ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 4 از 18 نخست 12345678914 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 256
  1. #1
    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    1
    4

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    Icon16 در خواست کمک و مشاوره عشقی

    من یه دختری بودم که اصلا به ازدواج فکر نمی کردم یعنی اصلا قصد ازدواج نداشتم و نسبت به اطرافم خیلی بی توجه بودم ولی جدیدا تصمیم گرفتم ازدواج کنم .حدودا دوسال پیش یه پسر تودانشگاه به من ابراز علاقه کرد ولی من اصلا متوجه نشدم دوستام چند بار به من گفتند ولی من باور نمی کردم تا اینکه دو هفته پیش چند تا اس ام اس عاشقانه برام فرستاد تازه متوجه علاقه اش به خودم شدم .چون الان قصد ازدواج دارم نسبت به این مسیله بی توجه نیستم البته اینم بگم من بدلیل یک سری مشکلاتی که با برادرهام داشتم کلا از خانه فراری بودم وخیلی با خانوادم صمیمی نیستم وخیلی احساس تنهایی می کنم .بخاطر همین وقتی اس ام اس های اونو دیدم خوشحال شدم .اولش یه کم تعجب کردم بعداز دوروز تصمیم گرفتم جوابشو بدم .البته یه متن معمولی براش فرستادم بعد از اونم دوتا دیگه متن معمولی براش فرستادم .ولی اون جواب نداد. منم از این بابت خیلی ناراحت هستم .الان همش منتظرم که جواب بده .اینم بگم من ادم خیلی بی احساسی هستم خیلی تعجب میکنم چطور فقط با سه تا اس ام اس عاشقانه اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم .البته اولین باریه که این جملاتو از یه پسر می شنوم واولین باریه که به یه پسر توجه کردم .اگه قبلا یکی یه همچین چیزی رو برام تعریف می کرد بهش می خندیدم .دوست دارم اون دوباره برام اس ام اس بفرسته .به نظر شما من چکار کنم البته چون جواب اس ام اس های منو نداده دوست ندارم دوباره بهش اس ام اس بدم .ولی بعضی اوقات احساس پشیمانی می کنم که چرا توی دانشگاه بهش بی توجه بودم .اینم بگم من بخاطر اینکه احساس تنهایی می کردم همیشه دوست داشتم یکی پیدا بشه بهم محبت کنه .با این وجود هنوز مطمین نیستم دوستش دارم یا نه ؟نظر شما چیه من چکار کنم ؟ازاینکه به حرف های من توجه می کنید خیلی ممنونم مزاحم شما شدم خداحافظ
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.17 در ساعت 22:31
  2. #46
    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,349
    63
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    آقا سعيد درست ميگن...ولي بخواد بره همين طوري بهش بگه و حرفه دلش رو بزنه يه جورايي نميشه...ميگن اگه عشقو به قيمت فرو ريختن ديوار هاي غرور بخواي اونوقت ديگه عشق نيست گدايي....

    ولي راست ميگن يه كاري كن سمتت بياد...به طرفت جذب شه.
    با نا امیدی به هیج جا نخواهی رسید.
    فکر کن همین امشب هفت سال خشکسالی به پایان رسیده
    و از فردا...
    هفت سال برکت و شادی ات آغاز خواهد شد !!!

  3. #47
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    5,562
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دختري که شکست عشقي خورده و مي گه از پسر ها بدش مي ياد من ازش خوشم اومده ولي مي ترسم بهش بگم راستش تازه اشنا شديم و به نظرم زوده کمک کمک

    حتي خودش هم خوند كمكم هم كرد

    گفت صادقانه به اون بگم .

    شما چي ميگيد .

    به علي سونامي كوچولو كمك كنيد
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  4. #48
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    5,562
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sheitoonbala
    salam man modate 3 sale ke az 1 pesar khosham omade yegoraiee asheghesh shodam vali aslan nemitoonam begam khob akhe shoma ke pesararoo mishnasin age befahman yeki azashon khoshesh omade khodeshono migirano............... toro khoda begin chikar konam man vaghean dosesh daram
    :P
    ببين من از به عنوان يه پسر بهت مي گم بهش بگو چون ممكن دوست داشته باشه و فكر كنه نخواهي تو اون را و ازت دور شه .

    كلاس گذاشت تو هم كلاس بذار ولي بهش بگو به دوستاش نگه هم تقصير ها مال دوستهاش هست.

    [SIZE=3:f551af148a]عشق پاك هست ولي در صورتي كه كسي بينشون نياد [/SIZE]
  5. #49
    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    18
    0

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    salam man sahar hastam va khili tanha hastam hich dosti nadaram chon modati az iran door bodam va kasi mano nemishnaseh begoz shoma va khanevadeh
    mardom vaseh oomadan baroon do@a mikonan ghafel az inkeh khoda be fekr bacheiieh ke chakmehash soorakheh.
  6. #50
    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    18
    0

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :? :arrow: :arrow:
    mardom vaseh oomadan baroon do@a mikonan ghafel az inkeh khoda be fekr bacheiieh ke chakmehash soorakheh.
  7. #51
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    5,562
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    خوب دوست عزيز دوست پيدا كردن خيلي اسون هست مي خواي بهت ياد بدم ؟
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  8. #52
    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    2,689
    3
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    عزيزم
    با اين عكساي كه گذاشتي راه دوستي نيست

    :) اين عكس يعني من با تو دوست

    پس لبخند راه دوستي هست
    :wink: اين مال يك مدل دوستي
    خودش يك مدل دوستي داره

    اول لبخند بعدحركات اعضاي صورت

    بعد كلامي سلام خوبي و جمله هاي يك كلمه

    خوب اميدوارم كمكي كرده باشم
  9. #53
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,850
    20,577
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ice8553
    نميخواين جواب منو بديد؟
    عزيزم٬ بايد به تاپيك دوستيابي مراجعه كني!!!
    براي پيدا كردن دوست فقط كمي اعتماد لازم است...

    ..........

    اما شما علي جان...
    هر كاري راه حلي داره!
    اصلا راه حله خوبي رو انتخاب نكردي! اصلا جالب نيست كي بياي توي تاپيك ها اينجوري بگي؟
    فكر ميكني با اين كار ها چيزي درست ميشه؟!

    بايد بزاري طرف هم فكر كنه و باهاش منطقي حرف بزني
  10. #54
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,850
    20,577
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    sheitoonbala عزيز٬ سوالاتون را بايد در همين تاپيك بپرسيد و دنبال كنيد...
    لطفا تاپيك جديد ايجاد نكنيد...تاپيك جديد شما حذف و سوال و جواب ها در ادامه اين تاپيك قرار گرفت

    [SIZE=3:5e8be1d504]
    نقل قول نوشته اصلی توسط sheitoonbala
    سلام اول از اينكه وقتتونو در اختيار من گذاشتين تشكر مي كنم
    من 3سال كه از يك پسر كه قبل از اين ازش تنفر داشتم خوشم اومده يك جورايي عاشقش شدم از خيلي از افراد پرسيدم كه چطوري بهش بفهمونم كه دوستش دارم .راه حل هايي هم ارايه شد مثل(بهش نگاه كن خودش مي فهمه و . ......) البته راه حل هاي زياد ديگه اي هم بود كه من به خودم اجازه ندادم ازشون استفاده كنم.من در اوايل كه بهش نگاه ميكردم او اصلا ناگاهم نمي كرد ولي پس از مدت كوتاهي او هم به من نگاه مي كرد حتي اگه من هم بهش نگاه نمي كردم .3سال فقط نگاه ديگه خسته شدم بعضي وقتها به سرم ميزنه برمو همه چيزو بهش بگم ولي غرورم اجازه ي اين كارو بهم نميده .در ضمن ناگفته نماند اين اقا پسر از همسايه هاي نزديك منزل ما هستن :arrow: من به مادرم خواهرم دوستام خاله هام و........... حتي خيلي از افراد فاميل گفتم كه عاشق ايشون شدم . :P خواهش مي كنم كمكم كنيد مرسي
    [/SIZE]
  11. #55
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,850
    20,577
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tabtab
    سلام عزيزم :P
    از اينكه مارا محرم خودت دانستي خوشحالم عزيزم يك سري به داستان هاي كوچولو هم بزن يك داستان راجع به مورچه نوشتم برو ببين جالبه بدردت مي خوره
    اگه از من مي شنوي و من جاي تو بودم سه سال خيلي زياده
    ببين چه موقعيت هاي خوبي را از دست دادي تمام فكر و ذكرت اين پسره طوري كه به همه گفتي
    منم يك روزي موقعيت ترا داشتم ولي خيلي زود اقدام كردم پرش يك ماه شد مثل تو همسايمون بود شب و روز آروم و قرار نداشتم شمارش رو داشتم ولي هربار كه زنگ مي زدم پدرش برمي داشت و چون من را مي شناخت نمي تونستم حرف بزنم خودش اصلا تلفن را جواب نمي داد تصميم گرفتم به يكي از همسر دوستام كه خيلي صميمي بوديم جريان را گفتم و شماره طرف را دادم آنهم با آن آقا تماس گرفت و گفت كه خانم فلاني با شما كاري دارن اين هم شماره ايشونه و منتظر شما هستن اما چشمت روز بد نبينه آن كه نمي دونست چقدر دوسش دارم در حقيقت يك عشق يك طرفه بود و هيچوقت به من زنگ نزد حتي براي يكبار كه بابا شايد من واقعا يك كاري داشته باشم منم فهميدم ديگه نبايد منتظر تماسش باشم بنابراين خلاص به اين عشق يكطرفه پايان دادم تو هم همين كار را بكن يك محرم پيداكن با طرف تماس بگيره و بهش بگه تو كاري باهاش داري و اگه واقعا طرف بله زنگ مي زنه در غير اينصورت تكليفت معلوم مي شه عزيزم سه سال بازم مي گم خيلي زياده و ارزشش رو نداره حالا فكر كن من سه سال صبر كرده بودم چي مي شد داغون مي شدم پس زودي بجنب تا ديرنشده خجالت هم نكش تا اعصابت راحت بشه فكرت آزاد بشه محكم باش در ضمن اين را هم بدون هيچوقت در وحله اول و تا طرفت را نشناختي بهش نگو دوستش داري ببين آيا واقعا ارزش عشق تو را داره :!:
    برو به اميد خدا برو وقت را بيش از اين تلف نكن بگذار آرامش رفته بدست بياد تكليف خودت را يكسره كن با توكل به خدا و حركت خودت :twisted: :twisted:
  12. #56
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,850
    20,577
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط leylii
    سلام

    عزيزيم

    ايني كه بهش ميگي عشق عشق نيست

    اين علاقه ي است كه در ديد و بازديدهاي زياد بوجود امده

    مطمنن اگر يك مدت نبينيش فراموشت ميشه ولي كار دل حالا مي خواهيش

    قابل احترام
    يك چيزي قبل از اين كه بخواي خودتو بشكني ببين

    ارزش خورد شدن داره

    چون تو ميخواي بخاطرش غرورتو خورد كني خودتو بشكني

    ببين اين هوس دل يا نه واقعا چيزي داره كه ارزش برات

    چون خورد شدن تو در مقابل اون برا تو سنگين تموم ميشه

    اگر با ارزش باشه خوب ناراحتي نداره ولي اگر بعد خورد كردن غرورت احساس كني چقدر بي ارزش خودت و خورد كردي

    اين و ديگه نميشه كاريش كرد

    خوب گلم اول اين و بالا پايين كن بعد از راهنماي هاي دوستان استفاده كن
  13. #57
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,850
    20,577
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    در جواب دوم به شما ٬ tabtab عزيز خيلي درست گفتند...

    ببينيد٬ شما توي اين 3 سال خيلي كارها كرديد...
    اينكه به نزديكانش گفتيد از اينكه به خودش بگيد سختتر بايد باشه و بيشتر غرورت رو از بين برده كه!

    پس بهترين و تنها راه اينه كه بري باهاش منطقي حرف بزني!و غرورت رو كنار بزاري

    شايد اون هم بعد از اين همه وقت به يك علتي ازت ناراحته و براي اين بهت محل نميزاره!
  14. #58
    تاریخ عضویت
    October 2008
    نوشته ها
    9
    1

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    شيطون بلاي عزيز نميدونم تو اين 3سال چه جوري طاقت اوردي و اين مساله ي به اين كوچيكي رو تا الان كشش دادي البته قبول دارم سخته مخصوصا براي ما دخترا ولي هرچي زودتر يه اقدامي بكن كه حداقل زودتر تكليفت روشن شه كه اگه خدايي نكرده جوابش منفي بود بيشتر از اين وقتتو تلف نشه :!: موفق باشي عاشقه مغرور من :twisted:
  15. #59
    تاریخ عضویت
    February 2009
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    4
    0

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    من مدتیه اعتماد به نفسم را از دست دادم باید چه کار کنم
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    ادم اورد در این دیر خراب ابادم
  16. #60
    تاریخ عضویت
    February 2009
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    4
    0

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    من چطور میتونم اعتماد به نفسم را دوباره به دست بیاورم
صفحه 4 از 18 نخست 12345678914 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 256

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •