ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 16 از 18 نخست ... 61112131415161718 آخرین
نمایش نتایج: از 226 به 240 از 256
  1. #1
    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    1
    4

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    Icon16 در خواست کمک و مشاوره عشقی

    من یه دختری بودم که اصلا به ازدواج فکر نمی کردم یعنی اصلا قصد ازدواج نداشتم و نسبت به اطرافم خیلی بی توجه بودم ولی جدیدا تصمیم گرفتم ازدواج کنم .حدودا دوسال پیش یه پسر تودانشگاه به من ابراز علاقه کرد ولی من اصلا متوجه نشدم دوستام چند بار به من گفتند ولی من باور نمی کردم تا اینکه دو هفته پیش چند تا اس ام اس عاشقانه برام فرستاد تازه متوجه علاقه اش به خودم شدم .چون الان قصد ازدواج دارم نسبت به این مسیله بی توجه نیستم البته اینم بگم من بدلیل یک سری مشکلاتی که با برادرهام داشتم کلا از خانه فراری بودم وخیلی با خانوادم صمیمی نیستم وخیلی احساس تنهایی می کنم .بخاطر همین وقتی اس ام اس های اونو دیدم خوشحال شدم .اولش یه کم تعجب کردم بعداز دوروز تصمیم گرفتم جوابشو بدم .البته یه متن معمولی براش فرستادم بعد از اونم دوتا دیگه متن معمولی براش فرستادم .ولی اون جواب نداد. منم از این بابت خیلی ناراحت هستم .الان همش منتظرم که جواب بده .اینم بگم من ادم خیلی بی احساسی هستم خیلی تعجب میکنم چطور فقط با سه تا اس ام اس عاشقانه اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم .البته اولین باریه که این جملاتو از یه پسر می شنوم واولین باریه که به یه پسر توجه کردم .اگه قبلا یکی یه همچین چیزی رو برام تعریف می کرد بهش می خندیدم .دوست دارم اون دوباره برام اس ام اس بفرسته .به نظر شما من چکار کنم البته چون جواب اس ام اس های منو نداده دوست ندارم دوباره بهش اس ام اس بدم .ولی بعضی اوقات احساس پشیمانی می کنم که چرا توی دانشگاه بهش بی توجه بودم .اینم بگم من بخاطر اینکه احساس تنهایی می کردم همیشه دوست داشتم یکی پیدا بشه بهم محبت کنه .با این وجود هنوز مطمین نیستم دوستش دارم یا نه ؟نظر شما چیه من چکار کنم ؟ازاینکه به حرف های من توجه می کنید خیلی ممنونم مزاحم شما شدم خداحافظ
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.17 در ساعت 23:31
  2. #226
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    دایره کشتار
    نوشته ها
    13,371
    3,500
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    سلام به همگی
    ازتون میخوام مشکلمو حل کنید
    من بیشتر از 4 ساله با دختری دوستم . خیلی دوسش دارم اونم منو دوس داره که تو این مدت پام مونده .
    من پسر آرومی ام ولی وقتی عصبی میشم کنترل دست خودم نیست .
    پریروز داشتیم میرفتیم کافی شاپ همیشگیمون که بسته بود .
    من از کارم زدم تا برم اونو ببینم ولی اون گفت که حالا که بستس نمیتونه منتظر وایسه تا باز بشه بعد خداحافظی کرد.
    من از این کارش خیلی عصبی شدم و شبش تو اس نوشتم که بی خود کردی ول کردی رفتی چون من میتونستم برم سر کارم .
    اونم خیلی ناراحت شد و الان قهره .
    الان میفهمم که کارم اشتباه بوده .
    به نظرتون چیکار کنم که بتونم تو عصبانیت باهاش بد حرف نزنم که ناراحت بشه ؟
  3. #227
    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    یه جایه قشنگ...
    نوشته ها
    2,333
    595
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    محمد جان این اولین باره که این اتفاق میفته؟اگه اولین باره واسه این بوده که نمیدونستی ولی الان واست تجربه شده دیگه.

    ولی اگه همیشه تو عصبانیت اینکارو میکنی آره باید دنباله راه حل باشی.

    به نظر من همون لحظه که گفت میخواد بره باید دلیلشو ازش میپرسیدی شاید اگه اینکارو میکردی دلیلش قانع کننده بودو دعواتون نمیشد.
    حواست باشه هر چی هست جلوش بگو ما همیشه عادتمونه همه چیرو میزاریم تو smsمیگیم.

    البته حتما یه دلخوری چیزی از قبل داشت ازت که اینجوری ول کرد رفت.

    الانم اگه جوابتو نمیده ازش معذرت خواهی کن ولی زیاد بهش گیر نده چون خودش بر میگرده معمولا دخترا زود خودشون بر میگردن
    سالهاست عبور کرده ام از خویش
    یادم بخیر
  4. #228
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    من زیاد با حرف الناز خانوم،موافق نیستم (که دخترا خودشون برمیگردن)

    چون خودمم شرایط اون دخترُ دارم ،عاشق یه بد اخلاقم

    اولاً آقا محمد شما خودت و کنترل کُن ،الان این قضیه حل میشه میره ایشالا،،اما ااگه خودت و کنترل نکنی باز پیش میاد و اون خانوم محترمم رفتارش عوض میشه،شک نکن

    بعدم دختــرا نازشون فراووونه ، سعی کن دلشو هر جور شده با ملایمت بدست بیاری،ازش معذرت خواهی کن و....دیگه باقیش و خودت میدونی
  5. #229
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط rain of love نمایش پست ها
    سلام

    دختری هستم 24ساله که حدودا 2ساله با یه پسر رابطه دوستی دارم .قرارمون این بود که وابسته ودلبسته هم نشیم و جداییمون در صورت ازدواج یکدوممون صورت بگیره .ولی برعکس این قضیه اتفاق افتاد و وابسته هم شدیم و من دلبسته وعاشق اون ولی اون هنوز سر حرفش هست که در صورتی که ازدواج کنی من از تو جدا میشم و من اینو میدونم ما بدون هم نمیتونیم چون با هم لحظه لحظه هامون زندگی کردیم با کلی خاطره توی گوشه گوشه شهرومن الان خواستگار برام اومده البته تو این 2سال هم میومد ولی به هر بهانه ای رد میکردم ولی این یکی رو دیگه بهانه زیادی نمیتونم براش بیارم از طرفی هم اطرافیان سرزنشم میکنن که چرا هی بهانه میاری چرا زندگیتو پای کسی که دیر یا زود رهات میکنه تباه میکنی خلاصه اینکه نمیدونم چه کنم و واقعا نمیدونم چه تصکمیمی بگیرم یعنی با وچود اون نمیتونم نه به کس دیگه ای فکر کنم نه تصمیمی بگیرم نه میتونم ازش جدا بشم اینم بگم اون اصلا نمیدونه که عاشقش شدم میدونه خیلی دوسش دارم ولی نمیدونه که به خاطراونه که خواستگارامو رد میکنمو بهش دل بستم حالا از شما میخواستم راهنماییم کنید

    متشکرم


    اولا شما حس و اون و بخود نمیدونستی نباید خواستگارات و رد میکردی
    بعدم اون اولش گفته که :جداییمون در صورت ازدواج یکدوممون صورت بگیره

    ببین بهش بگو عاشقش شدی و خواستگارات و رد کردی،ببین چی میگه

    تا نگی سردرگمی،من جات بودم میگفتم بعدها پشیمون میشی ک چرا نگفتی
  6. #230
    تاریخ عضویت
    July 2013
    نوشته ها
    5
    1

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    بدون زمان شرط گذاشتتن تو باختی دلبستگی تو = دلت کارمیکنه
    و عدم دلبستن اون = خصم مرددانه
    شرط شما راحتت کنم مثله اینه: هم قال هم تماشا
    الانم بدون فکر میکنی عاشقی!! دنیات پر از فرصتهای جدید
    ب کسی ک عاشقت نشد نگو عاشقشی ! عمرا!
    یکم درد میکشی ولی رها میشی
    نفست و یکم حبس کن تا دوباره
    نفس بکشی
    ی روز قشنگتر عاشق میشی.
  7. #231
    تاریخ عضویت
    July 2013
    نوشته ها
    5
    1

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    دختری نکن به خودت دوباره فرصت بده ..
    سخته دل بستگی - خاطرات- حرفهای...
    کسی ک خط قرمز بکشه محدودیت!!
    ورود باستثنای حرف از زادواج !!
    کاری با بدو خوبش ندارم
    عشق ک مرز نداره
    .
  8. #232
    تاریخ عضویت
    July 2013
    نوشته ها
    5
    1

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    خانوم ..با احترام به علاقتون باید عرض کنم
    طرف داره با سیستم4-4-2 بازی میکنه
    عامیانش دون پاچیدنه سنت کمه کلتم هات
    ببخش بابت ادبیاتم ولی انصافا دنیای تو با 2تا اس......
    قبول دارم دله ولی توزمونه ما چه دردا ک از سراب عشق
    نکشیدیم... فرصت عاشقی (این فرم) بازم هست.....
    نفس واسه تمام مسیر لازمته. خوش باشی.
  9. #233
    تاریخ عضویت
    August 2013
    نوشته ها
    2
    0

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض

    salam man 16salame va asheghe moaleme zabanemun shodam on kheyli bozorgtare va az in mozo bi khabare b nazare shoma man bayad chikar konam??
  10. #234
    تاریخ عضویت
    August 2013
    نوشته ها
    2
    0

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض

    من دختری 16ساله هستم که عاشق معلم زبانمون شدم اون خیلی بزرگتر از منه و از این موضوع بی خبره به نظرتون من چیکار کنم که اونم منو دوست داشته باشه؟؟؟؟
  11. #235
    تاریخ عضویت
    August 2013
    نوشته ها
    2
    1

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض


    سلام
    من 18 سالمه. بیشتر وقتم رو توی اینترنت میگذرونم و دوست های زیادی هم دارم اعم از دختر و پسر
    با همشون هم صمیمی ام و به عنوان یه دوست بهشون نگاه میکنم
    اما یک سال و نیمه با یکی آشنا شدم که احساسی فراتر از دوست بهش دارم
    هیچ وقت از حرف زدن باهاش سیر نمیشم و همیشه دوست دارم به یه بهونه ای بهش پیام بدم
    به معنای واقعی وقتی باهاش صحبت میکنم آرامش دارم و تو یه دنیای دیگه غرق میشم
    اما خب یه مشکلی هست اینکه من مشهدم و ایشون تهرانی هستن! و مشکل بعدیم اینه که اون زیاد به من تمایلی نداره
    البته رفتار بدی ازش ندیدم همیشه باهام خوب و خوش برخورده اما مطمئنم فقط به عنوان یکی از بهترین دوستاش بهم نگاه میکنه.یه بارم بهش گفتم یکیو دوس دارم نشست کلی نصیحتم کرد که هنوز سنت کمه و سرتو با چیزای دیگه گرم کن و اینجور حرفا. و البته جوری بهش گفتم که فکر کنم با کنار هم گذاشتن حرفایی که تا الان بهش زدم باید متوجه میشد منظورم خودشه
    ازون موقعه هم تاحالا پیداش نیست. البته قبلا هم شروع کننده ی چت هامون من بودم
    حالا به من بگین من چیکار کنم؟ چجوری جذبش کنم به چه بهونه هایی بهش پیام بدم؟ آخه واقعا از نظر من ایده آله
  12. #236
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yeganeh77 نمایش پست ها
    من دختری 16ساله هستم که عاشق معلم زبانمون شدم اون خیلی بزرگتر از منه و از این موضوع بی خبره به نظرتون من چیکار کنم که اونم منو دوست داشته باشه؟؟؟؟



    دوستِ عزیـــز شما سنتون خیلی کمه ،این عشق نیست ،ببین عزیزم شما کلاس زبانت که تموم شه اصلاً استادت از یادت میره!!

    ببین شاید اولین مردیِ کِه بیرونِ خانوادت باهاش معاشرت داشتی و پیش خودت فکر کردی عاشقشی

    ب نظر من سعی کن کلاست و عوض کنی و خودت و سرگرم کن . به استادتم حرفی نزن از حسِت ،چون حست غلطه و شاید باهات برخوردِ بدی داشته باشه و شاید ازت سوء استفاده کنه

    امیدوارم زودتر پی ب اشتباه بودنِ حست ببری
  13. #237
    تاریخ عضویت
    February 2012
    نوشته ها
    2,388
    1,862
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nazbanooo نمایش پست ها

    سلام
    من 18 سالمه. بیشتر وقتم رو توی اینترنت میگذرونم و دوست های زیادی هم دارم اعم از دختر و پسر
    با همشون هم صمیمی ام و به عنوان یه دوست بهشون نگاه میکنم
    اما یک سال و نیمه با یکی آشنا شدم که احساسی فراتر از دوست بهش دارم
    هیچ وقت از حرف زدن باهاش سیر نمیشم و همیشه دوست دارم به یه بهونه ای بهش پیام بدم
    به معنای واقعی وقتی باهاش صحبت میکنم آرامش دارم و تو یه دنیای دیگه غرق میشم
    اما خب یه مشکلی هست اینکه من مشهدم و ایشون تهرانی هستن! و مشکل بعدیم اینه که اون زیاد به من تمایلی نداره
    البته رفتار بدی ازش ندیدم همیشه باهام خوب و خوش برخورده اما مطمئنم فقط به عنوان یکی از بهترین دوستاش بهم نگاه میکنه.یه بارم بهش گفتم یکیو دوس دارم نشست کلی نصیحتم کرد که هنوز سنت کمه و سرتو با چیزای دیگه گرم کن و اینجور حرفا. و البته جوری بهش گفتم که فکر کنم با کنار هم گذاشتن حرفایی که تا الان بهش زدم باید متوجه میشد منظورم خودشه
    ازون موقعه هم تاحالا پیداش نیست. البته قبلا هم شروع کننده ی چت هامون من بودم
    حالا به من بگین من چیکار کنم؟ چجوری جذبش کنم به چه بهونه هایی بهش پیام بدم؟ آخه واقعا از نظر من ایده آله
    سلام دوست عزیز
    شما دو تا راه داری ؛ یا باید بهش بگی دوستش داری البته نه مثل دفعه قبل این دفعه مستقیم بهش بگو
    دومین راهم اینه که فراموشش کنی ؛ که البته این خیلی بهتره چون خودش بهت غیره مستقیم گفته که بهت علاقه نداره
    | حقیقت تلــــــخ... بهتر از دروغ های شیــــــرینه... |

  14. #238
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nazbanooo نمایش پست ها

    سلام
    من 18 سالمه. بیشتر وقتم رو توی اینترنت میگذرونم و دوست های زیادی هم دارم اعم از دختر و پسر
    با همشون هم صمیمی ام و به عنوان یه دوست بهشون نگاه میکنم
    اما یک سال و نیمه با یکی آشنا شدم که احساسی فراتر از دوست بهش دارم
    هیچ وقت از حرف زدن باهاش سیر نمیشم و همیشه دوست دارم به یه بهونه ای بهش پیام بدم
    به معنای واقعی وقتی باهاش صحبت میکنم آرامش دارم و تو یه دنیای دیگه غرق میشم
    اما خب یه مشکلی هست اینکه من مشهدم و ایشون تهرانی هستن! و مشکل بعدیم اینه که اون زیاد به من تمایلی نداره
    البته رفتار بدی ازش ندیدم همیشه باهام خوب و خوش برخورده اما مطمئنم فقط به عنوان یکی از بهترین دوستاش بهم نگاه میکنه.یه بارم بهش گفتم یکیو دوس دارم نشست کلی نصیحتم کرد که هنوز سنت کمه و سرتو با چیزای دیگه گرم کن و اینجور حرفا. و البته جوری بهش گفتم که فکر کنم با کنار هم گذاشتن حرفایی که تا الان بهش زدم باید متوجه میشد منظورم خودشه
    ازون موقعه هم تاحالا پیداش نیست. البته قبلا هم شروع کننده ی چت هامون من بودم
    حالا به من بگین من چیکار کنم؟ چجوری جذبش کنم به چه بهونه هایی بهش پیام بدم؟ آخه واقعا از نظر من ایده آله


    شایَد بِهش عآدَت کردی ! ببین دلیل نمیشه که ایده آلِ باید مآلِ تو بآشه !
    بنظر منم فراموشش کن،چون : دُنیایِ مَجــآزی دروغ خیلی چآشنیشه و فاصله با هم دارید و اون حرفی از دوست داشتن نزده،خودت میگی از اون موقِع دیگه پِیداش نیست !!

    فَــراموشش کُن ،هَــرچقدر هَم سخته واست تحمل کن
    غرورِت و واسه هر کَس و ناکَسی خورد نکُن

    امیدوارم کنآر بیآی
  15. #239
    تاریخ عضویت
    August 2013
    نوشته ها
    2
    1

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    پیش فرض


    ممنون از راهنمایی هاتون
    میدونم اینکه باید فراموشش کنم بهترین راهه خیلی تلاش کردم اما درونم هنوز یه چیزی هست که وقتی آنلاین میشه چشم از پروفایلش بر نمیدارم همه ی کارهاشو دنبال میکنم..
    واقعا هیچ راهی نیست برای اینکه جذبم شه؟ میترسم بهش بگم و همین دوستی ساده ای که داریم رو هم از دست بدم.
    بهر حال ازتون ممنونم..شاید واقعا زمان همه چیزو حل کرد
  16. #240
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط nazbanooo نمایش پست ها

    ممنون از راهنمایی هاتون
    میدونم اینکه باید فراموشش کنم بهترین راهه خیلی تلاش کردم اما درونم هنوز یه چیزی هست که وقتی آنلاین میشه چشم از پروفایلش بر نمیدارم همه ی کارهاشو دنبال میکنم..
    واقعا هیچ راهی نیست برای اینکه جذبم شه؟ میترسم بهش بگم و همین دوستی ساده ای که داریم رو هم از دست بدم.
    بهر حال ازتون ممنونم..شاید واقعا زمان همه چیزو حل کرد


    ببین عزیـــزم خوب ببین چجور دختری دوس داره ،اونجور شو شــــآیَد جذب شه
    کاملاً درکت میکنم ،دوستِ عزیـــز حتی اگــر اون عاشقتم باشه ؛ دوستی های نتی عاقبت خوبی نداره ،نزار بیشتر از این صدمه بخوری
صفحه 16 از 18 نخست ... 61112131415161718 آخرین
نمایش نتایج: از 226 به 240 از 256

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •