ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 11 از 18 نخست ... 678910111213141516 ... آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 256
  1. #1
    laleh2001

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    1
    0
    4

    Icon16 در خواست کمک و مشاوره عشقی

    من یه دختری بودم که اصلا به ازدواج فکر نمی کردم یعنی اصلا قصد ازدواج نداشتم و نسبت به اطرافم خیلی بی توجه بودم ولی جدیدا تصمیم گرفتم ازدواج کنم .حدودا دوسال پیش یه پسر تودانشگاه به من ابراز علاقه کرد ولی من اصلا متوجه نشدم دوستام چند بار به من گفتند ولی من باور نمی کردم تا اینکه دو هفته پیش چند تا اس ام اس عاشقانه برام فرستاد تازه متوجه علاقه اش به خودم شدم .چون الان قصد ازدواج دارم نسبت به این مسیله بی توجه نیستم البته اینم بگم من بدلیل یک سری مشکلاتی که با برادرهام داشتم کلا از خانه فراری بودم وخیلی با خانوادم صمیمی نیستم وخیلی احساس تنهایی می کنم .بخاطر همین وقتی اس ام اس های اونو دیدم خوشحال شدم .اولش یه کم تعجب کردم بعداز دوروز تصمیم گرفتم جوابشو بدم .البته یه متن معمولی براش فرستادم بعد از اونم دوتا دیگه متن معمولی براش فرستادم .ولی اون جواب نداد. منم از این بابت خیلی ناراحت هستم .الان همش منتظرم که جواب بده .اینم بگم من ادم خیلی بی احساسی هستم خیلی تعجب میکنم چطور فقط با سه تا اس ام اس عاشقانه اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم .البته اولین باریه که این جملاتو از یه پسر می شنوم واولین باریه که به یه پسر توجه کردم .اگه قبلا یکی یه همچین چیزی رو برام تعریف می کرد بهش می خندیدم .دوست دارم اون دوباره برام اس ام اس بفرسته .به نظر شما من چکار کنم البته چون جواب اس ام اس های منو نداده دوست ندارم دوباره بهش اس ام اس بدم .ولی بعضی اوقات احساس پشیمانی می کنم که چرا توی دانشگاه بهش بی توجه بودم .اینم بگم من بخاطر اینکه احساس تنهایی می کردم همیشه دوست داشتم یکی پیدا بشه بهم محبت کنه .با این وجود هنوز مطمین نیستم دوستش دارم یا نه ؟نظر شما چیه من چکار کنم ؟ازاینکه به حرف های من توجه می کنید خیلی ممنونم مزاحم شما شدم خداحافظ
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.17 در ساعت 22:31
  2. 1
  3. #151
    Linda.sh
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    زیر گنبد کبود
    نوشته ها
    665
    60
    850

    پیش فرض

    نداي عزيزم تجربه ي تلخ به من نشون داده كه شاهزاده مال قصه هاست گلم...
    سعي كن به درست فكر كني چون عشق به مرور زمان كم رنگ ميشه و تو هنوز اول راهي سني نداري كه بخواي خودت رو درگير عشق و مشق كني
  4. #152
    amirjonam
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    چالوس
    نوشته ها
    1,351
    405
    235

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط somaie نمایش پست ها
    ندا جان عزیزم
    من کوچکتر از اینم که بخوام نصیحت بکنم اما عزیزم به نظر من تو هنوز خیلی زوده که بخوای به ازدواج فکرکنی تو خیلی فرصت داری
    و اگه فکر میکنی با این آقا به جایی نمی رسی بهتره که کم کم فراموشش کنی می دونم سخته من تجربه کردم اما محال نیست بهتره جای اینکه بشینی بهش فکر کنی جوری دیگه خودتو مشغول کنی با درس با دوستات... مطمئن باش میتونی یه نصیحت دیگه که میکنم اینه که سعی کن تا سن 20 سالگی اصلا عاشق نشی دوستی کن چون 1 پسر تا سن 25 ، 26 یه مرد کامل نیست و ممکنه که تا اون سن عاشق کسی دیگه هم بشه کسی که تو سن 19 سالگیه مطمئن باش نمیتونه از عهده یه زندگی بر بیاد و هنوز مثل بچه ها میمونه من 10 سال از تو بزرگترم اما هنوز به ازدواج فکر نمیکنم و هنوز از طرفم کاملا مطمئن نیستم
    پس عزیزم بیشتر فکر کن زندگیتو خراب نکن و خودتو عذاب نده
    ببخشید من قصد دخالت نداشتم اما واقعا دوست ندارم خدایی نکرده شکست بخوری
    ==========
    سلام
    دقیقا
  5. #153
    tabasum
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    esfahan
    نوشته ها
    330
    99
    17

    پیش فرض

    منم موافقم
    دختر در سن 25 و پسر در سن 28
    تنها شادی زندگیم این است که هیچکس نمی داند تا چه حد غمگینم
  6. #154
    melika666
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    قعر جهنم...!
    نوشته ها
    1,140
    1,697
    682

    پیش فرض

    سلام.من ازطريق دختر خالم با يه پسري اشنا شدم كه دانشجو بود وتا اخرتابستون ليسانس زبانشو ميگيره.منم توزبان خيلي ضعيفم به خاطر همين اون با من زبان كار ميكرد.رابطه ي ما خيلي صميمي شد ومن احساس كردم خيلي دوسش دارم واونم تقريبا اينجوري نشون ميداد كه منو دوست داره تقريا 2هفته گذشت ما به هم ابراز محبت ميكرديم ولي هيچكي پاشو جلو نميزاشت تا اينكه يه هفته پيش بهم پشنهاد دوستي داد ومنم قبول كردم تازه 3روز از دوستيمون ميگذشت كه اومد دم در خونمون وكارت عروسيش رو بهم داد.اونم با كي؟دخترخاله خودم(خواهر اون دختر خالم كه اونو بهم معرفي كرده بودورفيق 6 خودم)
    حالا من چي كار كنم؟چه عكس العملي بايد نشون بدم ؟
    حتي چند دفعه تا مرز خودكشي هم رفتم!!!!
    ممنون.
  7. #155
    Alice-in-Wonderland

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    July 2011
    نوشته ها
    66
    12
    65

    Icon100

    نقل قول نوشته اصلی توسط neda.red نمایش پست ها
    سلام بچه ها
    یه ساله عاشق شدم حتی با این سنو سال قرار ازدواجم گذاشته بودیم بعد تموم شدن درس من
    ولی...
    یه شبه آرزو هام به باد رفت...
    مامانش گفته زنش باید آشنا باشه!
    نمیدونم چی کار کنم خسته شدم
    عزيزم من نظرم رو مي گم اميدوارم مفيد باشه
    عشقاي سنين پايين دروغ يعني عادت! يه خورده بگذره مي بيني كه چه آسون اون همه علاقه و شور و هيجان فراموش شده! شايد قبلا مي شد تو سن كم تو نوجواني به فكر ازدواج افتاد اما الان تو 26 27 سالگي هم آدما دچار ترديد و ترس مي شن! نبايد الان فكرت رو مشغول اين كني.
    چيزاي مهم ديگه اي هم تو آيندت وجود دارن.
    مثل تحصيل تو يه رشته ي خوب تو دانشگاه ايده آل يا يه فرصت كاري مناسب كه باب دلت باشه. اگه الان خودت رو در گيره عشق كني راهت رو براي رسيدن به اون چيزاي ديگه سخت مي كنه.
    تازه اگه تو اون فرصت هاي عالي رو بدست بياري وقتي سنت بالاتر رفت پسراي بالغ تر و بهتر ميان طرفت. كسايي كه مي توني بهشون اعتماد كني كه مي تونن آرامش رو برات فراهم كنن! آرامش فقط با دوست داشتن كسي بوجود نمي آد. وقتي ازدواج كني خيلي چيزاي ديگه هستند كه حتي اگر همسرت رو دوست داشته باشي و عاشقش باشي نبود اون چيزا مي تونه آرامشت رو بهم بزنه!
  8. #156
    somaie
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون کبود...
    نوشته ها
    3,068
    3,561
    1,930

    پیش فرض

    ملیکا جان
    به نظر من اون شخص اصلا نباید برات هیچ ارزشی داشته باشه چه برسه به اینکه بخوای
    خدایی نکرده خودکشی کنی خیلی کارت اشتباهه
    به نظر من اصلا بهش فکر نکن وخیلی ریلکس و عادی باهاش
    برخورد کن حتی به نظر من باید به عروسیش هم بری و بهش نشون بدی
    که اصلا برات مهم نیست و اینجور آدما ارزش غصه خوردن ندارن در ضمن تو هنوز جوونی
    و مطمئن باش موقعیت های بهتری هم پیدا میکنی پس خودتو اذیت نکن و بهش فکر نکن
    عشق چند روزه رو خیلی راحت میشه فراموش کنی من بهت قول میدم
    موفق باشی عزیزم
    بر سنگ قبر من بنویسید: کلّ عمر
    پشت دری که باز نمی*شد، نشسته بود...
  9. #157
    asfb
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    گلستانِ ایران
    نوشته ها
    166
    1,957
    361

    پیش فرض

    جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
    در حصرت تو تو به شکستم صد بار زین تو به که شکستم صد بار توبه

    قبل هر حرفی سلام به همه کوچولوها ومهمونهای سایت کوچولو


    به به چه پاسخ به نظراتی همشون حرف از جدایی میزنن، (یه تعداد با تجربه یه تعداد بدون تجربه کردن عشق) واژه امید رو کسی شنیده(حرفی از امیدهای کشکی نیست)

    تو قسمت نمایش مشخصات سربرگ درباره من شاید همه گزینه بله ی آیا عاشقید رو علامت نزدین ولی 90% گزینه عشق را قبول دارید بله رو تیک دار کردین. چرا؟ چرا این گزینه رو علامت زدینو پاسخ هاتون همه حرف از جدایی .
    چرا ادعای امروزی بودن ،نو بودن ،برتر بودن دارین اما در مقابل یک نسل قبل از خودتون پر از شکست های عشقی.
    روزی بود که یه جوون تا20 سالگیش فکر میکرد یه نوزاد رو از بیمارستان میخرن اما حال بچه 5ساله با دختر همسایش یه کلیپ درست میکنه و باموبایلش کلیپش رو تو مترو بلوتوث میکنه
    ما که همه جور اطلاع رسانی شدیم ، انواع کتاب های قبل و بعد از ازدواج رو ازبریم، مادیگه چرا این همه ضعف؟!
    حرفم اینه آی ایرونی چقدر امید به زنده موندن داری ها چند سال دیگه زنده ای که سن ازدواج رو هر روز بالاتر میبری اصلا هدفت از ازدواج تو سن بالا چیه؟
    من میگم و تو گفتم مسرم که عشق سن وسال رو درک نمیکنه زندگی هم تو پیری وفا نمیکنه.
    مشکل ما اینکه از سنت های درست با تز امروزی شدن فاصله گرفتیم و حالا داریم چوبش رو میخوریم اگه قبول ندارین آمار متاهل های بالی 18 سال سایت خودمون (کوچولوها)رو چک کنین
    (یه انتقاد کردم همیشه انتقاد باید با پیشنهاد باشه نظر من اینه که آبجی های گلم باید مشکلاتشون رو با خانواده درمیان بگذارن تا راه حل های درست رو پیدا کنن ولی تصمیم آخر رو خودشون بگیرن هرچی هست زندگی اونهاست)
    زیادی گنده گنده صحبت کردم...یه شعر و یاعلی

    تو همون حس غریبی که همیشه با منی توبهونه ی این عشق واسه زنده بودنی
    تو امید انتظاری تو دلیل نا امیدم مثل دیدن ستاره توی شبهای نا پدیدم

    ویرایش توسط asfb : 2011.08.29 در ساعت 01:04
  10. #158
    somaie
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون کبود...
    نوشته ها
    3,068
    3,561
    1,930

    پیش فرض

    دوست عزیز که این همه از نظرات ما شاکی هستی
    ما هم نگفتیم همه تو سن بالا ازدواج کنن اما به نظر من غرور و
    شخصیت یه دختر خیلی با ارزشتره تا اینکه بخواد بخاطر یه آدم بی ارزشی که
    هنوز 3 روز از آشناییش نگذشته کارت عروسیشو بیاره به نظر شما این دختر
    باید خود کشی کنه به خاطر همچین پسری یا بی تفاوت باشه ! عشق چیز قشنگیه همه
    ما هم قبولش داریم در صورتی که 2 طرفه باشه نه وقتی خود طرف یا خانوادش تو رو نخوان
    اونجوری هر چقدر هم تلاش کنی برای عشقت فقط خودتو نابود میکنی بعدش هم این عشق ها تو این سن وسال
    زود گذرن ما خودمون تجربه داشتیم که حالا داریم این دوستان رو راهنمایی می کنیم اینا هنوز سنی ندارن ومیتونن
    موقعیت های بهتری هم داشته باشن یکی که جونشو براشون بده نه ترکشون کنه
    بر سنگ قبر من بنویسید: کلّ عمر
    پشت دری که باز نمی*شد، نشسته بود...
  11. #159
    nafas unknown
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,190
    1,158
    700

    پیش فرض

    سلام.خیلی داغونم 1کی از بهترین دوستام تو1 بحثه بچگونه خیلی احمقانه خواست که کنتاک کنیم اما من 10 ماه کل دقیقه هایه عمرمو براش گذاشتمو به احساسه احمقانش که عاشقه بغلدستیش شده بود احترام گذاشتمو هرکاری کردم که دلخور نشه.دست آخرم اینجوری جوابمو داد
  12. #160
    Linda.sh
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    زیر گنبد کبود
    نوشته ها
    665
    60
    850

    پیش فرض

    كوچولوي عزيز asfb كه آتيشت ايجور تنده اول سلام...
    عزيزم ما نگفتيم عشق رو قبول نداريم,ما فقط راهنمايي كرديم
    حالا كسي مي خواد استفاده مي كنه كسي هم نمي خواد كه هيچ...
    زندگي بدون عشق جهنم آره ولي عشق يه برگ از دفتر زندگي نه همش عزيز من...
    الان جامعه ي ما طوري شده كه بعد يه مدت عشق كم رنگ ميشه اينو مي تونم با مدرك بهت ثابت كنم
    و اينكه ميگم ازدواج تو سن پايين مشكل ساز ميشه واقعا هم همين طوره
    هم جسما و هم روحا... مي خواي خانمي رو بهت معرفي كنم كه 13 سالگي فرستادنش خوونه شوهر
    الان هم روحا خسته اس هم جسمش زودتر از سنش افت كرده؟
    خواهشا با عقل و منطق حرف بزن نه با احساسات
    خواهر من وكيله و هر روز شاهد پرونده هاي طلاقي هستيم كه اولش با عشق آتشين و سن پايين شروع شده اما متاسفانه به سال نكشيده زندگي عشقي تبديل به جهنم شده كه مرغ عشق هاي قبل ازدواج شدن خروس جنگي
  13. #161
    asfb
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    گلستانِ ایران
    نوشته ها
    166
    1,957
    361

    Flower 32 32

    سلام به همگی
    به تمامی شما کوچولو ها که چشمای قشنگتون رو به مانیتورتونه و میخواین با دست های پرمهرتون غم رو از روی یه دل غم زده بردارین
    دست همتون درد نکنه

    عذر خواهی میکنم از تمامی کوچولوها به خاطر اینکه نتونستم مطلبم رو طوری بیان کنم که باعث سوء تفاهم نشه.

    کوچولوهای عزیز در نظر داشته باشید بیشتر کمکهایی که درخواست میشه از سمت آبجی کوچولوهاست (یعنی توسط یه دل پاک ، صاف ، زلال، نازک،پر محبت، زود رنج، احساساتی و........) که به دلیل ابراز عشق یه گل پسر (در ظاهر امر ودر باطل یه هوس یا حس نیاز به داشتن یه پری زیبا ویا....) هست که بین دوراهی قرار گرفتن انجام میشه.

    به نظر من تو این قضیه ی عشق سیاه هر دو طرف مقصرن!؟ یکی به دلیل پستیش و هوس بازی ، یکی هم به دلیل اینکه خودش در دیزی رو باز گذاشته تا گربهه بی حیایی کنه.

    این وسط ما باتوجه به تجربه و سن بیشتر میخواهیم کمکی کنیم پس سریعا تو نسخه مون تجویز جدایی میکنیم.
    سوال :آیا این ایده به فکر خود درخواست کننده کمک نرسیده؟ آیا یه دختر به راحتی میتونه اولین عشق خودش رو فراموش کنه؟
    جواب:بله به فکر خودش رسیده اما راضی به جدایی نیست------- خیر هیچ وقت فراموشش نمیکنه که هیچ همیشه منتظر بازگشتش میمونه.

    پس بیان طوری این جدایی رو مطرح کنید که مثل یک عضو جدید پیوندی بدن پس زده نشه ،بیاین پیشنهادهایی از داخل روشنایی تون درمقابل درخواست کننده قرار بدین که بتون راه درست رو از تو تاریکی خودش پیداکنه.بیاین تصمیم آخر رو ما نگیریم.

    درآخر صحبتم میگم که بدونید ؛بیشتر از اون چه که فکر میکنید دوستون دارم
    به امید دلهایی همیشه سرخ و شادو پرامید واسه همه کوچولوها
    یاعلی







    ویرایش توسط asfb : 2011.09.01 در ساعت 05:21
  14. #162
    Anderema
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    Dehkade del shekasteghan
    نوشته ها
    2,245
    1,659
    1,461

    پیش فرض

    كوچولوها پستاتون خندم .
    safb يه طرفه قضاوت نكن هميشه دخترا نيستن كه بازي ميخورن به نظر من هميشه پنجا پنجاه بياين قبل همه چيز به خواسته هاي خودتون فكر كنيد يبينيد كسي كه به خاطرش اشك ميريزيد ارزش اشكتون داره به اين فكر كنيد كه اون شخصيتش به شما ميخوره كسي رو كه تو خيابون به دست مياد (نميخواد توهين كنم به كسي) همون توري تو خيابون از دست ميره
    عشق قشنگه ولي نه اين كه تو فقط عاشق باشي
    تو يه زندگي مشترك فقط عشق لازم نيست عزيزم اون اگه دوستداشت پشت تو خالي نميكرد گاهي يه اشتباه بزرگ يه عمر پشيموني داره يه عمر حسرت لحظه اي كه گشت ميخوري درست فكر كن نبايد هميشه عاشق يه بسر بود به خدا فكر كن به چيزاي كه ذندگيتو قشنگ ميكن
    فكر كن كسي كهدل تو شكست ذندگي تو قشنگ ميكنه كاري كه يه بار اتفاق افتاد باز ميفته

    برات دعا ميكنم بهترين تصميم بگيري هميشه خودتو از او بالا تر بدون
    No love

  15. #163
    rahele1

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    81
    1
    17

    پیش فرض

    سلام
    مشكل من اينه كه اون پسري رو كه دوست دارم من رو مثل خواهرش ميدونه من بايد چيكا كنم؟
  16. #164
    niusha1
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    در خلا کامل
    نوشته ها
    1,097
    3,071
    1,770

    پیش فرض

    سلام حالم خیلی خوش نیست چون پای بهترین دوستم در میونه
    اون داره اشتباه می کنه اما من نمی تونم بهش چیزی بگم اون می خواد ازدواج کنه اما پسر ، پسر خوبی نیست یعنی فقط با این نیست از این قرار ازدواج ها با ذخترای زیادی گذاشته و بعد اون ها رو یه جوری پیچونده
    من چه جوری باید این رو بهش بگم که اون 2 تا زن داره و یه پسر کوچولو
  17. #165
    Anderema
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    Dehkade del shekasteghan
    نوشته ها
    2,245
    1,659
    1,461

    پیش فرض

    نیوشا جان وقتی اون اقا2 تا زن داره و یکی بچه صابت کردنش باید کار راحتی باشه نیست وقتی اون اقا با همسرش وبچه هاش هست میتونی به دوستت نشونش بدی میتونی خیلی راحت پته شو بریزی روی اب اگه این جوری باشه که تو میگی
    یه زره تلاش کن حتی شد سر دوست داد بزن بهاش قهر کن دعواش کن یا یه کاری بکن که ازت حساب ببره یه کم به خودتتتتت سختی بده بته اون اقای نامردو بریز رو اب من برای موفقیتت فقط میتونم دعا کنم زودتر دست به کار شو

    نزار به جایی برسه که دوستت بیاد بهت بگه چرا از اول جلو مو نگرفتین بد حسرت میخوری وجای پشیمونی نداری
    No love

صفحه 11 از 18 نخست ... 678910111213141516 ... آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 256

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •