ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 18 نخست ... 23456789101116 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 256
  1. #1
    laleh2001

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    1
    0
    4

    Icon16 در خواست کمک و مشاوره عشقی

    من یه دختری بودم که اصلا به ازدواج فکر نمی کردم یعنی اصلا قصد ازدواج نداشتم و نسبت به اطرافم خیلی بی توجه بودم ولی جدیدا تصمیم گرفتم ازدواج کنم .حدودا دوسال پیش یه پسر تودانشگاه به من ابراز علاقه کرد ولی من اصلا متوجه نشدم دوستام چند بار به من گفتند ولی من باور نمی کردم تا اینکه دو هفته پیش چند تا اس ام اس عاشقانه برام فرستاد تازه متوجه علاقه اش به خودم شدم .چون الان قصد ازدواج دارم نسبت به این مسیله بی توجه نیستم البته اینم بگم من بدلیل یک سری مشکلاتی که با برادرهام داشتم کلا از خانه فراری بودم وخیلی با خانوادم صمیمی نیستم وخیلی احساس تنهایی می کنم .بخاطر همین وقتی اس ام اس های اونو دیدم خوشحال شدم .اولش یه کم تعجب کردم بعداز دوروز تصمیم گرفتم جوابشو بدم .البته یه متن معمولی براش فرستادم بعد از اونم دوتا دیگه متن معمولی براش فرستادم .ولی اون جواب نداد. منم از این بابت خیلی ناراحت هستم .الان همش منتظرم که جواب بده .اینم بگم من ادم خیلی بی احساسی هستم خیلی تعجب میکنم چطور فقط با سه تا اس ام اس عاشقانه اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم .البته اولین باریه که این جملاتو از یه پسر می شنوم واولین باریه که به یه پسر توجه کردم .اگه قبلا یکی یه همچین چیزی رو برام تعریف می کرد بهش می خندیدم .دوست دارم اون دوباره برام اس ام اس بفرسته .به نظر شما من چکار کنم البته چون جواب اس ام اس های منو نداده دوست ندارم دوباره بهش اس ام اس بدم .ولی بعضی اوقات احساس پشیمانی می کنم که چرا توی دانشگاه بهش بی توجه بودم .اینم بگم من بخاطر اینکه احساس تنهایی می کردم همیشه دوست داشتم یکی پیدا بشه بهم محبت کنه .با این وجود هنوز مطمین نیستم دوستش دارم یا نه ؟نظر شما چیه من چکار کنم ؟ازاینکه به حرف های من توجه می کنید خیلی ممنونم مزاحم شما شدم خداحافظ
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.17 در ساعت 23:31
  2. 1
  3. #76
    th-star
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    هر جایی ریز همین آسمون
    نوشته ها
    229
    193
    2

    پیش فرض

    سلام. من یه کمک می خوام. 5 ساله که یه پسر رو دوست دارم. دیگه دارم دیوونه می شم. نمی دونم دوسم داره یا نه. کمکم کنید. چطوری بفهمم؟؟
    آسمان مسئولیت بلند پروازی و کوتاه پروازی پرندگان را به عهده نمی گیرد.

    پس همیشه سعی کن در اوج قرار گیری...
  4. #77
    B-dell
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    265
    0
    1

    پیش فرض

    چند راه بیشتر نداری؟
    1-فراموشش کنی
    که البته خوب نتونستی

    2- خودت بری و ازش بپرسی؟
    که البته اینکار رو هم نتونستی بکنی

    3- از یک واسطه درخواست کنی که این کار رو بکنه
    یه نفر از فامیل و یا از دوست ها و آشناها

    روی من هم می تونی حساب کنی
    B-dell
  5. #78
    th-star
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    هر جایی ریز همین آسمون
    نوشته ها
    229
    193
    2

    پیش فرض

    سلام. من درخواست کمک دارم. 5 ساله یه ژسری رو دوست دارم اما نمی دو نم اونم دوسم داره یا نه. چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    آسمان مسئولیت بلند پروازی و کوتاه پروازی پرندگان را به عهده نمی گیرد.

    پس همیشه سعی کن در اوج قرار گیری...
  6. #79
    koochooloo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    843
    0
    1

    پیش فرض

    وقتي نمي دوني دوستت داره يا نه در اكثر موارد به اين معنيه كه دوستت نداره

    دو تا راه بهت پيشنهاد مي كنم

    يكي اينكه اونو فراموشش كني
    يكي ديگه هم اينكه خودتو فراموش كني
    در این دنیای بی حاصل که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری هایم محبت جست و جو کردم
  7. #80
    th-star
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    هر جایی ریز همین آسمون
    نوشته ها
    229
    193
    2

    پیش فرض

    ممنون از راه حلاتون.
    اما مشکل اینه که نه می تونم اونو فراموش کنم و نه خودمو.
    بی-دل عزیز:
    آخه کسی جز خوانوادم نمی دونه که دوسش دارم.
    البته دوستم هم می دونه اما اون که نمی تونه بره ازش بپرسه.
    تازه دوست ندارم تا وقتی که منو دوست نداشته باشه بدونه که دوسش دارم.
    آخه پسرا در اینجور موارد پررو می شن.
    کوچولوی عزیز:
    مشکل اینه که تو این چند ماهه با من صمیمی تر شده.
    همین کارش علاقمو بهش بیشتر می کنه.
    حالابا چیزایی که نوشتم بهم یه کمکی کنین که مورد استفاده باشه.
    ممنون.
    آسمان مسئولیت بلند پروازی و کوتاه پروازی پرندگان را به عهده نمی گیرد.

    پس همیشه سعی کن در اوج قرار گیری...
  8. #81
    B-dell
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    265
    0
    1

    پیش فرض

    دوباره سلام

    در این مورد که پسرا زود پررو می شن باهات موافقم آخه خودمم پسرم

    اما از این بابت که خانوادت از جریان اطلاع دارن خیلی خوشحالم و می تونم بهت بگم که بهترین راهنما ها و دلسوزترین آنها خانواده ما هستند .

    به نظرم حالا که خانوادت میدونند از ایشان کمک بگیری حتما به نتیجه مطلوبی میرسی.

    البته نباید فراموش کنیم که اول باید کارهامون رو به خود خدا بسپاریم تا هرچه که خیره برامون پیش بیاره..

    ضمنا اینو هم بدون که با تقدیر نمیشه جنگید.

    در هر حال هر کاری از دستم بر بیاد کوتاهی نمی کنم

    موفق باشی.
    B-dell
  9. #82
    sansor
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    5,377
    0
    17

    پیش فرض

    به نظر من اگه دوستش داری بهتره بهش بگی چون اگه عشق و دوست داشتنو پنهانش کنی به خودت ضربه میزنیو خودتو نابود میکنی .
    شاید ما پسرا زود پررو بشیم ولی اگه کسی واقعا دوستمون داشته باشه همه کار براش میکنیم .( درباره خودم که اینجوریه )
    آدما مثل کتابند تا وقتی تموم نشدن برای دیگران جالبند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی چون اگه تموم شی میرن سراغ یک کتاب دیگه ( نیچه )
  10. #83
    masoudobodane
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,346
    552
    295

    پیش فرض

    سلام سارا جون
    منم با گفته های sansor موافقم
    عزیز جون خودتو بیشتر از این ازار نده رک و راس بهش حرف دلتو بزن یا رومی روم یا زنگی زنگ
    با این کارت هم تکلیفت مشخص میشه هم طرف مقابلتو میشناسی تو رو خدا اگه خودتو دوست داری و برای خودت ارزش قایلی این کارو بکن
    اخه منم مثل تو بودم اینقدر دیوانگی کردم وحرف دلمو نزدم که اخرش از دستش دادم نمیخوام تو هم مثل من بشی به خدا فراموش کردن خیلی سخته الان چندین سال از این موضوع میگذره ولی هنوز فراموشش نکردم و هنوزم دوستش دارم
    شاید من خیلی دیوانه ام چون باید تا حالا همه چیزو فراموش میکردم ولی -- -- -- --
    ازت میخوام که یه تصمیم عاقلانه بگیری امید وارم که نه تنها دوستت داشته باشه بلکه اونم عاشقت باشه
    امیدوارم موفق بشی عزیز
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم



  11. #84
    th-star
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    هر جایی ریز همین آسمون
    نوشته ها
    229
    193
    2

    پیش فرض

    از راهنمایی همتون ممنونم.
    خانوادم می گن اونو فقط اندازه همه دوست داشته باشم.
    نمی تونم بهش بگم چون پسرداییمه.
    اگه دوسم نداشته باشه تو فامیل کمعنی خوبی نداره.
    موافقم که فراموش کردن خیلی سخته چون خودمم هرکاری کردم نتونستم.
    به هر حال امیدوارم که همگی به تقدیرمون راضی باشیم
    اما من نیستم.
    بازم از کمکاتون ممنونم.
    آسمان مسئولیت بلند پروازی و کوتاه پروازی پرندگان را به عهده نمی گیرد.

    پس همیشه سعی کن در اوج قرار گیری...
  12. #85
    AGHADANIAL
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    190
    0
    2

    پیش فرض

    [b]سلام

    درد من يكي دو تا نيست.

    من بالاخره 10 ارديبهشت از همسرم آقا مهدي جدا شدم. به هيچ وجه تمايلي به زندگي با من نداشت من و دانيال كوچولو رو زيرپا بخاطر اون خانم 45 ساله له و لورده كرد و موضوع رو علني كرد كه آره من هستم. و الان طبق قانون مهر بخشيدم و حضانت كامل فرزندم را گرفتم. و در دادگاه نفقه هم گفت نمي دم.

    هنوز اساسم رو نياوردم چون جايي رو ندارم و دلم نمي ياد بفروشم مي گم شايد سرش به سنگ بخوره برگرده ولي روز به روز بدتر و بدتر مي شه.

    خودم از يه طرف افسرده شدم چرا مگه من آدم نبودم مگه من با عشق و علاقه ازدواج نكردم مگه من يه زندگي خوب نمي خواستم. چرا خدا چنين سرنوشتي براي من رقم زد فردا به پسرم چي بگم.

    [code] فقط قصه من مي دونيد چيه اينكه دانيال كوچولو بابا بابا مي گه، الان كه 17 ماهه است مشكلي نيست ولي فردا كه بزرگ شد نمي دونم بهش چي بگم لطفاً كمكم كنيد چطور با اين موقعيت ها و واقعيت ها كنار بيام. منتظر پاسخ از طرف شما كوچولوهاي عزيز هستم.[code][b]

    روز همه شما مادران عزيز مبارك
    هرگاه بنده ای مرا بخواند چنان به سخن او گوش میسپارم که گویی بنده ای جز او ندارم
    اما شگفتا بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند
  13. #86
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    دوست عزيز، اول بگم متاسفم!

    يادم هست كه قبلا داستان زندگيت رو برام تعريف كردي و گفت و گوهايي داشتيم!

    100% شرايط سختي است و شما از بد و بدتر، بد رو انتخاب كردي كه كاره درستي كردي!
    الان هم به نظر من نبايد به گذشته نگاه كني!
    فقط به آينده نگاه كن و سعي كن زندگي ات رو به كمك خانواده ات از اول بسازي!

    اميدوارم كه موفق باشي :wink:
  14. #87
    modern2009

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    همین اطراف
    نوشته ها
    59
    0
    3

    پیش فرض

    سلام
    منم واقعا متاسفم
    امیدوارم که بتونی گذشته رو فراموش کنی و به آینده فکر کنی
    موفق باشی 8O
    زندگی درک همین امروز است . ظرف دیروز پر از بودن توست . شاید این خنده که امروز دریغم کردی،آخرین فرصت همراهی ماست.
  15. #88
    masoudobodane
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,346
    552
    295

    پیش فرض

    [SIZE=3:4e1d046b08]سلام دوست عزیز
    خیلی متاسفم که چنین داستانی رو از زندگی تو میشنوم
    امیدوارم که اینده روشنی پیش رو داشته باشی
    انشاالله اقا دانیال کوچولو هم زیر سایه شما زندگی خوبی پیش رو داشته باشه و در کنار هم خوش باشید دوست دارم بگم که گذشته رو فراموش کن ولی میدونم که خیلی سخته خدا بهت صبر بده امیدوارم همونی که دوست داشته باشی برات پیش بیاد
    به نظر من برای فراموش کردن این موضع باید به فکر یک ازدواج موفق و عاقلانه باشی
    و سعی کنی اینبار تو انتخابت دقت بیشتری داشته باشی

    به امید روزهای خوب و موفق و پر از شادی برای شما و اقا دانیال عزیز
    براتون دعا میکنم که همه چیز همونطور که دوست داری پیش بره[/SIZE]
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم



  16. #89
    AGHADANIAL
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    190
    0
    2

    پیش فرض

    سلام به شما كوچولوهاي عزيز و دوست داشتني. و سلام مخصوص و گرم به آقا سعيد گل

    از همدردي شما عزيزان و شما مدير محترم سايت آقا سعيد متشكرم من واقعاً خوشحالم دوستان خوبي مثل شما پيدا كردم فقط اگه مي شه منو راهنمايي كنيد در مورد بزرگ شدن دانيال كه پدري بالا سرش نيست و نمي خوام عقده اي بار بياد. خيلي خيلي دوستش دارم و هركاري مي كنم به خاطر آرامش فكري و ذهني و جسمي اوست. احساس مي كنم پدرش يك بيمار رواني است كه روز به روز بدتر و بدتر مي شود. و همچنان مرا با همسر صيغه اي شان آزار مي دهند. همين ديروز رفتم مقداري اساس جمع كردم جنگ و دعوايي شد كه تا الان ادامه داره. مي خوام در اين موارد منو راهنمايي كنيد كه دانيال كوچولو بزرگ شد 7 ساله شد بابا خواست چي بگم واقعيت رو بگم يا حرمت پدرش رو براش نگه دارم لطفاً راهنماييم كنيد. آيا برگشتن من صحيح مي باشد يا خير. در همه اين موارد واضحاً برايم بنويسيد.
    هرگاه بنده ای مرا بخواند چنان به سخن او گوش میسپارم که گویی بنده ای جز او ندارم
    اما شگفتا بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند
  17. #90
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    ندا خانم، با اين شرايطي كه شما گفتي به نظر من برگشتن چيزي رو درست نميكنه!!

    شما بايد به فكر آينده باشي و از صفر شروع كني!!
    كاري زياد سختي هم نيست!
    شما ميتوانيد در آينده نزديك ازدواج كنيد و مردي ديگر پدر دانيال را بر عهده بگيريد!
    يا خودتان بزرگش كنيد!
    خيلي بچه ها بودن كه حتي بدون داشتن پدر يا مادر و يا هر دو بسيار موفق بودند و عقده اي هم نشده اند! و برعكس!
    پس زياد اين مسائله رو بزرگ نكنيد و به فكر آينده خود و فرزندتان باشيد و ب عقب برنگرديد :idea:

    (قابل ذكر هست كه من با توجه به شرايطي كه شما برام گفتي، فقط نظرم رو گفتم) :arrow:
صفحه 6 از 18 نخست ... 23456789101116 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 256

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •