسته شود. پیش از ازدواج و در مرحله آشنایی هر زمانی که همسر آینده تان از گذشته شما سۆالی کرد باید به وی حقیقیت را بگویید، زیرا نگفتن حقیقت و متوسل شدن به دروغ باعث اضطراب شما می شود و این ترس از دروغ گفتن و بر ملا شدن واقعیت همیشه و در همه جا پس از زندگی مشترک همراهتان است و شما را در موقعیت اضطراب قرار می دهد، اما نباید فراموش کنید نحوه دادن اطلاعات به شریک زندگی تان بسیار مهم است.

    برای آنکه در زندگی صادق باشید
    زمانی که بخواهید دروغ گفتن را از زندگی خود حذف کنید باید ابتدا در خودتان تغییر به وجود آورید و برای تغییر باید موارد زیر را به خاطر بسپارید:
    بالا بردن سطح آگاهی: باید به این شناخت برسید که در چه موقعیت ها و به چه تیپ شخصیت هایی دروغ می گویید.
    باور به آگاهی: با شناخت نسبت به اطلاعات بالا این مسئله را متوجه می شوید که درصد خطر دروغ گفتن به همسرتان چه آسیب های جدی ای را به زندگی زناشویی می زند.
    خواستن: اینکه واقعا بخواهید تغییر کنید، این خواستن مستلزم داشتن هدف است و چه هدفی بهتر از داشتن یک رابطه زناشویی سالم و استوار.
    تمرین، تمرین، تمرین و...: این واقعیت را بپذیرید که شما سال های طولانی به این عادت زشت خود گرفتارید و برای این تغییر تفکر احتیاج به رفتار درمانی دارید و این مسئله نیازمند تمرین رفتار جایگزین است.
    فعلا از من نپرس: بعد از شناخت یکدیگر و داشتن یک رابطه دوستانه برحسب اطمینان، امنیت، احترام، گذشت و بخشش بین زن و شوهر، هر زمان که موضوعی پیش آید که در آن شرایط قادر به گفتن حقیقت نیستید، وقتی با پرسش همسرتان روبه رو می شوید، بهترین پاسخ آن است که بگویید «فعلا از من نپرس، هر وقت شرایط و موقعیت فراهم شود حقیقیت را می گویم.» این عبارت یک کد ارتباطی است که باید پسر و دختر در دوران آشنایی و مراحل پیش از ازدواج آن را قبول داشته باشند و مورد توافق هر دو طرف باشد
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  2. 1
  3. #2
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض



    آسیب*های ازدواج امروز
    خانواده ایرانی این روزها درگیر معضلات زیادی است. از افزایش سن ازدواج و تمایل به تجردگرایی گرفته تا لذت جویی و تنوع طلبی، پیمان شکنی، نارضایتی از زندگی زناشویی، طلاق های عاطفی و آمار بسیار بالای طلاق. مشکلاتی که در پس زمینه تمام آنها تکنولوژی زدگی در دنیای مدرن جا خوش کرده است.

    آسیب*های ازدواج امروز

    مادیگرایی و سن بالای ازدواج
    در حالی كه سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (بجز سال 1365)* در سال*های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می*شود و طبق اعلام مركز پژوهش*های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این اعداد و ارقام هر چه كه باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می*دهد كه بالطبع از جنبه*های مختلف و به صورت پردامنه به آسیب*زایی در جامعه عرف*پسند و هنجارطلب ما می*پردازد.

    تغییر و دگرگونی ارزش**ها یكی دیگر از عوامل مۆثر در تأخیر ازدواج جوانان است؛ به طوری*كه مصرف*گرایی، تجمل*گرایی، افزایش توقعات و تشریفات ازدواج، رشد بی*پایه میزان مهریه و تأثیر آن بر منزلت اجتماعی، سست شدن بنیادهای مذهبی و عدم اطمینان به آینده شغلی در تأخیر ازدواج جوانان تأثیر*گذار است.

    ردپای تکنولوژی
    افزایش زندگی مجردی، افزایش خانواده های بدون فرزند، تغییر در برنامه های تحصیلی و کاهش مددکاری و حمایت اجتماعی، از آثار منفی تکنولوژی به شمار می روند. هر چند که تکنولوژی آثار مثبتی هم دارد. اما نه تا وقتی که تعامل خانواده را بهم بزند و در خدمت سبک زندگی خانواده قرار نگیرد.

    به همین دلیل است که گفته می شود در ازدواج، موانع فرهنگی مهم تر از موانع اقتصادی است. موانع فرهنگی عمیق تر و اساسی تر از سایر موانع است. افزایش سطح توقعات مادی و غیرمادی فرد و خانواده، آداب و رسوم غلط و دست و پاگیر، گرایش پسران جوان برای احراز موقعیت های بالای اقتصادی پیش از ازدواج، گرایش دختران جوان برای احراز موقعیت هایی مانند مردان و توجه به اشتغال در خارج از خانه، بی بند و باری در رابطه دختران و پسران، رعایت ترتیب در ازدواج دختران، تغییر معیارهای همسرگزینی و فاصله گرفتن از شکل سنتی آن و نداشتن خواستگار مناست از مهم ترین موانع فرهنگی به شمار می روند.

    سبک اشتباه همسرگزینی
    از سوی دیگر، بسیاری از آسیب ها ریشه در سبک همسرگزینی دارد. نرخ بالای طلاق در سه ساله اول زندگی نشان می دهد که ملاک انتخاب همسر درست نیست و نمی تواند تضمین کننده زندگی زناشویی باشد.

    آموزه های غرب در خصوص اصل برابری و تساوی میان زنان و مردان در خانواده، در عمل نتوانسته است مردان را ملزم به قبول مسئولیت های برابر با زنان کند، بلکه در عمل منجر شده است به اینکه زنان بدون آنکه در قبال همسر خود از حقوق برخوردار باشند، صرفاً در بر عهده گرفتن مسئولیت ها، شریک و چه بسا یکه تاز باشند. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام، علاوه بر اینکه حقوق و تکالیف هر یک از والدین در قبال یکدیگر و در قبال فرزند مشخص است، بلکه در صورت بروز طلاق و جدایی نیز با وضع قوانین معین، از هرگونه خلط حقوق و مسئولیت های والدین جلوگیری به عمل آمده و تکالیف معینی را برای پدر معین نموده است.
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  4. #3
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض



    برخی از موارد هستند که با اصرار بر انجام آنها، رابطه خوب خود را به رابطه ای بد و ناراحت کننده تبدیل می کنیم. در این مطلب 10 عادت بد زوج ها را نام برده ایم که باعث خراب شدن رابطه آنها و گاهی حتی منجر به طلاق می شود.

    آیا احساس می کنید رابطه شما به نوعی ناامیدی، کشمکش یا احساسات بد رسیده است؟ حقیقت این است که همه رابطه های عاشقانه با این نوع مشکلات روبه رو می شوند و این کاملا طبیعی است.

    اما برخی از موارد هستند که با اصرار بر انجام آنها، رابطه خوب خود را به رابطه ای بد و ناراحت کننده تبدیل می کنیم. در این مطلب 10 عادت بد زوج ها را نام برده ایم که باعث خراب شدن رابطه آنها و گاهی حتی منجر به طلاق می شود.

    1. انتقاد کردن
    حتی انتقادهای «سازنده» نیز باعث می شود همسر شما تصور کند همیشه زیر ذره بین شماست و به همین دلیل حالت دفاعی به خود می گیرد و پرخاشگر می شود. این مساله باعث کم شدن لذت از رابطه و تخریب آن می شود. خشن، بی رحم و قضاوت کننده بودن هنگام عصبانیت، پاسخ هایی همچون فرار یا جنگ و نزاع به دنبال دارند.

    2. اصرار بر اینکه همسرتان نیز دقیقا مثل شما باشد
    سازگاری صددرصد بین دو طرف سریع ترین مسیر برای رسیدن به رابطه ای ملال آور و خسته کننده است. اگر اصرار داشته باشید که همسرتان نیز احساسات، علایق و طرز فکر مشابه ما داشته باشد در واقع رابطه خود را به سمت ناامیدی و بدبختی سوق می دهید.

    3. از بین بردن صمیمیت
    اگر از روی عادت از نزدیک شدن فیزیکی و احساسی به همسر خود دوری می کنید و خود را با کار، تلویزیون یا سرگرمی های دیگر مشغول می کنید، باید بدانید در حال ایجاد فاصله بزرگی بین خود و همسرتان هستید که شاید هیچ گاه قابل ترمیم نباشد.

    4. مقصر دانستن یکدیگر
    استفاده از واژه «تو» هنگامی که عصبانی و ناراحت هستید باعث می شود تا طرف مقابل نیز لباس دفاعی به تن کند. اگر هدف شما برقراری ارتباط با بیشترین میزان صمیمیت است، بهتر است صحبت های خود را با جملات مثبت تری همچون: «من احساس می کنم» آغاز کنید.

    5. معامله
    دادن با قید و شرط و گرفتن با احتیاط ، هر دو تخریب کننده رابطه زن و شوهر هستند. این موارد این هشدار را به دو طرف می دهد که هنگامی که زن یا شوهر چیزی می بخشد، در عوض آن چیزی می خواهد. این ترس باعث آسیب دیدن رابطه می شود.

    6. بی توجه بودن به مسایل عاشقانه
    هیچ رابطه ای تا ابد گرم و پرحرارت نیست. هنگامی که جذابیت اولیه رابطه دو طرف کمرنگ شد، برخی از زوج ها تصور می کنند رابطه آنها تمام شده و دست از تلاش بر می دارند. اما واقعیت این است که آنها خود را از تجربه داشتن عشقی پایدارتر و لذت بخش تر محروم می کنند.

    7. تمرکز روی نقاط منفی
    هر چه بیشتر در مورد عیب ها و نقاط منفی همسر خود فکر یا صحبت کنید، این موارد در ذهنتان بزرگ تر و آزاردهنده تر می شوند.

    8. گوش نکردن
    تصور اینکه همیشه حق به جانب شما است و یکطرفه صحبت کردن و پرهیز از گوش کردن به حرف های طرف مقابل از جمله مواردی است که به رابطه طرفین آسیب جدی می رساند.

    9. مخفی کرن نیازهای خود
    اگر نیازهای خود از همسرتان را بیان نکنید، همیشه احساس ناامیدی و محرومیت خواهید داشت. برای داشتن رابطه سالم و ماندگار، بسیار مهم و حیاتی است که خواسته های خود را با همسرتان در میان بگذارید.

    10. انتظار داشتن رابطه عاشقانه رویایی
    عاشقانه های رویایی فقط برای قصه های جن و پری است و باید توجه داشته باشید که ما انسان هستیم و روی زمین زندگی می کنیم. تقاضاهای رویایی و داستان گونه که مثلا همسر شما همیشه مهربان، قابل اعتماد، عاشق دلباخته و ... باشد کمی غیرمنطقی به نظر می رسد. عاشق ماندن همچون روزهای اول آشنایی بسیار دشوار و تا حدی دور از انتظار است. باید منطقی به زندگی نگاه کنید و انتظارات واقعی از طرف خود داشته باشید
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  5. #4
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض

    این کارها همسرتان را دلسرد می کند

    یكی از آگاهی*های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می*دهند.

    بسیاری از زوج*ها علی رغم حسن نیتشان، به روش*های متفاوتی باعث دلسردی همسرشان می*شوند. گاهی به یكدیگر احترام نمی*گذارند، گاهی احساسات همدیگر را در نظر نمی*گیرند، گاهی قدرت*طلبی می*كنند و گاهی تحقیر و سرزنش.

    نوع برخورد هر انسانی، نمادی از سلامتی روان و آگاهی اوست. برای آنكه برخورد سالمی داشته باشیم در ابتدا باید روان سالمی داشته باشیم. اگر مشكلات ارتباطی ناشی از مشكلات درونی نباشد، مهارت*های ارتباطی پیشقدم می*شوند.
    یكی از آگاهی*های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می*دهند.

    در زیر به چند عنصر از عوامل دلسرد كننده اشاره می*كنیم:

    سلطه پذیری
    گاهی احساس می*كنیم، برای اینكه كار*ها خوب پیش رود باید ما كار*ها را انجام بدهیم. برای همین هم است كه نظر همسرمان یا پیشرفت*های او را نمی*بینیم. وقتی این احساس را داریم به صورت زیركانه و ضمنی همسرمان را تحت سلطه قرار می*دهند.

    ترساندن
    كمالگرایی بیش از حد، باعث احساس ترس می*شود. همسرانی كه توقع دارند همسرشان بر اساس ملاك*های كمالگرایانه آن*ها عمل كنند احساس دلسردی را به همسران خود انتقال می*دهند.

    تصدیق نكردن پیشرفت
    وقتی پیشرفت*های همسرتان را تصدیق نمی*كنید باعث دلسرد شدن همسرتان می*شوید. تصدیق كردن پیشرفت*های همسر باعث تشویق آن*ها برای تغییر می*شود.

    حساسیت بیش از حد
    وقتی همسری می*خواهد بر*تر از دیگران باشد، به همسر خود بیش از حد حساس می*شود، چرا كه این اعتقاد اشتباه را دارد كه وقتی كسی می*شوم كه از دیگران سر*تر باشم. وقتی شوهر یا زن در مورد یك دوست خود صحبت می*كند یا از لباس قشنگ كسی حرف می*زند، طرف مقابل این صحبت*ها را كنایه از نواقص خود می*بیند و واكنش نشان می*دهد. این نوع رفتار*ها ممكن است باعث دلسردی طرف مقابل شود، چرا كه هم منظور او را بد تعبیر كرده*اید و هم در مقابل ابراز عقیده یا احساساتش ایستاده*اید.

    آگاهی از رفتار*ها و تاثیر آن بر طرف مقابل می*تواند ما را در بهبود یك رابطه كمك كند. دلسرد كردن همسر، در واقع تلاش برای خاموش كردن آتش یك زندگی پویا، انرژی دهنده و صمیمی است. توانایی در برخوردی موثر، چیزی است كه بر اثر دقت و تمرین به دست می*آید. باید برای جلوگیری از رفتارهایی كه به روابط و در **نهایت به زندگی ما لطمه می*زنند برنامه*ای داشته باشیم.
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  6. #5
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض



    


    چگونه با همسرمان به تفاهم کامل برسیم؟


    برای رسیدن به تفاهم در زندگی زناشویی 5 عامل مهم پذیرش یکدیگر، درک احساسات همسر، صداقت، داشتن رضایت شخصی از زندگی و احساس دریافت دو جانبه را باید رعایت کنیم تا زندگی*ای شیرین داشته باشیم.

    پذیرش یکدیگر به این معنی است که به همسرتان اجازه بدهید، همان که هست باشد نه آن طور که شما دوست دارید و از او توقع نداشته باشید نوع دیگری فکر کند و یا طوری باشد که با خود واقعیتش هماهنگی ندارد.

    برای درک احساس همسرتان، خود را به جای او بگذارید. هر چند ما دقیقاً آنچه را که بر سر او آمده تجربه نکرده*ایم اما می*توانیم خیلی به او نزدیک شویم و احساسات او را درک کنیم.

    صداقت یعنی داشتن رابطه*ی صادقانه و قابل اعتماد با همسرتان. همسرتان باید اطمینان داشته باشد وقتی از احساسات خود با شما صحبت می*کند یا اطلاعاتی از خود به شما می*دهد شما رازدار هستید و او را مسخره نمی*کنید و آنچه را که به شما گفته بعدها بر ضد خودش به کار نمی*برید.

    رضایت شخصی از زندگی یکی از راههای مهم رسیدن به تفاهم در زندگی دانست. هر فردی باید زمانی را برای خودش صرف کند و برای نیازهای شخصی خود نیز اهمیت قایل شود.

    اگر ما برای رفع نیازهای همسر و فرزندانمان تلاش کرده و برای خودمان وقت صرف نکنیم از عدم کمال خود احساس رنجش و خشم می*کنیم و اگر بعضی از نیازهای مهم ما برآورده نشود نمی*توانیم به همسرمان نیز برای برآورده شدن نیازهایش کمک موثری کنیم.
    بنابر این باید بین این دو تعامل را برقرار کنیم و از زندگی شخصی خودمان نیز رضایت داشته باشیم. همچنین باید احساس کنیم روابطمان عادلانه، دوجانبه و همکارانه است.
    منبع :yjc.ir
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  7. #6
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض




    خصوصیت های زنان که مردان از آن متنفرند

    به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم*ها انتخاب کنند که از آن بدشان می*آید، چه چیز را انتخاب می*کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می*بینید، از جمله متداول*ترین پاسخ*ها بودند.

    ۱. اینکه زن*ها چطور می*توانند حتی ساده*ترین چیزها را هم پیچیده کنند: شاید این اولین باری نباشد که این را می*شنوید، خانم*ها عادت دارند وقتی چیزی را نمی*خواهند، اما نمی*توانند بگویند چرا، موضوع را پیچیده کنند. برای آنها پیچیده کردن مسائل خیلی راحت*تر از توضیح دادن است.

    ۲. کمبود اعتمادبه*نفس در خانم*ها: چطور ممکن است مردی زنی را تحسین کند که قادر به تحسین کردن خودش نیست؟

    ۳. زن*هایی که فکر می*کنند همه*چیز را می*دانند: این هم درست مثل مورد قبلی است. همیشه باید تعادل وجود داشته باشد.

    ۴. میل شدید زن*ها برای تغییر دادن مردها: خیلی از زن*ها با این تصور وارد یک رابطه می*شوند که می*توانند نقص*های جزیی فردمقابل خود را عوض کنند. و بااینکه ممکن است در بعضی مسائل درست باشد، اما هیچ چیز برای یک مرد بدتر از این نیست که زن زندگی*اش خصوصیات او را نپذیرد.

    ۵. حسادت خانم*ها: داشتن حسادت در یک رابطه تاحدی می*تواند سالم باشد اما متاسفانه وقتی این حسادت تا جایی پیش می*رود که روابط مرد با اجتماع اطرافش را دچار مشکل می*کند، او را از زن زندگی*اش دورتر می*کند.

    ۶. زن*هایی که بیش از حد وابسته هستند: مردی که احساس کند در رابطه خود اسیر شده است، هر کاری که دستش برمی*آید انجام می*دهد تا آزادی خود را دوباره به دست* آورد.

    ۷. زنانی که در ابتدای یک رابطه سعی می*کنند به جای طرف خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند: هیچ اشکالی ندارد که بعد از گذشت چند سال از یک رابطه که زن می*فهمد مردش چه می*خواهد و چه چیزهایی را دوست دارد به جای او انتخاب کند اما مطمئناً این کار در ابتدای یک رابطه چندان مورد پسند مردان نیست.

    ۸. زنانی که خصوصیات زنانه ندارند: از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم*ها می*کند.

    ۹: زنانی که قدرت مراقبت از خودشان را ندارند: مردان کمی در دنیا هستند که بدون جذب شدن به طرف زنی، عاشق او شوند.

    ۱۰. زنانی که به شدت مادی*گرا هستند: برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل لباس یا رفتن به مسافرت*های تفریحی باشد به هیج عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.

    البته باید هشدار بدهیم که این لیست برای همه موارد و همه آقایان صدق نمی*کند. این تحقیق به هیچ عنوان علمی نبوده و فقط جنبه آماری داشته است.
    منبع:مردمان
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  8. 1
  9. #7
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض



    


    صلح عاشقانه در 6 قدم

    اگر می خواهید رابطه این شما مدتی طولانی ادامه داشته باشد و رابطه سالم و عاشقانه ای داشته باشید، باید بدانید که چطور با مهمترین فرد زندگی تان سازش کنید. سازش بخش مهمی از زندگی است و شما را به توافق و درک دوطرفه می رساند و باعث می شود که هر دوی شما بر سختی های زندگی مشترک غلبه کنید. در زیر به چند نکته مهم و مفید برای رسیدن به سازش در زندگی مشترک اشاره کرده ایم.

    چند نکته موثر برای سازش با شریک زندگی

    1. مشکل اصلی را پیدا کنید.
    خودتان را به دست احساسات نسپارید، بلکه سعی کنید مشکل اصلی را پیدا کنید. اگر مسائل دیگر را نیز مطرح کنید و پیش بکشید، دیگر سازش و آشتی غیرممکن می شود و مشکلتان هرگز حل نمی شود. لازم است که همه اختلافات را کنار بگذارید تا بتوانید مسئله اصلی را شناسایی کنید. شکی وجود ندارد که عشق واقعی بر هر مانعی غلبه می کند. روی مشکل اصلی کار کنید تا رسیدن به سازش برای هر دوی شما راحت تر شود.

    2. به حرف های همدیگر گوش دهید.
    بگذارید شریک زندگی تان دیدگاهش را بیان کند. این بدان معنا نیست که همیشه باید با حرف های او موافق باشید، ولی مهم است که همه نظرات را بشنوید. فقط به خودتان فکر نکنید، زیرا شما هم ممکن است اشتباه کنید. باید به حرف های هم گوش دهید و اگر لازم شد استثنا قائل شوید.

    3. همدلی کنید.
    وقتی به حرف های هم گوش می دهید، باید همدلی هم داشته باشید. گاهی فقط اینکه درک داشته باشید و به حرف هم گوش دهید کافی نیست. سعی کنید با احساسات و عواطف او همدلی و درد او را بفهمید. شاید او اشتباه می کند، و متوجه آن نیست و به همین دلیل است که باید سعی کنید بدون دعوا و مرافعه قضیه را حل و فصل کنید. سعی کنید خودتان را جای او بگذارید تا راحت تر به سازش برسید.

    4. آنچه می خواهید را تعریف کنید.
    اگر ندانید که واقعاً چه می خواهید رسیدن به یک تصمیم مشترک برایتان سخت می شود. فقط شما هستید که می دانید چه چیزی شما را خوشحال می کند و حالتان را خوب می کند. یادتان نرود که خواسته ها و ایده های شریک زندگی تان را نیز در نظر بگیرید.

    5. یک راه حل پیشنهاد کنید.
    در حالی که سعی می کنید احساسات طرف مقابل تان را درک کنید و خواسته های خود را بیان کنید، مهم است که هر دوی شما همه راه ها و جواب های ممکن برای رسیدن به سازش را پیشنهاد کنید. اگر خواسته قلبی بزرگ شما این است که به توافق برسید، هر دوی شما باید نتیجه مناسبی بیابید. این نتیجه باید تا حداکثر ممکن به نفع هر دوی شما باشد. لازم است که متغیرهای زیادی را در نظر بگیرید تا راه حل مناسبی بیابید.

    6. از اینکه کمی کوتاه بیایید نترسید.
    البته این به شخصیت شما بستگی دارد. نباید مغرور باشید و وقتی نوبت به خوشبختی تان می رسد باید کمی کوتاه بیایید. هرگز هر دوی شما نمی تواند بطور همزمان همه چیز را داشته باشید. به همین دلیل است که برای رسیدن به سازش باید کوتاه بیایید. بدین ترتیب او هم در صورت لزوم کوتاه می آید. چیز زیادی را از دست نخواهید داد، ولی می توانید از شر مشاجره و دعوا خلاص شوید و خوشبخت زندگی کنید.
    منبع:برترین ها
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  10. #8
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض




    وقتی تفاهم کمیاب می شود

    هر یک از همسران چه زن و چه مرد، مزایا و معایبی دارند. اگر انسان بخواهد فقط کمبودها را ببیند همیشه ناراضی است اما اگر کمبودها را به حساب ذخیره آخرت بگذارد، همیشه راضی و خوشحال است.

    هر انسانی دنیایی بزرگ را در خود نهفته است و این که دو نفر همانند هم باشند، شدنی نیست. در دنیای امروز، از کلمه ی تفاهم بسیار یاد می شود، بعضی از دختر و پسرها برای ازدواج به تفاهم نمی رسند و بعضی دیگر به تفاهم رسیده و ازدواج می کنند، بعضی ها پس از چند سال ازدواج ، می گویند ما الان به عدم تفاهم رسیده ایم ، و می خواهیم از هم جدا شویم. حال سوال این است تفاهم در ازدواج چیست و چگونه حاصل می شود؟

    شاید بتوان از تفاهم به «وجه مشترک» تعبیر کرد. گاهی دونفر در حدود هشتاد درصد فهم و تفکری یکسان دارند و در حدود بیست درصد هم اختلاف نظر وجود دارد.

    نمی توان گفت به خاطر این اختلاف اندک، دو نفر با هم نمی توانند زندگی کنند. «تفاهم» مصدر باب تفاعل است و در دستور زبان عربی باب تفاعل بیانگر مفهومی طرفینی می باشد، بنابراین تفاهم به معنای درک متقابل و به فهم مشترک رسیدن است. دو نفر ممکن است در ابتدای امر، دو نوع تفکر صد درصد متفاوت نسبت به یک موضوع داشته باشند اما پس از شنیدن دلایل یکدیگر به تفاهم می رسند.

    با این حال باید توجه داشت رسیدن به تفاهم صددرصد نه عملی است و نه رسیدن به آن ضروری، بلکه رسیدن به تفاهمی نسبی کفایت می کند. در زندگی خانوادگی هم چنین است، همسران در خانواده، با بیان نوع رفتارها و با شیوه های عملی، در بیشتر مسائل زندگی به فهم مشترک می رسند و در تفکر و اندیشه به مشترکات زیادی دست می یابند.

    تفاهم والدین با فرزندان
    بعد از ورود فرزند به کانون خانواده تا سنین بلوغ آموزش ها یک سویه است و در ضمن این آموزش ها اگر پدر و مادر در نوع آن توافق داشته باشند، آرام آرام فرزندان به تفاهم با والدین می رسند و به تدریج مانند آنها می اندیشند بعد از سنین بلوغ که سن بازتاب و گاه تهاجم است کمی استقلال رأی در فرزندان پیدا می شود و ممکن است نوع تفکرات فرزندان با پدر و مادر متفاوت نماید.

    در این میان هنر والدین آن است که این دو نوع تفکر را به هم نزدیک کنند و زمینه تفاهم را فراهم آورند. گام اول در این زمینه را باید والدین بردارند و بپذیرند که فرزندان آنها ، با نوعی از ادراکات جدید مواجه شده اند و اصرار بر این که تمام آنچه را که ما می فهمیم درست است و شما هم باید آن را بفهمید. معمولاً به نتیجه مطلوب نمی رسد.

    درک موقعیت جدید فرزندان باعث می شود والدین بتوانند با فرزندان خود سازگار شوند. بدین ترتیب بخشی از ادراکات، استدلالات و مبانی فکری و عملی به یکدیگر نزدیک خواهد شد. از آن جا که مسۆولیت فرزندان رعایت حسن خلق و برخورد احترام آمیز والدین است. آنها وظیفه دارند به اعتقادات و دیدگاههای والدین خود احترام بگذارند و در این راستا همسران باید بکوشند برای ایجاد تفاهم میان خود و فرزندانشان راهکارهایی جدی را پیش گیرند.

    در مقابل فرزندان هم نباید توقع داشته باشند که پدر و مادر مانند آنها باشند و مانند آنها فکر کنند. در ضمن آموزش ها به فرزندان تفهیم شود که از والدین خود انتظاراتی متعادل داشته باشند. آنها باید بیاموزند که همیشه همه چیز مطابق میل آنها نخواهد بود و اگر چیزی مطابق میل آنها نبود الزاماً حق اعتراض ندارند.

    در زندگی خانوادگی توجه به این نکته ضروری است که اگر انتظارات همسران متعادل گردد به طور طبیعی تفاهمی نسبی بین همه اعضای خانواده به وجود می آید.

    در صورت نرسیدن به تفاهم، چه باید کرد؟
    گاهی دیده می شود که میان زن و شوهر تفاهمی دیده نمی شود، هم مرد ناراضی است و هم زن رضایت ندارد. در این صورت وظیفه طرفین آن است که اولاً از درگیری اجتناب نمایند و ثانیاً برخورد بزرگوارانه را برگزینند؛ زیرا مطرح شدن اختلافات در زندگی آن هم به صورت امری دائمی باعث می شود که کانون زندگی به یک پایگاه جنگ و جدال تبدیل شود، و در نهایت خانواده که باید محل سکون و آرامش باشد به محل فرسایش تبدیل می شود.

    باید توجه داشت که مشکلات زندگی در همه جا وجود دارد و در کنار نعمتهای بی پایان الهی، مشکلاتی هم هست. این مشکلات در کلاس درس دنیا از واحدهای درسی به حساب می آید. در زندگی دنیا سه نوع واحد درسی وجود دارد: عبادات، ترک معاصی، صبر بر ناملایمات، هر یک از همسران چه زن و چه مرد، مزایا و معایبی دارند. اگر انسان بخواهد فقط کمبودها را ببیند همیشه ناراضی است اما اگر کمبودها را به حساب ذخیره آخرت بگذارد، همیشه راضی و خوشحال است.

    اگر به خاطر عدم تفاهم، دو انسان از هم جدا شوند هر یک از طرفین باید بدانند که وقتی با همسر دیگری ازدواج کنند، اگرچه ممکن است عیبهای فعلی وجود نداشته باشد، اما بی گمان عیب های دیگری وجود دارد؛ زیرا هیچ کسی بی عیب نیست، آنچه مهم است این که در زندگی، قناعت پیشه گردد و همسران به آنچه خدا عطا کرده است راضی و قانع باشند.

    با وجود این باید توجه داشت که صرفا رضایت و قناعت، زمینه ساز تفاهم کامل نیست، بلکه بایستی همسران مهارت تفکر منطقی و گفتگوی سازنده را بیاموزند..

    اگر تصور شود زندگی همواره همه چیز را به دلخواه ما پیش خواهد آورد، اشتباه خواهد بود. اگر چنین چیزی پیش آمد اتفاقی نیکوست اما اگر پیش نیامد باید راضی بود در صورت عدم تفاهم باید نهایت سعی و تلاش به کار برده شود تا تفاهم لازم ایجاد گردد و در غیر این صورت باید به عدم مفاهمه تن داد. انسان با کنار آمدن مقابل مشکلات و برخورد منطقی با ان آسوده می شود.

    حضرت امیرالمومنین که سلام و درود خدا بر او باد می فرمایند:بدان که یک کار از دو حال خارج نیست یا چاره و حیله ای می توان برای آن به کار برد، پس باید چاره اندیشی کرد و اگر چاره ای ندارد باید در مقابل آن صبر پیشه ساخت.

    در قسمت دوم راه های ایجاد تفاهم و اثرات تفاهم در زندگی خانوادگی را با عنوان «زندگی مشترکتان را خوشمزه تر کنید» بررسی خواهیم کرد.
    منبع:تبیان
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  11. #9
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض



    


    خصوصیت های زنان که مردان از آن متنفرند

    به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم*ها انتخاب کنند که از آن بدشان می*آید، چه چیز را انتخاب می*کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می*بینید، از جمله متداول*ترین پاسخ*ها بودند.

    ۱. اینکه زن*ها چطور می*توانند حتی ساده*ترین چیزها را هم پیچیده کنند: شاید این اولین باری نباشد که این را می*شنوید، خانم*ها عادت دارند وقتی چیزی را نمی*خواهند، اما نمی*توانند بگویند چرا، موضوع را پیچیده کنند. برای آنها پیچیده کردن مسائل خیلی راحت*تر از توضیح دادن است.

    ۲. کمبود اعتمادبه*نفس در خانم*ها: چطور ممکن است مردی زنی را تحسین کند که قادر به تحسین کردن خودش نیست؟

    ۳. زن*هایی که فکر می*کنند همه*چیز را می*دانند: این هم درست مثل مورد قبلی است. همیشه باید تعادل وجود داشته باشد.

    ۴. میل شدید زن*ها برای تغییر دادن مردها: خیلی از زن*ها با این تصور وارد یک رابطه می*شوند که می*توانند نقص*های جزیی فردمقابل خود را عوض کنند. و بااینکه ممکن است در بعضی مسائل درست باشد، اما هیچ چیز برای یک مرد بدتر از این نیست که زن زندگی*اش خصوصیات او را نپذیرد.

    ۵. حسادت خانم*ها: داشتن حسادت در یک رابطه تاحدی می*تواند سالم باشد اما متاسفانه وقتی این حسادت تا جایی پیش می*رود که روابط مرد با اجتماع اطرافش را دچار مشکل می*کند، او را از زن زندگی*اش دورتر می*کند.

    ۶. زن*هایی که بیش از حد وابسته هستند: مردی که احساس کند در رابطه خود اسیر شده است، هر کاری که دستش برمی*آید انجام می*دهد تا آزادی خود را دوباره به دست* آورد.

    ۷. زنانی که در ابتدای یک رابطه سعی می*کنند به جای طرف خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند: هیچ اشکالی ندارد که بعد از گذشت چند سال از یک رابطه که زن می*فهمد مردش چه می*خواهد و چه چیزهایی را دوست دارد به جای او انتخاب کند اما مطمئناً این کار در ابتدای یک رابطه چندان مورد پسند مردان نیست.

    ۸. زنانی که خصوصیات زنانه ندارند: از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم*ها می*کند.

    ۹: زنانی که قدرت مراقبت از خودشان را ندارند: مردان کمی در دنیا هستند که بدون جذب شدن به طرف زنی، عاشق او شوند.

    ۱۰. زنانی که به شدت مادی*گرا هستند: برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل لباس یا رفتن به مسافرت*های تفریحی باشد به هیج عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.

    البته باید هشدار بدهیم که این لیست برای همه موارد و همه آقایان صدق نمی*کند. این تحقیق به هیچ عنوان علمی نبوده و فقط جنبه آماری داشته است.
    منبع:مردمان
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  12. #10
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض



    

    رفتارهای آزاردهنده در زندگی زناشویی

    به نظر بسیاری از زن و شوهرهای جوان زندگی مشترک بسیار سخت و حتی گاهی غیر قابل تحمل است. اما بهتر است بدانید با مطالعه بیشتر میتوانید راه های شادتر شدن زندگی را بیابید. رفتارهایی وجود دارد که ناخودآگاه زندگی را به کام شما تلخ میکند که با شناسایی و رفع آن قادر خواهید بود زندگی خوبی داشته باشید.

    1- غر زدن های زیاد
    یکی از مهمترین انتقادات آقایان ، غر زدن های مدام خانم هاست ، البته من نمی گویم هیچ وقت از شوهرتان ایراد نگیرید و انتقاد نکنید ، ولی انتقاد کردن آداب و روشهایی - مخصوصا در مواجهه با آقایان- دارد که باید آنها را رعایت کنید ، 3 مورد غر زدن داریم که تضمینی زندگی شما را تلخ می کند!

    _ مواردی که از آن مدتها گذشته است
    مثلا سالها پیش همسر شما کمدی برای خانه خریده است ، شما هم مدت هاست دارید از آن استفاده می کنید ، دلیلی ندارد مدام این مسئله را پیش بکشید و به خرید همسرتان ایراد بگیرید.

    _ موارد که تصمیمی که باید در مورد آن - غلط یا درست - گرفته شده است
    وقتی در مورد کاری تصمیمی گرفته شد ، بهترین کار این است که هم شما و هم همسرتان هر دو تمام تلاش تان را برای تحقق درست آن تصمیم بکار بگیرید ، مثلا تصمیم گرفتید آخر هفته به مهمانی بروید ، کاری به شرایط نداریم بالاخره تصمیمی است که گرفته شده و بهتر است با همسرتان راه بیایید و به او در این تصمیم کمک کنید.

    _ مواردی که شما یا همسرتان کنترلی روی آن ندارید و در واقع کاری از دست تان بر نمی آید
    در زندگی مسائلی وجود دارد که شما نمی توانید برای تغییر آن کاری بکنید ، البته همیشه و در هر شرایطی می شود کاری انجام داد ، ولی شاید به دلایل خاص یا به دلیل قرار گرفتن در شرایطی خاص ممکن است شما نتوانید تغییری ایجاد کنید ، در چنین شرایطی بهتر است با همسرتان مدارا کنید و به او کمک کنید تا بالاخره بتوانید زمانی شرایط را تغییر دهید ، دوستی داشتم که در نزدیکی مادرش زندگی می کرد ، خب نزدیک بودن بیش از حد به خانواده هم برای زن و هم برای مرد ، خوب نیست ، ولی شرایطی بود که ایجاد شده بود ، همسر دوستم خیلی مایل نبود آنجا زندگی کند ، ولی واقعا شرایط دوست من طوری نبود که بخواهد خانه را عوض کند ، آنها تقریبا 2 سال آنجا زندگی کردند و بعد شرایطی برایشان فراهم شد که بتوانند مستقل زندگی کنند. پس حواستان را جمع کنید که وقتی شوهرتان کاری خارج از توان یا کنترلش است ، در این موارد غر نزنید و منتظر ایجاد شرایط بهتر باشید.

    2 - نگرانی فراوان
    یادتان باشد یکی از مهمترین ویژگی های مشترک در زنان موفق این است که می توانند نگرانی خود را کنترل کنند.خانم ها معمولا نگران همه چیز می شوند و معمولا هم به بدترین اتفاق ممکن فکر می کنند ، باور کنید 99 درصد این فکرهای شما هیچ وقت اتفاق نمی افتد ، پس لطفا برای آرامش خودتان و شوهرتان از نگرانی و فکر کردن به اتفاقات منفی دور شوید و مطمئن باشید خیلی از اتفاقات منفی که ما به آن فکر می کنیم هیچ وقت در زندگی ما اتفاق نمی افتند.

    3 - مقایسه کردن
    اگر می خواهید شوهر خود را تبدیل به یک انسان بداخلاق و بی انگیزه کنید ، بهترین کار ممکن مقایسه کردن است ، باور بکنید یا نکنید بزرگترین مشکلات زناشویی چه از طرف مرد چه از طرف زن منشا مقایسه دارند ، حداقل شما در زندگی تان این اشتباه را مرتکب نشوید ، همسر شما هر کس که باشد ، همسر شماست ، به هیچ وجه به خود اجازه ندهید همسر خود را با کسی مقایسه کنید.

    4 - کنایه زدن و تصحیح اشتباهات در جمع
    هیچ گاه در جمع به شوهرتان کنایه نزنید و شوخی نکنید ، مثلا شوهر شما دارد در مورد تاریخ سفری که سال گذشته به مشهد داشته در جمع صحبت می کند و می گوید ما بهمن ماه به مشهد رفتیم ، شما سریع می گویید :" نه اواخر دی بود رفتیم" ، این شاید از دید شما خیلی بی اهمیت باشد ، اما همین چیز بی اهمیت به نظر شما ، کم کم همسرتان را ضعیف می کند و باعث می شود نتواند تمام توانایی های خود را در زندگی نشان دهد. کنایه زدن ، تصحیح اشتباهات و انتقاد ، مرد را ضعیف می کند ، خواهش می کنم این رفتار را اگر تا امروز داشتید همین الان کنار بگذارید.

    5 - صحبت از مسایل زندگی با دیگران
    خانم محترم، خانواده حریمی دارد که باید حفظ شود ، تنها کسی که می توانید از مسائل زندگی خود با او صحبت کنید یک مشاور امین است و نه هیچ کس دیگر ، مشکلات زندگی خود را برای هیچ کس بازگو نکنید.

    6 - توقع بیش از حد
    زن زرنگ وقتی چیزی می خواهد برنامه می ریزد ، صبوری می کند ، تلاش می کند ناامید نمی شود و در نهایت هم به چیزی که می خواهد می رسد و هم علاقه شوهر به خودش را بیشتر می کند. و برعکس زنی که ناتوان و ضعیف و پرتوقع است از ایراد گرفتن و مقایسه کردن زندگی دیگران و بداخلاقی و ... چیزی کم نمی گذارد ! و اتفاقا او هم به همان چیز می رسد ولی دیگر جایگاهی در قلب شوهرش ندارد.
    منبع : مردمان
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  13. #11
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض







    اندر حکایت مهمانی رفتن همسران

    خانم های محترم ، چاره این درد این است که زودتر از معمول آماده شوید و اصلا از همسرتان هم نخواهید که آدرس را بپرسد، بگذارید هر چقدر که می خواهد دور خود بچرخد تا آخر یا خسته شود و یا خودش، خودجوش آدرس را بپرسد.

    روزی که خداوند متعال ، انسان های مختلف را با رنگ و زبان و نژاد های مختلف آفرید، زیبایی خلقت را در تفاوت، در عین داشتن ذات پاک خدایی دانست. ما انسانها باهم متفاوتیم، آنقدر متفاوت که می گویند انگار زنان از یک سیاره دیگر آمده اند و مردان هم.

    این تفاوت ها، نشانه ای از قدرت بی انتهای خداست و زیباست البته اگر نسبت به آن شناخت داشته باشیم.روانشناسان، در این زمینه نکته جالبی را طرح می کنند، آن ها ریشه تفاوت در رفتار زن و شوهر را مربوط به دوران غار نشینی آنها می دانند، بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند،اگر خانم ها این موضوع را بدانند، در موقع رفتن به مهمانی و یا عروسی، اینقدر از شوهر خود نمی خواهند که آدرس را از کسی بپرسد ، از خانم اصرار و از شوهر هم انکار و دست آخر دعوا شود!

    خانم های محترم ، چاره این درد این است که زودتر از معمول آماده شوید (حتی شده یکی دو ساعت)و اصلا از همسرتان هم نخواهید که آدرس را بپرسد، بگذارید هر چقدر که می خواهد دور خود بچرخد تا آخر یا خسته شود و یا خودش، خودجوش آدرس را بپرسد و یا با امدادات غیبی و الهی، به طور ناگهانی آدرس را پیدا کند!

    از طرف دیگر، زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعی را رمزگشایی کند. زنان سریعتر از کامپیوتر می فهمند که آیا مهمانی دوستانه است و یا از روی اکراه؟ آیا از غذاهای شب قبل استفاده شده یا تازه است؟ و می فهمند که چیدمان کوسن ها ، برای پوشاندن لکه های روی مبل است!

    یکی دیگر از تفاوت های جالب زن و مرد، تفاوت در حرف زدن آنهاست، به طور معمول خانم ها بیشتر از آقایان صحبت می کنند و مردان کم حرفند. البته گاهی نوع زندگی باعث می شود که آقا یا خانم به کم حرفی یا پرحرفی رو بیاورد. گاهی شرایط و موقعیت خانوادگی ایجاب می کند آقا یا خانمی پر حرف یا کم حرف باشد. معمولاً خانم ها جزئی نگر و آقایان کلی نگر هستند و شاید شما ملاحظه کرده باشید که خانم ها درباره جزئیات خیلی صحبت می کنند، مثلاً وقتی از مهمانی بر می گردید، می بینید خانم چه حرف هایی می زند مثلاً می گوید: آقا اگر آن گلدان را آن جا گذاشته بودند بهتر بود، ای کاش فرش را این جوری انداخته بودند، بهتر بود قاب عکس آن جا نبود و ... دائم در باره جزییات حرف می زند، این از آن جهت است که خانم ها بیشتر جزء نگر هستند، اگر مرد این شناخت را نداشته باشد که چگونه برخورد کند، می گوید: خانم، چه کار به کار زندگی دیگران داری؟ حرف دیگری نیست که بزنی؟ حرف بهتری نداری!؟ سرمان را به درد آوردی! آقا توجه نمی کند که جزء نگری خانم باعث می شود که این جور صحبت کند.

    راه حل چیست؟
    راه حل آن این است که هر دو سطح ارتباطی شان را به هم نزدیک کنند. البته ممکن نیست که آن ها کاملاً مثل هم بشوند، اما بهتر است آقایان مقداری گوش کننده خوبی باشند و تحمل شان را بالا ببرند.

    وقتی دشمنان اسلام به وجود نازنین پیامبر اسلام اشکال می کردند که زیاد گوش می دهد، قرآن می فرماید: او شنونده خوبی است. خداوند متعال تأیید می فرماید: «قل اذن خیر لکم» گوش کردن خیلی خوب است. هنری است که باید انسان آن را داشته باشد، پس بعد از مهمانی، برای این که بتوانید همسرتان را بهتر درک کنید، به سخنان او گوش دهید، آنهم با دقت، به علاوه این که در چشمان او نگاه کنید و حرفش را هم تایید کنید.
    همسران محترم با رعایت این نکات از مهمانی رفتن، لذت ببرید.
    منبع:تبیان
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  14. #12
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض




    رابطه عاشقانه با 7 تمرین ساده


    فکر نکنيد تمام راهکارهاي مربوط به بهبود روابط، مختص زوج*هايي است که با هم مشکل دارند؛ حتي اگر در نهايت تفاهم با همسرتان زندگي مي*کنيد باز هم نياز است براي حفظ عشق و آرامش زندگي*تان کارهايي را به صورت مداوم انجام دهيد چرا که حتي شديدترين و مستحکم*ترين عشق و علاقه*ها هم اگر تغذيه و شارژ نشود، قطعا روزي به آخر خواهد رسيد! در اين مطلب شما را با 7 راهکار بسيار ساده که به راحتي مي*توانيد انجام دهيد و با نتيجه باورنکردني*اش روبرو شويد، آشنا مي*کنيم:

    1 + 6 تمرين ساده براي داشتن زندگي زناشويي زيباتر

    1) تکنيک شستشو
    با لباس*هاي کثيفتان چه کار مي*کنيد؟ تا چند وقت مي*توانيد آنها را به حال خودشان رها کنيد؟ جز اين است که بالاخره پس از يک يا نهايتا 2 هفته ناچار به شستن آنها هستيد؟! چرا که بعد از مدتي بوي آزاردهنده آنها کمدتان را پر مي*کند! رابطه بين افراد (خصوصا همسران) هم از اين قاعده مستثني نيست. پس همانطور که لباس*هاي?تان را هر چند وقت يکبار مي*شوييد، هفته*اي يک?بار رابطه*تان را غبارروبي کنيد! آخر هر هفته، ترجيحا در يک شرايط آرام و عاشقانه، در حالي که هيچ کدام?تان خسته، گرسنه يا عصبي نيستيد، از همسرتان با مهرباني بپرسيد: «من در هفته گذشته چه کارهايي انجام دادم که احتمالا باعث شده از من نااميد شوي يا برنجي؟» پس از گفتن اين جمله، اولين واکنش*هايي که دريافت مي*کنيد عبارتند از: يک لبخند عاشقانه، يک نگاه متعجب يا جملاتي مثل «اين ديگر چه حرفي است عزيزم؟!، مگر اتفاقي افتاده» و... اما رک و راست بگوييم: هيچ*کدام از آنها را باور نکنيد! اصرار کنيد تا يک جواب درست و واضح بگيريد.

    به همسرتان توضيح دهيد که منظورتان حتي مسائل در ظاهر کوچک و پيش*پاافتاده*اي است که احيانا باعث رنجش*خاطر او شده است. در مرحله بعدي (وقتي جواب را شنيديد) خيلي مراقب واکنش?تان باشيد؛ کاري نکنيد که همسرتان را از گفته*اش پشيمان کنيد! مثلا از او طلبکار نشويد که تو چرا از فلان رفتار من چنين برداشتي کردي يا اينکه چطور با خودت فکر کردي که اگر من شيشه سس را برايت نياوردم يعني به اندازه کافي دوستت ندارم و از اين قبيل حرف*ها. فقط سعي کنيد عميقا به حرف*هايش گوش کنيد و با تمام وجود احساسي را که در آن لحظه تجربه کرده، درک کنيد. اين کار نه*تنها صميميت بين شما را دوچندان مي*کند، بلکه به شما اين امکان را مي*دهد که پيش از وقوع يک جنجال بزرگ، مستقيما با مشکل روبرو شويد و براي حل آن پيش*دستي کنيد.

    2) ساعت صداقت
    اينکه گفته مي*شود خواسته*ها و علايق همسرتان را در اولويت قرار دهيد، يک ايده وحشتناک است چون وقتي يکي از زوجين اين کار را مي*کند، متقابلا انتظار دارد همسرش هم همين فداکاري را در حق او انجام دهد ولي متاسفانه در اکثر مواقع چنين بده و بستاني شکل نمي*گيرد در نتيجه فقط يکي از آن دو هميشه ناچار است خواسته*هايش را قرباني کند. براي جلوگيري از اين مشکل، هر از چندگاهي، راجع به علايق و نظرات واقعي*تان با هم صحبت کنيد - بدون هيچ*گونه رودر بايستي يا خودسانسوري- اين تمرين کمک مي*کند واقعيت را در مورد همه چيز با هم به اشتراک بگذاريد، بدون اينکه موضوعي را بيش از حد براي خود شخصي و خودخوري کنيد.

    3)حل و فصل مشاجره*ها قبل از خواب
    دعواهايي که فقط ظاهرا رويشان سرپوش گذاشته مي*شود، در حقيقت از زير ريشه مي*دوانند و همچنان زنده مي*مانند، در گوشه*اي از ذهن پنهان مي*شوند و نهايتا مثل يک آتشفشان، فاجعه به بار مي*آورند! پس بهترين کار اين است که اجازه ندهيد هيچ کدورتي کهنه شود، هر موضوعي را در همان موقع خودش به نتيجه برسانيد؛ اگر زماني با هم دعوايتان شد، قبل از اتمام همان روز و پيش از اينکه به تختخواب برويد، مشکلتان را کاملا حل کنيد. اگر موضوع دعوا خيلي جدي و گسترده است طوري که بعد از يک جنجال طاقت*فرسا همچنان به نتيجه نرسيده، موقتا بحث را کنار بگذاريد ولي حتما با هم توافق کنيد که در يک زمان مشخص راجع به آن صحبت کنيد و هرطور شده موضوع را به نتيجه برسانيد.

    4)تهيه فهرست سرگرمي
    10 تفريحي که براي هر دو نفرتان سرگرم*کننده است کدام*اند؟ از آنها فهرستي تهيه کنيد و بعد مطمئن شويد در هر ماه حداقل يکي از اين کارها انجام شده و از فهرستتان خط خورده است.

    5) خوردن شام دونفره
    غذا خوردن در کنار يکديگر، يکي از راه*هاي به*وجود آوردن رشته*هاي الفت و محبت بين همسران است که قدمتي به درازاي تاريخ جوامع بشري دارد! پس زماني را براي اين کار در نظر بگيريد و حين غذا خوردن، راجع به علايق، اهداف و آرزوهايتان صحبت کنيد. اگر احيانا وسط يک مشاجره هستيد يا رابطه*تان در تنش است، بگذاريد زمان صرف غذا، به مثابه يک زنگ تفريح برايتان باشد و سعي کنيد در آن لحظات فقط از همراهي کردن هم لذت ببريد.

    6) تفريح و شوخي*هاي کودکانه
    قبل از اينکه شروع به تفريح کنيد، کارهاي زيادي هست که بايد انجام شود؛ مثل دوران کودکي که تا وقتي تکاليفمان را تمام نمي*کرديم، اجازه بازي کردن نداشتيم. حالا هم قبل از اينکه تفريح و سرگرمي را شروع کنيد، بايد اول اوقات تلخي*ها و دلخوري*ها را برطرف کنيد. وقتي اين کار را تمام و کمال به انجام رسانديد، راجع به يک نوع تفريح خلاقانه، هيجاني، سرگرم*کننده و تا حد امکان خارج از چارچوب مسئوليت، نظم و... فکر کنيد. مثلا آب بازي يا بازي*هاي دويدني! ترجيحا چيزي که تا قبل از اين هرگز امتحانش نکرده*ايد. اصلا لازم نيست يک تفريح عادي و متعارف مثل پياده*روي، سينما رفتن و... باشد، بلکه فقط بايد به اندازه کافي سرگرم*کننده، شادي*آور و البته در حد بضاعت مالي*تان باشد.

    7) براي خودتان دلسوزي کنيد
    اگر نتوانيد نسبت به خودتان مهربان باشيد، کار خيلي سختي است که بخواهيد با همسرتان مهربان باشيد و نسبت به او دلسوزي کنيد. به عنوان تمرين براي اين کار، در مواقع سختي، به خودتان توجه کنيد و نسبت به خود بي*اعتنا نباشيد. از مشکلات، يک فاجعه در ذهنتان نسازيد يا برعکس، آنها را زيادي کوچک فرض نکنيد. سعي کنيد فکر کنيد ببينيد به چه چيزهايي نياز داريد. يک فهرست از برنامه*هايي که مي*توانيد براي حفظ سلامتتان انجام بدهيد تهيه کنيد.

    مهم*تر از همه اينکه يادتان باشد کاستي*ها و اشتباهات بخشي از وجود بشر هستند و کاملا اجتناب*ناپذيرند، پس خودتان را به خاطر آنها سرزنش نکنيد و تصور نکنيد از بقيه کمتريد.
    منبع:زندگی مثبت
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  15. #13
    NaZaniiin
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر!!!
    نوشته ها
    5,248
    3,787
    4,593

    پیش فرض

    یک مرد از همسرش چه می خواهد؟






    آفتاب: مسائل مردانه که اغلب باعث لطمه به روحیه و روان آقایان نیز می شوند عبارتند از مسائلی مانند نیاز به آرامش ،نیاز به تعریف و تمجید ، لذت جنسی وکمبود عاطفه و… باشد در اینجا میخواهیم بیشتربه رازهای آقایان بپردازیم.



    عملکرد مردان به* طور طبیعی در بیان احساسات و عواطف مانند زنان نیست. آنان اغلب هنگام بروز برخی مشکلات و مسائل حساس سعی می*کنند آرامش خود را حفظ کنند و اجاز ندهند کسی از تلاطم آنان باخبر شود، اما این رازها ممکن است آینده*ای تلخ را پس از ازدواج و شروع زندگی مشترک برای آنان رقم بزند. چنانچه مردان از گفت*و*گوی صادقانه با همسرشان مطمئن باشند به یقین آنان روابط خود را بهبود می*بخشند. روانشناسان بالینی توصیه می*کنند زنان به مسائلی که ممکن است مردان از آنان پنهان کنند، توجه داشته باشند تا بتوانند به بهترین وضع ممکن زندگی را اداره کنند.

    ستودن قدرت همسرتان

    توجه داشته باشید اگر همسرتان را به خاطر قدرتش ستایش کنید، او احساس قدرت و برتری می*کند. آنان دوست دارند همیشه قوی به نظر برسند، بنابراین زنان باید از قدرت همسران خود تعریف و تمجید کنند، زیرا مردان به توجه همسرشان نیاز دارند. به عنوان مثال از او بخواهید در کنسرو را باز کند یا در جابه*جایی وسایل سنگین کمک کند. این درخواست، احساس نا*امنی را در شما از بین می*برد و به او اعتماد به نفس می*بخشد. در اینجا به جای دستور تنها با یک تحسین ساده به او انرژی می*دهید.

    همیشه مرتب بودن برای همسرتان

    مردها دوست دارند همیشه همسرشان را مرتب ببینند و مطمئن باشند که او بیمار نیست، زیرا آنان دوست دارند خانواده*ای قوی داشته باشند.

    نیاز به آرامش

    زنان در حالی که استراحت می*کنند، می*توانند هم حرف بزنند و هم به صحبت*ها گوش بسپارند، اما مردها نمی*توانند چند کار را همزمان انجام دهند. مغز مردان خطی است و از کاری به کار دیگر حرکت می*کند، علاوه بر آن برقراری ارتباط در محل کار در طول روز مغزشان را خسته می*کند، بنابراین به زمان و فرصتی برای تنها ماندن نیاز دارند تا بتوانند آرامش خود را بازیابند.

    تمایل به حفظ صلح و آشتی پس از درگیری*های کوچک

    بر*خلاف آنچه زنان تصور می*کنند مردها پس از یک درگیری نمی*توانند بلافاصله روابط*شان را ترمیم کنند، در حالی که این*گونه نیست، مردان از تنهایی و ناراحتی همسرشان بیم دارند و سعی می*کنند صلح را در زندگی مشترک بنا کنند. یک نفس عمیق بکشید و بدون عصبانی شدن درباره موضوعی خاص با همسرتان صحبت کنید. از او بخواهید صادقانه صحبت کند و از او به خاطر صداقت*اش قدردانی کنید.

    همسرانی پرانرژی

    مردان دوست دارند همسرانی قوی و پر*انرژی داشته باشند. توجه به این خواسته موجب می*شود هم سلامت بمانید و هم این*که به نگرانی*های او و خواسته*هایش توجه کنید.

    اصلی مهم

    مردان تصور می*کنند مهارت خاصی در اداره مسائل مالی دارند و می*توانند از لحاظ مالی زندگی را اداره کنند. اگر آن*ها احساس کنند که نمی*توانند وضعیت مالی زندگی*شان را حفظ کنند، احساس شکست می*کنند. به عنوان مثال اگر شوهرتان نتوانسته صورتحساب مربوط به قبضی را بپردازد ممکن است آن را پنهان کند. مردان دوست ندارند که همسرشان به آنها به عنوان یک فرد فراموشکار نگاه کنند.

    گاهی او که
    جواب عاشقانه اش
    به همه ی "
    تو" ها، شماست
    و به همه ی دلتنگی ها،
    نظر لطف شماست
    بی احساس نیست
    دلش خسته است
    حرف نمی خواهد
    دوستت دارم های تایپ شده،
    دیگر دلش را نمی برد...

  16. #14
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض

    رابطه عاشقانه یعنی وابستگی متقابل!


    «اگر ترکش کنم از تنهایی دق می*کند»، «درست است که جلوی دیگران تحقیرم می*کند اما اشکالی ندارد، حداقل کتکم نمی*زند»، «برایش مهم نیست که من شاد و راضی هستم یا نه و اصلا سعی هم نمی*کند خوشحالم کند. ولی چه کار می*شود کرد، پدر بچه*هاست»، «از وقتی مادر شده، دیگر به من توجهی نمی*کند»، «زن گرفته*ام که تروخشکم کند»… آیا تا به حال این جملات به گوش*تان خورده است؟

    برای بسیاری از ما رابطه عاشقانه یا زناشویی بخشی مهم از زندگی است. رضایت از زندگی عاشقانه باعث می*شود با آرامش بیشتری ابعاد دیگر وجود و زندگی*مان را شکوفا کنیم.





    پاک کردن صورت مسئله، نادیده گرفتن خواسته*های خود، یا فرو رفتن در نقش قربانی، استراتژی*هایی هستند که ما دررودررویی با روابط ناخوشایند به کار می*بندیم.

    درعین حال، برای بسیاری از ما این روابط معضلی حل ناشدنی به نظر می*رسند. گاهی از فرط آسیب*های عاطفی به پیله تنهایی*مان فرو می*رویم و از ترس آزار دیدن هیچ رابطه عاشقانه*ای را آغاز نمی*کنیم. گاهی نیز سال*های سال یا حتی برای همیشه، به رابطه آزاردهنده*ای که در آن هستیم، ادامه می*دهیم.

    پاک کردن صورت مسئله، نادیده گرفتن خواسته*های خود، یا فرو رفتن در نقش قربانی، استراتژی*هایی هستند که ما دررودررویی با روابط ناخوشایند به کار می*بندیم. اما به ندرت سعی می*کنیم خواسته*های خود را بفهمیم یا علت رفتارهای خود و دیگری و چگونگی روابط متقابل*مان را بشناسیم تا تغییر مثبتی در خود و رابطه*مان ایجاد شود.

    خوب است بدانید که روابط انسانی از دیدگاه روانشناسی سه نوع هستند: روابط متکی به هم، روابط مستقل و روابط مبتنی بر وابستگی متقابل. اگر نوع ارتباط*تان را بشناسید، شاید راحت*تر بتوانید برای اصلاح آن اقدام کنید.

    روابط متکی به هم
    در روابط متکی به هم، طرفین اغلب ناخودآگاه با این امید وارد رابطه می*شوند که خلأهای درونی خود را با دیگری پر کنند. آنها به یکدیگر نیاز دارند و نمی*توانند نیازهایشان را به تنهایی برطرف کنند. رابطه به این شیوه نامتعادل است و کمترین پویایی را دارد. اغلب پیش می*آید که یکی از طرفین از دیگری سوءاستفاده *کند و دیگری تنها رفتارهای آزاردهنده را تحمل *کند.






    اگر شریک ما رفتار بدی دارد و ما به خودمان می*گوییم: «اشکالی ندارد، دیگران از این بدتر هم با شریک*شان رفتار می*کنند» یا اگر سعی می*کنیم رفتار ناشایست همزی*مان را از دیگران پنهان کنیم و اگر دیگران رفتار او را ببینند شرمگین می*شویم و می*کوشیم رفتارش را توجیه کنیم، نشانه این است که در رابطه متکی به هم قرارگرفته*ایم. اگر هنگام رنج و آزار در رابطه چیزی در درون*مان مانع می*شود که از او جدا شویم، در چنین رابطه*ای هستیم. همچنین اگر فکرمی*کنیم درصورت جدایی از همزی*مان، او بدون ما نمی*تواند زندگی کند، آسیب می*بیند و از تصور ترک او احساس گناه می*کنیم، باز هم در رابطه متکی به هم قرار داریم. همچنین اگر در شروع رابطه از طرف مقابل شنیدید که: «به تو نیاز دارم و قول بده در هیچ شرایطی ترکم نکنی»، نشانه این است که او خواهان رابطه*ای متکی به هم است.

    اعتیاد به بودن در یک رابطه و داشتن رابطه به هر قیمتی، باعث می*شود فرد درحالی که رنج می*برد، به رابطه ادامه دهد.

    در چنین روابطی، یکی از طرفین میل شدیدی به مراقبت کردن و نجات دادن طرف دیگر دارد. او حاضر است تحقیر شود، بی*احترامی *ببیند، به صورت عاطفی و جسمی *از او سوءاستفاده شود اما به هر قیمتی رابطه را حفظ کند. در این روابط اغلب یکی از طرفین هیچ مرزی برای دیگری قائل نمی*شود، چون می*ترسد دیگری او را دوست نداشته باشد.

    کسی که نقش قربانی را به خود می*گیرد، به شریکش اجازه می*دهد هر رفتار آزاردهنده*ای با او بکند. در این روابط اغلب یکی از دو طرف عزت نفس ندارد. دو طرف این روابط به خود اجازه می*دهند یکدیگر را آزار دهند و در رابطه*ای ناسالم بمانند.

    نوعی اعتیاد به بودن در یک رابطه و داشتن رابطه به هر قیمتی، باعث می*شود فرد درحالی که رنج می*برد، به رابطه ادامه دهد. روابط متکی به هم بسیار ناسالم هستند و چه بسیار مردان و زنانی که سال*ها در چنین روابط ناسالمی *می*مانند و رنج می*کشند.

    روابط مستقل
    روابط مستقل در مقایسه با روابط متکی به هم، روابط نسبتا سالمی* هستند و امروزه در غرب نیز رواج بسیاری دارند. فرد در این گونه روابط به تنهایی از پس ارضای نیازهای عاطفی، جسمانی، مالی و معنوی خود برمی*آید و از هر لحاظ در رابطه با دیگری استقلال دارد.

    گرچه تمام ویژگی*های ذکر شده برای رشد شخصی مفیدند، اما فرد در این روابط تا حدی مستقل است که برای دیگری فضایی باقی نمی*گذارد تا تجارب زیستی*اش را با او تقسیم کند. از این رو، در این روابط طرفین قادر نیستند عشقی عمیق و حمایتی دوجانبه را تجربه کنند.

    اگر بیش از حد به زندگی شخصی و علایق شخصی*تان می*پردازید و به دیگری فرصت حمایت، تشویق و تجربه عشق و همراهی مشترک را نمی*دهید، احتمالا در این نوع رابطه به سر می*برید.







    روابط مبتنی بر وابستگی متقابل
    در روابط مبتنی بر وابستگی متقابل، طرفین به هم نیاز مبرم ندارند و رابطه* را برای پر کردن خلأهای درونی*شان نمی*سازند. آنها درعین حفظ استقلال فردی و حریم شخصی، به دیگری نیز مجال می*دهند تا کنار یکدیگر عشق و حمایت و لذت مشترک را تجربه کنند.

    این نوع رابطه سالم*ترین و ایده*آل*ترین نوع رابطه است. رابطه*ای که در آن دو طرف درعین حفظ فردیت خویش به یکدیگر عشق می*ورزند، از یکدیگر حمایت می*کنند و در تعادل و هماهنگی به سر می*برند. تنها در این نوع روابط است که طرفین می*توانند عشق و درکی عمیق، قدردانی و حمایتی دوجانبه میان خود بپرورانند و با تمام وجود از کنار هم بودن لذت ببرند. طرفین چنین رابطه*ای مانند رقاصان باله در هماهنگی و زیبایی به یکدیگر پاسخ می*دهند و همزمان برای رشد و شکوفایی خود و دیگری می*کوشند.

    با در نظر گرفتن اهمیت تاثیر محیط و شرایط زیستی و تربیتی در انتخاب نوع روابط، درنهایت خود ما هستیم که نوع رابطه*مان را خودآگاه یا ناخودآگاه انتخاب می*کنیم و زمان و انرژی و نیروی حیات خود را صرف آن می*کنیم. کدام* یک از ما عامدانه رابطه*ای را انتخاب می*کند که در آن وقت و انرژی خود را تلف کند، آزار ببیند و رنج ببرد؟ گام بعدی پس از شناخت وضعیت یک رابطه، اقدام به تغییر یا بهبود آن است.

    منبع:برترینها
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  17. #15
    ice girl
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,942
    339
    872

    پیش فرض

    ر
    ما زن و شوهری هستیم که تصمیم گرفتیم تجربیات وخاطراتمونو با شما قسمت کنیم


    آنچه یک زن از شوهرش میخواهد
    میخوام به چند تا نکته ی مهم اشاره کنم که امیدوارم آقایون بهش توجه کنن و به کار ببندنش و راه گشایی باشه برای نفوذ هرچه بیشتر و ماندگاری محبتشون در قلب همسرشون. خانم ها هم بخونن و اگه*خوششون اومد بدن به همسرانشون*هم بخونن.*به عنوان یک خانوم از خواست های زنان براتون میگم. چیزهایی رو که مطمئنا بازگو کردنش برای همسرتون سخته و ممکنه حتی هیچ وقت حرف دلشو نتونه مستقیما بهتون بزنه اما بدونید حتی اگه این خواسته هاشو بهتون نگه هم ته ته دلش آرزو داره شما از چشماش بخونید یا از رفتارهای ظریف و ایما و اشاره هاش متوجه بشید و یا اینکه بلاخره به هر نحوی (شاید طریقی مثل خوندن این پست!) متوجه شون بشید و به کار ببندینشون. نکاتی که میگم هر چند مختصر، اما توجه بهشون واقعا در رابطه با همسرتون موثره...
    *
    ۱- شاید مهم ترین نکته در زندگی مشترک زناشویی برای*خانم ها*این باشه که دوست دارن همسری مقتدر، مدیر و مدبر داشته باشن. کسی که واقعا بتونن بهش تکیه کنن، کسی که از حریم های معنوی و فیزیکی خانواده ای که ساختن و از حریم های مقدس محبتی که به هم دارن مقتدرانه دفاع کنه... خانم ها بدترین مرد برای زندگی رو کسی میدونن که مصمم نباشه، قابلیت تصمیم گیری نداشته باشه،متزلزل باشه، سست باشه و بدتر از همه ی اینها آقایونی هستند که دچار تعویض نقش میشن! حتما به چنین افرادی بر خوردید... آقایونی که متاسفانه زنانه فکر میکنند و زنانه عمل میکنند، بعضا*سر کار نمیرن و از زیر بار مسئولیت های اصلی و سنگین زندگی شونه خالی میکنن...*آقایون خواهش میکنم که این نکته رو واقعا جدی بگیرید... خانم شما حتی اگر یک فیمینست دو آتیشه هم باشه!! باز هم بر اساس فطرتی که هیچ وقت نمیتونه ازش جدا بشه علاقمند به اقتدار شماست، البته این مساله به این معنی نیست که شما در مقابل همسرتون خشونت و تندی به کار ببرید و دیکتاتورانه عمل کنید! نه! یک مدیر مقتدر مهربان باشید.....* کسی که در مقابل همه (حتی دوستان، خانواه و معتمدین خودش) از تمامیت ارضی زندگیش و از همسرش پشتیبانی کنه... راز یک ارتباط خوب با همسرتون باور کنید که توی همین چند تا کلمه ست - اگر عمیق متوجه بشید و به کار ببندید- "یک مدیرِ مقتدرِ مهربانِ اخلاق مدار، که تکیه گاه مطمئنی برای بی قراری ها، دلواپسی ها و مرحم زخم ها و خستگی های همسرشه... "
    *
    ۲- آقایون! بارها شنیدید و باز هم میگم چون واقعا مهمه! اونم این مطلب مهم رو که شنونده ی حرف های خانومتون باشید. خانوم ها نیاز دارن که شنیده بشن. این نکته رو خیییییییییییلی جاها خوندین و شنیدین اما یه نکته ی ظریف هست که کمتر بهش اشاره و توجه میشه و اونم اینه که خانم ها برخلاف آقایون وقتایی که خسته و تو هم هستن، بیشتر دوست دارن شنیده بشن و فراخونده بشن. شما به عنوان یک آقا ممکنه وقتی خانومتون رو کسل و ناراحت میبینین حتی پیشش برین و ازش بخواین که مشکل و دلیل ناراحتیشو بهتون بگه و خانم انکار کنه و خودشو نسبت به صحبت کردن با شما بی تمایل نشون بده، اما در ۹۹/۹۹ مواقع!! خانوم ها در این زمان ها بیشتر به همصحبتی و همراهی شما نیاز دارند*اما انکارش میکنن و بی قرار و مشتاق اصرار های مکرر بعدی شما هستند... پس مصرانه ازشون بخواید که باهاتون صحبت کنن و فقط گوش کنید..... باز نکته ای رو خدمتتون بگم که لازم نیست حتما راه حلی برای مشکل و رفع ناراحتی خانوم ها ارائه بدید، مگر اینکه مستقیما*از شما راه حل بخوان و یا لازم باشه اقدامی توسط شما انجام بشه،(مثلا اگر خانوم مدتیه که از کوچیک بودن خونه میناله توقع داره که شما علاوه بر همدردی و هم صحبتی اقدام عملی هم انجام بدید، اما اگر در محل کارش درگیری داشته و یا با یکی از دوستانش مشکلی پیدا کرده صرفا شنونده بودن شما کاملا کافیه). هر چند دریایی از مسئولیت های کاری و اجتماعی رو دارید، اما برای مهم ترین اجتماع زندگیتون، برای خانواده و برای همسرتون وقت بذارید...
    *
    ۳- خانوم ها دوست دارن یگانه ی زندگی همسرشون باشن....... آقایون شما رو به خدا هیچ وقت فراموش نکنید که روزی با عشق و علاقه خانومتون رو از میان همه ی زن های عالم برگزیدید، مطمئن باشید که همسرتون بهترین گزینه بوده در این میون. گزینه ای که خداوند سر راهتون قرار داده و اوست که بهتر از هر کسی شما رو میشناخته و همسرتون رو نیز. شمایی که برای هم برگزیده شدید! یادتون نره که اگر اون اتفاق نمی افتاد، اگر اون روز اونجا نمیرفتید، اگر فلان کار رو شروع نکرده بودید شاید هیچ وقت با همسرتون آشنا نمیشدید، اما شدید... پس به خداوند و به همسرتون اعتماد کنید و چه در گفتار و چه در عمل بگذارید که دردانه ی زندگیتون یگانه بمونه و این حس بی شک بهترین حسیه که یک زن میتونه نسبت به همسرش داشته باشه و اینه کلید قلب سرشار از عشق همسرتون... مطمئن باشید که اگر ۴ تا زن عقدی و ۱۰۰۰۰۰۰ تا زن صیغه ای هم که داشته باشید (شرعیشو گفتم! چه برسه به..... ) هیچ وقت با هیچ کدوم از اونها عشقی رو که با یگانه همسرتون تجربه میکنید تجربه نخواهید کرد..... قسم میخورم...... آقایون! لازمه که هرچند در قلبتون به یگانه بودن همسرتون اعتماد دارید، کاری کنید که این اعتماد به قلب اون هم راه پیدا کنه. واقعا چه لزومی داره شما با یه خانوم نامحرم خوش و بشی چند لحظه ای داشته باشید و سالها روح لطیف همسرتون رو مجروح کنید؟ نمیگم رابطه ی کاری و خانوادگی نداشته باشید، نه! منظورم این نیست... منظورم همون خوش و بش ها و راحت بودن هاییه که حتما میدونید چه فرقی با یک رابطه ی صرفا کاری و حتی خانوادگی داره.......
    *
    فعلا همین ۳ تا نکته کافیه! از ته دلم نوشتم براتون و با توجه به همه ی تجربیات و خونده ها و نوشته هام. فقط یک بار امتحان کنید و هر چند برای مدتی آزمایشی این احساسات خوب رو به خانومتون هدیه بدید.*بهتون قول میدم که*از نتیجه ش شگفت زده خواهید شد....
    خوشبخت و عاشق باشید...
    مـِـثـْـــلِـــــ مــا تـو نـَســـلایِـــــ بَـعــد نیــــــســْـــ...
    ذاتِــــ پــــاکـــ و حــَــرفایِــــــ سَنـگیــــنــْ...
صفحه 1 از 4 1234 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 46

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •