ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 41 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 609

موضوع: اشعار طنز

  1. #16
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    دختری با مادرش در رختخواب
    درددل می کرد با چشمی پر آب
    گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
    زندگی از بهر من مطلوب نیست
    گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
    روی دستت باد کردم مادرم!
    سن من از بیست وشش افزون شد
    دل میان سینه غرق خون شد
    هیچ کس مجنون این لیلا نشد
    شوهری از بهر من پیدا نشد
    غم میان سینه شد انباشته
    بوی ترشی خانه را برداشته!
    مادرش چون حرف دختش را شنفت
    خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
    دخترم بخت تو هم وا می شود
    غنچه ی عشقت شکوفا می شود
    غصه ها را از وجودت دور کن
    این همه شوهر یکی را تور کن!
    گفت دختر مادر محبوب من!
    ای رفیق مهربان و خوب من!
    گفته ام با دوستانم بارها
    من بدم می آید از این کارها
    در خیابان یا میان کوچه ها
    سر به زیر و با وقارم هر کجا
    کی نگاهی می کنم بر یک پسر
    مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
    غیر از آن روزی که گشتم همسفر
    با سعیدویاسر وایضا صفر
    با سه تاشان رفته بودم سینما
    بگذریم از مابقی ماجرا!
    یک سری هم صحبت صادق شدم
    او خرم کرد آخرش عاشق شدم
    یک دو ماهی یار من بود و پرید
    قلب من از عشق او خیری ندید
    مصطفای حاج علی اصغر شله
    یک زمانی عاشق من شد،بله
    بعد جعفر یار من عباس بود
    البته وسواسی وحساس بود
    بعد ازآن وسواسی پر ادعا
    شد رفیقم خان داداش المیرا
    بعد او هم عاشق مانی شدم
    بعد مانی عاشق هانی شدم
    بعدهانی عاشق نادر شدم
    بعد نادر عاشق ناصر شدم
    مادرش آمد میان حرف او
    گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
    گرچه من هم در زمان دختری
    روز و شب بودم به فکر شوهری
    لیک جز آن که تو را باشد پدر
    دل نمی دادم به هرکس اینقدر
    خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
    واقعا که پوز مادر را زدي
    ...
  2. #17
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    ...

    [SIZE=3:5719d1a268]زن ذلیل نامه [/SIZE]

    الهی! به مردان در خانه ات
    با آن زن ذلیلان فرزانه ات

    به آنانکه با امر (( روحی فداک ))
    نشینند و سبزی نمایند پاک

    به آنان که از بیخ و بن زی ذیند
    شب و روز با امر زن می زیند

    به آنانکه مرعوب مادر زنند
    ز اخلاق نیکوش دم میزنند

    به آن شیر مردان با پیشبند
    که در ظرف شستن به تاب و تبند

    به آنانکه در بچه داری تکند
    یلان عوض کردن پوشکند

    به آنانکه بی امر و اذن عیال
    نیاید در از جیبشان یک ریال

    به آنکه با ذوق و شوق تمام
    به مادر زن خود بگویند: مام!

    به آنانکه دارند با افتخار
    نشان ایزو...نه! (( زی ذی نه هزار ))

    به آنانکه دامن رفو میکنند
    ز بعد رفویش اتو میکنند

    به آنانکه درگیر سوزن نخند
    گرفتار پخت و پز مطبخند

    به آن قرمه سبزی پزان قدر
    به آن مادران به ظاهر پدر

    الهی! به آه دل زن ذلیل
    به اشک چشمان ممد سبیل(!)

    به تنهایی مردان که از لنگه کفش
    چو جیغ عیالشان شد بنفش

    که ما را بر این عهد کن استوار!
    از این زن ذلیلی مکن بر کنار!

    به زی ذی جماعت نما لطف خاص
    نفرما از این یوغ ما را خلاص!

    ....
  3. #18
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,759
    2,365
    5,609

    پیش فرض

    ترانه اي که بسيجيان عزيز لطف کردن براي روز خواهر آماده کردن : خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر مسير ديدگان افسون مريز خواهرم ديگر تو كودك نيستي فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟ خواهرم اينقدر طنازي نكن! با امور شرع لجبازي نكن
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  4. #19
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    يادواره مهندسي
    بسي رنج بردم در اين سال سي / كه مدرك بگيرم زبد شانسي
    نشد، دادم از كف همه زندگي / نهادم به سر افسر بندگي
    نبودم اوائل چنين ناتوان / ببودم به سر موي و بودم جوان
    نه تن خسته و ناتوان بودمي / نه اينگونه نامهربان بودمي
    نه اهريمني طينتي داشتم / نه بر خوي بد عادتي داشتم
    كنون بشنويد اينكه بيچاره من / چنان گشته*ام اينچنين اهرمن
    بود شرح احوال من بس دراز / ولي قطره آن گويم از بحر، باز
    به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودي چو من درسخواني به دهر
    به كنكور در رزم كنكوريان / زدم تستها را يكي در ميان
    به كف آمدم رتبه*اي زير صد / نيارد چو من رتبه كس تا ابد
    خيالم كه ديگر مهندس شدم / نبودم خبر زينكه مفلس شدم
    به خود وعده*اي نيك دادم همي / كه چون در خط درس افتادمي
    بيابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و ميرم ز خواب
    چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب
    وليكن چو پايم بدينجا رسيد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد
    به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به يك روزه هفتاد بار
    به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردي نهاد
    چو دادندمي صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق
    چنان بي كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف
    پس از آن چو ديگر به صف ماندگان / به يك نمره گشتم من از بنديان
    بماند، پس نمره*اي گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم
    به خود گفتم اين زندگي بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است
    گذشتم از آن فكر پيشينه*ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام
    به من چه كه ديگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند
    به من چه فلاني دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است
    گذشتم از آن فكر پيشينه*ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام
    كه دانش چراغ ره آدم است / كليد در گنج اين عالم است
    چو فرصت غنيمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون
    پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز يك درب چوبي بسي بي صدا
    به رزم اندر آمد يكي اوستاد / بگفتا شكاري به دام اوفتاد
    بچرخيد و گرديد و غريد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايد كه خفت
    كه من دكترا از فلان كشورم / يل سر سپاه فلان كشورم
    كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسي، ز مخلص بترس
    بگفتم كه درست بسي ساده است / كدامين خر ز درست افتاده است؟
    بگفتا كه درسم بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان باطل است
    چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران
    پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهي چو از آن سخن*ها گذشت
    رياضي يكم نمره بر شيشه زد / هزاران غمم تيشه بر ريشه زد
    علومي چو بر بنده لشكر كشيد / سپاه معارف به دادم رسيد
    يكي بيست بگرفتم از ريشه*ها / نشد كارگر زخم آن تيشه*ها
    پس از آن معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخي چنان زهر كرد
    به تالار و در گرمي ماه تير / بيامد ز در اوستادي چو شير
    بگفتا كه در رزم نام آوران / بدان،* خوان اول بود امتحان
    فراهم شد از جمع ما لشگري / يكي پهلوان*تر از آن ديگري
    اتودها كشيده همه از نيام / كه بايد نمودن به دشمن قيام
    چو آمد فرود آن يل از پشت زين / ببست افسار رخش خود بر زمين
    كشيد از نيامش سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را
    سپه را به يك غرش آرام كرد / يلان را چنان اسب خود رام كرد
    بگفتا كه درسم بسي ساده است؟! / كدامين كس از درسم افتاده است؟!
    كنون گر تواني برو بچه*جان / به فني زبندم تو خود را رهان
    نشستم چنان سنگ بر صندلي / به خود گفتمي اينكه ول معطلي
    برو فكر ديگر بكن اين جوان / مگر ترم ديگر شوي پهلوان
    شدم بر خر نحس شيطان سوار / دو صد حيله را چون نمودم قطار
    به يك روزه صدها گواهي بكف / به ظاهر پريشان و در دل شعف
    بگفتم كه من موقع امتحان / ببودم به بستر بسي ناتوان
    كه رحمي كن اي پهلوان رهنما / بيا بر من اكنون تو راهي نما
    كنون تا نيفتم به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار
    دو ترمي در اين نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد
    هزاران كلك را زدم بيش و كم / كه شايد برون آيم از پنچ و خم
    رهي پرفراز و خم اندر خم است / در اين ره هزاران چو من رستم است
    يكيشان به رخش و يكي مرده رخش / يكي با درفش و يكي بي درفش
    هر اينك در انديشه كارزار / مگر آخر آيد غم روزگار
    ...
  5. #20
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    زنی دارم ،فلك تایش ندیده**زدستش هوش وعقل من رمیده

    زرُخسارش نگو رحمت به شادی**زرفتارش دل و قلبم دریده

    همه در خواب و در خرناس باشد**كه از خرناس او خوابم پریده

    اگر صد من عسل ریزی به رویش**نشاید خوردنش این ورپریده

    زبس سنگین و چاق است هیکل او //اگر باران زند در شُل تپیده

    مرتب چشم او دنبال چیزی است**چه پررّویی بوُد این چشم دریده

    همه در فكر غیبت یا كه تهمت**ازاین كارش جهنم را خریده

    بگیرد او زمن ایراد بسیار**نباشد فكر من این خیرندیده

    كند خود را بَزَك چون دلقك سیرك**به روی گونه اش،سرخاب ماسیده

    كنم بهرش فراهم هرچه خواهد**میان خوردنیها او چریده

    اگر با او رَوم اندر خیابان**طلا چون دید پاها یش سُریده

    زبس ولخرج باشد تحفۀ هند//به زیر قرض ها پشتم خمیده

    چو گفتم حال زارم را به ‹‹جاوید››**بگفت همچون زنی هرگز ندیده

    به شعرآورد حال و روز بنده**چوخواندم شد روان اشكم زدیده
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  6. #21
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    همسری دارم كه سر تا پا گله/چهره ی شادش به مثل سنبله

    خوش بیان است و شیرین كلام/ تا ببیند او مرا گوید سلام

    با دلی خوش آید او پیشباز من/باشد او هم صحبت و هم راز من

    كی عبوسی می كند با من دمی/خنده اش باشد برایم مرحمی

    در سخن چینی ندارد سابقه / باشد او در خانه داری نابغه

    راضی ام پیوسته از او راضی ام/ وقت تنهایی بود هم بازی ام

    مادرم دایم از او دم می زند / پشت پا بر غصه و غم می زند

    دم به دم گوید ز خوبی های او/ می كند تمجید از او بی گفت گو

    كی سخن از خاله باشد یا عمو/ گر گله باشد كند آن را رفو

    كی زند نق از برای البسه / هر چه دارد گوید او همین بسه

    در قناعت شهره باشد پیش ما/ كی بچسبد چون كنه بر ریش ما

    كی به بحثی بوده ما را احتیاج / در تمام مدت این ازدواج

    گر بپرسی مدت آن در جواب / گویمت این گونه با صد آب و تاب

    ماه سوم را كنم آغاز و من / بیش از این دیگر نمی گویم سخن
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  7. #22
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,759
    2,365
    5,609

    پیش فرض

    گله مي*كرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطه*مان ايميلي
    حيف از آن رابطه*ي انساني - كه چنين شد كه خودت مي*داني

    عشق وقتي بشود دات*كامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
    نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا دات*نت و دات*ارگ تو را

    بهرت اي*ميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
    به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است

    به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
    آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بي*ميلم

    مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
    OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام

    اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
    نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد

    خسته از Font و ز Format شده*ام - دلخور از گردالي @ (ات) شده*ام

    كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
    باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

    زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
    راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي

    نامه*اي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  8. #23
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    ...

    استفتا درباره حكم سيگار
    ضمن عرض سلام به محضر مبارك فاضل و دانشمند و فقيه و مجتهد زمان، حضرت آيت*اللّه العظمى مكارم شيرازى، از جهت كسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زير تقديم مى*گردد.
    توانا از كرمانشاه


    آيت*اللّه مكارم، اى فقيه نيك نام
    اى همه عزّ و كمال و رفعت و جاه و مقام
    اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
    وى همه نورت كلام و وى همه نغزت پيام!
    مكتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
    فاضل و عادل به گيتى، حاذق فقه و كلام
    متن «تفسير نمونه» منحصر شد در جهان
    آفرين بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
    هر پيامش بى نظير و هر بيانش دلپذير
    متنِ شيرين و روانش دل برد از خاص و عام!
    ضمن تقديم ارادت زان سپس، عرض سلام
    محضر آن پاك مرد گوهر فرخنده نام
    آنچه اكنون گشته سنگين، حلّ اين معضل بود
    اين گِره بگشاى و واكن باب رحمت روى عام
    نيك دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
    طبق فتواى فقيهان مصرفش باشد حرام
    مصرف «سيگار» دارد بس ضررها را ز پى
    گر ندارد آن زيانى، پس ضرر باشد كدام؟
    اين سموم بس كشنده روز و شب بيع و شرا
    مى شود اينجا و آنجا با كمال اهتمام
    فرض آنكه عايداتش باشد از انجم فزون
    مى نيارزد آنچه دارد مرگ و بيمارى مدام!
    مى نيارزد تا كه انسان جان خود سازد فدا
    عقل سالم كى پسندد اين غُل و زنجير و دام؟
    اين چنين چيزى كه دارد پاى تا سر شور و شر
    از چه حاضر گشته دولت بهر توزيعش مدام؟
    ساليانه صدهزاران مرده اند از اين طريق
    اين ستم، گر نيست نقمت، پس چه بايد داد نام
    چيست فتواى شما در محو اين «امّ الفساد»؟
    يا چه دستورى نمايد منع آن را تا قيام؟
    اى فقيه بافضيلت! رأى خود كن آشكار
    هر كه گردد روسياه و يا كه گردد شادكام!
    طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لايزال
    در سلامت پايدار و در سعادت مستدام!

    پاسخ استفتاء
    جناب آقاى توانا


    مى كنم با نام حق آغاز، اكنون اين كلام
    مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
    نامه ات خواندم كه بد از هر نظر «فصل الكلام»
    دلنشين و جامع و زيبا و جالب خوب و تام
    از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
    گشته ام ممنون و دارم از برايت يك پيام:
    راست گفتى، مصرف «سيگار» دارد صد ضرر
    بهر شيطان شد سلاح و بهر ديوان، هست دام!
    شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
    در فسادش شك نكن از مذهب خيرالانام!
    آن كه دل بندد به اين «امّ الخبائث» در جهان
    از حقيقت دور باشد، در طريقت هست خام!
    گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
    اين به شكل «دود» باشد وان يكى «زهرى» به جام
    گر بزرگى از بزرگان جايزش بشمرده است
    بر بنى آدم خطا ممكن بُوَد از خاصّ و عام!
    آنچه گفتم يك اشارت بود در اين مسأله
    عاقلان را يك اشارت هست كافى، والسّلام

    ...
  9. #24
    pardis

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    1
    0
    0

    پیش فرض

    گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد!
    گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!
    گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!
    گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!
    گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
    :D :oops:[fade]
  10. #25
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    .............

    و عصر موشک و فضا، الاغ سواری عالیه
    کنار بنز و زانتیا، دیدن گاری عالیه
    بعدسیگار و پیپ و اکس، چپق کشیدن بهتره
    ماهواره ها برن کنار، ستاره چیدن بهتره
    بسکه فراوونه کلاغ، قناری قارقار می کنه
    از هرچی آوازه خوشه، آدمو بیزار می کنه
    سینما و تاتر چیه، سیا بازی قشنگ تره
    رو حس و حال آدما، لی لی کنون نمی پره
    اصغر آقا اَسی شده، موهاشو های لایت می کنه
    زیر ابرو شو بر می داره، تیپ شو ری رایت می کنه
    تو این قاراشمیش شدید، صغرا خانم ولنسیاس
    عجب زمونه ای شده، دنیا رو باش دس کیاس
    پیتزا و استیک ولش، سیخ جیگر نصیب ماس
    آبگوش خوراک اعیوناس، اشکنه راس جیب ماس
    از رپ و راک و پاپ نگو، ابرام غزل خونو می خوام
    شبای صاف و ماه نو، صفای ایوونو می خوام
    پپسی کولا ارزونی تون، قرتی بازی دیگه بسه
    کاهو سکنجبین می خوام، آب قناتم هوسه
    قدیم ندیما یادته؟ تهرون هوای خوبی داشت
    شیرونیای حلبی، سقفای تیر چوبی داشت
    آپارتمانای عجیب، با برج و بارو مد شده
    مدرنه آب حوض کشی، باز دَسه جارو مد شده
    عطرای پاریسی چیه، گلاب قمصر بیارین
    تو جیبای بی برکت، یه مُش گل یاس بذارین
    اینترنت و فکس و موبایل، تلویزیون و رادیو...
    رد پای تمدنو، همینجوری بگیر برو...
    شلوغ پلوغه سرمون، جا واسه دل نمی مونه
    قدر من و تو رو حاجی، هیشکی دیگه نمی دونه
    به جای ایمیل جون من، نامه ی دَسی بنویس
    شیک بازی رو کنار بذار، اونی که هَسی بنویس
    دنیا مثه راز بقاس، از صلح و آشتی بنویس
    از روزگار خوبی که، اونوقتا داشتی بنویس

    ...
  11. #26
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,759
    2,365
    5,609

    پیش فرض

    غصــّه را کــم در دلت انبــار کــن

    سینه را از غصّــه کــم غمبارکـن

    می شود باسکته ای کارت تمام

    خــر بیــار و بـاقلــی را بــار کــن !
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  12. #27
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,759
    2,365
    5,609

    پیش فرض

    از آن روزی شـروع شـد ازدواجم

    به جان من همیشه هاج و واجم

    رود نــر خ تــو رٌ م هــی بــه بـالا

    نمــی دانـم بسوجم یـا بساجم !
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  13. #28
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,759
    2,365
    5,609

    پیش فرض

    2 بيتي هاي .......



    سـرودن از گــرونی شــد کلیشه

    گرونـی هـا ولـی هستن همیشه

    بیــا تـا قــدر ارزونــی بــدونیـــم

    گرونی سنگ و ماها مثل شیشه!



    هر دختری شوهر زبل می خواهد

    یک ماشین آخرین مدل می خواهد

    افسانه ی عشق را فراموشش کن

    زیرا که دلار جـای دل می خواهد!




    مـن آدمـی بـا عـاطفـه و مسئولـم

    هم صاحب اولاد و زن وبـی پـولم

    باکـار به خـانه آورم شـادی ونــان

    چون خوکچه ای به زندگی مشغولم!



    گفتم که بیا و بنده جان می گیرم

    با بـودن تـو کمـی توان می گیرم

    این کار چه بود؟چه غلط کردم من

    ازدست تو دارم سرطان می گیرم!




    آمد شبی کنارم،گفتم به گوش یارم

    ای ماه نازنینم ، ازعشق بی قــرارم

    باخنده ای بمن گفت:اروای گوربابات

    هالوگرفته ای تو، من ختم روزگارم!




    فدات از فرق سر تا نوک پاتم

    بیا بـامـن بمـــان تامـن باهاتم

    موبایل "نوکیا"داری به دستت

    فدای هم خودت هم نوکیاتم!




    ته برج است و بی پولی ست محشر

    شپــش در جـیب مــن هــی می زند پـر

    چــه بــدبختــی است یارب مـوقع خواب

    خــطـابــم مــی کنــد همســر، بـــرادر !
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  14. #29
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    دلم انفجاريست ...
    بمبم تو باش دري بسته هستم ....
    پلمبم توباش..
    مرا كشف كن گرچه دور از توام بيا و كريستف كلمبم تو باش :D
  15. #30
    leyli
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    49
    0
    0

    پیش فرض

    خوشا مردي كه اصلا زن ندارد
    بلاي خانگي چون من ندارد
    هزاران زن فداي موي يك مرد
    فداي گوشه ابروي يك مرد
    نميدانم خدا برجنس ماده
    چرا مهر و وفا اصلا نداده
    الهي غرق ماتم باشي اي زن
    هميشه همدم غم باشي اي زن
    كه گفته زن شريك عمره مرده
    مگر زن مي كند تخم دو زرده
    زن ار باشدچو حوري نزد بنده
    بود بدتر زهر مار گزنده :D
صفحه 2 از 41 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 609

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •