ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 48 از 52 نخست ... 283843444546474849505152 آخرین
نمایش نتایج: از 706 به 720 از 768
  1. #1
    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    1
    1

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    Icon16 مشاوره براي دختران و پسران؟

    من دانشجو بودم و الان درسم سه ماهي كه تمام شده توي دانشگاه يه پسر كه بچه خوبي از و همكلاسي من هم بود آشنا شديم بچه ها مي گفتند برخوردش با تو فرق داره يه جوره ديگه است چه مي دونم بهت علاقه داره براي من اون اصلاْ مهم نبود چون هدف و معيارم براي همسر چيزه ديگه اي بود كه اون نداشت مثل پول دار بودن زرنگ بودن به قول خودم مي گفتم وقتي گفتم رفته فرهزاد شاتوت آورده باشه كه اون نبود بعد در همين سالهاي تحصيل با يه پسري آشنا شدم كه همه اينا رو داشتن به خاطر همين برخوردام با همكلاسيم بدتر و بدتر مي شد به خيال خودم نمي خواستم رو من تو دلش حساب كن و وابسته شه بعد چند وقت دوستي با اين پسر فهميدم كه اون چيزي كه من مي خوام چه راحت من ساده رو سر كار مي ذاره و دور مي زنه بعد از اين شكست تمام دنيا عوض شد و معيارام البته ديگه به اين چيزا اهميت نمي دادم و همزمان شد با روزايي كه براي فوق درس مي خوندم كامل فراموش كردم من توي كلاس با پسراي كلاسمون فوق العاده راحت بودم توي حرف زدم نمي دونم شايد اين چيزا باعث شد همكلاسيم كنار بكشه ولي خوب روزا گذشت من و اون توي درس خوندن بهم كمك مي كرديم يه وقتاي هم شديد برام مرام مي ذاشت با اينكه درس داشت به خاطرم مي موند دانشگاه تا كارام انجام بدم بعد از كنكور تقريباْ يه هفته به خاطر يه كار تحقيقاتي همش با هم بوديم البته كار مي كرديم يه وقتايي گذري يه چيزاي راجع به زندگي مي گفت نتايج اومد رتبه اون 30 شد و من 102 برام انتخاب رشته كرد مي خواست جفتمون تهران بيافتيم من شبانه و اون روزانه من شبانه تهران افتادم اما اون روزانه مشهد حالا ديگه تقريباْ دور شديم روزاي آخر سال تحصيلي بهم يه يادگاري داد من هم به پيشنهاد مادرم بهش يادگاري دادم اون خيلي نجيب و نظرش اين بود كه تا همه زندگيم رو جمع نكنم (خونه و ماشين) ازدواج نمي كنم. الان من دچار دو دلي هستم نمي دونم اون اصلاْ بهم علاقه داره يا اين خيالات من و بقيه دخترا بود روز آخري كه براي تصفيه رفيتم دانشگاه آخرين باري كه همديگر رو ديديم كار من و يكي از دوستام طول كشيد ما گفتيم پسرا بمونن خداحافظي كنيم اما وقتي اومديم همه رفته بودن به جزء اون ما يه مسيري رو با هم رفتيم به سمت خوابگاه و تمام شد با اينكه معلوم بود دوست نداره خداحافظي كنه حالا من نمي دونم چه طوري مي تونم يه كاري كنم كه اگه واقعاْ چيزي هست بياد بگه يا اصلاْ وجود داره چيزي يا نه؟ و هيچ گونه دسترسي به جزء ميل بهش ندارم كه نمي دونم اصلاْ چك مي كنه ميلش يا نه؟ چه كار كنم؟
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.17 در ساعت 23:32
  2. #706
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,477
    30,443

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط 13760223 نمایش پست ها
    بهش میگم میخوام باهات تموم میکنم،میگه تو منو دوس نداشتی و دنبال بهونه بودی تا تموم کنی!
    این حرفشم خیلی می سوزونتم!
    اون میگه یه فرصت دیگه بهش بدم تا خودشو ثابت کنه.
    نمیدونم چیکار کنم.
    قلبم یه چیزی میگه.عقلم یه چیز دیگه!
    نامزد منم معتقده پسرا ذاتا تنوع طلبن وقتی خودشون اینجوری میگن دیه چی بگه

    باهاش کات کن عزیزم به حرفاشم اهمیت نده
  3. #707
    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    15
    10

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    [QUOTE=13760223;1431966][size=3]سلام دوستای گلم.آخرشم نتونستم طاقت بیارم و با خودم گفتم بیام این تایپیک از بقیه هم نظر بگیرم.
    تقریبا 2،3 هفته اس یه مشکلی واسم پیش اومده که از اون موقع تا حالا هرچقدرم با خودم کلنجار میرم نمی تونم حلش کنم.
    من دی ماه پارسال یعنی 6ماه پیش با یه پسری آشنا شدم.بعد از چند وقت اس دادن بهش واقعا بهم وابسته شدیم و عاشقش شدم.قبلا عاشق کسی نشده بودم و اون عشق اولم بود.خیلی با هم خوش میگذروندیم.همه کاری برام میکرد ک عشقشو ثابت کنه.از درس و کلاس و مدرسه اش میزد تا بیاد پیش من.روم خیلی حساس بود و خلاصه خیلی دوسم داشت.کم کم عشق بهم ثابت شد.خیلی اصرار داشت با دامادمون حرف بزنه.واقعا تصمیممون ازدواج بود.
    [b][font=&quot]که چند هفته پیش یکی از دوس دخترای قبلش بهم اس داد.اون ی ماه قبل من با میلاد دوست شده بود.یعنی آذرماه.بهم گفت میلاد

    من به دیدگاه بقیه کار ندارم بعضی از حرفاشون درسته ولی بعضی ها هم تند و زننده مانند حرفی که پسر آب زیرکا هستند و ...
    خودم پسر هستم شکست عشقی هم خوردم قضیه اش رو چند پست قبل از خودتون هست میتونید ببینید
    از چند بعد به این قضیه نگاه میکنیم تصمیم با خودته
    اول اینکه این پسر زمانی که به شما ابراز علاقه کرد همزمان با یکی دیگه بوده . وقتی یه پسر عاشق کسی میشه بقیه دخترا براش به حساب نمیان ( زمانی که عاشق بشن ) پس بهونه است که میخواسته بهم بزنه و از این جور حرفا
    دوم اینکه شما هنوز دختر مقابل رو نمیشناسین شاید با ترفندی اومده میخواسته شما رو فریب بده .(طبیعیه که اون دوست پسر خودشو بخاطره شما از دست داده و از اونجایی که دخترا بیشترشون حسودن خواسته میانه شما رو بهم بزنه )
    در مورد اون دوستمون که میگه پسرا تنوع طلب باشن شاید شما از نظر جنسی و عقلی فاح... باشی بخاطر همین از شما خواهش میکنم به همه نسبت نده(بد و خوب همه جا هست پسر و دختر نداره . )
    شما باید خودت طرف مقابل رو تست کنی که آیا توی مدتی که باهاش دوست بودی اتفاق و حرکت خاصی کرده که بر شما رو ناراحت کنه یا به شک بندازتتون ؟؟
    یا اگه دوست زیبا رویی دارین هم میتونین تستش کنین ببینین پا میده یا نه
    اگه نرم شد در مقابل دوست زیبا رو یا سر زبون دارتون بدونین که طرف مقابلتون هنوز عشق حالیش نیست و فقط دنبال تفریحات دوران نوجوانیش هست (دختر پسر نداره همشون این مدلی هستن )

    پ.ن : سر تست کردنش سعی کن بهترین نقشه ها رو بکشی و سوتی توش ندی که بفهمه
  4. #708
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    kashan
    نوشته ها
    2,351
    765
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط 13760223 نمایش پست ها
    سلام دوستای گلم.آخرشم نتونستم طاقت بیارم و با خودم گفتم بیام این تایپیک از بقیه هم نظر بگیرم.
    تقریبا 2،3 هفته اس یه مشکلی واسم پیش اومده که از اون موقع تا حالا هرچقدرم با خودم کلنجار میرم نمی تونم حلش کنم.
    من دی ماه پارسال یعنی 6ماه پیش با یه پسری آشنا شدم.بعد از چند وقت اس دادن بهش واقعا بهم وابسته شدیم و عاشقش شدم.قبلا عاشق کسی نشده بودم و اون عشق اولم بود.خیلی با هم خوش میگذروندیم.همه کاری برام میکرد ک عشقشو ثابت کنه.از درس و کلاس و مدرسه اش میزد تا بیاد پیش من.روم خیلی حساس بود و خلاصه خیلی دوسم داشت.کم کم عشق بهم ثابت شد.خیلی اصرار داشت با دامادمون حرف بزنه.واقعا تصمیممون ازدواج بود.
    که چند هفته پیش یکی از دوس دخترای قبلش بهم اس داد.اون ی ماه قبل من با میلاد دوست شده بود.یعنی آذرماه.بهم گفت میلاد پسر خوبی نیس.میگفت خیاتنکاره.گفت هیچ جوره تک پر کسی نمیشه.آخرشم گفت که تازه فروردین با میلاد تموم کرده.یعنی میلاد 4 ماه بعد من هم با اون بوده.این حرفش بدجوری کمرمو شکوند.ی حالی بهم دست داد که تا حالا تو زندگیم تجربه ش نکرده بومد.طعم تلخ خیانت و به بازیچه گرفته شدن.چون من کلا دختر احساساتی ای نبودم که بخوام زود به پسری اعتماد کنم و بازیچه کسی بخوام بشم ولی ناخودآگاه شده بودم.اون لحظه هرچی احساس بهش داشتمو از دست دادمو بهش گفتم همه چی بینمون تموم شده و باهاش تموم کردمو گوشیمو هم خاموش.
    فرداشم قضیه رو به دوستامو آبجیم گفتم.همه مثل من ازش متنفرشدن.
    اما دو روز بعدش گوشیمو روشن کردم میلاد یه ریز شروع کرد به اس دادن.پسرمغروری ک من میشناختم نبود.فقط التماس می کرد ببخشمش.حتی به...خوردن و غلط کردن هم افتاد.میگفت بعد اینکه با من آشنا شده همش میخواسته با اون بهم بزنه ولی نمیتونسته.میگفت دختره افسرده بوده و مشکل خانوادگی هم داشته.ب خاطر همین نمیتونسته یهو اونو ول کنه.بهم گفت اگ برگردم پیشش خطشو عوض میکنه و خط نو میخره.گفت هرجوری میخوام چکش کنم.گفت حتی گوشیشو میده بیارم خونه.گفت هرکاری بگم میکنه،حتی حاضره به خانوادش بگه منو میخواد.از اون روز دوستاشم همش اس میدن و میگن حال میلاد خرابه و خدایی دوستت داره و از اینجور حرفا.
    حلا من نمیدونم باید چیکار کنم.خیلی دوسش دارمو جدایی ازشم واسم مرگه ولی خیانتشو نمیتونم تحمل کنم.هرلحظه ک با خودم میگم برگردم پیشش خیانتش میاد جلوی چشممو میگم اون منو بازیچه کرده بود.
    اگرم دوباره برگردم پیشش نمیدونم چطور ذهنیت آبجیمو دوستامو نسبت بهش عوض کنم.شاید شعار بدم تو دل خودم ک حرف مردم مهم نیس ولی هر دختری دوس داره به دوستا و نزدیکاش ثابت کنه کسی که باهاشه خیلی دوسش داره و بهش وفاداره.اما با قضیه ای ک من واسه همه تعریف کردم همه از اون متنفر شدن.
    من خودم ی عمری ب دوستام میگفتم از دخترایی که میدونن طرفشون خیانتکاره ولی دوباره باهاش ادامه میدن بدم میاد.حتی بعضی وقتا نذاشتم دوستام با پسرای خیانتکار باش حالا چ جوری بگم میخوام باز با میلاد باشم؟؟؟
    سرم داره سوت میکشه.اصلا نمیدونم چیکار کنم.ممنون میشم راهنماییم کنید.
    عزیزم منم با نظر بقیه موافقم باید این رابطه رو تموم کنی هرچند که سخت باشه
    دردهایم هر روز حمام میگیرند...
    انگار نه انگار که مهمانند
    خیلى پررو شده اند!
  5. #709
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,477
    30,443

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [QUOTE=eCarterMHR;1432292]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 13760223 نمایش پست ها
    [size=3]سلام دوستای گلم.آخرشم نتونستم طاقت بیارم و با خودم گفتم بیام این تایپیک از بقیه هم نظر بگیرم.
    تقریبا 2،3 هفته اس یه مشکلی واسم پیش اومده که از اون موقع تا حالا هرچقدرم با خودم کلنجار میرم نمی تونم حلش کنم.
    من دی ماه پارسال یعنی 6ماه پیش با یه پسری آشنا شدم.بعد از چند وقت اس دادن بهش واقعا بهم وابسته شدیم و عاشقش شدم.قبلا عاشق کسی نشده بودم و اون عشق اولم بود.خیلی با هم خوش میگذروندیم.همه کاری برام میکرد ک عشقشو ثابت کنه.از درس و کلاس و مدرسه اش میزد تا بیاد پیش من.روم خیلی حساس بود و خلاصه خیلی دوسم داشت.کم کم عشق بهم ثابت شد.خیلی اصرار داشت با دامادمون حرف بزنه.واقعا تصمیممون ازدواج بود.
    [b][font=&quot]که چند هفته پیش یکی از دوس دخترای قبلش بهم اس داد.اون ی ماه قبل من با میلاد دوست شده بود.یعنی آذرماه.بهم گفت میلاد

    من به دیدگاه بقیه کار ندارم بعضی از حرفاشون درسته ولی بعضی ها هم تند و زننده مانند حرفی که پسر آب زیرکا هستند و ...
    خودم پسر هستم شکست عشقی هم خوردم قضیه اش رو چند پست قبل از خودتون هست میتونید ببینید
    از چند بعد به این قضیه نگاه میکنیم تصمیم با خودته
    اول اینکه این پسر زمانی که به شما ابراز علاقه کرد همزمان با یکی دیگه بوده . وقتی یه پسر عاشق کسی میشه بقیه دخترا براش به حساب نمیان ( زمانی که عاشق بشن ) پس بهونه است که میخواسته بهم بزنه و از این جور حرفا
    دوم اینکه شما هنوز دختر مقابل رو نمیشناسین شاید با ترفندی اومده میخواسته شما رو فریب بده .(طبیعیه که اون دوست پسر خودشو بخاطره شما از دست داده و از اونجایی که دخترا بیشترشون حسودن خواسته میانه شما رو بهم بزنه )
    در مورد اون دوستمون که میگه پسرا تنوع طلب باشن شاید شما از نظر جنسی و عقلی فاح... باشی بخاطر همین از شما خواهش میکنم به همه نسبت نده(بد و خوب همه جا هست پسر و دختر نداره . )
    شما باید خودت طرف مقابل رو تست کنی که آیا توی مدتی که باهاش دوست بودی اتفاق و حرکت خاصی کرده که بر شما رو ناراحت کنه یا به شک بندازتتون ؟؟
    یا اگه دوست زیبا رویی دارین هم میتونین تستش کنین ببینین پا میده یا نه
    اگه نرم شد در مقابل دوست زیبا رو یا سر زبون دارتون بدونین که طرف مقابلتون هنوز عشق حالیش نیست و فقط دنبال تفریحات دوران نوجوانیش هست (دختر پسر نداره همشون این مدلی هستن )

    پ.ن : سر تست کردنش سعی کن بهترین نقشه ها رو بکشی و سوتی توش ندی که بفهمه
    حرفای شما رو تا حدودی قبول دارم این که خوب و بد توی هر دو جنس هست ولی خب اینکه یه پسر اگه بخواد نذاره یه دختر خیلی چیزا رو بفهمه میتونه هم یقین دارم بهش متاسفانه تجربه تلخی داشتم در این مورد که دوستی داشتم از جنس مخالف جوری جلوی من نقش بازی کرد که فکر میکردم معصوم ترین آدم دنیاست ولی بعد به طور اتفاقی متوجه شدم چه حرومزاده ایی هستشالانم این کسی که دارم باهاش ازدواج میکنم همیشه میگه که ما پسرا اگه بخواییم میتونیم خیلی راحت هر کسی رو گول بزنیم و این رو حتی پدرم تایید میکنهو از نظر من اینکه شما میگی اینجوری امتحانش کن کار غلطیه چون هم خیلی پیش و پا افتاده است و ممکنه خیلی راحت دستش رو شه و هم اگه چنین اتفاقی بیفته و اون پسر واقعا بخوادش میتونه دلسرد شه فاصله عشق و نفرت از یه مو کمتره
  6. #710
    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    15
    10

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    [QUOTE=niniekhaste;1433792]
    نقل قول نوشته اصلی توسط eCarterMHR نمایش پست ها

    حرفای شما رو تا حدودی قبول دارم این که خوب و بد توی هر دو جنس هست ولی خب اینکه یه پسر اگه بخواد نذاره یه دختر خیلی چیزا رو بفهمه میتونه هم یقین دارم بهش متاسفانه تجربه تلخی داشتم در این مورد که دوستی داشتم از جنس مخالف جوری جلوی من نقش بازی کرد که فکر میکردم معصوم ترین آدم دنیاست ولی بعد به طور اتفاقی متوجه شدم چه حرومزاده ایی هستشالانم این کسی که دارم باهاش ازدواج میکنم همیشه میگه که ما پسرا اگه بخواییم میتونیم خیلی راحت هر کسی رو گول بزنیم و این رو حتی پدرم تایید میکنهو از نظر من اینکه شما میگی اینجوری امتحانش کن کار غلطیه چون هم خیلی پیش و پا افتاده است و ممکنه خیلی راحت دستش رو شه و هم اگه چنین اتفاقی بیفته و اون پسر واقعا بخوادش میتونه دلسرد شه فاصله عشق و نفرت از یه مو کمتره
    متاسفانه خصلت بد انسان ها اینه که دیگران رو بازیچه دست همدیگه کنن . دخترا هم همین طور هستن
    ولی کسی که اینقدر راحت هم این حرفو میزنه زیاد قابل اعتماد نمیتونه باشه .
    امیدوارم که انتخابتون درست بوده باشه و تو زندگی موفق باشین
    ما که فعلا خیری از دخترا ندیدم
  7. #711
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,477
    30,443

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [QUOTE=eCarterMHR;1434152]
    نقل قول نوشته اصلی توسط niniekhaste نمایش پست ها

    متاسفانه خصلت بد انسان ها اینه که دیگران رو بازیچه دست همدیگه کنن . دخترا هم همین طور هستن
    ولی کسی که اینقدر راحت هم این حرفو میزنه زیاد قابل اعتماد نمیتونه باشه .
    امیدوارم که انتخابتون درست بوده باشه و تو زندگی موفق باشین
    ما که فعلا خیری از دخترا ندیدم
    نامزد من فقط جانماز آب نمیکشه همین

    و گرنه پسر خوبیه همه تاییدش کردن حتی خدا

    ممنونم

    بعدم راحت حرف زدن راجع به یه موصوع دلیل نمیشه که آدم اونجوری باشه
  8. #712
    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    15
    10

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    [QUOTE=niniekhaste;1434241]
    نقل قول نوشته اصلی توسط eCarterMHR نمایش پست ها

    نامزد من فقط جانماز آب نمیکشه همین

    و گرنه پسر خوبیه همه تاییدش کردن حتی خدا

    ممنونم

    بعدم راحت حرف زدن راجع به یه موصوع دلیل نمیشه که آدم اونجوری باشه
    خب به سلامتی امیدوارم همین طوری که فرمودین باشن
    تجربه شخصی من اینه کسی که در مورد پدیده ای به راحتی فکر میکنه و در موردش حرف میزنه قطعا قابلیت انجام دادن اون رو هم خواهد داشت .
  9. #713
    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Zire barun
    نوشته ها
    1,123
    996
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    سلام به همه.
    از راهنمایی های همتون خیلی ممنونم.
    میلاد رفته و به خانوادش همه چیو گفته.حتی از مادرش خواسته بیاد با مامانم صحبت کنه.
    دیروز هم یه خط نو خرید و قراره اون خطش رو جلوم بشکنه و گوشیشو هم فرمت کنه.
    اون دختری هم ک بهم اس داده بود خیلی میلادو دوس داره و بهم ثابت شد بعضی حرفاش وا3 این بوده ک بین مارو بهم بزنه از حسودی.
    منم تصمیم گرفتم ی فرصت بهش بدم.اگه کوچک ترین چیزی ازش ببینم باهاش تموم میکنم.چون توی دوستیمون بهش اجازه نمیده حتی دستمو بگیره فک نکنم ازم سوء استفاده بشه.
    علاقه ای ک این وسط داریمو هم نمیتونم نادیده بگیرم!
    ...مآ عظیم تر از آنے هستیم کــہ مے انـבیــشیم...
  10. #714
    تاریخ عضویت
    December 2012
    محل سکونت
    دوست دارم در نزدیکی خداباشم.....
    نوشته ها
    6,537
    3,186
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط 13760223 نمایش پست ها
    سلام به همه.
    از راهنمایی های همتون خیلی ممنونم.
    میلاد رفته و به خانوادش همه چیو گفته.حتی از مادرش خواسته بیاد با مامانم صحبت کنه.
    دیروز هم یه خط نو خرید و قراره اون خطش رو جلوم بشکنه و گوشیشو هم فرمت کنه.
    اون دختری هم ک بهم اس داده بود خیلی میلادو دوس داره و بهم ثابت شد بعضی حرفاش وا3 این بوده ک بین مارو بهم بزنه از حسودی.
    منم تصمیم گرفتم ی فرصت بهش بدم.اگه کوچک ترین چیزی ازش ببینم باهاش تموم میکنم.چون توی دوستیمون بهش اجازه نمیده حتی دستمو بگیره فک نکنم ازم سوء استفاده بشه.
    علاقه ای ک این وسط داریمو هم نمیتونم نادیده بگیرم!
    سلام عزیزم
    امیدوارم تصمیمت درست باشه
    وخوبه که حدو مرز گذاشتی تا ازت سوء استفاده نشه
    ولی خوب مراقب باش تا احساسات نادیده گرفته نشه.
    دلم یک مزرعه می خواهد
    یک تو،یک من
    و گندم زاری طلایی رنگ
    که هوایش آکنده از عطرتو باشد ..

  11. #715
    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    شهر تنهايي
    نوشته ها
    56
    25

    کوچولو ثبات یافته

    پیش فرض

    نقل قول:
    نوشته اصلی توسط 13760223 نمایش پست ها
    سلام به همه.
    از راهنمایی های همتون خیلی ممنونم.
    میلاد رفته و به خانوادش همه چیو گفته.حتی از مادرش خواسته بیاد با مامانم صحبت کنه.
    دیروز هم یه خط نو خرید و قراره اون خطش رو جلوم بشکنه و گوشیشو هم فرمت کنه.
    اون دختری هم ک بهم اس داده بود خیلی میلادو دوس داره و بهم ثابت شد بعضی حرفاش وا3 این بوده ک بین مارو بهم بزنه از حسودی.
    منم تصمیم گرفتم ی فرصت بهش بدم.اگه کوچک ترین چیزی ازش ببینم باهاش تموم میکنم.چون توی دوستیمون بهش اجازه نمیده حتی دستمو بگیره فک نکنم ازم سوء استفاده بشه.
    علاقه ای ک این وسط داریمو هم نمیتونم نادیده بگیرم!


    عزيزم اميدوارم به هر چي كه ميخواي برسي تصميم خوبي گرفتي من خوشحالم
  12. #716
    تاریخ عضویت
    June 2013
    نوشته ها
    7
    3

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    [سلام من عاشق دختری شدم که طبقه ی بالای ما
    زندگی میکنن اولین بار که دیدمش بغل مادرش بود اما با این حال به من نگاه میکرد وخنده میکرد من اون موقع از مدرسه امده بودم وبه من خسته نباشید گفت و خنده کرد بنظر شما اونم عاشقمه من 17 سالمه و دختره ای که واقعا عاشقش شدم 19 در ضمن من عادت دارم اهنگای عاشقانه رو زمزمه میکنم
    بعد عید که مادر و پدرم عید دیدنی پیش اونا رفتند
    دختره به مامانم گفت من صدای اقا میلاد رو میشنوم وقتی اهنگ میخونه بعد از گفته اون من اهنگا رو با صدای بلند تر خوندم تا دختره بهتر بشنوه یعنی بنظر شما احساس منو نسبت بهش فهمیده
  13. #717
    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها
    1,092
    651
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mirmilad11 نمایش پست ها
    [سلام من عاشق دختری شدم که طبقه ی بالای ما
    زندگی میکنن اولین بار که دیدمش بغل مادرش بود اما با این حال به من نگاه میکرد وخنده میکرد من اون موقع از مدرسه امده بودم وبه من خسته نباشید گفت و خنده کرد بنظر شما اونم عاشقمه من 17 سالمه و دختره ای که واقعا عاشقش شدم 19 در ضمن من عادت دارم اهنگای عاشقانه رو زمزمه میکنم
    بعد عید که مادر و پدرم عید دیدنی پیش اونا رفتند
    دختره به مامانم گفت من صدای اقا میلاد رو میشنوم وقتی اهنگ میخونه بعد از گفته اون من اهنگا رو با صدای بلند تر خوندم تا دختره بهتر بشنوه یعنی بنظر شما احساس منو نسبت بهش فهمیده
    سلام آقا میلاد نه نفهمیده که شما دوسش دارید ، اون 19 سالشه و اصلا به پسر کوچیک تر از خودش فکر نمی کنه ما دخترا معمولا عاشق پسری میشیم که از خودمون بزرگ تره.
    سعی کنید دیگه بهش فکر نکنین
    ولله چادرم را دوست دارم؛خاکی هم که بشود بیشتر...قداستش را نشکنید! ارثیه مادرم فاطمه (س) است..
  14. #718
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,941
    872
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    یه سوال اگه کسی رو دوست داشته باشیم چه جوری باید به دستش بیاریم درضمن اگه اون علاقه خاصی به ما نداشته باشه:-( ???
    مـِـثـْـــلِـــــ مــا تـو نـَســـلایِـــــ بَـعــد نیــــــســْـــ...
    ذاتِــــ پــــاکـــ و حــَــرفایِــــــ سَنـگیــــنــْ...
  15. #719
    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها
    1,092
    651
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    سعی کن جلوش سرو سنگین باشی و خوش تیپ باشی...جلوش لبخند بزن واینو بدون اگه به پسرا مهل ندی بیشتر جذبت میشن...
    ولله چادرم را دوست دارم؛خاکی هم که بشود بیشتر...قداستش را نشکنید! ارثیه مادرم فاطمه (س) است..
  16. #720
    تاریخ عضویت
    June 2013
    نوشته ها
    7
    3

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    یعنی شما میگید هیچ احساسی بهم نداره تازه دو بار که از امتحان اومدم خونه اون پنجره رو باز کرد و منو نگاه کرد
صفحه 48 از 52 نخست ... 283843444546474849505152 آخرین
نمایش نتایج: از 706 به 720 از 768

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •